اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه :
مقدّمه مترجم
با بهره گیری از مطالعه میدانی، آقایان گراهام ای. فولر (۱۹۳۷) و رند رحیم فرانک (۱۹۴۹) به بررسی وضعیت شیعیان عرب پرداخته اند. برای این منظور، قریب دویست مصاحبه در کشورهای لبنان، کویت، بحرین، انگلستان و آمریکا انجام داده اند. آنان حاصل کار خود را به صورت کتابی تحت عنوان شیعیان عرب؛ مسلمانان فراموش شده به چاپ رسانده اند. آن ها در این کتاب، تنها شیعیان اثنی عشری را مورد بحث قرار داده و از دیگر فرق شیعه، همچون زیدیه یمن، علویان سوریه و شیعیان اسماعیلی سخنی به میان نیاورده اند.
جهت گیری اصلی کتاب بنا به گفته
مؤلّفان، پاسخ گویی به سؤالات ذیل است:
۱. شیعیان چه کسانی اند و به دنبال چه چیزی هستند؟
۲. نقش شیعیان در جامعه و سیاست خاورمیانه ای چیست؟
۳. جامعه و حکومت سنّی درباره شیعیان چگونه می اندیشد؟
۴. سیاست های دولتی و نگرش های شیعی چگونه بر تحوّلات داخلی و منطقه ای تأثیر می گذارند؟
۵. شیعیان و حکومت ها برای پرداختن به مسئله شیعه چه تدابیری اتخاذ می کنند؟
۶. دولت های غربی در سیاست های آینده منطقه، باید چه جایگاهی به شیعیان اختصاص دهند؟
مباحث این کتاب مشتمل برسه بخش اساسی اند.
الف. چهار فصل اول با عناوین «ماهیت تشیّع»، «شیعیان عرب در حکومت سنّی ها»، «مطالبات و خط مشی های تشیّع» و «ارتباط شیعیان عرب با ایران» تحلیلی گسترده از موقعیت عمومی شیعیان ارائه می دهند و مسائل مربوط به جوامع شیعی را به صورتی کلی بررسی می کنند.
ب. پنج فصل بعد به صورت موردی به اوضاع شیعیان عرب در کشورهای عراق، لبنان، کویت، بحرین و عربستان سعودی می پردازند. از دیدگاه نویسندگان کتاب، شیعیان هر یک از این کشورها، نه تنها با شیعیان کشوری دیگر، بلکه در میان خود نیز تفاوت های چشمگیری دارند.
ج. دو فصل آخر به بررسی تقابل شیعیان با جهان غرب و پیامدهای سیاسی آن می پردازند.
جمع بندی یافته های اساسی تحقق، پایان بخش کتاب است.
لازم به ذکر است که این کتاب در سال ۱۹۹۹ توسط انتشارات «سنت مارتین» در نیویورک در ۲۹۰ صفحه و قطع وزیری منتشر شده و هم اکنون توسط «مؤسسه شیعه شناسی»درحال ترجمه وچاپ است.
[مقدّمه نویسندگان]
سخن گفتن از شیعیان جهان عرب، به منزله طرح مسئله ای است حسّاس که اغلب مسلمانان ترجیح می دهند مورد بحث قرار نگیرد. در نظر برخی، چنین مسئله ای وجود خارجی ندارد، اما به اعتقاد عده ای بیشتر، فقط بهتر است که از طرح این موضوع خودداری شود؛ چرا که این بحث مسائل نگران کننده ای درباره جامعه و سیاست عرب مطرح می سازد و مفروضاتی ریشه دار در مورد تاریخ هویّت عرب را به چالش می کشاند. سنّیان روی هم رفته، ترجیح می دهند به این موضوع نپردازند و حتی بسیاری از شیعیان نیز تمایلی به آن ندارند. در ورای این تکذیب ظاهری، این اعتراف تلویحی وجود دارد که شیعیان (از ابتدای تاریخ اسلام) مسئله حل نشده ای در سیاست مسلمانان عرب به وجود آورده اند که می تواند روش های سنّتی نظم بخشی به جامعه و حکومت در جهان عرب را عمیقا تحت تأثیر قرار دهد.
روشن است که شیعه بودن در جهان اسلام، بخشی از مسئله «هویّت» است که قلب جامعه و سیاست جهان عرب و اسلام را جریحه دار کرده است. جهان از موضوعات هویّتی انباشته است و برجسته شدن این مسائل طی دهه های گذشته و بخصوص پس از خاتمه جنگ سرد، رو به افزایش است. همین امر در مورد خاورمیانه نیز صادق است. در آنجا نیز هویّت همان قدر که به مذهب وابستگی ندارد، به قومیت نیز مربوط نیست. نه مسئله شیعه یا سنّی بودن تنها مسئله هویّت در جهان اسلام و یا لزوما تعیین کننده هویّت است؛ چرا که هویّت های مذهبی دیگر منطقه نیز به کار می آیند: در برابر مسلمانان، پروتستان ها، کاتولیک ها، ارتدوکس ها، زرتشتی ها، دروزی ها، علوی ها، یا یهودی ها قرار دارند؛ و نه مذهب ضرورتا مهم ترین هویّت است. در واقع، همه افراد هویّت های متعددی دارند که عبارتند از: قبیله، طایفه، منطقه، ملّیت، مذهب، جنسیت، حرفه، طبقه، نژاد، زبان، فرهنگ و مانند آن. برخی هویّت ها با مرزهای بین المللی مشخص می شوند که اردنی را از عراقی، و عربستانی را از ایرانی متمایز می کنند. هویّت های دیگر می توانند از مرزهای ملّی گذر کنند. اما همه این تمایزها می توانند برای موقعیت و جایگاه فرد در جامعه مهم باشند، و می توانند رفاه اقتصادی یا اجتماعی و یا دست یابی به قدرت و امتیاز را تحت تأثیر قرار دهند. (برای نمونه، در تحقیقی غیررسمی که مؤلّفان در میان شیعیان عراقی انجام دادند، از آن ها خواستند مؤلّفه های هویّتشان را به ترتیب اهمیت فهرست کنند. بدون استثنا، هویّت عراقی در ابتدای لیست قرار داشت، و به دنبال آن، هویّت عربی یا اسلامی. شیعه بودن معمولاً در مرتبه چهارم قرار داشت. البته تمامی شیعیان به این طبقه بندی اعتقاد ندارند.)
در خاتمه، باید گفت: در هر زمان، شرایط خارجی، برجستگیِ یک جنبه از هویّت شخص نسبت به جنبه دیگر را تعیین می کنند. تبعیض قایل شدن نسبت به یک بعد خاص از هویّت فرد، به این بعد در ارتباط با دیگر ابعاد قوّت می بخشد. این یک خصوصیت اسف بار بیشتر سیاست های جهان اسلام است که مسئله هویّت شیعی باید همچنان عنصری کلیدی در امور اجتماعی و سیاسی بیشتر کشورها باشد. نیازی نیست که هویّت شیعی دارای چنان اهمیتی باشد، بلکه وقتی به عاملی در گرایش های غیرشیعیان تبدیل شد، کاملاً اهمیت پیدا می کند. به عبارت دیگر، مسئولیت برجسته بودن هویّت شیعی در جامعه و سیاست، فقط با خود شیعیان نیست، بلکه دست کم به همان اندازه، سنّی ها نیز در این امر سهیمند؛ چرا که آن ها گرایش های اجتماعی و سیاسی تمامی حکومت های عرب، بجز سوریه و لبنان را تحت نفوذ خود دارند.
«مسئله شیعیان» صرفا موضوع معمول اقلّیت یک جامعه نیست. در واقع، شیعیان حتی از حیث عددی در چند کشور منطقه، در اقلّیت نیستند؛ در عراق و بحرین، به وضوح در اکثریتند. اما با این همه، هنوز وضعیت اقلّیت ها را دارند. در لبنان، شیعیان اکثریت نسبی دارند و تنها در سال های اخیر، تا حدّی به قدرت سیاسی متناسب با جمعیتشان دست یافته اند. معضل شیعیان بدون توجه به جمعیتشان و به طرق مختلف، از یک مسئله اقلّیت پیچیده تر است؛ چرا که به مراتب ظریف تر، ناگفته تر و تقریبا غیرقابل بیان است. برای مثال، در عراق، مسیحیان یک اقلّیت مذهبی به رسمیت شناخته شده و کردها یک اقلّیت قومی شناخته شده هستند. هر دوی آن ها جایگاه مورد قبولی در جامعه دارند، هرچند ممکن است گاهی محروم و ناراضی باشند. به لحاظ نظری، مسیحیان و کردها دست کم می توانند بدون اینکه نمک بر زخم بپاشند و یا نظام مرسوم اجتماعی را بر هم بزنند، حمایت ها و حقوقی خاص از حکومت مطالبه کنند. اما در مورد شیعیان، وضع این گونه نیست.
حسّاسیت مسئله شیعه عمیق است و در نخستین اختلافات جامعه اسلامی ریشه دارد. از حیث نظری، امّت اسلام (کل جامعه بین المللی مسلمان) یکدست و متحد است، به گونه ای که تأکید بر اختلافات آن غالبا بی درنگ، به عنوان امری تفرقه انگیز مورد سرزنش قرار می گیرد. شیعیان صرفا با اعلام اینکه شاخه ای از اسلامند و با ابراز تفاوت ها (و حتی وجودشان)، مسئله ای حسّاس به وجود می آورند که اصل اتحاد اسلام را مورد هجوم قرار می دهد و موجب تضعیف تاریخ نویسی سنّتی حکومت اسلام، که در پی ارائه نمایی از تاریخ اسلام به عنوان یک پیوستگی بی وقفه و بدون ابهام است، می شود. در گذشته، حکومت های عرب و دیگر حکومت های مسلمان، علاقه ای به مواجهه مستقیم با این مسئله نداشتند و ترجیح می دادند مسئله را نادیده بگیرند، یا آن را به شکل بخشی از «موضوع ناتمام» اسلام درآورند. با این همه، طفره رفتن کمکی به حلّ مسئله نمی کند و دیگر نمی توان، حتی به عنوان یک راه، آن را برگزید.
نقطه مرکزی «مسئله شیعیان» مجموعه ای از اعتقادات کلیشه ای در برابر اندیشه سنّتی سنّی است که بسیاری از آن ها، از اسطوره وحدت امّت برخاسته اند. در چارچوب اتحاد، مکتب تشیّع «انشعاب اصلی» ناگواری در اسلام است؛ انشعابی که بسیار زود هنگام رخ داد و به همین دلیل، تزلزلی بزرگ پدید آورد. در توصیفی کلیشه ای، شیعیان گروه مذهبی جدایی طلبی هستند که اسلامشان کژآیین و غیرقابل اعتماد است و نگرشی نامطمئن به حکومت دارند. آن ها ترجیح می دهند که جدا از سنّیان و به صورت اقلّیت زندگی کنند و دست کم وفاداری معنوی شان به خارج از حکومت های عرب، یعنی به ایران شیعی معطوف است. هیچ یک از این پندارهای کلیشه ای دقیق نیستند، بلکه تمامی آن ها در زمان هایی خاص و تحت شرایط خاص، عنصری از حقیقت را دربردارند.
غرب نیز در قالب اصطلاحات کلیشه ای به شیعیان می نگرد؛ همچون گروهی یکدست که نشانه آن ها تعصّب مذهبی، روش های خشن و اعمال افراطی است و تمامی افراد آن مخالف ایالات متحده اند. این تصویر فوق العاده ساده انگارانه مبتنی است بر احساسی ترین نمودهای ابراز وجود شیعی که در دهه پس از انقلاب ایران، به اوج خود رسید. موج کشنده انقلاب ایران همان گونه که لبنان، عراق و منطقه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داد، همچنان که انتظار می رفت، غرب را نیز به این جهت سوق داد که شیعیان را متعصّب و ستیزه جو قلمداد کند و تفاوت هایی را که بین تشیّع ایرانی و عرب وجود دارد، در نظر نگیرد. کمبود پژوهش های علمی درباره شیعیان و بخصوص شیعیان عرب، پیش از ظهور ایران خمینی، به پیدایش چنین برداشت فراگیری کمک کرده است. بنابراین، رویکرد غرب به تشیّع بیشتر برداشت گرایانه است تا تحلیلی، و مبتنی است بر تصاویری که نمای بزرگ تر جهان شیعی را منعکس نمی سازد، و بیشتر منفعلانه است تا تحقیقی.
در واقع، «مسئله شیعیان» در جهان عرب، پیچیده تر از این حرف هاست. این تحقیق در پی آن است که نشان دهد میان عقاید مذهبی، دانش فرهنگی و حافظه تاریخی، نقاط مشترکی وجود دارند که معنایی از وحدت در میان شیعیان، بخصوص شیعیان جهان عرب، ایجاد می کند. با این حال، باید این امر را خاطرنشان کنیم که شیعیان یک گروه یکپارچه نیستند، بلکه در عقیده، هدف و نیز در میزان وفاداری و پای بندی به مواضع مشترک، با یکدیگر اختلاف دارند. افزون بر این، هرچند بسیاری از مسائلی که شیعیان منطقه با آن روبه رو بوده اند مشابهند، اما این مسائل عین هم نیستند، بلکه در هر کشوری بسته به تاریخ و شرایط مختلف جوامع، تغییر می کنند. این امر موجب شده است گروه های شیعی نسبت به جوامع گسترده تری که در آن زندگی می کنند، رویکردها و واکنش های متفاوتی داشته باشند.
مؤلّفه های هویّت
«شیعیان اثنی عشری» از آن رو به این نام خوانده می شوند که به دوازده امام اعتقاد دارند. این امامان (رهبران معنوی امّت) جامعه شیعی را هدایت می کردند، تا زمانی که آخرین امام در اواخر قرن نهم [میلادی] غیبت خود را آغاز کرد تا بنا به مشیّت الهی، روزی مجددا ظهور کند. این گروه «جعفری» نیز نامیده می شوند؛ چرا که ششمین امام آنان، امام جعفر صادق[ علیه السلام ] که دانشمند بزرگی بود سنن و آموزه های اساسی تشیّع را پی ریزی نمود. شیعیان اثنی عشری ۱۰ تا ۱۵ درصد جهان اسلام را، که اکثریت آن سنّی اند، تشکیل می دهند. مشکل بتوان آمار دقیقی از کشورهای عربی ارائه داد، اما این امر مورد تأیید است که آن ها در کویت، عربستان سعودی و عمان، اقلیّت قابل توجهی دارند؛ در لبنان، اکثریت نسبی اند و در عراق و بحرین، اکثریت مطلق. بر اساس تفاسیری متعدد، تاریخ تشیّع، بلافاصله پس از رحلت پیامبر و با اعتراض سیاسی به این مسئله، که چه کسی می بایست جانشین پیامبر شود و حقّ جانشینی چگونه تعیین گردد، آغاز شده است. این تشیّع نخستین تنها از قرن نهم [میلادی] به بعد، به شکل یک عقیده جداگانه و قابل تشخیص درآمد. در طول دوره عبّاسی، مراکز آموزشی شیعی، در عراق و ایران توسعه یافتند، سپس در قرن دهم، در دوران حکومت آل بویه در عراق و آل حمدان در سوریه، که هر دو تمایلات شیعی داشتند، این امر شدت یافت. از این رو، گسترش اولیه تشیّع در عراق، لبنان، بحرین و نیز ایران بر رسمیت یافتن تشیّع در ایران، که صرفا در دوران حکومت صفویه در اواخر قرن شانزدهم [میلادی] صورت گرفت، تقدّم زمانی طولانی دارد. در واقع، شاه اسماعیل صفوی (و حاکمان ایرانی پس از وی)، علمای شیعه (دانشمندان مذهبی) را از جبل عامل لبنان و بحرین به ایران دعوت کردند تا از کمک آن ها در امر خطیر گسترش این آیین، در طول و عرض ایران سنّی استفاده کنند.
با توجه به تاریخ طولانی جوامع شیعی در جهان عرب و گستردگی آن ها در مناطق، حکومت ها و هویّت های ملّی، این پرسش معقول به نظر می رسد که آیا چیزی به عنوان «هویّت مشترک و فراگیر شیعی» وجود دارد. پیش فرض این امر، زمینه مشترک گسترده ای است که فراتر از جغرافیا، تاریخ، سیاست و حتی منشأ قومی است. در حالی که قدرت قومیت برای حفظ اتحاد مورد تأیید است، اما به خوبی روشن نیست که پای بندی فرقه ای نیز قدرتی مشابه داشته باشد. شواهد نشان می دهند که هم عوامل درونی و هم عوامل بیرونی بر هویّت شیعی تأثیر می گذارند. عوامل مشترک مذهبی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شاخصه های تجزیه جوامع شیعی اند و این عناصر، به رغم تنوّع های محلّی یا فردی، پیوندهای مشترکی ایجاد کرده و به تشکّل هویّت شیعی کمک می کنند.
شیعیان در اعتقاد به اصول ایمان اسلامی، که در قرآن، سیره (شرح زندگی پیامبر) و حدیث (بیانات جمع آوری و تدوین شده) پیامبر بیان شده است و در پای بندی به پنج رکن آیین مذهبی اسلام، با سنّی ها مشترکند. با این همه، اختلافات تفسیری قابل ملاحظه و افزوده های مذهبی، اعمال شیعیان را متمایز می سازد. منشأ شکاف در میان مسلمانان، بحث سیاسی در مورد جانشینی پیامبر در رهبری امّت اسلام بود. هواخواهان (ترجمه تحت اللفظی «شیعیان») علی[ علیه السلام ] معتقد بودند که جانشینی، حقّ خویشاوندان هم خون پیامبر است که اولین نماینده آن علی (داماد و پسر عموی پیامبر)[ علیه السلام ] است، و به دنبال آن، فرزندان علی از همسرش فاطمه، دختر پیامبر[ علیهاالسلام ]. هنگامی که تشیّع دوازده امامی شکل گرفت و تبلور یافت، دوازده فرزند خاص به عنوان امام مورد توجه قرار گرفتند و دارای این حق قلمداد گردیدند که به عنوان رهبران جامعه، در زمان حیاتشان پیروی گردند و پس از وفاتشان مورد احترام قرار گیرند. شیعیان معتقد به عصمت دوازده امام و الهام مستقیم الهی بر آن ها هستند؛ آموزه هایی که سنّیان آن ها را مخالف تعالیم اسلامی و حتی برخی آن ها را مشرکانه یا غیراسلامی می دانند. علاوه بر این، اعتقاد به غیبت موقّت دوازدهمین و آخرین امام در قرن نهم، به آموزه هزاره گرایی شیعی به نام «رجعت»(۱) انجامید، که به معنای این است که امام غایب خود را ظاهر می سازد و مؤمنان را در برابر نیروهای شر رهبری می کند. در زمان غیبت امام دوازدهم، امور مؤمنان به نایبان ایشان، یعنی علمای خبره یا مراجع تقلید (جمع مرجع که معنای تحت اللفظی آن «منابع پیروی» است) ارجاع داده می شود که از شریعت اسلامی آگاهی دارند و تفسیر متون اسلامی بر اساس مقتضیات عصر در صلاحیت آن هاست.
رویداد غم انگیزی که برای تشیّع جنبه محوری دارد، به قتل رساندن فاجعه آمیز حسین[ علیه السلام ]، امام سوم و نوه پیامبر، است که در سال ۶۸۰ م، به دست خاندان اموی در نبردی کاملاً نابرابر در نزدیکی کربلا در عراق صورت گرفت. «شهادت» حسین،[ علیه السلام ] که فؤاد عجمی آن را «سرمشق کربلا» می خواند، ترجیع بند تفسیر شیعی از جهان شده و بسیاری از مناسک و پیکرنگاری های شیعی بر محور آن قرار دارند. پس از این ماجرا، پیچه دو سویه «شهادت» و «تحریم» آغاز شد که در سراسر تاریخ شیعی ادامه داشته و در پی آن، اعتقاد به عدل (دادگری خداوند)، مبارزه ای هزاره گرایی در آخرالزمان و نجات بشریت با بازگشت دوباره امام دوازدهم گسترش پیدا کرده است. فاجعه شهادت حسین، هر ساله در سالروز قتل عام، یعنی عاشورا، که در آن غم، افسوس و سوگواری در قالب راه پیمایی، نمایش و موسیقی آزادانه ابراز می شود، دقیقا احیا شده و مجددا به اجرا درمی آید. تردید در این است که آیا سوگواری فقط برای حسین برپا می شود، یا به خاطر فشار و سنگینی بر همه شیعیان و سرگذشت مملو از طرد و شکست آنان؟
شیعیان بسیار بیش از سنّی ها، عقایدشان را به فرهنگ دینی پرنشاطی که به اندازه خودِ آموزه قدرتمند است، تبدیل کرده اند. از این رو، یک نظام مرجع شامل متون، شعائر، اعمال عامیانه، افسانه های مشهور و آیین های مذهبی، که بسیاری از آن ها نسبت به آموزه ها جنبه فرعی دارند، در تار و پود بینش کلی شیعه راه یافته و به آن تصویری غنی و متمایز بخشیده است. اهل بیت (افراد خانواده پیامبر) مورد احترام و عشق خاصّ شیعیان هستند. قبور اهل بیت و بخصوص دوازده امام، حرم هایی مقدّس و برخوردار از قدرتی احساسی و روحانی اند که به شهرهایی همچون نجف، کربلا، قم و مشهد، قداست خاصّی بخشیده اند. زیارت حرم ائمّه در این شهرها، به ویژه کربلا و نجف در عراق، به اندازه زیارت مکّه، مهم و حتی از آن متداول تر و سرورانگیزتر است. برای شیعیان بحرین یا لبنان، که سفر به مکّه با میلیون ها مسلمان دیگر در اوقات خاصّی از سال، بسیار سخت و پرهزینه است، کربلا و قم دست یافتنی تر و خوشایندترند و موقعیتی برای ملاقات شیعیان سرتاسر جهان اسلام فراهم می آورد. شیعیان مؤمن همواره به زیارت این حرم ها می روند و خواستار دعا و شفاعت امامان برای مسائل شخصی خود هستند. دفن شدن در شهر نجف عراق، کنار قبر امام اول، علی،[ علیه السلام ] آرزوی همه مؤمنان شیعه است و روزگاری این شهر بخش عمده ای از درآمدهایش را از دفن مردگانی که از راه های دور، همچون پاکستان و هند به آنجا آورده می شدند، کسب می کرد.
سال شیعی همچون کلیسای مسیحیِ قرون وسطایی، دارای موسم هایی است برای بزرگداشت، عبادات و آیین هایی که اغلب به صورت گروهی انجام می شوند. محافل علمی، سخنوری و توزیع خیرات نیز از مشخصات اعیادی همچون غدیر خم اند که بنابر اعتقاد شیعه، محمّد[ صلی الله علیه و آله ]، در این روز، علی[ علیه السلام ] را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. ماه اسلامی محرّم، دوره ای است که در آن آیین و دین داری مذهبی تشدید شده، اجتماع در حسینیه ها یا مراکز تجمّع شیعی گسترش می یابد. مهم ترین حادثه در تقویم شیعی، مراسم سالیانه عاشورا و بزرگداشت شهادت امام سوم، حسین[ علیه السلام ]، است. حرکت های دسته جمعی هزاران نفری جلوه ای است عمومی از هیجان و سوگواری و گاه مشتمل بر تعزیه ای که داستان شهادت امام حسین[ علیه السلام ] را به تصویر می کشاند (علی رغم این واقعیت که تصویرگری انسان در اسلام ممنوع است.) زنجیرزن ها(۲) با پشت ها و سینه های عریان خون آلود، دیدنی های متداول این مراسم ها هستند. قرائت علنی نوشته های ائمّه برای شیعیان، تا سال های اخیر، هم ارز نماز جمعه برای سنّی ها بود. از این رو، از دیدگاه شیعیان، زندگی و آیین جامعه شیعه سنّتی است فوق العاده غنی و پرشور. با این همه، در نظر بسیاری از سنّی ها، این امر نشان از افزوده های کژبینانه ای دارد که دستورات اسلام را زیر پا گذاشته و همسان بدعت هاست.
اما برخی از شیعیان تیزبین خاطرنشان می کنند که تشیّع فی نفسه اساسا یک مذهب نیست، بلکه صرفا «یک راه اندیشیدن در مورد اسلام» است. به بیان دیگر، در مورد ماهیت آنچه بر پیامبر وحی شده است، توافق کامل وجود دارد، اما در مورد آنچه پس از مرگ او رخ داده است، توافقی دیده نمی شود. این نوع استدلال بیانگر آن است که وحی طبق تعریف امری مقدّس است، اما خود تاریخ اسلام علی رغم تلاش های زیاد دانشمندان اسلامی بعدی برای یکی دانستن تفسیر مکتبی آن ها از اسلام با خود دین، امری مقدّس نیست. ممکن است کسی درباره شایستگی های نسبی رهبری امّت نخستین پس از پیامبر، دیدگاه های متفاوتی داشته باشد و در عین حال، از اسلام منحرف نشود. آنچه موجب جدایی شیعه شد، تفسیر و اجرای اسلام در قالب نظامی سیاسی بود. این امر به اسلام مربوط نیست، بلکه مربوط به اجرای آن است. اجرا نمی تواند با وحی یکی باشد. علاوه بر آن، این نوع طرز فکر، استدلال می کند که شیعیان هیچ برنامه کار سیاسی برای آینده، بجز حمایت از سعادت و منافع جامعه شیعه ندارند. این هدف هیچ ارتباطی با اسلام سنّی ندارد و نباید تهدیدی برای سنّیان تلقّی شود.
دیگر عنصر اساسیِ فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه، «مرجعیت» است؛ یعنی نهادی که در مسائل فقهی مربوط به اعمال مذهبی، روابط اجتماعی و الهیّات، مورد مراجعه قرار می گیرد. این امر خاص شیعیان دوازده امامی، بخصوص مکتب غالب اصولی، و دقیقا مربوط به اصل امامت یا رهبری مسلمانان می باشد. اصل امامت از این عقیده سرچشمه می گیرد که خداوندی که پیامبر و قرآن را برای راهنمایی، تعلیم و هدایت مسلمانان به راه راست پرستش خود فرستاده است، پس از مرگ پیامبر، امّت یا ملّت او را بدون راهنما رها نخواهد کرد. عشق خداوند به امّت و علاقه او به سعادت هر مسلمان در دنیا و آخرت، حکم می کند که در هر عصری مسلمانان باید راهنمایان و امامانی داشته باشند تا وظیفه مهم تعلیم امّت در طریق حق را ادامه دهند. کسانی که می توانند شریعت خداوند را طبق معنا و مقتضیات امروزی تفسیر کنند، «مجتهد» و یا «مفسّر» خوانده می شوند.
هر شیعه عامل به وظیفه، تقریبا در همه ابعاد زندگی اش، باید از دستورات یک یا چند مجتهد پیروی کند. علاوه بر این، مجتهدان به سبب عدالت، ساده زیستی و زهد شخصی شان، مورد احترام و سرمشق شیعیان باایمانند. بالاترین طبقه مجتهدان، یعنی مراجع، از لحاظ مالی، منابع قابل توجهی در اختیار دارند. بر هر شیعه وظیفه شناسی واجب است که یک مالیات (خمس) و یک کمک خیریه (زکات) به مرجع بپردازد تا او در میان فقرا تقسیم کند. همچنین بسیاری از شیعیان ثروتمند، موقوفاتی دارند که معمولاً به شکل یک ملک درآمدزاست و توسط مجتهد یا مرجع اداره می شود. این کمک های مالی در واقع مقیاسی هستند برای اندازه گرفتن اهمیت یک مرجع و شمار پیروانش. مراجع می توانند برای حمایت طلّاب علوم دینی و روحانیان کم اهمیت تر، حوزه های علمیه و مدارسی دیگر تأسیس کنند، همچنین پرورشگاه بسازند و برای انتشار کتاب سرمایه گذاری کنند و نیز به فقرا و نیازمندان صدقه دهند. منابع مالی نه تنها معیاری هستند برای اندازه گیری اهمیت مرجع، بلکه به گسترش نفوذ وی نیز کمک می کنند.
سرانجام، مرجع به عنوان نماینده یا جانشین امام، دارای اهمیت سیاسی نیز هست، هرچند ماهیت دقیق نقش سیاسی او، تا حدّی مبهم مانده است. امامان دوازده گانه رهبرانی تلقّی می شوند که از سوی خداوند برای امور مادی و معنوی امّت منصوب شده اند. حاکمان مسلمانی که پس از علی[ علیه السلام ] آمدند، نامشروع بودند؛ چرا که آن ها رهبری امّت را از ائمّه غصب نموده و به ظلم حکومت می کردند. شیعیان می توانند با این خلفا مدارا کنند یا با آن ها مخالفت ورزند، اما (هیچ گاه) در وجدان خود مرجعیت نهایی آن ها را نمی پذیرند. از این رو، این مسئله که پس از غیبت امام دوازدهم، چه کسی صلاحیت دارد مرجعیت سیاسی شیعیان را بر عهده گیرد، همچنان حل نشده باقی مانده است. مراجع به عنوان نمایندگان امام غایب و به سبب تخصص و عدالتشان، هنگام غیبت امام، شایسته ترین افراد برای حکومت بر امّتند. بنابراین، در آغاز دهه ۷۰ آیه اللّه خمینی کتابی منتشر ساخت که نقطه عطفی در مسئله بود و با شرح و بسط مفهوم «ولایت فقیه» (حکومت فقیه) می خواست به شک و تردیدها پایان دهد، در حالی که این مفهوم مورد پذیرش همه علمای بالاتر شیعه نبود. با این همه، مراجع به عنوان بالاترین قدرت در جوامع شیعی، حتی وقتی که زمام قدرت را در اختیار نداشتند، از نفوذ سیاسی قابل ملاحظه ای برخوردار بودند و شیعیانِ عامل به وظیفه در موضوعات سیاسی، از جمله مخالفت با حکومت، جهاد، تشکیل گروه های سیاسی و مسائل صد درصد سیاسی دیگر، به آن ها مراجعه می کردند. البته اوج حکومت سیاسی روحانیان، پس از انقلاب ۱۹۷۹ در ایران تحقق یافت.
بنابراین، مراجع از نفوذ خود بر پیروانشان استفاده می کنند و به عنوان قدرتی الزام آور، به متحد ساختن مقلّدان و پیروانشان می پردازند؛ مقلّدانی که می توان آن ها را وابسته به مکتبی واحد و پیروان یک معلم قلمداد نمود. با این حال، این یکپارچگی به سبب این حقیقت مهم، که مراجع متعددند، تا حدّی ضعیف شده است. در عمل، همواره در هر دوره خاص، مجتهدان متعددی وجود داشته اند و به ندرت می توان یک مرجع برتر یافت که همه به او مراجعه کنند. گستردگی وسیع جغرافیایی تشیّع و مشکل ارتباطات، که جوامع شیعی را به مرجعی محلّی، که پاسخگوی مسائل اضطراری آن ها باشد، نیازمند ساخته است، تا اندازه ای این تکثّر را اجتناب ناپذیر کرده و تعدّد مجتهدان زمینه کم تری برای اختلاف نظر ایجاد می کند. با این همه، تجمّع مجتهدان در شهرهایی همچون قم، تهران و نجف، در حالی که ارتباطات نیز به صورت فوق العاده ای بهبود یافته اند، موقعیت هایی برای اختلاف نظر در میان مجتهدان و در نتیجه، در میان مقلّدانشان ایجاد کرده است.
یک شیعه عامل به وظیفه می تواند آزادانه در میان مراجع متعدد، مربّی خود را برگزیند و حتی می تواند برای نیازهای گوناگون به مراجع مختلف مراجعه کند، اگرچه این امر به ندرت اتفاق می افتد؛ چرا که وقتی پیوند وفاداری شخصی به مرجعی ایجاد شد، معمولاً ثابت می ماند. از آنجا که گاهی مراجع در مسائل ثانوی و حتی اساسی توافق ندارند، اختلافات آن ها در اختلافات درون جامعه شیعه به عنوان یک کل منعکس می شود. یکی از موارد برجسته این گونه اختلافات، نقش فعّال سیاسی بود که خمینی در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، در مقابل موضوع غیرسیاسی چند مرجع برتر، از جمله آیه اللّه خوئی در عراق و روحانی در قم، برعهده گرفته بود. این روحانیان برتر، که جایگاه مذهبی برتری داشتند و پیروان مذهبی آن دو با هم خیلی بیش از خمینی بودند، هرگز با این مفهوم «ولایت فقیه» موافق نبودند. این اختلاف نظرهای عمده عامل دیگری هستند در اختلافات درون جامعه جهانی شیعه.
نقش برجسته مراجع صرفا در طول چند قرن اخیر نمایان شده است، اما به بخشی حیاتی از قابلیت تشیّع برای ارائه تفسیری مطابق با شرایط جدید تبدیل گردیده و اصولاً در تفسیر اسلام، نسبت به سنّی ها، رویکردی آزادانه تر به تشیّع داده است. در واقع، هنگامی که مرجعی از دنیا می رود، تفاسیر و فتاوای او دیگر به پیروانش محدود نمی شود، بلکه جانشین او می تواند برداشت تازه ای از آن ها ارائه دهد.
مراجع عهده دار رهبری معنوی شیعیان در سراسر مرزهای ملّی هستند و همچون مرکز ثقلی برای ایجاد هماهنگی در میان پیروانشان و نیز همانند راهنمایانی در زمان بحران عمل می کنند، بخصوص وقتی اشکال دیگر قدرت بالاتر وجود نداشته و یا غیرقابل اعتماد باشند. از این رو، طی شورشی عمومی که در سال ۱۹۲۰ در عراق علیه بریتانیا به وجود آمد، از مراجع نجف، کربلا و کاظمین، بخصوص محمدتقی شیرازی، در مورد صحّت جنگ مسلّحانه نظرخواهی شد، هرچند که این شورش صرفا مذهبی یا شیعی نبود، بلکه به عنوان جنبش ملّی عراق علیه استعمارگری بریتانیا قلمداد می گردید.
از آنجا که این نظام پیچیده ارجاع (به مرجعیت) ریشه در سنّت، فرهنگ و خود زندگی اجتماعی تشیّع دارد، قدرت آن در تعیین فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه به مراتب بالاتر از اعتقاد الهیّاتی صرف و یا افراد خشک مقدّس بوده و شامل تعداد زیادی از شیعیانی که از نظر عقیدتی ضعیفند نیز می شود. آنچه بسیاری از «شیعیان فرهنگی» را به مشارکت در شعائر و فرهنگ عامّه جامعه می کشاند، ضرورتا تمایل الهیّاتی نیست، بلکه به این دلیل است که این امور به زبان بومی بیان احوال جامعه تبدیل شده اند (همان گونه که روزهای مقدّس یهودی بر یهودی های نسبتا سکولار، نفوذ فرهنگی بسیاری داشته اند.) از این رو، مکتب تشیّع زبانی به وجود آورده که هم لفظی است و هم استعاری و از طریق آن، طیف گسترده ای از شیعیان می توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند و جهان را تفسیر کنند.
اما این مسئله که چه کسی شیعه است، موضوعی است که در مورد آن، در خود جامعه تا حدّی اختلاف نظر وجود دارد. در نظر بیشتر شیعیان، تعریف «تشیّع» آمیزه ای است از ویژگی های مذهبی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی که معمولاً بر اساس شرایط تولد به دست می آید و تعریفی است که در نهایت، خود شخص آن را معیّن می کند. برخی ممکن است بر مؤلّفه مذهبی تأکید داشته باشند و برخی دیگر بر مؤلّفه های اجتماعی و فرهنگی. با این حال، همه شیعیان چنین تعریف انعطاف پذیری را قبول ندارند. از دیدگاه افرادی که دقیقا پایبند شریعتند، «تشیّع» ایمانی مذهبی و روشی برای زندگی مبتنی بر آن ایمان است. تشیّع به عنوان یک هویّت، از پای بندی به ایمان مذهبی تفکیک ناپذیر است و عمل فعّال است که هویّت شیعی را نشان می دهد. در این تعریف نص گرایانه، تشیّع فرهنگی و تاریخی (برای مثال، شیعه متولّد شدن)، که در عقیده مذهبی ریشه ندارد، زمینه کافی برای شیعه قلمداد شدن به وجود نمی آورد. در این دیدگاه، شیعیان غیرعامل به وظیفه و «شیعیان فرهنگی» باید از گروه مؤمنان بیرون باشند و نمی توان آن ها را به عنوان بخشی از جامعه شیعی لحاظ کرد. این دیدگاه سنّتی، معمولاً در مواجهه با فشارهای بدون تبعیضی که محیط اجتماعی و سیاسی بر جامعه شیعی تحمیل می کند، نادیده گرفته می شود، اما همچنان منبع اولیه ای برای تنش خواهد بود، که تاکنون در کشورهایی همچون لبنان، مشهود بوده است. اکنون در لبنان، فضای کافی برای شیعیان به منظور اظهار وجود، هست تا از نعمت داد و قال در مورد اختصاص تریبونی ویژه شیعیان برخوردار گردند.
تشیّع به لحاظ جغرافیایی، به یک معنا در حواشی جهان عرب توقف کرده است، اما به معنای دیگر، حقیقتا در قلب خلیج فارس و جوامع آن قرار دارد که گرد سواحل نفت خیز شرق عربستان سعودی، بحرین، جنوب عراق، کویت و تا حد کمتر، امارات متحده عربی، قطر و عمان حلقه زده اند. فقط لبنان، آشکارا از این حلقه منطقه ای استثناست. در قرن بیستم، تشیّع در مراکزی که تاریخ جهان عرب در آن شکل گرفته است، همچون قاهره، دمشق، بغداد، ریاض یا جدّه، به چشم نمی خورد. اما این مجاورت جغرافیایی در منطقه خلیج، تردّد در مناطق شیعی نشین را تسهیل کرده و به وصلت و پیوندهای خویشاوندی انجامیده است. در واقع، بسیاری از شیعیان منطقه ساحلی خلیج را، که به صورتی نسبتا با ثبات در آن زندگی می کنند، ناحیه مرکزی شیعی قلمداد می کنند. در حالی که از دیدگاه سنّی ها، شیعیان حتی از نظر اسلامشان، در حاشیه قرار دارند، اما واقعیت غیر از این است. این مناطق کاملاً با گسترش اسلام در سال های اولیه به بین النهرین جنوبی و ساحل خلیج در ارتباطند و در واقع، این امر به منزله نزدیکی با ریشه های اسلام است، نه فاصله. اگرچه در نیمه دوم قرن بیستم، رشد فزاینده شهرسازی و سهولت حرکت، محدوده شیعیان را به شهرهای اصلی عربی گسترش داده، اما نواحی ساحلی خلیج همچنان خانه اصلی آن هاست.
شیعیان علاوه بر عناصر درونی هویّت، که طبیعتا از عقاید و اعمال مشترک به دست آمده اند، یک هویّت انتسابی نیز دارند؛ یعنی عناصری از هویّت که دیگران به شیعیان نسبت داده اند. در اوایل قرن نهم، جریان غالب مسلمانان سنّی به شیعیان برچسب «رافضی» یا «رد کننده» زدند، با این استدلال که آن ها پس از وفات پیامبر، روند مرسوم جانشینی را نپذیرفتند و از این رو، مبنای کلی مشروعیت سلسله حکومت های مسلمانان را رد کردند. (اگرچه مشروعیتِ بیشتر این سلسله ها بر پایه حقایق قدرت استوار بود، نه دلایل الهیّاتی یا اخلاقی). علاوه بر این، تردیدی نیست که این برچسب به صراحت، لحن بدعت گذاری دارد و نشانگر ردّ آموزه های غالب اسلامی (سنّی) و کج روی مذهبی احتمالی است، و این فقط گامی است کوتاه از «الرافضه» (آن ها که نپذیرفتند) تا «المرفوضون» (آن ها که پذیرفته نشدند)، که مستلزم طرد شیعیان از بدنه اصلی سیاست یا امّت اسلام است.
از این رو، هویّت شیعی به همان اندازه که از ویژگی های داخلی متأثر است، از فشار خارجی که محیط اطراف بر این جامعه وارد می کند نیز تأثیر می پذیرد. شیعیان بجز دوره هایی کوتاه، همواره درجات گوناگونی از طرد، تبعیض یا آزار و اذیت را تحمّل کرده اند. آن ها در سه موضوع الهیّات، سیاست و (در عصر جدید) وفاداری به حکومت، مورد عیب جویی قرار گرفته اند. احترام شیعیان به دوازده امام، اعتقاد آن ها به قدرت شفاعت، و زیارت ها، نمازها و قربانی هایی که در حرم ها انجام می دهند، در ظاهر مخالف اصل یگانگی خداوند (توحید) است؛ اصلی که اساس اسلام است و در چشم سنّیان تصویری مشکوک و کژاندیش از تشیّع ترسیم می کند. سرانجام، تشیّع فرقه ای جداگانه از اندیشه اسلامی تلقّی نمی شود، بلکه جنبشی بدعت گذار به شمار می رود که اصول اسلام را تضعیف کرده است.
از جنبه سیاسی، تلقّی عمومی این است که شیعیان از ابتدا ساز مخالف می زدند و تمایلی به حمایت از نظام خلافت (جانشینی) و نظم مرسوم نداشتند. بنابراین، تشیّع فتنه ای است که برای از میان بردن یکپارچگی امّت طرّاحی شده است. در نهایت، تشیّع متّهم است به اینکه یک ایدئولوژی و جنبش غیرعربی است که موالی (مسلمانان غیرعرب) آن را ساخته و به ترویجش پرداخته اند تا بدین وسیله، فرهنگ عرب و ویژگی عربی اسلام و در واقع، خود اسلام را، که بهترین فراورده عرب هاست، تضعیف کنند. در دوران معاصر، نویسندگان ملّیت گرای عرب این اتهام آخر را علیه تشیّع، تحت عنوان «شعوبی گری» (ضدّ عربیت) مجددا رواج داده اند.
از این رو، بر اساس این اتهامات، اشتغال شیعیان به کارهای عمومی محدود شده و این محدودیت همچنان ادامه دارد. مشارکت سیاسی آنان نیز محدود به شورش های ناموفقی است که در دوران خلفای اموی و عبّاسی صورت گرفتند و همچنین دوره کوتاهی از تساهل که سلاطین محلّی در قرون دهم و یازدهم برقرار کرده بودند. در بیشتر دوران تاریخ اسلام جز آنچه گذشت انزوای سیاسی برای شیعیان امری متداول بود. در نتیجه، شیعیان از زندگی عمومی و امور حکومتی کناره گیری کرده و در پی آن، در امپراتوری عظیم اسلام نادیده گرفته شدند. البته از آغاز قرن شانزدهم، ایران استثنای مهمّ این قاعده به شمار می رود.
هرگونه مطالعه ای در مورد فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه، در جهان عرب امروز، در چارچوب لوازم، تبعات و نتایج جایگاه شیعیان به عنوان رافضه و مرفوضون (آن ها که طرد کرده و طرد شده اند) صورت می گیرد. وضعیت شیعیان در حکومت ها و جوامعی که در آن زندگی می کنند، میراثی است تاریخی که از نپذیرفتن مشروعیت حکومت و طرد متقابل شیعیان از جانب حکومت سنّی و نیز تحریم و انزوای ناشی از آن ها، به دست آمده است. «عدل» و مفهوم مقابل آن، یعنی «ظلم» (بی عدالتی یا ستم)، در اندیشه الهیّاتی، اجتماعی و سیاسی شیعه، نقشی برجسته دارد. عدل در فرهنگ شیعی، بعدی الهیّاتی به فهم تاریخی از عدالت به معنای حقوقی اش افزوده است و آن «پیروی از اراده عادلانه خداوند» و «عمل بر طبق اراده حق خداوند» است. تعبیر سیاسی این مفهوم آن است که تنها حکومت مشروع، حکومتی است که از اراده حقّ خداوند پیروی کند، و عدالت اجتماعی و برابر بودن مسلمانان نیز از مظاهر عدل الهی است. با این معیار، بیشتر حکومت های مسلمان تقریبا در همه ابعاد، ظالمانه رفتار کرده اند.
آنچه بعد فرهنگی مذهبی فایل پاورپوینت کامل هویّت شیعه را تقویت می کند، این است که آنان از نظر اجتماعی، به عنوان طبقه ای فرودست، فقیر و بی سواد در جهان عرب، از جنوب لبنان گرفته تا بحرین، شناخته شده اند. شیعیان زندگی خود را تحت ظلم می دانند، و در برداشتی نوین، آن را این گونه تفسیر می کنند که حکومت استبدادی حقوق آن ها را زیر پا گذاشته، به گونه ای تبعیض آمیز عمل می کند. شیعیان به الگویی از فقر و فراموش شدگی اشاره می کنند که از اعمال تبعیض آمیز حکومت ها، از دوره عثمانی تا عصر حاضر، ناشی شده است. شیعیان از لبنان گرفته تا بحرین، به عنوان رعایا و بخش روستایی و فقیر جوامعشان محسوب می شوند. آن ها طی دهه های متمادی، از پیشرفت شهرنشینی و تجدّدی که در جهان عرب پس از جنگ جهانی اول شروع شد و پس از جنگ جهانی دوم سرعت یافت، عقب نگه داشته شدند. مزایای تجدّد، که در تعلیم و تربیت، خدمات بهداشتی، ارتباطات، فرصت های شغلی و سطح بالاتری از زندگی نمود می یابد، بسیار دیر به مناطق شیعی نشین انتقال یافت و امروزه نیز فقر و توسعه نیافتگی نسبی شیعیان در جنوب لبنان، جنوب عراق و در روستاهای بحرین احساس می شود. این مناطق تا دهه ۱۹۶۰، سواحل دورافتاده ای بودند که محرومیت آن ها نهفته و فراموش شده بود و عمدتا بر کشاورزی اتّکا داشتند. کشاورزی نیز در این نظام های اقتصادی، که به طور فزاینده ای به نفت، خدمات مالی و فرایند صنعتی شدن متّکی اند، بخشی رو به زوال است.
احساس تبعیض و بی عدالتی، که برای شیعیان در جامعه مقدّر شده، مشخصه رایج و مهمّ خودآگاهی و یکپارچگی شیعی است و حتی شیعیانی که تعلّقی اندک به آموزه های دینی دارند، آن را احساس می کنند. یکی از دانشمندان شیعه به طعنه، این گونه اظهار نظر می کند که شاید شیعیان «نباید شکایتی داشته باشند»؛ چرا که
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
