خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رضاع(۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رضاع(۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل احکام نکاح یا ازدواج و زناشویی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل احکام نکاح یا ازدواج و زناشویی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
52دقیقه
02ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سن ازدواج دختران :

مدتی است سن ۹ سال برای بلوغ دختر و واداشتن او به تکالیف اجتماعی در این سن و به طور خاص، سن ازدواج در ۹ سالگی مورد سؤال قرار گرفته است.

موارد قانونی در این باره بدین قرار است:

ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی اصلاحی سال ۱۳۶۱:

«هیچ کس را نمی توان بعداز رسیدن به سن بلوغ، به عنوان جنون یا عدم رشد، محجور نمود، مگر آن که رشد یا جنون او ثابت شده باشد.

تبصره ۱: سن بلوغ در پسر ۱۵ سال تمام قمری و در دختر ۹ سال تمام قمری است.

تبصره ۲: اموال صغیری را که بالغ شده است، در صورتی می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.»

ماده ۱۰۴۱ اصلاحی سال ۱۳۷۰:

«نکاح قبل از بلوغ ممنوع است.

تبصره: عقد نکاح، قبل از بلوغ با اجازه ولی، به شرط رعایت مصلحت مولی علیه صحیح می باشد.»

در قانون مدنی، پیش از انقلاب اسلامی ایران، قانون بدین صورت بوده است.

ماده ۱۰۴۱:

«نکاح اناث، قبل ازرسیدن به سن ۱۵ سال تمام و نکاح ذکور، قبل ازرسیدن به سن ۱۸ سال، تمام ممنوع است. مع ذلک در مواردی که مصالحی اقتضا کند، با پیشنهادمدعی العموم و تصویب محکمه، ممکن است استثنائا معافیت از شرط سن اعطا شود، ولی در هر حال این معافیت نمی تواند به اناثی داده شود که کم تر از ۱۳ سال تمام و به ذکوری شامل گردد که کم تر از ۱۵ سال تمام دارند.»

برای آن که این ماده قانونی ضمانت اجرا داشته باشد و افراد به دلیل عرف رایج اجتماعی خویش یا دلیلهای دیگر، در زیر سن قانونی ازدواج نکنند، ماده دیگری نیز، تصویب شده بود.

ماده سوم قانون ازدواج مصوب ۲۰ مرداد ۱۳۱۰:

«هر کس بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، با کسی که هنوز به سن قانونی برای ازدواج نرسیده است، مزاوجت کند به ۶ ماه الی ۲ سال حبس تادیبی محکوم خواهد شد. در صورتی که دختر به سن ۱۳ سال تمام نرسیده باشد، لااقل به دو الی سه سال حبس تادیبی محکوم می شود و در هر دو مورد، ممکن است علاوه بر مجازات حبس به جزای نقدی از ۲۰۰۰ ریال الی ۲۰۰۰۰ ریال محکوم گردد و اگر در اثر ازدواج برخلاف مقررات فوق، مواقعه، منتهی به نقص یکی از اعضا یا مرض دائم زن گردد، مجازات زوج از ۵ الی ۱۰ سال، حبس با اعمال شاقه است و اگر منتهی به فوت زن شود، مجازات زوج حبس دائم با اعمال شاقه است. عاقد و خواستگار و سایر اشخاصی که شرکت در جرم داشته اند نیز، به همان مجازات یا مجازاتی که برای معاون جرم مقرر است، محکوم می شوند.»

در این نوشتار، سعی شده سن ازدواج دختر از نظر فقهی مورد بررسی قرار گیرد و با نگاهی مختصر به دیدگاه پزشکی و روان شناسی در این موضوع، این امر مورد بحث قرار گیرد که آیا دستاوردهای علوم تجربی، با آنچه در روایات بیان شده، ناسازگارند، یا خیر؟

امید آن که، این تلاش مورد قبول خداوند قرار گیرد و روشن گر پاره ای از ابهامها در موضوع مورد بحث باشد.

بلوغ در قرآن

بلوغ حلم:

«واذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستاذنوا کما استاذن الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم آیاته والله علیم حکیم.» (۱)

آن گاه که کودکان شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند، باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند. خدا آیات خود را برای شما به این روشنی بیان می کند که او دانا و محکم کاراست.

«یا ایها الذین آمنوا لیستاذنکم الذین ملکت ایمانکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاه الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیره ومن بعد صلاه العشاء ثلاث عورات لکم.» (۲)

ای ایمان آورندگان، باید بندگان شما که مالک آنها هستید و اطفالی که هنوز به وقت احتلام نرسیده اند در شبانه روز سه مرتبه برای ورود اجازه بخواهند: پیش از نماز صبح، پس از نماز عشا و هنگام ظهر، آنگاه که جامه از تن بر می گیرید که این سه وقت هنگام خلوت شماست.

بلوغ نکاح:

«وابتلوا الیتامی حتی اذا بلغوا النکاح فان انستم منهم رشدا فارفعوا الیهم اموالهم.» (۳)

یتیمان را آزمایش کنید، تا هنگامی که بالغ شده و به ازدواج گرایش پیدا کردند، اگر آنان را به درک مصالح زندگانی خود دانا یافتید، اموالشان را به آنان بدهید.

بلوغ اشد:

«ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده.» (۴)

به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر آن که راه بهتری را برگزینید، تا آن که به حد رشد برسد.

«ولما بلغ اشده اتیناه حکما و علما وکذلک نجزی المحسنین.» (۵)

چون یوسف به رشد رسید، او را حکمفرمایی و دانش بخشیدیم و چنین نیکوکاران را پاداش می دهیم.

«واما الجدار فکان لغلامین یتیمین فی المدینه وکان تحته کنز لهما وکان ابوهما صالحا فاراد ربک ان یبلغا اشدهما و یستخرجا کنزهما رحمه من ربک.» (۶)

اما بازسازی دیوار به آن جهت بود که زیر آن گنجی از دو کودک یتیمی که پدری صالح داشتند، پنهان بود. خدا خواست تا آن کودکان به حد رشد برسند، تا به لطف خدا خودشان گنج را بیرون آورند.

«یا ایها الناس ان کنتم فی ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم من مضغه مخلقه وغیر المخلقه لنبین لکم ونقر فی الارحام ما نشاء الی اجل مسمی ثم نخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم.» (۷)

ای مردم، اگر شما در روز قیامت و قدرت خدا بر برانگیخته شدن مردگان شک دارید، بدانید که ما شما را ابتدا از خاک آفریدیم، آنگاه از نطفه، سپس از خون بسته، بعد از پاره گوشت تمام و ناتمام، تا قدرت خود را بر شما آشکار سازیم و از نطفه ها آنچه را مشیت ما تعلق گیرد، در رحمها قرار دهیم، تا در وقتی معین، کودکی از رحم بیرون آوریم تا زندگی کرده و به حد رشد برسد.

«ولما بلغ اشده واستوی اتیناه حکما و علما وکذلک نجزی المحسنین.» (۸)

و هنگامی که موسی به رشد رسید و کمال یافت، ما به او حکم و علم بخشیدیم و چنین به مردم نیکوکار پاداش می دهیم.

«هو الذی خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم یخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم ثم لتکونوا شیوخا.» (۹)

او خدایی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، آن گاه از خون بسته، پس از آن شما را از رحم مادر، کودکی بیرون آورد، تا آن که به سن رشد رسیده و سپس پیر شوید.

«و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها ووضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب او زعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی وان اعمل صالحا ترضیه واصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک وانی من المسلمین.» (۱۰)

ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم. مادر، با رنج، بار حمل را تحمل کرد و با مشقت وضع حمل کرد و سی ماه مدت حمل و شیرخواری بود، تا وقتی که به حد رشد رسید و چهل ساله شد آن گاه سزاوار است که بگوید: خدایا مرا بر نعمتی که به من و پدر و مادر من بخشیدی شکر بیاموز و به کار شایسته ای که خشنودی تو در آن است، موفق بدار و فرزندان مرا صالح گردان. بارالها! من به سوی تو بازگشتم به درستی که من از تسلیم شدگانم.

بلوغ در روایات

روایات ۹ سال

۱. امام صادق(ع) می فرماید:

«حد بلوغ المراه تسع سنین.» (۱۱)

حد بلوغ زن نه سالگی است.

۲. همان بزرگوار می فرماید:

«اذا بلغ الغلام ثلاث عشره سنه کتبت له الحسنه وکتبت علیه السیئه وعوقب واذا بلغت الجاریه تسع سنین فکذلک وذلک انها تحیض لتسع سنین.» (۱۲)

هنگامی که پسر سیزده ساله شد، خوبیها و بدیهای او نوشته می شود و بر بدیها کیفر می شود. زمانی که دختر نه ساله شد همان حکم را دارد; زیرا در نه سالگی حیض می شود.

۳ . همان بزرگوار می فرماید:

«اذا بلغت الجاریه تسع سنین دفع الیها مالها و جاز امرها فی مالها و اقیمت الحدود التامه لها و علیها.» (۱۳)

زمانی که «دختر» به نه سالگی رسید، دارایی او، به او بازگردانده می شود و رواست که در مال خود تصرف کند و حدود تامه، به سود او و علیه او جاری می شود.

۴ . امام باقر(ع) می فرماید:

«الجاریه اذا بلغت تسع سنین ذهب عنها الیتم وزوجت واقیمت علیها الحدود التامه علیها و لها….» (۱۴)

هنگامی که دختر نه ساله شد، کودکی او پایان می پذیرد و ازدواج می کند و حدود عمومی علیه او و به سود او جاری می شود.

۵ . همان بزرگوار می فرماید:

«فی حدیث قال: ان الجاریه لیست مثل الغلام ان الجاریه اذا تزوجت و دخل بها ولها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و جاز امرها فی الشراء والبیع و اقیمت علیها الحدود التامه و اخذت لها وبها….» (۱۵)

به درستی که دختر مانند پسر نیست، همانا دختر نه ساله هنگامی که ازدواج و پیوند زناشویی برقرار کند، از کودکی خارج شده و دارایی او را می توان به او واگذارد و خرید و فروش او نیز نافذ است و حدود تامه بر او جاری می شود و برای او نیز، علیه دیگری حدود تامه اجرا می شود.

۶. امام صادق(ع) می فرماید:

«اذا تم للغلام ثمان سنین فجائز امره و قد و جبت علیه الفرائض والحدود و اذا تم للجاریه تسع سنین کذلک.» (۱۶)

زمانی که پسر هشت ساله شد، تصرفات مالی او روا می شود واجبات و حدود بر او جاری می گردد و زمانی که دختر نه ساله شد، همان حکم را دارد.

۷ . امام باقر(ع) می فرماید:

«لایدخل بالجاریه حتی یاتی لها تسع سنین او عشر سنین.» (۱۷)

همبستر شدن با دختر تا پیش از نه یا ده سالگی جایز نیست.

۸ . امام صادق(ع) می فرماید:

«اذا تزوج الرجل الجاریه وهی صغیره فلایدخل بها حتی یاتی لها تسع سنین.» (۱۸)

هنگامی که مردی با دختر کوچکی ازدواج کرد، نباید با او پیوند زناشویی برقرار کند، تا دختر نه ساله شود.

۹. امام صادق(ع) به مردی فرمود: برو به قاضی بگو: رسول خدا(ص) فرمود:

«حد امراه ان یدخل بها علی زوجها ابنه تسع سنین.» (۱۹)

حد زنی که شوهرش می تواند با او پیوند زناشویی برقرار کند، دختر نه ساله است [از نه سالگی به بعد].

۱۰. امام صادق(ع) فرمود:

«ثلاث یتزوجن علی کل حال: التی لم تحض ومثلها لاتحیض.

قال: قلت: و ما حدها؟ قال(ع): اذا اتی لها اقل من تسع سنین.» (۲۰)

سه گروه از زنان هستند که عده ندارند: زنی که حیض نشده است و مانند او نیز حیض نمی شوند.

راوی گوید: پرسیدم: حد آن چیست؟

حضرت فرمود: هنگامی که کم تر از نه سال داشته باشد.

روایتی دیگر بمانند این روایت بیان شده است: راوی می گوید: شنیدم امام صادق(ع) می فرماید:

«ثلاث یتزوجن علی کل حال التی قد یئست من المحیض… والتی تحض ومثلها لاتحیض.

قلت: و متی تکون کذلک؟

قال: ما لم تبلغ تسع سنین فانها لاتحیض و مثلها لاتحیض.» (۲۱)

توضیح: روایاتی که دلالت می کنند: «صبیه التی لاتحیض مثلها لا عده علیها» بسیارند ولی در این روایت، سن مطرح شده است.

۱۱. از امام رضا(ع) درباره کنیز کم سنی که بالغ نشده و لازم نیست مرد او را استبرا کند(با خبر شود که حامله است یا خیر) فرمود:

«اذا لم تبلغ استبرات شهر.

قلت: و ان کانت ابنه سبع سنین او نحوها مما لاتحمل؟

فقال: هی صغیره ولایضرک ان لاتستبراها.

فقلت: ما بینها وبین تسع سنین؟

فقال: نعم، تسع سنین.» (۲۲)

هنگامی که بالغ نشده، یک ماه استبرا می شود.

راوی گوید پرسیدم: اگر هفت سال یا مانند آن داشت که امکان حاملگی وجود ندارد چه باید کرد؟

حضرت فرمود: چنین دختری کوچک است و برای تو ضرری ندارد که استبرا نکنی.

سپس گفتم: بین هفت تا نه سال چطور؟

حضرت فرمود:

بله ۹ سال [از ۹ سال به بعد باید روشن شود که حامله است یا نه.]

۱۲ . امام صادق(ع) می فرماید:

«ان من دخل بامراته قبل تسع سنین فاصابها عیب فهو ضامن.» (۲۳)

کسی که با همسر خود پیش از نه سالگی پیوند زناشویی برقرار کند و به دختر آسیبی وارد آید، مرد ضامن است.

۱۳ . امام علی(ع) می فرماید:

«من تزوج بکرا فدخل بها فی اقل من تسع سنین فعیبت ضمن.» (۲۴)

کسی که با دختری ازدواج کند و پیش از نه سالگی، با او در آمیزد و به دختر آسیبی وارد آید شوهر ضامن است.

۱۴. از امام صادق(ع) درباره دختر نابالغی پرسش شد که مردی با او در آمیخته و دختر آسیب دیده و مجرای ادرار، یا نشیمنگاه با واژن او یکی شده است؟

امام فرمود:

«ان کان دخل بها حین دخل بها ولها تسع سنین فلا شیئ علیه و ان کانت لم تبلغ تسع سنین او کان لها اقل من ذلک بقلیل حین دخل بها فافتضها فانه قد افسدها و عطلها علی الازواج فعلی الامام ان یغرمه دیتها وان امسکها ولم یطلقها حتی تموت فلاشیئ علیه.» (۲۵)

اگر هنگام آمیزش، دختر نه سال داشته، مرد ضامن نیست، ولی اگر نه سال نداشته، اگرچه اندکی از نه سال کم تر داشته در صورتی که با او آمیزش شده و دختر آسیب دیده و مجرای ادرار با واژن او یکی شده، در حقیقت، مرد او را فاسد کرده و امکان ازدواج را از او سلب کرده، پس بر امام واجب است که دیه زن را بپردازد و اگر مرد تا پایان زندگی زن، او را نگاه دارد و طلاقش ندهد، چیزی بر مرد نیست.

۱۵ . از امام باقر(ع) درباره مردی که به زن خود آسیب برساند و مجرای ادرار با واژن او را یکی کند، پرسیده شد، امام فرمود:

«علیه الدیه ان کان دخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین.» (۲۶)

اگر مرد پیش از نه سالگی با دختر در آمیزد، باید دیه او را بپردازد.

۱۶ . از امام صادق(ع)روایت شده که حضرت علی(ع) می فرمود:

«من وطی ء امراه من قبل ان یتم لها تسع سنین فاعنف ضمن.» (۲۷)

کسی که قبل از به پایان رسیدن نه سالگی، با همسر خود درآمیزد و به او آسیب برساند، ضامن است.

۱۷ . امام صادق(ع)می فرماید:

«اذا خطب الرجل المراه فدخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین فرق بینهما و لم تحل له ابدا.» (۲۸)

هنگامی که مردی با دختری که نه ساله نشده ازدواج کند و با او درآمیزد، باید بین آن مرد و همسرش جدایی افکند و آن زن تا ابد بر آن مرد حرام است.

۱۸. از امام باقر(ع) درباره مردی که با همسر خود درآمیخته و به وی آسیب رسانده پرسیده شد، امام فرمود:

«علیه الدیه ان کان دخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین قال: وان امسکها ولم یطلقها فلاشیئی علیه ان شاء امسک وان شاء طلق.» (۲۹)

اگر آمیزش، پیش از نه سالگی دختر بوده، مرد باید به او دیه بپردازد. البته اگر زن را نگهدارد و طلاق ندهد، لازم نیست دیه بپردازد. حال اگر خواست او را نگهدارد و اگر خواست او را طلاق دهد.

۱۹. امام علی(ع) می فرماید:

«اذا تزوجت البکر بنت تسع سنین فلیست مخدوعه.» (۳۰)

هنگامی که دختر نه ساله ازدواج کرد، فریب خورده نیست.

۲۰. از امام صادق(ع) پرسیده شد: دختر از چه زمانی کودک به شمار نمی آید؟ شش، یا فت ساله؟ امام فرمود:

«لا ابنه تسع لاتستصبی واجمعوا کلهم علی ان ابنه تسع لاتستصبی الا ان یکون فی عقلها ضعف والافهی اذا بلغت تسعا فقد بلغت.» (۳۱)

خیر، دختر نه ساله کودک به حساب نمی آید و همگی اتفاق دارند بر این که دختر نه ساله کودک به شمار نمی آید، مگر آن که در عقل او ضعفی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، دختر هنگامی که نه ساله شد بالغ شده است.

۲۱ . راوی می گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم:

«متی یجوز للاب ان یزوج ابنه ولایستامرها؟

قال: اذا جازت تسع سنین فان زوجها قبل بلوغ التسع سنین کان الخیار لها اذا بلغت تسع سنین. قلت: فان زوجها ابوها و لم تبلغ تسع سنین فبلغها ذلک فسکتت ولم تات ذلک ایجوز علیها؟ قال: لیس یجوز علیها رضاء فی نفسها ولایجوز لها تاب ولاسخط فی نفسها حتی تستکمل تسع سنین واذا بلغت تسع سنین جاز لها القول فی نفسها بالرضا والتابی و جاز علیها بعد ذلک وان لم تکن ادرکت مدرک النساء قلت: افتقام علیها الحدود و تؤخذ بها و هی فی تلک الحال وانما لها تسع سنین ولم تدرک مدرک النساء فی الحیض؟ قال: نعم اذا دخلت علی زوجها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم ودفع الیها مالها و اقیمت علیها الحدود التامه علیها و لها.» (۳۲)

چه زمانی پدر می تواند دخترش را شوهر بدهد و با او مشورت نکند؟

امام فرمود: تا زمانی که نه ساله شود. پس اگر پیش از نه سالگی او را شوهر بدهد، وقتی او نه ساله شد در قبول یا رد ازدواج مختار است.

راوی گوید: گفتم: اگر پدر، دختر را پیش از نه سالگی شوهر داد و دختر اطلاع یافت و مخالفت نکرد، آیا این ازدواج بر دختر لازم می شود؟

امام فرمود: خیر، او قبل از نه سالگی نمی تواند رضایت دهد یا رد کند، ولی وقتی نه ساله شد این اختیار را دارد و پس از اختیار، ازدواج قطعی می شود، اگر چه هنوز حیض نشده باشد.

راوی گوید: گفتم: در حالی که نه ساله شد، ولی حیض نشد آیا حدود بر او جاری می شود؟

امام فرمود: بله، وقتی وارد بر شوهر شد و نه سال داشت، کودکی او پایان یافته است، مالش را در اختیارش می گذارند و حدود علیه او و به سود او اقامه می شود.

دو روایت نیز ذکر شده که در آن حکم به قطع دست دزد نه ساله شده، ولی چون در روایت واژه «صبی » آمده و به طور خاص در مورد دختر مطلبی بیان نشده از ذکر آن خودداری می کنیم (۳۳).

روایت ۷ سال:

۱. امام حسن عسکری می فرماید:

«اذا بلغ الغلام ثمانی سنین فجائز امره فی ماله وقد وجب علیه الفرائض والحدود واذ اتم للجاریه سبع سنین فکذلک.» (۳۴)

زمانی که پسران هشت ساله شدند، جایز است که در دارایی خود تصرف کنند و واجبات و حدود بر آنها واجب می شود و همین گونه اند دختران، وقتی که هفت سال آنان تمام شد.

یادآوری:

۱. سند روایت ضعیف است.

۲ . اصحاب همگی از آن روی برگردانده و کسی به مضمون آن عمل نکرده است.

۳. احتمال دارد واژه تسع بوده که در نسخه برداری، در نقطه گذاری اشتباه رخ داده و تبدیل به سبع شده، از این روی، صاحب جواهر این روایت را با واژه «تسع » نقل کرده است. (۳۵)

روایات ۱۰ سال:

راوی می گوید:

«سئلته عن الجاریه یتمتع منها الرجل؟

قال: نعم الا ان تکون صبیه تخدع. قال: قلت: اصلحک الله وکم الحد الذی اذا بلغته لم تخدع؟ قال: بنت عشر سنین. (۳۶)

از امام در باره دختری پرسیدم که مرد از او بهره جنسی می برد.

امام فرمود: بله، مگر آن که دختر فریب خورد.

پرسیدم: میزانی که وقتی دختر به آن حد رسید، فریب خورده به شمار نمی آید، چه زمانی است؟

حضرت فرمود: دختر ۱۰ ساله.

۲. امام صادق از پدر بزرگوارش و آن حضرت از علی(ع) روایت کرد که فرمود:

«لا توطا جاریه لاقل من عشر سنین فان فعل فعیبت فقد ضمن.» (۳۷)

با دختر کم تر از ده سال همبستری روا نیست و اگر این کار انجام شد و دختر آسیب دید، مرد ضامن است.

اسماعیل بن جعفر می گوید:

«ان رسول الله(ص) دخل بعایشه وهی بنت عشر سنین و لیس یدخل بالجاریه حتی تکون امرئه ». (۳۸)

به درستی که پیامبر(ص) با عایشه آن گاه که دختری ده ساله بود، ارتباط زناشویی برقرار کرد و ارتباط زناشویی برقرار نمی شود، تا این که دختر، زن به شمار آید.

یادآوری: بسیاری بر این باروند مراد از روایات نه سال، پایان نه سال است و منظور از روایات ده سال نیز، ورود در ده سالگی است، پس روایات نه سال و ده سال، هر دو یک سن را مطرح می کنند. (۳۹)

روایت ۱۳ سال:

۱. راوی می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: پسر در چه زمانی باید نماز بگزارد؟ امام فرمود:

«اذا اتی علیه ثلاث عشره سنه فان احتلم قبل ذلک فقد وجبت علیه الصلاه وجری علیه القلم والجاریه مثل ذلک ان اتی لها ثلاث عشره سنه او حاضت قبل ذلک فقد وجبت علیها الصلاه وجری علیها القلم.» (۴۰)

هرگاه سیزده ساله شود. البته اگر پیش از سیزده سالگی محتلم شود، نماز بر او واجب است و قلم تکلیف بر او جاری می شود. دختر هم مثل پسر است، هرگاه سیزده ساله شد، یا پیش از آن حیض شد، نماز بر او واجب می شود و قلم تکلیف بر او جاری می گردد.

سه حدیث دیگر نیز بیان شده که در آن سیزده سالگی مطرح شده است، ولی این سه عام بوده و ذکری از دختر به طور خاص در آنها به میان نیامده است. (۴۱)

روایات زمان وقوع حیض:

درپاره ای از روایات، واجب شدن برخی از احکام بر دختران، به فرا رسیدن سن خاصی بسته نشده است، بلکه زمان واجب شدن آن احکام را زمانی بیان کرده اند که دختر حائض می گردد. در حقیقت، روشن ترین نشانه بلوغ جنسی را در دختر زمان واجب شدن پاره ای از کارهای عبادی یاد کرده اند:

۱. امام صادق(ع) می فرماید:

«علی الصبی اذا احتلم الصیام وعلی الجاریه اذا حاضت الصیام والخمار.» (۴۲)

پسر وقتی محتلم شد، باید روزه بگیرد و دختر وقتی که حیض شد، روزه و پوشش بر او واجب است.

۲. در خبر دیگر آمده:

«علی الصبی اذا احتلم الصیام وعلی المراه اذا حاضت الصیام.» (۴۳)

۳. امام باقر(ع) می فرماید:

«لایصلح لجاریه اذا حاضت الا ان تختمر الا ان لاتجده.» (۴۴)

دختر از هنگامی که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد، مگر آن که وسیله پوشش نیابد.

۴. راوی از پوشش زن در نماز می پرسد، امام صادق(ع) می فرماید:

«ولا یصلح للحره اذا حاضت الا الخمار الا ان لا تجده.» (۴۵)

آزاد (غیر کنیز) از هنگامی که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد، مگر آن که وسیله پوشش نیابد.

۵ . از امام علی(ع) نقل شده که فرمود:

«اذا حاضت الجاریه فلاتصلی الا بخمار.» (۴۶)

از هنگامی که دختر حیض شد، نباید بدون پوشش نماز بگزارد.

۶. از امام باقر(ع) درباره پوشش کنیز پرسیده شد، امام فرمود:

«لو کان علیها لکان علیها اذا هی حاضت ولیس علیها التقنع فی الصلوه.» (۴۷)

اگر بر کنیز پوشش لازم باشد، این امر از زمانی است که حیض شود….

۷. پیامبر(ص) می فرماید:

«لایقبل الله صلوه جاریه قد حاضت حتی تختمر.» (۴۸)

خداوند نماز دختری را که حیض شده نمی پذیرد، مگر آن که با پوشش باشد.

۸. اسحاق بن عمار می گوید: از امام رضا(ع) پرسیدم: آیا پسر ده ساله باید ج بگزارد؟ امام فرمود:

«علیه حجه الاسلام، اذا احتلم وکذلک الجاریه علیها الحج اذا طمثت.» (۴۹)

از هنگامی که محتلم می شود، بر او حج واجب است و دختر هم از زمانی که خون حیض دید، بر او حج واجب می شود.

۹. عبدالرحمان بن حجاج می گوید: از امام کاظم(ع) پرسیدم: دختر نابالغ، از چه زمانی باید سر خود را از نامحرم بپوشاند و چه زمانی باید در نماز با پوشش باشد؟ امام فرمود:

«لاتغطی راسها حتی تحرم علیها الصلاه.» (۵۰)

از زمانی که گزاردن نماز بر او حرام می شود [ یعنی از زمانی که حیض می شود.]

۱۰. امام صادق(ع) می فرماید:

«اتی علی(ع) بجاریه لم تحض قد سرقت فضربها اسواطا ولم تقطعها.» (۵۱)

حضرت علی(ع) درباره دختری که هنوز حائض نشده و دزدی کرده بود، دستور داد که او را چند تازیانه بزنند، ولی دست او را قطع نکنند.

روایاتی که اشاره به بلوغ دختر دارد:

۱. پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

«ثمانیه لایقبل الله لهم صلاه: منهم المراه المدرکه تصلی بغیر خمار.» (۵۲)

هشت گروهند که نماز آنان مورد قبول خداوند واقع نمی شود. یک گروه از آنان دختران بالغ هستند در حالی که نماز خود را بدون پوشش بخوانند.

۲. «… قال سالت ابا عبدالله(ع) عن الجاریه الصغیره یزوجها ابوها ا لها امر اذا بلغت؟

قال: لا، لیس لها مع ابیها امر.

قال: و سالته عن البکر اذا بلغت مبلغ النساء ا لها مع ابیها امر؟

قال: لیس لها مع ابیها امر ما لم تکبر «تثیب ».» (۵۳)

راوی گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم که آیا دختر بچه ای که پدرش او را به عقدازدواج دیگری درآورده است، هنگامی که بالغ شد در امر ازدواج خود اختیاری دارد؟

حضرت فرمود: خیر، با وجود پدرش او دیگر اختیاری ندارد.

راوی گوید: سؤال کردم دختر باکره، آن گاه که چون زنان بالغ شد، آیا با وجود پدرش، اختیاری در امر ازدواج خویش دارد؟

حضرت فرمود: مادامی که بزرگ نشده است، با وجود پدرش، اختیاری در امر ازدواج خویش ندارد [در نسخه دیگر: مادامی که با کره باشد….].

نکته: در این موضوع، فقها دیدگاههای گوناگونی دارند و روایات نیز، در این زمینه گوناگونند بسیاری از فقیهان، به دلیل روایات موجود در این زمینه، اعتقاد دارند: دختر بالغ رشید، گرچه تاکنون ازدواج نکرده و باکره باشد، باید راضی به ازدواج باشد. البته راضی بودن دختر به تنهایی، کافی نیست، بلکه راضی بودن پدر نیز، شرط است، مگر آن که دختر مایل به ازدواج با مردی باشد که در عرف و شرع همتای او به شمار می آید و پدر اجازه ندهد که در این صورت، اجازه پدر لازم نیست. (۵۴)

۳. علی بن یقطین می گوید: از امام رضا(ع) درباره دختر و پسر سه ساله و یا کوچک تر که به عقد ازدواج دیگری در می آید، پرسیدم: وقتی دختر بالغ شد و راضی به این ازدواج نبود، حکم این دختر چیست؟ امام فرمود:

«لاباس بذلک اذا رضی ابوها او ولیها.» (۵۵)

هنگامی که پدر و یا ولی او به این امر راضی بودند، اشکالی ندارد.

۴. راوی می گوید از امام باقر(ع) درباره دختر بچه ای که به عقد پسربچه ای در می آید پرسیدم، امام فرمود:

«ان کان ابواهما اللذان زوجاهما جایز ولکن لهما الخیار اذا ادرکا….» (۵۶)

اگر پدر آن دو، آنان را به عقد ازدواج یکدیگر درآورده اند، این عقد جایز است، ولی این دختر و پسر هنگامی که بالغ شدند اختیار دارند که آن را بپذیرند یا نپذیرند.

۵. «عن محمد بن اسماعیل ابن بزیع قال: ساله رجل عن رجل مات و ترک اخوین وابنه والبنت صغیره فعقد احد الاخوین الوصی فزوج الابنه من ابنه….

فقال: الروایه فیها انها للزوج الاخیر وذلک انها قد کانت ادرکت حین زوجها ولیس لها ان تنقض ما عقدته بعد ادراکها.» (۵۷)

راوی گوید: مردی از او پرسید درباره مردی که از دنیا رفته و از او دو برادر و یک دختر و یک دختربچه باقی مانده است، آن گاه یکی از دو برادر، که وصی میت است، دختر او را به عقد ازدواج پسر خود در می آورد [سپس پدر شوهر از دنیا می رود و برادر دیگر، دختر را به عقدازدواج پسرش در می آورد….]

گفت: روایت در این مساله این است که: دختر از آن شوهر آخری است; زیرا هنگام ازدواج بالغ بوده است و دختر نمی تواند ازدواج با مردی را که پس از بلوغ با او ازدواج کرده است، بر هم بزند.

۶. ابی بکر از امام صادق(ع) از دختر نابالغی می پرسد که در حال زنا با مردی یافت شده است، امام می فرماید:

«تضرب الجاریه دون الحد ویقام علی الرجل الحد.» (۵۸)

برمرد حد جاری می شود، ولی بر دختر حد جاری نمی شود، تنها تعزیر می شود.

روایاتی که اشاره به بلوغ اعم از دختر و پسر دارد:

۱. امام صادق(ع) می فرماید:

«لیس علی مال الیتیم زکاه و ان بلغ الیتیم فلیس علیه لما مضی زکاه ولا علیه فیما بقی حتی یدرک فاذا ادرک فانما علیه زکاه واحد ثم کان علیه مثل ما علی غیره من الناس.» (۵۹)

یتیم تا زمان بلوغ، در دارایی پیش خود و یا آنچه از پیش از بلوغ برایش باقی مانده، لازم نیست زکات بپردازد، پس هنگامی که بالغ شد، یک زکات باید بپردازد، سپس حکم او مانند سایر مردم می گردد.

۲. امام صادق(ع) در تفسیر آیه «وابتلوا الیتامی » می فرماید:

«من کان فی یده مال بعض الیتامی فلایجوز له ان یعطیه حتی یبلغ النکاح ویحتلم. » (۶۰)

کسی که مالی از یتیمان نزد او باشد، حق ندارد مال را در اختیار یتیم بگذارد، مگر آن که یتیم به بلوغ جنسی و احتلام برسد.

۳. امام علی(ع) می فرماید:

«اذا اسلم الاب جر الولد الی الاسلام فمن ادرک من ولده دعی الی الاسلام فان ابی قتل وان اسلم الولد لم یجر ابویه ولم یکن بینهما میراث.» (۶۱)

هنگامی که پدر مسلمان شد، فرزند نیز مسلمان به شمار می آید. پس هر کدام از فرزندان او بالغ شد، به اسلام فراخوانده می شود. اگر اسلام را نپذیرفت، به قتل می رسد، ولی اگر فرزند مسلمان شود پدر و مادر او مسلمان به شمار نمی آید و بین فرزند و پدر و مادر میراثی وجود ندارد.

۴. امام علی(ع) درباره کودکانی که پدرشان کشته شده بود، فرمود:

«انتظروا بالصغار الذین قتل ابوهم ان یکبروا فاذا بلغوا خیروا فان احبوا قتلوا او عفوا او صالحوا.» (۶۲)

صبر کنید تا بزرگ شوند پس هنگامی که بالغ شدند، تصمیم می گیرند اگر دوست داشتند قاتل را به قتل می رسانند، یا می بخشند و یا مصالحه می کنند.

۵. از امام صادق(ع) روایت شده درباره کودکی که جوان شد و مسیحیت را برگزید، در حالی که پدر و مادرش، یا یکی از آن دو مسلمان هستند، فرمود:

«لایترک ولکن یضرب علی الاسلام.» (۶۳)

این جوان رها نمی شود، ولی برای اسلام مورد ضرب قرار می گیرد.

۶. امام رضا(ع) می فرماید:

«وان الصبی لایجری علیه القلم حتی یبلغ.» (۶۴)

بر کودک قلم جاری نمی شود. [گناهان او ثبت نمی گردد] تا زمانی که بالغ شود.

۷. راوی می گوید از امام صادق(ع) از پسربچه و دختربچه ای پرسیدم که:

«زوجهما ولیان لهما و هما غیر مدرکین.

قال: فقال: النکاح جائز ایهما ادرک کان له الخیار فان ماتا قبل ان بدر کاملا میراث بینهما ولا مهر الا ان یکونا قد ادرکا ورضیا.

قلت: فان ادرک احدهما قبل الآخر.

قال: یجوز ذلک علیه ان هو رضی.

قلت: فان کان الرجل الذی ادرک قبل الجاریه ورضی النکاح ثم مات قبل ان تدرک الجاریه اترثه؟

قال: نعم یعزل میراثها منه حتی ادرک و تحلف بالله مادعاها الی اخذ المیراث الا رضاها بالتزویج ثم یدفع الیهاالمیراث و نصف المهر.

قلت: فان ماتت الجاریه ولم تکن ادرکت ایرثها الزوج المدرک؟

قال: لا لان لها الخیار اذا ادرکت.

قلت: فان کان ابوها هوالذی زوجها قبل ان ادرکت؟

قال: یجوز علیها تزوج الاب ویجوز علی الغلام والمهر علی الاب للجاریه.» (۶۵)

ولی آنان، آن دو را به عقد ازدواج یکدیگر در آورده اند.

حضرت فرمود: عقد ازدواج جایز است و هر کدام آنان، زمانی که بالغ شدند، اختیار دارند که ازدواج را بپذیرند یا نپذیرند. حال اگر هر دو قبل از بلوغ بمیرند، از یکدیگر ارث نمی برند و به دختر نیز مهریه پرداخت نمی شود، مگر آن که بالغ شوند و به ازدواج رضایت دهند.

راوی گوید پرسیدم: اگر یکی زودتر از دیگری بالغ شد، چه حکمی دارد؟

حضرت فرمود: عقد ازدواج برای او اگر راضی به ازدواج باشد، جایز است.

پرسیدم: اگر پسر قبل از دختر بالغ شد و راضی به ازدواج شد، ولی هنوز دختر بالغ نشده، پسر از دنیا رفت، آیا دختر از پسر ارث می برد؟

حضرت فرمود: باید سهم الارث زن از اموال پسر جدا شود و وقتی دختر بالغ شد، بگوید که به ازدواج راضی بوده است، یا نه. البته باید قسم بخورد که به ازدواج [در صورت ادامه حیات پسر] راضی است و علت اعلام رضایت او بهره برداری از اموال او با عنوان ارث نیست. آن گاه سهم دختر را از ارث می دهند و نصف مهریه او را نیز از اموال شوهر به او می پردازند.

راوی گوید پرسیدم: حال اگر دختر پیش از بلوغ از دنیا رفت، آیا پسر که بالغ شده است از دختر ارث می برد؟

حضرت فرمود: ارث نمی برد; زیرا ممکن است دختر اگر زنده می ماند، پس از بلوغ به ازدواج رضایت نمی داد.

پرسیدم: اگر پدر دختر، او را قبل از بلوغ به عقد ازدواج پسر درآورده باشد، چه حکمی دارد؟

حضرت فرمود: تزویج پدر بر دختر و پسر جایز است و مهریه را باید پدر به دختر بپردازد.

توان جسمانی شرط در واجب بودن روزه

در سه روایت توان جسمی برای روزه شرط شده است:

۱. از امام صادق(ع) پرسیده شد: کودک از چه زمانی باید روزه بگیرد؟ فرمود:

«اذا قوی علی الصیام.» (۶۶)

هنگامی که توان روزه گرفتن را پیدا کرد.

۲. امام صادق(ع) می فرماید:

«اذا اطاق الصبی الصوم وجب علیه الصیام.» (۶۷)

هنگامی که کودک طاقت روزه را داشت روزه بر او واجب می شود.

۳. حضرت علی(ع) فرمود:

«یجب الصلوه علی الصبی اذا عقل والصوم اذا اطاق والشهاده والحدود اذا احتلم.» (۶۸)

نماز هنگامی بر کودک واجب می شود که عاقل گردد و روزه، آن گاه که طاقت جسمانی پیدا کند و حدود، زمانی که محتلم گردد.

رشد شرط در داد وستدها

خداوند در آیه ۶ سوره نساء، افزون بر بلوغ، رشد را نیز در انجام داد و ستدها لازم می داند. روایات نیز به این مطلب اشاره دارند، از جمله:

۱. راوی می گوید: از امام صادق(ع) درباره دختر یتیم پرسیدم: چه زمانی دارایی او را می توان در اختیارش قرار داد؟ حضرت فرمود:

«اذا علمت انها لاتفسد ولاتضیع. فسالته: ان کانت زوجت. فقال: اذا زوجت فقد انقطع ملک الوصی عنها.» (۶۹)

هنگامی که دانستی اموال خود را فاسد و ضایع نمی کند….

۲. امام صادق(ع) می فرماید:

«انقطاع یتم الیتیم الاحتلام وهو اشده وان احتلم ولم یؤنس منه رشده وکان سفیها او ضعیفا فلیمسک عنه ولیه ماله.» (۷۰)

پایان کودکی، زمان محتلم شدن است… اگر کودک محتلم شد، ولی در او رشد نیافتید و سفیه یا ضعیف بود، ولی او باید اموال او را نگاهداری کند.

۳. از امام موسی بن جعفر(ع) پرسیده شد از یتیم، چه زمانی کودکی او پایان می پذیرد؟ امام فرمود:

«اذا احتلم و عرف الاخذ والعطاء.» (۷۱)

هنگامی که محتلم شد و شناخت نسبت به به دست آوردن اموال و بخشیدن آن پیدا کرد.

۴. امام صادق(ع) درباره سرپرست یتیم می فرماید:

«اذا قرا القرآن و احتلم واونس منه الرشد دفع الیه ماله وان احتلم ولم یکن له عقل یوثق به لم یدفعه الیه وانفق منه بالمعروف علیه.» (۷۲)

هنگامی که یتیم قرآن خواند و محتلم شد و در او رشد دیده شد، اموال او به او پرداخته می شود، ولی اگر یتیم محتلم شد و دارای درک و عقلی که بتوان به آن اعتماد کرد نشده بود، اموال او را به دست او نمی سپارند و از اموال او مخارج او را به نیکی و شایستگی می پردازند.

احتلام

در پاره ای از روایات، زمان واجب شدن پاره ای از تکالیف بر کودک، از زمان احتلام او مطرح شده است. در بیش تر این روایات، نشانه هایی وجود دارد که روشن می سازد مراد از احتلام، خارج شدن منی از پسران است و دختران منظور نیستند، از جمله: تقابل و رویارویی که بین حیض و احتلام در متن پاره ای از این روایات به چشم می خورد از نظر پزشکی نیز احتلام در دختران پیش از ازدواج، بسیار کم رخ می دهد.

شاید بتوان گفت: به دلیل بسیار کم بودن احتلام در دختران، مراد از حلم در روایات، محتلم شدن پسران باشد. شماری از فقها به این روایات استناد کرده و آن را به دختران نیز گسترانده اند.

از جمله روایتی که در این بحث می تواند مورد استفاده قرار گیرد این حدیث شریف است:

علی(ع) می فرماید:

«ان القلم یرفع عن ثلاثه: عن الصبی حتی یحتلم وعن المجنون حتی یفیق وعن النائم حتی یستیقظ.» (۷۳)

به درستی که قلم تکلیف از سه گروه برداشته شده است: از کودک تا زمانی که محتلم شود، از دیوانه تا زمانی که عاقل گردد و از کسی که در خواب است تا زمانی که بیدار شود.

روایاتی چند اشاره به این مطلب دارند: کارهای گوناگون فردی و اجتماعی در یک زمان، بر فرد لازم و واجب می گرد و جداسازی بین زمان واجب شدن کارهای عبادی و زمان واجب شدن کارهای اجتماعی وجود ندارد.

اکنون به نمونه هایی از این روایات اشاره می گردد:

۱. روایاتی که نوشتن خوبیها و بدیها را در یک زمان، دانسته، یا پایان کودکی را یک زمان بیان کرده و یا کارهای عبادی و اجتماعی را جدا جدا یادآور شده و برای همگی یک زمان را در نظر گرفته اند، مانند روایات: ۲، ۴، ۵، ۲۰، ۲۱و ۶ از روایات نه سال، روایات ۱ و ۲ از روایات ۱۳ سال و روایت ۶ از روایات بلوغ جنسی در دختر و پسر و حدیث رفع (حدیث احتلام).

۲. امام رضا(ع) درباره زمان بلوغ می فرماید:

«ما اوجب علی المؤمنین الحدود.» (۷۴)

زمان بلوغ آن هنگام است که حدود بر مؤمنان واجب می گردد.

۳. امام صادق(ع) می فرماید:

«انما یجب ان یصلی علی من وجبت علیه الصلاه والحدود ولایصلی علی من لم تجب علیه الصلاه ولا الحدود.» (۷۵)

نماز میت از زمانی بر کودک واجب می شود که نماز بر خود او واجب شده و حدود نیز بر او واجب باشد و بر کسی که هنوز نماز و حدود واجب نشده، واجب نیست که نماز میت گزارده شود.

جمع بندی آیات و روایات:

در آیات، آنچه از کارهای واجب عبادی و اجتماعی به آن اشاره شده، زمان جایز بودن تصرف در اموال است که آن هم از هنگام بلوغ نکاح و هرگاه که رشد فرد ثابت شد، خواهد بود.

در روایات هر چند بحثهایی چند در سند و نیز دلالت آنها وجود دارد، ولی با فرض امکان استناد به آنها می توان مطالب یاد شده را در روایات، بدین گونه دسته بندی کرد:

روایات ۹ سال: دست کم ۲۱ روایت داریم که دلالت بر نه سال می کنند. سند حدود ده روایت صحیحه است، در صورتی که روایات هفت سال و ده سال نیز، همان پایان نه سال را مورد نظر داشته باشند، شمار این روایات، به بیست وچهار می رسد که البته ممکن است پاره ای از روایاتی که محتوای بسیار همانند دارند و دارای سندهای گوناگونند، جداجدا به شمار آیند که در این صورت، شمار روایات بیش تر از این خواهد بود.

الف. ده روایت بیان می کنند: با دختر از نه سالگی می توان آمیزش کرد و اگر مردی با زن خود، پیش از نه سالگی آمیزش داشته باشد و زن آسیب ببیند مرد ضامن است و احکامی علیه او اجرا می گردد.

ب. پنج روایت بیان می کنند: حدود به سود دختر نه ساله و علیه او اجرا می گردد.

ج. چهار روایت بیان می کنند: دختر نه ساله دیگر کودک به شمار نمی آید و نه سالگی حد بلوغ دختر است.

البته یکی از این روایات اشاره می کند: دختر نه ساله تنها اگر کم خرد باشد، کودک به شمار می آید.

د. دو روایت بیان می کنند: از نه سالگی کارهای نیک و گناهان دختر ثبت می شود و در برابر گناهان کیفر می بیند.

ه. یک روایت نیز نه سال را زمان واجب شدن کارهای عبادی بیان داشته است.

و. سه روایت بیان می دارند: دختر از نه سالگی می تواند در اموال خویش تصرف کند (البته به قرینه آیه ها و روایات دیگر، به شرط آن که رشد فکری جهت انجام دادوستدها را هم داشته باشد).

ز. دو روایت بیان می دارند: تا پیش از نه سالگی امکان حیض دختر وجود ندارد. یک روایت می گوید: امکان پدیدآمدن حیض، از نه سالگی است. یک روایت بیان می کند: حکم به حاملگی دختر پیش از نه سال نمی توان کرد، از این روی عده و استبرا ندارد.

ح. یک روایت می گوید: دختر نه ساله در ازدواج خویش فریب خورده نیست.

ط. یک روایت می گوید: دختر اگر پیش از نه سال توسط ولی خود به عقد ازدواج کسی درآمده باشد، پس از نه سالگی می تواند این ازدواج را بپذیرد، یا نپذیرد.

روایت ۷ سال: تصرف در اموال و واجب شدن کارهای عبادی و اجرای حدود را از این زمان به بعد می داند.

روایات ۱۰ سال: سه روایت است که یک روایت می گوید: از این زمان به بعد دختر فریب خورده به شمار نمی آید و دو روایت می گویند: با دختر کم تر از ده سال نباید آمیزش کرد.

روایات ۱۳ سال: واجب شدن نماز و جاری شدن قلم تکلیف بر دختر را از این سن و یا از زمان پدید آمدن حیض، در صورتی که پیش از سیزده سال رخ داده باشد، می دانند.

روایات حیض: ده روایت در این باره وجود دارد:

الف. چهار روایت: زمان واجب شدن پوشش، از زمان وقوع حیض به بعد می باشد.

ب. چهار روایت: زمان واجب شدن حجاب در نماز، از زمان وقوع حیض به بعد است.

ج. دو روایت: زمان واجب شدن روزه از زمان وقوع حیض به بعد است.

د. یک روایت: زمان واجب شدن حج از زمان وقوع حیض به بعد است.

ه. یک روایت: می گوید امام(ع) قبل از این زمان، بر دختر حدود را اجرا نکرده است.

روایات بلوغ دختر: در این باره، پنج روایت وجود دارد:

الف. یک روایت: واجب شدن حجاب در نماز، از زمان بلوغ دختر به بعد است.

ب. سه روایت: درباره پذیرفتن و نپذیرفتن دختر ازدواج کودکی خود را از سوی پدر یا ولی.

ج. یک روایت: در این باره که دختر بالغ نمی تواند ازدواج خود را بر هم زند.

روایات بلوغ کودک: دراین باره هفت روایت وجود دارد:

الف. یک روایت می گوید: پس از بلوغ کودک، پرداخت زکات بر او واجب می شود.

ب. دو روایت می گوید: حد مرتد پس از بلوغ کودک اجرا می شود.

ج. یک روایت می گوید: کودک پس از بلوغ علیه دیگران حد را می تواند اجرا کند.

د. یک روایت می گوید: پس از بلوغ کودک او می تواند در اموال خودتصرف کند.

ه. یک روایت می گوید: کودک وقتی بالغ شد، می تواند نسبت به ازدواج زمان کودکی خویش تصمیم بگیرد.

و. یک روایت می گوید: از زمان بلوغ کارهای فرد ثبت می گردد.


آرای فقیهان

فقیهان در بیان آرای فقهی خود، به طور معمول در کتاب «الحجر» و گاه در کتاب الصلاه یا صوم یا زکات یا حج، یا تجاره یا نکاح یا حدود و قصاص و بسیار کم در جاهای دیگر، به بحث بلوغ پرداخته اند که سعی می شود آرای فقهای معروف از ابتدای عصر غیبت، به گونه مختصر ذکر شود.

یادآوری:۱. واژه بلوغ در آرای فقهی یاد شده در جدول زیر، به معنای زمان واجب شدن کارهای شرعی است.

۲. فقیهان که چند نشانه برای بلوغ یاد کرده اند، هر نشانه را که زودتر واقع شد، نشانه شروع کارهای واجب می دانند.

نام فقیه ٍ تاریخ ٍ نام کتاب ٍ رای فقیه

شیخ صدوق ٍ م.۳۸۱ ٍ مقنع و من لایحضر ٍ ازدواج دختر از نه سالگی رواست، در چهار مورد رای خویش را این گونه بیان می کند: دختر از ۹ سالگی می تواند با همسر خود ارتباط زناشویی داشته باشد.

روایاتی که دلالت بر جایز نبودن می کنند، ارتباط زناشویی پیش از نه سال را می گویند. (۷۶)

روایات، واجب بودن روزه و پوشش را از زمان حیض به بعد، بیان کرده اند. (۷۷)

شیخ مفید ٍ م.۴۱۳ مقنعه ٍ بیان می کند: اگر مردی با دختر کم تر از نه سال آمیزش کرد و او آسیب دید، چه حکمی دارد؟ (۷۸)

سن امکان حیض را ۹ سالگی دانسته و عده طلاق نه ساله یا بیشتر را که با او آمیزش شده، سه ماه یاد کرده است. (۷۹)

از زمان وقوع حیض به بعد روزه واجب است. (۸۰)

ابی الصلاح حلبی ٍ م.۴۴۷ ٍ کافی ٍ آمیزش با دختر، از نه سال به بعد جایز است. (۸۱)

شیخ طوسی ٍ م.۴۶۰ ٍ مبسوط ٍ بلوغ که شرط در واجب شدن کارهای عبادی است، در دختر ده سال است. (۸۲)

بلوغ دختر نه سالگی است و آمیزش قبل از نه سال جایز نیست. (۸۳)

سن بلوغ را در دختر و پسر پانزده سال بیان می کند. (۸۴)

ٍ ٍ خلاف ٍ بلوغ دختر نه سالگی است و آمیزش پیش از نه سالگی جایز نیست. (۸۵)

ٍ ٍ نهایه ٍ زمانی که دختر برای ازدواج خویش می تواند تصمیم بگیرد، نه سالگی است و آمیزش با دختر کم تر از نه سال جایز نیست، حد بلوغ دختر نه سالگی است. (۸۶)

ابن حمزه ٍ م.۵۰۰ ٍ الوسیله ٍ دختر در نه سالگی بالغ می شود و حیض نیز نشانه بلوغ است.

بلوغ دختر به حیض یا پایان پذیرفتن ده سال است و حاملگی نیز نشانه بلوغ است. (۸۷)

سلاّر ٍ م.۴۶۳ ٍ المراسم العلویه ٍ امکان حیض در نه سالگی است و آمیزش از نه سال به بعد جایز است. (۸۸)

ابن براج ٍ م.۴۸۱ ٍ مهذبّ ٍ بلوغ دختر نه سالگی است. (۸۹)

ابن زهره ٍ م.۵۸۵ ٍ غنیه ٍ بلوغ دختر نه سالگی است. (۹۰)

ابن ادریس ٍ م.۵۹۸ ٍ سرائر ٍ بلوغ دختر، حیض یا حاملگی یا نه سالگی است و آمیزش پیش از نه سال جایز نیست. بلوغ دختر به نه سالگی یا حیض یا حمل یا احتلام یا رویش موی خشن بر شرمگاه است. (۹۱)

محقق حلی ٍ م.۶۷۶ ٍ شرایع ٍ بلوغ دختر نه سالگی است. بلوغ شرعی در دختر، پایان پذیرفتن نه سال و آمیزش در ده سالگی است. (۹۲)

ٍ ٍ مختصر النافع ٍ بلوغ دختر نه سالگی است، یا از زمان خارج شدن منی، یا رویش موی خشن بر شرمگاه. (۹۳)

ابن جنید ٍ ٍ ٍ زمان رفع حجر دختر و زمان ازدواج او نه سالگی است. دختری که نه سالش تمام شده، صغیر به شمار نمی آید. (۹۴)

یحیی بن سعید ٍ م.۶۸۹ ٍ الجامع للشرائط ٍ بلوغ دختر نه سالگی است و نیز احتلام، حیض و حمل.

آمیزش، پیش از نه سال جایز نیست. (۹۵)

فاضل آبی ٍ م.۶۹۰ ٍ کشف الرموز ٍ آمیزش، پیش از نه سالگی دختر جایز نیست. (۹۶)

علامه حلی م.۷۲۶ ٍ ارشاد الاذهان ٍ بلوغ دختر نه سالگی یا خارج شدن منی یا رویش موی خشن بر شرمگاه است. (۹۷)

ٍ ٍ تذکره الفقهاء ٍ بلوغ دختر نه سالگی است. (۹۸)

ٍ ٍ القوائد ٍ بلوغ دختر، نه سالگی است و حیض و حمل دلالت بر بلوغ در گذشته دارد. (۹۹)

ٍ ٍ مختلف ٍ بلوغ دختر نه سالگی، یا احتلام، یا حمل، یا حیض، یا رویش موی خشن بر شرمگاه است.

آمیزش از نه سال به بعد جایز است. (۱۰۰)

ٍ ٍ تحریر الاحکام ٍ بلوغ دختر نه، یا ده سالگی و یا رویش موی خشن بر شرمگاه و یا احتلام است.

بلوغ دختر نه سالگی، یا حیض یا احتلام یا روییدن موی خشن بر شرمگاه است.

حیض و حمل دلالت بر بلوغ دارند. (۱۰۱)

ابن غهد ٍ ٍ المهذب البارع ٍ در بلوغ دختر دو قول است: مشهور نه سال و قول دیگر ده سال. (۱۰۲)

شهید اول ٍ م.۷۸۶ ٍ اللمعه ٍ بلوغ دختر که شرط واجب شدن عبادات است، احتلام، یا رویش موی خشن بر شرمگاه، یا نه سالگی است. (۱۰۳)

شهید ثانی ٍ م.۹۶۵ ٍ مسالک ٍ بلوغ دختر، مشهور نه سالگی است ده سالگی هم نقل شده.

ٍ ٍ الروضه البهیه ٍ بلوغ دختر که شرط واجب شدن عبادات است، احتلام، یا رویش موی خشن بر شرمگاه یا برابر مشهور، پایان پذیرفتن نه سال قمری است. (۱۰۴)

فاضل سبزواری ٍ م.۱۰۹۰ ٍ کفایه الاحکام ٍ بلوغ دختر به خارج شدن منی، رویش موی خشن بر شرمگاه و نه سالگی بنا بر قول مشهور است. (۱۰۵)

فاضل ٍ هندی ٍ م.۱۱۳۷ ٍ کشف اللثام ٍ آمیزش با دختر، پیش از نه سال حرام است. (۱۰۶)

دختری که نه ساله نشده کودک است. (۱۰۷)

فاضل مقداد ٍ ٍ کنز العرفان ٍ بلوغ دختر نه سالگی است (در بحث ازدواج). (۱۰۸)

شیخ یوسف بحرانی ٍ م.۱۱۸۶ ٍ حدائق ٍ بلوغ دختر در نه سالگی است و در نه سالگی کارهای عبادی بر دختر واجب می شود. (۱۰۹)

محقق قمی ٍ ٍ الغنائم ٍ بلوغ دختر، نه سالگی است و در نه سالگی کارهای عبادی بر دختر واجب می شود. (۱۱۰)

صاحب جواهر ٍ م.۱۲۶۶ ٍ جواهر الکلام ٍ بلوغ دختر پایان نه سالگی است، بنابر مشهور. (۱۱۱)

شیخ انصاری ٍ م.۱۲۸۱ ٍ کتاب الصوم ٍ اقرب آن است که دختر با پایان یافتن نه سالگی بالغ می گردد. (۱۱۲)

فیض کاشانی ٍ ٍ مفاتیح الشرایع ٍ روزه در سیزده سالگی بر دختر واجب می شود، مگر آن که پیش از آن حیض شود. حدود در پایان نه سالگی او اجرا می شود. وصیت و عتق در ده سالگی او صحیح است. (۱۱۳)

امام خمینی ٍ ٍ تحریر الوسیله ٍ بلوغ دختر به یکی از امور سه گانه شناخته می شود: ۱. رویش موی خشن بر شرمگاه ۲.خارج شدن منی. ۳. پایان نه سالگی . (۱۱۴)

با بررسی آرای فقیهان روشن گردید:

۱. همگان سن را به عنوان حد بلوغ مطرح کرده اند. البته شیخ مفیدتنها در بحث واجب بودن روزه، زمان آن را وقوع حیض بیان کرده. شیخ صدوق نیز در دو کتاب خود، واجب شدن روزه و حجاب را از زمان حیض به بعد یاد کرده است.

۲. شماری افزون بر سن، حیض را نیز، به عنوان زمان بلوغ; یعنی زمان واجب شدن کارهای عبادی و اجتماعی مطرح کرده اند، ولی گفته اند: خونی که دختر پیش از نه سالگی ببیند، خون حیض نیست. بنابراین، در همه دختران، نه سالگی زمان واجب شدن کارهای عبادی و اجتماعی است، حال چه در همان نه سالگی حیض شوند، یا پس از آن. (فایده ذکر حیض در جایی است که سن فردی روشن نباشد.)

آنان که احتلام یا رویش موی خشن بر شرمگاه یا حمل را مطرح کرده اند، در صورت تقدم سن، نه سالگی دختر را زمان وجوب تکالیف دانسته اند.

۳. سن واجب شدن کارهای عبادی و اجتماعی را بر دختر، همه، نه سال بیان داشته اند، به جز شیخ طوسی و ابن حمزه که در برخی کتابهای خویش، نه سال و در برخی دیگر ده سال را مطرح کرده اند و البته شیخ طوسی در مبسوط پانزده سال را هم بیان کرده است.

یکی از آقایان، دررساله عملیه خود، سیزده سال را در صورتی که نشانه حیض یا رویش موی خشن بر شرمگاه پیش از آن واقع نشده باشد، زمان واجب شدن تکالیف ذکر کرده است. (۱۱۵)

۴. فیض کاشانی نیز، رای خاصی دارد:

آن گونه که صاحب جواهر نیز بیان داشته، همه فقهای شیعه و اهل سنت، یک زمان را زمان واجب شدن تکالیف دانسته اند و بین تکلیفهای گوناگون فرق قائل نشده اند. (۱۱۶)

در این موضوع، فیض کاشانی رایی جداگانه داشته، روزه را در سیزده سالگی یا زمان وقوع حیض قبل از سیزده سال و حدود را نه سالگی، واجب و وصیت و عتق را در ده سالگی جایز دانسته است.

یکی از آقایان، در معاملات (بیع، اجاره، وصیت، عتق، طلاق) ده سالگی را به شرط رشد فکری، در حدود شرعی و تعزیرات، رسیدن به حد زنانگی و در کارهای عبادی (نماز، روزه، حج و…) سیزده سالگی یا حیض را زمان واجب شدن این کارها دانسته است. (۱۱۷)

۵. مراجع تقلید زمان ما، همگی، نه سال را زمان واجب شدن همه تکالیف می دانند. این مراجع عبارتند از: آیات عظام: خمینی، خویی، اراکی، نجفی مرعشی، گلپایگانی، صدر، خامنه ای، فاضل لنکرانی، وحید، شبیری زنجانی، تبریزی، بهجت، مکارم و سیستانی. (۱۱۸)

بررسی دلیلهای فقیهان (۱۱۹)

دلیلهای باورمندان به واجب شدن کارهای عبادی و اجتماعی پس از پدید آمدن حیض:

۱. آیه، در بیان بلوغ، سن را مطرح نکرده است و اگر سن نشانه بود، باید ذکر می شدزیرا واپس انداختن بیان از وقت نیاز، نکوهیده و نادرست است.

۲. آیه «نساءکم حرث لکم » مفید این معناست که تا وقتی به طور طبیعی شایستگی تولید فرزند در زنان نباشد، شایستگی ازدواج ندارند.

۳. از پیامبر(ص) روایتی در مورد سن نداریم و به دلیل نکوهیدگی واپس انداختن بیان از وقت نیاز، اگر سن بلوغ تشریع دینی بود، باید در زمان پیامبر(ص) بیان می شد.

۴. روایات بسیاری زمان حیض را به عنوان زمان واجب شدن پاره ای از تکالیف مطرح کرده اند.

۵. روایاتی بلوغ را درپاره ای از تکالیف مطرح کرده اند.

۶. روایاتی احتلام را به میان آورده اند.

۷. در روایات، سنهای گوناگونی بیان شده است: ۹، ۱۰ و ۱۳ پس ملاک، حیض است که سبت به افراد گوناگون، فرق می کند.

۸. قید «ذلک انها تحیض » در روایت دوم از احادیث نه سال، نشانه این است که ملاک حیض است و نه سن.

۹. قید «اذا تزوجت و دخل بها و لها تسع سنین » نشانه بر این است که در ۹ سال در حقیقت رشد جسمانی جهت ازدواج موردنظر بوده که با حیض این رشد اثبات می گردد.

۱۰ . تردید در روشن کردن سن درروایت امام باقر(ع) (حدیث ۷ از روایات ۹ سال) نشانگر آن است که سن، از روی تعبد مطرح نیست: «لایدخل الجاریه حتی یاتی لها تسع سنین او عشره سنین.»

۱۱. در روایاتی که روایی تصرف در مال، بر سن خاصی مترتب شده، به بیان روشن آیات، روایات و فتاوای فقها، برای تصرفات مالی، افزون بر بلوغ، رشد نیز لازم است، پس سن در شرایطی فرض شده که کودک رشید شده است.

۱۲. درموثقه عمار ساباطی (حدیث ۸ از روایات زمان وقوع حیض) برخلاف پرسش پرسش کننده، امام(ع) می فرماید: «وکذا الجاریه علیها الحج اذا طمثت.»

۱۳ بلوغ امری تکوینی است، پس اماره آن هم باید امری تکوینی باشد که عادت ماهیانه است. این مطلب با بیانی دیگر نقل شده:

«سلوک شارع در جعل احکام نسبت به موضوعات طبیعی خارجی، تعیین نشانه ای طبیعی است.»

و نیز بیان داشته اند:

«در مساله بلوغ، شارع نشانه های طبیعی، چون احتلام و رویش مو را مطرح کرده، پس این امر که حیض، نشانه بلوغ باشد، چندان بعید نیست.»

۱۴. نشانه بلوغ باید دائمی باشد، یا غالبی و روایات نه سال با واقعیت خارجی برابری ندارد.

۱۵. ازدواج امری تعبدی نیست، زیرا پیش از نه سال هم برای ولی مشروع بوده است. ازدواج به عنوان امری طبیعی و خارجی به معنای آمادگی جسمی برای ازدواج مطرح شده، پس نه سال نشانه حصول این آمادگی; یعنی بلوغ می باشد و اصل، بلوغ می باشد نه سن.

۱۶. از مستندات باورمندان به نه سال، شهرت است که در شهرت باید توجه داشت، به دلیل روایات معارض، روی گرداندن از مشهور زشت و نکوهیده نیست.

۱۷. بعد از تعارض و تعادل یا تساقط دو دسته روایات، مرجع کتاب و سنت می شود که قاعدگی و بلوغ نکاح را میزان بلوغ معرفی کرده اند.

۱۸. علمای شیعه پانزده سال را برای پسر و نه سال را برای دختر نمایانگر بلوغ دانسته اند در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران نیز، همین مطلب آمده است و این براساس پاره ای از احادیث است، ولی ما از راه قانون تحول اجتهاد، با تحول زمان و شرایط ویژگیهای موضوعات می توانیم بگوییم: حاصل شدن بلوغ در نه سالگی برای دختران در زمان صدور روایات بود، نه دخترانی که در این زمان هستند; زیرا دختران در روزگار معصومان به نشانه های بلوغ، که حیض و حمل باشد، در نه سالگی دست می یافتند و بیش تر آنان در سن یاد شده عادت ماهانه می شدند، پس می توانیم بگوییم نه سالگی برای حاصل شدن بلوغ آنها موضوعیت ندارد، بلکه طریقیت دارد. در آن زمان که نه سال گفته شده، از باب تعیین مصداق بوده است. پس معیار ومیزان برای پیدایش بلوغ، عادت ماهانه است، نه نه سالگی.

۱۹. بسیاری بر این باورند: علت آن که در روایات نه سالگی زمان بلوغ اعلام شده، آن است که درعربستان هوا گرم بوده و در مناطق گرمسیر بلوغ جنسی زودتر واقع می شود.

۲۰. لازمه پذیرش نه سال، کنار گذاردن بسیاری از روایات است که در آن حیض بیان شده است.

دلیلهای واجب شدن کارهای عبادی و اجتماعی دختران از ۹ سالگی

۱. بیش از بیست روایت که سند پاره ای صحیحه و پاره ای گمان به درستی آنها می رود، دلالت دارند که دختران از نه سالگی باید به عبادت بپردازند و مسؤول کارهایی که انجام می دهند خواهند بود و قانون بر آنان جاری می شود.

۲. شهرت; با توجه به این امر که مساله مورد نیاز همگان بوده و مسلمانان در امر ازدواج، طلاق، دادوستد، ارث و… پی گیر سن بلوغ دختران بوده اند، پس بی گمان از امام(ع) زیاد پرسش می شده و امام جواب می فرموده; از این روی، قول مشهور، برابر نظر معصوم بوده است و نمی توان پذیرفت معصومان(ع) در پاسخ پرسشهای مکرر شیعیان، ۱۳ سال یا زمان پدید آمدن حیض را هنگام واجب شدن کارهای عبادی بیان کرده اند، ولی فقها همگی رای به خلاف آن داده اند.

۳. در صورت ناسازگاری روایات، برابر امر: «خذ بما اشتهر بین اصحابک » می بایست عمل کرد.

۴. شماری ۹ سالگی را سن بلوغ دختران و زمان واجب شدن کارهای عبادی دانسته اند و بر آن، ادعای اجماع کرده اند، مانند: ابن ادریس در سرائر، صاحب جواهر، شیخ طوسی و ابن زهره. (۱۲۰)

۵. ما علم اجمالی به یکی از دو حجت داریم:

الف. یا اجماع فقها، بدون استناد به روایات تحقق یافته (اجماع بر ۹ سال و یا دست کم اجماع بر این که ۱۳ سالگی سن بلوغ نیست یا اجماع بر جدا نبودن تکلیفها) و خود به عنوان دلیل کاشف و مستقل حجت است.

ب. یا روایات، مورد استناد فقها بوده که شهرت استنادیه، سبب قوت اسناد روایات می گردد.

۶. دلیلهای تکلیفها، فراگیرند و همه انسانها را در بر می گیرند. دلیلهای دلالت کننده بر برداشته شدن قلم از کودک، کودکان را جدا کرده است. احادیث می گویند در ۹ سالگی، یتم و کودکی از بین می رود.

۷. روایت یزید کناسی (حدیث ۲۱ از احادیث ۹ سال) دلالت روشن بر این مطلب دارد که ۹ سال سن بلوغ دختر (در امر ازدواج و اقامه حدود) است، اگر دختر در این سن خون حیض ندیده باشد، روایت حمران (حدیث ۱۴ از احادیث ۹ سال) نیز دلالت بر جایز بودن آمیزش پس از نه سال و پیش از پدید آمدن حیض می کند پس در این دو روایت، به روشنی بیان شده که سن مطرح است، اگر چه دختر خون ندیده باشد.

باورمندان به بلوغ دختر در ۹ سالگی، رای افرادی را که دختران را از زمان پدید آمدن حیض مورد خطاب شارع می دانند و بر آنان واجب می دانند که به دستورهای او گردن نهند، قبول ندارند و دلیلهایی برای این نظر بیان می دارند:

۱. زمان واجب شدن انجام دستورهای خداوند بر افراد، یک زمان است و نمی توان بین زمان انجام دستورها، جدایی انداخت و هر دستوری را در زمان خاصی لازم دانست. این مطلب برابر اجماع فقها بوده و هیچ یک از پیشینیان باورمند به جدایی نشده است. لسان روایات نیز مؤید این مطلب است و عنوان نوشته شدن حسنات و سیئات، یا ذهاب یتم یا وجوب فرائض در روایات، برای یک زمان، مطرح شده است; از این روی، تمامی دستورهای فردی و اجتماعی را در بر می گیرند. عنوانهایی چون: جایز بودن آمیزش و واجب بودن شماری از کارهای عبادی و اجرای حد در یک زمان نیز جهت تاکیدبر همان عنوانهای کلی است.

۲. در صورتی که سن را برداریم و زمان حیض را زمان واجب بودن دستورهای شارع بدانیم، مواردی که دختران هرگز حیض نمی شوند، آیا هرگز دستوری بر عهده ندارند؟

۳. در صورت واجب بودن انجام دستورها، در زمان وقوع حیض، آیا مواردی که دختران بلوغ دیررس دارند و کم هم نیست، دختر در سن بالا، مانند: ۱۶ یا ۱۷ سالگی مکلف می گردد؟

۴. به نظر می رسد حکم به اجرای حد بر دختر ۱۰ ساله ای که حیض شده و حکم به اجرا نکردن حد بر دختر ۱۶ ساله ای که هنوز حیض نشده است، درست نباشد.

۵. در صورت حذف سن و واجب بودن انجام دستورها هنگام وقوع حیض، در قانونهای اجتماعی، بویژه در قانونهای جزایی، جامعه، دچار گرفتاریهای فراوان خواهد شد; زیرا راه آگاه شدن از حیض شخصی که قرار است بر اوحکم جاری شود، خود اوست و بی گمان هنگام حکم به اجرای حدود یا قصاص یا دیات، منکر حیض خود خواهند شد و ثابت کردن آن به وسیله دیگران بسیار مشکل است.

نکته: به دلیل گرفتاریهای موجود در حذف سن، دیده می شود در قانونهای همه کشورها، سن خاص در مباحث قانون جزا، حقوق مدنی و دادوستدها مطرح شده است. سن امری است که ثابت کردن آن برای دیگران، بسیار آسان است.

عقیده مندان به نه سال در پاسخ دلیلهای گروهی که وقوع حیض را مطرح می کنند، به ترتیب دلیلهای وارده چنین می گویند:

۱. اگر در آیات سنی برای بلوغ مطرح نشده است، دلیل بر مدعای مورد نظر نیست، چه بسا مسائلی که تمامی مسلمانان اتفاق بر وجوب آن دارند و از مسائل روشن و بی خدشه فقهی است، ولی در آیات قرآن برخلاف این که زمان حاجت آنان بوده، ذکری به میان نیامده است و بیان مطلب به عهده پیامبر(ص) واگذار شده است; از این روی، پیامبر(ص) با گفتار یا عمل خویش، آن موضوع را برای مسلمانان روشن می فرمود. اگر در قرآن بارها امر به اقامه نماز شده است، آیا چگونگی گزاردن آن در اوقات پنجگانه نیز بیان شده؟ بی گمان عصر نزول آیات قرآن، زمان حاجت به بیان چگونگی ادای نماز بوده است. مسلمانان نیز هرگز تردیدی در سه رکعتی بودن نماز مغرب یا دو رکعت بودن نماز صبح نداشته و ندارند; چرا که پیامبر(ص) این امر و امور بسیار دیگری را در عمل و گفتار برای مسلمانان روشن فرموده است.

۲. استثنا به آیه «نساءکم حرث لکم » نیز در اثبات مدعا فایده ای نخواهد داشت. آیه در مقام بیان مطلبی دیگر است و زمان روایی ازدواج را بیان نمی کند. برابر مدعای این گوینده، زمانی که زنان یائسه شده و دیگر تخمک گذاری نداشته و در نتیجه شایستگی تولید فرزند ندارند، همگی باید طلاق داده شوند یا ازدواج آنان فسخ گردد! آیا چنین ادعایی را می توان پذیرفت؟ افزون بر این، روایات بسیاری، نفی کننده ادعای گوینده در تفسیر آیه شریفه اند.

۳. این مطلب که از پیامبر(ص) روایتی در مورد سن نداریم نیز، دلیل بر ادعای یاد شده نیست. با گذری اندک بر تاریخ تدوین و نیز نقل حدیث و با توجه به بازداری از نگارش احادیث پیامبر(ص) در سالیان مدید، روشن می گردد که در موارد بسیاری، بر خلاف آن که مسائلی مورد نیاز مسلمانان بوده، حدیثی از پیامبر(ص) به دست ما نرسیده است و همگان باور دارند: از پیامبر(ص) روایات بسیاری از بین رفته است. آنچه که ائمه(ع) بیان می فرموده اند نیز، در حقیقت، چیزی جز احیای سنت نبوی نبوده است. هیچ یک از امامان معصوم(ع) بر آن نبوده که شریعتی جدید پدید آورد و تنها شریعت محمدی را روشن می فرموده اند.

از این روی، بیش از بیست روایت از امامان(ع) که سن ۹ سال را مطرح می کند، در تفسیر همان شریعت رسول الله(ص) آمده است.

شیعه به دلیل دیدگاه کلامی خویش درباره علم و عصمت ائمه(ص) و جایگاه امامت و وظیفه امت نسبت به امام، هرگز در قوانین، به کتاب خدا و کلام پیامبر(ص) که در دسترس باقی مانده بسنده نمی کند; از این روی مستند بیش تر احکام فقهی روایات وارده از امام باقر و امام صادق(ع) است که در عصری می زیستند که امکان روشن گری اسلام ناب محمدی(ص) وجود داشته است. اگر بنابر آن باشد که روایات این دو امام، اگر توسط امامان پیش از ایشان به دست ما نرسیده قابل عمل نباشد، می بایست قائل به تعطیل بیش تر احکام فقهی شد.

۴. هر چند روایاتی زمان حیض را در انجام دستورهای شرعی مطرح کرده، ولی باید توجه داشت که:

الف. در مجموعه این روایات، تنها زمان واجب بودن روزه، حجاب و پوشش و ج بستگی به حیض دارد و درحدیثی نیز حد بر دختری که دست به دزدی زده و هنوز حیض نمی شده اجرا نگردیده، ولی دیگر کارهای شرعی و انجام دیگر دستورها، بستگی به حیض شدن دخترندارند و در بین فقهای پیشین نیز، اجماع بر جدا نبودن زمان واجب شدن دستورهای شرعی بوده است. از طرفی در روایات نه سال نیز، بارها زمان وجوب همه تکلیفها (با عنوان زمان نوشته شدن خوبیها و بدیها و زمان پایان پذیرفتن کودکی، حد بلوغ دختر، زمان واجب شدن دستورهای شرعی) نه سالگی دختر مطرح شده است.

ب. قرینه «ذلک انها تحیض لتسع سنین »، در حدیث ۲ از احادیث نه سال، بیان می دارد که دستورهای شرعی برای دختر از نه سالگی واجب می شود و نه سالگی زمان امکان حیض است احادیث دیگری نیز بیان می داشت: نه سالگی سن امکان حیض است و پیش از آن «سن من تحیض » (سن امکان حیض) نیست و این همان مطلبی است که امروزه نیز متخصصان علم پزشکی بیان می دارند: زمان حیض دختر در جهان (و نه در منطقه خاص جغرافیایی) از نه سالگی تا ۱۶ سالگی است و اگر پیش از نه سالگی چنین پدیده ای رخ داد، به معنای بلوغ زودرس است و از نظر علم پزشکی به منزله نوعی بیماری است.

ج. روایاتی نیز به روشنی دلالت بر این امر داشت که در برخی تکلیفها، سن ۹ سال ملاک است، حتی اگر دختر حیض نشده باشد.

۵. مراد از روایاتی که بلوغ را در پاره ای از تکلیفها مطرح می کنند، به نشانه روایات دیگر مشخص می گردد. در روایت، به روشنی حد بلوغ دختر ۹ سال مطرح شده است.

۶. همان گونه که بیان شد به نظر می رسد به دلیل احتلام در دخترا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.