اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (بزرگ فیلسوف قرن دهم) :
چکیده:
در طول قرون هشتم، نهم و دهم، شیراز کانون اصلی حکمت اسلامی قبل از ملاصدار بود . در آن روزگار، مایه های فلسفه اسلامی ایران در هند ظهور یافت و آنچنان رشد کرد و شکوفا شد که آثار آن تا به امروز در شبه قاره هند و پاکستان تجلی دارد . مهمترین جریان فکری فلسفی، به تعبیر شهید مطهری، در شیراز و از فیلسوفانی چون قطب الدین شیرازی شروع شد و سپس بدست نیمه فیلسوفانی چون محقق دوانی (متوفی ۹۰۸)، صدرالدین دشتکی (متوفی ۹۰۳) و پسرش غیاث الدین منصور افتاد و سرانجام از دست اینان به دوره اصفهان و میرداماد و ملاصدرا رسید .
کلیدواژه ها:
جامعیت علمی، صدارت، آراء فلسفی – کلامی، غیاث الدین، حادث غیاث الدین منصور دشتکی
غیاث الدین منصور بن محمد دشتکی ملقب به خاتم الحکماء و غیاث الحکماء در ادبیات، منطق، کلام، فلسفه، تفسیر، فقه، اصول، طب، ریاضیات، هیئت، نجوم، عرفان، اخلاق، داروشناسی، جواهرشناسی و حتی علوم غریبه صاحب نظر بود و در همه این زمینه ها تالیفاتی عمیق به جا گذاشته است .
این جامعیت در علوم از مهمترین ویژگیهای امیر غیاث الدین است تا آنجا که وی را بدین سبب، معلم ثالث نیز خوانده اند . (۱) ۱- ولادت و وفات
امیر غیاث الدین منصور در سال ۸۶۶ه . ق (۱۴۱۶م . ۸۴۰/ه . ش) در محله دشتک شیراز – محله لب آب کنونی – متولد شد و در خدمت پدر بزرگوار خود به تحصیل علوم پرداخت .
درباره سال وفات وی اتفاق نظر وجود ندارد . مرحوم مدرس بین سالهای ۹۴۰، ۹۴۸ و ۹۴۹ مردد است . (۲) دیگران تاریخ وفات وی را ۹۴۸ و ۹۴۹ ثبت کرده اند . ۲- خاندان دشتکی، سلسله آباء و اجداد
خاندان سادات دشتکی از قرن پنجم به شیراز آمده و فرزندان آنان در طی قرون بعدی، خانواده معروفی را تشکیل داده اند . (۳) نسب ایشان به زید بن علی بن الحسین علیه السلام می رسد . (۴) افراد این خاندان همگی اهل دانش، تالیف و تدریس بودند و در زمان خویش شاخص علم و عرفان به شمار می رفتند . غیاث الدین منصور درباره گستره دانش در میان اجدادش می نویسد:
«لم یوجد بینه (یعنی پدرش) و بین مدینه لاعلم و بابه علیهما السلام اب لم یتمیز عن ابناء الزمان بمزید علم و عرفان .» (۵)
بزرگترین فرد این سلسله، دانشمند و ادیب نامدار، سید علیخان مدنی دشتکی شیرازی واسطه در اجازات حدیث و مؤلف کتابهای سلافه العصر، الحدائق الندیه فی شرح فوائد الصمدیه، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین علیه السلام، سلوه الغریب و . . . است . (۶)
وی پس از حدود ۴۸ سال اقامت در مکه و هند به شیراز آمده به تدریس در مدرسه منصوریه پرداخت .
بنابر گزارش مفصل فسایی، بزرگان این خاندان پس از غیاث الدین منصور در پنج خطه می زیسته اند:
الف) گروهی در شیراز متوطن بودند یا مانند سید علیخان پس از مدتی به شیراز بازگشته بودند .
ب) جماعتی مانند میرزا محمد معصوم دشتکی (جد سید علیخان) در مکه اقامت گزیدند . وی در مسجدالحرام، فقه مذاهب پنجگانه را علاوه بر کتب تفسیر و کلام، تدریس می کرد و نقش عمده ای در تقریب مذاهب داشت .
ج) برخی چون نظام الدین احمد، فرزند میرزا محمد معصوم به حیدرآباد دکن (هند) رفتند; هنوز نیز بازماندگان آنها در آنجا اقامت دارند .
د) عده ای از اولاد سید علیخان، همچون میرزا حسن حسینی فسایی، صاحب فارسنامه ناصری، به فسا رفتند .
ه) . جمعی نیز چون امیر جمال الدین دشتکی، عموزاده غیاث الدین منصور راهی هرات شده و در همانجا اقامت گزیدند . (۷)
و بدین ترتیب این سلسله جلیله سادات، گستره وسیعی از تاریخ و جغرافیا را در پرتو برکات علمی خویش منور ساخته اند .
صدرالدین محمد ثانی فرزند غیاث الدین منصور صاحب اجازه مشهور و ممتازی است که در ضمن آن سلسله آبا و اجداد خویش را معرفی کرده می گوید:
«جد بزرگم احمد سکین به مدت ۱۰ سال همراه و مصاحب امام رضا علیه السلام بود – از آن زمان که ایشان در مدینه بودند، تا آنگاه که به خراسان رفتند – و در این مدت از محضر امام علیه السلام کسب علم کرده و اجازه امام علیه السلام به او نیز نزد من است . احمد از امام رضا علیه السلام و از پدران بزرگوار ایشان و سرانجام از رسول الله صلی الله علیه و آله روایت می کند و این اسناد نیز خاص من است و هیچکس را با من در آن شریک نباشد .» (۸) ۳- شرایط سیاسی زمان
امیر غیاث الدین در یکی از بحرانی ترین دوره های سیاسی تاریخ زندگی می کرد . او در زمان خود، حکومت سنی مذهب تیموریان را تجربه کرده بود و به همین سبب، عنصر تقیه در آثار دوره جوانی او ظهوری واضح دارد . ایران که پس از حمله مغول و تیمور تازه می خواست روی آرامش به خود ببیند بار دیگر دستخوش هرج و مرج ویرانگریهای جانشینان تیمور و خانهای محلی ترک نژاد قرار گرفت . در سال ۹۰۳ سلطان مراد پسر سلطان یعقوب به سلطنت رسید و میان او و مردم فارس اختلافاتی درگرفت . قاسم بیگ به تصور اینکه محرک واقعی مردم، امیر صدرالدین محمد دشتکی – پدر غیاث الدین – است، فرمان داد تا عده ای از ترکمانان بایندری به منزل او ریختند و خانه اش را غارت کردند و امیر صدرالدین را به قتل رساندند . (۹) زخم این غارت و قتل، دل فرزند ارشد را مجروح ساخت .
عبور از این وضعیت سیاسی و دوره های بحرانی و سرانجام روی کار آمدن دولت شیعی مذهب صفوی، اغلب دانشمندان ایرانی، بالاخص شیعیانی چون غیاث الدین منصور را بر آن داشت تا از این بستر مناسب برای نشر معارف الهی و تعالیم خاندان عصمت و طهارت به بهترین شکل استفاده کنند . ۱- ۳- ورود به دربار و اخذ مقام صدارت
مقام صدارت که در دوران تیموری برای نظارت بر اقشار مختلف مردم وجود داشت، در حکومت صفوی به شکلی نو مبدل شد . متصدی این مقام را صدرالشریعه می خواندند . صدرالشریعه برگزیده سیاسی شاه بود و شاهان صفوی از این مقام برای نظارت بر طبقات روحانی استفاده می کردند . علاوه بر آن، صدر، قاضی القضاه مملکت نیز بود; لذا ریاست بر همه امور، نهادها و سازمانهای مذهبی، اطلاع بر تعمیر بقاع و خیرات، توجه به زراعت و رسیدگی به موقوفات از جمله وظایف دارنده این منصب به شمار می رفت و از جانب او در شهرها نماینده هایی با عنوان شیخ الاسلام برای حل و فصل امور شرعی و مراقبت بر حسن اجرای احکام شرعی گماشته می شد . (۱۰)
اولین برگزیده سیاسی شاه اسماعیل که مقام صدارت به او اعطا شد، میرجلال الدین استرآبادی بود . میان او که با نوشتن شرحی بر تهذیب الاصول علامه حلی، شهرتی کسب کرده بود و غیاث الدین منصور که حکیمی عمیق بود، بحثهایی در گرفت . شاه اسماعیل به تشویق وزیرش میرزا شاه حسین که مردی دانش دوست بود، کوشید تا غیاث الدین را در صدارت با جلال الدین شریک گرداند، ولی بر این امور موفق نشد . (۱۱)
پس از فوت شاه در سال ۹۳۰ و به سلطنت رسیدن بهادرخان، مجددا غیاث الدین به منظور مشارکت در مقام صدارت به دربار تبریز دعوت شد . وی ابتدا این دعوت را پذیرفت، ولی پس از آنکه از نزدیک با جلال الدین استرآبادی برخورد کرد، نتوانست دیدگاههای وی را تحمل کند و به شیراز بازگشت . یکی از شعرای دربار صفوی (خلیل منجم) در آن هنگام خطاب به وی چنین سرود:
ای میر به القاب مقید رفتی
ننوشته ترا خلیفه ابجد رفتی
تعظیم تو آخر نه چو اول کردند
افسوس که نیک آمدی و بد رفتی (۱۲)
سرانجام در سال ۹۳۶ه . مجددا از سوی بهادرخان شاه طهماسب که تقریبا شانزده ساله بود، به دربار دعوت شد تا این بار مستقلا مقام صدارت را عهده دار باشد، غیاث الدین نیز این سمت را پذیرفت و تا سال ۹۳۸ (به مدت ۲ سال) متصدی این مقام بود .
دولت صفوی، تقویت فقه و فقاهت شیعی را یکی از اهداف خود برمی شمرد; این امر با ظاهرسازی و ظاهرگرایی شاهان صفوی و قشون قزلباش نیز تطبیق کامل داشت; لذا فقهای شیعه جبل عامل و نجف نیز در شمار مدعوین دربار قرار گرفتند .
شاه طهماسب با ارسال صله برای مجتهدان بزرگی چون شیخ علی کرکی و شیخ ابراهیم قطیفی، ایشان را به ایران دعوت کرد . شیخ ابراهیم بنابر وظیفه ای که تشخیص داده بود، صله را رد کرد و گفت: حاجتی به آن ندارم . اما شیخ علی کرکی، ضمن قبول صله در اعتراض به شیخ ابراهیم گفت:
«خطا کردی زیرا به ترک تاسی بر امام، یا حرام مرتکب شده ای یا مکروه . امام حسن علیه السلام جوایز معاویه را قبول کرد، نه تو بالاتر از امام علیه السلام هستی و نه این سلطان بدتر از معاویه!» . (۱۳)
سرانجام در سال ۹۳۸، شیخ علی بن عبدالعال کرکی عاملی از عراق به تبریز رفت و مورد توجه شاه قرار گرفت و مقامی بلند یافت، بطوری که اعلام شد در فرمانها، اوامر و نواهی، فرمان شیخ بر فرمان شاه مقدم است . (۱۴) ۲- ۳- کناره گیری از دربار و انزوای سیاسی
از آنجا که محقق کرکی ایرانی الاصل نبود و با وضعیت سیاسی و اجتماعی داخل ایران چندان آشنایی نداشت، فرصت طلبان به عنوان مشاور در کنار وی قرار گرفتند و با سوء استفاده از قدرت ظاهری وی، هر مخالفتی را مساوی با شرک دانسته، با طعن و لعن به تسویه حسابهای شخصی مبادرت ورزیدند . سرانجام شعله آتش حسادت و سعایت، دامنگیر صاحبان منصب صدارت نیز شد . محقق کرکی در ابتدا به منظور مشارکت با غیاث الدین در مقام صدارت به دربار خوانده شد، ولی با اعطای فرمان شاه به وی که «هر که را او نصب کند، منصوب است و هر که را عزل کند، معزول است و در این عزل و نصب به سندی دیگر احتیاج نیست » (۱۵) از قدرت اجرایی بیش از قدرت غیاث الدین بهره مند شد .
این دو فقیه و حکیم، در بدو امر، با یکدیگر مشارکت علمی گذاشتند، به صورتی که یک هفته محقق کرکی، شرح تجرید قوشچی را نزد غیاث الدین درس بگیرد و یک هفته غیاث الدین، کتاب قواعد علامه حلی را نزد محقق کرکی بیاموزد . (۱۶) ولی افسوس که آتش سعایت، بذر این مشارکت را نیز سوزاند; قشری مذهبان بیخرد، نزد شیخ سعایت غیاث الدین منصور را کرده گفتند که به مذهب فلاسفه رغبت تام دارد و مقید به احکام و عبادات شرعی نیست . (۱۷) قاضی نورالله شوشتری در این باره می نویسد:
«حکایاتی که در باب عدم تقید حضرت میر به احکام شرع اقدس مذکور می شد، وسیله نقار خاطر شریف جناب شیخ بزرگوار شد و بعضی از مفسدان در مقام افساد برآمده، مبانی نزاع استحکام تمام یافت .» (۱۸)
سرانجام این اختلاف با پیدا شدن بهانه ای، ظهور تام یافت . یکی از فرمانهایی که محقق کرکی به سراسر مملکت ابلاغ کرد، تغییر قبله مساجد و محرابها از جنوب غربی به جنوب بود . فرمان فوق مستلزم خرابی بسیاری از مساجد قدیمی ایران بود که توسط معماران متخصص بنا شده بود . روزی در مجلس شاه بحث تغییر قبله مطرح شد و غیاث الدین که به عنوان مقام صدارت دینی، خد را مسؤول می دانست، گفت: «تغییر قبله مساجد بر وجه صحت، بی رسم دایره هندسی و دانستن بعضی از مسائل هیئت و هندسه صورت نبندد و شیخ را بر آن اطلاعی نیست .»
شیخ عصبانی شد و کار اختلاف بالا گرفت . در مجلس دیگر، شیخ متعرض نظر غیاث الدین شده، این آیه را تلاوت کرد:
سیقول السفهاء من الناس ما ولیهم عن قبلتهم التی کانوا علیها . . .» (۱۹) و در ضمن آن، با کنایه، غیاث الدین منصور را به جهل و سفاهت موصوف ساخت; این خبر به غیاث الدین رسید و او در جواب شیخ این آیه را نوشت:
«لئن اتیت الذین اوتوا الکتاب بکل آیه ما تبعوا قبلتک و ما انت بتابع قبلتهم و ما بعضهم بتابع قبله بعض و لئن اتبعت اهواء هم من بعد ما جاءک من العلم انک اذا لمن الظالمین » . (۲۰)
در این اختلاف، شاه نیز به حمایت از محقق کرکی برآمد و در نتیجه غیاث الدین منصور در سال ۹۳۸ در سن ۷۲ سالگی از مقام صدارت استعفا داد و با آزردگی تمام تبریز را ترک گفت و به شیراز بازگشت و تا پایان عمر تنها به تالیف، تدریس و تربیت شاگرد در مدرسه منصوریه شیراز پرداخت . (۲۱)
این اختلاف و کناره گیری از دربار، سبب انزوای روزافزون غیاث الدین شد . وی نه تنها خود، دیگر گرایش و تمایلی به دستگاه صفویه نشان نداد، حتی فرزند ارشدش، شرف الدین علی را به علت نزدیکی به دستگاه، مورد انتقاد قرار داد و این بیت را در وصف او سرود:
هرکجا بی هنری هست بدو می بخشند
بیشتر ز آنچه ز ایام تمنا دارد (۲۲)
کناره گیری غیاث الدین از سیاست و دربار، خشم شاه را برانگیخت و این خشم متوجه فرزندش صدرالدین محمد نیز گشت; تا جایی که تصمیم به قتل او گرفت و سبب شد وی در سال ۹۶۱ مدرسه منصوریه شیراز را ترک کرده به گیلان بگریزد و به خان احمد گیلانی پناه آورد . (۲۳) اکثر دانشمندان خاندان دشتکی نیز جلای وطن کرده به حجاز و هند رفتند . بسیاری از شاگردان غیاث الدین نیز مورد بیمهری و تهمت تسنن و مخالفت با محقق کرکی قرار گرفتند . ۳- ۳- گمنام ماندن و انتحال آثار
اختلافی که بین غیاث الدین و دولت صفوی ایجاد شده بود، سبب گشت که حتی کتاب نیز کمتر به نسخه برداری از آثار وی همت گمارند; زیرا اینکار نه از نظر سیاسی صلاح بود و نه از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه!
بدینسان آثار غیاث الدین کمیاب و گاه منحصر بفرد ماند و بالاتر از آن سبب شد که یک نسل پس از وی بتوانند به سرقت آثار او بپردازند و آنها را به خود نسبت دهند . قطعا به همین دلیل قاضی نور الله شوشتری پس از شمردن آثار غیاث الدین و اعلام اینکه اکثر آنها را خود دیده و مطالعه کرده است، می گوید:
«. . . غرض از تفصیل تصانیف میر و اظهار تشرف با مطالعه اکثر آن، رد بر کلام بعضی از افاضل عصر، مثل ابوالحسن کاشی و ملا میرزا جان شیرازی که مصنفات حضرت میر را که اکثر به واسطه نفاست متدوال نشده است و به دست هرکه می افتد، به آن ضنت می کند، بدست آورده، سخنان خوب را از آنجا می دزدند و جهت پی غلط کردن می گویند که از تصنیفات میر غیاث الدین منصور، غیر نامی نیست و بعضی کتب که در مصنفات متداول خود نام آن را مذکور ساخته است، وجود خارجی نیافته اند و اگر احیانا یکی از آن کتب به دست طالب علمی افتد و از دزدی ایشان مطلع شود، دعوی توارد می کنند . از حضرت استاد محقق عبدالواحد علی شوشتری (روح الله روحه) شنیده شد که می فرمودند: «ملا ابوالحسن، شش دلیل از جمله ادله ای را که در رساله اثبات واجب ذکر کرده و آنها را از جمله خواص فکر خود شمرده، از شرح هیاکل حضرت میر انتحال نموده است و در ایامی که به التماس بعضی از اعزه، ردی بر رساله او می نوشتم و اظهار سرقت و انتحال او کردم، آن رساله را متروکه ساخته و رساله دیگری تالیف نمود; گرچه آن نیز خالی از سرقت و انتحال نیست » . (۲۴)
گمنام ماندن این حکیم فرزانه در میان صفحات تاریخ و فرسودگی آثار گرانقدر و ارزشمندش که در واقع دستمایه حکمت متعالیه صدرالمتالهین شد، ظلمی بود که شرایط سیاسی حکومت شیعه نام صفوی بر شیعه بحق از آل علی علیه السلام روا داشت; این در حالی است که صدر المتالهین از او چنین یاد می کند:
«الذی هو سر ابیه المقدس، غیاث اعاظم السادات و العلماء، المنصور الموید من عالم الملکوت » . (۲۵)
چنین احترامی از ملاصدرا جز درباره استادانش همچون شیخ بهایی و میرداماد سابقه نداشت و این ناشی از شناخت او از غیاث الدین منصور و شناخت بیمهری ها و جهالتهایی بود که روح این حکیم فرزانه را می آزرد; صدرالمتالهین خود نیز این بیمهری ها را تجربه کرده بود .
این ظلم تنها با گمنام ساختن او و اندراس آثارش منحصر نشد; بلکه ظلم بزرگتر را برخی تاریخ نگاران بر این حکم فقید روا داشتند، گاه او و پدرش را مشکوک الاعتقاد به مراسم مذهب جعفری معرفی کردند . (۲۶) و جای دیگر با کمال وقاحت، به لوث کردن جریان انزوای سیاسی او پرداختند .
صاحب خلاصه التواریخ در گزارش اواخر عمر غیاث الدین با لحنی آمیخته به تمسخر و استهزاء از وسواس و ترس این حکیم از بیماری سفلیس می گوید و این وسواس را عامل انزوای او معرفی می کند: «از بیماری آتشک – یا سفلیس – که در آن روزگار شایع بود، بسیار بیم داشت و از آن جهت، از جمیع مردم متنفر گشته بود!» (۲۷) ۴- فرزندان
غیاث الدین دارای دو پسر بود:
۱- شرف الدین علی، فرزند ارشد وی که بر خلاف پدر، گرایش چندانی به علوم عقلی و نقلی نداشت و هیچ اثر علمی از خود بر جای نگذاشت; ولی پدر، کتاب «مقالات العارفین » و نیز کتابی در تصوف و اخلاق به اسم وی نگاشته است . (۲۸)
۲- امیر صدرالدین محمد، که با جد بزرگوارش همنام بود، همانند او و نیز همچون پدر خویش، به علوم عقلی گرایش بسیار داشت و از همین رو، مورد توجه پدر بود . قاضی نورالله در این باره می نویسد:
«حضرت میر را دو خلف ارجمند بود، یکی میر شرف الدین علی که اکبر و اورع و اتقی بود و دیگر میر صدر الدین محمد که اصغر واذکی و افهم و افضل بود، بنابر این التفات حضرت امیر به او بیشتر بود .» (۲۹)
وی را صاحب توبه نصوح خوانده اند . تاریخ، حکایت از شرب خمروی در مدت کوتاهی از جوانی دارد; خوانساری در این باره می نویسد:
«لم یعهد من احد من الآحاد توبه الی الله تعالی بمثل توبه هذاالرجل المؤید من عند رب العباد» . (۳۰)
همین توبه و در پی آن توجه وافر وی به عبادت و ریاضت، در کنار تعالیم ارزشمند پدر، از او دانشمندی بزرگ ساخت که در طی درجات عالی علمی بر پدران خویش تاسی جسته علاوه بر آن، در نقل حدیث، صاحب اجازه ممتازی گشت که سند آن از طریق پدر و اجدادش به زیدبن علی بن الحسین و از آنجا به امام سجاد علیه السلام می رسد . (۳۱) و سر انجام، رساله ای موسوم به الذکری، در مذمت خمر می نگارد و می نویسد: «الی الشراب – و من شربه او شربه، خسر و خاب – عن الخمر، الرجس النجس الخبیث المخبث، الذی هو من عمل الشیطان و هو ابو الخبائث الموقع للعداوه و البغضاء و الطغیان، الضاد عن ذکر الله و عن الصلاه، المزیل للعقل الذی هو اصل الخیرات، الهاد للابدان، الهادم للادیان المقسم للارواح . . .» (۳۲)
سپس به زیبایی تمام و با شیوه ای لطیف به تفسیر آیات ۹۰و ۹۱ سوره مائده می پردازد . این رساله بنا بر تصریح خود مؤلف، در روز دوشنبه ۲۵ ربیع الاول سال ۹۶۱ در مدرسه منصوریه به اتمام رسیده است . پس از این تاریخ، از او اطلاعی در دست نیست . همین قدر نوشته اند که در اختلافاتی که بین شاه طهماسب و خان احمد گیلانی پدید آمده بود، صدرالدین محمد به جانبداری از خان احمد و سرپیچی از اوامر شاه متهم شد، لذا قصد جان او کردند . از این رو از شیراز به گیلان گریخت . شاه طهماسب در سال ۹۷۴ خان احمد را شکست داده، در بند کرد و در نتیجه دربار خان احمد که یکی از بزرگترین محلهای اجتماع دانشمندان و شاعران پارسی گوی ایرانی بود، فرو ریخت و آن اجتماع ارزشمند، پراکنده شد و عده ای به هند گریختند . (۳۳) در این میان از سرنوشت صدرالدین محمد اطلاعی در دست نیست .
علاوه بر الذکری، سه اثر تالیفی دیگر به وی منسوب است:
۱- جواهر نامه که رساله ای است به زبان فارسی و در بیان حقیقت جواهر و انواع آنها و اوصاف هریک . (۳۴)
۲- سفیر العرشی فی تفسیر آیه الکرسی . (۳۵)
۳- شافع حشر که تفسیری است فارسی از سوره مبارکه حشر . (۳۶) ۵- شاگردان
پیش از این نیز متذکر شدیم که غیاث الدین منصور پس از ترک تبریز و بازگشت به شیراز مدت ۱۰ یا ۱۱ سال در مدرسه منصوریه که پدرش آن را بنا کرده بود، به تدریس و تربیت شاگرد پرداخت . حاصل این تلاش شاگردانی هستند که هر یک آثار علمی با ارزشی از خود برجا گذاشته و رد زمان خود چهره ای بارز و درخشان داشتند; افرادی چون:
۱- مصلح الدین لاری: وی پی از تکمیل معلومات در شیراز، رحله های فرهنگی خویش را آغاز کرد . ابتدا به هندوستان عزیمت کرد، بعد به حجاز، عراق و ترکیه رفت و سپس از اسلامبول عازم بغداد شد و در این شهر اقامت کرد; در همین ایام، تاریخ عثمان را به رشته تحریر درآورد و در پی آن به تالیف کتب دیگری همچون: حاشیه بر حاشیه علامه دوانی، حاشیه بر شرح جامی، شرح فارسی هیئت قوشچی، حاشیه بر انوار التنزیل شافعی و آثار دیگر (مجموعا ۱۲ اثر تالیفی) پرداخت و سرانجام در سال ۹۷۹ ه . در بغداد درگذشت . (۳۷)
۲- تقی الدین ابوالخیر محمد بن محمد فارسی: وی در زمره شاگردان بنام غیاث الدین منثور بود و احتمالا از تدریس صدرالدین محمد کبیر نیز بهره جسته است; زیرا در کتاب صحیفه النور خود از او با لقب الاستاذ یاد می کند . تال
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
