خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خلاصه نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۳۰/۷/۱۳۷۸
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خلاصه نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۳۰/۷/۱۳۷۸ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله طاهری ۱۶/۷/۱۳۷۸ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
15دقیقه
25ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله رفسنجانی ۲۳/۷/۱۳۷۸

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 52

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله رفسنجانی ۲۳/۷/۱۳۷۸ شامل 88 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله رفسنجانی ۲۳/۷/۱۳۷۸ در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله رفسنجانی ۲۳/۷/۱۳۷۸ با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله رفسنجانی ۲۳/۷/۱۳۷۸ نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله رفسنجانی ۲۳/۷/۱۳۷۸ هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیه الله رفسنجانی ۲۳/۷/۱۳۷۸ اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!

الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها. اوصی عباد الله بتقوی الله و اتباع امره.

امیدواریم که مردم ما با پیروی از قرآن کریم همیشه در استفاده از جوهره تقوی موفق باشند. می دانیم که صحبت خطبه های اخیر من درباره اخلاق در قرآن یعنی بحث اصلی در مورد قرآن فصولی از معارف قرآن که اهمیت عملی و سازندگی فرهنگی دارد مورد توجه در بحث ما که یک بخش آن بحث اخلاق است. تا حالا چند خطبه در مورد اخلاق در قرآن ایراد شده که آخرین بحث این بود که اصولا در همه مکاتیب اخلاقی اخلاق را به عنوان وسیله تامین سعادت جوامع خودشان مورد توجه قرار دادند و اسلام هم همین را دنبال می کند و قرآن هم برای تامین سعادت ملت اسلامی امت اسلامی راه هموار را اخلاق می داند اخلاق درست در بخشی از آن خطبه گفتم که این سعادت مخصوص آخرت نیست بلکه جامع بین آخرت و دنیا است و از قرآن استشهاد کردم که سعادت دنیا و آخرت قابل جمع و تناقضی بین آنها نیست و اصولا زندگی انسان از دنیا شروع و به آخرت ختم می شود و یک مجموعه ایست که بخش نزدیک و بخشی از آینده است. اینجا یک سئوالی مطرح می شود که کمی به آن پاسخ دهیم که اصلا سعادت چیست تعریف سعادت و حدود سعادت که همه دنبال آن هستند چیست؟ بطور مبهم برای هر کسی هر امتی و هر مکتبی سعادت یک مصادیق و تعریف خاصی و برداشتهایی دارد و بسیار متنوع و گوناگون است تا آنجایی که ما دیده ایم در کتابهایی که به این بحث می پردازند تعریف روشنی از سعادت بدست نمی دهند و حق هم با آنها است که نمی شود یک تعریف واضحی کرد. البته یک اصل کلی قابل قبول است که هر موجودی به کمال مطلوب خودش و نقد کردن امکانات و استعداد وجودی خودش برسد اگر انسان بتواند هدف آفرینش را از خلقت خودش بدست بیاورد سعید و سعادتمند است. اینکه حالا کمال مطلوب چیست و چه چیزهایی مقوم کمال مطلوب ما هستند و رشد و تکامل در چه جهتی باید باشد تا به کمال مطلوب برسیم از مواردی است که خیلی بحث دارد مکتب های مختلف اختلافی اینجا نظرات مختلفی ایراد کرده اند بستگی دارد به جهان بینی آنها طرز تفکرشان و پایه های برداشت آنها از انسان و خدا، جهان، دنیا و آخرت. بطور خلاصه می توان گفت که یک واقعیت نسبی در زندگی انسانها است اولا این که هیچوقت انسان به خصوص نقطه پایان تکامل و حرکت کمالی اش نمی رسد روشن و بی پایان است راه ما حرکت تکاملی ما به طرف خداست و خداوند نامحدود و ما هم هر چه به آنطرف نزدیک می شویم هم سرعتمان بیشتر و هم جهت مان بازتر می شود و هم احساس می کنیم که فاصله امان خیلی زیاد است بنابراین این حرکت بی پایان را فکر نمی کنیم بتوان تعریف کرد. بطور نسبی درجاتی دارد به هر حال سعادت خوشبختی هر کسی با تعریف خودش می تواند بگوید درجاتی دارد اینکه می گویم نسبی است بخاطر این معناست یعنی می شود در بخشی از امور انسان سعادتمند و در بخشی ناموفق باشد در بخشی در راه در بخشی جلو و در بخشی دیگر عقب باشد در مقایسه یکی موفق تر و یکی کمتر گرفته یک سفره و یک فضای تکاملی بی پایانی خداوند در اختیار ما گذاشته که می توانیم از این فضای بی پایان بهره ببریم. هر مقدار خودمان را به خداوند و به اهداف آفرینش نزدیکتر کنیم سعادتمندتر و موفق تریم علم اخلاق یکی از ابزارهائی است که مکتبهای دنیا برای این مسیر انتخاب کرده اند هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی در یک تعریف دیگر ما باید بگوئیم سعادت یک مجموعه ای از توفیقات است. کمالات نفسانی و مادی موفقیتهای در رشد جوهر انسانی به سوی خداوند و هم چنین در بهره گیری از نعمتهای جهان در تسخیر طبیعت در آشنا شدن به حقایق جهان هم علمی و عملی است هم رفتاری مادی و معنوی است یک مجموعه بسیار پرشاخ و برگی است که نمی شود آن را در چیزهای معمولی گنجاند یک درخت عظیمی است که ریشه در اعماق زمین و شاخه در آسمانها دارد مجموعه این درخت، درخت سعادت ما است و ما هر مقدار که بتوانیم این شاخ و برگها را در وجود خودمان تعبیه بکنیم به همان اندازه سعادتمندیم و موفق. در قرآن کلمه سعادت کم آمده اما بیشتر از کلمه فلاح و رستگاری افلح استفاده شده مفلحون و همین آیه ای که اول صحبتم خواندم «قد افلح من زکیها» یعنی سعادتمند شد کسی که نفسش را تزکیه کرد خوب این خیلی احتیاج به باز کردن دارد و تابلو بسیار پیچیده ای را می تواند ترسیم کند که ما هم فلاح و هم تزکیه را ترسیم کنیم چه بکنیم تزکیه شود. این بحث های اخلاقی که از این به بعد من کم کم ممکن است وارد مواردشان بشوم آنها همه اشان یک راهی است یک وسیله ای و ابزاری است برای رسیدن به همان فلاح و پیروزی. تعبیرات کلی قرآن را ببینید که قرآن حیات طیبه را تعبیر دیگر همین فلاح می داند « من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحینه حیاه طیبه » مؤمنی که در عمل هم درست رفتار کند وظایف اجرایی خودش را انجام دهد و به حیات طیبه می رسد البته سئوال بعدی دوباره عینا برمی گردد که «حیات طیبه » چیست ؟ در تعبیرات قرآن با این کلیت ها در یکجا مواجهیم یکجا هم می رویم سراغ موارد آن مواردی که سراغشان می رویم همین فصول و بحثهای اخلاقی است که ما فصل فصل و مورد به مورد به سراغ او خواهیم رفت اما یک نکته اساسی در همه اینها است و آن جهت است که اینجا تعبیر به ایمان شده ایمان و عمل، عمل را گفتیم شاخه های فراوانی دارد و زمینه های زیادی ایمان جهت اصلی است یعنی اعمال باید در جهت ایمان و جهت گیری زیادی ایمان جهت اصلی است یعنی اعمال باید در جهت ایمان و جهت گیری درست اعتقادی انسان باشد و این مهم است اگر این پایه نباشد ممکن است بسیاری از کارها هم که خوب باشد آدم انجام بدهد اما آن نتیجه نهایی که فلاح، رستگاری و سعادت است بدست ندهد. این تعبیری که می گوید «نیه المؤمن خیر من عمله » بعضی وقتها شک در آن می شود می گویند یعنی چه بالاخره انسان عمل می کند نیت هم می کند چرا عملش که این همه زحمت داشته باشد در مقابل نیت موقعیت ضعیف تری داشته باشد این نیست اینجا همان جهت است و اگر حهت انسان همان جهت خدایی و حق باشد و در مسیر درست باشد اعمال کوچک انسان هم مجموعه ای از این را تشکیل می دهد اما گاهی آدم اعمال بد انجام می دهد و اینجا با جهت تطبیق نمی کند از آن جهت اگر ما جهتمان نادرست باشد نیتمان نادرست باشد و بخواهیم اعمالمان با ارزش باشد ثمره ای نمی گیریم ممکن است در ثمران نامحدودی بگیریم. ببینید حالا یک مثل روشنتری بزنم انسانها خودخواه و انسانهای فداکار و ایثارگر یک آدمی همه چیز را برای خودش می خواهد محور خودش است و برای این که در جامعه مطرح شود کارهای خوبی هم انجام می دهد اما چون جهتش بد است بالاخره به یک جای نادرستی می رسد. یک ریاکار آدمی است که زحمت عبادت ریاضت را می کشد مشکلات را تحمل می کند برای ریا یعنی هدفش این است که خودش را در جامعه بناحق آنچه که نیت نشان دهد خوب عمل همان عمل است ریاضت کشیده عبادت هم کرده پیشانی خود را آنقدر به سنگ مالیده که برای خودش یک علامتی در پیشانیش درست کرده ولی هیچ نتیجه ای نگرفته است. اگر قصد ریا داشته باشد پوچ و هیچی نیست ولی اگر همین آدم با نیت خیر بخشی از آن ریاضتها و مشکلات را تحمل کرده باشد ثمره بسیار زیادی گرفته است خوب شما اینجا معنای این حدیث را خوب می فهمید این جمله جمله بسیار مهم در این بحثها اخلاقی است که من می خواهم مطرح کنم مسئله نیت و جهت است در سه جهت می خواهیم حرکت کنیم. یکی می رود دنبال دنیا کار می کند عمران می کند کارخانه می سازد مزرعه درست می کند و همه زندگیش را با تلاش برای امور مادی می گذراند اما جهت دارد یعنی می خواهد کشور اسلام را آباد کند می خواهد خلق خدا را ثروتمند کند می خواهد کار درست کند می خواهد جامعه را مستقل کند می خواهد شر وابستگی را از سر جامعه کم کند این یک جهت است اما یک آدمی خیلی هم کار می کند این قصد را هم ندارد برای خودش کار می کند در دکه ای ایستاده و کاملا با اهداف مادی می خواهد کار خودش را انجام دهد و این اهداف مقدس را ندارد من همین جا می گویم که این نیتی که می گویم اینجا موثر است شاید به چشم بعضی ها آن یک آدم دنیادار اهل دنیا می آید و این یکی اهل آخرت ولی واقعیت غیر از این باشد. حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در یک خطبه طولانی این بحث را باز می کنند و می فرمایند آن آدمی که جهت درست را دارد هر چند هم برخوردار باشد از بسیاری از نعمتها این به خیر دنیا و آخرت رسیده است این تعبیری است که حضرت علی علیه السلام برای همین جور آدمها می کند و یک آدمی هم هست که به یک کمی از دنیا قناعت کرده و در حقیقت آدم قانعی هم هست با قناعت زندگی کرده اما چون نیت درستی و اهداف مقدسی نداشته باشد این نمی تواند به آن اهدافی که ما همین کمال و بهره گیری و حیات طیبه ای که مطرح کردیم برسد. این آیه قرآن را ببینید «و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض » اگر مردم شهرها و روستاها مردم هر جامعه ای ایمان داشته باشند و تقوی داشته باشند ما برکاتمان را از آسمان و زمین برای اینها نازل می کنیم درهای برکتمان را باز می کنیم این همان جهت است اگر جهت درست باشد کارها درست است. یا نقطه مقابل این است «من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا» یعنی کسی که از یاد خدا فراموش کند یعنی کار را برای خدا انجام ندهد جهت را خدا نگیرد جهت معارف خدا و راه خدا نگیرد هر چند در دنیا هم دستش باز باشد اما معیشت و زندگی سختی دارد. اگر آدم بخواهد اینها را باز کند خیلی سخت نیست خیلی کسان را ما به چشممان با جلال و جبروت با رفاه و آسایش جلوه می کنند ولی آنها که یاد خدا را ندارند و خدا در زندگیشان نیست حتی در همین بهره گیری مادیشان هم در تنگنا هستند. بنابراین نیت و جهت را باید ما درست در نظر بگیریم اگر جهت را درست در نظر گرفتیم آن موقع بحث قبلی من اینجا معنا پیدا می کند یعنی این که دنیا و آخرت را می توانیم آباد بکنیم ما ماموریم اینجوری عمل کنیم راه درست انتخاب کنیم و برای این راهمان از همه آنچه که خداوند در زمین و اطراف ما قرار داده بهره گیری کنیم از این مجموعه عوامل سعادت درمی آید از این انسان سعادتمند و جامعه سعادتمند بیرون می آید. بنابراین با این تعریفی که من دارم می کنم از سعادت فلاح رستگاری و اخلاق معنای این بحث من این می شود که آبادی آزادی عمران رفاه و استقلال اینها در گرو نه ریاضت و نه در گرو تلاش زیاد است اینها در گرو جهت دار بودن و تلاش زیاد کردن یعنی یک مجموعه اینجوری لازم است تا بتوانیم یک جامعه سعادتمند داشته باشیم همین جا یک نکته دیگری باید به این بحث اضافه شود ما یک سعادتی برای فرد داریم یک سعادتی برای جامعه داریم گاهی یک فرد تنهایی خودش در زندگی شخصی خودش ممکن است موفق و سعادتمند باشد اما در جامعه ناسالمی و در ارتباطات ناسالمی زندگی می کند و جامعه ای ناموفق است این مطلوب اسلام نیست بخصوص اگر تعارض باشد بین منافع فردی و اجتماعی اسلام سعادت و فلاح را در توفیق جامعه و فرد باهم می داند و اصالت را برای جامعه می گذارد گرچه فرد را هم فراموش نمی کند فداکاری هم معنا می دهد و خودخواهی هم آنجا معنا می دهد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بودند یک جمعی از دوستان خوبشان هم کنارشان بودند آمد جوان آراسته ای قوی الجثه ای سینه های گشاد پیشانی فراخ بازوهای توانمند و ماهیچه ای پهلوان آسا اصحابی که اهل رزم بودند گفتند این قیافه موقعی موفق است که این امکانات بدنی اش را در میدان جنگ سپری کند آنها از آن دید این امکانات را ارزیابی می کردند و ارزشش را برای مبارزه در راه خدا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: خوب بله آن که خوب است و اگر برای خودش و برای سعادت خودش و برای سعادت خانواده خودش هم این جربزه خودش را مصرف کند این هم در راه خدا می تواند به حساب بیاید. ببینید این را پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می پذیرد و همینجا هم قبول می کند که امکانات برای خودمان و خانواده خودمان هم قابل طرح است اما وقتی که جهت دار باشد و فی سبیل الله باشد یعنی بخواهد بعنوان عضوی از خانواده جامعه و در خدمت یک جامعه ای باشد این درجه می گیرد و آن سعادت که گفتم نسبی است یک درجه بالاتری را تامین می کند هر ریاضتی در این منط قی که من مطرح می کنم نمی تواند مایه سعادت باشد و هر تلاش مادی باز در این مجموعه ای که من مطرح می کنم نمی تواند عوامل سعادت مطلوب باشد یک مجموعه لازم دارد هم تلاش لازم دارد هم جهت درست لازم دارد و هم جامعه سالم لازم دارد برای محیط مان برای جامعه امان برای اهداف امتمان برای جامعه انقلابی مان برای برادران انسانی و اسلامی مان برای ضعفایمان برای نیازمندانمان همه اینها اگر مجموعه هدف گیری شود و انسان اینجوری حرکت کند در اینجا اسلام دنیا را هم پول را هم ثروت را هم مکنت را هم جاه را هم قدرت را هم همه چیز را اسلام می پذیرد به عنوان وسیله سعادت اما اگر جهت خراب باشد و اهداف شخصی باشد و انسان خودش را ببیند و خدا را نبیند انسان خودش را ببیند و دیگران را نبیند و انسان در این فضای عظیم و وسیعی که خداوند برای رشد و تعالی بشریت گذاشته به خودش فقط توجه بکند و در همه آفاق زندگی خودش و خودش و خودش دیده شود این درست در جهت ضد فلاح ، فلاح واقعی و سعادت واقعی حرکت می کند، با این توضیحی که من دادم در یک جامعه اسلامی خطوط روشن می شود بر مبنای اخلاق آن وقت ما حالا وقتی که وارد فصول اخلاق م