خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فقه سیاسی امام علی آرمانگرایی یا واقعگرایی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فقه سیاسی امام علی آرمانگرایی یا واقعگرایی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
20دقیقه
10ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 77

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق سیاسی اجتماعی کارگزاران در نهج البلاغه :

چکیده:

امیرالمؤمنین علیه السلام پس از رسیدن به حکومت و عزل کارگزاران عثمان، به نصب افراد لایق و شایسته در جامعه اسلامی پرداختند و در این راستا توصیه های اخلاقی فراوانی به کارگزاران خود کردند و اعمال و رفتار آنان را زیرنظر گرفتند . در این مقال، شمه ای از توصیه های ایشان در خصوص اخلاق سیاسی – اجتماعی به کارگزاران مورد بررسی قرار گرفته است; ازجمله دستورالعملهای معنوی، دوری از خشم، ساده زیستی، عدم رفاه زدگی، عدالت و اخلاق عمومی . و در آخر نیز عملکرد امام در برخورد با کارگزاران خیانتکار مطرح شده است و هدف اصلی، بیان اهمیت رفتار و عملکرد افرادی است که حکومت مردم را به عهده می گیرند و مسؤول جان، مال و آبروی مردم می گردند .

کلید واژه ها:

اخلاق، بیعت، کارگزاران، عدالت، فرونشاندن خشم، بیت المال، امانتداری

«بیعت » در اندیشه سیاسی علی علیه السلام جایگاهی ویژه و مهم دارد و وسیله تحقق حکومت و مقبولیت آن و عاملی برای اجرای برنامه ها و فرمانهای دولت است . به وسیله بیعت، حاکم خود را متعهد و ملتزم به اهداف و برنامه هایی می داند که مردم در آن خصوص با وی بیعت کرده اند .

بنابراین از نظر سیاسی و حکومتی، بیعت وسیله ابقای دولت و قاطعیت آن است . این امر در سخنان و نامه های امیرالمؤمنین علیه السلام مکررا و در مواضع مختلف وارد شده است (۱); چنانکه در نامه ای به معاویه نوشته است: انه بایعنی القوم الذین بایعوا ابابکر و عمر و عثمان علی ما بایعوهم علیه، فلم یکن للشاهد ان یختار و للغائب ان یرد، و انما الشوری للمهاجرین و الانصار، فان اجتمعوا علی رجل و سموه اماما کان ذلک لله رضی، فان خرج بین امرهم خارج بطعن، او بدعه ردوه الی ما حرج منه، فان ابی قاتلوه علی اتباعه غیر سبیل المؤمنین و ولا والله بما تولی; «همانا کسانی با من بیعت کرده اند که با ابابکر و عمر و عثمان با همان شرایط بیعت کرده اند . پس آن که در بیعت حضور داشت، نمی تواند بیعت مردم را نپذیرد . همانا شورای مسلمانان، از آن مهاجران و انصار است . پس اگر بر امامت کسی گردآمدند و او را امام خود خواندند، خشنودی خدا هم در آن است . حال اگر کسی کار آنان را نکوهش کند یا بدعتی پدید آورد، او را به جایگاه بیعت قانونی باز می گردانند، اگر سرباز زد با او پیکار می کند; زیرا به راه مسلمانان در نیامده است، خدا هم او را در گمراهی اش رها می کند .» بر همین اساس حقوق و تکالیف کارگزاران و مردم سامان می یابد و هر کدام حقی بر گردن دیگری دارد; چنانکه حضرت علی علیه السلام پس از شکست شورشیان خوارج طی خطبه ای می فرمایند: ایها الناس! ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی ما لنصیحه لکم، و توفیر فیئکم علیکم، و تعلیمکم کیلا تجهلوا، و تادیبکم کیما تعلموا . و اما حقی علیکم فالوفاء بالبیعه، و النصیحه فی المشهد و المغیب و الاجابه حین ادعوکم و الطاعه حین آمرکم (۲); «ای مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است، حق شما برمن، آن که از خیرخواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه قسمت کنم، و شما را آموزش دهم تا بیسواد و نادان نمانید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید . و اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید، و در آشکار و نهان برایم خیرخواهی کنید; هرگاه شما را فرا خواندم، اجابت نمایید و هرگاه فرمان دادم، اطاعت کنید .»

لذا حضرت علی علیه السلام با چنین تفکری حکومت اسلامی را پذیرفتند و در گزینش افراد جهت حکومت بر مردم دقت فراوان کردند; ایشان از اینکه جان و مال مردم را به دست نا اهلان بسپارند، نگران بودند; لذا طی نامه ای به مردم مصر نوشتند: ولکننی آسی ان یلی امر هذه الامه، سفهاؤها و فجارها، فیتخذوا مال الله دولا و عباده خولا، و الصالحین حربا، و الفاسقین حزبا (۳); «ولکن از این اندوهناکم که بیخردان و تبهکاران این امت، حکومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند، و بندگان او را به بردگی کشند، با نیکوکاران در جنگ، و با فاسقان همراه باشند .»

حضرت علی علیه السلام خطر کارگزاران غافل و ناتوان را مدام گوشزد می کردند و از اینکه حکومت مردم به دست افراد سست عنصر و ویرانگر بیفتد، نگران بودند; لذا بطور مداوم به کارگزاران هشدار می دادند و ایشان را از کم کاری برحذر می داشتند; ، فرماندار «هیت » (۵) او را از ترک مقابله با لشکریان مهاجم شام نکوهش می کند و می فرماید: فان تضییع المرء ما ولی، و تکلفه ما کفی، لعجز حاضر، و رای متبر و ان تعاطیک الغاره علی اهل قرقیسا، و تعطیلک مسالحک التی ولیناک لیس بها من یمنعها، ولا یرد الجیش عنها – کرای شعاع فقد صرت جسرا لمن اراد العاره من اعدائک علی اولیائک، غیر شدید المنکب، و لا مهیب الجانب، و لا ساد ثغره ولا کاسر لعدو شوکه، و لا متجن عن اهل بصره، و لا مجر عن امیره (۶); «پس از یاد خدا و درود! سستی انسان در انجام کارهایی که برعهده اوست، و پافشاری در کارهایی که از مسؤولیت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار است، و اندیشه ویرانگراست . اقدام تو به تاراج مردم «قرقیسا» در مقابل ترک پاسداری از مرزهایی که تو را بر آن گمارده بودیم – درحالیکه کسی در آنجا نیست تا آنها را حفظ کند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد اندیشه ای باطل است . تو در آنجا پلی شده ای که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت هجوم آورند; نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند و نه هیبتی داری که از تو بترسند و بگریزند; نه مرزی را می توانی حفظ کنی و نه شوکت دشمنی را می توانی درهم بشکنی; نه نیازهای مردم دیارت را کفایت می کنی و نه امام خود را راضی نگه می داری .»

حضرت بزرگترین آفت را تسلط مستکبرانه کارگزاران بر مردم می دانستند و مکرر به ایشان امر می کردند که با مردم مدارا کنند و در همه حال به یاد داشته باشند که حاکم اصلی خداست و اوست که حاکم اصلی مردم می باشد و دیگران فقط وسیله ای هستند برای خدمت به بندگان خدا; چنانکه در سخنرانی خود در صحرای صفین می فرمایند: فانما انا و انت عبید مملو کون لرب لا رب غیره (۷); «پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او پروردگاری نیست .»

در ادامه یادآور می شویم که اگر اخلاق اداری در زندگی کاری انسان وجود و حضور داشته باشد، کار کردن شیرین، توام با ضایت شغلی و احساس رضایتمندی است و موجب خود شکوفایی از یک سو و رضایت مردم، پیشرفت امور و شکوفایی کار از سوی دیگر می شود; درنتیجه موجب رضایت خلق و بارش رحمتها و برکتهای او می گردد . (۸) امیرمؤمنان علی علیه السلام در پایان عهدنامه مالک اشتر چنین یادآوری فرموده است: و انا اسال الله سعه رحمته، و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه ان یوفقنی و ایاک لما فیه رضاه من الاقامه علی العذر الواضح الیه و الی خلقه، مع حسن الثناء فی العباد و جمیل الاثر فی البلاد، و تمام النعمه و تضعیف الکرامه; (۹) «از خداوند بزرگ، با رحمت گسترده و قدرت برترش در انجام تمام خواسته ها، درخواست می کنیم که به آنچه موجب خشنودی اوست ما و تو را موفق فرماید، که نزد او و خلق او، دارای عذری روشن باشیم و برخوردار از ستایش بندگان، دارای یادگار نیک در شهرها، نعمتهای کامل و کرامتهای دوچندان باشیم .»

لذا حضرت علی علیه السلام نوع نگاه و بینش کارگزاران را به کار و مسؤولیتشان تغییر می دادند و به آنها یادآوری می کردند که این شغل وثیقه ای است از جانب خداوند و نباید در برابر آن مغرور شوند . همچنین نباید به این کار به دید یک منصب بنگرند، بلکه باید به مردم تعهد بسپارند و امانتی را که به دست آنها سپرده شده است، به نحو احسن نگه دارند . حضرت امیر علیه السلام در این باره می فرمایند: و ان علمک لیس لک بطعمه ولکنه فی عنقک امانته و انت مسترعی لمن فوقک لیس لک ان تفتات فی رعیه، و لا تخاطر الا بوثیقه (۱۰); «همانا منصب فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتی در گردن توست، باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی . تو حق نداری به رعیت استبداد ورزی و بدون دستور به کار مهمی اقدام نمایی .»

دستورالعملهای مذهبی

بهترین کمال برای انسان قرب الهی است و انسان هنگامی که خدا را ناظر بر اعمال خود ببیند و بداند که خدا با اوست، دیگر دست به گناهی نمی برد; چنانکه در قرآن نیز آمده است: بلی و رسلنا لدیهم یکتبون (۱۱); «انسان هر کاری که می کند، فرستادگان و فرشتگان ما، در حضور او هستند و اعمال او را ثبت می کنند» ; ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید; (۱۲) «انسان سخنی نمی گوید مگر اینکه در حضور همان انسان، فرشته ای مراقب و مستعد، مواظب و مراقب است » یعنی نگهبانی آماده به تمام سخنان ما گوش فرا می دهد .

در اندیشه توحیدی امیر مؤمنان علی علیه السلام ایمان به حقیقت هستی و باورهای دینی در اصلاح اخلاق اداری نقشی مبنایی دارد; از این رو، آن حضرت در فرمانهای حکومتی و دستورالعملهای اداری خود بر یاد حق و یاد معاد تاکید می فرماید و کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری خود را – با توجه بخشیدن به حاضر و ناظر حقیقی و یادآوری حسابرسی دقیق الهی به پایبندی به اصول اخلاق اداری فرا می خواند . آن که به خدای متعال ایمان دارد و خود را در محضر او می بیند، بی گمان پایبند به اصول اخلاق انسانی می باشد . و آن که معاد را باور دارد و حساب و کتاب دقیق الهی را بر کردار و رفتار خود حاکم می داند، بی گمان به آنچه از او صادر می شود، توجهی دقیق می کند و حسابرسی آن عالم را از حسابرسی های این عالم به مراتب سخت تر می داند . امیر مؤمنان علی علیه السلام در آغاز عهدنامه مالک اشتر با یادآوری باورهای والای ایمانی، مالک را در کارگزاری راهنمایی می کند تا اخلاق اداری بر مبنایی اساسی در او جلوه نماید (۱۳): امره بتقوی الله، و ایثار طاعته، و ایتاع ما امر به فی کتابه من فرائضه و سنته، التی لا یسعد احد الا باتباعها، و لا یسقی الا مع جحودها و اصاعتها، و ان ینصرالله سبحانه بقلبه و یده و لسانه; فانه جل اسمه، قد تکفل بنصر من نصره، و اعزاز من اعزه و امره ان یکسر نفسه من الشهوات، و یزعها عند الجمحات، فان النفس اماره بالسوء الا ما رحم الله; (۱۴) «او را به ترس از خدا فرمان می دهد، و اینکه اطاعت خدا را بر دیگر کارها مقدم دارد، و آنچه از واجبات و سنتها را که در کتاب خدا آمده، سرمشق خود قرار دهد . دستوراتی می دهد که جز با پیروی آن رستگار نخواهد شد، و جز با شناختن و ضایع کردن آن خیانتکار نخواهد گردید . او فرمان می دهد که خدا را با دل و دست و زبان یاری کند; زیرا خداوند پیروزی کسی را تضمین می کند که او را یاری دهد و بزرگ دارد آن کس را که او را بزرگ شمارد و به او فرمان می دهد تا نفس خود را از پیروی آرزوها باز دارد، و به هنگام سرکشی رامش کند، که: «همانا نفس همواره به بدی وامی دارد مگر آن که خدا رحمت آورد .»

حضرت علی علیه السلام کارگزاران را به یاد خدا و ترس از خشم خداوند توصیه می کند و در همه حال ایشان را به خداترسی توصیه می کند; البته علی رغم اینکه رسیدگی به حال مردم را بسیار توصیه می کند، خشنود کردن مردم و خشمگین کردن خدا را گناهی عظیم می شمارد; از جمله در نامه ای به محمدبن ابی بکر چنین می نویسد: و اعلم یا محمدبن ابی بکر انی قد ولیتک اعظم اجنادی فی نفسی اهل مصر، فانت محقوق ان تخالف علی نفسک، و ان تنافح عن دینک و لو لم یکن لک الا ساعه من الدهر، و لا تسخط الله برضی احد من خلقه، فان فی الله خلفا من غیره و لیس من الله خلف فی غیره (۱۵); «ای محمدبن ابی بکر! بدان که من تو را سرپرست بزرگترین لشکرم یعنی لشکر مصر، قرار دادم . بر تو سزاوار است که با خواسته های دل مخالفت کرده، از دین خود دفاع کنی; هر چند، ساعتی از عمر تو باقی نمانده باشد . خدا را در راضی نگهداشتن مردم به خشم نیاور; زیرا خشنودی خدا جایگزین هر چیزی است، اما هیچ چیز جایگزین خشنودی خدا نیست .»

از حضرت رسول صلی الله علیه و آله مروی است که: «هر که از خدا بترسد، خدا همه را از او می ترساند وهرکه از خدا نترسد، خدا او را از همه چیز می ترساند .»

و در جای دیگر فرموده اند: «چون دل مؤمن از خوف خدا بلرزد، گناهان او می ریزد، مانند برگی که از درخت فرو ریزد .» نیز فرمودند: کسی که از خوف خدا بگرید، داخل جهنم نمی شود مگر آنکه شیری که از پستان می دوشند، به پستان برگردد» (۱۶) و بالاخره خدای تعالی برای اهل خوف، علم و هدایت و رضوان و رحمت را که مجمع مقامات اهل بهشت است، جمع نموده و فرموده است: انما یخشی الله من عباده العلماء (۱۷); «خوف و خشیت الهی برای اهل علم است و بس » . (۱۸)

امیر مؤمنان در اکثر مواقع، کارگزاران خود را به یاد معاد و زمان مرگ می انداخت تا بدین ترتیب از انجام گناه دوری کنند; زیرا یکی از موانع معصیت، یاد قیامت و ترس از عقوبت الهی است . حضرت با این یادآوری، آنان را به یاد آخرت و پرهیز از آزار و اذیت مردم می انداختند; چنانکه در قسمتی از نامه اش به حارث بن همدانی می نویسد: و عظم اسم الله ان تذکره الا علی حق و اکثر ذکر الموت و ما بعد الموت و لا تتمن الموت الا بشرط وثیق و احذر کل عمل یرضاه صاحبه لنفسه، و یکره لعامه المسلمین (۱۹); «نام خدا را بزرگ دار، و جز به حق سخنی بر زبان نیاور; مرگ و جهان پس از مرگ را فراوان به یادآور، هرگز آرزوی مرگ مکن جز آن که بدانی از نجات یافتگانی; از کاری که تو را خشنود و عموم مسلمانان را ناخوشایند است بپرهیز .»

علی علیه السلام کارگزاران را به نماز اول وقت و خواندن قرآن تشویق کرده و به آنها سفارش می نمودند که مراقب حلال و حرام خدا باشید و اگر خواستید به گناه آلوده شوید، به تاریخ رجوع کرده سرنوشت خیانتکاران را مرور کنید . ایشان کارگزاران را به تمسک به قرآن سفارش می کردند; چنانکه در نامه ای به یکی از کارگزاران می گویند: و تمسک بحبل القرآن و استنصحه، و احل حلاله، و حرم حرامه، و صدق بما سلف من الحق، و اعتبر بما مضی من الدنیا لما بقی منها، بان بعضها یشبه بعضا و آخرها لاحق باولها او کلها حائل مفارق (۲۰); «به ریسمان قرآن چنگ زن، و از آن نصیحت پذیر، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمار، و حقی را که در زندگی گذشتگان بود تصدیق کن، و از حوادث گذشته تاریخ برای آینده عبارت گیر، که حوادث روزگار با یکدیگر همانند بوده، و پایان دنیا به آغازش می پیوندد و همه آن رفتنی است .»

حضرت در خصوص مراقبت در نماز می فرمایند: صل الصلاه لوقتها المؤقت لها و لا تعجل وقتها لفراغ و لا تؤخرها عن وقتها لاشتغال و اعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلاتک . (۲۱) «نماز را در وقت خودش به جای آر، نه اینکه در بیکاری زودتر از وقتش بخوانی و به هنگام درگیری و کار، آن را به تاخیر بیندازی; و بدان که تمام کردار خوبت در گرد نماز است .»

کارگزار جامعه اسلامی که اهل نماز است، هرگز در کار و سمت خود خیانت روا نمی دارد . پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله حقیقت نماز را چنین بیان می کند: مثل الصلاه مثل عمود القسطاط اذا ثبت العمود ثبتت الاطناب و الاوتاد و الغشاء و اذا انکسر العمود لم ینفع وتد و لاطناب و لا غشاء (۲۲); «نماز مانند ستون خیمه است; هرگاه ستون ثابت باشد، طنابها و میخها و پرده ها ثابت و سودمند خواهند بود و هرگاه ستون بشکند و در هم فرو ریزد، نه میخ نافع است، نه ریسمان سودی دارد و نه پرده اثری خواهد داشت » . بنابراین، بدون نماز هیچ اصلی از اصول سودمند جامعه، متحقق نمی شود و با نماز صحیح، مجالی برای هیچگونه انحراف و نارسایی نمی ماند . (۲۳)

البته حضرت علی علیه السلام توصیه های مذهبی را به اکثر افراد جامعه حتی به نزدیکان خود نیز می کردند; چنانکه در نامه ای به امام حسن علیه السلام فرموده اند: فتفهم یا بنی وصیتی، و اعلم ان مالک الموت هو مالک الحیاه، و ان المغنی هو المعید، و ان المبتلی هو المعافی، و ان الدنیا لم تکن لتسقر الا علی ما جعلها الله علیه من النعما، و الابتلاء و الجزاء فی المعاد، او ماشاء مما لا تعلم (۲۴); «پسرم! در وصیت من درست بیندیش، بدان که صاحب اختیار مرگ همان کسی است که زندگی در دست اوست، و پدید آورنده موجودات است، همو می میراند و نابود کننده است و دوباره زنده می کند; آن که بیمار می کند و شفا نیز می دهد، بدان که دنیا جاودانه نیست . و آنگونه که خدا خواسته است برقرار است، از عطا کردن نعمتها، و انواع آزمایشها و پاداش دادن در معاد و یا آنچه را که او خواسته است و تو نمی دانی .»

ساده زیستی و عدم رفاه زدگی

سلوک ساده زیستانه از لوازم حکومت حکیمانه است، و پیشوای پارسایان، علی علیه السلام چنین سلوکی را برای زمامداران واجب و ضروری دانسته، فرموده است: ان الله تعالی فرض علی ائمه العدل ان یقدروا بضعفه الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره (۲۵); «خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که خود را با مردم ناتوان همسو کنند، تا فقر و نداری، تنگدست را به هیجان نیاورد، و به طغیان نکشاند . »

فلسفه سلوک ساده زیستانه، آزادی از اشرافیت به منظور خدمت هرچه بهتر است; همراهی و همدردی با مردم ناتوان و درک ملموس زندگی آنان، در جهت تلاش برای برپا کردن عدالت و رفاه برای ایشان و نیز بازداشتن توانگران از سرکشی و طغیان است . پیشوای موحدان، علی علیه السلام در این باره چنین رهنمود داده است: ان الله جعلنی اماما لخلیفه، ففرض علی التقدیر فی نفسی و مطعمی و مشربی و ملبسی کضعفاء الناس، کی یفتدی الفقیر بعقری، ولا یطغی الغنی بغناه . . . (۲۶); «همانا خداوند مرا پیشوای خلقش قرار داده و بر من واجب کرده است که در باره خودم (سلوک شخصی ام) و خوراک و نوشیدنی و پوشاکم مانند مردم ناتوان عمل کنم، تا اینکه ناتوان به سیره فقیرانه من تاسی کند و توانگر به وسیله ثروتش سرکشی و طغیان نکند .

امیر مؤمنان علیه السلام این سلوک ساده زیستانه را پاس می داشت و با تمام توان در جهت برپایی عدالت ور فاه برای مردمان گام برمی داشت (۲۷) چنانکه امام صادق علیه السلام در این باره فرموده است: کان علی علیه السلام اشبه الناس طعمه و سیره برسول الله صلی الله علیه و آله و کان یاکل الخبز و الزیت و یطعم الناس الخبز و اللحم (۲۸); «علی علیه السلام شبیه ترین مردمان به رسول خدا صلی الله علیه و آله در طعام و روش زندگی بود، او خود نان و روغن زیتون می خورد و به مردمان نان و گوشت می خورانید .»

حضرت مکررا به کارگزاران خویش توصیه می کردند که ساده زندگی کنند و از رفاه و تجمل گرایی بپرهیزند و خصوصا با مال حرام ثروت اندوزی نکنند و همیشه خدا را ناظر بر اعمالشان بدانند . چنانکه طی نامه ای به شریح بن حارث که خانه ای به ۸۰ دینار خریده بود، نوشته است: یا شریح، اما انه سیاتیک من لا ینظر فی کتابک، و لا یسالک عن بیتک، حتی یخرجک منها شاخصا، و یسلمک الی قبرک خالصا فانظر یا شریح لا تکون ابتعت هذه الدار من غیر مالک، او نقدت الثمن من غیر مالک . فاذا انت قد خسرت دار الدنیا و دارالاخره! اما انک لو کنت اتیتنی عند شرائک ما اشتریت لکتبت لک کتابا علی هذه النسخه، فلم ترغب فی شراء هذه الدار بدرهم فما فوق و النسخه هذه: هذا ما اشتری عبد ذلیل، من میت قد میت قد ازعج للرحیل، اشتری منه دارا من دار الغرور، من جانب الغانین، و خطه الهالکین، و تجمع هذه الدار حدود اربعه: الحد الاول ینتهی الی دواعی الافات، و الحد الثانی ینتهی الی دواعی المصیبات و الحد الثالث ینتهی الی الهوی المردی، و الحد الرابع ینتهی الی الشیطان المغوی و فیه یشرع باب هذه الدار . . . (۲۹); «ای شریح! بزودی کسی به سراغت می آید که به نوشته ات نگاه نمی کند، و از گواهانت نمی پرسد، تا آنکه تو را از آن خانه بیرون می کند و تنها به قبر می سپارد . ای شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست داده ای . اما اگر هنگام خرید خانه، نزد من آمده بودی، برای تو سندی می نوشتم که دیگر برای خرید آن به درهمی یا بیشتر، رغبت نمی کردی، آن سند را چنین می نوشتم: این خانه ای است که بنده ای خوار آن را از مرده ای آماده کوچ خریده، خانه ای از سرای غرور که در محله نابود شوندگان و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، این خانه به چهار جهت منتهی می گردد . یک سوی آن به آفت و بلاها، سوی دوم به مصیبتها، و سوی سوم به هوا و هوسهای سست کننده، و سوی چهارم آن به شیطان گمراه کننده ختم می شود، و در خانه به روی شیطان گشوده است .»

امام همیشه خودشان همکاسه فقرا و مستمندان می شدند و از اینکه دعوت ثروتمندان را بپذیرند، کراهت داشتند; لذا به کارگزاران خود نیز سفارش می کردند سرسفره ای که هیچ مسکینی ننشسته، حاضر نشوند و از خوردن لقمه شبهه دار بپرهیزند . چنانکه به عثمان بن حنیف انصاری، فرماندار بصره، که دعوت سرمایه داری از مردم بصره را پذیرفته بود نوشته است: اما بعد، یابن حنیف! فقد بلغنی ان رجلا من فتیه اهل البصره دعاک الی مادبه فاسرعت الیها، تستطاب لک الالوان، و تنقل الیک الجفان و ما ظننت انک تجیب الی طعام قوم عائلهم مجفو، وغنیهم مدعو فانظر الی ما تقضمه من هذا المقضم، فما اشتبه علیک علمه فالقطه، و ما ایقنت بطیب وجوهه فنل منه (۳۰); «پس از یاد خدا و درود! ای پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی، خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند، و کاسه های پر از غذا پی در پی جلوی تو نهادند . گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند . اندیشه کن در کجایی! و بر سر کدام سفره می خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی، دور بیفکن، و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری، مصرف کن .»

حضرت علی علیه السلام در تمام توصیه های اخلاقی، عمل خود را نیز گوشزد کرده به کارگزاران یادآوری می کرد که باید پیرو امام خود باشند که عامل به فرایض و همه فرمانهای خویش است، آن حضرت همیشه ساده زندگی می کرد و دلیل این کار را هم پرهیزگاری خود می دانست و می فرمود: و ان امامک قد اکتفی من دنیاه بطمریه، و من طعمه بقرصیه . الا و انکم لا تبدرون علی ذلک، ولکن اعینونی بورع و اجتهاد، و عفه و سواد . فو الله ما کنزت من دنیاکم قبرا، و لا ادخرت من غنائمها و فرا و لا اعددت لبالی ثوبی طمرا و لاحزت من ارضها شبرا و لا اخذت منه الا کقوت اتان دبره، ولهی فی عینی اوهی و اهون من عفضه مقره (۳۱); «امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضایت داده است . بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید، اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید . پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته، و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام; بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم، و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است .»

امانتداری

هرکس در هر جایگاه و مرتبه مدیریتی امانتدار مردم است و باید اموال و نوامیس و حیثیت و شرافت اینان را پاسداری کند . امام علی علیه السلام به مالک اشتر در این باره سفارش می کند که درباره شخصی که می خواهد برگزیند، بدین امر توجه نماید و با بررسی سوابق و عملکرد گذشته آنها ببیند آیا اهل امانتداری بوده اند یا خیر . امیر مؤمنان علیه السلام در اهمیت این امانتداری در نامه ای که به برخی از کارگزاران خود نوشته، چنین فرموده است: و من امتهان بالامانه و رقع فی الخیانه ولم ینزه نفسه و دینه عنها، فقد احل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا، و هو فی الاخره اذل و اخزی . و ان اعظم الخیانه الامه، و افظع الغش غش الائمه (۳۲); «کسی که امانت الهی را خوار شمارد، و دست به خیانت آلوده کند، خود و دین خود را پاک نساخته، و درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده است، و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود; همانا بزرگترین خیانت، خیانت به

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.