خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وظیفه انسان در برابر هستی (۸)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وظیفه انسان در برابر هستی (۸) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارش سفر آیه الله سبحانی به کشور اردن (۷)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارش سفر آیه الله سبحانی به کشور اردن (۷) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
00دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شعر

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شعر، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شعر شامل 25 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل شعر:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل شعر را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شعر توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شعر را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شعر :

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سر برهنه برآمد به کوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه

ابری به غرش آمد و بگریست زار زار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن

گفتی فتاد از حرکت چرخ بی قرار

عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر

افتاد در گمان که قیامت شد آشکار

آن خیمه ای که گیسوی حورش طناب بود

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گشتند بی عماری و محمل شتر سوار

با اینکه سر زد این عمل از امت نبی

روح الامین ز روح نبی گشت شرمسار

و آنکه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد

نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد

ایزدی

زینت قتل حسین را سید سجاد داد

زینت قتل حسین را سید سجاد داد

رونق اسلام آن آزاده مرد راد داد

بود گر بیمار چندی مصلحت ایجاب کرد

پس شفا از حق گرفت و کیفر بیداد داد

کاخ هر بیدادگر با خاک یکسان کرد و رفت

مرحبا همت تماشا کن که داد داد داد

با نوائی دلنشین و نطقهائی آتشین

آبروی ظالمین زشت را بر باد داد

خود پسندان خدانشناس را نابود کرد

بست دامان بر کمر پایان به استبداد داد

درس تبلیغ و شهامت، غیرت و مردانگی

با عمل بر پیروان مکتب خود یاد داد

ریختند آری بنای خود سری را سالها

او به اشک چشم خود بر آب آن بنیاد داد

گر حسین در کربلا آن روز استمداد کرد

او به شام و کوفه و یثرب ورا امداد داد

در هزیمت ظالمین نابکار حیله گر

رو به ملک نیستی باری به یک فریاد داد

در تزلزل ملک امکان آمد از ظلم یزید

خود سکونی، حضرتش بر عالم ایجاد داد

بر دهان گند ناپاکان دمادم مشت زد

با بیانی منطقی پاسخ به هر ایراد داد

پور بوسفیان بر قید بندگی خلقی کشید

او رهائی جمله را با لفظ یک آزاد داد

آدم آل محمد صلی الله علیه و آله مکتبی تاسیس کرد

عالمی تعلیم پس رسم و ره ارشاد داد

از ستمکاران دگر دنیا نبودی جای زیست

آب و رنگی باز او بر این خراب آباد داد

با نگاهی تیرگیها را ز جان من زدود

«

ایزدی » را دیده ای روشن، روانی شاد داد

محمد علی صفری «زرفشان

»

نیمه ماه خدا

ای امام مجتبی! ای فاتح اقلیم جود

!

ای که همتایت نیامد در همه ملک وجود

!

ای جمال بی مثال حق که حسن روی تو

از همه خوبان عالم گوی سبقت می ربود

!

ای که دست لطف تو در خانه هر بی نوا

روز و شب بند بلا از پای دل ها می گشود

!

تا بشوید ژاله گرد غم ز باغ آرزو

!

تا بروید لاله در گلزار هر بود و نبود

!

تا کند کافر ز بغض آل پیغمبر زیان

!

تا برد مؤمن ز حب حیدر کرار سود

!

تا پی احیای دین باشند مردان خدا

!

گاه در حال قیام و گاه در حال قعود

!

این ندا آید به گوش جان که در فضل و کرم

آن که همتایش نیامد زیر این چرخ کبود

مظهر صلح و صفای ذات سرمد مجتباست

نور چشم و راحت جان محمد صلی الله علیه و آله مجتباست

محمد جواد غفورزاده «شفق

»

دوش بر فرق تو شمشیر فرود آمده بود

دوش بر فرق تو شمشیر فرود آمده بود

سنگ بر آینه اصل وجود آمده بود

شب تودیع تو از جوش ملک غوغا شد

وحی نازل شده و روح فرود آمده بود

به تمنای حضور تو ز بام ملکوت

پیک قدسی به سلام و به سرود آمده بود

آن شب از سرخی خون تو شفق رنگ گرفت

فجر، حیرت زده با روی کبود آمده بود

جان ما بودی و بدرود جهان می گفتی

آن شب قدر که مسجد به سجود آمده بود

به امید کرمی پیک اجل این همه راه

به گدایی به در خانه جود آمده بود

ای گره خورده حیات دو جهان با نفست

مرگ، آن شب به سراغ تو چه زود آمده بود

مسجد کوفه گواه است که جبریل امین

پیش ایوان جلالت به سجود آمده بود

غمت این بود که در خانه بی فاطمه باز

محشر تازه ای آن شب به وجود آمده بود

می شنید از گل لبهای تو «الله الله

»

شاهد غیب که از بزم شهود آمده بود

ای نماد حرم عشق و محبت «نجف » ات

از تو فایل پاورپوینت کامل شعر «شفق » آن جا به نمود آمده بود

بلبل نطقم ز توفیق خدای فاطمه

در فشانی می نماید در ثنای فاطمه

گر نمی شد خلقت نور علی مرتضی

کفو و همتایی نبودی از برای فاطمه