اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 54
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره با 105 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سال امام خمینی قدس سره :
سال ۱۳۷۸ شمسی برابر ۱۴۲۰ قمری، از سوی مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای، به مناسبت صدمین سال
تولد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، سال امام خمینی نامیده شده است، به این منظور که مردم ما و متفکران و
مورخان و نویسندگان، هر چه بیشتر زوایای شخصیت امام بزرگوار، و ارزشهای انقلاب اسلامی را روشن کنند، و آنچه را
تاکنون گفته و نوشته شده چه راجع به امام و چه درباره انقلاب تجدید خاطره نمایند، و آن را برای نسل جوان که اینک به
حد رشد رسیده ولی از کم و کیف انقلاب و شخصیت امام آگاهی ندارد شرح دهند. بعلاوه حوادث و وقایع انقلاب را، که
اینک بیستمین سال خود را می گذراند، تجزیه و تحلیل کنند و نیز علل و عوامل ظهور و پیدایش و ثمرات آن را تفسیر
نمایند. بدیهی است هر کس از دیدگاه خود انقلاب و امام را می شناسد و راجع به آن سخن می گوید، و حتما تفسیرها و
دیدگاهها با هم اختلاف دارند. باشد; هر کس به قدر توان و تشخیص خود بنویسد و بگوید تا از مجموع گفته ها و نوشته ها،
زوایای ناشناخته شخصیت امام و ماهیت انقلاب شناخته شود، گرچه شاید مبالغه نباشد که عظمت «انقلاب » و «امام
»
پس از همه گفته ها، حق دارد که بگوید
:
هر کسی از ظن خود شد یار من
و از درون من نجست اسرار من
در عمل به این وظیفه همگانی، اولویت بر عهده کسانی است که به امام نزدیک بوده اند و چه قبل از پیروزی انقلاب و چه
پس از آن، مستقیما در جریان حوادث قرار داشته و سردی و گرمی حوادث را لمس کرده اند. این خاطرات و معلومات و
مشهودات مستقیم، به مثابه دینی است بر گردن آنان، که باید آن را به امام و انقلاب ادا کنند
.
اینک ارقام با ما سخن می گویند: روز بیستم جمادی الثانیه سال ۱۴۲۰ هجری قمری صد سال تمام از ولادت امام
می گذرد. این روز روز ولادت جده او حضرت زهراعلیهاالسلام است. با تفاوت تقریبی ۱۳۲۸ سال از هنگام ولادت فرخنده
آن بانو که به حق سیده نساءالعالمین است، بانویی که مصداق آشکار کوثر بود و میلیونها نفوس از نسل او به ظهور
رسیده اند که در میان آنان هزاران عالم، نقیب، پادشاه، وزیر، فرمانروا، قطب ارشاد، پیر طریقت، مرجع تقلید، فیلسوف و
فقیه، سخنران و نویسنده، و رهبر انقلاب در طول قرنها و در سراسر جهان اسلام و شرق و غرب سرزمین اسلام، به ظهور
رسیده اند که شمه ای از آن را در مقاله «جایگاه اهل بیت علیهم السلام در جوامع اسلامی » نوشته ام، و در مجله مشکوه
شماره ۴۳ تابستان ۱۳۷۳ و نیز جداگانه منتشر شده است
.
امام خمینی در اوایل قرن چهاردهم از همان سلاله پاک قدم به عرصه وجود نهاد و دست تقدیر، او را پرورش داد، و
رحمت حق او را برای احیای مجدد اسلام، در این دوران پرآشوب مادی پرورانید. در این جا من فرصت و توان آن را ندارم
که سرگذشت و زندگی این بزرگ مرد را بنویسم که بسیار نوشته اند، من تنها می خواهم دورنمایی از شخصیت امام و
انقلابش را ترسیم کنم
.
قبل از هر چیز باید به دو امتیاز از امام و انقلاب اشاره کنم که کسی نگفته یا کم گفته اند
:
نخست این که اگر امسال بحق سال امام نامیده شده، مناسب است این قرن را نیز قرن امام بنامیم. درست است که در
این قرن شخصیتهای جهانی چندی در جهان آمدند و رفتند و از خود آثاری نیک یا بد به جای گذاشتند که نام آنان
جهانگیر شد و من لازم نیست از آنان نام ببرم که خیلی از آنان متعلق به اسلام و مسلمانان نیستند، و از دید ما مسلمانها
آنان به بشر خدمت نکرده اند، اما بینی و بین الله، آیا در جهان اسلام در این قرن، شخصیت والا و مؤثری مانند امام ظهور
نموده است؟ شاید کسانی بگویند مثلا سید جمال الدین اسدآبادی معروف به افغانی نیز از این شجره طیبه بوده و یکی از
آن شخصیتها است، من انکار نمی کنم، و تاثیر و نقش او را در بین مسلمانان در کنگره صدمین سال وفات او در سال
گذشته من و دیگران بازگو کردیم
.
اولا او سلسله جنبان حرکت اسلامی بود، اما نه در حیات خود و نه پس از وفات، هدف او تحقق نیافت، فقط به پیروی از او
حرکتهایی این جا و آن جا رخ داد، اما امام در حیات خود به هدف رسید و آرزوی سید جمال و دیگر مصلحان مسلمان پس
از او را جامه عمل پوشانید
.
ثانیا سید جمال، از آن قرن سیزدهم هجری بود که چند سال از قرن چهاردهم را هم درک کرد و در سال ۱۳۱۵ هجری
قمری درگذشت. به اضافه تفاوتهای فراوانی که میان این دو شخصیت، وجود داشت
.
حال، اگر امام خمینی برای جهانیان، مرد قرن نیست بطور حتم برای ما مسلمانها عموما و ما ایرانیها خصوصا مرد قرن
است، و ما کسی دیگر را والاتر و مؤثرتر و با شخصیت تر از او نمی شناسیم
.
امتیاز دوم که باید راجع به آن بسیار سخن گفت آن است که طبق روایت مشهوری خداوند در راس هر قرنی کسی را
برمی انگیزد که اسلام را تجدید کند، این روایت را اهل سنت بیش از شیعیان جدی گرفته اند، و برخی از آنان مجدد هر
قرنی از قرون اسلامی را تا زمان خود، نام برده اند، مثلا امام رضاعلیه السلام را مجدد راس قرن سوم دانسته اند. آیا
پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در آغاز قرن ۱۵ هجری و درست در سال ۱۴۰۱ قمری، با آن همه آثار بارز و جهانگیرش
خود تجدید حیات اسلامی نیست؟ مسلما هست. با توجه به دورنمایی که من از آن ترسیم می کنم
.
درست است که انقلاب در ایران رخ داد و در این کشور حکومت اسلامی به ثمر رسید، اما آیا آوازه آن به گوش جهانیان
نرسید؟ آیا در کاخ کرملین مسکو و کاخ سفید واشنگتن و دیگر کاخهای ستم، از امام و انقلاب، سالها سخن نگفتند و
تحلیلگران آنان، درباره شخصیت امام، صدها تفسیر و تجزیه و تحلیل ننوشتند؟ آیا نه چنین بود که سالها در این مراکز
قدرت جهانی، نام امام و انقلاب بر دلها سنگینی می کرد، و در ترازوی حوادث جهانی، کفه سنگینی را به خود اختصاص
داده بود؟
باری، با توجه به آنچه ذیلا راجع به کارهای امام می گویم باید او را مجدد راس قرن پانزدهم هجری دانست
.
همترین امتیازات امام خمینی
اول: تاکید بر ربط دین و سیاست، یا سیاسی کردن اسلام
امام، یک اصل فراموش شده را که اسلام در بطن خود سیاست دارد، و دین سیاست است، و مهمترین ارکان عملی اسلام
حکومت است، تجدید کرد، اصلی که از خاطرها رفته بود و بخصوص ذهنیت شیعیان و پیروان اهل بیت که در انتظار
حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام هستند، و جز حکومت او همه حکومتها را جائر و نامشروع می دانند، به هیچ
وجه آن اصل را تحمل نمی کرد. هر دسته از مردم با تصوری باطل: عامه مردم و عوام الناس تنها حکومت مشروع را
حکومت علی و ائمه علیهم السلام دانسته در انتظار ظهور امام زمان هستند که بیاید و دنیا را پر از عدل و داد کند که البته
بخش اخیر عقیده اصلی اسلام است
.
اما حاکمان و جائران که بر اریکه قدرت تکیه زده اند، از این بابت که حکومت اسلامی مزاحم قدرت آنان است و آنان را از
تخت فرمانروایی به زیر می آورد، همان طور که کسراها و قیصرها را از فراز تخت طاغوتی گری طرد کرد، این حاکمان،
عموما در کشورهای اسلامی مردم را از دم زدن از سیاست دینی بازمی داشتند و هم اکنون با حمایت از نظام لائیک، بر
جدایی دین از سیاست تاکید دارند و در سراسر جهان اسلام، با حرکتهای اسلامی که خواهان یک نوع حکومت اسلامی
هستند، شدیدا مبارزه می کنند که نیاز به توضیح ندارد
.
ابرقدرتها و استعمارگران جهان، شاید بیش از خود حاکمان کشورهای اسلامی از سیاست دینی می ترسند، زیرا فریادها
برای تشکیل حکومت اسلامی و سیاست دینی، در کلیه کشورهای مسلمان استعمارزده از سوی مخالفین استعمار بلند
گردیده است، لهذا حکومت اسلامی، ابدا به مذاق و مزاج آنان سازگار نیست. تاریخ حرکتهای صد ساله اخیر را در کتاب
شهید مطهری به همین نام بخوانید، تا بپذیرید که استعمارگران تا چه اندازه از اسلام سیاسی و حکومت اسلامی وحشت
داشته و دارند
.
اما علما; بسیاری از علمای مسلمان هم بر اثر القاءات سوء یا از فرط غلبه یاس بر آنان، بخصوص بعد از تجربه تلخ
مشروطیت، که به نام اسلام و به دست مراجع عظام آغاز شد ولی سرانجام، بازیچه ای شد در دست استعمارگران و
نوکران آنان، آن گروه از علما که دین دار و با تقوا بودند به انگیزه دینی از دخالت در سیاست اجتناب می کردند، و مردم را
هم از آن بازمی داشتند، و من خود بسیاری از آن بزرگان را درک کردم که همواره درباره سیاست، آیه یاس می خواندند و
به هر حرکت اسلامی، سوءظن داشتند، حتی از روزنامه و مجله که معمولا ناشر فکر سیاسی اند، دوری می جستند
.
عده کمتری از روحانیان درباری مانند مخدومان خود و به همان انگیزه از دخالت در سیاست پرهیز می کردند و
روحانیان منادی حرکت سیاسی، از قبیل شادروان آیه الله طالقانی را آخوند سیاسی می خواندند، اصولا آخوند سیاسی
برچسبی بود که گویا از حریم دین خارج شده است
.
امام، با همه این افکار و پندارهای ناروا به مبارزه برخاست. فصل اول کتاب سخن آفتاب ذیل عنوان «دین و سیاست » این
قبیل سخنان امام را گرد آورده است. مثلا: «آن قدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادت وارد نشده است
.
شما از پنجاه و چند کتاب فقه را که ملاحظه می کنید، هفت، هشت تایش مربوط به عبادت است، باقی اش مربوط به
سیاست و اجتماعیات و معاشرات و اینطور چیزها است، ما همه آنها را گذاشتیم کنار و یک بعد را، بعد ضعیفش را
گرفتیم. اسلام را همچو بد معرفی کرده اند به ما که ما هم باورمان آمده است، که اسلام به سیاست چه، سیاست مال
قیصر و محراب مال آخوند
!!…» (۱)
«
اسلام فقط عبادت نیست، فقط تعلیم و تعلم عبادی و امثال اینها نیست، اسلام سیاست است، اسلام از سیاست دور
نیست، اسلام یک حکومت بزرگ به وجود آورده است
…» (۲)
«
اسلام، برنامه حکومت دارد، اسلام، پانصد سال تقریبا یا بیشتر حکومت کرده است
…»
«
اسلام، در رابطه بین دولت و ملت ضوابطی و حدودی معین کرده است، و برای هر یک بر دیگری حقوقی تعیین نموده
است، که در صورت رعایت آن، هرگز چنین رابطه مسلط، و زیرسلطه به وجود نمی آید. اساسا حکومت کردن و زمامداری
در اسلام یک تکلیف و وظیفه الهی است
…»
«
این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد، و علمای اسلامی در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند، استعمارگران
گفته و شایع کرده اند، این را بی دینها می گویند. اینها نقشه هایی است که دامنه اش حتی به حوزه های دینی و علمی رسیده
است، به طوری که اگر کسی بخواهد راجع به حکومت اسلام و وضع حکومت اسلام، صحبتی بکند، باید با تقیه صحبت
کند، و با مخالفت استعمارزدگان روبرو شود
…»
«
آنی که می گوید که آخوند چکار دارد به سیاست، این با آخوند خوب نیست، این با اسلام بد است
.»
باری، امام چه پیش از انقلاب، و چه بعد از انقلاب حتی در وصیتنامه خود، به شدت بر سیاسی بودن اسلام تاکید داشت،
بلکه حکومت را بخش اهم اسلام معرفی می کرد که ضامن اجرای دیگر احکام است. همان طور که در حدیث دعائم اسلام
آمده است: «و ما نودی بشی ء کما نودی بالولایه » ولایت، همان حکومت است
.
امام آن قدر در درسها و در سخنرانیها و اعلامیه های پیش از انقلاب، بر این امر اصرار و تاکید کرد، تا بالاخره توانست
صدها نفر از طلاب حوزهای علمیه و علمای شهرها را قانع کند که دخالت در سیاست، و در براندازی حکومت طاغوت، و
برقراری حکومت اسلامی، یک تکلیف الهی است. «بلغ ما بلغ » ولو به از دست دادن جان آنان منتهی شود. پس، این اصل،
در پیروزی انقلاب، به منزله پایه و اساس بود
.
دوم: طرح ولایت فقیه و قانون اساسی دعوت به قیام و حکمرانی بدون ارائه طرحی اسلامی ناقص است، و نه تنها مفید
نیست شاید بلکه حتما ضرر هم دارد، زیرا تاکنون قیامها و حرکتهایی به انگیزه تشکیل حکومت اسلامی، چه در عصر ما و
چه در اعصار پیش از ما صورت گرفته و گاهی به پیروزی هم رسیده است، اما قیام کنندگان، شیوه حکومت را به صورت
طرحی تبیین نکرده اند و انقلابشان کور و بی هدف بوده و چنان که باید به نتیجه نرسیده است و به همین خاطر گفتم
شاید ضرر هم داشته است
.
امام، مساله ولایت فقیه را در درس مطرح کرد و آن را به عنوان یک اصل قطعی اسلامی، ثابت نمود، و همان جمعیت
انبوه طلاب و علما و دیگر مردم را که حاضر برای فداکاری در راه اقامه حکومت اسلامی گردیده بودند، از راه کتاب و
سنت و با دلیل و برهان عقلی و نقلی، به این اصل قانع فرمود و آنان به خصوص رهبرانشان با بصیرت و بینش اسلامی به
امام لبیک گفتند
.
مساله ولایت عامه فقیه، قبل از امام خمینی از سوی برخی از بزرگان از جمله مرحوم ملا احمد نراقی مطرح و مورد
تایید قرار گرفته بود، اما امام حدود و ثغور آن را تبیین کرد، بعلاوه آنان جواز تصدی فقیه را ثابت کرده بودند، امام توضیح
داد که اگر برای فقیه جایز است بر کلیه امور سیاسی ولایت کند، این امر بر او و نیز بر مردم واجب است، یعنی فقیه باید
وجوب ولایت فقیه و وجوب تبعیت از او و معاونت مسلمانها را با ولی فقیه، تبلیغ نماید، و امام این کار را کرد، و خودش هم
مسؤولیت حکومت اسلامی را به عهده گرفت، و قیام کرد و هیچ امری مانع ادامه کار نشد و لطف حق هم بنا به آیه شریفه
«
ان تنصروا الله ینصرکم » او را یاری کرد. اما تبیین حدود و ثغور ولایت فقیه و رفع شبهاتی که بر آن وارد آورده اند خود یکی
از کارهای برجسته و منحصربفرد امام است، که در این جا فرصت و مجال ورود در آن نیست
.
اجمالا دیدگاه امام، آن بود که حکومت تنها از آن خداست و هیچ کس حق حکومت بر دیگری را ندارد، خدا حق حاکمیت
را به پیغمبر داده، و او نیز به امامان و خلفای خود و سرانجام این حق به فقها واگذار شده است. پیغمبر و امام و فقیه هم،
جز با قانون الهی متصدی حکومت نمی شوند، و جز بر طبق قانون الهی حکمرانی نمی کنند. حاکم اسلامی مجری قانون
خداست. کلیه قوانین فرعی هم منشعب از قانون خداست. «حکومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه، بلکه
مشروطه است، البته نه مشروطه به معنی متعارف فعلی آن، که تصویب قوانین تابع آراء اشخاص و اکثریت باشد،
مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنت
رسول اکرم صلی الله علیه وآله معین گشته است، مجموعه شروط، همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا
شود. از این جهت حکومت اسلامی، حکومت قانون الهی بر مردم است
.
فرق اساسی حکومت اسلامی با حکومتهای مشروطه سلطنتی و جمهوری در همین است، در این که نمایندگان مردم یا
شاه در این گونه رژیمها به قانون گذاری می پردازند، در صورتی که قدرت مقننه و اختیار تشریع در اسلام به خداوند متعال
اختصاص یافته است
.»
باری، پس از توضیح و تثبیت ولایت فقیه، در مقام اجرا به اشاره امام، نویسندگان قانون اساسی ضوابط اجرا را بیان کردند،
مردم از میان علما، مجتهدین باتقوا را انتخاب می کنند، و آنان ولی فقیه را از میان فقها انتخاب می کنند، کلیه امور پس از
مقام ولایت با واسطه و بلاواسطه باید به تصویب ولی فقیه برسد. مردم رئیس جمهور اختیار می کنند که باید از سوی ولی
فقیه تنفید شود و او در چارچوب احکام اسلام و با نظارت ولی فقیه حکومت کند، مردم نماینده برای مجلس انتخاب
می کنند که قوانین فرعی را طبق احکام کلی اسلام وضع کنند اما فقهای شورای نگهبان که ولی فقیه آنان را تعیین
می کند، بر کلیه قوانین موضوعه نظارت دارند که برخلاف اسلام و قانون اساسی نباشد. مجمع تشخیص مصلحت نظام
که اعضایش از میان شخصیتهای بالای کشور توسط ولی فقیه تعیین می شوند، در مواردی که حکم ولایتی لازم باشد
ولوبرخلاف احکام اولیه، نظر می دهند. به همین خاطر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در بین قوانین کشورهای
اسلامی بی نظیر است. باید محققان و فقها در شرح مواد و مدارک قانون اساسی افزون برآنچه تاکنون نوشته اند کتابهایی
بنویسند. این قانون، میان اصالت و معاصرت را جمع کرده یعنی اصول اسلام و مقتضیات زمان معاصر را با هم منظور
داشته است
.
در قانون اساسی، مردم صاحب رای هستند، در انتخاب نمایندگان و یا رئیس جمهوری و یا;ظظ رؤسای شوراهایی که
دقیقا قوانین اسلام را مد نظر داشته باشند به همین جهت گفته شده در اسلام قانون، حکومت می کند نه اشخاص و نه<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
