خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عصر قاجار و تذکره های خاندانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عصر قاجار و تذکره های خاندانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیاست در اندیشه علامه شرف الدین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیاست در اندیشه علامه شرف الدین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
41دقیقه
13ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شعر

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل شعر یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل شعر شامل 59 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل شعر را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل شعر با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل شعر بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل شعر با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شعر وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل شعر با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل شعر مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شعر :

شبنم و دریا

گفتم که: ازتو نام بیارم

نامی به احترام بیارم

یک پردها ازهر آنچه تو بودی

درقالب کلام بیارم

اما نشد که جانب دریا

از چشمه؛ جام، جام، بیارم

یا سری معدن زر وگوهر

یک مشت سکه وام بیارم

آخر چگونه حرف بلندی

شایان آن امام بیارم

دیدم که بهترست، عزیزا

برتو فقط سلام بیارم

قناری

گفت آن قناری قفس عشق

-تنها صداست، که می ماند-

خاموش شد قناری ما-

یعنی:

تنها خداست که می ماند.

کبوتر

سه کبوتر، از راه رسید

حرفشان هرچه که بود

دو کبوتر، با هم رفتند

یک کبوتر،

تنها ماند.

صبح سلام

قلندرانه هوا خواه جام مهر توام

کبوترانه گرفتار دام مهر توام

همیشه دلشدگان،حسرت تو را دارند

مکش رکاب که در التزام مهر توام

برآستان بلند تو بسته ام امید

طلوع صادق صبح سلام مهر توام

بزرگوار اما با!نگاه مرحمتی

که در حریم تو، با احترام مهر توام

سرم فرود نیامد، مگر برای نماز

ولی به جان عزیزت غلام مهر توام

قبول دولت ایمان دوام مهر شماست

من آشنای تو و بر دوام مهر توام

محمد جواد محبت -کرمانشاه

شبگرد

از چشم تو افتادم، از چشم خدا، هرگز

دلتنگ خدا هستم، دلتنگ شما، هرگز

سربسته نمی گویم، همشهری بهلولم

همرنگ شما گشتن، بی رنگ خدا، هرگز

یک سینه غزل دارم عرفانی و احساسی

عرفان خوشی دارم، احساس ریا، هرگز

صدحنجره فریادم، یک پنجره چشم انداز

این یک غم نان دارد، آن یک غم جا، هرگز

بی شک شبی از شبها، شبگرد فنا هستم

شبنامه ی من گوید محتاج دعا؟، هرگز.

علی دلیری سمنان

کاروان مهر

ظهر بود، آفتاب بود و زمین

سنگ بود و سراب بود و زمین

باز دم های خاک، آتشناک

داغ بود، التهاب بود و زمین

کینه تفتان، نفس نفس می زد

خشم های مذاب بود و زمین

شعله از جان باد می بارید

غنچه ای مست خواب بود و زمین

تا عطش چنگ بر گلو می زد

ناله های رباب بود و زمین

تیر بود و گلوی تشنه ی مشک

عرق شرم آب بود و زمین

شبحی سرخ یال می آمد

توسنی بی رکاب بود و زمین

راه در پیش و کاروان تنها-

اشک بود، اضطراب بود و زمین

عصر، غیر از خدا در آن صحرا

بدن آفتاب بود و زمین.

سیدمحمدعلی آل مجتبی- کازرون

بانوی سبزپوش

و دوباره باز می آید

بانوی سبزپوش

دعای فرشته بر لب و-

چراغ راه در کف

می نشیند به پای تو

تا بگشایی راز هستی را

از گلوی نی لبکی

بدوانی

خونی تازه

در رگهای منجمد سحر

و دوباره

آغوش می گشاید

بانوی سبزپوش

می نشیند

کنار دلت

آخرین فایل پاورپوینت کامل شعر را

ورق می زند

رجب افشنگ- تنکابن

بهار و پروانه

ببین در آینه ی جویها، صفای بهار

نسیم بر سر گل می وزد به پای بهار

نشاط مایه ی عمرست و من نمی خواهم

هزار فرصت پاییز را به جای بهار

بهار زودگذر را بسی غنیمت دان

که روزگار خزان آید از قفای بهار

دو لب بود به چمن ها، دو بال پروانه

که می زند به رخ غنچه، بوسه، جای بهار

به باغها گذری کن به صبح فروردین

بشوی از دل خود کینه در هوای بهار

ز بسکه محنت پاییز دیده ام به قفس

شگفت نیست اگر جان دهم برای بهار

به باغ، دختر پروانه، مست رفته به خواب

به گاهواره ی گلها و لای لای بهار

«شفق» به فصل بهاران ز شوق می گوید

رواست گر که کنم جان خود فدای بهار

مجید شفق- تهران

شراب عشق

دیگر به خواب خسته ی من سرنمی زنی

حتی شبی به خلوت من پر نمی زنی

شد سالها ز کوچه ی ما، پا بریده ای

اینجا گذر نمی کنی و درنمی زنی

سنگر گرفت قلب من از تیر چشم تو

تیر نگاه از چه به سنگر نمی زنی

مست شراب عشق، تو بودی برای من

دیگر لبی به جام و به ساغر نمی زنی

باور نمی کنم گذر ناگزیر تو

بر قلب مهر خنجر باور نمی زنی

چشمم به انتظار تو، اما، تو سالهاست

دیگر به خواب خسته ی من سر نمی زنی

کوثر زاهدی- شوشتر

خواب بهار

شال برف

از دوش کوه

افتاده است

آسمان

رنگین کمانش خوش نگار

فوج فوج چلچله

آوازخوان

سبزه قامت می کشد

از جان خاک

ء ء

بوی نرگس

در هوا پیچیده است

یا زمین

خواب بهاران

دیده است؟!

ء ء

لاله

در رقص است

از ساز نسیم.

هومن عقیلی نژاد- اصفهان

شعله

از ابر دو دیده باغ یاس آوردیم

شکرانه شکوفه ی سپاس آوردیم

تا شعله ی عاشقی بسوزاندمان

این خرمن سرخ التماس آوردیم

آتش و دود

با بود و نبود خویشتن می سازم

در آتش و دود خویشتن می سازم

بنگر که چگونه در ره کعبه ی عشق

با خار وجود خویشتن می سازم

شبنم

ماییم که از لاله تباری داریم

و ز شط سپیده یادگاری داریم

از شبنم دیده آبشاری داریم

بر سینه ی گل، هجر بهاری داریم

فتح الله شکیبایی- کرج

بهار سبز

چنین هرگز نمی ماندم، غبارین در بیابانت

اگر یک لحظه می شد بسپرم دل را به یارانت

دلم ماند و کم تو شاخه هایت دور از دستند

سبد آورده ام این بچینم از فراوانت

چه پنهانی می آیی، یا زو پنهان می شوی از چشم

چه سری دارد آیا، آمد و شدهای پنهانت

فراموشت نمی کردم، فراموشم نمی کردی

اگر یک لحظه می افتاد، چشمانم به چشمانت

چه با من می کند امشب، کویر رو به رو آیا؟

من این جا زرد زردم، سبز من! دستم به دامانت

هادی محمدزاده- تهران

راز

روزی که بود فرصت ایجاز در زمین

من زیستم، خلاصه شدم باز در زمین

یاران ناشناس من اما شبیه آب

رفتند مثل رفتن یک راز در زمین

از سرخ هرچه بود به تاراج باد رفت

روزی که ماند بقچه ی گل باز در زمین

توفان چگونه باز در این آسمان باز

دارد هنوز حسرت پرواز در زمین

تأثیر چشم های تو در سینه ی من است

چون آسمان که می کند اعجاز در زمین

فردا تمام می شود اسفند بر درخت

فردا درخت می شود آغاز در زمین

ای فایل پاورپوینت کامل شعر پای کوب من آهسته رقص کن!

خوابیده است حافظ شیراز در زمین

شکوه صبر

آرام زینبم، که به ساغر رسیده ای

دیگر عطش بس است، به کوثر رسیده ای

بشکن سکوت مبهم شب را بهار من

بعد از چهل خزان به برادر رسیده ای

آتش زدی به خرمن جانم، بگو چرا

بی بال و پر، به نرگس پرپر رسیده ای

بر خاک پر ستاره زنی بوسه ی سپاس

بر لاله های تشنه ی بی سر رسیده ای

تا دامن کویری صحرا، به دشت خون

تا آستان پاک و مطهر رسیده ای

با من بگو، تو شرح اسارت شکوه صبر

اکنون که تا بهشت مکرر رسیده ای

اعظم غیاثی- کرمان

صدا و هنگامه

یک همه

یک هیچ

و صدای همه

تا همیشه می پیچد

در گوش هیچ…

هنگامه ی رنگ و صداست

رنگی که فراموش

صدایی که خاموش می شود

هنگامه ای که به یک هیچ می رسد

و صدایی که در گوشش

تا همیشه می پیچد…

حمیدرضا شکارسری- تهران

عشق، عشق

مهجور از رقص آب ها

محروم از ترانه های آفتاب

مردگان را می مانستم

افلیج در بندبند جان

الکن در جسمانیت وجود

و زندگی را

دوباره باید می نوشتم

دوباره باید می نوشتم زندگی

چه بیم و باک که بر میز تحریر عمر

جوانی

خودکاری بی جوهر، کاغذ مچاله بود

چه بیم و پاک؟

با گچ روزها، بر تمام آسفالت ها

با ذغال شبها، بر تمام دیوارها

دوباره پنجه کشیدم

عشق

عشق

عشق.

عبدالعظیم صاعدی- تهران

چراغ آینه

چراغ آینه با چهره ی تو روشن شد

چهار چشم و دو لب مشعل سرودن شد

به گاه خلقت تو دیده ام که روح خدا

شراب را به تنور گلاب زد، زن شد

تو را به هیأت نور از بلور قامت بست

دمید روح قیامت به قامتت، تن شد

به دست های دعایی که با تو زد پیوند

شکوفه در قدمت یک بهار دامن شد

سپس شکوه تو از کوچه های پراحساس

زقالب غزلی آرمید و از من شد

غلامرضا شکوهی- مشهد

موج گیسو

در دلم غمی دارم غیر از آنچه می دانی

غیر از آنچه می بینی، غیر از آنچه می خوانی

نشئه ای غزل جوشم در تلألو نامش

بر لبم نمی روید جز همان که می دانی

گیسوی پریشانم آتشی رها در باد

یک جنون سرگردان در مصاف ویرانی

ای محال ناممکن مثل ماه دور از دست

درنظر چه نزدیکی، در سفر چه طولانی

از ازل همین بودم تا ابد همان هستم

من همین که می بینی، من همان که می دانی

مهری جهانگیر- مشهد

بانوی دریایی

دست های دریایی ات را

برشانه های ساحلی من بگذار

پلک هایت را بگشا

هزار جزیره آبی را می بینی

برگرد آب و آفتاب

ای قامتت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.