اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به پلورالیزم دینی از منظر سه حکیم الهی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به پلورالیزم دینی از منظر سه حکیم الهی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به پلورالیزم دینی از منظر سه حکیم الهی با 104 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به پلورالیزم دینی از منظر سه حکیم الهی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به پلورالیزم دینی از منظر سه حکیم الهی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به پلورالیزم دینی از منظر سه حکیم الهی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به پلورالیزم دینی از منظر سه حکیم الهی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به پلورالیزم دینی از منظر سه حکیم الهی :
چکیده:
در جهانی که امروزه حیات فردی و اجتماعی خویش را در آن سپری می کنیم، چنان پیوندها و ارتباطات شدت یافته که گویا همه انسانهای موجود در جوامع متعدد، دارای یک فرهنگ و عقیده اند . در حالی که ما با انواع مختلف فرهنگها و عقاید و مذاهب و ادیان، اعم از الهی و غیرالهی مواجه هستیم . تا زمانی که این گونه پیوند و ارتباط میان جوامع انسانی وجود نداشت و افراد با زندگی ساده بدوی، بدون آشنایی با عقاید دیگران به زندگی خود ادامه می دادند، با این فرهنگ خو گرفتند که حقیقت در عقیده و فرهنگ و مسلک آنها منحصر و محدود است و هیچ سخنی از کثرت حقایق در میان نبود . در آن روزگار، محور بحث، «انحصار گرایی ادیان » (exclusivism) و «شمول انگاری » (inclusivism) بوده است .
اما تدریجا این دیوار مرتفع تخریب و برخی از وجوه اشتراک میان ادیان، موجب تحول این بحث شد و مدتی نگذشت که بحث مزبور جای خود را به موضوع «تکثرگرایی ادیان » داد . این نکته ای است که از بررسی پیشینه بحث به خوبی به دست می آید .
نکته حایز اهمیت، این است که بحث مزبور در دین اسلام چه جایگاهی دارد و متفکران اسلامی چه موضعی در قبال آن گرفته اند . آنچه که در این نوشتار بدان پرداخته می شود، تبیین همین مساله است .
البته چون سخن در این مقوله بسیار است، هدف نگارنده بر این است که پس از بیان معنی پلورالیزم و ذکر تاریخچه و مبانی آن به نحو اجمال، دیدگاه سه متفکر بزرگ معاصر را مورد بحث قرار داده و موضع آنان را تبیین نماید .
بخش اول
۱ – پیشینه بحث پلورالیزم
واژه پلورالیزم به عنوان رویکرد دینی و کلامی، نخستین بار توسط جان هیک (۱۹۲۲ م). در جهان غرب و مسیحیت در دهه های اخیر مطرح گردید . در دائره المعارف متفکران غربی اثری از این واژه وجود نداشت و اولین اثری که آن را ثبت نمود، دائره المعارف میرچا الیاده (۱۹۸۶ – ۱۹۰۷ م). است .
جان هیک، پس از اخذ مدرک دکترای فلسفه از دانشگاه آکسفورد به کسوت روحانیت درآمده و سه سال به عنوان کشیش فرقه پرسپتیوری در کلیسا خدمت نمود . وی در اثر معاشرت با غیر مسیحیان (مسلمانان، یهودیان و هندوها) به این نکته پی برد که میان ادیان مختلف، وجوه اشتراک وجود دارد و این امر موجب شد که او در اعتقاد جزمی خود که حقیقت و راه نجات را منحصر به مسیحیت می دانست تردید نماید . او که قبلا معتقد بود بهشت، سعادت، نجات و رستگاری تنها در غسل تعمید و عمل به تعالیم کلیساست و حتی حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم علیه السلام اهل بهشت نبوده بلکه در مکانی بنام «لیمپو» که هیچ گونه سرور و تنعمی در آنجا نیست قرار دارند، از این عقاید اعراض کرده و در آثار خویش، مساله دعاوی متعارض ادیان، در باب وصول به حقیقت را مطرح نمود . جان هیک در رویگردانی از جزمگرایی و رویکرد به تنوع ادیان می گوید:
«تا روزگاران اخیر، هر یک از ادیان مختلف عالم نسبت به ادیان دیگر در جهل مطلق به سر می برد . اگر چه جنبشهای بزرگ، موجب تماس دو آیین، مخصوصا اسلام و مسیحیت می شده و لیکن این امر عمدتا مبتنی بر تعارض بوده تا بحث و گفتگو و به همین خاطر هیچ نوع شناخت عمیق و یا تفاهم آمیزی از جانب طرفداران یک دین، نسبت به دین دیگر به وجود نیاورد .» (۲)
او و پیروانش عامل اصلی تفکر انحصارانگاری و شمول گرایی را; محدود نگری و عادت به سنت خاص قبیله ای و قومی دانسته و پلورالیزم را محصول عدول از جزمگرایی و پژوهش علمی در سایر ادیان می دانند . (۳)
۲ – معانی پلورالیزم:
واژه پلورالیسم، برگرفته از واژه لاتین Pluralis به معنای «گرایش به کثرت » می باشد . ابتدا این واژه در عرصه سنتی کلیسا، برای شخصی که دارای چند منصب مختلف بود استعمال می شد . سپس در عرصه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، معرفتی و دینی وارد شد . پس این نکته مسلم است که کاربرد معرفتی و دینی آن متاخر از سایر استعمالهای آن است . به همین جهت برای تبیین پلورالیزم دینی، فهم سایر معانی آن لازم و ضروری است، به حدی که اگر آن ابعاد شناخته نشود فهم درستی از بعد دینی آن ممکن نخواهد بود .
عرصه های پلورالیزم
الف) پلورالیسم اجتماعی، سیاسی
پلورالیسم در قلمرو اجتماع و سیاست، به معنای پذیرش کثرت و تنوع احزاب و نهادهای سیاسی و اجتماعی است . عواملی مثل وحدت گرایی (monism) ، تشدید قدرت مرکزی و استبداد دینی و دولتی، پذیرش فردگرایی و حقوق طبیعی (
naturalrights) و آشنایی با تکثر از طریق رسانه های ارتباطی، موجب پیدایش و رشد تفکر پلورالیسم اجتماعی گردید که گستره آن در جامعه مدنی، متجلی است .
ب) پلورالیسم فرهنگی
پلورالیسم در ساحت فرهنگ، به معنای پذیرش تعدد فرهنگها، رفتارها و آداب و رسوم اقوام مختلف، در اجتماع انسانی است . در چنین جامعه ای، ناهنجاری فرهنگی مفهوم نخواهد داشت; چون رفتار واحدی نهادینه نشده است .
ج) پلورالیسم اخلاقی
در عرصه اخلاق، کثرت گرایی به نسبیت ارزشهای اخلاقی می اندیشید . آنان به این مقدار که باید سلوک رفتاری و اخلاقی دیگران را در جامعه تحمل نمود، اکتفا نکرده بلکه به عدم جزمیت و نسبی بودن اخلاق معتقدند . به همین جهت باورهای اخلاقی، در میان آنان جدی نبوده و اخلاق عمدتا در قالب منافع مادی و سود انگاری، معنی پیدا می کند .
د) پلورالیسم دینی
مهمترین و شاید آخرین عرصه ای که مورد نفوذ پلورالیسم قرار گرفته، عرصه دین و اندیشه دینی است .
جان هیک و پیروانش، دیدگاه دین واحد را به شدت مورد انتقاد قرار داده و معتقدند این یک انحراف جدید است که کسی پندارد دین واحدی، حق است . (۴)
آنچه که مورد بحث در نوشتار حاضر است همین معنی از پلورالیسم می باشد .
به نظر می رسد که پس از روشن شدن معانی و ابعاد مختلف پلورالیسم، پرداختن به مبانی و رویکردهای آن برای ارائه جایگاه بحث، مفید باشد .
۳ – مبانی و رویکردهای پلورالیسم دینی
پلورالیسم دینی بر مبانی متعددی استوار می باشد که مهمترین آنها، مبانی معرفت شناختی و کلامی است . مبنای عرفت شناختی آن، مشتمل بر بحث از حقانیت ادیان و مبانی کلامی اش متکفل اثبات نجات و سعادت پیروان ادیان است . اولی را «پلورالیسم حقانیت » و دیگری را «پلورالیسم نجات » گفته اند . هر یک از این دو مبنا، رویکردهای مختلفی را به همراه داشته که به اهم آنها اشاره می کنیم:
۱ – رویکرد تفکیک گوهر و صدف دین: به این معنی که دین دارای هسته و پوسته است . هسته دین را گوهر و پوسته آن را صدف دین گویند . قائلین به این رویکرد، معتقدند که در میان همه ادیان وجوه مشترکی وجود دارد و این جهات اشتراک ادیان را گوهر دین می نامند .
در این که آن گوهر چیست، هیچ اتفاق نظری وجود ندارد . بعضی آن را «بهداشت روانی حاصل از دین » ، هاکینگ «مشترکات ادیان » و جان هیک «متحول کردن شخصیت انسانها» می داند . همه ادیانی که دارای گوهر باشند هم حقند و هم نجاتبخش .
۲ – رویکرد تجربه دینی: در این رویکرد، حق در تجربه دینی و عرفانی تفسیر می شود . تنوع ادیان، بازتابی از تجارت دینی و عرفانی افراد است . حقیقت و گوهر دین همان تجربه شخصی افراد است . جان هیک با طرح این مطلب، هیچ ملاک و معیاری برای صدق و کذب و حق و باطل ادیان باقی نگذاشته بلکه همه ادیان و آیینها حتی شرایع موهوم و خرافی را با ادیان الهی، در یک سطح قرار داده است; چون چه بسا پیروان آیین خرافی هم، چنین تجربه و احساس درونی داشته باشند .
۳ – رویکرد انسان مدارانه: بدین معنا که ادیان باید به جای تاکید و توجه بر امور لاهوتی، به مشترکات دنیایی خود پرداخته و مشکلات زندگی انسان را وجهه همت خود قرار دهند .
رویکردهای دیگری چون تکافو ادله، رویکرد هرمنوتیکی و مفسرمحوری نیز جزء رویکرد پلورالیسم می باشد که همه آنها با نوعی از مناقشه و چالشهای شدید همراه است . (۵)
حاصل کلام اینکه پلورالیسم دینی جان هیک و صراطهای مستقیم آقای سروش که در حقیقت برگرفته از اندیشه رمانتیک «شلایر ماخر» (دین بدون بار معرفتی و احساس شخصی) و تفکیک نومن و فنومن «کانت » می باشد، این است که:
اولا: نباید بر دین حق و عقاید حقه تاکید کرد; زیرا مستلزم ابطال عقاید دیگران است . بنابراین، همه عقاید باید به صورت مساوی رسمیت داشته باشند .
ثانیا: احکام فقهی صدف دین بوده و مانع تکثرگرایی می باشند .
ثالثا: مصادیق اخلاقی مطلق نبوده بلکه نسبی اند به این معنی که هیچ یک از گزاره های اخلاقی، ثابت و مطلق نمی باشند .
بخش دوم
با توجه به معنای پلورالیسم و مبانی و رویکردهای آن و دیدگاههای انتقادی ای که در آن وجود دارد، نمی توان اسلام را مشمول قلمرو آن دانست; زیرا دین اسلام دارای مبانی و مؤلفه هایی است که مفهوم کثرت گرایی و پلورالیسم دینی آن را برنمی تابد; مولفه هایی چون جامعیت تعالیم و دستورات، مساله خاتمیت، عدم تحریف کتاب الهی و معتبر بودن آن، عقلانیت و خردپذیری آموزه های دینی و برتری و جاودانگی آن هیچ زمینه ای برای توجیه پلورالیستی باقی نمی گذارد . این کلام، فقط سخن متفکران مسلمان نیست بلکه بسیاری از مسیحیان منصف نیز به آن اعتراف دارند و اگر مجال محدود نبود، به دیدگاه آنان پرداخته می شد ولی چون هدف این نوشتار، بیان دیدگاه سه حکیم الهی است، به تبیین نظریات این سه متفکر مسلمان اکتفا می کنیم .
اما قبل از آن، تذکر این نکته ضروری است که هر چند در زمان حیات پر برکت آن سه بزرگوار، این بحث چندان مطرح نبوده تا آنان پاسخ مستقیم به این شبهات بدهند ولی در میراث مکتوبشان، عبارات بسیاری را می توان یافت که در راستای نقض و طرد اندیشه پلورالیستی است .
۱ – دیدگاه امام خمینی قدس سره
طرفداران تفکر تکثرگرایی دینی برای اثبات ادعای خود، به دلایلی استناد نموده اند که در محل خود قابل دقت و توجه است . از جمله ادله یا شواهد آنها این است که:
«این نکته را باید به جان شنید و تصویر و منظر را باید عوض کرد و به جای آن که جهان را واجد یک خط راست و صدها خط ج ببینیم، باید آن را مجموعه ای از خطوط راست دید و به جای صراط مستقیم باید از صراطهای مستقیم سخن گفت .» (۶)
امام در نقض این تفکر می فرماید:
«از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل است که خط مستقیمی در وسط کشیدند و خطهای دیگر در اطراف آن و فرمودند: این خط وسط، خط من است و اعتدال حقیقی، جز برای انسان کامل که از اول سیر تا منتهی النهایه وصول هیچ منحرف و معوج نشده است، برای کسی دیگر مقدور و میسور نیست و آن به تمام معنی خط احمدی و خط محمدی است و دیگران از سایرین، سیر به تبع کنند نه به اصالت .» (۷)
از نگاه امام، صراط مستقیم، همان راهی است که انبیا، مامور به تبلیغ آن بودند و آن همان طریق و مسیری است که انسان را به اوج سعادت و کمال انسانیت می رساند و هر صراطی غیر از این، صراط انحرافی است نه مستقیم . چگونه می توان هم مسیری را که انبیا تبلیغ می کردند، مسیر مستقیم دانست و هم راهی که دشمنان آنان ترویج می نمودند؟ قطعا صراط انبیا غیر از صراط اشقیا بوده و دو هدف در آن دو وجود داشته است . پس باید یکی مستقیم و دیگری غیر مستقیم بوده باشد . بنابراین، تردیدی نیست که باید صراط مستقیم داشته باشیم (نه صراطهای مستقیم) و آن صراط، جز صراط انبیا نیست .
«این صراط مستقیمی را که انبیا جلو راه بشر گذاشتند و نبی اکرم آخرین انبیا و اشرف همه آنها، آن راه را جلو مردم گذاشتند و مردم را دعوت به این صراط مستقیم کردند و هدایت کردند به راه انسانیت و خروج از همه انحای کفر و الحاد و خروج از همه ظلمات به نور مطلق، باید شما جوانان همان راه را ادامه دهید تا این که پیرو رسول اکرم صلی الله علیه و آله و در مکتب حضرت صادق علیه السلام پیروان شایسته باشید .» (۸)
اقسام صراط از نگاه امام
از جمله ادعای تکثرگرایان این است که همه صراطها، صراط حقند و این که بگوییم کدام حق و کدام باطل است، درست نیست . هر کسی تجربه و احساس ویژه ای از امر مطلق دارد و همه آنها علی السویه دینی اند و باید به رسمیت شناخته شوند . پس همه صراطها در یک رتبه قرار داشته و آن هم حقانیت آنهاست .
اما این اندیشه از نگاه امام مردود است . ایشان در بیان اقسام صراط، با نگاهی بسیار دقیق و عالمانه می فرماید:
«صراط دارای سه قسم است که عبارتند از: صراط مستقیم، صراط مفرطین و صراط مفرطین، صراط مستقیم عبارت است از سلوک الی الله، بی احتجاب به حجب ملکی و ملکوتی یا بی احتجاب به حجب معاصی قالبیه و قلبیه یا بی احتجاب به حجب غلو و تقصیر و یا بی احتجاب به حجب نورانیه و ظلمانیه، صراط مفرطین; وقوف به ظاهر و یا وقوف به باطن است . چنانچه بعضی اهل ظاهر، علوم قرآن را عبارت از همان معانی عرفیه عامیه و مفاهیم سوقیه وضعیه می دانند و به همین عقیده، تفکر و تدبر در قرآن نکنند و برخی دیگر، به گمان خود از ظاهر قرآن منصرف شوند و با تلبیسات ابلیس لعین و نفس اماره بالسوء از ظاهر قرآن، منحرف و به خیال خود به علوم باطنیه آن متشبث هستند . این دو طایفه، هر دو از جاده اعتدال خارج و از نور هدایت به صراط مستقیم قرآنی محروم و به افراط و تفریط منسوبند .» (۹)
مفهوم صراطهای مستقیم
صراط مستقیم دارای معنی و مفهومی است که اگر به خوبی مورد فهم قرار گیرد، سایر راهها از آن تفکیک خواهد شد . در بیان و بنان امام بارها به این معنا اشاره و حتی تصریح شده است . ایشان صراط مستقیم را به معنای، «صراط اسلام، صراط انسانیت، صراط کمال، صراط عدالت » (۱۰) و ظاهر شریعت (۱۱) دانسته اند .
پس هر طریقی که انسان را از مسیر اسلام و انسانیت و عدالت و شرع مقدس اسلام و در یک کلام از طریق کمال مطلق دور سازد، صراط انحرافی است نه مستقیم .
«صراط مستقیم الهی از اسفل سافلین شروع و به اعلی علیین ختم می شود و این صراطی است که حق تعالی به آنها انعام فرموده به نعمت مطلقه که آن، نعمت کمال جمع اسمایی است که بالاترین نعمت الهیه است .» (۱۲)
از نگاه ایشان صراط مستقیم، تفسیر روشنی دارد و آن سنت و سیره رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل بیت عصمت علیهم السلام است که نزدیکترین راه رسیدن به خدا می باشد . هر صراطی غیر از این، صراط حیرت و سرگردانی است .
در احادیث و ادعیه، صراط مستقیم به همین معنا تفسیر شده است . از امام صادق علیه السلام درباره صراط مستقیم سؤال شد . امام علیه السلام فرمودند: «هو امیرالمؤمنین علیه السلام » و از صراط معوج و انحرافی سؤال شد فرمودند: «هی طریق اهل الضلال » (۱۳) و در زیارت جامعه خطاب به اهل بیت علیهم السلام می خوانیم: «انتم السبیل الاعظم و الصراط الاقوم .»
امام خمینی رحمه الله با توجه به این روایت می فرماید:
«اگر در این عالم به راه راست نبوت و طریق مستقیم ولایت قدم زده باشی و از جاده ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام اعوجاج پیدا نکرده باشی و لغزشی پیدا نکنی، خوفی برای تو در گذشتن از صراط نیست; زیرا که حقیقت صراط، صورت باطن ولایت است . چنانچه در احادیث وارد شده که صراط مستقیم ماییم .» (۱۴)
پس این سخن مردود است که گفته شود نه تشیع، اسلام خالص است و نه تسنن، نه اشعریت حق مطلق است نه اعتزالیت، اصحاب هر فرقه مجازند که همچنان بر طریقه خود بمانند و پا بفشارند . (۱۵)
اینکه گفته شود «تشیع اسلام خالص و حق نیست » شاید به علت تردید گوینده سخن، به حقانیت سیره و سنت اهل بیت علیهم السلام باشد و الا چه دلیلی دارد که مسیر تشیع را حق ندانیم در حالی که اصول و مبانی تشیع، همان اصولی است که ائمه علیهم السلام به پیروان خود تعلیم دادند . چنانچه هانری کربن مسیحی می گوید:
«به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را از میان خدا و خلق همیشه زنده نگه داشته است .» (۱۶)
حضرت امام رحمه الله می فرماید:
«شیعه در جمیع امصار و اعصار از ائمه هدای معصومین منزهین موحدین، تبعیت نمودند و به برهانهای روشن آنها، حق را شناخته و تنزیه و توحید نمودند .» (۱۷)
پس صراط مستقیم همان صراطی است که از فرش به عرش کشیده شده و از هر انحراف و اعوجاجی مصون و محفوظ است; همان طریقی که خداوند، انبیا و اولیایش را برای
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
