خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی فقهی مساله ی همکاری با حکام و سلاطین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی فقهی مساله ی همکاری با حکام و سلاطین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی فلسفه اخلاق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابشناسی توصیفی فلسفه اخلاق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
00دقیقه
00ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرا اخلاق (۱) (اخلاق تحلیلی)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 70

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرا اخلاق (۱) (اخلاق تحلیلی)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فرا اخلاق (۱) (اخلاق تحلیلی) شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل فرا اخلاق (۱) (اخلاق تحلیلی):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل فرا اخلاق (۱) (اخلاق تحلیلی) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فرا اخلاق (۱) (اخلاق تحلیلی) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرا اخلاق (۱) (اخلاق تحلیلی) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرا اخلاق (۱) (اخلاق تحلیلی) :

مطالعات فلسفی مربوط به اخلاق (۲) معمولا به دو حوزه فرعی به نام های فرااخلاق و اخلاق هنجاری تقسیم می شوند. از آنجا که تصور اینها به صورت حوزه های جدا از هم ظاهرا در قرن بیستم پدید آمده است، این مقاله بر بحث های جدید تاکید خواهد داشت.

مقاله حاضر مباحث اصلی فرااخلاق و روش های اساسی متفاوت برای پرداختن به آنها را ترسیم می کند.

تمییز بین فرااخلاق و اخلاق هنجاری به دو جهت مساله ای جدالی است; به دلیل مشکلات مربوط به تعریف و به دلیل عدم توافق در اینکه این دو کاملا مانعه الجمع و مستقل از هم باشند. معهذا فرا اخلاق می تواند به صورت بررسی فلسفی از ماهیت، توجیه، معقولیت، شرائط صدق و منزلت نظام ها، معیارها، احکام و اصول اخلاقی، صرف نظر از محتوای خاص آنها، توصیف شود. چون فرااخلاق در این مسیر، اخلاق و اصول اخلاقی را موضوع بحث خود قرار می دهد، گاهی اخلاق ” درجه دوم” خوانده می شود. در مقابل، نتایج و نظریه های اخلاق هنجاری، یا اخلاق “درجه اول” خودشان گزاره ها و نظریه های اصیل (Substantive) اخلاقی هستند.

اخلاق هنجاری، شامل دفاع فلسفی از مواضع و اصول مربوط به مباحث خاص اخلاقی نظیر مجازات مرگ (اعدام)، (۳) و نیز تنسیق و دفاع از اصول عام و نظریه های هنجاری اخلاقی، نظیر اشکال مختلف سودگروی، نظریه فضیلت و حقوق، است. (۴)

در دهه های ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم، دیدگاه رایج در دنیای انگلیسی زبان این بود که فلسفه عبارت است از تحلیل مفهومی یا زبانی.

بدون دقت در جزئیات (Roughly speaking) ، بر حسب این نظریه ما می توانیم مسائل سنتی فلسفه را تنها از طریق واضح شدن مفاهیم فلسفی مربوط، حل (یا ابطال) کنیم و این کار هم فقط از طریق واضح شدن معانی یا کاربردهای واژه های مربوط قابل انجام است. بنابراین، در این مورد خاص ما فقط با توضیح زبان اخلاقی می توانیم مسائل فرااخلاق را حل کنیم.

در طول دوره مذکور، این مساله رایج بود که فرااخلاق را عبارت از تحلیل زبان اخلاق تعریف کنند و آن را از اخلاق هنجاری بر این اساس که دومی دعاوی اساسی اخلاقی دارد و فقط به تحلیل زبان نمی پردازد، جدا سازند. ازاین رو، دیدگاه رایج اظهار می داشت که اخلاق هنجاری جزو فلسفه نیست و بیان می کرد که فرااخلاق از لحاظ اخلاقی خنثی است و هیچ لوازمی برای نظریه اخلاق هنجاری یا باورهای اخلاقی ما ندارد. (اما نگاه کنید به nielsen ).

فیلسوفان، تا حد زیادی این شیوه های اندیشه درباره فلسفه و فلسفه اخلاق را رها کرده اند. اگر چه، هیچ فیلسوف خاصی این تغییر نگرش را به ناگهان انجام نداد اما احتجاجهای کواین بر ضد تفکیک تحلیلی – ترکیبی حائز اهمیت بودند. زیرا اظهار می کردند که خطاست اگر فکر کنیم تحلیل فلسفی می تواند به شکل واضحی از تحقیقات اساسی مربوط به حقائق ترکیبی متمایز شود. از این رو، احتجاج های او از نقش اساسی تر و با ارزش تری برای فلسفه اخلاق دفاع می کردند. کار در اخلاق هنجاری ممکن است فلسفی به حساب آید، حتی اگر یقینا (easily) در حوزه تحلیل زبان سنتی قرار نگیرد و نظریه فرااخلاقی واقعا ممکن است لوازم اساسی اخلاقی داشته باشد و نباید صرفا به تحلیل زبان اخلاقی محدود شود.

نظریه اخلاق هنجاری و فلسفه اخلاق کاربردی هنجاری، (۵) امروز جزو پرجنب و جوش ترین حوزه های تحقیقات فلسفی هستند و این فکر رایج است که فرااخلاق و مسائل هنجاری به صورت های پیچیده ای با هم ارتباط دارند. مثلا نظریه های فرااخلاقی درباره توجیه معیارهای اخلاقی همراه با اطلاعات تجربی مربوط، احتمالا معیارهای خاصی را اثبات یا بی اعتبار می سازد، که با صرف نظر از آن، ممکن است آماده پذیرششان باشیم.

ارتباطات بیشتر میان این دو حوزه در ادامه مقاله بررسی می شود. فهرستی رایج از انواع ظاهرا معقول نظریه فرااخلاقی در قرن بیستم شامل طبیعت گرایی، غیرطبیعت گرایی یا شهود گرایی، احساس گرایی و توصیه گرایی است. این مقاله، درباره نظریه های مذکور به تفصیل بحث نمی کند.

سرشت نظام های اخلاقی متمایز از پدیده های دیگر

پرداختن به فرا-اخلاق، نیازمند راهی برای تمییز اخلاق از پدیده های دیگر مانند حقوق، آداب معاشرت و مصلحت است که هرکدام از آنها در مفاهیم خاص هنجاری همچون مفهوم “ارزش” یا “الزام” با اخلاق مشترک می نمایند.

توضیحی درباره آنچه که یک نظام، معیار و یا اصل اخلاقی را از دیگر نظامها، معیارها و یا اصول، متمایز می کند لازم است. بسیاری از مکتوبات از راه زبان اخلاقی با مساله برخورد می کنند و واقعا اگر فرا اخلاق، تحلیل زبان اخلاقی باشد، کلید حل مساله بررسی جداگانه زبان اخلاقی است.

«نظریه های صوری،» می گویند احکام اخلاقی را می توان براساس ویژگی های صوری یا منطقی آنها از احکام دیگر جدا کرد. هیر در کتاب اندیشه اخلاقی، نشان می دهد که داوری های اخلاقی شخص، لااقل آنها که مربوط به تشخیص وظیفه با رعایت همه جوانب مساله است، بر این اساس از دیگر داوری های او جدا می شود که داوری های اخلاقی، توصیه ای، قابل تعمیم و درجه اول (۶) هستند. در واقع، هیر نظام اخلاقی یک فرد را مجموعه توصیه های قابل تعمیمی می داند که فرد روا می دارد تا تمام توصیه های دیگرش را نادیده گرفته و کنار بگذارند. در نتیجه، هر مجموعه ای از توصیه ها بدون توجه به محتوای آنها، بر حسب قاعده می تواند یک نظام اخلاقی برای فرد بسازد.

این نظریه، از دو جهت مورد اعتراض قرار گرفته است: یکی اینکه سه شرط لازم(مذکور)، هر کدام جداگانه مورد اشکال قرار گرفته است. مثلا “قابلیت تعمیم” خیلی عجیب به نظر می رسد، چون مستلزم آن است که اگر یک نظام اجتماعی برخورد متفاوت با اعضای جامعه خود و بیگانگان را، به دلیل بیگانگی آنها، روا بدارد دیگر یک نظام اخلاقی به حساب نیاید. درحالی که، برعکس، به نظر می رسد چنان نظامی اگر نقش یک نظام اخلاقی اجتماعی را به عهده گیرد، باید آن را نظام اخلاقی اجتماعی به حساب آورد، اگر چه قابل نقد و اعتراض باشد. دیگر اینکه فیلیپا فوت، نشان داده که برخی از معیارها به تنهایی قادر به تشکیل نظام اخلاقی فرد نیستند، صرف نظر از اینکه فرد با آنها بعنوان توصیه ای، قابل تعمیم و درجه اول برخورد کند (یا نه). مثلا رای اخلاقی شخص نمی تواند این باشد که در نور ماه به خارپشت نگاه کردن غلط است.

نظریه های محتوایی، درباره تفکیک نظام های اخلاقی از امور دیگر، می گویند که احکام و باورهای اخلاقی نوعی محتوا یا کارکرد متمایز ویا ویژگی خاص حاصل از ترکیب محتوا و کارکرد مناسب دارند. مثلا فرانکنا، ثابت می کندکه اخلاق نقش ممکن ساختن تعاون اجتماعی را دارد و نظام اخلاقی در برگیرنده اصولی است که فرد را به ملاحظه آثار کارهایش بر دیگران از نقطه نظر خودشان فرا می خواند. متاسفانه از یک سو،به نظر می رسد یک نظام محض آداب و رسوم هم بتواند شرایط فرانکنا را داشته باشد.(تعریف مانع نیست. م) و از سوی دیگر، یک نظام اخلاقی تعصب آمیز قادر به تامین شرایط مذکور نباشد. (تعریف جامع نیست.م). درباره این ایده، که کارکرد اخلاق ممکن کردن تعامل اجتماعی است،به نظر می رسدکه برخی نظام های اخلاقی منفور (علی رغم اینکه نظام اخلاقی هستند.م) موجب افزایش تعارض اجتماعی هستند.

بااین حال، اگر اسناد کارکردی به چیزی فراهم کننده مبنایی برای ارزیابی موفقیت آن در ارتباط با کارکردش باشد در آن صورت رای فرانکنا، این عقیده آشکارا موجه را که نظام اخلاقی قابل قبول (Credible) موجب ممکن شدن تعاون اجتماعی است، مطرح می کند.

مساله اساسی این است که آیا نظام ها و معیارهای اخلاقی، درست همانند نظریه ها و گزاره ها، دارای ارزش صدق اند، مثل نظریه های علمی و شاید نظریه های ریاضی یا اینکه به صورت سیستمی از ارزش ها و قواعد فاقد ارزش صدق اند نظیر نظامهای آداب و رسوم (etiquette) و آداب مناظره (debating rules) .

گزینش هر یک از این دو شق، تاثیر بنیادی بر انتخاب روش های کاملا متفاوت برای بررسی عقلی ( Conceptualizing) مساله توجیه نظام اخلاقی، خواهد داشت. زیرا اگر نظام اخلاقی یک نظریه، و خود و اجزای آن، دارای ارزش صدق باشند درآن صورت موضوع های بالقوه ای برای توجیه معرفتی خواهند بود. به این معنا که امکان دارد موید (شاهد) یا دلیلی در دفاع از صدق آنها یافت. اما اگر نظام اخلاقی یک سیستم مرکب از قواعد بوده و خود آن قواعد و همینطور نظامهای حاصل از آنها فاقد ارزش صدق باشند، در آن صورت دفاع از صدق آنها ممکن نخواهد بود، به این معنا که نظامها و معیارهای اخلاقی در معرض توجیه معرفتی قرار داده نشده است. اما همانطور که در بخش بعدی روشن خواهد شد آنها هنوز می توانند از جهات دیگری مورد ارزیابی عقلانی و توجیه قرار گیرند.

توجیه نظام های اخلاقی و نظریه های هنجاری اخلاق

معیارها و نظام های متعددی متصور است که بسیاری از آنها پذیرفتنی نیست.همچون بسیاری ازآداب مناظره ممکنی که پذیرفتنی نیست.هرنظریه توجیه، باید ملاکی برای جدا کردن مقبول از نامقبول طرح و در دفاع از درستی آن بکوشد.این باید ملاکی باشدبرای توجیه همه معیارهای اخلاقی، از جمله معیارهای مطرح در نظریه اخلاق هنجاری. دو دسته مختلف از نظریه ها را می توان تمییز داد: نظریه های معرفتی و نظریه های عملی.

نظریه های معرفتی معیارهای معتبر و مورد قبول را صادق و یا اموری که کاملا موجه و صادق انگاشته شده اند، می دانند. و مساله تمییز بین آنها و معیارهای غیرمعتبر را یک مشکل معمولی معرفت شناختی می دانند. بر اساس این برداشت، یک نظام اخلاقی می تواند به صورت نظریه ای درباره حقایق اخلاقی لحاظ شود البته نه به آن خوش ساختی (Well Articulated) که در یک نظریه هنجاری فلسفی از قبیل سودگرایی است.

مساله اصلی توجیه رابایدبه صراحت مساله جستجوی دلیل و شاهد برای دفاع از صدق یک نظریه اخلاقی دانست. طبق این نظر، مسائلی مشابه با معرفت شناسی سایر امور در معرفت شناسی اخلاقی نمایان می شود، مثلا یک مساله این است که آیا هیچ عقیده اخلاقی وجود دارد که به صورت غیراستنتاجی توجیه شود یا خود توجیه (بدیهی) باشد. بنیادگرایی اخلاقی مدعی است که چنین باورهایی وجود دارند، در حالی که، هماهنگی گرایی (Coherentism) اخلاقی، آن را انکار می کند.

یک شکاک درخصوص معرفت اخلاقی هم احتمالا وجود باور پایه اخلاقی رامنکر خواهدشد. روابطپیچیده ای میان مسائل معرفت شناسی اخلاقی ومعرفت شناسی عام وجوددارد،مثلا ممکن است کسی بنیادگرایی درکل معرفت بشری را قبول کند اما بنیادگرایی اخلاقی را انکار کند.

معرفت شناسی اخلاقی طبیعت گرایانه، به این عقیده ملتزم است که اگر بناست نظریه یا حکم اخلاقی توجیه شود، (تنها) به صورت تجربی قابل توجیه است. طبیعت گرایی، متهم به استنتاج نادرست احکام اخلاقی، از گزاره های تجربی غیراخلاقی و غیرارزشی شده است. این، همان مساله “هست” و “باید” است که کشف آن گاهی به دلیل عبارت موجود در کتاب “بحثی درباره طبع آدمی” (۱۷۳۷) هیوم،با شک و تردید به او اسناد داده می شود.

طبیعت گرایی، در صورتی که هر ادعای اخلاقی واقعا از لحاظ معنایی قابل تحلیل به گزاره ای تجربی باشد، بر حق خواهد بود ولی چنین تحلیلی قبول عام نیافته است.

جی ای مور (۱۹۵۸ -۱۸۷۳)، در کتاب “مبانی اخلاق” (۱۹۰۳) عبارت «مغالطه طبیعت گرایانه » را برای توصیف روشی که به اعتقاد خودش نقص آن را آشکار ساخته و عبارت «استدلال سؤال گشوده » را برای تعریف «خوب » برحسب مفاهیم طبیعی، وضع کرده است. منظور (ازاستدلال مذکور) هر تحلیل ارائه شده به صورت «خوب بودن عبارت است از الف بودن » است، که همواره امکان دارد سؤالهای نظیر «این الف است، اما آیا خوب است؟» را (درباره آن) تنسیق کرد.

روشن است که چنین سئوال هایی بجاست، در حالی که، اگر تحلیل فوق درست باشد دیگر جایی برای طرح اینگونه سؤالها نیست، زیرا سؤال فوق نظیر این سؤال خواهد بود که «این الف است اما آیا الف است؟»، پس هیچ تحلیل این چنینی درست نخواهد بود.

مور، اعتقاد داشت که این احتجاج نشان می دهد طبیعت گرایی قابل دفاع نیست. این احتجاج، به صورت گسترده ای مورد بحث قرار گرفته، تعمیم یافته و نقد و بررسی شده و هنوز هم مورد بحث است. (Hare 1952, Brink; Lewis) اما برخی طبیعت گرایان، به تازگی نظریه ای مطرح کرده اند که راهی رانشان می دهد که در آن، توجیه تجربی اخلاق، مبتنی بر تحلیل برابری یا استنتاج، آن گونه که بوسیله مور و هیر مورد اعتراض و نقد قرار گرفت، نیست. این رهیافت، که ممکن است به نام نظریه تایید خوانده شود، نظام های اخلاقی و نظریه های اخلاق هنجاری را مثل یک نظریه تجربی می داند، درست مشابه نظریه های (دیگر) تجربی نظیر نظریه های روانشناسی و شیمی. نظریه تایید، می گوید یک نظام یا نظریه اخلاقی، بر حسب میزان فائده ای که در توضیح پدیده ها دارد، مورد تایید است و بخشی از کلی ترین تبیین ما از جهان است.(بنگرید Sturgeon ) این ایده، در دائره المعارف مورد نقد واقع شده است. (بنگرید به copp ). از جمله نظریه های غیرطبیعت گرایی، صورت هایی از شهودگرایی است، مانند شهودگرایی مور، که بر حسب آن، معرفت اخلاقی ریشه در درک مستقیم (بلاواسطه. م) عقلی از حقائق بنیادی اخلاق، دارد که علی رغم اینکه ترکیبی ( synthetic) فرض شده اند اما به نحو پیشین (apriori) معلوم اند.

نظریه های حس اخلاقی (moral sense) ، توانایی روانی خاصی را منبع معرفت مستقیم حقائق اخلاقی می دانند ولی معرفت های اخلاقی را پیشین نمی دانند. اعتراض های رایجی به این رهیافت ها وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

نظریه های عملی دیدگاه متفاوتی درباره موضوع اصلی توجیه در نظرپردازی اخلاقی و نیز در خصوص ماهیت توجیه مربوط دارند. نظام های اخلاقی، به صورت سیستم های مرکب از معیارها و (خود) معیارها به صورت قواعد یا ارزش ها تلقی شده اند، که قواعد و ارزش ها هم خودشان فاقد ارزش صدق و غیرگزاره به حساب آمده اند.

بر اساس این نظر، صدق نظام ها و معیارهای اخلاقی را نمی توان ثابت کرد و آنها موضوع های بالقوه ای برای توجیه معرفتی نیستند، اما می توانند در معرض ارزیابی عقلانی قرار گیرند. نظریه عملی، معتقد است معیارهای درست آنهایی هستند که ملاک ارزیابی ارائه شده از جانب نظریه را داشته باشند. به عنوان مثال، یک مجموعه قواعد برای بحث پارلمانی مانند قواعد روبرت (Robert|s Rules) ، اولا و بالذات دارای ارزش صدق نیست اما، چنان مجموعه ای ممکن است دراتباط بانیازها و اهداف پارلمان توجیه شود. (و) اگر توجیه شود، به صورت نظامی که معقول است پارلمان آن را در مرافعات حاکم گرداند، توجیه می شود. به بیان دقیق تر، نظریه عملی، یک ملاک ارزیابی برای معیارهای اخلاقی طرح و آن را در قالب مفهومی از تصمیم عقلانی یا عقل عملی تعریف می کند. نظریه عملی مدعی است که یک معیار اخلاقی بایک الزام واقعی اخلاقی، فضیلت یا خیر مطابق است (و) یا منشا الزام های حقیقی بر اطاعت، درست در جایی که آن معیار را تامین می کند، است. مثلا، این ایده وجود دارد که معیارهای معتبر آنهایی هستند که برای “انتخابگران آرمانی” ،که وارد عمل درموقعیت غیرجبری شده اند، به صورت معقولی قابل قبول اند. در کل، یک نظریه عملی می کوشد تا، از طریق مرتبط ساختن معیارهای اخلاقی معین با شرائط تصمیم عقلانی یا با معیارهایی که معقول است عامل (برای غرض مربوط در یک مورد مربوط) آنها را برگزیند، ثابت کند که معیارهای اخلاقی خاصی قابل توجیه اند.

مانند نظریه دیوید گاثیر ( David Gauthier) و برخی نظریه های انتخاب عقلانی، مانند(نظریه) ریچارد براندت (R.Brandt) است. امانوئل کانت (۱۸۰۴-۱۷۲۸) کوشید تا ثابت کند الزامی اصیل به اطاعت از امر مطلق وجود دارد دقیقا به این دلیل که فرد عاقل از آن اطاعت می کند.

ارسطو (۳۸۴-۳۲۲ ق.م) سعی کرد ثابت کند فرد عاقلی که انتخاب خوب می کند، ناچار بدین وسیله خیرهای انسانی از جمله فضائل اخلاقی را مجسم می کند. جان رالز (John Rawls) در (کتاب) نظریه عدالت، نظریه ای قراردادی از عدالت را طرح و با استفاده از ملاحظات مربوط به نظریه انتخاب معقول، به نفع آن استدلال کرده است. اما رالز، کار خود را بیشتر نظریه اخلاق هنجاری می داند تا فرا-اخلاقی و باکی ندارد که در تکمیل استدلال خود متمسک به ملاحظات اخلاقی شود. به این دلائل، نظریه او نمونه خوبی از نظریه عمل گرایی که اکنون مورد بحث است نمی باشد.

شناخت گرایی، به این معناست که داوری های اخلاقی بیانگر گزاره ها هستند، و طبیعت گرایی در معنای عام و فراگیر (خود) به این معناست که برای تبیین اخلاق نیاز به هیچ موجود یا اصل معرفت شناختی فلسفی غیرطبیعی یا غیرتجربی نیست.

ممکن است بتوان نظریه عمل گرا را با شناخت گرایی و احتمالا طبیعت گرایی ترکیب کرد، زیرا امکان دارد نظریه عمل گرا، معیارها یا ارزش های اخلاقی را از داوری های اخلاقی تفکیک کرده و دومی را گزاره های مربوط به معیارهایی که به شایستگی توجیه شده اند، بداند و (نیز) امکان دارد شرائط صدق طبیعت گرایانه ای برای این گزاره ها مطرح کند. مثلا براندت (۷) در (کتاب) نظریه ای درباره خوب و درست، نظریه عمل گرا را، با معناشناسی شناختی (و) طبیعت گرایانه از داوری های اخلاقی تلفیق کرده است.

نظریه های توجیه اخلاقی، از جهات مختلفی متفاوتند، مثلا برخی نظریه ها ممکن است مطلق گرایانه باشند، که از این جهت متضمن آنند که حداکثریک نظام اخلاقی درست یا موجه وجود دارد، و (نظریه های) دیگری ممکن است نسبی گرایانه باشند، به این معنا که وجود بیش از یک نظام اخلاقی موجه در زمینه اجتماعی واحد را مجاز می دانند.

وجودشناسی و متافیزیک(فلسفه)

هر تبیینی از ماهیت اخلاق و توجیه آن، ممکن است پی آمدهای فلسفی داشته باشد و نیز معناشناسی جملاتی که در گفتار اخلاقی به کار می گیریم، ممکن است داوری های اخلاقی را دارای پی آمدهای فلسفی تفسیر کند. در برخی موارد، این پی آمدها نامعقول بوده و بنابراین نظریه معناشناسی یانظریه توجیه ویاخود احکام اخلاقی نادرست خواهند بود.

جی.ال مکی(۱۹۸۲-۱۹۲۷)، ثابت کردکه احکام اخلاقی معمولی (نوع نمون) مستلزم آنند که اوصاف عینی اخلاقی از قبیل خوبی، وجود دارند. به خصوص که او اظهار می دارد که چنان احکامی مستلزم این هستند که اوصاف اخلاقی با اینکه مستقل از حقائق مربوط به روانشناسی فردند، (ولی) بر حسب ذات خود محرک هستند. او گمان می کرد که چنان اوصافی به لحاظ فلسفی عجیب و حتی ممکن است متناقض باشند. در نتیجه، مکی، مدعی شد که احکام معمولی اخلاقی دروغ اند. در عوض، ممکن است کسی ادعا کند که تحلیل او (مکی) از شرائط صدق احکام اخلاقی و یا برداشت وی از اوصاف عینی اخلاقی اشتباه است.

خیلی بعید است که عقیده به “خوب بودن بعضی چیزها” ما را به این عقیده ملزم سازد که آن چیز بتواند با چشم پوشی از هر واقعیت مربوط به روانشناسی منشا تحریک ما شود.

متهم ساختن معرفت شناسی اخلاقی شهودگرایانه، به پی آمدهای نادرست فلسفی امر رایجی است. مثلا مور، معتقد به فلسفه غیرطبیعت گرایانه ای بود که بر اساس آن، خیراخلاقی وصفی بسیط و غیرقابل تجزیه و به لحاظ فلسفی پایه ای و قائم به ذات (Sui generis) است. وی معتقد بود که صفت خیر اخلاقی قابل تحویل به هیچ وصف طبیعی، غیرطبیعی و یا ترکیبی از آنها نیست.

اما این فرض غیر طبیعت گرایانه را می توان از معرفت شناسی شهودگرایانه مور، جدا کرد و این عقیده، که به لحاظ فلسفی، اوصاف اخلاقی پایه ای وجوددارند،ممکن است حتی باطبیعت گرایی سازگارباشد. زیرا طبیعت گرا، باید بپذی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.