اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 60
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز شامل 98 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توجیه ایمان از دیدگاه ویلیام جیمز :
چکیده
در این جستار با اشاره به اختلاف دیدگاه ها در تفسیر ایمان، نظریه ویلیام جیمز در تفسیر و توجیه ایماندر سه بخش مبانی فکری، چارچوب کلی و اراده معطوف به باور دنبال شده است.با توجه به دیدگاه جیمز در پراگماتیسم و نگرش به انسان به عنوان موجودی که صرفا عقلانینیست، شکل اصیل دین را نیز بُعد عاطفی آن می داند. وی در ضمن مقدماتی چند برای توجیهایمان (با وجود فقدان شواهد کافی)، اراده معطوف به باور را کافی می داند.کلید واژه ها: ایمان، ویلیام جیمز، پراگماتیسم، اراده معطوف به باورمقدمه«ایمان» یکی از مفاهیم مهم در الهیات است که خاستگاه بسیاری از مباحثاتفلسفی و چالش های عقلی قرار گرفته است، به ویژه در سه فرهنگ نیم کره غربی،یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام، تعریف و ماهیت ایمان بسیار مورد بحث بوده ومؤمنان و متفکران در تعریف خویش از ایمان، نگاه های متفاوتی به آن داشته اند.در میراث کلامی اسلام، تفسیر ایمان منظرهای متفاوتی را به خود دیده است کهبه طور ۱.
Justification of faith
؛ این تعبیری است که ویلیام جیمز در ابتدای مقاله «اراده معطوف به باور»آورده است. کلی دو دسته اند (ر.ک: آذربایجانی، ۱۳۷۹)الف) قائلان به دخالت عمل در ایمان: این دسته نیز در مورد تأثیر عمل در ایماندارای سه رأی هستند؛ خوارج ترک عمل را معادل کفر، معتزله عمل را به عنوان رکنایمان و اهل الحدیث با تأکید کمتر، در مورد دخالت عمل در ایمان اظهار نظر کرده اند.ب) قائلان به عدم دخالت عمل در ایمان: این دسته نیز به نوبه خود دارای آرایمتفاوتی هستند؛ اشاعره ایمان را معادل تصدیق (متفاوت با معرفت)، امامیه ایمان رامعادل تصدیق (با تأکید بر معرفت قلبی) و مرجئه ایمان را معرفت صرف دانسته اند.در باب ماهیت و تعریف ایمان در الهیات مسیحی نیز آرای دو دسته قابلبررسی اند. (ر.ک: ملکیان، جزوه ایمان):(۱) الف) نظریه های گزاره ای (یا قضیه ای)همانند نظر توماس آکویناس و مارتین لوتر از چهره های اصلی کلیسای کاتولیک وپروتستان و نیز آرای پاسکال و ویلیام جیمز از تحلیل های جدیدتر که به طور بسیارفشرده ایمان را نوعی پاسخ ارادی انسان برای جبران کمبود شواهد صدق متعلّقایمان و گزاره مربوط به ایمان یا از مقوله «اعتماد به خداوند» می دانند. پاسکال با ارائهنظریه «شرط بندی» خود می گوید: باید مانند کسانی که به این گزاره ها باور دارندرفتار کنیم تا برای ما نیز امری ایمانی شوند. ویلیام جیمز نیز فقدان مدارک کافی برایایمان را از راه «اراده معطوف به باور» پر می کند. ب) نظریه های غیرگزاره ای در باب ایمان را کسانی همچون پل تیلیخ وویتگنشتاین (با تفسیر و توضیح جان هیک) ارائه کرده اند. تیلیخ ایمان را حالتدل بستگی نهایی آدمی و غایت قصوای او چیزی که بر کل اندیشه، افعال، گفتار ومجموعه زندگی فرد سیطره دارد می داند. ویتگنشتاین وحی را از مقوله حادثهمی داند نه گفتار، و ایمان را به معنای دیدن حوادث وحیانی تلقی می کند. ایمان،تصدیق و اذعان به چند گزاره نیست، بلکه از سنخ دیدن، ادراک و تجربه کردن است.ایمان، شناخت و تجربه آن حوادث وحیانی است.در این مقاله، سعی بر این است تا به اختصار به نظریه ویلیام جیمز در باب تفسیرایمان بپردازیم که در سه بخش مبانی فکری، چارچوب کلی و اراده معطوف به باورمباحث را پی می گیریم:______________________________1. و نیز ر.ک: ایلخانی، ۱۳۸۱: ۸۹ ۱۳۶ (در این مقاله نیز اختلاف تفاسیر از ایمان در الهیات مسیحیبه طور اجمالی روشن شده است). ۱. مبانی فکری ویلیام جیمز
William James (1842
1910)جیمز فیلسوف و روان شناس آمریکایی است که شهرت وی بیش از همه مرهونفلسفه اصالت عمل یا «پراگماتیسم» (
Pragmatism
) است. جیمز تحت تأثیر تربیت هاو حالات مذهبی پدرش هنری جمیز بود (پدرش نیز بسیار متأثّر از سوئد نبرگ (
Swedenbrg, E
)عارف بزرگ سوئدی بوده است) و صریحا خود را فردی معتقد ودیندار معرفی می کند وایمان را عنصری حیاتی و اساسی در زندگی می داند:اگرچه نمی توانم عقیده مردم عادی مسیحی را بپذیرم یا طریقتی را که دانشمندان اسکولاستیکدر قرون وسطا از آن دفاع می کردند، قبول کنم، اما خود را جزو فلاسفه مابعدالطبیعه جزمیمی دانم…، پس بدون تردید، گفته های آنان که مذهب را پس مانده های افکار قدیمی می دانند، ردمی کنم، زیرا آن گفته ها نادرست است. منشأ اشتباه چیزی است که پدران ما مذهب خود را با آنمخلوط کرده بودند و به خطا از طبیعت اخذ کرده بودند. این بود که مذهب آنها با بسیاری از افکارنادرست همراه بود. بنابراین، ما نمی توانیم دربست از هر عقیده و ایمان مذهبی صرف نظر کنیم…چقدر «تولستوی» خوب گفته وقتی ایمان را جزء دسته ای از نیروها می شمارد که آدمی با آن زندگیمی کند، «فقدان ایمان» (
Anhedonie
)سقوط کامل زندگی است. (
games
& 1994: 548, 549)مسئله چیستی و هستی خداوند اندیشه جیمز را در طول حیاتش به خود مشغولساخت. شخصی عمیقا مذهبی بود و در کتاب انواع تجربه دینی با حالات احترام آمیزعرفانی درباره خود می گوید: خمیره ذاتی من تقریبا به طور کامل به دین و التذاذاتروحانی وابسته است، (به نقل از (
Putnam, 1998: 5/63
) برتراند راسل نیز علایق واحساسات دینی وی را اساسی می داند: «علایق فلسفی ویلیام جیمز دو جنبه داشت:یکی علمی و دیگری دینی. در جنبه علمی تحصیلات پزشکی به او تمایلی به سمتماتریالیسم داده بود، ولی احساسات دینی اش جلوی این تمایل را می گرفت.احساسات دینی جیمز بسیار پروتستانی، دموکراتیک و سرشار از گرمی و عطوفبشری بود (راسل ، ۱۳۶۵ : ۱۱۰۵). بنابراین، یکی از مبانی فکری وی، علایق دینی وتجارب مذهبی اش است که در جهت گیری نظریه اش بدون تأثیر نیست.نکته دوم مبنای فلسفی جیمز است. وی در پراگماتیسم راهی برای وحدت بخشیدنبه علم و مذهب یافت، زیرا محک حقیقت را به طور کامل تجربه می داند و تجربهمذهبی هر فردی بدون شک، پدیده ای است که باید از سوی همه به عنوان یکواقعیت پذیرفته شود. از دیدگاه پراگماتیسم، آزمون هر عقیده ای این است که آن عقیده چه تغییری در زندگیشخصی به وجود می آورد و همین آزمون است که گذرگاه انواع جهان بینی هاست.به طور کلی، این پدیده های انسانی، شخصی و فردی هستند که برای جیمز جاذبهدارند و او هم براساس طبع خود و به گونه ای فلسفی، با هرچه انتزاعی، شکل گرایانه،خردگرایانه و آموزه ای است، مخالفت می کند (شفلر، ۱۳۳۶ : ۱۳۴). پراگماتیسم ازریشه لغوی (۱)
Pragma
به معنای عمل و کار است که به اصالت عمل یا صلاح عملیترجمه شده و عمدتا چارلز ساندرز پرس (
Pierce, ch.s
) آن را ابداع کرد و از طریقجیمز، جرج هوبرت مید (
Mead, G.H
) و جان دیویی (
Dewey, J
)بسط یافت. کتابپراگماتیسم جیمز حاوی سخنرانی های وی در این موضوع است.وی درباره روش پراگماتیکی می گوید: قبل از هر چیز روشی است برای حلّنزاع های متافیزیکی که در غیر این صورت، پایان ناپذیر باشند. آیا جهان واحد است یاکثیر؟ مقدر است یا آزاد؟ مادی است یا روحی؟ اینها مفاهیمی هستند که هرکدامممکن است درباره جهان صادق باشند یا نباشند، ولی نزاع بر سر چنین مفاهیمیپایان ناپذیر است. روش پراگماتیکی در چنین مواردی عبارت است از کوشش برایتفسیر هر مفهومی به کمک ردگیری پیامدهای عملی مربوط به آن (جیمز، پراگماتیسم:۴۰). پراگماتیسم چیز تازه ای نیست و با بسیاری از گرایش های فلسفی کهن هماهنگیدارد؛ مثلاً با اصالت تسمیه به دلیل توجه همیشگی اش به امور خاص، با منفعت گراییبه دلیل تأکیدش بر جوانب عملی و با مثبت گرایی، به دلیل تحقیر راه حل های لفظی،سؤال های بی فایده و تجریدهای مابعدالطبیعی سازگار است (همان، ۴۵). روشپراگماتیستی تا اینجا به معنای یک شیوه جهت گیری است که جنبه غایت گرایانه دارد:«شیوه روگردان از اولیات، اصول و مقولات و ضروریات تصوری و روکردن بهسوی چیزهای آخرین، ثمرات، نتایج و امور واقع (همان، ۴۶).واژه پراگماتیسم به معنای وسیع تر به معنای نوعی «نظریه حقیقت» است. در قبال دونظریه معروف دیگر در باب حقیقت یا صدق نظریه مطابقت (
Correspondencetheory of
trouth
) که حقیقت را عبارت از مطابقت گزاره با واقعیت خارجی آنمی داند که، ارسطو و ______________________________1. در لغت یونانی
Praxis
به معنای عمل و فعل در مقابل
theoria
به معنای نظر و رأی است. فلاسفه اسلامی به این نظریه معتقدند؛ نظریه پیوستگی (
Coherence theory of trouth
)که فلاسفه غرب از دکارت به بعد معمولاً آن را پذیرفته اند و به معنایهماهنگی اجزای یک نظریه است نظریه پراگماتیسم معتقد است: یک عقیده درصورتی و تنها در صورتی حقیقی است که هرگاه عمل مطابق آن واقع شود، به طوریتجربی نتایج رضایت بخش و محسوس به بار آورد؛ یعنی حقیقت باید به مثابه رابطهپیامدهای رضایت بخش و محسوس با اعمالی که از عقاید معیّن ناشی می شود، درنظر گرفته شود. حقیقت چیزی جز این نیست که تصورات تنها تا آنجا حقیقی اند کهما را در ایجاد رابطه ای رضایت بخش با دیگر بخش های تجربه مان یاری رسانند. هرنظری که ما را کامیابانه از قسمتی از تجربه مان به قسمت دیگر آن ببرد، چیزها رابه گونه ای رضایت بخش به هم ربط دهد، تضمین شده باشد، امور را ساده کند و درنیروی کار صرفه جویی به عمل آورد، به همان اندازه، تا همان جا و به گونه ای ابزار وارحقیقی است (همان، ۱۲۹ ۱۵۴، نقل با تلخیص). این جمله اخیر به صورت کاملاً روشنملاک حقیقی بودن یک نظریه را افاده عملی آن به صورت رضایت بخش می داند کهدر اشکال ساده، تضمین شده و تجارب مرتبط نمودار می شود. به عبارت دیگر، افادهعملی، یعنی برای ما یک حالت رضایت بخش به ارمغان آورد. رضایت بخش بودن نیز(با توجه به مجموع سخنان جیمز) یعنی این رأی مثلاً با مجموع علقه ها ودل بستگی های وجودی بشر سازگار باشد. مقصود این است اگر این رأی را بپذیریم،در هیچ جا از وجود خودمان احساس تعارض و مشکل نمی کنیم.۲. چارچوب کلیپس از آن که ریشه های فلسفی و اعتقادی نظریه وی روشن شد، لازم است چارچوبکلی دیدگاه جیمز در باب ایمان دنبال شود. وی با تدوین کتاب اصول روان شناسی (
ThePrincipies of Psychoiogy
) و با سخنرانی های مهم گیفورد تحت عنوان «انواع تجربهدینی» (
The Verieties of Religous Experience
) که این هم با رویکرد روان شناختیاست، دال مشغولی خود را به عنوان یک روان شناس نشان می دهد. افزون بر این ها باتأسیس اولین آزمایشگاه روان شناسی در آمریکا و تحقیق تجربی در این زمینه، توجهخود را به پدیده های روانی در انسان و تبیین های روان شناختی نمایان می سازد. البتهاهتمام جیمز به بحث از موضوعاتی نظیر اراده، حرکت، غریزه و… که در روان شناسی تجربی امروزه جایگاهی ندارند،نشان دهنده آن است که بین روان شناسی فلسفی قرن نوزدهم و روان شناسی علمیقرن بیستم به نوعی پل می زند. وی در کتاب اصول روان شناسی بر جنبه غیرعقلانیانسان تکیه می کند و انسان را به هیچ وجه مخلوقی صرفا عقلانی به حساب نمی آورد.چنانچه می گوید: باورهایمان تحت تأثیر عوامل هیجانی هستند. (ر.ک: اصولروان شناسی، ۱۹۸۳)جیمز به پدیدارهای دینی توجه کرده و از موضع روان شناختی آنها را تجزیه و تحلیلمی کند، لیکن همواره رویکرد پراگماتیستی خود را (توجه به پیامدها و نتایج) حفظکرده است. نکته مهمی که در اینجا به عنوان چارچوب کلی دیدگاه جیمز در نظرگرفته می شود آن است که «شکل اصیل و ویژه دین، حس یا احساسی است که نباید باعقیده و عمل یکسان انگاشته شود». در حقیقت، ویلیام جیمز به سنّت فکری تعلّقدارد که در مقابل نظر کانت (
Kant
,
E
)مبنی بر یکسان انگاری دین و اخلاق، عواطفدینی را مقدّم می شمارند. شلایر ماخر (
scheliermacher, F.D.E
) از پیشگامان اینسنّت است و جیمز در کنار جاناتان ادواردز (
Edwards, J
) و رودلف اتو (
Otto, R
)علی رغم اختلافشان در برخی مسایل، گوهر دین را جنبه احساسی یا تجربه دینی بهمعنای خاص آن می دانند (ر.ک:
Macquarie, 1981: 11,13
1981، فصل ۱۱ و ۱۳).ویلیام جیمز نیز معتقد است که احساس منبع ژرف تر دین است و تنسیق های فلسفیو کلامی جنبه ثانوی دارند و اصلاً دین از مقوله عواطف است نه عقل: «چون تجربهدینی مستقیم و بدون وساطت مفاهیم و احکام به وجود می آید، شبیه ادراکات حسیاست و تنها از راه شناخت شخصی ادراک می شود» (
games, 1994: 433
). روش جیمزعمدتابراساس بررسی تجربی است، از این رو، کتاب انواع تجربی دینی (مشتمل برسخنرانی های گیفورد در ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲) را با ارائه نمونه های بسیار زیاد متنوع ازتجربه دینی آغاز می کند و تأکید بیشتر وی بر عواطف و حالات مذهبی خود جوش(خودانگیخته) است تا تفاسیر کلامی با قاعده بندی های نهادینه شده و متعارف. ازاین رو، صریحا می گوید: «دین باید تحت آزمون مواجهه و رویارویی با موقعیتتجربی قرار گیرد» (
Ibid , 426
). این موقعیت شامل مجموعه همه واقعیت های عادیبه موازات وضعیتهای فوق العاده عاطفی و شناختی می شود.هم چنین جیمز برای اثبات این مدعا بر وجه مشترک سنّت های گوناگون نیز تأکیدمی کند: وقتی کل حوزه دین را مورد بررسی قرار می دهیم با تنوع زیادی در اندیشه ها روبه رومی شویم که در آن حوزه پذیرفته شده اند، اما از سویی، احساس و از سوی دیگر، سلوکتقریبا همیشه یکسان بوده است. زندگی قدیسان واقعی، مسیحی و بودایی عملاًغیرقابل تمیز است. نظریاتی که دین به وجود می آورد، از این حیث که متنوع اند، دردرجه دوم قرار دارند و اگر بخواهیم گوهر دین را درک کنیم باید احساسات و سلوک راکه عناصر ثابت ترند، مورد توجه قرار دهیم. … هسته مشترک همه ادیان که برای آندلیل اقامه می کنند، دو چیز است: احساس این که نقصی در ماست و احساس این کهاین نقص با ارتباط با یک قدرت برتر که از آن آگاهی برطرف می شود. (
games,1994: 504 , 508
)بنابراین، از سخنان جیمز سه دلیل برای این که ژرف ترین منابع و ابعاد دین را عواطفو حالات احساسی می داند، قابل استخراج است:اول: حالات دینی کیفیتی محسوس است و برای فاعل امری بی واسطه به نظرمی رسد، نه نت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
