خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انگیزه های مخالفت با حکومت علوی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انگیزه های مخالفت با حکومت علوی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روشهای حق ستیزی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روشهای حق ستیزی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
16دقیقه
04ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 75

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲) با 79 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی علوی در نامه های نهج البلاغه (۱۲) :

نامه (۶)

معاویه را بهتر بشناسیم

سخن را با شعری از حکیم سنایی آغاز می کنیم:

داستان پسر هند مگر نشنیدی که از او و سه کس او به پیمبر چه رسید؟
پدر او دُر دندان پیمبر بشکست مادر او جگر عمّ پیمبر بدرید
او به ناحق، حقِ داماد پیمبر بستاد پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم، تو لعنت نکنی شرمت باد لعن اللّه یزید و علی آل یزید

افشاگری قیس بن سعد انصاری در مورد معاویه

بعد از شهادت مظلومانه امام مجتبی علیه السلام ، معاویه که به زعم خود بر خر مراد سوار شده بود و هیچ مانع و رادعی بر سر راه خود نمی دید، به مدینه آمد و مردمی که گویا عقلشان در چشمشان بود و همه چیز را از یاد برده بودند، استقبال گرم و باشکوهی از وی به عمل آوردند. معاویه که کنجکاوانه استقبال کنندگان را زیر نظر داشت، متوجه شد که اکثریت آنها از قریش و مهاجران اند و از انصار افراد کمی به استقبال آمده اند. او علت را پرسید. در جوابش گفته شد که بیچاره و فقیر شده اند و مرکبی ندارند که برای حضور در مراسم استقبال از آن استفاده کنند. هنگامی که چشمش به قیس بن سعد بن عباده افتاد -که خود بزرگ انصار بود و پدرش نیز شخصیتی بود که خلفا از شکوه و هیبت و عظمت او چشم می زدند و از بیم اعتراضات و انتقاداتش به نام جنّیان او را در شام ترور کردند(۱)– به او گفت: چرا شما جماعت انصار به همراه برادران قرشی و مهاجران به استقبال من نیامدید؟ قیس گفت: به خاطر نداشتن مرکب، خانه نشین شده و از حضور در مراسم استقبال بازمانده ایم. معاویه زبان به طعنه ای گزنده گشود و گفت: پس شتران آب کش کجایند؟ قیس گفت: در جنگ های بدر و اُحُد که در رکاب پیامبر می جنگیدیم و به خاطر اسلام بر سر تو و پدرت می کوبیدیم، شترها را از دست دادیم. در آن جنگ ها با اینکه شما نفرت و کراهت داشتید، امر خدا ظاهر شد و شما شکست خوردید.

معاویه که در خونسردی و مکّاری کم نظیر بود، برای اینکه جلوی رسوایی بیشتر خود را بگیرد، گفت: خدایا! ببخشای و بیامرز! ولی قیس که فرصت مناسبی به دست آورده بود، دریغش آمد که گریبان معاویه را رها کند و حتّی برای لحظاتی هم که باشد، آرامش را از او سلب نکند. ظالم غدّار را نباید آرام گذاشت. مردم مظلوم باید در هر فرصتی بر سر ظالم فریاد بکشند. به خصوص اگر فریاد آنها از روی منطق و به روش پسندیده جدال احسن باشد. قرآن مجید می گوید:

«لا یُحِبُّ اللّه الجَهْرَ بِالسَّوْءِ مِنَ القَوْلِ إلاّ مَنْ ظُلِمَ و کان اللّه سمیعا بصیرا(۲)».

«خداوند متعال دوست نمی دارد که کسی با سخنان خود بدی های دیگران را آشکار کند، مگر اینکه در حق او ظلم شده باشد و خداوند شنوا و بیناست».

قیس اکنون نه به عنوان اینکه تنها خودش مظلوم است، بلکه به نمایندگی همه مظلومان امّت -اعم از مهاجران و انصار و دیگر مسلمانان- به ویژه مظلوم ترینِ همه مظلومان تاریخ؛ یعنی خاندان پیامبر و چهل هزار تن از مهاجران و انصار که خونشان به دست عمّال معاویه ریخته شده است(۳)، باید افشاگری کند و حقایقی را آشکار سازد. باشد که در میان جمعیت، افرادی از خواب غفلت بیدار شوند و با حضور در مراسم استقبال معاویه، کارچاق کن ستمکاران نشوند.

قیس با شجاعت و صراحت، معاویه را -که انصار را به شتران آب کش، مورد نکوهش قرار داده بود- مخاطب قرار داد و گفت: تو ما را به شتران آب کش ملامت می کنی. ما بودیم که در جنگ بدر با شما که در راه خاموش کردن نور حق و برتری کلمه شیطان تلاش می کردید، روبه رو شدیم. شما بودید که با کراهت و نفرت تن به اسلامی دادید که ما در راه آن بر سر شما می کوبیدیم. آری! اسلام تو و پدرت، از روی طوع و رغبت نبود.

معاویه گفت: گویی تو بر ما منّت می گذاری که ما را یاری کرده اید. خداوند و قریش بر سر شما منت دارند. مگر نه شما انصار آرزو داشتید که پیامبر خدا را یاری کنید؟ مگر او از قریش نبود؟ مگر او عموزاده ما و از ما نبود؟ ما باید بر سر شما منت گذاریم و بر شما افتخار کنیم که خداوند شما را از یاران و از پیروان ما قرار داده و هدایتتان کرده است.

معاویه با این سخنان بی سر و ته خود و با این گستاخی ها و فخرفروشی ها می خواست بر سوابق ننگین خود پرده افکند و اذهان توده مردم را از توجه به حقایق امور، منحرف سازد. غافل از اینکه قیس هم کوتاه نمی آید و گفتنی ها را برای قضاوت مردم منصف و بصیر بر زبان می راند و زبانِ تاریخ را برای آیندگان گویاتر می سازد.

این حقیقت باید معلوم شود که پیامبر از آنِ همه بشریّت است و جهانیان باید به وجودش افتخار کنند و آنهایی که خداوند به آنها توفیق مسلمانی و خدمت به اسلام داده، همواره رهین منّت اویند و آنهایی که خیانت کرده اند، روسیاه اند؛ هر چند از منسوبین و نزدیکان آن بزرگوار باشند.

«یَمُنّونَ علیکَ أنْ أسْلَموا قل لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إسلامَکُم بَلِ اللّه ُ یَمُنُّ علیکم أنْ هَداکُم لِلإیمانِ إن کنتم صادقین(۴)».

«بر تو منت می گذارند که مسلمان شده اند. بگو: مسلمان شدن خود را بر من منت نگذارید، بلکه خداوند بر شما منت می گذارد که شما را به راه ایمان -اگر در ایمانتان صادق باشید- هدایت کرده است».

قیس که زبان آوری بی همتا بود، رشته سخن را به دست گرفت و بعثت پیامبر را به عنوان رحمتی برای همه جهانیان معرفی کرد و آن رهبر بزرگ را مبعوث به سوی جن و انس و سرخ و سیاه و سفید و برگزیده خدا برای نبوّت و رسالت دانست و ادامه داد:

نخستین کسی که به او ایمان آورد و تصدیقش کرد، علی بود. ابوطالب همواره از او دفاع می کرد و میان او و کفار قریش حائل می شد که مبادا او را اذیّت کنند و جان شریفش را به خطر اندازند. او مأمور بود که رسالت پروردگارش را ابلاغ کند. تا ابوطالب زنده بود کسی جرأت نداشت او را اذیت و مزاحمت کند. با مرگ ابوطالب، فرزندش علی وظایف پدر را بر عهده گرفت. او ایثارگرانه به دفاع از پیامبر پرداخت و در تمام سختی ها و تنگناها و حوادث ترسناک، جان خود را به خطر انداخت و اجازه نداد کوچک ترین آسیبی به حضرتش برسد. خداوند در میان قریش این افتخار را به علی داد و از میان عرب و عجم او را مورد اکرام قرار داد و تاج کرامت بر سرش نهاد. زمانی که هنوز ابوطالب در قید حیات بود، چهل تن از سران قریش و فرزندان عبدالمطّلب -از جمله ابوطالب و ابولهب- را به خانه ابوطالب دعوت کرد و به آن ها فرمود: کدام یک از شما دوست دارد که برادر و وزیر و وصی و خلیفه من در میان امّت و ولیّ هر مؤمنی بعد از من باشد؟ هیچ کس جواب نداد و پیامبر این دعوت خود را سه بار تکرار کرد. بار سوم علی بود که گفت: یا رسول اللّه ! من. اینجا بود که پیامبر سر علی را به دامن گرفت و با آب دهان خود او را متبرّک و متیمّن ساخت و به درگاه خدا عرض کرد: «اللهمّ امْلأ جَوْفِهِ علما و فهما و حکما». «خداوندا! باطنش را به علم و فهم و حکمت، پر ساز».

سپس رو به ابوطالب کرد و فرمود: اکنون سخن فرزندت را بشنو و او را اطاعت کن. خداوند مقام و منزلت او را نسبت به پیامبرش همچون مقام و منزلت هارون نسبت به موسی قرار داده است. آن گاه میان خود و علی، پیمان اخوّت و برادری بست.

قیس تا آنجا که توانست از فضایل و مناقب علی علیه السلام سخن گفت و چیزی فروگذار نکرد. آن گاه به معرفی شخصیت های برجسته بنی هاشم پرداخت و عده ای از چهره های برجسته و نمونه و ماندگار همیشه تاریخ را یاد کرد.

یکی از کسانی که قیس یاد کرد، جعفر طیّار بود که خداوند، اختصاصا در بهشت به او دو بال عطا کرد؛ چراکه هر دو دستش در جنگ مؤته قطع شد و به شهادت رسید. دیگری حمزه -عموی پیامبر- بود که در اُحُد به شهادت رسید و سیدالشهدا نامیده شد. شخصیت دیگر فاطمه زهرا علیهاالسلام بود که سرور زنان عالم است.

سپس به معاویه گفت: اگر این گونه شخصیت های برجسته را از قریش جدا کنیم -یعنی پیامبر خدا و اهل بیتش را از آن ها کنار بگذاریم- به خدا ما انصار از همه قریشیان برتر و پیش خدا و پیامبر و اهل بیتش محبوب تریم.

با رحلت رسول خدا، انصار اجتماع کردند که پدرم را به امارت برگزینند. قریش آمدند و به بهانه حقِّ قرابت، ما را کنار زدند. قریش همواره به انصار و اهل بیت پیامبر ظلم کرده اند. به جان خودم سوگند! با بودن علی علیه السلام و اولادش نه انصار را در خلافت حقی است و نه قریش را و نه احدی از عرب و عجم را.

معاویه که در خونسردی و بردباری زبان زد خاص و عام بود و سیاست حرفه ای را با اخلاق حرفه ای توأم ساخته بود، به خشم آمد و به قیس بن سعد گفت: اینها را از که آموخته ای؟ از که روایت می کنی؟ از چه کسی شنیده ای؟ آیا از پدرت آموخته ای؟

قیس گفت: از کسی شنیده و آموخته ام که از پدرم بهتر و حقش بر من از حق پدرم بزرگ تر است. معاویه با دست پاچگی پرسید: او کیست؟ قیس گفت: علی بن ابی طالب علیه السلام ، عالم و صدّیق این امّت. همان که خداوند درباره اش می گوید: «کفی بِاللّه شهیدا بَیْنی و بینَکُم و مَن عنده عِلْمُ الکِتاب(۵)».

همان که وقتی کفار، رسالت پیامبر را مورد انکار قرار دادند، خداوند به او فرمود: «بگو مرا شهادت خدا و کسی که علم کتاب نزد اوست، بس است»؛ و بدین ترتیب معلوم داشت که علم الکتاب، ویژه علی علیه السلام است.

آن گاه قیس آیات دیگری را که در فضیلت علی علیه السلام نازل شده بود، قرائت کرد.

معاویه گفت: صدّیق، ابوبکر و فاروق، عمر و صاحب علم الکتاب، عبداللّه بن سلام است.

قیس گفت: سزاوارترین کس به این اسماء، همان است که خداوند درباره اش فرمود:

«أفَمَنْ کانَ علی بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ و یَتْلوهُ شاهدٌ مِنْهُ(۶)».

«آیا آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد و به دنبال آن شاهدی از سوی او می باشد… (همچون کسی است که چنین نباشد…».

همان که پیامبر خدا در غدیر خم او را به خلافت نصب کرد و فرمود: «هر کس من به او از خودش سزاوارتر و برترم، علی نیز از خودش به او سزاوارتر و برتر است».

همان که پیامبر خدا در جنگ تبوک درباره اش فرمود: «منزلت تو پیش من همچون منزلت هارون پیش موسی است؛ جز اینکه بعد از من پیامبری نیست».

معاویه این سخنان خداپسندانه را که در کام جانش بسیار تلخ و برایش همچون شَرَنگ(۷) مهلک بود، از قیس شنید و برای خنثی کردن آنها دست به اقدامی وحشیانه زد. نخست جارچی او در میان مردم جار کشید که هر کس حدیثی در مناقب علی و اهل بیتش نقل کند، ذمّه من از او بری است. آن گاه دستور داد که نسخه هایی از آن تهیّه کنند و برای عمّال جیره خوارش به اطراف و اکناف بفرستند، تا مبادا کسی راجع به فضایل علی علیه السلام سخنی بگوید(۸).

معاویه نه از ملامت می هراسید و نه به نصایح و اندرزهای این و آن اهمیّت می داد، بلکه دیکتاتورمآبانه، به راه خود می رفت و اگر احیانا نرمشی نشان می داد، فقط در سخن بود؛ اما در عمل، هرگز از راهی که انتخاب کرده بود، بازنمی گشت.

در گفتار قیس و مناظره شجاعانه او همه چیز بود. هم ملامت بود، هم نصیحت. هم استدلال بود هم انتقاد. ولی واکنش او این بود که نسبت به بیان مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام حسّاسیّت بیشتری نشان دهد و با فراهم کردن محیط اختناق و خفقان، زبان ها را بند آورد و نفس ها را در گلو خفه کند.

او در نامه هایی که از امیرالمؤمنین علیه السلام دریافت می کرد، کوبنده ترین ملامت ها و محکم ترین استدلال ها را مطالعه می کرد؛ ولی نتیجه ای جز عناد و یکدندگی نمی داد.

امام علیه السلام در ادامه نامه مورد بحث(۹) و پس از بیان اینکه حکومت حضرتش بر مبنای یک شورای واقعی بوده و هیچ گونه فلته ای رخ نداده، به ماجرای قتل عثمان می پردازد. معاویه پیراهن خونین عثمان را سوژه کرده و امام را متهم به قتل عثمان می نمود؛ حال آنکه خود بهتر می دانست که تهمت می زند و بی گناه، معصوم و دامن پاکی را مورد افترا قرار می دهد. از این رو نوشت:

«و لَعَمْری یا معاویهُ، لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِکَ دونَ هواکَ، لَتَجِدَنّی أبْرَأَ النّاسِ مِنْ دَمِ عثمانَ و لَتَعْلَمَنَّ أنّی کنتُ فی عُزْلَهٍ عنهُ إلاّ أن تَتَجَنّی ما بَدا لَکَ(۱۰) و السّلام».

«معاویه، به جانم سوگند! اگر به دیده خرد و نه به دیده هوای نفس بنگری، می دانی که من بری ترین مردم از خون عثمان بودم و می دانی که از آن، برکناری داشتم، مگر اینکه آنچه برایت آشکار است، بپوشانی. والسلام».

مشکل معاویه و همه سیاست بازا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.