اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 49
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ارتباطات و فرهنگ در قرن بیست و یکم :
چکیده
در پایان قرن بیستم و با فرا رسیدن هزاره جدید, تغییرات مهمّی در عرصه جهانی و در زمینه
ارتباط بین المللی بوقوع پیوسته است. مقاله حاضر اختصاص به بررسی این تغییرات و آثار آنها از طریق ده موضوع اصلی می پردازد که هشت مورد آن از پدیده های جاری نظامهای بین المللی و جهانی است و دو مورد دیگر مربوط به عوامل شناخت شناسی و روش شناختی می گردد.
نگارنده سعی دارد تغییرات حاصله را با ذکر تلویحی ضرورت بازنگری در توصیف شرایط با توجه به پدیدار شدن شاخصهای جدید, اهمیت روزافزن عوامل فرهنگی, افول اقتدار حکومتی و سرانجام تغییر در مقوله و شیوه های نظری بکار رفته, شرح دهد.
در پایان قرن بیستم و با فرا رسیدن هزاره جدید، تغییرات مهمی در عرصه جهانی و در زمینه ارتباطات بین المللی به وقوع پیوسته است. با نگاهی به گذشته درمییابیم که بسیاری از عناوین مربوط به نظام بین الملل و ارتباطات بین المللی، از نظام پس از جنگ جهانی دوم و جنگ سرد نشات گرفته است. فروپاشی اتحاد شوروی و کنار رفتن سایه جنگ سرد دگرگونیهایی در زمینه پیمانها و کشمکشهای فرهنگی، از شرق اروپا گرفته تا خاورمیانه و حوزه پاسیفیک به دنبال آورده است. اهمیت فزاینده این جریانها، بهویژه در زمینه فرهنگی، مستلزم بازنگری در چگونگی ارتباطات بین المللی در محدوده روابط بین المللی است.
مقاله حاضر از طریق ده موضوع اصلی، اختصاصاً به بررسی این تغییرات و آثار آنها میپردازد که هشت مورد آن از پدیدههای جاری نظامهای بین المللی و جهانی است و دو مورد دیگر به عوامل شناخت شناسی و روش شناختی مربوط میگردد. این تغییرات شاید دورههای طولانی پرورش و رشد را پشت سرگذاشته و اکنون به ظهور رسیده باشند و یا شاید سرچشمههای مختلفی داشته باشند. برخی از موضوعات مطروحه بر لزوم تنظیم مجدد مقولات و اصطلاحات به کار رفته برای برخورد با تغییرات مذکور از نوع اقتصادی، سیاسی، تکنولوژیکی و فرهنگی انگشت میگذارد. به علاوه, باید به این نکته توجه داشت که وجود هر کدام از این تغییرات دیگری را نفی نمیکند، به طوریکه مثلاً طبیعت دگرگون شونده «دولت – مردم» (The nation state) در تلاقی با موضوعات زیادی همچون پدیدار شدن عوامل جایگزین وتوزیع دوباره برخی قدرتهای دولت مدار سنتی (State – owned powers) قرار میگیرد.
به طور خلاصه ده حرکتی که در زمینه ارتباطات بین المللی به وقوع میپیوندد به قرار زیر است:
۱. تغییر نگرش نسبت به تلقی کلاسیک در مورد ارتباطات از معنای بین المللی(International) به معنای جهانی (Global).
۲.دریافتن این نکته که مفهوم جدید جهانشمول بودن (global conception)، که عوامل جدید عرصه ارتباطات را به رسمیت میشناسد، با مفهوم همگانی (universal) یکی نیست.
۳. افزایش کشمکش در امتداد فرهنگ و تمدن.
۴.آشنایی با دو نگرش متضاد در عرصه بین الملل که ظهور ملی گرایی و قوم گرایی را در برابر جنبش همه شمول (universalism) قرار داده است.
۵.حرکت به سمت منطقهگرایی (regionalism) که در وهله اول در یک چارچوب اقتصادی، که منعکس کننده تکنولوژیها و فرآیندهای تولیدی در حال ظهور باشد، بروز پیدا میکند.
۶.اُفول نظام قدرتی دولت – مردم به عنوان عامل مسلط بین المللی و سربرافراشتن موجودیتهای نوین که آنها را دولتهای حاشیهای یا ناحیهای (ghetto states) نامیدهایم.
۷.کمرنگ شدن حاکمیت ملی و اَشکال سنتی قدرت دولتی و ظهور دولتهای فراملّی(transnationals) .
۸.تأکید دوباره بر نحلههای به اصطلاح مسلطی همچون اشکال مختلف مدرنیسم جدید، پسامدرنیسم، محافظهکاری جدید و لیبرالیسم جدید.
۹.بازنگری بنیان شناختشناسی زمینه مورد بحث.
۱۰.ضرورت بازنگری ابزرهای روش شناختی از نظر مقولهها و ردههای تجزیه و تحلیلی.
نگارنده سعی دارد تغییرات حاصله را با ذکر تلویحی ضرورت بازنگری در توصیف شرایط با توجه به پدیدار شدن شاخصهای جدید، اهمیت روزافزون عوامل فرهنگی، اُفول اقتدار حکومتی و سرانجام تغییر در مقولهها و شیوههای نظری بکار رفته، شرح دهد.
حرکت به سمت ارتباطات جهانی
در چند سال اخیر اصطلاح جهانی کردن نقل محافل علمی و سیاسی بوده است. متأسفانه این واژه تعابیر زیادی بدنبال داشته و به عنوان فرآیندی در خود و از خود (in and of itself) تلّقی گردیده است (featherstone/1990) تا آنجا که به ارتباطات بین المللی مربوط میشود، میبایست این فرآیند «جهانی» را توصیح داد و جریانات و شاخصهای جهانی را از غیر جهانی تمییز داد.
در جهان امروز دیگر نمیتوان تلّقی کلاسیک از ارتباطات بین المللی، یعنی روابط متقابل بین دولتها و زبدگان سیاستگذار را به عنوان تنها بُعد مطالعات ارتباطی در نظر گرفت. پیدایش شاخصهای غیر دولتی و نقشی که در امحای حوزههای رفتار سنتّی دولتی داشتهاند، افزایش مراودات فردی و اقتصادی در سطح جهانی، به همراه تغییرات به عمل آمده در ماهیت دیپلماسی و تبلیغ، تماماً بیان کننده وسعت به وجود آمده در معنای «بین المللی» این عرصه و همچنین در روابط بین المللی بطور کلّی است.
چنین گسترش مهمی که در شاخصهای غیر دولتی همچون شرکتها، سازمانهای غیر دولتی و جنبشهای اجتماعی، در چند دهه گذشته پدید آمده، مراودات را از سطح دولت با دولت فراتر برده است. ابعاد ارتباطی از نظر اقتصادی، سیاسی و فردی توسعه یافته جنشهای جدید فرا دولتی (supra-state) و مادون دولتی (sub-state) را در ارتباطات فراهم آورده است(مولانا، ۱۹۸۶). با توسعه تکنولوژی و سهل الوصول بودن مسافرت، جهانگردی، مهاجرت و تماسهای شغلی به مقدار زیادی رشد یافتهاند. این حرکت به سمت حاکمیت مادون دولتی (sub-statism) رامیتوان مشخصاً در گسترش واحدهای تجارت بین المللی مشاهده کرد که از مواردی چون شرکتهای چند ملّیتی با مراکزی در یک کشور و شعباتی درکشورهای دیگر تا شرکتهای فراملّیتی با مدیریت غیر متمرکز و جهانی تشکیل گردیدهاند. در مرتبه فرادولتی، هم سازمانهای دولتی مثل سازمان ملل و هم سازمانهای غیر دولتی از قبیل گروههای حقوق بشر و محیط زیست، با ملّتهای به صورت جداگانه و در سطح دولتی ارتباط برقرار میکنند با این هدف که نهادها، رژیمها و قوانینی وضع کنند که بالاتر از دولت عمل نماید. بدین ترتیب به کارگیری اصطلاح بین المللی در این زمینه از بابت تأکیدی که صرفاً روی شاخصهای دولتی دارد بسیار محدود کننده به شمار میرود و باید برای منعکس ساختن طبیعت جهانی ارتباطات معاصر به بازنگری در زمینه اصطلاحات دست زد.
چیزی که در این دوره به ظاهر کنشهای بین المللی و جهانی به همان اندازه بالا مهم است ناتوانی کشورهای به اصطلاح در حال توسعه یا ملتهای کوچک در اثرگذاری بر روند پیشرفتهای کنونی جهان در یک حد قابل اعتنا میباشد. بدین ترتیب، جهانی شدن ارتباطات در برخی عرصهها نمایانگر یک تغییر بنیادین در معنای کلاسیک روابط بین المللی و ارتباطات گردیده است. ولی این جهت گیری جهانی به سمت شاخصها و مرتبههای جدید به معنی نبود محدودّیت در ارتباطات نیست. ارتباطات بین المللی (international communication) به ارتباطات جهانی (World communication) تبدیل گردیده که فرآیندی است برخوردار از ابعاد جهانشمول (global dimensions) یقیناً چیزی که درحال اتفاق است و ممکن است معنای جدیدی از ارتباطات باشد که ما چیز زیادی دربارهاش نمیدانیم.
ارتباط جهانی به معنای ارتباط همگانی نیست
منظور از جهانشول شدن (globalization) چیست؟ عملکرد آن چگونه است؟ چه کسی یا چه چیزی آن را هدایت میکند و منظور او چیست؟ آیا روند کنونی جهانی کردن اطلاعات، موجب تغییرات کیفی در اَشکال سنتّی ارتباطات و نهایتاً تبدیل ساختار اجتماعی است؟ اخلاقیات جدید موجود در این نوع ساختارها چیست؟ منافع چه کسانی از این طریق تأمین میگردد؟
کلوپ رُم بسط تکنولوژی پیشرفته را به عنوان یکی از نیروهای عمده جهانشمول سازی که مسئول پیدایش جامعه جدید است قلمداد میکند. به بیان ساده، طبق این نظریه، جامعه اطلاعاتی میبایست نتیجه غایی جهانشمول سازی یا انقلاب جهانی باشد. مطابق گزارش شورای کلوپ رُم، انقلاب ۸ جهانی فاقد هر گونه پایه و اساس ایدئولوژیکی است. محصولی است از درهم آمیختگی بی سابقه زمین لرزههای ژئواستراتژیک (geostrategic earthquakes) وعوامل اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیکی، فرهنگی و اخلاقی. ترکیب این عوامل منجر به شرایط غیر قابل پیشبینی خواهد شد. در این برهه انتقالی، بشریت نتیجتاً مواجه با ستیزهای دو گانه میگردد: اینکه مجبور باشد راه خود را به دشواری به سمت شناخت جهان جدید با تمام جوانب پنهانش جستجو کند و دیگر اینکه در غبار بلاتکلیفی به یادگیری نحوه مدّیریت جهان تازه نائل آید نه اینکه توسط آن اداره شود.
(king and schneider/1991:xxiii)
با اینحال توضیحات کلوپ رُم درخصوص فرآیند جهانشمولسازی تا حدودی سطحی و در بهترین وجه آن جزئی است، زیرا توانایی ما را برای تعیین و تحلیل سازمان یافته یک چنین پدیدهای مختل میسازد. از تعریف جهانشمول سازی به عنوان پدیدهای فاقد ایدئولوژی چنین برمیآید که آن را نیرویی بی سبب به حساب بیاوریم. انتساب صفت پیش بینی ناپذیری بدان، به این معنی است که جهانشمول سازی نه تنها فاقد بینش بلکه خالی از ساختار نیز هست. خواسته کلوپ رُم نیز برای کمک به بشریت از طریق فراخوانی سیاستهای دراز مدّت به منظور پایه گذاری نوعی تظاهر به ثبات و دوام در میانه بلاتکلیفی، بدون کاوش همه جانبه و تجزیه و تحلیل فرآیند جهانشمول سازی همین طور است، این در بهترین حالت فقط منجر به سردرگمی بیشتر خواهد گردید، ولی در بدترین وجه، موفق به تجدید ساختار جامعه براساس بینش / ادارک پنهانی آنچه باید یک جامعه یا اجتماع جهانی را تشکیل دهد خواهد شد.
شناخت و تحلیل غیر انتقادی ومحدود تکنولوژی اطلاعاتی، نقش مهّمی در نخستین انقلاب جهانی ایفا میکند، و نتیجتاً، پیدایش یک جامعه اطلاعاتی را در امتداد پدیده شدیداً تبلیغ شده دیگری قرار میدهد: چشم انداز پسامدرن (post modern perspective) . دیدگاهی که صرفاً توانایی تجدید ساختار جامعه را به تکنولوژیهای اطلاعاتی میبخشد، جز اینکه فرهنگ را به زیر سلطه تکنولوژی اطلاعاتی درآورد، کمک دیگری نخواهد کرد. اینجاست که انتقاد از تکنولوژی اطلاعاتی به نحوی تناقضآمیز بر همان مبنایی اعمال میشود که اساس همان تکنولوژی است؛ یعنی توجیه ابزاری. در این شیوه از دخالت و کاربرد مفاهیمی چون اخلاقّیات و سببیّت (agency) شدیداً غفلت شده است؛ بنابراین جای شگفتی نیست اگر برای انقلاب جهانی هیچگونه مبنای ایدئولوژیک در نظر گرفته نشده است.
آنتونی گیدنز(anthonuy Giddens) در تحلیل خود شرحی از چگونگی جهانی بودن تغییرات در دوران مُدرن و پسامُدرن عرضه میدارد. به زغم او یکی از نتایج اوّلیه مُدرن بودن همانا جهانشمول سازی است.
این چیزی است بیشتر از انتشار نهادهای غربی در پهنه گیتی که منجر به تخریب دیگر فرهنگها میشود. جهانشمولسازی… فرآیندی است ناهموار که هم پیوند میزند و هم متلاشی میسازد… اشکال جدیدی از وابستگی متقابل میآفریند. که در آن خبری از «دیگران» نیست.
(۱۷۵ : ۱۹۹۰ / Giddens )
با این وجود به گفته ضیاء الدین سردار، استدلال گیدنز (Giddens) ماهیتاً تناقض آمیز است؛ اگر جهانشمولسازی اساس مدرن بودن است و اگر جهانشمول کردن فرهنگ غربی دنیای مستقلی پدید میآورد که در آن «کسان دیگری وجود ندارند»، پس چگونه است که فرهنگهای غیر غربی در ایجاد شرایط مُدرن سهمی ایفا میکنند؟ به علاوه، اگر به زغم گیدنز، مدرن بودن «ذاتاً آیندهگر است» و « پیش بینی آینده به عنوان جزئی از حال عمل میکند و نتیجتاً منعکس کننده نحوه پیشرفت آینده است»، پس آینده به نحو مؤثری به مالکیت مطلق درآمده است. مُدرن بودن نه تنها تسلط قطعی غرب بر زمان حاضر را تضمین میکند، بلکه به همین ترتیب برآینده نیز چنگ میاندازد.(سردار ، ۱۹۹۲ : ۴۹۷)
با این حال در نوشتههای مربوط به جهانشمولسازی پیشنهاد شده که از نگرش مخالفت آمیز نسبت به اصل جهانی در برابر اصلی محلّی – که مدّعی است جهانی بودن هم شامل و هم مشمول محّلی بودن میشود و بدین ترتیب با هم تداخل دارند – فراتر برویم. ولی سؤال این است که اگر اصطلاح محلّی امری نسبی و مربوط به مفاهیمی همچون زمان و فضاست، پس چه چیزی تشکیل دهنده آن است؟ چگونه با مسئله جهانشمول سازی مرتبط میشود؟ آنچه از این مباحثه برمیآید مفهوم «آگاهی» است بدین معنی که جهانشمول سازی و محلّی کردن (localization)، مربوط به ذهنّیت و تداخل ذهنیتهاست. شیوهای که با آن خود و رابطهمان با دیگران را تعریف میکنیم، یا خود و دیگران را سازمان میدهیم، همگی شامل و مشمول تفسیرمان از شرایط جهانشمول و محلّی میشود. این بحث مبتنی است بر آرای هابزباون (Habsbawn) و همفکراش که براساس آن مرتبه کنونی جهانشمولسازی در حال احیای سنّت است، امّا سنتّی که پایه و اساس آن بیش از آنکه از گذشته گرفته شده باشد در آمیزهای از گذشته و حال وجود دارد (۱۹۸۳، Hobsbawn and Ranger).
آیا روند کنونی جهانشمول سازی مشابه فرضیه بندیکت اندرسن (Benedict Anderson) است که به زعم ا و سرمایه سالاری چاپ – Print capitalism – به خلق مفهوم اجتماعات خیالی انجامید؟ (۱۹۹۰ / Anderson ) ارتباطات چه نقشی در تفسیر جهانی و محلّی، از نظر نوع آگاهی مورد بحث، ایفا میکند؟
اگر گروههای انسانی از مرحله جهانی شدن به دور هستند، پس علائم جهانشمول شدن کدام است؟ یک بررسی اجمالی از نوشتههای دانشگاهی و عمومی اشاره به جهانشمول شدن تکنولوژی، ارتباطات، تولید غذا، بیمه، و خدمات حقوقی و مالی میکند (۲۷۱ – ۲۵۷: ۱۹۸۹ ،Warf ؛ ۵ –۱ : ۱۹۹۰، Handy ؛ ۹۳ – ۹۲ : ۱۹۹۱ / Reid ؛ ۳۸۰ – ۳۶۶ : ۱۹۹۱ ، Duffy و ۳۳۶ – ۳۱۵ : ۱۹۸۹، ۵۹ – ۵۷ : ۱۹۹۰ (Moran/ به طور خلاصه، آنچه در فرآیند جهانشمول شدن وجود دارد نیروهای مربوط به تولید، توزیع و مصرف کالا و خدمات است. تأکید بر این نکته حائز اهمیت است که هر چند مصرف کالاها و خدمات (یا همان رفتار مصرفی) میتواند نشانهای از همسان بودن باشد – همچنان که مصرف کالاهای غربی اعم از خوراکی مثل کوکاکولا، پپسی و پیتزا و غیر خوراکی مثل برنامههای تلویزیونی این گونه است – ولی این امر هرگز دّال بر همسانی از بابت ارزشی، گرایشی و اخلاقی نیست. به بیان دیگر, اتخّاذ روش رفتاری و توجه به اهداف تولید کنندگان (یعنی تغییر در الگوهای رفتاری به منظور تغییر در ارزشها) میتواند بیانگر این خواسته باشد که با ایجاد تغییر بنیادین در مصرفکننده چنان شیوههایی از زندگی برایش بیافرینند که مطابق نیاز فزاینده او به کالاها و خدمات تولید کننده باشد. پس به طور کلّی میتوان جهانشمول شدن را فرآیندی ساختار ساز به شمار آورد که همسان و ناهمسانسازی را توأمان دربرمیگیرد – فرآیندی که طّی آن عوامل فعّال، در توالیهای زمانی مختلف، متقابلاً به ربط و تغییر در ساختارهای حیات اجتماعی میپردازند تا جهانی با حکومت خواص ولی به هم بسته بیافرینند. راهها یا مسیرهای جهانشمول شدن میتوان چند جهتی یا چند بُعدی باشد؛ یعنی هم به صورت سازمانهای عمودی (در مرتبههای فردی، طایفهای، گروهی ایالتی و بین المللی) و هم افقی (حقوق، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، آموزش و پرورش).
اینجاست که رفتارها و اهداف شرکتهای فراملیّتی به عنوان تسریع کنندگان اوّلیه در روند جهانشمول شدن انجام وظیفه کرده است. در واقع، تأسیس، رشد و گسترش قدرت و سرمایه شرکتی فراملیتّی ( و نه حضور تکنولوژی به تنهایی) درون تک تک جنبههای خواستهها و نیازهای انسانی نفوذ کرده است (۱۹۸۹ / Schiller ). اگر چه منظور از این حرف این نیست که شرکتهای فراملیتی به تنهایی یا بدون برخورد با نیروی مُعارض یا حتّی با هدف خلق دوباره جهان عمل کردهاند، بلکه بیشتر. فشار ناشی از گسترش سرمایه و هدایت سهام بازار منجر به حرکتی تسلسلی (مانند بازی دومینو) گردیده که محصول آن همان تظاهرات روند جهاشمول سازی است که هم اکنون می بینیم (یعنی همان تلّقی حاکم که جهان را به دلیل تماسهای فزاینده بین مردمان نهادها، فرهنگها و غیره به یک شکل واحد میبیند) (۵۴ – ۵۲ : ۱۹۹۰ / Cooper / 19 : 1991 / Sherman ؛۹ – ۸ : ۱۹۹۱ / Karpinski ؛ ۵۳۰ – ۵۲۷ : ۱۹۹۰ / Peterson ؛ ۲۹ – ۲۲ : ۱۹۹۱ / Rhinesmith ).
به بیان ساده، دولتهای یکپارچه ملّی باید بینش و واقعیت جدیدی پی افکنند تا بتوانند اختلاف و تنّوع را بدون اینکه در مقابل جهانشمول شدن سر تسلیم فرود آورند درون خود حفظ کنند. در واقع از این منظر، نظم نوین اطلاعاتی – ارتباطی (NWIC) و همچنین نظم نوین اقتصاد بین المللی (NIEO) ، در عمل آن طور که تصّور میشود نمرده است. همان طور که در جای دیگر بحث شد، حداقّل انواع تعدیل شده دو نظم فوق الذکر توسط فرآیند جهانشمول در میان کشورهای توسعه یافته تجدید حیات پیدا کرده است و در دهههای آینده همچنان در دستور کار کشورها قرار گرفته است(مولانا ۱۹۹۳).
توانا شدن عامه مردم به ایجاد ارتباط، چه از بابت دریافت و چه توزیع پیامها، از جمله ارزشهای بشر دوستانه همگانی شدن ارتباطات (universalism) میباشد که مورد تأیید یکی از دیدگاههای ارتباط بین المللی است. اصولی مثل حق ارتباط و آزادی بیان تجسم اعلامیه حقوق بشر محسوب میشود. حتی از نظر فنی و نهادی همواره علاقه به ایجاد سیستمهای همگانی همچون اتحّادیه پستی و تلاش برای عرضه خدمات همگانی در زمینه مخابرات، موجود بوده است. با این حال، هر آنچه جهانی (global) هست لزوماً همگانی (universal) نیست و باید در نظر داشت که ارتباطات جهانی به معنای ارتباطات همگانی نیست؛ هر چند توزیع اطلاعات به صورت جهانی در آمده، ولی شاخصهای هدایت کننده آن معدود است. پس در حالی که ممکن است دریافت اطلاعات ماهیّتی همگانی داشته باشد، ظرفیت توزیع پیامها شدیداً محدود و متمرکز است.
تمایل به تسلّط خواص (Oligarchy) را به وضوح میتوان در غوغای همکای شرکتهای کابلی و تلفنی در ایالات متحده و در ائتلاف عمودی شرکتهای نرم افزار صوتی – تصویری و الکترونیکی مصرفی در ژاپن مشاهده کرد. در سطح سیاسی، «قدرتهای بزرگ» همچنان حرف اوّل را در تمام صحنههای بین المللی از سازمان ملل گرفته تا گاه (GATT) میزنند. بدین ترتیب موضوعات سیاسی از نظر تاثیرگذاری از گستره جهانی برخوردارند. ولی برنامهریزی، این گونه مسائل را به سختی میتوان جهانی به شمار آورد, چه برسد به همگانی. به عنوان مثال، شورای ا منیت سازمان ملل از مرکزیت تصمیمگیری درباره فعّالیتهای آن سازمان برخوردار است، ولی خود بوسیله بخش کوچکی از اجتماع بین المللی هدایت میشود. این موجودیتهای سیاسی و اقتصادی سّد راه تشکیل ارتباطات همگانی است، حال آن که فاصله بین فقیر و غنی در تمام سطوح در حال افزایش است.
کشمکشها اطراف تمدنها و فرهنگها دور میزند
پدیدههای مربوط به ارتباطات و فرهنگ همواره موضوع بسیاری از گفتگوها را در زمینه ارتباطات بین المللی در چند دهه گذشته تشکیل داده است. هر چند مطالعات بسیاری در این حوزه نسبتاً کلّی و غنّی انجام گرفته، ولی جنبه مقایسهای آن همچنان، به وپژه در بین دانشجویان نظریههای ارتباطی، ناپرورده باقی مانده است. در زمینه ارتباطات جمعی بین المللی و تکنولوژی اطلاعاتی، موضوع فرهنگ فقط در قلمرو صنایع فرهنگی و تاثیر آنها بر جامعه و به عنوان بخشی از مطالعات فرهنگی گستردهتر برسی گردیده است. همین موضوع آنجا که به ارتباطات بین فرهنگی و برخوردهای فرهنگی مربوط میشود، فقط در مرتبه های بین فردی و ارتباط گروهی انجام پذیرفته است و طوری از دیگر پدیدههای بین المللی و جهانی و مجّزا شده که انگار ارتباطات بین فرهنگی در جهانی فاقد مرزبندیهای سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیکی اتفاق میافتد.
دلایل مشخصّی برای این مُسامحه وجود دارد. از جمله ابهام در مفاهیم، جمود انضباطی و شناخت شناسی، ناکافی بودن مهارتها در زبان و مطالعات فرهنگی، مرتبه بالایی از نژادگرایی و کوته نظری و در نهایت پیش داوریهای عقیدتی. نتیجه آن که دانش ما از ارتباطات و سیستمهای اجتماعی و فرهنگی بیشتر تنگ نظرانه است تا همگانی .
درگذشته، روابط بین المللی به قدرت, دولت – مردم و اقتصاد سیاسی به عنوان اموری اساسی برای حرکت شناسی سیستم جهانی نگاه میکرد. ولی امروزه این جهتگیری به موازات ورود فرهنگ، قومیّت و مذهب به صحنه، دچار تغییری اساسی گشته است. تا پیش از این, دانشمندان هر دو حوزه روابط بین المللی و ارتباطات بین المللی نقش این عوامل را ناچیز میشمردند چرا که منازعه دولتها را از طریق ایجاد تعادل قوا، سیاست قدرت, تصمیمگیریهای منطقی و اقتصاد سیاسی میسنجیدند. ولی امروزه این جنبههای فرهنگی به صورت تعیین کنندههای سیاسی روابط بین المللی، آن طور که از تغییر موضع دانشمندان واقع بین سنتّی برمیآید، درآمده است. به طور مثال، ساموئل هانتینگتون (۱۹۹۳ Samuel Huntington) که به دلیل آثارش در زمینه نوپردازی سیاسی شهرت دارد، اخیراً در یکی از نوشتههایش سخن از این به میان آورد که کشمکش بین تمّدنها مرکز ثقل «بی نظمی» نوین جهانی خواهد بود. ادّعای جان میرشایمر(John Mearsheimer) مبنی بر این که ملیگرایی به صورت تهدید جدید اروپا به دنبال جنگ سرد درخواهد آمد به گشودن جعبه سیاه دولت میماند. وی همچنین وابستگیهای فرهنگی داخلی، و نه سیاست قدرت را همانند واقعگرایان مدّنظر قرار میدهد (۱۹۹۰ / Mearsheimer ) در واقع در دهه پایانی قرن بیستم تفکّراتی جّدی در میان گروهی موسوم به اندیشمندان استراتژیک رایج گردیده که بیشتر نتیجه روابط بین المللی و ارتباطات بین المللی است تا صرفاً شرایط سیاسی – نظامی و تکنولوژیهای اطلاعاتی – ارتباطی.
نظریهپردازان جنگ سرد تاثیرات فرهنگی و تمّدن را تابع عوامل اقتصادی و جغرافیای سیاسی دانستند و کشمکشها را در راستای خطوط ایدئولوژیک ترسیم نمودند. در حالیکه تعیین کنندههای فرهنگی و تنشها همواره وجود داشتهاند، ولی دوباره به صورت دل نگرانی عمده سیاستگذاران و نظریهپردازان در آمدهاند. برخوردهای فرهنگی را میتوان در فروپاشی یوگسلاوی، منازعات نژادی در سرتاسر اتحّاد شوروی سابق، مشکلات مهاجرت در اروپای غربی، و حتی در جهتگیری فرهنگی تجارت بین شرق و غرب جستجو کرد. در بطن بسیاری از این منازعات مذهب یکی از محرّکهای اصلی است؛ اسلام، مسیّحیت ارتدوکس، یهودیّت شینتوئیسم، کنفوسیوسیسم و پروتستانیسم و کالوینیسم غربی، همگی به عنوان شاخصهای اصلی ابزار هویت دوباره سر برآوردهاند.
به طور نمونه به یکی از بررسیهای مربوط به سیستمهای اجتماعی و ارزشی با صبغه اسلامی توجه کنید. سیستم اجتماعی فرآیندی است فعل و انفعالی بین افراد، داخل واحدی بزرگتر به نام اجتماع که یکی از ویژگیهایش همبستگی یا همان چیزی است که ابن خلدون، اندیشمندان اسلامی قرن چهاردهم، از آن با عنوان «عصبیت» نام برد؛ اصطلاحی که بعدها دورکیم (Durkheim) در آثارش بکار گرفت. همان طور که کروبر و پارسونز (Kroeber and Parsons) اشاره کردهاند. سیستم اجتماعی همان ارزش نیست، بلکه آن نوع سیستم ارزشی و رفتاری افراد است که به صورتی نمادین به هم وابستهاند. از سویی دیگر، ارزشها ابزراهای صیانت از جامعیت فرهنگی و پیوستگی اجتماعی است که برای مشروعیت بخشیدن به اَشکال رفتاری ملموستر به خدمت گرفته میشود. در اینجا ما با مسئله سیستمهای فرهنگی دست به گریبان هستیم و اینکه چطور با مسائل مربوط به مفهوم بخشیدن نظریهپردازی و فعالیتهای اطلاعاتی و ارتباطی رابطهای متقابل داشته باشیم. مقامهای فرهنگی چه تاثیراتی بر مطالعات مربوط به ارتباطات دارند؟ چه نظریهها و عملکردهای ارتباطی را میپرورانند؟
ملیگرایی در برابر جهانمداری
با پایان گرفتن جهان دو قطبی و به سر آمدن محّوریت جنگ سرد در منازعات ایدئولوژیکی نظام بین المللی جهتگیریهای نوینی پیدا کرده است. در مرکز این تحولات دو جهتگیری مخالف دیده میشود: ملّی گرایی رو به رشد و تجدید حیات جهان مداری.
مناقشه موجود در یوگسلاوی سابق بین کرواتها، بوسنیاییها و صربها: تقسیم چکسلواکی به دو دولت چک و اسلواک؛ سقوط اتحاد شوروی و پیامدهای ناشی از آن چون برافروخته شدن آتش مناقشات نژادی در گرجستان، ارمنستان،آذربایجان، کشورهای حوزه بالتیک و خود روسیه؛ و حتی مقاومت بخشهای مهّمی از جمعیت کشورهای اروپای غربی چون انگلستان، فرانسه، نروژ در برابر امضای موافقتنامه وحدت سیاسی، اقتصادی و نظامی در جامعه اروپا، همه و همه اشاره به دور جدیدی از دلبستگیهای ملّی و هویّت طلبی نژادی دارد. بسیاری از این مناقشهها که در اروپا متمرکز بودهاند آنقدر شدّت پیدا کردند که نهایتاً منجر به پایان گرفتن جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی گردیدند.
علاوه بر این، پایان جنگ سرد نقطه پایانی بود بر بسیاری از دستهبندیها که گروههای اجتماعی مختلف را از هم جدا ساخته بود. بیش از هر چیز این اتحّاد را میتوان در بهم پیوستن دوباره دو آلمان مشاهده کرد. اجتماعات از هم گسیخته در شرق و غرب اکنون میتوانند در پهنهای گستردهتر با سهولت بیشتر و تهمتپذیری کمتر به هم بپیوندند. گروههای مذهبی، زبانی و ملّی هم اکنون قادرند بر تعلّقات مشترکی که تا پیش از این در نتیجه ستیز ابرقدرتها از هم گسسته شده بود پافشاری کنند. دیوار برلین اساساً هم حصار فرهنگی و هم حصار ایدئولوژیکی به حساب میآمد.
در حالی که اتحّاد اروپا راه را بر پیدایش انواع هویتهای قدیمی باز کرده است، جنبشی دیگر نیز در جهت مخالف و به منظور همبستگی اسلامی در جهان غیر غربی به وقوع پیوسته است. از همان آغاز انقلاب اسلامی در ایران، ایمان به ایجاد یک امّت واحده اسلامی دوباره نُضج گرفته است. در پی سقوط اتحاد شوروی و تولّد و ناپایداری کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه که از جمعیت مسلمان قابل توجهی برخوردارند، یک چنین آرزویی تشدید گردیده است. انگیزه موجود در پس تجدید حیات اسلامی همانا ایجاد یک امّت واحده اسلامی است که مرزهای دولتی و ملّی را درنوردد. نشانههایی از آن را میتوان در جنبشهای موجود در ایران، مصر، مراکش، سودان و الجزایر مشاهده کرد.
یک عامل مهم برای آینده. رابطه متقابل این دو فرآیند میباشد. در حال حاضر، شرایط موجود در یوگسلاوی سابق، مورد اطمینان بخشی بدست نمیدهد. همان طور که انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ در ایران تبلور دهنده افول الگوی توسعه و ارتباطات در یک کشور اسلامی واقع گردید، کشتار جمعی مردم در بوسنی هرزگوین بر اسطوره نظریه به اصطلاح دهکده جهانی خط بطلان کشید. از طرفی مردم همه روزه شاهد این کشتار روی صفحههای تلویزیون خود میباشند، ولی به وضوح دیده میشود رهبران جهان که پول، قدرت، سازمانها و ارتش را در اختیار دارند از ادامه این نسلکشی جلوگیری نمیکنند. بوسنی دیگر آلمان نازی نیست که جهان ادّعای بی اطلاعی ار سبّعیت آن را داشته باشد.
بدیهی است سقوط کمونیسم شوروی نه به معنای پایان تاریخ و نه پایان جنگ سرد است. اگر دیوار برلین فرو ریخته است به جای آن دیوارهای نژادی در حال سربرآوردن هستند وکشمکشهای بنیادین همچنان شکل دهنده روابط جهانی خواهد بود. جنگ سرد بین آمریکا و شوروی به پایان رسیده ولی ما در آستانه جنگ سردی دیگر ایستادهایم؛ جنگی که شروع شده و به زعم نگارنده مادام که نظام بین المللی فعلی در همین چارچوب سیاسی و اقتصادیاش بر عرصه گیتی سایه افکنده، ادامه خواهد یافت. در واقع، ارتباطات بین المللی دوره جدیدی را آغاز کرده است؛ درحالی که رویارویی ابرقدرتها امحای اتمی نسل بشر را در صدر تهدیدها قرار داده بود، تأکید کنونی بر روابط متقابل دولتها و نژادها بر پیچیدگی ارتباطات بین المللی افزوده است.
حرکت بسوی روابط اقتصادی و تکنولوژیکی منطقهای
با نگاهی به جهت گیریهای اقتصادی شکل دهنده به مناسبات تجاری بین المللی درمییابیم که تأکید مهّمی بر تشکیل نظامهای تجاری منطقهای گردیده است. بدین ترتیب، جامعه اروپا (EC)، قرارداد تجارت آزاد منطقه آمریکای شمالی (NAFTA)، و تحّولات داخلی در حوزه پاسیفیک، همه اشاره به گروهبندیهای اقتصادی منطقهای دارد. این حرکت به سمت تشکّلهای اقتصادی منطقهای جانشین تشکّلهای نظامی و ژئوپولیتیک مطنقه ای دوران جنگ سرد همچون NATO،SEATO،CENTO و پیمان ورشو گردیده است. این تمایل که بیشتر در مرتبه اقتصادی عمل میکند برخلاف بسیاری از جنبشهای جدایی طلب و تجزیهای ملّی و همچنین مفاهیمی همچون جهانشمولی و همگانی سازی، که بیشتر در مرتبه فرهنگی است، حرکت میکند.
با تمام این احوال، منطقهگرایی فزاینده این گونه نواحی اشاره به نگرانیهای مربوط به عوامل بیرونی نیز دارد. سرنوشت مناطقی چون آمریکای لاتین ، آفریقا، خاورمیانه، و آسیای مرکزی با توجه به تأکیدی که بر منطقهگرایی در جهان صنعتی میشود چه خواهد بود؟ آیا اینها نیز قادر به تشکل منطقهای خواهند بود؟ به علاوه، رابطه بین این موجودیتهای منطقهای واصل جهانشمولی چیست؟ آیا آنها سنگ بناهای فرادولتی (supra-state) هستند که به ایجاد یک جهان به هم پیوسته کمک خواهند کرد؟ یا اجزای تفرقهاندازی هستند که سّد راه فرآیند جهانشمول ساز قرار میگیرند؟ واقعیت آن است که حجم و الگوی سرمایهگذاری جهان غرب در سیستمهای مخابراتی اروپای مرکزی و شرقی و در آسیای میانه، پس از فروپاشی اتحّاد شوروی، نشانگر نوع رقابت بین بلوکهای اقتصادی اروپای غربی و آمریکایی شمالی است. علاوه بر این، با توجه به این واقعیت که عمده تحقیقات و توسعه مخابرات در داخل همین سه نظام منطقهای در حال انجام است، پس گسترش و تطابق هر نوع جدید از سیستمهای مخابراتی در دیگرمناطق جهان، از جمله مناطق جغرافیایی وسیعی همچون روسیه، چین و هندوستان, بوسیله شیوه ارتباطات و تحقیقات تکنولوژیکی در حال انجام در آن سه منطقه پیشرفته منطقهای تعیین خواهد شد. تاریخچه گسترش HDTV در دهه گذشته نشانگر همین پدیده است، و در ضمن رقابت مفرط بین این بلوکها را در این تکنولوژی به خصوص نشان میدهد. علاوه بر این سه منطقه صنعتی در موضعی قرار خواهند داشت که بتوانند هم پیامد سیاست استانداردسازی و هم مباحثهء جاری درخصوص نظم نوین اطلاعاتی و ارتباطی بین المللی را در سازمانهای مختلف بین دولتی تعیین کنند. دیگر این که این کشورها امتیازهای عمده اقتصادی و تکنولوژیکی را برای پایهریزی صنعت و اقتصاد خود دریافت میکنند.
با این وجود، هم در سطح سیاسی و هم در سطح فرهنگی، فرآیند منطقهگرایی با موانع و مسائل عدیدهای روبرو خواهد شد. تا چه اندازه نظامهای ملّی علاقمند به صرفنظر کردن از بخشی از سلطه سیاسی و فرهنگی خود به منظور برخورداری از امتیازات اقتصادی و اجتماعی خواهند بود؟ یقیناً تجربه وحدت سیاسی اروپا و واکنشهای مخالفتآمیزی که علیه پیمان ماستریخت توسط کشورهای کوچکی همچون دانمارک صورت گرفت، گویای حساسّیت نظامهای ملّی در زمانی است که مسئله وحدت اقتصادی سر راه آنها قر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
