خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موجودی سرمایه بخش خصوصی و رشد درونزا (مطالعه موردی ایران)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موجودی سرمایه بخش خصوصی و رشد درونزا (مطالعه موردی ایران) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن بانکداری و ضرورتهای ناشی از آن در بانکداری ایران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جهانی شدن بانکداری و ضرورتهای ناشی از آن در بانکداری ایران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
49دقیقه
13ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 58

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
3 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده در سایر ادیان (غیر اسلام) :

تاریخ دریافت: ۱/۳/۸۱                                                                       تاریخ تأیید: ۱۴/۶/۸۱
چکیده
در کشورهای غیر مسلمان، مطالعات گسترده ای در زمینه اقتصاد و مذهب، از جمله مذهب و رفتار مصرف کننده انجام شده است که در ایران بازخوری از آنها نیست. انتقال این مطالعات به داخل کشور همراه با نقد آنها می تواند، زمینه های مطالعه اقتصاد اسلامی را فراهم تر کند. با مطالعه «وبر» بحثهای جدی در این زمینه آغاز شده است. این مطالعات درباره تفاوتهای اقتصادی و مصرفی جوامع و افراد، بر حسب مذهب آنها گسترش یافته است، اما در سه دهه اخیر نظریه هایی ارائه شده است که در صدد تحلیل رفتار مصرف کننده در قالب مدلهای اقتصاد خرد بوده اند. پایه ای ترین این نظریه ها، مصرف را با نگرش دنیا و آخرت در نظر گرفته است. اما مطالعات مکمل، بحث اثر سرمایه انسانی مذهبی و اثر مؤسسات و گروههای مذهبی را در کسب مطلوبیت ناشی از انجام فعالیتهای مذهبی وارد کرده اند. مطالعات جدیدتر، شکل دنیوی بیشتری به فعالیتهای مذهبی داده اند. این مطالعات باید همراه با نقد در ایران ارائه شوند. مقاله حاضر ارائه فشرده و نقدی از این مطالعات گسترده و پراکنده است که ضعفها و قوتهای آنها را بیان می کند.
واژگان کلیدی: مذهب و رفتار مصرف کننده مذهب و رفتارهای اقتصادی مذهب و اقتصاد مذهب و علم مقدمه
در ایران و کشورهای اسلامی دیگر، پژوهشهای قابل توجهی در زمینه اقتصاد اسلامی از جوانب مختلف انجام شده است. این پژوهشها در دسترس پژوهشگران کشورهای مسلمان قرار دارد و با آنها آشنایی دارند. اما در کشورهای غربی (و غیرمسلمان) نیز مطالعات گسترده ای در زمینه اقتصاد و مذهب صورت گرفته است که در ادبیات اقتصادی ایران اثری از آنها نیست. این مقاله تلاش دارد به بخشی از این مطالعات در زمینه رفتار مصرف کننده که از مهمترین بحثهای نظری در اقتصاد است بپردازد. این تلاش می تواند انتقال خوبی از دانش اقتصاد دینی در غرب به ایران باشد تا اقتصاددانان مسلمان بتوانند، با آگاهی به این مباحث در نظریه پردازی و پژوهش در زمینه اقتصاد اسلامی موفق تر باشند.
برای روشن شدن بحث به دو نکته باید اشاره کنیم: اول، این که چون اغلب مطالعات علمی و از جمله اقتصاد، توسط اندیشمندان غربی که قریب به اتفاق آنها مسیحی هستند انجام شده است، بیشتر مطالعات مربوط به مذهب و اقتصاد در غرب نیز توسط مسیحیان انجام شده است. به تبع این امر، بیشتر آنچه در این جا مطرح می شود مطالعات مسیحیان، است؛ اما در کنار آنها مطالعات محدودتری که درباره مصرف در سایر ادیان انجام شده است، نیز به تناسب اشاره می شوند. دوم، این که چون بحث مقاله رابطه مذهب و رفتار مصرف کننده است، در ابتدا اشاره ای به بررسیهای علمی در زمینه اثر مذهب بر رفتارهای افراد و پس از آن اشاره ای به کل مطالعات اقتصاد و مذهب شده است، تا بستر سازی مناسب تری برای خواننده صورت گیرد. سپس اشاره ای به مطالعات در زمینه اثر مذهب بر رفتارهای اقتصادی از بعد کلان شده است که به نوعی به بحث مصرف ارتباط دارند. پس از آن بحث اثر مذهب، بر رفتارهای مصرفی از ابعاد مختلف مطرح شده و در ادامه با جمع بندی مطالعات انجام شده، تابع مطلوبیت و تابع مصرف در بخشهای نظری مربوط به این زمینه ارائه شده است. در پایان هر یک از این مباحث نقد دیدگاهها و مطالعات انجام شده در این زمینه ها نیز صورت گرفته است. ۱ بررسیهای علمی اثر دین بر رفتارها
علی رغم این که پس از قرون وسطی و تجدیدنظر در مذهب و با پیشرفت علم، طی چند قرن اخیر، دین از صحنه زندگی اجتماعی و بویژه از مجامع علمی، دور مانده بود. اما طی چند دهه اخیر نفوذ دین در همه زمینه ها، از جمله بررسیهای علمی، رشد قابل توجهی کرده است. تشدید گرایشات مذهبی در کشورهای مسلمان و مسیحی و نیز نزد یهودیان و پیروان سایر ادیان؛ افزایش رفتارهای مذهبی؛ رشد اصول گرایی مذهبی؛ همچنین گسترش حرکتهای اجتماعی بر اساس مذهب؛ باعث شده است، مذهب بار دیگر بطور جدی وارد صحنه های اجتماعی شود. این حرکت در زمینه ایجاد نظامهای اجتماعی سیاسی مبتنی بر دین بویژه در کشورهای مسلمان جایگاه خاصی داشته است. به تبع جریانات فزاینده دینی در سطح جهانی، حرکتهای علمی گسترده ای نیز از سوی دانشمندان شاخه های مختلف علوم بویژه علوم اجتماعی، در زمینه دین و رفتارهای فردی و اجتماعی انسانها صورت گرفته است.
البته باید اذعان داشت که توجه علوم اجتماعی به دین تنها طی چند دهه اخیر نبوده است. بلکه به دلیل اهمیت دین در جوامع و نزد افراد، اغلب اندیشمندان علوم اجتماعی از بدو پیدایش این شاخه ها به دین بویژه تبیین علمی رفتارهای دینی توجه کرده اند. از جمله آدام اسمیت (Adam Smith) پدر علم اقتصاد در کتاب ثروت ملل بخشی از مطالب خود را به دین اختصاص داده است (اسمیت ۱۹۶۵، ۴۶۷۴۰). آگوست کنت (Agust Conte) پدر علم جامعه شناسی در تبیین مراحل تکاملی جوامع یک مرحله از سه مرحله را، مرحله دینی یا الهی نام گذاری می کند.(۳) فروید (Erich Fruid) دانشمند شهیر روانشناسی مارکس (Karle Marx) بنیانگذار سوسیالیسم مارکسیسم و اغلب دانشمندان علوم اجتماعی به این موضوع نیز پرداخته اند.
با این حال، حرکت جدی علمی به شیوه جدید در زمینه دین بطور اساسی از اوایل قرن بیستم آغاز شد. ارائه دیدگاههایی مانند دیدگاه ماکس وبر، لمپتون، رودنسون و نظیر اینها به این حرکت، شکل جدی بخشید. این حرکت در نیمه دوم این قرن تشدید شد و شاخه های مختلف علوم را در بر گرفت و از جنبه های مختلف در زمینه دین با نگاه علمی گسترش یافت.
از جمله در روانشناسی در زمینه هایی مانند دین و تمایل و تنفر (آلپورت Alport و راس Ross – 1967)، دین و آسایش ذهنی (دینر Diener – 1984؛ الیسون Ellison – 1991؛ بیرد Byrd، لیرLear و شونکاSchuenka – 2000)، دین و بیماریهای روانی و جسمی (بیکر Baker و گورساچGoursuch – 1982؛ برگینBergin و همکاران، ۱۹۹۸؛ پولوما Polomaو پندلتونPendelton – 1991) و موضوعات مختلف دیگر، مطالعات گسترده ای انجام شده است که حاصل آن صدها کتاب و مقاله منتشر شده علمی در این زمینه ها می باشد.
در جامعه شناسی نیز، دانشمندان توجه مجددی به دین کرده اند و پژوهشهای تجربی زیادی در زمینه های مختلف جامعه شناسی در رابطه با دین انجام داده اند. از جمله بررسی رابطه مذهب با جرم و جنایت (چادویکChadwick و تاپTop 1993؛ اوانس Evans و دیگران، ۱۹۹۵؛ مدوف، ۱۹۹۳)، دین با سازگاری اجتماعی (بانکستون Bankstone و ژوZhou – 1995؛ لاو A Low و هاندال Handal – 1995)، دین با نرخ زاد و ولد (مدوف Medoff و اسکوSkov – 1992)، دین باطلاق (هیتون Heaton و پرات Pratt – 1990؛ مدوف و اسکو – ۱۹۹۲)، دین بابزهکاری (بور Bur و مک کالMc Call – 1994؛ استاک Stack و واسرمنWasserman – 1992) و صدها کتاب و مقاله در زمینه های مختلف جامعه شناسی در رابطه با دین که برای متخصصان آشنا است.
در اقتصاد نیز، در زمینه رابطه دین با رفتارهای اقتصادی، تحقیقات مختلفی انجام شده است. مانند مذهب و تفاوت اقتصادی کشورها (وبرWeber – 1905؛ تاونیTawney – 1926) دین و نگرشها و رفتارهای اقتصادی افراد (گری لیGreeley – 1963؛ پایل Pyle – 1992؛ مایرMayer و شارپsharp – 1962) دین و رفتارهای مصرفی (کهف Kahf- 1972؛ صدیقیSiddighi – 1972؛ آزیCorry Azzy و ارنبرگEhrenburg – 1975؛ داگلاس Douglas – 1976) دین و تولید (کهف، ۱۹۹۱؛ صدیقی، ۱۹۷۹؛ عبدالمنانAbdul Mannan – 1991) و تلاشهای علمی بسیار مختلف و متنوع دیگر که در ادیان مختلف گسترش یافته و حاصل آن هزارها کتاب و مقاله علمی و قابل عرضه بوده است.
هر چند بررسیهای علمی در زمینه دین، در بعضی شاخه های علم بیشتر بوده است، اما دامنه این بررسیها، دیگر شاخه های علوم را نیز در بر می گیرد. از جمله پزشکی مانند (لوین Lwine و اندرپولAnderpol – 1987؛ برگین، مسترزMesters و ریچاردRichards – 1988؛ لوین، ۱۹۹۴)، سیاست (هارکورتHarcourt – 1998)، حقوق (گری لی و هوت Michael Hout – 1999؛ استونStone – 2000) و … که همگی نشان دهنده اهمیت مذهب، در رفتارهای انسانی و ضرورت بررسیهای علمی دین در همه زمینه ها می باشد. ۲ بررسیهای علمی در زمینه رابطه اقتصاد و دین
هرچند سابقه طرح مباحث اقتصادی از دیدگاه دین به قدمت اندیشه های دینی باز می گردد، امّا می توان گفت بحث علم اقتصاد و دین از زمان آدام اسمیت، آغاز شد. آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل مباحثی از رفتارهای کلیسا و روحانیون را در قالب نظریه های اقتصادی خود گنجاند، مانند این که روحانیون و معلمان مذهبی نیز مانند دیگران در رفتارهایشان خودمحوری را ملاک دارند، رفتارهای مذهبی روحانیون مانند رفتارهای اقتصادی افراد است و مطالبی مانند اینها (اسمیت [۱۷۷۶]، ۱۹۶۵، ۶۰۷۴۰). پس از اسمیت شاید به این علت که او رفتارهای دینی را بر اساس اصول اقتصادی تحلیل می کرد نظرات او مورد توجه اندیشمندان معتقد به دین قرار نگرفت. آدام اسمیت نظر خود را برای تشریح رفتار کلیسا و سران مذهبی ارائه کرد. وبر ۱۳۰ سال پس از اسمیت تلاش کرد، دیدگاه جدیدی ارائه کند، با این مضمون که تفاوتهای اقتصادی، در رفتار افراد و در نتیجه تفاوتهای اقتصادی جوامع، می تواند ناشی از تفاوتهای مذهبی آنها باشد (وبر [۱۹۰۵] ۱۹۵۸). نظریه وبر توسط اندیشمندان مختلف، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. اما در خیزش جدید جوامع اسلامی و دانشمندان مسلمان، نظریات جدیدی مبنی بر تأثیر دین بر رفتارهای اقتصادی ارائه شد و به دنبال آن، این خیزش باعث رشد شدید مباحث اقتصاد و دین در ۳۰ سال اخیر شده است. در کنار این رشد، بعضی از محققان به نظریات آدام اسمیت که نگرش خاصی به مذهب دارد بازگشته اند و بررسی رفتارهای دینی بر اساس مبانی اقتصادی را محور مطالعات خود قرار داده اند.
در کنار این روند، اندیشمندان معتقد به دین، در ادیان مختلف تلاش کرده اند، اقتصاد سنتی سرمایه داری را از ابعاد مختلف به نقد بکشند و بعضی از اقتصاددانان تلاش کرده اند، نظامها یا ابعادی از نظامهای اقتصادی مبتنی بر مذهب را ترسیم کنند.
بر این اساس می توان مجموع مطالعات در زمینه رابطه اقتصاد و دین را در چهار دسته برشمرد:
۱ تشریح و تبیین رفتارهای دینی بویژه گروهها و مؤسسات مذهبی بر اساس و مبتنی بر مبانی اقتصادی با روش علمی مانند آنچه آدام اسمیت بیان می کند.
از جمله مطالعات در این زمینه کتاب اکلاند(Akelund) و دیگران با عنوان: «کلیسای کاتولیک در قرون وسطی به عنوان بنگاه» (۱۹۹۶)، اندرسونAnderson) – 1988)، فینک (Finke)و استارک Stark) 1988)، یاناکنIannaccone) – 1992 و ۱۹۹۷) و مانند اینهاست.
۲ نقد اقتصاد سنتی بر اساس مبانی دینی. مانند نوشته های سید قطب (۱۹۶۶)، صدیقی (۱۹۷۲)، بیسنرBeisner) – 1989) و مانند آن که بیشتر نزد مسلمانان بوده است.
۳ بررسی و تبیین نظامهای اقتصادی یا ابعادی از آن بر اساس دین. مانند نوشته های صدر (۱۹۶۱)، جاموJomo) – 1992)، چاپراChapra) -1970) و مانند اینها.
۴ تشریح و تبیین رفتارهای اقتصادی بر اساس و تحت تأثیر دین که طیف گسترده ای از تحقیقات و نوشته های سه دهه اخیر را که در زمینه دین و اقتصاد به خود اختصاص داده است. از جمله مطالعات انجام شده توسط کهف (۱۹۷۲)، فهیم خان Fahim khan) – 1991)، متوالیMetwaly) – 1991)، آزی و ارنبرگ (۱۹۷۶) و تعداد زیادی از نوشته های مشابه که در این مقاله به بخشی از آنها اشاره می شود.
در این جا بررسی ما بیشتر از نوع چهارم و از زاویه خاص تأثیر دین بر رفتارهای مصرفی افراد (خانوارها) است. بر این اساس مطالعات و نوشته های موجود در زمینه اثر دین بر رفتارهای مصرفی را در دو دسته مرور می کنیم:
۱ اثر مذاهب مختلف بر رفتارهای اقتصادی از جمله رفتار مصرفی جوامع (بُعد کلان)
۲ اثر مذاهب مختلف بر رفتارهای مصرفی افراد (تفاوت رفتار مصرفی پیروان مذاهب مختلف از بُعد خرد)
۳ اثر مذهب در تابع مطلوبیت و رفتار مصرف کننده (تفاوت رفتار مصرف کننده مذهبی و غیر مذهبی در هر مذهب). ۳ اثر مذاهب مختلف بر رفتارهای اقتصادی و مصرفی جوامع (بُعد کلان)
هنگامی که در پایان قرون وسطی، توسط نیروهای مسیحی در بخشهایی از سرزمینهای مسیحی نشین در دین مسیحیت تجدید نظر شد، رهبران مسیحی تجدید نظر طلب، قوانین اخلاقی کلیسا را به صورت جدیدی تفسیر کردند. از جمله تفاسیر آنها در زمینه مصرف، کار، مال اندوزی، کسب ثروت، منفعت و نظیر اینها بود. کالوین (Kalvin) که معروف ترین کشیش اصلاح طلب بود، برخلاف نظر مسیحیت سنتی، نه تنها با ثروت اندوزی عامه، بلکه با ثروت اندوزی کشیشان نیز مخالف نبود و حتی آن را در غنا بخشیدن به حیثیت آنها ضروری می دانست (وبر؛ ۱۳۵). فرانکلین(Franklin) ، وقت را طلا می داند و باکستر،(Bakester) اتلاف وقت و بطالت را مهلک ترین گناهان بیان می کند (وبر؛ ۱۳۶). باکستر همه را متعهد به کار می داند و هیچ استثنایی برای آن قائل نیست (وبر؛ ۱۳۷). در دیدگاه پیوریتنها(Puritans) ، هدف الهی تقسیم کار، باید از طریق آثار آن شناخته شود که منافع اقتصادی خصوصی است (وبر؛ ۱۳۸). پروتستانیسم نه تنها به مال اندوزی جنبه قانونی داد، بلکه آن را چنانچه صَرف لذتهای زودگذر نشود، به منزله مشیت الهی تلقی کرد (وبر؛ ۱۴۷). همچنین پاکی و رفاه خانواده طبقه متوسط را یک آرمان محسوب می کرد. در کنار این دیدگاهها، مصرف زیاد و تجمل گرایی همچنان نکوهش می شد (وبر؛ ۱۴۷). ماکس وبر در کتاب معروف خود (اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری، ۱۹۰۵ م.) با بیان مفصل این گونه دیدگاهها، نتیجه می گیرد که نظام سرمایه داری و پیشرفت آن، حاصل این اصلاح دینی است. (وبر؛ ۱۵۰). او می گوید: این نگاه موجب توسعه یک زندگی اقتصادی عقلانی بورژوایی شد و مهمتر از همه، این جهان بینی، نه تنها عامل مؤثر توسعه این شیوه از زندگی، بلکه گاهواره انسان اقتصادی جدید نیز بود. البته این سودگرایی به مرور ماهیت دینی خود را از دست می دهد و در خصلت اقتصادی مستحیل می شود (وبر؛ ۵۱۱۴۹). دیدگاه وبر، درباره این که ایجاد نظام سرمایه داری و پیشرفت اقتصادی کشورهای مسیحی حاصل اصلاح دینی یعنی گرایش به مذهب پروتستان است، به عنوان اولین دیدگاه جدی بود که درباره اثر مذهب بر رفتارهای اقتصادی از جهت تفاوت تأثیر مذاهب مختلف بر اقتصاد ارائه شد. این دیدگاه، چالشهایی جدی بین اندیشمندان مختلف، از جمله جامعه شناسان و اقتصاددانان ایجاد کرد و موجب شد، مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گیرد. می توان این مطالعات را به دو دسته تقسیم کرد.
یک دسته، این مسأله را از بعد کلان مورد توجه قرار داده اند و تفاوت رفتارها و موقعیت اقتصادی جوامع پیرو مذاهب مختلف را بررسی کرده اند و دسته دیگر به بررسی تفاوت رفتارهای فردی پیروان مذاهب مختلف پرداخته اند. به این دو دسته بررسیها اشاره می کنیم. ۱۳ بررسیهای تاریخی انجام شده
بررسیهای انجام شده از بعد کلان، درباره تفاوت جوامع پیرو مذاهب مختلف با بررسی نظری وبر آغاز می شود. پس از آن بررسیهای تاریخی برای دوره مورد اشاره وبر (یعنی دوره ایجاد) و رشد سرمایه داری (۱۵۰۰ ۱۸۰۰ م) صورت می گیرد. علاوه بر این، بررسیهای دیگری نیز با استفاده از داده های دوره معاصر بین جوامع صورت گرفته است که به این مجموعه اشاره می کنیم.
اساس نظریه ارائه شده از سوی وبر این است که در قواعد دینی پروتستان برخلاف دیدگاههای ارائه شده از سوی سران کاتولیک تجمع ثروت به خودی خود نفی نشده است، بلکه استفاده از ثروت برای رفاه زیاد و تجمل طلبی نفی شده است. به بیانی کلی تر تجمع ثروت تشویق شده بلکه کار نکردن و ناتوانی در اداره امور اقتصادی شخصی نکوهش شده است و مصرف زیاد نکوهش شده است (وبر، ۴۸۱۳۳). نتیجه این امر افزایش پس انداز و ایجاد زمینه انباشت سرمایه بوده است که موجبات رشد سرمایه داری و اقتصاد غرب (کشورهای پروتستان) را فراهم کرده است. پس، این نظریه بر دو پایه مذهبیِ تشویق افزایش ثروت و نکوهش افزایش مصرف استوار است. طبق این نظریه، نتیجه این نگاه مذهبی خاص پروتستان موجب افزایش سرمایه و رشد اقتصادی شده است (وبر، ۱۴۸). به تبع این نتیجه، بیشتر پژوهشگرانی که در این زمینه مطالعاتی داشته اند، تلاش کرده اند، نتیجه این نظریه (یعنی تفاوت رشد اقتصادی) را مورد بررسی، آزمون یا نقد قرار دهند و کمتر در صدد بررسی اصل اثر مذهب بر مصرف بوده اند.
در مقابل این نظریه که فرهنگ پروتستان، بر اثر تشویق ثروت اندوزی و نکوهش مصرف، موجب رشد سرمایه و اقتصاد می شود، دیدگاههای مخالفی نیز ارائه شده است. عمده این دیدگاهها بر بررسیهای تاریخی و تجربی استوار هستند که به آنها نیز اشاره خواهیم کرد. از جمله تاونیTawney) – 1926) در یک بررسی تاریخی تلاش می کند، نشان دهد، نظرات وبر صحیح نیست. این مطالب بطور دقیق تر و جامع تر در بررسی ساموئلسونSamuelson) – 1993) ارائه شده است. ساموئلسون در بررسی تاریخی خود، توضیح می دهد که تقریبا همه نهادهای سرمایه داری که از سوی وبر به عنوان محصول جنبش اصلاح گری پروتستان مطرح می شود، پیش از مطرح شدن این جنبش هرچند در حد محدودتر وجود داشته اند. ساموئلسون در بررسی خود این نتیجه را می گیرد که بطور اساسی رهبران اولیه مذهب پروتستان، علاقه جدّی به موضوعات اقتصادی نداشته اند و اصلاح گری آنها جنبه مذهبی، اجتماعی بسیار قوی تری داشته است. حتی آنها فهم کافی در باره بازار نداشته اند و دیدگاه آنها درباره مفاهیم مصرف و اعتبار و بهره با دیدگاه رهبران مذهبی کاتولیک یکسان بوده است. در این بررسی تلاش می شود، شواهد تاریخی قابل دسترس از دوران مورد بررسی وبر که خلاف نظرات وبر را نشان می دهند، مورد اشاره قرار گیرد. از جمله در بین مناطقی که وبر می گوید پروتستان موجب رشد اقتصادی شده است، شواهدی ارائه می کند که نقض نظریه وبر را نشان می دهند.
دلاکروDelacroix) – 1995) نیز در یک بررسی، در این زمینه، برخی شواهد تجربی تاریخی را ارائه می کند، که نشان می دهد، برخی از پیشرفته ترین مناطق دوران مورد اشاره وبر، کاتولیک مذهب بوده اند. او شاهد دیگری می آورد که بیشتر ثروت بعضی از مناطق پروتستان نشین، متعلق به کاتولیکها بوده است. همچنین شایان ذکر است که در این زمینه، رابرت تولیسونRobert Tollison) – 1992) نیز در بررسی تاریخی خود با تفاوت در استدلالها و شواهد ارائه شده، به نتایج مشابهی دست می یابد.
در مقابل، تحقیقات دیگری نیز انجام شده است که نظریه وبر را تأیید می کنند. از جمله تروور روپرTrevor Roper) – 1963) در تحقیق خود درباره جمعیت تجار جمهوری آلمان در قرن هفدهم به این نتیجه می رسد که اکثریت افراد فعال در جوامع تجاری جمهوری آلمان در این قرن، کالوینیست بوده اند.
آلنAllen) – 1998) در تحقیق پیرامون دستمزد در اروپا طی سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی، به این نتیجه می رسد، که دستمزد واقعی طی این دوره بطور متوسط در نمونه شهرهای پروتستان مورد بررسی ۴% افزایش یافته است، در حالی که در نمونه شهرهای کاتولیک ۱۹% کاهش داشته است.(۴) 23 بررسیهای انجام شده در دوره معاصر
در بررسیهای تجربی مربوط به دوره معاصر که بر اساس نظریه وبر صورت گرفته است نیز، پژوهشهای دیگری در زمینه اثر اختلاف مذاهب بر رشد اقتصادی انجام شده است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم.
از جمله مطالعاتی که اخیرا در این زمینه انجام شده، مطالعه بَرو Barro)- 2002) می باشد. بَرو در بررسی رابطه بین مذهب و توسعه اقتصادی، مطالعه خود را بر روی کشورهای مختلف بویژه کشورهای مسیحی نشین انجام داده است. او تلاش کرده است با استفاده از داده های مختلفی که به شیوه های گوناگون فراهم شده است. بررسی خود را انجام دهد. از جمله نتایج این تحقیق عبارتند از: گرچه دینداری همراه با توسعه اقتصادی، کاهش می یابد، اما ماهیت این رابطه با تغییر اندازه توسعه یافتگی تفاوت می کند.
مک کلری Mc Cleary) -2002) نیز در پژوهشی، بر مبنای نظریه وبر تلاش می کند، با استناد به مبانی مذهبی مذاهب اصلی جهان، رابطه بین اعتقاد به رستگاری و اعمال اقتصادی را در مذاهب مسیحیت (کاتولیک و پروتستان)، اسلام، هندو و بودیسم بررسی کند. او با تشریح این مبانی به این نتیجه می رسد که بین اعتقاد به پرداخت صدقه و اطمینان از پاداش اخروی در مذاهب مختلف رابطه مثبت وجود دارد. در مذاهب اسلام هندو و بودایی هر دو اینها زیاد، درکاتولیک اولی زیاد و دومی تا حدودی زیاد و در پروتستان هر دو کم است.
گویسو (Guiso)، ساپینزا(Sapienza) و زینگالز Zingales)- 2002) در پژوهشی با استفاده از داده های میدانی جمع آوری شده از صدها هزار نفر از مردم دارای مذاهب مختلف در ۶۶ کشور جهان تلاش کرده اند، اثر مذاهب مختلف و مذهبی بودن (در مقابل مذهبی نبودن) افراد را بر روی نگرشهایی که برای رشد اقتصادی، مثبت ارزیابی می شود بررسی کنند. در این تحقیق عواملی مانند همیاری اجتماعی، حقوق قانونی، دولت و اقتصاد بازار مورد توجه بوده است. نتیجه پژوهش نیز آن است که بطور متوسط، مذهب روی نگرشهای مناسب برای رشد اقتصادی تأثیر مثبت دارد. تنها استثنا در این زمینه این است که افراد مذهبی، تمایل نژادی (بر اساس مذهب) بیشتری دارند.
در این زمینه همچنین می توان به پژوهشهایی نظیر مطالعات گلاه(Glah) و ووریس Vorhies) – 1989)، نیس بت Niss Bet) – 1989)، هیت، واترز و واتسون (۱۹۹۵) پالدام (۱۹۹۹) و مانند آنها نیز رجوع کرد.
در نهایت می توان گفت با مروری بر تاریخ اندیشه های اقتصادی، مطالعه «وبر» را نقطه عطف بررسیهای دین و اقتصاد می یابیم. هر چند اغلب مطالعات انجام شده درباره نظریه وبر از جمله شالوده بحث وبر توجیه تفاوتهای اقتصادی بویژه رشد اقتصادی بر حسب تفاوتهای مذهبی است، اما پایه های اصلی نظریه وبر بر دو محور پس انداز و مصرف استوار است. بر اساس نظر او، وجود دو انگاره مذهبی نکوهش مصرف زیاد و تشویق ثروت اندوزی (همراه با تشویق کار و نکوهش تنبلی) موجب انباشت سرمایه و در نتیجه باعث رشد اقتصادی کشورهای پروتستان نشین شده است. مطالعات تجربی انجام شده نیز نشان می دهند، در اغلب موارد، این ادعا قابل توجیه است. با این حال مطالعات انجام شده دیگر، در این زمینه برخی مذاهب را مشابه و برخی را متفاوت قلمداد کرده اند. هر چند این مطالعات در زمینه کل جوامع انجام شده است، اما زمینه ساز مطالعات مربوط به اثر مذهب بر رفتارهای اقتصادی در سطح خرد بوده است. ۴ اثر مذاهب مختلف بر رفتارهای مصرفی افراد (از بُعد خرد)
در واقع می توان گفت، بخش اصلی نظریه وبر درباره این که باورهای مذهبی پروتستان باعث رشد اقتصادی بیشتر می شود، این است که رفتارهای اقتصادی بویژه رفتار مصرفی و درآمدی پیروان مذهب پروتستان از سایر مذاهب متفاوت می باشد. می توان گفت این نظریه بیشتر جنبه خرد و بین فردی دارد. در زمینه رابطه ابعاد مختلف رفتارهای اقتصادی افراد با مذهبی که از آن پیروی می کنند، تحقیقات مختلفی صورت گرفته است. در این جا برخی از این نوع تحقیقات را مرور می کنیم تا ابعاد مسأله و یافته های علمی در این زمینه روشن تر شود.
طی ۴۰ سال اخیر، در غرب، تحقیقات مختلفی درباره رابطه بین رفتار فردی و متغیرهای مذهبی مختلف انجام شده است. بعضی از اینها با استفاده از مدلهای مصرف یا مدلهای مبتنی بر روابط اقتصادی، انجام شده اند که در ادامه بحث به آنها اشاره خواهیم کرد، اما بعضی از این مطالعات، صرف نظر از نوع مدل، به بررسی رابطه رفتارهای مصرفی و نوع مذهب پرداخته اند. در این میان بعضی بررسی کلی تر انجام داده اند و برخی بر روی رفتار مصرفی تمرکز کرده اند. از جمله می توان به این نوع تحقیقات به صورت ذیل اشاره کرد.
داگلاسDouglas) – 1976) از اولین افرادی بوده است که به صورت تجربی رابطه بین پیش زمینه ارزشهای اخلاقی (ملی) و رفتار مصرف کننده در سطح خرد را بررسی کرده است. او در تحقیق خود به این نتیجه رسید، که بین شغل و داشتن همسر غیر شاغل (خانه دار) با رفتار مصرفی، رابطه اندکی وجود دارد، در حالی که بین فرانسوی الاصل یا آمریکایی الاصل بودن زن خانواده و رفتار مصرفی، رابطه قوی تر وجود دارد.
یکی از تحقیقات مربوط به رابطه مذهب و مصرف، تحقیق هریشمنHirschman) – 1983) است. هریشمن در این تحقیق تلاش کرده است، رابطه بین پیروی از مذاهب پروتستان، کاتولیک و یهود را با انتخاب محل تفریح آخر هفته، وسیله نقلیه و نگهداری حیوان اهلی در منزل، بین آمریکاییان بررسی کند. نتیجه اخذ شده این است که بین مذهب در جامعه مورد بررسی و رفتارهای مصرفی یاد شده، رابطه معناداری وجود دارد.
از جمله تحقیقات دیگری که در این زمینه صورت گرفته است. تحقیق سود(Sood) و ناسوNasu) – 1995) می باشد که بر روی نمونه ای از ژاپنیها و پروتستانهای آمریکایی و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. در این تحقیق، چهار فرضیه در زمینه رابطه بین دینداری، ملیت و رفتار مصرف کننده در نظر گرفته شده است، از جمله نتایج حاصل در این زمینه عبارتند از: رفتار مصرفی ژاپنیها و پروتستانهای آمریکایی مورد بررسی بطور مشخصی از هم متفاوت است (ژاپنیها، پیروان یک دین درنظر گرفته شده اند). در این جا افراد ژاپنی به دو گروه مذهبی (متدین) و غیرمذهبی (یا کم مذهبی) و پروتستانها نیز به این دو گروه تفکیک شده اند که بین رفتار مصرفی افراد مذهبی و افراد کمتر مذهبی در ژاپن، تفاوت معناداری یافت نشد، اما بین رفتار مصرفی متدینها و غیرمذهبیهای پروتستان آمریکایی تفاوت معناداری به دست آمد.
تحقیقات دیگری نیز در این زمینه انجام شده است که نتایج مشابهی داشته اند: از جمله می توان رجوع کرد به مطالعات مایر(Mayer) و شارپSharp) – 1962)، گری لی Greeley) -1963)، لهررLehrer) -2002)، رالف پیلی Ralph) Pyle – 1992)، گای Gay) – 1991)، یاناکنIannaccon) – 1998)، گولدین (۱۹۹۲) و… .
با وجود این که اغلب مطالعات انجام شده، نشان دهنده تفاوتهای فردی بر حسب مذهب هستند، بر اساس برخی مطالعات نیز، بین بعضی مذاهب در این زمینه مشابهتهایی اصولی دیده می شود. برخی دیدگاهها، تفاوتهای فرهنگی یا تفاوتهای دیگر را نیز در این زمینه مؤثر دانسته اند. بر این اساس نمی توان همه تفاوتهای اقتصادی راتنها بر مبنای اختلاف مذهب افراد توجیه کرد. با این وجود، رفتارهای موردی افراد درباره مصرف برخی کالاها و خدمات، تحت تأثیر باورهای مذهبی، بویژه سطح رسوخ این باورها نزد افراد است. هر چند در کمتر مطالعه ای از این زاویه به بحث پرداخته شده است، اما اگر فردی اعتقاد به ناپسندی مصرف یک کالا یا خدمت یا انجام یک عمل داشته باشد، آن کالا یا خدمت را مصرف نخواهد کرد، یا کمتر مصرف می کند یا عمل را انجام نخواهد داد. از این رو اوامر و نواهی مذهبی بر این نوع رفتارها تأثیر می گذارند. چنانچه مذاهب از این جهت متفاوت باشند، رفتارهای پیروان آنها به صورت متناسب متفاوت خواهد بود. مذاهب الهی، همچون یهود، مسیحیت و اسلام در اغلب این اوامر و نواهی اشتراک نظر دارند و می بایست بررسی درباره پیروان آنها نتیجه یکسان بدهد. اما تفاوتهای نشان داده شده در مطالعات می تواند، از این ناشی شده باشد که در برخی از این مذاهب، بعضی اوامر و نواهی، تحریف شده و تغییر کرده اند. با این وجود در همه این مذاهب اثر اعتقاد داشتن به دین و اعتقاد نداشتن به آن می تواند بطور جدی تر وارد مباحث علمی شود. مطالعاتی در این زمینه ها صورت گرفته است که به آنها می پردازیم. ۵ اثر مذهب در تابع مطلوبیت و تابع مصرف
بخشی از مطالعات مربوط به اقتصاد و دین، در ربع آخر قرن بیستم که توسط محققان غیر مسلمان انجام شده است، رفتارهای (و هزینه های) مذهبی را به عنوان بخشی از رفتارهای (هزینه های) کلی که انسان برای کسب مطلوبیت انجام می دهد، در نظر گرفته اند. این تحقیقات به تبع برخی از پژوهشهای انجام شده، در زمینه اقتصاد اسلامی از جمله تفکیک افق زمانی مصرف کننده مسلمان به دنیا و آخرت و حداکثر کردن مطلوبیت دنیوی و اخروی در نوشته های منذر کهف (در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴) مصرف را به دو بخش مذهبی و غیر مذهبی تقسیم کرده اند و برای هر یک، مطلوبیت جداگانه ای در نظر گرفته اند که جزیی از تابع مطلوبیت کل فرد (خانوار) می باشد. فرد (خانوار) موجودی (دارایی) خود را صرف تأمین کالاها و خدماتی می کند که بخشی از آن در راه مذهب و بخشی برای امور غیر مذهبی است تا مطلوبیت ناشی از این مصارف را درون تابع مطلوبیت خود حداکثر کند.
مبنای این نظریات، تبیین تفاوت رفتار، بین افراد پیرو مذهب و افراد سکولار (یا بی مذهب) در هزینه های مصرفی مذهبی و غیر مذهبی است. این نظریات در شکل ساده خود اثر مذهب بر روی تخصیص دارایی و زمان را برای افراد متدین تبیین می کنند. این نظریه در شکل پیشرفته تر اثر سرمایه انسانی مذهبی بر مقدار هزینه ها و زمان صرف شده برای فعالیتهای مذهبی را وارد مدل می کند. در شکل پیشرفته تر از آن نیز اثر کیفیت مذاهب، گروههای مذهبی و مراسم مذهبی آنها را وارد مدل می کنند. به این سه بُعد نظریه اشاره می کنیم.
تذکر این نکته در این جا مناسب است، که منظور از مصرف، بهره مندی از یک کالا یا خدمت است، در زمان حال یا آینده یا در دنیای پس از مرگ یا انجام عملی که منجر به مطلوبیت شود. کسب این کالا یا خدمت، نیازمند پرداخت هزینه است. کالاها و خدمات دنیوی، وضع مشخصی دارند و برای دستیابی به کالاها و خدمات اخروی باید هزینه آن رادر این جهان پرداخت کرد. بر این اساس هر پرداختی در نهایت یا منجر به کسب مطلوبیت دنیوی یا منجر به کسب مطلوبیت اخروی می شود. از این رو می توان هر نوع صرف مال و زمان را با هدف مصرف در نظر گرفت. ۱۵ تابع مطلوبیت و تابع مصرف فرد مذهبی
در مطالعات غیر مسلمانان، اولین مطلب از این نوع، مقاله آزی(Azzy) و ارنبرگ Ehrenberg) – 1975) می باشد. این دومحقق مدلی تحت عنوان مدل تولید خانوار مذهبی (Religious Household Production) برای تبیین ساختار حضور در کلیسا و مشارکت مالی در امور کلیسا (اعانات) ارائه کردند. بر اساس این مدل، افراد (خانوارها) زمان و داریی خود را طوری به فعالیتهای غیر مذهبی و فعالیتهای مذهبی تخصیص می دهند که مطلوبیت آنها در زندگی این دنیا و زندگی پس از مرگ حداکثر شود. بر این اساس، هدف اصلی از فعالیتهای اقتصادی، تخصیص زمان و دارایی به مصرف دنیوی و مصرف اخروی است که باعث ایجاد مطلوبیت برای افراد (خانوارها) می شود. در این جا مسأله، چگونگی وارد کردن مطلوبیت مصرف کالاهای اخروی به تابع مطلوبیت مصرف کننده می باشد.
نویسندگان، یک تابع مطلوبیت به شکل معمول را تشریح می کنند که فرد (خانوار) در صدد حداکثر کردن همزمان مطلوبیت دنیوی و اخروی خود بر اساس آن است. شکل کلی تابع مطلوبیت این فرد، چنین است:
U = U (z 1,z2,…., zn, A)(1)
که در آن مصرف دنیوی با zt و مصرف آخرت با A نشان داده شده است.
مصرف دنیوی در هر دوره، مجموعه ای از کالاها و خدمات متداول خانوار است که بر اساس داده های (عوامل) زمان (Tt) و کالاهای در اختیار یا خریداری شده (×t) فرد (خانوار) تعیین می شود. پاداشهای اخروی نیز به مجموع فعالیتهای مذهبی فرد (خانوار) در طول زندگی (دوره های مختلف حیات دنیوی) بستگی دارد. می توان مجموعه این پاداشها را کالاها و خدماتی در نظر گرفت که هزینه آن در دنیا پرداخت می شود ودر آخرت برای مصرف در اختیار انسان قرار می گیرد و چنین نشان داده می شود:
R1, R2, R3, …. , Rn
این نیز در اصل به موجودی زمان و داراییهایی که فرد برای مصرف در فعالیتهای مذهبی در هر دوره درنظر گرفته است، بستگی دارد. بر این اساس خواهیم داشت:
Zt = Z (Tt و ×t)
Rt = R (Tt(2))t× و
A= A (R1, R2, …. , Rn)
آزی و ارنبرگ در مقاله خود تأکید می کنند، که ممکن است، رفتارهای مذهبی برای زمان حاضر نیز مطلوبیت ایجاد کند، اما مدل خود را به صورت ساده (یاد شده) ارائه می کنند که در آن فعالیتهای مذهبی تنها به مطلوبیت اخروی منجر می شود. با این وجود، این مدل می تواند، تحلیل خوبی از رفتارهای خانوارهای مذهبی ارائه کند. از جمله نکات دیگری که بر اساس نظر پژوهشگران در این مدل باید، در نظر داشت چنین است:
این مدل نوعی جایگزینی، بین زمان و پول را برای انجام فعالیتهای مذهبی، در خود لحاظ کرده است. به این صورت که شرایط کارایی ایجاب می کند، خانوارهایی که از زمان کمتری برخوردارند و دارای درآمد کافی (زیادتر) هستند، فعالیتهای مذهبی را به شیوه های هزینه بر (پرداخت پولی) انجام دهند و خانوارهایی که اعضای آن دستمزد کمتری دارند، فعالیتهای مذهبی را به صورت زمان بر، انجام دهند.
هنگامی که در این مدل قید بودجه (استاندارد) را برای دوره زندگی وارد کنیم با درنظر گرفتن این که اثرگذاری نهایی فعالیت مذهبی با افزایش سن کاهش نمی یابد، در مشاهدات تجربی دیده شده است، که فعالیتهای مذهبی با بالارفتن سن افزایش می یابد. این اثر که در سنین بالا وجود دارد (افزایش انجام فعالیتهای مذهبی) با این شرایط همراه است که منابع قابل اختصاص (از نظر کیفیت و مقدار منابع) برای زندگی اخروی در طول دوران زندگی با افزایش سن افزایش نمی یابد. در این بحث، اثر سن بر افزایش مشارکت مذهبی با توجه به افزایش معمول دستمزد به تبع سن، تا حدی کم توجیه می شود.
همچنین مشاهدات تجربی نشان می دهد با وجود این که افزایش دستمزد زنان در طول عمر با افزایش سن نسبت به مردان کندتر (کمتر) صورت می گیرد، ولی آنها با افزایش سن، مشارکت بیشتری در فعالیتهای مذهبی دارند. بر اساس این مشاهدات، این فرضیه آزی ارنبرگ که با افزایش سن، فعالیتهای مذهبی افزایش می یابد به صورت قوی تری تأیید شده است.
شاید بتوان گفت، اولین کار تجربی جدی براساس این نظریه، تحقیق ارنبرگ (۱۹۷۷) می باشد که سعی کرد، از طریق مطالعه میدانی، با اطلاعات نمونه ای از مردم امریکا، نظریه و فرضیه های تشریح شده در مقاله آزی ارنبرگ را آزمون کند. نتیجه بررسی ارنبرگ از رفتار مذهبی افراد چنین بود که با افزایش سن، فعالیتهای مذهبی (پرداخت مالی و اعمال مذهبی) افراد افزایش می یابد، بویژه در مورد زنان، ضریب قوی تر بوده است. همچنین با افزایش درآمد، مشارکت مالی در امور کلیسا (پرداختهای پولی مذهبی) افزایش می یابد. پس از ارنبرگ، تحقیقات دیگری نیز در این زمینه انجام شده است.
از جمله اولین تحقیقاتی که در زمینه مقدار فعالیتهای مذهبی و اقتصاد صورت گرفته، پژوهشی است که استارکStark) – 1972) انجام داده است. او در پژوهش خود، تلاش کرده است، رابطه بین سطح درآمد، با اعتقادات مذهبی و مقدار فعالیتهای مذهبی را در بین مردم آمریکا بررسی کند. در بررسی او، رابطه معناداری بین این متغیرها یافت نشد.
البته ممکن است مشکل در نحوه انتخاب شاخصها و متغیرها بوده باشد. با این حال، یاناکن (۱۹۹۲) تلاش کرد، چنین مطالعه ای را با دقت بیشتر برای آزمون رفتارهای گروههای مذهبی مختلف (مانند محافظه کار، لیبرال و دیگر گروهها) انجام دهد. در بررسی او برای کل افراد بین سطح درآمد و حضور در کلیسا رابطه منفی، ولی بین سطح درآمد و پرداخت کمک مالی به کلیسا رابطه مثبت به دست آمد، اما بین گروههای مختلف، گروههای محافظه کار و اصول گرا، هم در پرداخت کمک مالی و هم در مقدار حضور در کلیسا فعال تر بوده اند.
هوگ(Hoge) و یانگYang) – 1994) نیز در تحقیق مشابهی به این نتیجه می رسند که اعضای شاخه های لیبرال نسبت به اصول گرایان (شاخه های مذهبی تر) پروتستان سهم کمتری از درآمدشان را به کلیسا (کمک به کلیسا) اختصاص می دهند. همچنین بر اساس نتایج این پژوهش، از نظر اختصاص وقت، برای انجام اعمال مذهبی نیز چنین رابطه ای بین گروههای مذهبی تر با افراد معمولی وجود دارد.
نتایج حاصل از بررسی دیگری که توسط مرکز ملی تحقیقات نظرسنجی آمریکا – با استفاده از داده های جمع آوری شده، برای سالهای ۹۰-۱۹۸۶ – انجام شده است، نشان می دهد، نسبت حضور در کلیسا (به صورت سالیانه) برای پیروان مذاهب پروتستان کمتر از کاتولیکهاست. نسبت حضور در کلیسای پروتستانهای اصول گرا، بیشتر از پروتستانهای دیگر (لیبرال) است. از نتایج دیگر این پژوهش، می توان گفت : سطح درآمد افراد، اثر معناداری بر روی حضور در کلیسا برای کل

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.