خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق و فرهنگ در آمریکا; بنیان های متزلزل
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق و فرهنگ در آمریکا; بنیان های متزلزل قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۸
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین ۸ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
39دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 70

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی شامل 99 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سقوط اخلاقی در جامعه غربی :

یکی از نگرانی های دانشمندان در اواخر قرن بیستم به دلیل سقوط تمدن غرب است. رابرت جی. رینگراز جمله دانشمندانی است که با درک انحطاط فرهنگی غرب، ریشه های انحطاط را در فساد اخلاقی می داند و می نویسد: افول و زوال غرب را می توان به وسیله یک نمودار پرنوسان نشان داد. آثار انحطاط در ایالات متحده امریکا در پنجاه سال اخیر (سال های بین ۱۹۱۲ تا۱۹۶۳) بیش تر از۱۳۷ سال پیش به چشم می خورد و نیز این آثار در بیست سال گذشته بیش تر از پنجاه سال پیش بوده است. (۱)

رینگر بروز حقوق جهایی بشر را در هنگام سقوط اخلاقی تمدن غرب چنین توضیح می دهد:

«درست هنگام سقوط اخلاقی تمدن غرب، “حقوق بشر” مانند یک عقیده مقدس یا بهتر بگوییم “قانون اکثریت” و یا “حق” پدید آمد که رفته رفته به یک همبستگی نیرومند مردمی انجامید… . در حکومت دموکراسی، مفهوم “حقوق بشر” تضمین حراست مرزها و آب و خاک است و این بهترین مستمسک برای جلب رضایت مردم است… . از من مکرر سؤال می شود که آیا برای نجات تمدن غرب دیگر وقتی باقی نمانده است؟ آیا می توانیم روحیه و صفات اخلاقی گذشته خود را دوباره کشف کنیم و به دست آوریم؟ آیا می توانیم دوباره ارزش های اخلاقی تمدن خود را، که از دست داده ایم، به جایی برگردانیم که روزی اساس و پایه تمدن غرب بود؟… از نظر من، تنها راهی که می توانیم امیدوار باشیم این است که با توسل به آن نکات درست و اخلاقی تمدن غرب را دوباره کشف کنیم.» (۲)

بررسی آمارهای جرم نیز مؤید این نکته است که علل افزایش جرم و جنایت و انحطاط فرهنگی را باید در طرز تلقی این فرهنگ نسبت به جهان و انسان و معیارهای رفتاری دانست و عوامل دیگری چون اقتصاد به خودی خود، نقشی در سقوط فرهنگی ندارد. لذا، گوردون ریلاند با بررسی آمار سال های ۱۸۴۹ – ۱۸۸۵ انگلستان و سرزمین گان، نتیجه می گیرد که افزایش تعداد بزهکاران با بالا رفتن بدبختی و زیاد شدن تهیدستان مطابقت ندارد. در سال های ۱۸۷۲ -۱۸۷۷ به همان نسبت که شرایط مطلوب اقتصادی بیشتر فراهم می گردد، تعداد جرایم نیز سیر صعودی طی می کند و از سال ۱۸۷۷ تا سال ۱۸۸۵ علی رغم بالا رفتن تعداد بدبخت ها و تنگدستان، رقم جرایم به وضوح کاهش می یابد. (۳)

بنابراین، سقوط فرهنگی غرب را باید در عناصر فرهنگی آن جستجو کرد. چیزی که اریک فروم نیز بدان رسیده است و سقوط فرهنگی غرب را، بخصوص در علوم انسانی، این گونه بیان می کند:

۱- انسان تنها موجودی است که همنوعان خود را بدون دلیل بیولوژیکی می کشد.

۲- روان شناسی مدرن تاحد بسیاری روح مرده است; چون به انسان زنده کامل نظر ندارد و به سادگی او را قطعه قطعه می کند.

۳- انسان را می توان در اجتماع امروز ابزاری دانست که هنوز برای آن ماشینی وجود ندارد. در این اجتماع، انسان کامل خود را به عنوان یک کالای فعال می بیند.

۴- در اجتماع امروز، انسان به یک صفر تبدیل شده یا قطعه ای از یک ماشین است و تا وقتی که یک اجتماع سود و تولیدات را به عنوان هدف عالی و نتیجه همه تلاش های انسان می بیندنمی توان جزاین پیش بینی دیگری داشت. من گمان می کنم که نظام اجتماعی موجود جوانه متلاشی کردن را در خود دارد. (۴)

«جریان صنعتی شدن جامعه که با رشد فزاینده شهرنشینی، کوچ به شهرهای بزرگ، افزایش جمعیت و پدیده های بسیار دیگری از این دست در غرب همراه بود، در قرن نوزدهم و حتی پیش تر در قرن هجدهم به تدریج، باعث گسستن و فروریختن بسیاری از تعلقات و قیود اجتماعی سنتی در شهرهای بزرگ و تا حدودی نیز سست شدن تعلقات خانوادگی و ذره ای شدن جامعه در نواحی روستایی شد.» (۵)

مهم ترین نیروی نهفته درپس این تحولات و تبدلات ناگهانی در نظم اجتماعی همان چیزی است که به «فردگرایی » یا حقوق فرد موسوم شده است. فردگرایی یا مذهب اصالت فرد یکی از مهم ترین عناصر فلسفی دنیای متجدد است که از فکر اومانیسم دوران نوزایی نشات گرفته است. این نگرش یا گرایش، بویژه در امریکا، قوت بسیار بیشتری یافته و به صورت جان و جوهره ممیز بخش اعظم فرهنگ امریکا در آمده و سپس به تدریج، از این طریق، دوباره به اروپا بازگشته و در آنجا نیز اشاعه یافته است. مذهب اصالت فرد حق فرد را اصیل و اولی، یعنی به یک تعبیر، برتر از حقوق خداوند و یا حتی تا حد امکان مقدم بر حقوق جامعه می داند. (۶)

«پافشاری بر مذهب اصالت فرد در مباحث حقوقی باعث شده است که در دوران اخیر…تغییرات بسیار سریعی رخ دهد. مساله روابط جنسی،…مثال بسیار مناسبی برای نشان دادن این تحولات اجتماعی سریع است. امروزه بی بند و باری جنسی آنچنان در غرب رواج یافته است که بسیاری از مردم به جای آنکه این وضع را بی بند و باری بدانند فارغ از هر دغدغه ای در پی تغییر دادن ضوابط و معیارهای اخلاقی برآمده اند. برای بسیاری از غربیان جدید دیگر هیچ گونه ضابطه و معیار الهی یا اخلاقی، که منشا الهی داشته باشد و لازم باشد که در این مساله اساسی رعایت شود، وجود ندارد.» (۷)

«یکی دیگر از عناصر مهم زندگی اجتماعی دنیای متجدد مساله روابط میان نژادهای گوناگون است. اگرچه مدرنیسم یا تجدد عمدتا در پای بندی به مذهب اصالت فرد و «حقوق فردی » ریشه دارد، عنصر نژاد نیز در تاریخ اروپا و بخصوص امریکا، پیوسته نقش مهمی داشته است.» (۸)

نژادپرستی، که به شکل های گوناگون در غرب اعمال می شود، از عواملی است که نابرابری اجتماعی را تشدید کرده و با ایجاد ناهمگونی شواهد حاکی از انحطاط و ناتوانی جامعه مبتنی بر حقوق اکثریت را ارائه داده است.

بنابراین، می توان گفت: «حاصل کل روند دگرگونی اجتماعی چند دهه اخیر، که خود نتیجه برآیند همه تحولات چندین قرن گذشته غرب بوده، عبارت است از جاکن شدگی یا دورافتادگی خود از اصل خویش; به این معنی که فرد در جامعه غربی هم از سنت های مذهبی خود و هم از سنت های خانوادگی و اجتماعی خود کنده شده است. این اوضاع و احوال جدید متضمن چالش های غالبا زیادی است که افراد یا دست کم، برخی از افراد را به استفاده از همه استعدادها و نیروهای بالقوه خود فرامی خواند، ولی در عین حال، در مبانی مشحون از رقابت بی حد و مبارزه و منازعه دایمی که با زوال معنویت همراه شده و داغ های عمیق روانی و اجتماعی خود را بر همه چیز نهاده است، خود را غالبا با یک احساس درماندگی و ناامیدی مواجه می سازد. (۹)

با توجه به آمار و اطلاعات، می توان شواهدی ارائه نمود که در حیات غرب از یک سو، گرایش به دین کاهش یافته و از سوی دیگر، به نسبت کاهش گرایش دینی، آمار جرم و جنایت و ناامنی افزایش یافته است. بر طبق آمار سال ۱۸۵۱ ، در حدود ۴۰ درصد از بزرگسالان در انگلستان و ویلز شنبه به کلیسا می رفتند. در سال ۱۹۰۰ ، این نسبت به ۳۵ درصد و در سال ۱۹۵۰ ، به ۲۰ درصد کاهش یافته است. این تعداد امروز در مجموع، تقریبا به ۱۱ درصد رسیده است. مذاهب اصلی بریتانیا به طور متوسط ، ۵ درصد کلیسا روندگان را در طی نیمه دوم دهه ۱۹۷۰ از دست داده اند. (۱۰) نفوذ مذهب بر حکومت نیز در دوره پس از جنگ جهانی دوم کاهش یافته است. (۱۱)

بر طبق آزمون دیگری (در کشورهای امریکا، آلمان، بریتانیا و مانند آنها) به هر میزان که از بزرگسالان به جوانان نزدیکتر می شویم بر درصد کاهش اهمیت خدا در زندگی گروه های جوان تر افزوده می شود. جوان ترین گروه دو برابر و نیم بیشتر از بزرگ ترین گروه پاسخ مادی می دهد. (۱۲) به موازات آن، مجموعه مشاهدات در کشورهای امریکا و آلمان غربی مشخص می کند که نگرش نسبت به همجنس بازی به تدریج، مثبت تر می شود. (۱۳)

از سوی دیگر، با کاهش گرایش به مذهب و اخلاق و فاصله گرفتن از ارزش های سنتی، شاهد افزایش روز افزون جرم و جنایت در این کشورها هستیم. ازدیاد جرایم در جامعه امریکا به حدی است که در شهرهای بزرگ صنعتی و تجاری کسی جرات پیاده روی در خیابان ها و پارک ها را به هنگام شب ندارد و تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی به حدی رسیده است که مردم در حالت هراس اجتماعی به سر می برند. در ایالات متحده امریکا درصد کودکان متولد شده نامشروع سفیدپوست و غیر سفیدپوست در یک دوره سی ساله بالا رفته است. از سال ۱۹۴۰ تا سال ۱۹۶۹ از ۱۰۰ کودک غیر سفیدپوست به دنیا آمده ۱۷ کودک نامشروع بوده و در سال ۱۹۶۹ این تعداد به ۳۱ درصد رسیده و برای سفیدپوستان در دوره مذکور از ۲ درصد به ۳/۵ درصد رسیده است. (۱۴)

در کمیسیون نظارت بر اجرای قوانین و بررسی کیفیت اداره امور قضایی ایالات متحده امریکا، که در سال ۱۹۶۷ تشکیل شد، رئیس این جلسه چنین اظهار داشت: ما نمی توانیم معین کنیم که جامعه امروزی ما در بطن خود بیشتر جانی پرورش داده یا جامعه آمریکا در ۱۵ یا ۲۵ سال پیش. (۱۵)

همچنین بین سال های ۱۹۰۰ تا ۱۹۶۰ درصد طلاق در آلمان از۶/۱۷ به ۷/۸۸ ، در انگلستان از ۲/۲ به ۵/۶۹ و در فرانسه، از ۱/۲۶ به ۴/۸۲ افزایش یافته است. در ایالات متحده (سال ۱۹۴۶) از هر دو ازدواج یکی به طلاق منتهی می شود (۱۶) و بسیاری از کودکان در خانواده هایی بزرگ می شوند که یا پدر در آن غایب است یا مادر. علاوه بر این، کسانی هستند که می کوشند معنای سنتی ازدواج را که میان دو جنس مخالف صورت می پذیرفته است، بشکنند و معنای جدیدی به آن بدهند که عبارت باشد از «هرگونه پیوند و التزامی میان دو آدم، هرچند از جنس موافق باشند، مادام که بخواهند با هم زندگی کنند.» بنابراین، در آخرین مرحله تجدد یا مدرنیسم، که برخی به آن «پست مدرنیسم » اطلاق کرده اند، حتی معنای خانواده، که در طول قرون و اعصار هیچ گاه مورد معارضه و چند و چون نبوده نیز شدیدا مورد حمله قرار گرفته است. (۱۷)

علامه طباطبائی رحمه الله نیز ریشه معضلات اجتماعی و نابسامانی خانواده در غرب را در طرز تلقی خاص فرهنگ غرب نسبت به خانواده می داند و می نویسد:

عمل همخوابی یکی از اصول اعمال اجتماعی بشر است و بشر از همان آغاز پیدایش و ازدیاد خود تا به امروز دست از این عمل اجتماعی نکشیده و این عمل باید ریشه در طبیعت داشته باشد تا آغاز و انجامش به آن ریشه بازگشت کند. اسلام عمل جنسی را با قانون خود نظام بخشده است… . به طور خلاصه، همه احکام مربوط به حفظ عفت و چگونگی انجام عمل همخوابی و اینکه هر زنی مختص به شوهر خویش است و نیز احکام طلاق، عده، اولاد، ارث و امثال آن، همه در راهی به کار می افتد که برای آن خلق شده اند; یعنی بقای نوع بشر.

مرحوم علامه نگرش قانونگذار جوامع غربی در عصر حاضر را مخالف با اساس خلقت و فطرت دانسته اند و می نویسند: اما در قوانین دیگری، که در عصر حاضر در جریان است، اساس همخوابی شرکت زن و شوهر در مساعی حیات است و در حقیقت، نوعی اشتراک در عیش است و بنایی که تمدن امروز بر اساس آن چیده شده علاوه بر نتایج نامطلوب و مشکلات و محذورهای اجتماعی که به بار آورده، با اساس خلقت و فطرت به هیچ وجه سازگاری ندارد. (۱۸)

نتایج تحقیقات موریزون در مورد نام نویسی ۹۲ دختر خردسال در مراکز فساد، مؤید فروپاشی خانواده در غرب و ناسازگاری بنای آن با فطرت است. (۱۹)

بنا به گزارش یکی از مجلات در فرانسه، روزانه ۲ کودک در اثر بد رفتاری پدر یا مادر جان می سپارند. (۲۰) در سال ۱۹۹۱ روزانه دست کم، یک نوزاد در کوچه ها و در کلیساها رها شده اند. (۲۱)

اما در ژاپن، که از نظر تکنولوژی و تمدن همپای دنیای غرب پیش رفته است، آمار جرم و جنایت از کشورهای غربی کمتر است. نویسنده کتاب تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی با طرح این سؤال که چرا در ژاپن میزان تبهکاری چنین اندک است، می نویسد:

«به احتمال زیاد، علت آن در پایداری احساس بسیار قوی همبستگی گروهی و در نتیجه، نظارت اجتماعی کارسازتر به نسبت غرب است. یک بار دیگر به این نتیجه می رسیم که ژاپن کمتر از غرب، مادی است، لیکن این امر را می توان بیش تر به حضور ارزش های ماقبل صنعتی نسبت داد تا خیزش ارزش های فرامادی.» (۲۲)

اکنون با توجه به مصادیق عینی به خوبی می توان بر ناتوانی قانونگذاری مبتنی بر حق اکثریت با زیربنای اصالت فردی و بریده از اخلاق و اعتقادات استشهاد نمود. لذا، هانری برگسن با تشبیه جامعه متمدن امروزی به موجود زنده دارای پیکری جسیم و جان و روانی ضعیف و رشد نیافته، بر لزوم توجه بشر به عرفان و معنویات و بلند کردن سر به سوی آسمان و گرایش به ادیان و تقویت اعتقادات تاکید می کند:

«بدن که بزرگ و جسیم شده، منتظر جانی اضافی است … . شاید بتوان گفت معماری ماشین، بیش از آن اندازه که می پندارند، عرفانی است. و به هر حال، در صورتی ماشین جهت حقیقی خود را باز می یابد و خدماتی را متناسب با قدرتش به انجام می رساند که بشریت با یاری وی موفق گردد قد راست نماید و سر فراز کند و به سوی آسمان بنگرد; همان بشریتی که در حال حاضر توسط ماشین قامتش بیش از پیش دو تاگشته و به جانب زمین خم گردیده است.» (۲۳)

بنابراین، «از یک طرف، چشم انداز زوال دنیای متجدد پیش رو است و از طرف دیگر، در اینجا و آنجا بارقه هایی از تجلی دوباره حقیقت به همان صورتی که سنت طی قرون و اعصار متمادی آن را زیسته و عرضه کرده است، به چشم می خورد.» (۲۴)

غرور علمی، موجب افول هنجارهای مذهبی

به طور کلی، می توان سه دلیل برای افول هنجارهای مذهبی ارائه نمود که همه برخاسته از اطمینان خاطری است که پیشرفت های علمی برای این جوامع به دنبال آورده بود:

اولین دلیل آن افزایش احساس امنیت بود که نیاز به هنجارهای مطلق را کم رنگ می کرد. پیشرفت های تکنولوژیکی و علمی موجب گشت افراد بیشتر احساس امنیت کنند و در نتیجه، کمتر دلواپس هنجارهای سنتی مذهبی باشند.

«دلیل دوم، این است که هنجارهای اجتماعی و مذهبی معمولا – دست کم در ابتدا – زمینه ای کارکردی دارند. هنجارهای مهمی همچون «تو نباید بکشی » دارای کارکرد اجتماعی می باشند. محدود ساختن خشونت به راه های قابل پیش بینی و مشخص برای حیات یک جامعه تعیین کننده است. بدون چنین هنجارهایی جامعه از هم گسیخته می شود.» (۲۵)

بر این اساس، هنجارهایی چون «تو نباید زنا کنی » یا «به پدرت و مادرت احترام بگذار» وقتی اثر حیاتی دارد که خانواده دارای کارکردهای حیاتی است. خانواده اساس، مامن و ملجا هر فرد است. فرزند وابسته به خانواده است و در غیر آن، جایی برای سکونت نمی یابد. سالمندان نیز به خانواده وابسته اند، باید کاری کنند که در دل فرزندان جای گیرند. بنابراین، کاشت اکنون (تلاش در جهت تربیت فرزند و امرار معاش او) برداشت فردا را به دنبال دارد – و آن نگهداری فرزندان از والدین است. پس در چنین جامعه ای زنا موجب تنفر و محکوم است; زیرا فرد را از خانواده اخراج می کند، بی سرپرست می گرداند و در مقابل فرزندان، بی آبرو و از شانیت اجتماعی بی بهره می گرداند. پس نباید زنا کرد. ولی در جامعه ای که برای نگهداری از فرزندان امکاناتی مهیا نموده اند، احترام به پدر کم تر ضرورت می یابد خانه سالمندان انگیزه ای برای پدران جهت تربیت و محبت به فرزندان باقی نمی گذارد. پس هنجار «نباید زنا کرد» چندان کارآیی ندارد. براین اساس، نویسنده تحول فرهنگی معتقد است:

«مادامی که حیات کودکان باطلاق تهدید می شود جامعه به آن به منزله عملی کاملا غلط و غیر قابل تحمل می نگرد.» (۲۶)

ولی اکنون حیات کودکان با طلاق تهدید نمی شود; چرا که جا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.