خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ملاحظات نقدگونه ای درباره دو دیدگاه در فلسفه اخلاق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ملاحظات نقدگونه ای درباره دو دیدگاه در فلسفه اخلاق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خودگرایی و دگرگرایی در فلسفه اخلاق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خودگرایی و دگرگرایی در فلسفه اخلاق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
39دقیقه
20ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کاوشی در «توصیه گرایی» از دیدگاه فلسفه اخلاق :

مقدمه

توصیه گرایی (Prescriptivism)، یکی از مهم ترین نظریات در مباحث فرااخلاق و فلسفه اخلاق است که در چند دهه اخیر مورد توجه فیلسوفانِ غربی قرار گرفته و مباحثات فراوانی در تأیید و نیز ردّ آن صورت گرفته است.

در این نوشتار، سعی شده است که ابتدا، جایگاه بحث روشن شود و سپس با ارائه توضیحی بسیار اجمالی درباره نظریات و دیدگاه هایی که سرانجام به توصیه گرایی انجامیده اند، تا اندازه ای ابعاد مختلف بحث روشن گردد.

جایگاه بحث توصیه گرایی اخلاقی

فرااخلاق(۱) به بحث هایی راجع به جملاتِ اخلاقی می پردازد. موضوع تحقیق، برخلافِ اخلاقِ هنجاری، که افعال و اوصافِ اختیاری آدمی بود، جملات اخلاقی است. مثلِ عدالت خوب است و نباید ظلم کرد. اما جملات اخلاقی را از چند جهت می توان مورد بررسی و پژوهش قرار داد:

۱. از جهت معناشناختی (تحقیقات معنایی) (Semantical questions): در این نوع از تحقیقات فرا اخلاقی، جملات و گزاره های اخلاقی از جهت معنایی مورد بررسی قرار می گیرند. برای مثال، در این نوع پژوهش، پرسش هایی از این دست مطرح می شوند: آیا مفاهیم اخلاقی معنایی توصیفی دارند یا توصیه ای؟ مفاهیم اخلاقی، تعریف پذیرند یا نه؟ مفاهیمی همچون خوب، باید، نباید، درست، نادرست، بد و وظیفه چه معنایی دارند؟ و یا مثلاً، مفهوم عدالت، آزادی، ظلم و… که مستقیما از جمله مفاهیم اخلاقی نیستند و تا حدودی مبهم اند، چه معنایی دارند. یا مفاهیمی که پیش فرض اخلاقیات اند همانند: تصمیم، میل، اختیار، انگیزه و… به چه اموری اشاره دارند؟

۲. پرسش های معرفت شناختی (Epistemological questions): در این نوع از تحقیقات فرا اخلاقی، مباحث معرفت شناختی درباره گزاره های اخلاقی مطرح می گردد. این که آیا گزاره های اخلاقی معرفت بخش اند یا نه؟ آیا خبری اند یا انشایی؟ و…

۳. پرسش های منطقی و مسائل منطقی اخلاق

(Logical questions): در این نوع از تحقیقات فرا اخلاقی، ارتباط گزاره های اخلاقی با یکدیگر و نیز ارتباط گزاره های اخلاقی با گزاره های غیراخلاقی مورد مطالعه قرار می گیرد. مسأله پر ارزش و مهم هست و باید (دانش و ارزش) در اینجا مورد بحث قرار می گیرد.

نکته ای که لازم به یادآوری است این که، این سه جهت بحث به شدت باهم مرتبط اند و نتایج تحقیقات در هر بخشی، در تحقیقات بخش های دیگر مؤثر می افتد. حتی ممکن است در بحثی، دو یا هر سه این جهات با هم مطرح شوند و ما را به سوی نتیجه ای در فرا اخلاق سوق دهند. بر این اساس، تفکیک این مباحث از یکدیگر صرفا به منظور ساده تر شدن مباحث و دست یابی آسان تر به نتایج کارآمد و مفید تلقی می گردد. بحث از توصیه گرایی اخلاقی، همان گونه که در مباحث آینده روشن خواهد شد، در ذیل مباحث فرااخلاق قرار دارد. البته، با استفاده از برخی نتایج پدید آمده در بخش سوم تحقیقات فرا اخلاقی یعنی قطع ارتباط میان دانش و ارزش، به بررسی معنای مفاهیم اخلاقی(۲) و در نهایت، به معرفت شناسی گزاره های اخلاقی می پردازیم. پس می توان این بحث را ذیل معرفت شناسی و معناشناسی گزاره های اخلاقی قرار داد. بر این اساس، ما نخست اجمالاً به بررسی معرفت شناختی گزاره های اخلاقی می پردازیم و سپس مباحثی از معناشناسی این گزاره ها ارائه می دهیم تا زمینه ارائه نظریات در این مبحث فراهم شود. لازم به ذکر است که نظریه توصیه گرایی اخلاقی، نظریه ای است که به صورتی مدوّن و نظام مند در طول ظهور چند نظریه در عرصه معرفت شناسی و معناشناسی گزاره های اخلاقی مطرح شده است و در حقیقت تلاش بوده است که نقاط ضعف سایر نظریات این وادی را بپوشاند. از این رو، برای بررسی دقیق این دیدگاه ناچاریم تا اندازه ای دیدگاه های سابق در این دو بخش را مطرح سازیم و با بررسی آن ها در نهایت به توصیه گرایی برسیم. ابتدا از مباحث معرفت شناختی این پرسش مطرح می شود که «گزاره های اخلاقی اخباری اند یا انشایی؟ به عبارت دیگر، این گونه گزاره های معرفت بخش است یا غیر معرفت بخش؟ یعنی آیا این گزاره ها قابلیت صدق و کذب دارند یا نه؟» و در مباحث معناشناختی به این پرسش پاسخ داده می شود که آیا مفاهیم اخلاقی، مفاهیمی تعریف پذیرند یا نه؟

گزاره های اخلاقی اخباری اند یا انشایی؟

عده ای گزاره ها و احکام اخلاقی همانند «× اخلاقا خوب است» را گزاره ای خبری می دانند که دارای مفادی هستند که تطابق و عدم تطابق با آن، صدق و کذب آن گزاره ها را تعیین می کند. به عبارت دیگر، گزاره اخلاقی خبر از چیزی می دهد که در عالم وجود دارد و تطابق این گزاره با آن چیزِ محکی، صدق آن گزاره را می رساند.

دسته دیگری از اندیشمندان فلسفه اخلاق، آن گزاره ها را، گزاره هایی انشایی تلقی کرده و آن ها را فاقد مفادی که در وراء آن گزاره ها باشد می دانند. در نتیجه، گزاره های اخلاقی فاقد قابلیت صدق و کذب محسوب می شوند. زیرا در وراء آن ها چیزی نیست که تطابق یا عدم تطابق با آن، صدق و کذب گزاره ها را تعیین کند.

برخی از کسانی که گزاره های اخلاقی را اخباری می دانند معتقدند که این گزاره ها خبر از اموری در عالم خارج از وجود ما آدمیان می دهند به گونه ای که آدمیان به عنوان مُدرک این احکام، وجود داشته باشند و یا نه، این حقایق و اوصاف در عالم خارج وجود خواهند داشت. به این بیان که اگر « ×اخلاقا خوب است» خوب بودن حقیقت و واقعیتی است که واقعا برای × ثابت است، دقیقا مثل این که بگوییم: «یخ سرد است» یا «آتش گرم است» و البته کاری که آدمیان نسبت به آن حقایق انجام می دهند، کشف آن حقایق بیرون است و دیگر هیچ گونه نقشی در آن ندارند.

اما گروه دیگر کسانی هستند که گزاره های اخلاقی را گزاره هایی اخباری می دانند و معتقدند که خوب بودن یا بد بودنِ چیزی منوط به خواسته ها، امیال و نفسانیاتِ خود آدمی است. این عده نیز به دو دسته تقسیم می شوند. دسته ای معتقدند که این گزاره ها خبر از یک حالت نفسانی می دهند. مثلاً، وقتی می گوییم «× خوب است» یعنی « ×لذت آور است» و خبر از حالتی نفسانی می دهیم که در درونِ ما آدمیان وجود دارد. یعنی آن چیز برای ما لذت آور است و لذت بردن هم حالتی نفسانی است.

اما گروه دیگر معتقدند که این گزاره ها از نوعی طرز تلقی (Attitude) خبر می دهند. برای مثال، هنگامی که می گوییم: « ×خوب است» یعنی «من موافق × هستم»؛ یعنی نوعی جهت گیری و نگرش مثبت و موافق با × دارم. اکنون این دو شاخه اخیر، یا خبری خصوصی می باشند؛ به این معنا که این ×تنها برای من لذت بخش است، یا تنها موافق با خواست و نگرش من است. و یا این که آن خبر، خبری عمومی است و بیانگر خواست و نگرش دیگر افراد نیز می باشد.

فیلسوفانی که گزاره های اخلاقی را انشایی تلقی می کنند، یا آن گزاره ها را ابراز طلب و انشای امر می دانند که حاصل این رویکرد امرگرایی (Imperativism) است و یا آن ها را ابراز احساسات شخص گوینده به حساب می آورند که نتیجه آن احساس گرایی (Emotivism) است. عده دیگری همچون ار. ام هیر گزاره های اخلاقی را مستلزم امر می دانند. بدین معنا که گزاره های اخلاقی گزاره هایی هستند که برای هدایت گری اعمال آدمیان ابراز شده اند. این دیدگاه تحت عنوان توصیه گرایی مطرح می شود.

بنابراین گزاره های اخلاقی سه نوع تفسیر مختلف دارند:

الف. این که خبر از عالم خارج می دهند و وابسته به خواست و سلیقه ما نیستند.

ب. خبر از سلیقه و امیال و خواست آدمیان می دهند.

ج. اساسا خبری نیستند بلکه از امور انشایی اند که یا ابراز و انشاء احساسات و یا انشاء امر مستقیم هستند و یا این که، گزاره اخلاقی، جمله ای است که مستلزم امر است. اکنون بر اساس تعریفی که از واقع گرایی ارائه می شود، تنها می توان نوع اول را در زمره دیدگاه های واقع گرایانه در نظر آورد. نوع دوم و سوم، بالطبع واقع گرایانه خواهند بود و از آن جهت که گزاره های نوع اول و دوم خبر از حقیقتی می دهند و قابلیت صدق و کذب دارند، شناختی نامیده می شوند و گزاره های نوع سوم چون خبری نیستند، غیرشناختی تلقی می گردند.(۳) و براساس دیدگاه دیگر، تفسیر اول را عینیت گرایانه و تفسیر دوم و سوم را ذهنیت گرایانه و متکی بر فرد قلمداد می کنند.(۴)

تا این جا روشن شد که توصیه گرایان اساسا گزاره های اخلاقی را غیرشناختی و به اصطلاح هدایت گر عمل می دانند. اما بحث معناشناختی راجع به مفاهیم و گزاره های اخلاقی نیز در روشن ساختن فضای بحث کارساز و ضروری است. در این جا به این پرسش معنا شناسانه می پردازیم که آیا مفاهیم اخلاقی تعریف پذیرند یا خیر؟

آیا مفاهیم اخلاقی تعریف پذیرند؟

در پاسخ به این سؤال سه نظریه متفاوت وجود دارد:

الف. نظریات تعریف گرایانه (Definist Theories)؛ یعنی نظریاتی که معتقدند مفاهیم اخلاقی همچون خوب، بد، درست، نادرست، باید، نباید و وظیفه را می توان به گونه ای تعریف نمود که هیچ مفهوم اخلاقی ای در آن وجود نداشته باشد.(۵) این قبیل نظریات خود به دو دسته تقسیم می شوند:

۱. نظریاتی که مفاهیم اخلاقی را با مفاهیم طبیعی تعریف می کنند. (= طبیعت گرایی اخلاقی Ethical Naturalism)؛

۲. نظریاتی که مفاهیم اخلاقی را با مفاهیم فلسفی یا کلامی تعریف می کنند. (Metaphysical Theories).

طبیعت گرایان نیز به چندگروه تقسیم می شوند: کسانی که مفاهیم اخلاقی را با مفاهیم زیست شناختی؛ جامعه شناختی و روان شناختی تعریف می کنند.

ب. نظریات غیرطبیعت گرایانه، شهود گرایانه (Non – Naturalistic Theories; Intuitionism): این نظریه پردازان معتقدند: هرچند بتوان برخی از این مفاهیم را با برخی دیگر تعریف کرد، اما از یک سو، تعریف این مفاهیم با مفاهیم غیراخلاقی به طور کلی غیرممکن است و از سوی دیگر، برخی از این مفاهیم اساسا قابل تعریف نیستند.(۶)

ج. نظریاتی که این مفاهیم را اساسا غیرقابل تعریف می دانند. (Non – cognitivism) به عقیده این گروه مفاهیم اخلاق، اموری ناظر به واقع نیستند که بتوان آن ها را تعریف کرد و به اصطلاح، اساسا تعریف پذیر نیستند.

احساس گرایان و توصیه گرایان در ذیل این نظریات قرار می گیرند. نمودار زیر این بحث را نشان می دهد:

بررسی اجمالی نظریات فرا اخلاقی

پس از آن که، طبیعت گرایان اخلاقی، مفاهیم اخلاقی را بر اساس واقعیات تجربی تعریف کردند و گفتند: «درستی، یعنی منتهی شدن به سعادت موزون» و «خوبی، یعنی متعلق علاقه مثبت (میل) بودن»(۷)، مور (G.E.Moore) در نقد آن ها، مغالطه طبیعت گرایانه (Naturalistic fallacy) را مطرح ساخته و با استفاده از برهان سؤال گشوده (Open question argument) نقد خود را مستدل نمود. وی معتقد بود که هرچند اوصاف اخلاقی در خارج وجود دارند، اما این درست نیست که تصور کنیم در تعریف این اوصاف، اوصافِ غیراخلاقی به کار می آیند. وی معتقد بود که با برخی از مفاهیم اوصافِ اخلاقی می توان سایر مفاهیم اوصافِ اخلاقی را تعریف نمود. اما یک مفهوم اخلاقی وجود دارد که پایه همه تعاریف است و همه تعاریف به آن بازمی گردد، ولی خود این مفهوم تعریف پذیر نیست. او این مفهوم را مفهوم و وصفِ اخلاق «خوب» می داند، وصفی که بر معنایی دلالت دارد، اما چون وصفی بسیط است، تعریفی بر آن نمی توان آورد. با این حال، ما معنای این وصف بسیط را از طریق بداهت ذاتی و شهود درک می کنیم. به بیان دیگر، ما از طریق بداهت، معنای «خوب» را درمی یابیم و با استفاده از این مفهوم، سایر مفاهیم را تعریف می کنیم.(۸) از باب مثال، در تعریفِ «درست» می گوییم: «درست» چیزی است که بیش ترین خوبی را به بار آورد. البته، این دیدگاه (شهودگرایی) از سوی فیلسوفان دیگری نیز مورد حمایت قرار گرفت. ولی برخی از این فیلسوفان درباره تعداد مفاهیم بدیهی و نیز این که کدام مفهوم بدیهی است، با مور اختلاف نظر پیدا کردند. برای مثال، راس

پرسشی در این جا مطرح می شود این است که آیا احکام و گزاره های اخلاقی که دارای معنای ارزش و توصیه ای بودند، فاقد هرگونه معنای توصیفی اند؟ یعنی به این دلیل که گزاره های توصیه ای و ارزشی به گزاره های توصیفی تحویل پذیر نیستند و از گزاره های توصیفی استنتاج نمی شوند، باید حکم کرد که گزاره های اخلاقی فاقد هرگونه مضمون توصیفی اند؟

(W.D.R. Ross) علاوه بر مفهوم «خوب»، «باید» را نیز بدیهی تلقی می کرد و یاسیجویک (Henry sidgwick) صرفا مفهوم «باید» را دارای بداهت ذاتی در نظر می گرفت.(۹)

دیدگاه شهودگرایانه این ارمغان را به دنبال داشت که در توجیه پذیری باورهای اساسی اخلاقی، نیاز به استدلال های طبیعت گرایانه را منتفی نمود و این مسأله را با مفهوم بداهت ذاتی مرتفع نمود. علاوه بر این این دیدگاه، برای اخلاق گونه ای عینیت را در نظر می گرفت و دلبخواهی بودن آن را مردود می دانست.

شهودگرایی با اعتراضات هستی شناسانه و معرفت شناسانه متعددی مواجه شد. از جمله این که، مفهوم «بداهت ذاتی» ابهام دارد و چندان روشن نیست. دیگر این که وجود اوصافِ بسیط تعریف ناپذیر چندان قابل دفاع نمی باشد و…(۱۰) و از همه مهم تر، استدلالی است که از جانب غیرشناخت گرایان مطرح گردیده است به این صورت که: این نظریه توجیه مناسبی برای انگیزه اخلاقی ارائه نمی کند. «در این نظریه، ربط میان احکام اخلاقی و عمل به صورتِ یک فرضِ سست ظاهر می گردد که درباره آن هیچ مطلبی برای گفتن وجود ندارد.»(۱۱) اشکال دیگر این نظر این است که اگر در اخلاق، مفاهیمی عقلی و بدیهی وجود دارد به گونه ای که همه موجودات عاقل آن ها را می توانند درک کنند و با استفاده از آن مفاهیم، سایر مفاهیم را تعریف کنند و اگر عقل در نزد همه آدمیان و موجودات عاقل، به یک مفهوم از این اوصاف می رسد، پس سرّ وجود اختلافاتِ اخلاقی در چیست؟ آیا پس از پذیرش این که باورهای اساسی اخلاقی توسط عقل بر ما آشکار شده است و این که عقل چیزی مشترک میان تمام موجودات عاقل است، وجود اختلافات اخلاقی نزد اقوام و ملل گوناگون، توجیه پذیر است؟(۱۲)

با توجه به این شبهات و نیز ظهور پوزیتویسم منطقی در نیمه اول قرن بیستم، که معتقد بود گزاره ای معنادار است که یا این همانی باشد و یا بیانگر حقیقتی باشد که از طریق تجربه قابل تحقیق است(۱۳)، دیدگاه های غیرشناخت گرایانه و غیرتوصیفی وارد عرصه فلسفه اخلاق گردیدند. این عده معتقدند گزاره های اخلاقی نه حالتی این همانی دارند و نه همان طور که مور با مغالطه طبیعت گروانه و برهان سؤال گشوده اثبات کرد حالتی تجربی. بنابراین اساسا این گزاره ها، گزاره هایی بی معنا هستند که باید کنار گذاشته شوند و بنابر تقریرهای افراطی ترِ این دیدگاه در این گزاره ها توصیفی از واقعیت وجود ندارد. ولی کار به این سادگی که پوزیتویست های منطقی تصور می کردند نبود، زیرا احکام و گزاره های اخلاقی در سراسر زندگی آدمیان رسوخ کرده، کنار گذاشتن آن ها به سادگی میسر نبود. بر این اساس، آنان ناچارند برای این گزاره ها توجیهاتی در نظر بگیرند و آن ها را در ذیل نظریاتی خاص قرار دهند. از این پس طیفی از نظریات غیرشناختی مطرح می شوند که در این مقام قرار دارند و ما از افراطی ترین آن ها آغاز و در نهایت به توصیه گرایی می رسیم.

امر گرایی (Imperativism)

رودلف کارنپ (Rudolf Carnap) از بنیان گذاران پوزیتویسم منطقی معتقد است: گزاره های اخلاقی گرچه به ظاهر قضایای حملیه اند ولی در واقع، این قضایا گزاره هایی انشایی اند که بیانگر طلب و خواست اظهارکننده آن گزاره ها می باشند. او می گوید: در گزاره «قتل نفس خطاست»، در حقیقت، یک نهی از جانب اظهارکننده آن وجود دارد. یعنی: «نکش» یا اگر به ما گفته شود: «راست گویی خوب است» در واقع، این گزاره حاوی طلب گوینده است که «راست بگو». البته، در کنار این مضمونِ امری که در گزاره های اخلاقی وجود دارد، هیچ گونه مضمون توصیفی هرچند به صورت تبعی و عرضی وجود ندارد.(۱۴) و این در آنجایی که گزاره اخلاقی ما حاوی الزام باشد، آشکارتر است.

احساس گرایی (Emotivism)

ای. جی. ایر (A.J. Ayer) احکام و گزاره های اخلاقی را صرفا ابراز احساسات و عواطف گوینده آن به شمار می آورد که به صورت دفعی و ناگهانی مطرح شده اند. «بر طبق این دیدگاه، گفتن این که دزدی خطاست، صرفا اظهار ناخوشایندی و عدم تأیید دزدی است. بنابراین، می توان جمله «دزدی خطاست» را به روشنی به این صورت بازنویسی کرد: «دزدی اُف!» به همین ترتیب، جمله «خدا خوب است» را می توان به «درود بر خدا» ترجمه کرد. تعجبی ندارد که این دیدگاه را «نظریه هُ هُ آفرین» در فلسفه اخلاق لقب داده اند.»(۱۵)

این قبیل دیدگاه ها، زبان اخلاق را زبانی ابزاری تلقی می کنند و وجودِ مفاهیم اخلاقی را فاقد محتوا و مضمون می دانند.

ایر در این باب می گوید: «وجود یک نماد اخلاقی در یک گزاره، چیزی را به محتوای حقیقی آن نمی افزاید. بر این اساس، اگر به کسی گفته شود: «به خاطر دزدی آن پول، عمل خطایی انجام دادی» چیزی بیش از این گفته نشده که «شما آن پول را دزدیده ای»؛ و با آوردن این عبارت که عمل تو خطا بود، مطلبی به آن گزاره اضافه نشده است.»(۱۶)

استیونسن (C.L. Stevenson) نظریه ای تقریبا معتدل تر از ایر ارائه نمود. وی می گفت: احکام اخلاقی، ابرازگر طرز تلقی گوینده می باشند. و این احکام، تلقی مشابهی را در شنونده به وجود می آورند. و یا درصدد ایجاد آن هستند.(۱۷) این ادعاها به جای توصیف محض سود آدمیان، سعی در تعویض آن منافع یا شدت بخشیدن به آن ها دارند و آدمیان را به جلب آن منافع توصیه می نمایند.(۱۸)

همان گونه که اشاره شد، دیدگاه هایی همانند امرگرایی و احساس گرایی و به طور کلی، نظریات غیرشناخت گرایانه، در مواجهه به سه مشکل اساسی مطرح شدند:

الف. مغالطه طبیعت گرایانه که طبیعت گرایی را از پا درمی آورد و شهودگرایی را قوت می بخشید؛

ب. وجود اختلافات اخلاقی در میانِ اقوام و ملل مختلف که شهودگرایی برای آن توجیهی نداشت؛

ج. انگیزه اخلاقی و این که چگونه شخص به سوی عمل کشیده می شود. البته، کسانی که محتوای توصیفی برای گزاره های اخلاقی در نظر می گیرند در این عرصه به ظاهر ناکارآمد دیده می شوند.

احساس گرایان در توجیه و تفسیر اختلافات اخلاقی می گویند: در این وادی دو نوع اختلاف ممکن است وجود داشته باشد:

الف. اختلاف در باورها (belifs)؛ ب. اختلاف در میل ها (desires) نگرش ها و جهت گیری ها (Attitudes).

برای مثال وقتی A می گوید: «× دزدی کرده است» و Bمی گوید: «× دزدی نکرده است»، A و B باهم اختلاف دارند اما اختلاف آنان درباورشان است. از سوی دیگر، اگر مثلاً A از کنترل تسلیحاتی حمایت کند و B از آن حمایت نکند، در این جا، اختلاف میان آن دو، اختلاف در نگرش ها و جهت گیری هاست که به اختلاف در میل باز می گردد.

اکنون ممکن است A و Bدر باورهای خود هم عقیده باشند، ولی در جهت گیری باهم اختلاف داشته باشند. از همین رو، احساس گرایان، به ویژه استیونسن تلاش می کنند اختلافات اخلاقی را به اختلاف در میل ها و جهت گیری ها و نگرش ها ارجاع دهند. به این که نوعی ترجیحات شخصی در تعیین و صدور احکام اخلاقی نقش دارند و احکام اخلاقی اموری قائم به فردند. به گمان ایشان با این رهیافت، مسأله وجود اختلافات اخلاقی مرتفع می گردد و توجیهی مناسب برای آن پیدا می شود.(۱۹)

مسأله انگیزه اخلاقی را نیز این عده با نظریه میل باور توجیه کرده اند. آنان معتقدند که اگر ما گزاره های اخلاقی را گزاره هایی اخباری محض در نظر بگیریم که از چگونگی عالم خبر می دهند، این گزاره ها نمی توانند شخص را به سوی انجام عمل ترغیب کنند. اما اگر در کنار این باور، یک میل قرار داده شود؛ میلی که درصدد تطبیق جهان و عالم با خواست شخص گوینده حکم است، آن گاه مخاطب به سوی عمل کشیده می شود و این میل، به عنوان نیروی محرکه حرکت آدمی عمل می کند. این میل، حالتی غیرشناختاری است. دیوید مک ناوتن در توصیف این مطلب می گوید: «میل به خوردن سیب، نیرویی انگیزشی به وجود می آورد که فاعل را به عمل وا می دارد، اما اطلاعی درباره این که چگونه باید آن میل را برآورده ساخت نمی دهد. باورها که خودشان فاقد نیروی انگیزشی اند، آن اطلاعات را فراهم می کند و بدین ترتیب آن فشار را در جهت مناسبی هدایت می کنند. پس این باور که من می توانم از فروشگاه محل، سیب خریداری کنم، نیرویی نهفته در میل من به سیب را به سوی فروشگاه هدایت می کند. برای برانگیخته شدنِ فاعل به عمل، ترکیب باور و میل ضروری است. میل بدونِ باور کور است و باور بدونِ میل فلج.»(۲۰)

این ها راه حل هایی بود که غیرشناختی ها و در ذیل آنان، احساس گرایان در حل دو مسأله اختلافِ اخلاقی و نیز انگیزه اخلاقی مطرح ساخته بودند؛ البته، مسأله مغالطه طبیعت گرایی را که مور و شهودگرایان آن را برطرف کرده بودند و این گروه نیز آن را پذیرفته اند. احساس گرایی سرانجام دچار مشکلاتی شد که تقریبا آن را غیرموجه گرداند. اما اشکال جدی چنین طرز تفکری این است که ریشه عقلانیت اخلاق را می خشکاند. «انسان ممکن است درباره امر بخواهد بداند چرا احکام اخلاقی باید چنین باشند؛ زیرا مسلما این طور نیست که میان اوامر یا دستورها یا بیان احساسات، هیچ چیزی وجود نداشته باشد که براساس عقل انتخاب شود؟ اوامر و دستورها ممکن است، درست مانند قضایا، با هم متزاحم باشند؛ بعضی ممکن است معقول و موجه باشند و بعضی نباشند. آیا نمی توانیم ازاحساساتی که ابراز می کنیم با دلیل دفاع نماییم یا احساسات دیگران را به عنوان این که بی جا یا ناروا هستند، مورد انتقاد قرار دهیم؟…

فرمان زمانی قابل توجیه است که امر به انجام دادن کاری صحیح باشد، دستور اخلاقی وقتی خوب است که رفتاری که مقرر می دارد، رفتاری مطلوب باشد: اظهار تنفر از یک شی ء زمانی رواست که آن شی ء واقعا نفرت آور باشد.»(۲۱)

تا این جا روشن شد که احساس گرایی می توانست وجود اختلاف های اخلاقی و نیز انگیزه اخلاقی را توجیه کند اما سرانجام چون به دامان نوعی فردگرایی و ذهنیت گرایی سقوط کرد، راه را بر عقلانیت در اخلاق بست. این نقطه ضعف بزرگی برای آن دیدگاه به ارمغان آورد؛ نقطه ضعفی که به نظر می رسد شهودگرایی و طبیعت گرایی فاقد آن بودند. این نقطه ضعف موجب شد که افرادی همچون هیر به تکاپو افتاده و نظریه غیرشناختی معتدل تری را ارائه نمایند تا بتوانند با حفظ مزیت های احساس گرایی، نقاط ضعف آن را مرتفع سازند. دیدگاهی که او مطرح می سازد، توصیه گرایی است.

توصیه گرایی

به دنبال نظریاتی همچون شهودگرایی، امرگرایی و احساس گرایی، توصیه گرایی در فرا اخلاق مطرح شد. چهره بارز این دیدگاه، هیر است و تأکید بیش تر نیز بر نظر و تقریر ایشان قرار دارد.

لوییس پویمن در توصیف توصیه گرایی هیر می نویسد: دو ویژگی اصلی نظریه اخلاقی هیر عبارتند از: توصیه گرایی و تعمیم پذیری. وی در دیدگاه خود استدلال مغالطه طبیعت گرایانه را، که از سوی مور بر علیه طبیعت گرایان مطرح شده بود، می پذیرد و دیدگاه طبیعت گرایانه را غیر موجّه تلقی می کند و به تبع احساس گرایان، بین حقایق و ارزش ها تمایز قایل می شود. از سوی دیگر، همانند احساس گرایان معتقد است که ما نمی توانیم صدق و یا کذب را به گزاره های اخلاقی نسبت دهیم و دیگر این که، احکام اخلاقی ناظر به نگرش ها هستند، نه باورها. اما هیر، بر خلاف احساس گرایان، تأکید بر احساسات در باب تأیید و عدم تأیید (پسند و ناپسند) را به تأکید بر نوعی خاص از حکم می برد که از یک سو، عنصری توصیه ای در آن قرار دارد و از سوی دیگر، ویژگی تعمیم پذیری؛ یعنی وقتی به کسی می گویند نباید از صاحب خانه خود دزدی کنید: اولاً، در آن عنصری توصیه ای وجود دارد که به شما ترک دزدی از صاحب خانه را توصیه می کند. ثانیا، عنصری به نام تعمیم پذیری دارد که اقتضای آن این است که در شرایطی مشابه هیچ کس نباید دزدی کند و به واسطه این ویژگی است که حکمی کلی صادر می شود که همه باید از آن پیروی و تبعیت کنند. در این دیدگاه، زبان اخلاقی به این معناست که اگر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.