خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل برهان وجودی آنسلم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل برهان وجودی آنسلم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل برهان وجودی (هستی شناسی)(۴)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل برهان وجودی (هستی شناسی)(۴) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
30دقیقه
13ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 48

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی برهان وجودی آنسلم :

عضو پژوهشکده حوزه و دانشگاه

وجه تسمیه برهان

در تاریخ اندیشه اسلامی ضمن اعتراض به صدیقی بودن برهان بوعلی کوشش شده است تا براهین دیگری که دارای ویژگی برهان صدیقین باشد، اقامه شود. برخی از براهین دیگری که خصوصا از ناحیه اهل معرفت اقامه شده اند، در صورت تام بودن از خصوصیت برهان صدیقین برخوردار خواهند بود، زیرا در آن براهین به چیزی غیر از وجود نظر نمی شود، بلکه تلاش می شود با نظر به خود وجود واجب بر وجوب آن استدلال شود.

در تاریخ فلسفه غرب نیز برهانی اقامه شده است که در صورت تام بودن می تواند ویژگی مورد نظر در برهان صدیقین را داشته باشد. این برهان، به برهان وجودی آنسلم شهرت یافته است. وجودی نامیدن این برهان ناظر به برخورداری آن از خصلت برهان صدیقین نیست، بلکه متاثر از تقسیم سه گانه کانت نسبت به براهین اثبات واجب است. او براهینی را که در اثبات واجب اقامه می شود، به سه دسته تقسیم می کند:

اول، براهینی که از تجربه ای معین و خصوصیتی ویژه جهان حسی، مانند نظم یا غایات موجود در امور محسوس و طبیعی آغاز می شوند، و تا اثبات برترین علت ادامه می یابند.

دوم، براهینی که از تجربه ای نامعین آغاز می شوند.

سوم، براهینی که به هیچ تجربه ای از جهان واقع متکی نیست و تنها بر مدار مفاهیم محض سازمان می یابد.

او برهانهای دسته نخست را گیتی – یزدان شناختی (۱) نامید که پس از او برهان غایت شناختی (۲) یا نظم نامیده می شوند. انت براهین دسته دوم را براهین جهان شناختی (۳) و براهین دسته سوم را براهین وجودشناختی (۴) یا وجودی نام گذارد.(۱)

بر اساس تقسیمی که کانت از براهین دارد، برهان امکان و وجوب به دلیل آن که از تجربه و شهود انسان نسبت به اصل واقعیت استفاده می کند، برهانی جهان شناختی است. از دیدگاه کانت، اولا: تجربه و شهود واقع تنها محدود به حس است و ثانیا: «وجود» یکی از مفاهیم و مقولات پیشینی ذهن آدمی است و به همین دلیل از نظر او، اگر برهانی با تامل در وجود و هستی شکل گیرد، یک برهان مفهومی محض است. با معیاری که کانت ارائه می دهد، هر برهانی که ویژگی مورد ادعای برهان صدیقین را داشته باشد، یعنی از نظر و تامل در وجود شکل بگیرد، اولا: از براهین دسته سوم است و ثانیا: اثری از شهود و تجربه واقعیت در آن نیست.

براساس تقسیمی که کانت نسبت به براهین انجام می دهد و براساس تعریف و تبیینی که او از هستی و وجود دارد، برهان امکان و وجوب به دلیل آن که از تجربه و شهود انسان نسبت به اصل واقعیت استفاده می کند و به تحلیلهای مفهومی محض محدود نمی شود، برهانی وجودی نیست. برهان مبتنی بر امکان فقری و هم چنین برهانی که از علامه طباطبایی بیان داشته است، به دلیل اعتمادی که به اصل واقعیت دارند و از جهت پیوند و ارتباطی که با متن واقع پیدا می کنند، نمی توانند در ذیل عنوان براهین وجودی کانت قرار گیرند.

براهینی را که از احکام امکان ماهوی یا از احکام امکان فقری استفاده می کنند، شاید بتوان به دلیل استفاده ای که از احکام واقعیتهای مقید می کنند، و در عین حال به واقعیت یا ماهیتی خاص نیز نظر نمی دوزند، در زمره براهین جهان شناختی کانت قرار دارد، ولی تقریری که علامه طباطبایی از برهان صدیقین دارد، در ذیل براهین دسته دوم نیز قرار نمی گیرد، زیرا این برهان به احکام هیچ یک از واقعیتهای محدودی که به تجربه و شهودهای حسی درمی آیند نظر نمی دوزد، تا در ذیل یکی از دو دسته براهین نخست کانت قرار گیرد. این برهان در جستجوها و تحلیلهای منطقی مربوط به مفهوم وجود نیز محدود نمی شود تا در ذیل براهین دسته سوم قرار گیرد. برهان صدیقین علامه طباطبایی و هر برهان دیگری که از ویژگی مربوط به برهان صدیقین به راستی برخوردار باشد، نظر به وجودی می دوزد که اولا مفهومی ذهنی نیست، بلکه واقعیتی خارجی و مصداقی عینی است و ثانیا امری محدود و مقید که به شهود و تجربه حسی درآید، نمی باشد. البته کانت نه به چنین واقعیتی اذعان دارد و نه برهانی را که حاصل نظر و تامل در آن باشد، قبول می کند.

به نظر کانت، برهانی که از طریق تامل در صرف وجود شکل گرفته باشد برهانی خواهد بود که در حوزه کاوشهای صرفا مفهومی سازمان می یابد و با آگاهیها و قضایایی که از طریق مواجهه با واقعیت پدید می آیند، بی ارتباط است البته این خصوصیات نسبت به برخی از تقریرهای برهان صدیقین و از جمله، برهانی که آنسلم ارائه می دهد، صادق است.

صورت برهان در کلام آنسلم

برهان آنسلم (۱۱۰۹-۱۰۳۳) با استفاده از تعریفی است که درباره خداوند بیان می شود. او درباره خداوند از همان مفهومی استفاده می کند که از عبارت «الله اکبر» می توان فهمید. «الله اکبر» به این معناست که خداوند برتر از آن است که به کنه آن پی برده شود یا به وصف درآید. لازمه معنای «الله اکبر» این است که خداوند از هر مفهومی که انسان تصور کند، کاملتر است، به گونه ای که کاملتر از او نمی توان فرض کرد. آنسلم درباره خداوند می نویسد: بزرگتر و یا افضل از آن را نمی توانیم تصور کنیم.

آنسلم در فصل دوم از کتاب پروسلوگیون، (Proslogion) به احمقی اشاره می کند که بنابر نقل مزامیرداود (مزامیر ۱۳:۱) با خود می گفت: خداوند موجود نیست و می نویسد:

ما ایمان می آوریم که نمی توانیم بزرگتر از تو را تصور کنیم. آیا حقیقتی که این گونه است می تواند موجود نباشد، آنچنان که آن احمق با خود می گفت خداوند موجود نیست؟

بدون شک، آن احمق گفته ما را می شنود که می گوئیم «نمی توانیم بزرگتر از او را تصور کنیم » و درباره آنچه می شنود اندیشه می کند، و آنچه می اندیشد در ذهن او موجود است حتی اگر او درباره موجود بودن آن، اندیشه نکند. زیرا بین وجود یک شی ء در ذهن با اندیشه درباره این که آن شی ء موجود است، فرق است. هنگامی که نقاش تابلویی تصور می کند که قصد ترسیم آن را دارد، آن تابلو به وجود ذهنی در ذهن او موجود است، لکن او درباره وجود خارجی آن تابلوها که هنوز محقق نشده است، اندیشه نمی کند، زیرا تاکنون آن را ترسیم نکرده است.

نقاش آنگاه که تابلو را می کشد، در ذهن او هم تصور تابلو موجود است و هم علم به این که آن تابلو موجود است، زیرا او خود آن را ترسیم کرده است. از این جهت آن احمق باید بپذیرد که در ذهن او دست کم، چیزی که نمی توانیم بزرگتر از آن را تصور کنیم، وجود دارد، زیرا وقتی او این عبارت را می شنوند درباره آن می اندیشد و آنچه درباره آن اندیشه و تعقل می شود، در ذهن موجود است.

بدون شک چیزی که بزرگتر از آن را نمی توان تصور کرد، امری نیست که تنها در ذهن موجود باشد، زیرا اگر فقط در ذهن موجود باشد، می توان موجود بودن در خارج را نیز درباره آن اندیشه کرد و چیزی که در خارج نیز موجود باشد، بزرگتر از آن خواهد بود و بر این اساس، اگر موجودی را که نمی توانیم بزرگتر از آن را تصور کنیم، فقط در ذهن موجود باشد، در این صورت همان موجودی که بزرگتر از آن را نمی توان تصور کرد، چیزی خواهد بود که بزرگتر از آن را می توان تصور کرد و این محال است. پس شکی نیست که چیزی که بزرگتر از آن را نمی توان تصور کرد، هم در ذهن و هم در خارج موجود است.(۲)

برهان فوق در قالب قیاس خلف است و از راه ابطال نقیض مطلوب، به اثبات نتیجه پرداخته می شود. نقیض مطلوب، موجود نبودن شیئی است که بزرگتر و افضل از آن تصویر نمی شود که موجود نبودن آن مستلزم تناقض است و باطل. پس شیئی که بزرگتر از آن نمی توان تصور کرد، موجود است.

تناقضی که از موجود نبودن بزرگترین و برترین شیئ لازم می آید از آنجا ناشی می شود که موجود بودن در مفاد بزرگترین یا برترین شیئ نهفته است و آنسلم در تحلیل خود، در حقیقت اشتمال بزرگترین یا برترین شیئ را نسبت به موجود بودن در خارج اثبات می کند.

البته اشتمال بزرگترین یا برترین شیئ نسبت به هستی و وجود، اشتمال مفهومی نیست، زیرا هستی و وجود خارجی داشتن و شیئی که بزرگتر از آن را نمی توان تصور کرد، به لحاظ مفهومی مغایر با یکدیگر هستند، ولی این دو مفهوم از مصداقی واحد انتزاع می شوند، یعنی شیئی که بزرگتر از آن را می توان تصور کرد، به حقیقتی اشاره می کند که موجود بودن نیز از آن انتزاع می شود.

چیزی که موجود بودن در خارج از آن انتزاع نشود، کاملترین شیئ نیز از آن انتزاع نمی شود. معدوم بودن در خارج مفهومی است که از نقص حکایت می کند، و شیئی که از همه نقصهای قابل تصور منزه است، نمی تواند ناقص باشد.

خلط مفهوم و مصداق در برهان آنسلم

اشکال اساسی و مهمی که بر برهان آنسلم وارد است، همان اشکالی است که بر بسیاری از براهینی که به عنوان برهان صدیقین مطرح می شوند، وارد می گردد و آن اشکال، ناشی از خلط مفهوم و مصداق و امتیاز نگذاردن بین حمل اولی ذاتی و شایع صناعی است. چیزی که خارجی بودن ضروری آن است و در صورتی که در خارج نباشد تناقض لازم می آید، مفهوم بزرگترین و برترین یا کاملترین شیئی که می توان تصور کرد، نیست، بلکه مصداق آن است.

مفهوم «شیئی که برتر از آن نمی توان تصور کرد»، مفهومی است که حکایت از مصداقی می کند که آن مصداق یک امر ذهنی نیست، بلکه امری خارجی است. خارجی بودن شیئی که برتر از آن را نمی توان تصور کرد، حکم مفهوم مزبور نیست بلکه حکم مصداق آن می باشد.

مفهوم «شیئی که برتر از آن را تصور نمی توان کرد»، نظیر دیگر مفاهیم، یک امر ذهنی است و این مفهوم چون خارجی بودن از ویژگیهای مربوط به مصداق آن است، نظیر مفاهیم ماهوی نمی باشد. مفاهیم ماهوی مفاهیمی هستند که خارجی بودن یا ذهنی بودن از ویژگیهای مصداق آنها نیست و به همین دلیل، همانگونه که در ذهن فهمیده می شوند به خارج نیز نسبت داده می شوند. به بیان دیگر، مفاهیم ماهوی به کنه ذات خود، معروف و معلوم انسان می شوند ولی مفاهیم غیرماهوی که خارجی بودن از مختصات مصادیق آنهاست، در زمره معقولات ثانیه فلسفی به حساب می آیند. این دسته از مفاهیم حتی اگر بسیط و بدیهی باشند به رغم دلالت واضح و آشکاری که نسبت به مصداق خود دارند، هرگز کنه ذات مصداق خود را در معرض آگاهی و علم انسان قرار نمی دهند.

با توجه به فاصله عظیمی که بین این دسته از مفاهیم با مصادیق آنها وجود دارد، خلط مفهوم و مصداق و انتساب احکام یکی از آن دو به دیگری اشتباهات عظیمی را به دنبال می آورد.

«شیئی که برتر از آن را نمی توان تصور کرد» نه تنها وجود خارجی دارد، بلکه همه کمالات دیگری را که آنسلم در بیست و شش فصل کتاب پروسلوگیون از آنها سخن می گوید، برای او ثابت است. اما وجود خارجی و همه آن کمالات از احکام مربوط به مصداق آن شیئ است. اما مفهوم آن در حوزه ذات و ذاتیات خود و به حمل اولی ذاتی هیچ یک از آن کمالات را و بلکه دیگر مفاهیم مربوط به آن کمالات را نیز واجد نیست. مفهوم برترین شیئ غیر از مفهوم وجود است، همانگونه که مفهوم وجود غیر از مفهوم وجوب، وحدت و مانند آنها است. وجوب، وجود، وحدت، خیر، کمال، فعلیت، به لحاظ مصداق مساوق هستند، یعنی مصداق هر یک از آنها مصداق برای دیگر مفاهیم مساوق نیز می باشد ولی هر یک از آنها در حوزه معنای مفهومی خود و به حمل اولی تنها معنای مختص به خود را ارائه می دهد.

شیئی که بزرگتر و برتر از آن را نمی توانیم تصور کنیم، شیئی است مصداق آن امری ذهنی نیست، بلکه واقعیتی عینی است، ولی مفهوم این شیئی از آن جهت که مفهوم است، یک پدیده ذهنی و از زمره معقولات ثانیه فلسفی است و این مفهوم عقلی، برخلاف مفاهیم ماهوی، ذهنی بودن از لوازم آن است یعنی جز در موطن ذهن یافت نمی شود و همانگونه که مصداق آن هرگز به ذهن وارد نمی شود، مفهوم آن هیچ گاه به خارج راه نمی برد.

پس وجود خارجی داشتن یا خارجی بودن از خصوصیات مفهوم مذکور در کلام آنسلم نیست، بلکه از خصوصیات مصداق آن است و خلط مفهوم و مصداق و مغالطه ناشی از دو حمل اولی ذاتی و شایع صناعی، از بی توجهی به همین مساله ناشی می شود، زیرا هنگامی که مفهوم «شیئی را که بزرگتر و برتر از آن را نمی توانیم تصور کنیم »، در ذهن خود تصور می کنیم، شکی نداریم که مفهوم آن در نزد ما حاضر است و همچنین شکی نداریم که مفهوم آن به وجود ذهنی موجود است و تردید نداشتن درباره حضور و وجود یک مفهوم در ذهن موجب انتفاء تردید درباره تحقق مصداق آن نمی باشد. البته شکی نیست که اگر مصداق مفهوم محل بحث محقق باشد، آن مصداق یک امر خارجی است و علاوه بر خارجی بودن از بسیاری خصوصیات دیگر از جمله وجوب، وحدت و مانند آن برخوردار می باشد، ولی آنسلم تحقق مصداق را برای آن مفهوم چگونه اثبات می کند؟ او به دلیل امتیاز نگذاردن بین حمل اولی و شایع، از حضور مفهوم «شیئی که برتر از آن را نمی توان تصور کرد» به مصداق آن منتقل شده و احکام مصداق یا احکامی را که به حمل شایع بر آن مترتب است، به مفهوم نسبت داده است.

در تحلیل و اشکال فوق بر این نکته تاکید شد که مفهوم شیئی که بزرگتر از آن را نمی توان تصور کرد، به حمل اولی مشتمل بر مفهوم وجود خارجی، وجوب و دیگر کمالات نیست. اینک به این نکته نیز باید توجه داد که اگر مفهوم شیئی که بزرگتر از آن را نمی توان تصور کرد، به حمل اولی شامل همه مفاهیم یاد شده باشد، یعنی این مفهوم مفهومی مرکب باشد که مشتمل بر همه مفاهیم کمالی است، بدون مغالطه مزبور نمی توان بر وجود خارجی آن استدلال کرد، زیرا حضور ذهنی مفاهیم یاد شده هرگز از تحقق خارجی مصادیق آنها خبر نمی دهد و مستلزم آن نیز نمی باشد.

حضور این مفاهیم در ذهن، در ظل وجود علم است و علم انسانی وجودی محدود و مقید است و این مفاهیم به اعتبار وجود ذهنی و نه خارجی خود به حمل شایع مصداق برای «مفهوم شیئی که کاملتر از آن را نمی توان تصور کرد»، نیستند، بلکه مصداق برای شیئ ناقصی هستند که به وجودی امکانی موجود است. بسیاری از مفاهیم هستند که به حمل شایع تصور آنها، مصداق خود آنها نیست، مانند مفهوم جزئی که به حمل اولی، مفهوم جزئی و به حمل شایع، مصداق مفهوم کلی است. مفهوم بزرگترین و برترین شیئی که می توان تصور کرد نیز با آن که به حمل اولی بزرگترین و برترین شیئ است، ولی به حمل شایع، مصداق از برای خود نیست. تصور این مفهوم به حمل شایع بر وجود و تحقق چیزی دلالت می کند که موجود به وجود ذهنی است و بزرگترین شیئ قابل تصور نیز نمی باشد. در این حال از تصور آن، تنها در صورتی می توان به تحقق خارجی آن حکم کرد که امتیاز حمل اولی و شایع نادیده گرفته و حکم یکی به دیگری نسبت داده شود.

تناقضی که آنسلم از آن سخن می گوید با توجه به تفاوتی که بین دو حمل اولی و شایع هست، لازم نمی آید. در تناقض حکم ایجاب و سلب باید نسبت به امر واحدی وارد شود. عوامل متعددی می توانند به این وحدت آسیب برساند. عالمان منطقی تا قبل از صدرالمتالهین از هشت عامل یاد می کردند و فقدان آن عوامل را شرط تناقض می شمردند. صدرالمتالهین تعدد دو نوع حمل را نیز به عنوان یکی از عوامل معرفی کرد.

توجه صدرالمتالهین ناشی از تامل او در حقیقت هستی و وجود تفاوت بین حقیقت هستی با مفهوم وجود و مفاهیم ماهوی است و این تامل میراث دار راهی است که فلسفه اسلامی پس از تفکیک بین مفاهیم ماهوی و وجودی و تدقیق در نحوه رابطه این مفاهیم با متن واقعیت پیموده است. در طی این مسیر، ابزارها و اصطلاحات لازم برای تشخیص بهتر شرایط و ویژگیهای تقابل تناقص فراهم آمده است. منطق بدون بهره وری از امکاناتی که فلسفه برای او فراهم می آورد هم از تنقیح اصول و بنیانهای فلسفی خود، نظیر مبدا عدم تناقض، عاجز می ماند و هم از تشخیص خصوصیات مواد و موضوعات قواعد منطقی باز می ماند.

ناآشنایی و بی توجهی فیلسوفان و متکلمان قرون وسطا و پس از آن نسبت به خصوصیات و امتیازات دو حمل شایع صناعی و اولی ذاتی مانع از آن شده است که به اشکال برهان آنسلم متفطن شوند و به همین دلیل، برخی از آنان به این برهان با دیده قبول نگریسته و بعضی دیگر اشکالاتی را بر آن وارد کرده اند که قابل تامل است.

اشکالات پنج گانه گونیلون بر برهان آنسلم

اولین اشکالات بر برهان آنسلم را راهب معاصر او، گونیلون، وارد کرد. گونیلون در رساله ای که به دفاع از آن احمق نوشته بود. چند اشکال بر برهان آنسلم وارد کرد و آنسلم در نوشته ای کوشید تا به آنها پاسخ دهد.

اشکال اول: از جمله اشکالاتی که گونیلون به آن ابتدا اشاره می کند و بعد با تفصیل بیشتر به آن می پردازد، این است که شیئی که بزرگتر از آن را نمی توان تصور کرد، در ذهن ما وجود ندارد. او می نویسد: من پس از آن که این لفظ را از او می شنوم نمی توانم درباره آن بیندیشم و در ذهن من نظیر شیئی که به نوع و جنس آن علم دارم، موجود نمی شود و همچنین من نمی توانم در ذات خداوند تفکر کنم و به همین دلیل می توانم موجود نبودن آن را تصور کنم و درحقیقت، من نفس آن موجود را (که همان ذات خداوند است) نمی شناسم و به او از طریق مشابهت با شیئی دیگر نمی توانم پی ببرم، زیرا تو خود تاکید می کنی که او را شبیهی نیست.

آنسلم از طریق وجود ذهنی «مفهوم شیئی که بزرگتر از آن نمی توان تصور کرد» بر وجود خارجی آن استدلال می کند و گونیلون در این اشکال، وجود ذهنی آن را نفی می کند و در پایان مقاله خود نیز می نویسد: ابتدا باید با برهانی قابل اعتماد طبیعت و حقیقت شیئ محل بحث را اثبات کرد و از آن پس، لوازم ضروری آن را نتیجه گرفت.

اشکال دوم: در استدلال، تنها دلیلی که بر وجود ذهنی شیئی که بزرگتر از آن قابل تصور نیست، اقامه شده، آن است که من آنچه را که درباره او گفته می شود، تعقل می کنم و در ادامه از طریق وجود ذهنی شیئ، بر وجود خارجی آن استدلال شده است. اگر این استدلال درست باشد ما نباید بتوانیم از هیچ امر باطلی که در خارج نیست و در ذهن موجود است، خبر دهیم ولکن آیا به راستی برای ما امکان ندارد از شیئ باطلی خبر دهیم و بگوئیم که کدام شیئ باطلی که در خارج محقق نیست در ذهن ما موجود است و آیا ممکن نیست کسی درباره شیئ باطلی که در خارج نیست، سخن بگوید و من آن را تعقل نمایم.

آنسلم در پایان نوشتار خود نمونه ای از این گونه اخبار را بیان می کند. او می گوید: من در وجود خود شکی ندارم و یقین دارم که معدوم بودن من امر باطلی است، ولی با این همه، درباره معدوم بودن خود می اندیشم.

اگر ما به رغم یقین به وجود خود می توانیم درباره معدوم بودن آن بیندیشیم، درباره معدوم بودن خداوند نیز می توان بدون آن که تناقضی لازم آید اندیشه کرد.

اشکال سوم: اشکال نقضی است. اگر هر چه در ذهن موجود است در خارج نیز باید موجود باشد و اختلافی بین وجود ذهنی و وجود خارجی نیست، تصور شیئ در ذهن نمی تواند به لحاظ زمانی سابق بر وجود خارجی آن باشد و حال آن که ما برخی اشیاء را ابتدا تعقل و سپس ایجاد می کنیم، مانند تابلویی که ابتدا نقاش آن را تصور و در مرحله بعد، در عمل آن را ایجاد می کند.

اشکال چهارم: اگر امر بر این قیاس باشد، باید همانگونه که پس از شنیدن و شناخت شیئی که برتر از آن را نمی توان تصور کرد، فکر در موجود نبودن آن ممکن نیست، فکر در موجود نبودن خدای سبحان نیز ممکن نباشد و اگر نمی توان درباره موجود نبودن خداوند فکر کرد، پس جدال با کسی که منکر آن است یا در آن تردید می کند چرا وجود دارد.

اشکال پنجم: همان اشکال نقضی مشهور بر آنسلم است. گونیلون برهان را با کاملترین جزیره ای که می توان تصور کرد نقض می کند و می گوید: این جزیره را به سهولت می توانم بفهمم و کسی که از آن خبری دهد می تواند این نتیجه را بگیرد که شک در وجود خارجی این جزیره نظیر شک در وجود ذهنی آن ممکن نیست، زیرا برتر بودن این جزیره به این است که تنها در ذهن نباشد، بلکه در واقع و در خارج نیز وجود داشته باشد و اگر در خارج نباشد هر زمین خارجی کمالی بیشتر از آن دارد و در این حال، جزیره را در حالی که با بیشترین کمال تصور کرده ای کمترین کمال را نسبت به همه نقاط زمین خواهد داشت.

پاسخهای پنجگانه

پاسخ اشکال اول: عبارت و شیئی که برتر از آن نمی توان تصور کرد، دلالت بر یک معنای ماهوی نمی کند تا دارای جنس و فصل باشد و با تمام حقیقت خود به ذهن منتقل شود و از طریق جنس و فصل قابل تعریف به حد باشد، بلکه این عبارت دلالت بر مفهومی می کند که مصداق آن به کنه ذات خود هرگز به ذهن منتقل نمی شود.

مفاهیم بسیاری در ذهن وجود دارند که در عین بداهت و وضوح و به رغم دلالت و حکایت آشکاری که نسبت به مصداق خود دارند، هرگز حقیقت و کنه ذات مصداق خود را برای انسان آشکار نمی کنند. مفهوم واقعیت خارجی و مفهوم وجود و هستی از این قبیل است. معنای واقعیت خارجی و عینی و هم چنین معنای وجود و هستی برای ذهن آشکار و واضح است و لیکن مصداق آنها هرگز به کنه ذات خود به ذهن وارد نمی شود، زیرا اگر واقعیت خارجی یا متن وجود و هستی عینی به ذهن منتقل شود، یا صوصیت خارجی و عینی بودن خود را از دست می دهد، یا با حفظ این خصوصیت وارد ذهن می شود. در صورت اول انقلاب و در صورت دوم تناقض لازم می آید.

مفهوم برترین شیئ قابل تصور یا شیئی که برتر از آن نمی توان تصور کرد، مفهومی است که از اجزاء واضح و آشکار، نظیر شیئ، تصور و مانند آن تشکیل شده است و فهم آن میسور همگان می باشد، ولی مصداق آن را با علم حصولی و مفهومی هرگز نمی توان فهمید و درک انسان از مصداق آن جز با علم شهودی و حضوری ممکن نیست.

ما با شهود یا درک اشیاء جزئی، مفهوم شیئ و با ادراک و شهود کمالات و به تعبیر آنسلم خیرهای محدود و خاص، معنای خیر و کمال را ادراک می کنیم و از این طریق، مفهومی شیئی را که برتر از آن نمی توان تصور کرد می فهمیم. پس نمی توان گفت که ما هیچ تصوری از آن در ذهن خود نداریم.

پاسخ اشکال دوم: بر اساس اشکال دوم خبردادن نسبت به امور باطل باید غیرممکن باشد، زیرا هر چه که از آن خبر داده شود، درباره آن اندیشه و تعقل می شود و هر چه درباره آن اندیشه شود، در ذهن موجود می شود و هر چه در ذهن موجود باشد، در خارج نیز باید وجود داشته باشد.

این پاسخ متوجه قسمت اخیر اشکال است. زیرا آنسلم مدعی نیست که هر چه در ذهن موجود است در خارج باید باشد بلکه چیزی که برتر از آن را نمی توان تصور کرد دارای این ویژگی است و این ویژگی به دلیل آن است که وجود واقعی داشتن از جمله اموری است که در متن معنا و مفاد عبارت نهفته است و به بیان دیگر، وجود واقعی داشتن از ویژگیهای غیرقابل انفکاک و ضروری مصداق آن است و بنابراین، هرگز نمی توان به وجود واقعی نداشتن آن حکم کرد. و اما واقعیت و وجود در مفاد و معنای دیگر امور و خصوصا در ذات و ذاتیات معانی ماهوی اخذ نشده است و به همین دلیل می توان آنها را بدون وجود تصور کرد یا پس از تصور، از معدوم بودن آنها به راست یا دروغ خبر داد. کسی که از معدوم بودن نفس خود خبر می دهد نیز بر همین قیاس عمل می کند.

پاسخ اشکال سوم: از آنچه در پاسخ اشکال دوم گذشت، پاسخ اشکال سوم نیز آشکار می شود، زیرا ادعای آنسلم متوجه همه مفاهیمی که در ذهن تصور می شوند نیست. نقاشی که تابلوی خاصی را در ذهن تصور می کند و سپس به رسم آن می پردازد امر محدود و مقیدی را در نظر می گیرد که وجود، ضروری آن نیست و به همین دلیل، آن تصویر می تواند وجود نداشته باشد و بلکه تا هنگامی که نقاش در عمل شروع به ترسیم آن نکند و نقاشی خود را به پایان نرساند، آن تصویر موجود نمی شود.

پاسخ اشکال چهارم: انکار خداوند توسط احمقی که به انکار آن می پردازد از جهت آن است که او تصوری صحیح و تام از خداوند ندارد. اگر او خداوند را به عنوان برترین کمال و شیئی که فراتر از آن نمی توان تصور کرد، ادراک کند، جز به تناقض نمی تواند وجود را از آن سلب کند.

پاسخ اشکال پنجم: آنسلم از اشکال پنجم نیز بر اساس آنچه در پاسخ اشکال دوم گذشت، جواب می دهد، زیرا وجود در مفاد و معنای کاملترین جزیره نهفته نیست و می توان آن را با صرف نظر از وجود تصور کرد و یا در وجود آن تردید نمود.

تتمیم اشکال دوم، سوم و پنجم

اشکال دوم و سوم و پنجم را می توان به گونه ای تتمیم کرد که از پاسخهای مزبور مصون بماند.

این سه اشکال در حقیقت اشکالات نقضی هستند و پاسخ آنسلم به هر سه اشکال آن است که استدلال او، موارد نقض را شامل نمی شود و تنها درباره برترین کمال صادق است، زیرا تنها برترین کمال متصور است که به دلیل نامحدود بودن، همه کمالات و از جمله هستی و محدود نبودن آن را نیز شامل می شود و به همین دلیل، تصور معدوم بودن آن با تناقض همراه است و فرض معدوم بودن آن نه تنها فرض امر محال بلکه فرضی محال و غیرممکن است.

استدلالی که آنسلم برای اختصاص دلیل خود نسبت به خداوند سبحان دارد، ناتمام است، زیرا تنها تصور برترین شیئ قابل تصور نیست که شامل معنای وجود نیز می باشد. مفهوم وجود و هستی با بسیاری از مفاهیم دیگر نیز می تواند همراه شود و مفهوم مرکبی را به وجود آورد که سلب وجود از آن ممکن نیست. به بیان دیگر، تنها کاملترین شیئ نیست که مشتمل بر وجود است و به همین دلیل، سلب وجود از آن ممکن نیست، بلکه امور مقید نیز آنگاه که با قید وجود همراه شوند حمل وجود بر آنها ضروری است و سلب وجود از آنها ممکن نیست.

امور باطلی که از معدوم بودن آنها خبر داده می شود، اگر مقید به وجود تصور شوند، بنابر استدلالی که آنسلم اقامه می کند، از عدم آنها می توان خبر داد. مثلا نفس انسان گرچه با صرف نظر از وجود می تواند موجود یا معدوم باشد و به همین دلیل، حتی در حالی که وجود دارد، خبر دادن از عدم آن مستلزم تناقض نیست، ولی اگر نفس انسان مقید به وجود تصور شود و آن گاه موضوع قضیه قرار گیرد، هرگز نمی توان عدم آن را تصور کرد و از آن خبر داد، زیرا انسان موجود، بالضروره موجود است و معدوم بودن آن ممکن نیست.

تابلوی نقاشی نیز هرگاه به انضمام وجود تصور شود، یعنی اگر نقاش تابلوی موجود را در ذهن خود تصور کند حمل وجود بر آن ضروری است و سلب عدم از آن ممکن نیست. انسان موجود اگر موجود نباشد یا تابلوی موجود اگر موجود نباشد، تابلوی معدوم یا انسان معدوم خواهد بود و انسان یا تابلوی معدوم نمی تواند همان انسان یا تابلوی موجود باشد.

کاملترین جزیره نیز هرگاه با مفهوم وجود قرین شود. یعنی اگر وجود کاملترین جزیره تصور شود، حمل وجود بر آن ضروری است، «زیرا اگر چه ماهیت کاملترین جزیره، یعنی جزیره ای که تمامی ک

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.