خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی فقهی مبادله رشد اقتصادی و عدالت (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی فقهی مبادله رشد اقتصادی و عدالت (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل منافع «فردی » و «جمعی » در فرایند تعدیل ساختاری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل منافع «فردی » و «جمعی » در فرایند تعدیل ساختاری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
20دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 51

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد :

چکیده:
مقاله حاضر (۳) در قالب هشت بخش، به یکی از جدیدترین مطالب متدلوژی علم اقتصاد می پردازد. پس از قدردانی از صاحب نظران، ابتدا خطابه را به عنوان یک مکالمه نظم وار مورد بحث قرار میدهد. سپس به روش شناسی رسمی در اقتصاد می پردازد. منسوخ شدن روش «مدرنیسم » و خطابه غیر رسمی در اقتصاد، مطالب بخشهای بعدی است. ذکر ادبی بودن خطابه اقتصاد، استعاری بودن آن، ناعقلانی گری بدیل مدرنیسم نیست و نیکی خطابه، بحثهای پایانی را تشکیل می دهند. (۴) مقدمه مترجمان
دونالد مک لاسکی Mcclosky ] »(متولد سال ۱۹۴۲ میلادی)، استاد اقتصاد و تاریخ و فارغ التحصیل دکتری از دانشگاه هاروارد می باشد. علاوه بر تحقیقات مفصلی که در مورد خطابه انجام داده است، نوشته های فراوانی در تاریخ اقتصادی دارد. وی با طرح بحث «خطابه گرایی در علم اقتصاد» در واقع به بررسی یکی از محوری ترین مقوله های متدلوژی در این علم پرداخته است. اصل مقوله «خطابه » به مباحث منطق قدیم و بویژه تلاش ارسطو مربوط می شود.
بطور کلی زمانی که خطیب و گوینده برای متقاعد ساختن مستمع از تمامی راهها و شگردها استفاده می کند گفته می شود که از خطابه استفاده شده است. خطیبان گاهی از شعر و زمانی از داستان و گاهی از ابزار و عناصر هنری و وقتی از سند تاریخی و شیوه های گوناگون دیگر برای مجاب کردن شنونده استفاده می کنند.
بحث خطابه ای بودن علم اقتصاد، به عنوان تحقیق تازه ای است که «مک لاسکی » در حوزه متدلوژی اقتصاد انجام داده است. این مقاله در واقع نوعی نقادی از سوی او بر متدلوژی رایج در میان اقتصاددانان می باشد. وی کاربرد انواع شگردهای تجربی وتئوریک اقتصاددانان را برای ترسیم نظریه های اقتصادی به مثابه خطابه بیان می کند. لذا این نوشته نوعی نگرش بدبینانه نسبت به کاربرد روش خاص نئوکلاسیک در تجزیه و تحلیل اقتصادی است. وی از نظر فلسفی پیرو اندیشه «پل فای رابند» فیلسوف مشهور می باشد. «فای رابند» عقیده دارد که روشهای از پیش تعیین شده برای مطالعات و تحقیقات، مخرب می باشد و مناسب است که محقق درکوران تحقیق خود راه پیشرفت و پژوهش را دریابد.
«فای رابند» بر این مبنا کتابی تحت عنوان «ضد روش » تدوین نموده است. مک لاسکی نیز تحت تاثیر اندیشه «ضد روش » به نقادی تند و تیزی نسبت به روشهای مورد استفاده اقتصاددانان مبادرت می نماید. (۵) مقاله شامل استعارات، کنایات و تعابیری از علوم و معارف مختلفی است که از فلسفه و منطق و هنر گرفته تا اقتصاد و ریاضیات، حقوق، جامعه شناسی و زبان شناسی و غیره را در بر می گیرد. به عبارت دیگر مقاله «فایل پاورپوینت کامل خطابه علم اقتصاد» خود خطابه ای از معارف و علوم گوناگون است.
تلاش شده که ترجمه کامل انجام شود. در عین حال مواردی که حاشیه پردازی و اشاره به جزئیات، وسیع بوده نقل به مضمونهایی صورت گرفته که به هیچ روی مخل به هدف نبوده است. برای پی بردن به مضامین اصلی و پیش فرضهای ضمنی نویسنده و برای درک کامل مفاد مقاله لازم است خواننده اطلاعاتی اجمالی از حوزهای مذکور داشته باشد. نویسنده در ابتدای مقاله (که ترجمه آن را ذیلا ملاحظه می کنید) به نوعی قدردانی معنادار می پردازد. قدردانی
مفصل بودن قدردانی (در این مقاله) گواهی است بر ویژگی نامکشوف علم اقتصاد، یعنی نقش مستمعان: فضلیتهای پژوهشگری (و طلبگی) همانند مساله روحانیت، بستگی به فضلیتهای مستمع دارد. من از باب فضیلت مستمعانم خوش بخت بوده ام. بایستی از درک مبتدی گرانه خود، از آنچه در فلسفه، ریاضیات، نقد ادبی، مطالعات فن خطابه و سایر مقولات خارج از صلاحیت من، اتفاق می افتد، عذر خواهی کنم و از اربابان این حوزه ها بخواهیم در تعلیم بیشتر آن مرا یاری کنند. از بابت تلاشهای نخستین آنها، از ایوان فالز پاول هرناندی، جان لاین، مایکل مک گی، آلن مژیل، جان نلسون، و جی سمل، از دانشگاه آیوا، و، وین بوث، ایرا کاترنلسون، و سایرین در برنامه [نشست مطالعاتی] سیاست، خطابه و حقوق در دانشگاه شیکاگو، تشکر کنم. از رابرت بونتین، برنارد کوهن، جان کاماروف، دادلی دونکن، جیمز فرید من، کلیفور دگیرتز، ویلیام کروسکال، دونالد لوین، لورامک لاسکی، ریچارد رورتی، روناتو روزالدو و انجمن علوم انسانی دانشگاه آیوا، قدردانی می کنم.
شکاکیت مودبانه و تشویقهای سخاوتمندانه اقتصاددانانی که استدلال خود را متوجه آنها ساخته ام، درست همانند آنچه در مقاله آمده، نشان می دهد که ما بیش از آنچه روش شناسیمان اجازه می دهد، دانش پژوهان بهتری هستیم. از همکاران خود در رشته اقتصاد دانشگاه آیوا، بویژه در سمینارهای بانک جهانی، بنیاد علوم ملی، همکاران خود در دانشگاه ملی استرالیا، سمینارهای برگزار شده در دانشگاههای آدلاید، اوکلند، ملبورن، دانشگاه ویکتوریا در ولینگتون، و اقتصاددانانی چون ویلیام بریت، رونالدکاوز، آرثور دیاموند، استانلی انگرمن، ام فینگر، میلیتون فریدمن، آلن ژیبارد، رابرت گودین، گری هاوک، رابرت هیگز، دی مارکی، مایکل مک فرسون، آمار تیاسن، رابرت سولو، و گوین رایت، سپاسگزارم، تشویقهای توماس میرز در مراحل اولیه و نظرات مفصل او در داوری این مقاله در مراحل بعدی دلگرم کننده و مفید بود. [مقدمه]
اقتصاددانان، از قوانین تحقیقی که روش شناسی آنها حکم می کند،پیروی نمی کنند، که البته امری پسندیده است. (۶) اگر چنین بود، [آنها] درباره [عناصری چون] سرمایه انسانی، قانون تقاضا، گامهای تصادفی در وال استریت، کشش تقاضای بنزین و بسیاری مقولات دیگر که بطور معمول درباره آنها صحبت می کنند، خاموش می ماندند. نظر به پرحرفی اقتصاددانان، بسیاری از روش شناسیهای رسمی، زمینه ای برای باور علمی آنها بشمار نمی روند.
اقتصاددانان در حقیقت بر زمینه های گسترده تری استدلال می کنند و باید چنین باشد. خطابه حقیقتی و روزانه آنها، یعنی روش استدلال در ذهن خود یا در اطاقهای سمینار، از خطابه رسمی فاصله می گیرد. اقتصاددانان باید درباره خطابه خود، خودآگاهی بیشتری داشته، باشند، زیرا [در آن صورت] بهتر خواهند دانست (که) چرا با چیزی موافق و یا مخالفند و در خواهند یافت (که) استدلالهای مخالف را بر مبنای روش شناسی صرف نمی توان به راحتی رد کرد. در استدلال علمی باید فلسفه را به عنوان قواعد دلیل آوری به کناری نهاد، [زیرا بسیاری از فلاسفه نیز پنجاه سال است این را می گویند].
هنگامی که اقتصاددانان دریابند که امپراطور اقتصاد از لحاظ اثباتی لباس بر تن ندارد، جوهره اقتصاد تغییری نخواهد کرد. او چه از لحاظ فلسفی عاری از لباس باشد و چه آراسته، هنگامی که از توهم آراستگی جامه خود دور باشد، در سلامتی نسبتا معقولی بسر می برد. اما اگر دریابند (که) بر چه مبنایی استدلال می کنند، کیفیت استدلالشان بهبود خواهد یافت. آنها ادعا می کنند که بر مبنای مقولات محدود استنتاج آماری، اقتصاد اثباتی، عملیات گرایی، رفتارگرایی و سایر مشرب های اثبات گرایانه دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، استدلال می کنند و اعتقاد دارند که اینها تنها زمینه علم هستند. (۷) اما در کارهای واقعی علمی خود درباره جایز بودن استعاره اقتصادی، مرتبط بودن سوابق تاریخی، متقاعد کننده بودن درون بینی (۸) ،قدرت (و اعتبار) مرجعیت، افسون تقارن و ادعاهای اخلاقیات، بحث می کنند. اثبات گرایی خام، چنین مقولاتی را «بی معنی »، غیر علمی و یا صرفا مرتبط با دیدگاه (شخصی) می داند. با این حال حتی اثبات گرایان چنان رفتار می کنند که گویا این موضوعات قابل بحث است.
درحقیقت اغلب مباحث در بسیاری از علوم و بویژه اقتصاد، از اینها ناشی می شود. از وفاداری به روش علمی (یا هر نوع روش شناسی) جز صداقت، وضوح و تسامح، چیزی عاید نخواهد شد. زیرا (مثلا) روش شناسی علومی نظیر فیزیک یا ریاضیات، زمانی که قرار است توصیف کند، نمی کند، چون فیزیک و ریاضی مدلهای خوبی برای اقتصاد محسوب نمی شوند. [همچنین چون] بسیاری از فلاسفه روش شناسی را متقاعدکننده نمی دانند. [و زیرا] در علم اقتصاد اگر از روش شناسی استفاده شود، (آن علم) از پیشرفت باز می ماند. از همه مهمتر چون اقتصاد نظیر بسیاری از رشته های دیگر باید استانداردهای استدلال خود را از خود بگیرد نه از (طریق) قانون گذاران بزرگان فلسفه. ۱- خطابه مکالمه ای نظم وار است
نکاتی را که ذیلا تنقیح کرده ام، باعث می شود که خطابه اقتصاد را بررسی کنیم. مقصودمان از خطابه، تردستی با کلمات (آن گونه که در «خطابه تهی » یا «خطابه صرف » رایج است) نمی باشد. [متفکر معروف]، «وین بوث » در [نوشته] «جزمیت مدرن و خطابه توافق »، تعاریف مفیدی ارائه می کند. خطابه (طبق نظر بوث) هنر اکتشاف آن چیزی است که انسانها معتقدند باید به آن معتقد باشند و نه اثبات درستی چیزی بر اساس روشهای تجریدی; خطابه هنر کشف استدلالهای خوب و یافتن آن چیزی است که واقعا تضمین کننده توافق است، زیرا هر فرد معقولی بایستی متقاعد شود; خطابه سبک و سنگین کردن دقیق دلایل کم و بیش خوب برای رسیدن به نتیجه گیری کما بیش محتمل یا موجه است ; خطابه هنر کشف باورهای قابل تضمین و بهبود بخشیدن به این باورها در گفتمانی مشترک است. هدف خطابه نباید کشاندن شخصی دیگر به دیدگاهی از قبل اندیشیده باشد، بلکه در درگیر شدن درتحقیقی دو طرفه است. (۹)
این همان کاری است که اقتصاددانان نظیر سایر سوداگران ایده ها، به طریقی انجام می دهند، همانطور که «بوث » در جایی دیگر می گوید: اقناع دو طرفه، شیوه ای از زندگی ما است، ما از کنفرانسی به کنفرانس دیگر زندگی می کنیم. [در هر حال] خطابه کشف اندیشه از طریق مکالمه است. واژه خطابه بدون شک مانعی برای درک نکته اصلی است; زیرا در گفتگوی روزانه مقام آن نازل گردیده است. با وجود این خطابه نیز مانند واژگان همنوع خود زیبا است و اقتصاددانان بایستی تلاش کنند استفاده مناسب از آن بعمل آورند.
در این جا خطابه میراث ارسطو، سیسرو و کانتیلیان است که در رنسانس تجدید حیات یافت، جزمیت دکارتی (که تنها فقدان شک حقیقت است) آن را به صلیب کشید و سه قرن پس از دکارت احیا شد. در متون ادبی ایمان به این معجزه را خطابه جدید می نامند; (جدید از این باب که در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ در نوشته های ریچاردز و کنت برک، ظاهر شد).
در فلسفه جان دیویی و لودویگ ویتگنشتاین ازبرنامه دکارت انتقاد آغاز شده بود. اخیرا کارل پوپر، توماس کوهن، ایمره لاکاتوش و دیگران، این ادعای اثبات گرایی را که پیشرفت علمی از قواعد شک و روش دکارت پیروی می کند، ابطال کردند. (۱۰)
هنوز رشته های ادبیات، معرفت شناسی و روش شناسی به هم بافته نشده اند اما به هم تعلق دارند. در آستانه انقلاب دکارتی فیلسوف و اصلاحگر آموزشی فرانسه «پیتر راموس » (۱۵۵۰) از گرایش قرون وسطا در انتساب خطابه به سخنوری صرف انتقاد کرده یک کتاب درسی، استدلال احتمالاتی را محکوم ساخت و این برای برنامه دکارتی (که سه قرن به طول انجامید و می خواست دانش را بر شالوده فلسفه و ریاضیات استوار کند) مناسب بشمار می رفت. این برنامه [دکارتی] شکست خورد، در عین حال استدلال احتمالاتی نیز منکوب گردید. به گفته ریچارد رورتی (به تبع دیویی) جستجوی شالوده دانش بوسیله دکارت، لاک، هیوم، کانت، راسل و کارناپ، پیروزی جستجوی حتمیت بر جستجوی عقل بود. جان بخشیدن به خطابه [ای] که درست درک شده باشد، جان بخشیدن به استدلال گسترده تر و عاقلانه تر است.
واکنش نسبت به استدلال دکارتی، بسیار گسترده تر است و چهره های شاخص آن از فلاسفه حرفه ای شامل استفن تولمین، پل فای رابند، ریچارد رورتری) گرفته تا فلاسفه ای که به مطالعه شیمی رو آورده اند (مثل مایکل یولانی) و صاحب نظران حقوقی (چون چیم پرلمان) و نقد ادبی (وین بوث) را در بر می گیرد. غنای این پدیده که استدلال چیزی بیش از قیاس است، بوسیله «گلن وبستر»، “آدا ژاکوکس” و “بورلی بالدوین” ترسیم گردید. با این حال، این غنا به اقتصاد راه نیافته است. اقتصاددانان مکتب اطریش، نهادگرایان و مارکسیست ها، بطور قطع، مدت یک قرن، به بخشهای خاصی از اثبات گرایی به عنوان مبنای علم اقتصاد، حمله کرده اند. ۲- روش شناسی رسمی اقتصاد، تجددگرا (مدرنیست) می باشد
اقتصاددانان درباره گفتمان دو دیدگاه دارند، رسمی و غیر رسمی، صریح و تلویحی، خطابه رسمی که در اندیشه تجریدی و روش شناختی به آن صحه می گذارند، آنها را در شیوه مدرن، دانشمند خطاب می کند. روش علمی [رسمی] که در بیان بسیاری از منتقدان مورد استهزاء واقع می شود، معجونی از اثبات گرایی منطقی، رفتارگرایی، عملیات گرایی، و مدل فرضی – قیاسی است. ایده اساسی آن این است که تمامی دانشهای قطعی بردرک قرن بیستمی از بخشهای معینی از فیزیک قرن نوزدهم مدل سازی می شود. برای تاکید بر قانع کننده بودن آن در تفکر مدرن، آن را «مدرنیسم » نامیده اند; یعنی (همانطور که بوث گفته) تنها می توانیم آنچه را که غیر قابل شک است بشناسیم و نمی توانیم آنچه را که صرفا تصدیق می کنیم، بشناسیم. از جمله احکام مدرنیسم اینها هستند:
۱- پیش بینی (وکنترل) هدف علم است .
۲- تنها پیامدهای مشاهده پذیر (یا پیش بینیهای) یک نظریه برای درستی آن مهم است.
۳- مشاهده پذیری مستلزم، آزمایش عینی قابل تکرار است.
۴- اگر و فقط اگر پیامد تجربی یک نظریه غلط باشد، نظریه ابطال می شود.
۵- عینیت باید گرامی داشته شود; مشاهدات ذهنی (درون کاوی)، دانش علمی محسوب نمی شود.
۶- حکم کلوین، [باید محقق شود]: وقتی نمی توانید آن را بر حسب ارقام بیان کنید، دانش شما ناقص است و راضی کننده نیست. (۱۱)
۷- درون کاوی، باورهای متافیزیکی، زیباشناسی و نظام آن ممکن است به نحوی در کشف یک فرضیه نقش داشته باشند، اما در توجیه آن نقشی نخواهند داشت.
۸- این کار روش شناسی است که استدلال علمی را از استدلال غیر علمی و اثباتی را ازهنجاری جدا کند.
۹- تبیین علل یک پدیده، آن را در قالب یک قانون پوشش دهنده در می آورد.
۱۰- دانشمندان در نقش دانشمندان (مثلا اقتصاددانان در نقش اقتصاددان)، چیزی درباره ارزش (اخلاقی یاهنری) ندارند که بگویند.
۱۱- چنگال هیوم [باید محقق گردد]: وقتی (با توجه به این اصول) به کتابخانه می رویم، اگر کتابی به عنوان مثال از الهیات یا متافیزیک بدست می گیریم، می پرسیم آیا هیچ استدلالی تجریدی درباره مقدار یا عدد در آن وجود دارد؟ (جواب داده شود) خیر. [همچنین می پرسیم] آیا هیچ استدلالی تجربی درباره واقعیت و وجود در آن به چشم می خورد. خیر. پس آن را در آتش اندازید، زیرا هیچ چیزی سفطه گری و توهم در آن وجود ندارد.
امروزه در فلسفه کسی به نیمی از این گزاره ها نیز باور ندارد. اقلیت قابل ملاحظه ای و در حال رشدی وجود دارد که اکنون به هیچکدام از آنها باور ندارند. اما اکثریت عمده ای در اقتصاد، تمام آنها را باور دارند. برای مثال، طرفداران برجسته روش شناسی در مدرنیسم در روشهای اقتصاد به مکتب شیکاگو مربوط می شود. (۱۳) متون اصلی مدرنیسم اقتصادی نظیر روش شناسی اقتصاد اثباتی فریدمن و یا (نوشته) «حکم مقرر منازعه بردار نیست » از «گری بکر» و «جورج استیگلر» مهر شیکاگویی دارند و متون افراطی تر اقتصادی با درجه شیکاگویی رشد (زیادی) کرده است. با وجود تناقض فراوان و حتی صبغه های ضد مدرنیستی در مقاله فریدمن، در عین حال، استدلالهای آن به زبان دیگر اقتصاددانان مدرنیست، جاری می شود. (۱۴)
برای مثال در مقاله ای از «ریچارد رل » و «استفن راس » تصریح می کند که «نظریه بایستی بوسیله پیامدهایش آزمون شود و نه فرضیاتش ». همچنین «ویلیام شارپ » این نکته را که «واقع گرایی فرضها چندان مهم نیست »، به عنوان یک قاعده رفتار مؤدبانه علمی می پذیرد. اگر پیامدها با پدیدارهای قابل مشاهده سازگار باشد، می توان گفت واقعیت را تبیین می کند». در هر حال، چنین عباراتی که در هواخواهی از مشاهده عینی، آزمونهای کمی، تحلیهای اثباتی و سایر موارد مدرنیستی بیان می شود، اغلب تکرار می شوند. مدرنیسم در اقتصاد اثر گذار است، اما نه به این خاطر که قضایای آن به دقت بررسی شده و مناسب تلقی گردیده اند. بلکه [این عقیده] یک مذهب آشکار شده است و نه مشی عقلا سنجیده. ۳- مدرنیسم روش فقیری است (و در فلسفه منسوخ شده است)
در مدرنیسم به عنوان یک روش شناسی برای علم، یا برای علم اقتصاد، اشتباهات زیادی نهفته است. اقتصاددانان حتی هنگامی که تمایل فیلسوفانه دارند، همانقدر فلسفه حرفه ای را مطالعه می کنند که فلاسفه، اقتصاد حرفه ای را مطالعه می کنند. بنابراین تعجب آور نیست که اخبار مربوط به اقوال مدرنیسم به تمامی گوشها نرسیده باشد. از دیدگاه یک فیلسوف، بدترین شکاف در عداوت با «متافیزیک » این است که خود این عداوت متافیزیکی باشد. اگر باید متافیزیک را در آتش انداخت، آنگاه بیانات روش شناختی از دکارت تا هیوم و از کنت تا راسل، همپل و پوپر را باید پیشقدم نمود. به این دلیل و دلایل معتبر دیگر، فلاسفه می پذیرند که اثبات گرایی منطقی محض مرده است و [لذا پس از آن] این سؤال مطرح می شود که آیا این عاقلانه است که اقتصاددانان مرده ریگ آن را بپرستند.
در مورد اقتصاد، موضع گیری متافیزیکی همانند اثبات گرایی منطقی، سنجیده نیست، احتمالا به این دلیل که ریشه های آن در فلسفه پردازی فیزیک دانان (از ماخ گرفته تا بریجمن) نهفته است تا تفکر فلاسفه حرفه ای. گزاره های عملیاتی ساموئلسون، و یا پیش بینیهای فریدمن در مورد پدیده های هنوز مشاهده نشده به عنوان معیار قضاوت حداقل مبهم هستند. ساموئلسون، فریدمن و دیگر پیروان آنها دلایل پذیرش این موضع گیریهای متافیزیکی را اعلام نمی کنند مگر این دعاوی دلگرم کننده که آنها از نظر فلسفه مطرح بوده اند. اعتماد به فلسفه یک خطای تاکتیکی بود زیرا فلسفه نیز در حال تغییر بوده است، برخی از فلاسفه کل تلاش معرفت شناختی و ادعای آن در پی افکندن شالوده های دانش را مورد تردید قرار داده اند. گروه زیادی نیز تجویزهای روش شناختی مدرنیسم را مورد شک قرار داده اند. ابطال پذیری متقاعد کننده نیست
برای نمونه، تجویزی که روش شناسی اقتصاد بطور عام دارد، تاکید بر آزمون ابطال پذیری قاطع است که تصور می شود نشانه استدلال علمی است. اما چندین دهه است که فلاسفه تشخیص داده اند (که) ابطال پذیری دچار انتقاد فیلسوف و فیزیک دان معروف «پیر دوهم » در سال ۱۹۰۶ است و برای اقتصاددانان (حتی بدون مطالعه فلسفی) قابل فهم است. فرض کنید فرضیه ) H تجار بریتانیایی در اواخر قرن ۱۹ نسبت به تجار آمریکایی و آلمانی، عملکرد بسیار ضعیفی داشتند) مستلزم آزمون مشاهده ) O اندازه بهره وری کل عوامل در صنعت آهن و فولاد، تفاوت زیادی بین فولاد سازان بریتانیایی و خارجی را نشان می دهد) باشد.
این امر با کمک اضافه کردن فرضیه های کمکی ۱ H2,H و غیره است که اندازه گیری را امکان پذیر می سازد (نظریه بهره وری در انگلستان در دوره ۱۸۷۰-۱۹۱۳ بکار می رود»، «صنعت فولاد انگلیس نهاده های لازم برای جبران ضعف تجاری را ندارد» و غیره). در و۲ [H نیست. فرضیه مورد بحث با کمک فرضیات کمکی درمقابل آزمون قاطع مصون می شود. این فقط یک امکان صرف نیست بلکه جوهر اغلب عدم توافقهای علمی بشمار می رود: [مثلا گفته می شود]، شما مساله شناسایی را (بدرستی) حل نکرده اید»، «هنگامی که یک مدل غیر تعادلی (انحصاری با ۵۰۰ معادله) لازم بوده، یک مدل تعادلی رقابتی، تک معادله ای) بکار برده اید.» حتی اگر یک فرضیه در دست بررسی بتواند مصون بماند، ماهیت احتمالاتی فرضیات (بویژه در اقتصاد)، آزمون قاطع را غیر قاطع خواهد کرد [زیرا بطور کلی گفته می شود]: احتمال Hn همه جا حاضر است و ابطال گرایی را تباه می سازد. در اقتصاد پیش بینی غیر ممکن است
این ادعای عام نیز که پیش بینی ویژگی تعریف کننده علم واقعی است (و اقتصاد نیز این ویژگی را دارد) به همین منوال در معرض تردید قرار دارد. به عنوان نمونه در میان فلاسفه و تاریخ دانان علم، این کلیشه وجود دارد که: «یکی از موفق ترین نظریه های علمی، یعنی نظریه تکامل، در معنای معمول، پیش بینی ندارد، و از این رو از راه پیش بینی قابل ابطال نیست. این حداقل نشان دهنده موضوعی عجیب در پیش بینی بوده و برای اقتصاددانان مفید است. فریدمن بدون آگاهی آشکار از این عدم تجانس، در اوج مشهورترین قطعه متافیزیک پیش بینی، به رفتار برگها می پردازد. (۱۵)
در هر حال پیش بینی آینده اقتصادی، همانطور که فون مایزز می گوید: فراتر از قدرت هر انسان فانی است، آنچه پیش بینی را فراتر از قدرت او قرار می دهد، همان علم اقتصادی است که برای پیش بینی از آن استفاده می کند. اگر پیش بینی امکان پذیر باشد، باید مجددا به این سؤال آمریکایی پاسخ داد (که): اگر (شما اقتصاددانان) این قدر باهوشید چرا ثروتمند نیستید؟ خود مدرنیسم غیر ممکن است و دنبال نمی شود
با این حال مخرب ترین این انتقادها از روش شناسی مدرنیستی این است که اگر کلام آن را ملاک بگیریم در مرز پوچی است. یک بار دیگر گامهای رسیدن به دانش مدرنیستی، از حکم کلوین تا چنگال هیوم را در نظر بگیرید. اگر اقتصاددانان (یا فیزیک دانان) خود را به گزاره های اقتصادیی (یا فیزیکیی) قانع کنند که اصطلاحا با گامهای یادشده، مطابق باشد، چیزی برای گفتن نخواهند داشت. شک دکارتی یا هیومی، استاندارد اعتقادی بسیار تباهی آوری برای یک انسان واقعی است. همانطور که شیمیدان و فیلسوف معروف مایکل پولانی می گوید: روش شناسی مدرنیستی استاندارد خیال پرستانه ای (از امور معنا روا) برقرار می سازد که اگر به آن عمل شود، ما را به کودنی داوطلبانه می کشاند. مدرنیسم دانشی را وعده می دهد که خالی از شکیات متافیزیکی، اعتقادات شخصی و هنجارها است. [این در حالی است که] آنچه تحویل می دهد صرفا مجموعه تغییر نام یافته ای از متافیزیک، هنجارها و اعتقادات شخصی، دانشمندان (و بخصوص دانشمندان اقتصادی) است، که تحت عنوان روش علمی ارائه می گردد. البته نمی تواند و نباید آنچه را وعده می دهد تحویل دهد. دانش علمی از دیگر دانشهای شخصی جدا نیست. تلاش برای متفاوت ساختن آن (بخاطر بهتر ساختن آن)، مرگ آن دانش است.
به عبارت دیگر کاربرد تحت اللفظی روش شناسی مدرنیستی، علم اقتصاد مفیدی ارائه نخواهد کرد. بهترین اثباتها تاریخی اند. پل فای رابند برای حمله به روش شناسی تجویز شده در فیزیک، از برنامه گالیله ای استفاده می کند. می توان همین نکته را در مورد اقتصاد (نیز) گفت. اگر ملاک مدرنیستی اقناع را معاصران گالیله اتخاذ می کردند، کار گالیله با شکست روبه رو می شد. طرح این گزاره عجیب که: «نور زمینی درسپهر آسمانی نیز کاربرد دارد، ادعای این که، جزر و مد ناشی از موج خوردن آب روی زمین متحرک است و تصور این که دیدگاههای مشکوک راجع به قمرهای ادعایی مشتری اثبات خواهد شد و سیارات همانند چرخش قمرهای مشتری دور آن، به دور خورشید می چرخند»، اگر بر مبنای روش شناسی مدرنیستی بود، بجایی نمی رسید.
تاریخ دانان زیست شناسی (نیز) یکی پس از دیگری نپختگی نتایج آماری برای برازاندن شواهد با نظامات مدرنیستی را از پاستور گرفته تا مندل و تا زمان حاضر، آشکار کرده اند. (مثلا)، اندازه گیری، بهره هوشی از آغاز، رسوایی نوعی خود فریبی بنام روش علمی بود. مدرنیسم به کمترین میزان با پیچیدگیهای بیولوژی و روان شناسی تناسب دارد. انقلاب کینزی (چه خوب و چه بد)، تحت قوانین مدرنیستی اتفاق نمی افتاد. اصولا چرا می خواهند فهم را [با تکیه بر روش شناسی مدرنیسم] محدود کنند. اصولا با اتخاذ روش مدرنیستی چیزی برای اقتصاد حاصل نمی شود و چیزهای زیادی هم از دست می رود.
نکته اصلی خود اقتصاد است. رونالد کاوز می گوید: برای این که یک نظریه اقتصادی آزمون شود، برخی از اقتصاددانان بایستی به اندازه کافی به آن اهمیت بدهند. آنها زمانی اهمیت خواهند داد که برخی محققان آن را باور کنند، تنها زمانی که گروه زیادی باور کردند، تقاضای آزمون مطرح می شود. خوشبختانه اقتصاددانان (یا گروهی کافی از آنها) منتظر نمی مانند که کشف شود، پیش بینیهای یک نظریه دقیق است، تا پس از آن دست بکار شوند. انتظار به سبک مدرنیستی به وقفه در فعالیت علمی منجر خواهد شد. او استدلال می کند (که) حتی مطالعات کمی بر باورهای استدلالی ما قبل کمی استوارند. وی با تایید این جمله از «کوهن » که: راه از قانون علمی به اندازه گیری علمی بندرت در جهت عکس پیموده خواهد شد»، بر موضوع تاکید می کند. قوانین از خطابه سنت یا درون نگری بدست می آیند و مطالعات کمی در فیزیک (همانند اقتصاد)، کشفیاتی است برای کمک یک نظریه که قبلا بر مبنای دیگری مورد باور بوده است. مدرنیسم غیر عملی است. هر روشی متظاهر و متکبر است
اعتراضاتی که تا این جا بر مدرنیسم آورده ایم، کم اهمیت بودند. اعتراض بزرگتر این است که مدرنیسم یک روش است و قوانین استدلالی را تعیین می کند که از یک دانش استخراج شده اند. ادعا این است که فیلسوف علم می تواند بگوید (که) چه چیزی علم خوب، مفید، پرثمر و پیش رونده را تشکیل می دهد. فیلسوف جامعه علمی را به نقد می کشاند. در اقتصاد ادعای قانون گذاری روش شناختی این است که قانون گذار صرفا متخصص تمامی شاخه های اقتصاد نیست بلکه متخصص تمامی علم اقتصاد در آینده است.
مشکل است چنین ادعاهایی را بتوان جدی گرفت. انیشتاین خاطرنشان می کند که: هر کس می خواهد خود را قاضی میدان حقیقت و دانش کند، خنده خدایان او را کشتی شکسته خواهد کرد. هر روش شناسی قابل کاهش به یک سری احکام خشک است که در مقابل خشکی و افاده آنها مقاومت می کند ولی هدف اصلی او آنارشیستی است. کتاب مارک بلاگ که وضعیت روش شناسی اقتصاد را در دهه ۱۹۸۰ خلاصه می کند موردی جدید از این نکته است. عنوان اصلی کتاب «روش شناسی اقتصاد» است و عنوان فرعی آن این است که «اقتصاددانان چگونه تبیین می کنند». البته مناسب بود که عنوان فرعی کتاب چنین باشد «چگونه کارل پوپر جوان تبیین کرده است » (۱۶) ،زیرا مکرر به استدلالهای اقتصادی بخاطر عدم رعایت قواعد پوپر در کتاب منطق اکتشاف علمی، حمله می کند.
دیباچه بلاک بهترین نمونه عمکرد روش شناسی در اقتصاد است. [وی می گوید]: اقتصاددانان از مدتها قبل از نیاز به دفاع از اصول درست استدلال در موضوعاتشان، با خبر بوده اند، هر چند رویه واقعی (آنان) ممکن است با آنچه موعظه می کنند رابطه ای کمی داشته باشد، ارزش دارد که موعظه را بر مبنای خودش بررسی کنیم ». کلماتی این چنین از زبان مدرنیست، تراوش می گردد. اما چرا اصلا باید موعظه ای که با رویه اصلی ارتباط ندارد ارزش بررسی داشته باشد؟ چرا اقتصاددانان باید بطور تجریدی از اصول استدلال خودشان دفاع کنند. نطق بلاک کاملا تجویزی است و خطابه اقتصاد را مستقیما از فلسفه می گیرد. وی تصریح می کند که در مورد اعتبار علمی حرف اصلی را پوپر گفته است: «چه پدیدارهایی در صورتی که رخ می دهند ما را به رد کردن یک برنامه پژوهشی هدایت می کنند؟ برنامه ای که نتواند به این سئوال پاسخ دهد با استاندارد دانش علمی فاصله دارد».
موعظه مدرنیسم با واژه شواهد آغاز می شود و مشکل (نیز) از همین واژه شروع می شود. آیا شواهد باید عینی، تجربی، اثباتی و قابل مشاهده باشد؟ پوپر در کتاب جامعه باز و دشمنانش، مرز جامعه خود را به روان کاوان و مارکسیست هابسته است به این دلیل که با مفهوم مدرنیستی «شواهد» موافق نیستند. اما باید این مرزها را بر روی فیزیک دانان می بست، قطعا در مرحله بعد یک اقتصاددان (نیز) از چنین جامعه فکری اخراج خواهد شد. سایر علوم از روش شناسی مدرنیستی پیروی نمی کنند
بنابراین اقتصاد بخاطر تمامی ادعاهایش در کهانت علمی، از تصویر علم در ذهن یک فرد عادی متفاوت است. اقتصاددانان باید خوشحال باشند که رشته آنها به نحوی ضعیف با این تصویر تطابق دارد و همانند سایر مطالعات نظیر ادبیات، یا سیاست بیشتر با خطابه جدید همخوانی دارد. به عبارت دیگر اقتصاد آن علمی که عادت کرده ایم در دانشگاهها از این کلمه (علم)، مراد کنیم نیست. اما واقعا دیگر دانشها نیز چنین نیستند. سایر دانشها و حتی علوم ریاضی نیز خطابه هستند. ریاضیات برای یک فرد غیر وارد، مثال حدی از عینیت، صراحت و اثبات کنندگی است. قطعا در این جا زیربنای باور خواهد بود. با این حال استانداردهای اثبات ریاضی تغییر می کند. اخیرا برنامه «دیوید هیلبرت » برای نشان دادن این که ریاضیات بر پایه های غیر قابل تردید استوار است، خرسند کننده نبوده است. «موریس کلاین » اخیرا نوشته است که اکنون آشکار است که منظومه غیر قابل ابطال استدلال (ریاضی) یک توهم عظیم است.
(مجددا باید گفت)، تعریف متقنی از متقن بودن وجود ندارد. یک اثبات در صورتی پذیرفته می شود که مورد تصویب متخصصان برجسته زمان خود باشد. اما امروزه هیچ استانداردی که همه جا پذیرفته شده باشد، وجود ندارد. مثال پایه ای تر اثبات ۵۰ سال پیش «گودل » است که در قالب آن برخی قضایای حقیقی و قابل بیان در ریاضیات غیر قابل اثبات است. تجربه واقعی تمامی مکتبها و تجربه واقعی روزانه ریاضی دانان نشان می دهد که حقایق ریاضی، نظیر سایر انواع حقیقت، ابطال پذیر و اصلاح پذیر است.
می توان همین را درباره فیزیک گفت. زنجیره کارناپ – پوپر – لاکاتوش – کوهن – فایرابند در تاریخ و فلسفه فیزیک شجره ای رو به گسترش از اوج بسیار رسمی مطلق گرایی علمی به قضیه شیرین خطابه آنارشیسم را نشان می دهد. اگر (قرار است که) اقتصاد نیز از سایر علوم و از فیزیک و ریاضیات تقلید کند، باید خود را رسما در معرض دامنه وسیعی از گفتمان قرار دهد. ۴- خطابه غیر رسمی شایسته است، اما آزمون ناشده است
«خطابه اقتصاد سنجی بسیار محدود است »
خطابه غیر رسمی از خطابه رسمی متفاوت است تنها مشکل این خطابه این است که آزمون نشده است. اقتصاددانان معمولا بسیاری از مجموعه هایی که به دانشجویان آموزش می دهند، هنوز بررسی نکرده اند. یک مثال خوب رویه معمول در اقتصاد سنجی است. (در این چارچوب) فرضیه هایی درباره بخشی از اقتصاد صادر می شود. سپس این فرضیه ها به صورت خطوط مستقیم مشخص می شوند. مدلهای خطی به آسانی قابل عملیات ریاضی اند. خطوط مستقیم با داده های اشخاص دیگر برازش می شود. تا این جا خطابه رسمی و روزمره، ذی ربط می باشد. اما با وجود این، این دو [داده ها و خطابه] از یکدیگر فاصله می گیرند. اگر تایج برازش معقول باشد، مقاله (به دلایلی که موضوع این بررسی نمی باشد) مستقیما به ژرنال ارسال می شود. اگر نتایج غیر معقول باشد، فرضیه ها در یک حلقه تکراری قرار می گیرد. دانشمند اقتصاد به فرضیه یا تصریحات مدل بر می گردد و آنها را تغییر می دهد تا یک مقاله قابل انتشار حاصل آید. (۱۷) محصول (مورد نظر) ممکن است ارزشی داشته یا نداشته باشد، اما ارزش خود او از وفاداری به خطابه رسمی کسب نمی کند، بلکه آن را نقض می کند.
«کریستوفر سیمز» در یک بررسی اعلام می کند که اسطوره ای وجود دارد که بر مبنای آن گفته شده که تنها دو مقوله از دانش درباره جهان وجود دارد. [یکی]، مدل، که نظریه اقتصادی اطمینانی بما عطا می کند، و [دیگر] پارامترها که درباره آنها چیزی نمی دانیم جز آنچه داده ها از طریق روشهای اقتصاد سنجی بما می گویند. در سمینارهای اقتصادی معمول است که سخنران یک نتیجه آماری را ارائه می دهد که با قواعد اقتصادی اثباتی ابطال ناپذیر است. و با زمزمه هایی [در میان مستمعان] از قبیل «نمی توانم باور کنم »، یا «این حرف معنا ندارد» روبه رو می شود. کارگاه آموزشی میلتون فریدمن در مورد پول در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰، نمونه خوبی از این مورد بود. معمولا نتایج اقتصاد سنجی با باورهای پیشین [محقق] آلوده می شود. اما تنها وحشت زده شدن در این رابطه کافی نیست. اگر استدلال اقتصاد سنجی رغبت آور نمی باشد، به این دلیل است که دامنه استدلال [در آن] بسیار محدود است، نه آن که صراحتی که در بردارد غلط باشد. استدلالها را باید وسعت بخشید نه این که فقط از آنها دست کشید. برابری قدرت خرید، مثالی از خطابه آزمون نشده
مثال خوبی از این که چگونه خطابه رسمی (در صورت آزمون نشدن خطابه روزمره) می تواند یک متن اقتصادی (بویژه اقتصاد سنجی) را به بیراهه بکشاند، منازعه بر سر برابری قدرت خرید است. (۱۸) سؤال این است که آیا اقتصاد بین المللی بیشتر شبیه اقتصاد غرب میانه است که در آن شهرهای «آیوا»، «مدیسون » و… با قیمت معینی برای کالاها روبه رو باشند، یا بیشتر شبیه منظومه شمسی است که در آن اقتصاد هر سیاره مستقل از دیگر سیارات تصور می گردد؟ اگر دیدگاه «شهرآیوا» درست باشد، آنگاه قیمتهای تمامی کالاها در همه جا با در نظر گرفتن نرخهای ارز با یکدیگر حرکت می کنند، اما اگر دیدگاه مریخی منظومه شمسی درست باشد، متفاوت خواهند بود. اگر دیدگاه «شهرآیوا» درست باشد، آنگاه تمامی مدلهای اقتصاد بسته (در سطح کلان) چه کینزی یا پول گرا یا انتظارات عقلایی غلط خواهد بود. اگر دیدگاه مریخی درست باشد، آنگاه اقتصاددانان می توانند به آزمون ایمان اقتصاد کلان در مقابل تجربه آمریکا از زمان جنگ اقدام کنند.
بنابراین این سؤال که آیا قیمتها در سطح بین اللملی کاملا با هم مرتبط هستند، مهم است. خطابه رسمی تردید زیادی درباره آنچه برای پاسخ دادن لازم است، فروگذار نکرده است: «داده های مربوط به قیمتها در ایالات متحده و کانادا را جمع آوری کنید و… خوب.. . فرضیه را آزمون کنید (آن را به روشی ارتدکسی از فرضیه های مرتبه بالا استخراج کنید، از داده های عینی استفاده کنید، تنها به واقعیات قابل مشاهده نگاه کنید، آزمایش را تا حد امکان کنترل کنید الی آخر). تعداد زیادی از اقتصاددانان این کار را کرده اند. نیمی از آنها نتیجه گرفته اند (که) برابری قدرت خرید عمل می کند. نیمی دیگر نتیجه گرفته اند، شکست می خورد.
دقیق ترین آزمون از برابری قدرت خرید که در ذهن آموزش دیده از خطابه رسمی جرقه می زند، برازش قیمت در آمریکا (قیمت فولاد، یا همه کالاها) در مقابل قیمت متقابل خود در خارج با در نظر گرفتن نرخ ارز است – اگر ضریب شیب برابر یک باشد، گفته می شود فرضیه برابری قدرت خرید تایید می شود و گرنه خیر. کراویس و لیپسی (دو تن از اقتصاددانان) این را انجام داده اند. ولی نتیجه خطابه مربوطه آنها را ناراحت ساخته است. آنها نتیجه می گیرند که: «در قالب یک قضاوت عمومی نظر خود را این طور ابراز می داریم که نتایج از نظریه ساختار بین المللی قیمت کاملا یکپارچه دفاع نمی کند». البته نمی گویند قضاوت عمومی چیست و یا چگونه باید آن را تشخیص داد. هدف یک خطابه اقتصادی صریح باید ارائه راهنمایی باشد. (۱۹) ۵- خطابه اقتصاد یک موضوع ادبی است
حتی یک مدرنیسم از ادوات ادبی استفاده می کند و باید بکند. بنابراین درک این که خطابه رسمی ممکن است مورد شک باشد، دلایل بررسی چگونگی استدلال کردن اقتصاددانان را مطرح می کند. خطابه معمولی (روزمره) که خطابه رسمی آن را تیره کرده است، اقبال شایسته ای پیدا نکرد. قابل ملاحظه است که جورج استیگلر یکی از پیشتازان مدرنیسم

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.