خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سیاست خارجی دولت اسلامی از دیدگاه امام علی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
14دقیقه
56ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کارگزاران و موقعیت جغرافیایی حکومت علی(ع) :

پیش درآمد

امیرمؤمنان علی(ع) پس از ۲۵ سال خانه نشینی اجباری و دوری از سیاست و کارهای اجرایی و حکومت اسلامی، در ذیحجه سال ۳۵ هجری با اصرار مردم حجاز و نمایندگان مردم مصر و بصره و کوفه و دیگر مناطق اسلامی، خلافت و حکمرانی بر مسلمانان را پذیرفت.
شهر مدینه در روز جمعه ۲۵ ذیحجه سال ۳۵ قمری شاهد یکی از شورانگیزترین و زیباترین صحنه ها بود؛ در آن روز تمامی مهاجران و انصار و مبارزان و انقلابیون مصری و عراقی، به نشانه بیعت، دست پسرعمو و داماد پیامبر اسلام، علی بن ابی طالب(ع) را فشردند.[۱]
امام علی(ع) هنگامی مسؤولیت جامعه اسلامی را عهده دار گشت که جامعه از فساد مالی و ظلم و بی عدالتیِ حاکمان بلاد اسلامی، در رنج شدید به سر می برد. جامعه اسلامی در آن هنگام به خصوص از دو پدیده ناهنجار و معضل بزرگ: فساد مالی کارگزاران و روی کار بودن حاکمان ناشایسته و نالایق رنج می برد. از این رو مهمترین برنامه حکومت امام علی مبارزه با این دو ناهنجار اجتماعی بود.
امیر مؤمنان علی(ع) در اولین سخنرانی عمومی خود که در دومین روز بیعت و آغاز خلافت ایراد فرمود، نسبت به تقسیم بیت المال که بی حساب و کتاب میان اطرافیان حاکمان تقسیم شده و حیف و میل گشته و سبب بروز فاصله طبقاتی شده بود، موضع گیری نمود و فرمود:
«… مردم! من شما را به راه روشن پیامبر وادار می سازم و اوامر خویش را در میان جامعه جاری می کنم. به آنچه می گویم، عمل کنید و از آنچه باز می دارم، اجتناب ورزید.
هر گاه من این گروه را که در دنیا فرو رفته اند و صاحبان آب و ملک و مرکبهای رهوار و غلامان و کنیزان زیبا شده اند، از این فرو رفتگی باز دارم و به حقوق شرعی خویش آشنا سازم، بر من انتقاد نکنند و نگویند فرزند ابوطالب ما را از حقوق خود محروم ساخت. آن کس که می اندیشد به سبب مصاحبتش با پیامبر بر دیگران برتری دارد، باید بداند ملاک برتری چیز دیگری است. برتری از آنِ کسی است که ندای خدا و پیامبر را پاسخ گوید و آیین اسلام را بپذیرد. در این صورت همه افراد از نظر حقوق، با دیگران برابر خواهند بود.
شما بندگان خدا هستید و مال، مالِ خداست و میان شما بالسّویه تقسیم می شود. کسی بر کسی برتری ندارد. فردا بیت المال میان شما تقسیم می شود و عرب و عجم در آن یکسان هستند.»[۲]
از سوی دیگر امام علی در یک تصمیم شجاعانه سیاسی، دستور عزل استانداران و فرمانداران عثمان را صادر کرد و به جای آنان اشخاصی صالح، برجسته و کارآمد از صحابه و تابعین را به حکمرانی بر بلاد اسلامی منصوب نمود.
از این رو می توان گفت یکی از مهمترین سیاستهای حکومتی امام از روز آغازینِ خلافت، مبارزه با فساد مالی و کارگزاران ناصالح در مجاری حکومت اسلامی بود.
در این نوشتار به معرفی کارگزاران امام(ع) و ترسیم سیمای آنان و شناسایی مناطق و قلمرو حکومت آنان پرداخته شده و نوعی نگرش به مبارزه امام با معضل وجود حاکمان نالایق و ناصالح است.

کارگزاران از منظر امام علی(ع)

قرآن کریم در چند آیه، تخصص و امانت داری و توان کافی برای انجام مسؤولیت و دلسوز بودن را از ویژگی کارگزار دانسته است.[۳] امیر مؤمنان نیز با تأسی به قرآن، کارگزارانی را برای استانداری و فرمانداری انتخاب فرمود که دارای ویژگیهای فوق بودند.
امام علی در عهدنامه مالک اشتر به برخی از ویژگیهای کارگزاران اشاره فرمود که عبارتند از: حُسن سابقه، عامل ظلمه نبودن، داشتن تجربه کافی، متدین تر و پیشگام در اسلام و مسایل آن بودن، طمع نورزیدن و چاپلوس و متملق نبودن و …[۴] .
امام علی مقام و منصب را وظیفه و امانت می دانست، نه طعمه ای برای بلعیدن و وسیله ای برای رسیدن به اهداف اقتصادی و سیاسی و مانند آن. حضرت در نامه پنجم نهج البلاغه خطاب به اشعث بن قیس، فرماندار آذربایجان می نویسد:
«فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتی است در گردن تو، و تو باید مطیع مافوق باشی.»[۵]
از مهمترین برنامه های امیر مؤمنان برای عُمّال و کارگزاران حکومت، نظارت کامل و دقیق بر رفتار و کردار آنان بود. حضرت در عهدنامه مالک اشتر می فرماید:
«با فرستادن مأموران مخفیِ راستگو و باوفا، کارهای عمّال را زیر نظر بگیر، زیرا بازرسی مداوم و پنهانی، سبب می شود آنها به امانت داری و مدارا کردن به زیردستان ترغیب شوند! اعوان و انصار خویش را سخت زیر نظر بگیر. اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و مأموران سرّی تو متفقاً گزارش دادند، به همین مقدار از شهادت قناعت کن و او را زیر تازیانه کیفر بگیر و به مقدار خیانتی که انجام داده، او را کیفر نما! سپس وی را در مقام خواری و مذلت بنشان و نشانه خیانت را بر او بِنِه و گردن بند ننگ و تهمت را بر گردنش بیفکن! او را در جامعه چنان معرفی کن که عبرت دیگران گردد».[۶]
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه آورده است که امیر مؤمنان دارای «بیت القصص»، خانه انتقادات و پیشنهادها و شکایات بود و مردم مسایل خود را به صورت مکتوب داخل آن خانه می انداختند،[۷] و از این طریق نظر مردم در همه زمینه ها از جمله در باره کارگزاران به حضرت می رسید و حضرت عکس العمل نشان می داد.

حدود جغرافیای حکومت امام علی(ع)

در این بخش حدود و موقعیت جغرافیای مناطق و ایالات پنجگانه کشور اسلامی در زمان امام علی(ع) را ترسیم می نماییم. شایان ذکر است در زمان امام به دلایلی از جمله اشتغال امام به جنگهای داخلی، فتوحات ادامه نیافت و قلمرو حکومت اسلامی، قلمرو حکومت در زمان عثمان بود و پنج ایالت آن عبارت بودند از: ایالت شبه جزیره عربستان، مصر، عراق، ایران و شام. گفتنی است منطقه شام به جهت طغیان و سرکشی معاویه، به قلمرو حکومت علی نپیوست و علی رغم تلاش امیر مؤمنان برای الحاق شام به قلمرو حکومت خود و بروز جنگ صفین بین امام(ع) و معاویه، این امر تحقق نیافت و همچنان شام در تصرف معاویه باقی ماند. اکنون به اختصار به بیان حدود جغرافیایی این پنج منطقه می پردازیم.

منطقه شبه جزیره عربستان

شبه جزیره عربستان که خاستگاه اسلام است، در زمان پیامبر اکرم(ص) فتح شده بود و جزء قلمرو حکومت اسلام در عصر نبوی و اعصار بعد به شمار می رفت. این منطقه شامل پنج بخش به شرح زیر بود:
الف) حجاز: سرزمین حجاز در قسمت غربی شبه جزیره و در امتداد دریای سرخ و در قسمت شمالی یمن و شرق تهامه است. شهرهای مکه مکرمه، مدینه منوّره و طائف از مهمترین و قدیمی ترین بلاد این منطقه به شمار می آیند. اکنون نیز این منطقه از قسمتهای آباد و پرجمعیت کشور عربستان سعودی است.
ب) تهامه: سرزمینی است پست که از ساحل دریای سرخ آغاز و تا سرزمین نجران امتداد دارد.
ج) نجد: فلاتی است کوهستانی در شبه جزیره که از جنوب به یمن و از شمال به عراق و از غرب به حجاز و از شرق به «احساء» محدود است. ریاض در این فلات واقع است.
د) یمن: منطقه ای است در جنوب غربی شبه جزیره، کنار دریای سرخ. این سرزمین، خوش آب و هواترین و پرجمعیت ترین منطقه عربستان است، که مهمترین شهر آن «صنعاء» است که امروزه نیز پایتخت یمن به شمار می آید.
ه…) یمامه: سرزمینی است در دل جزیره عربستان که برخی آن را از قسمتهای سرزمین نجد به حساب می آوردند. امروزه این سرزمین در کشور عربستان سعودی است و به آن «عارض» می گویند.
مردم یمامه در سال نهم هجری و در عام الوفود، اسلام آوردند، ولی سپس با ادعای نبوت مسیلمه کذّاب از دین برگشتند و در سال ۱۲ هجری خالد بن ولید با آنان جنگید و یمامه را فتح کرد.[۸]

کارگزاران منطقه شبه جزیره عربستان

هر یک از مناطق پنج گانه، یک استان محسوب می گشت که دارای شهرهای زیادی بوده و به طور طبیعی هر شهری دارای حاکم و کارگزار حکومتی بود، ولی به جهات مختلف از تمام حاکمان شهرها، در تاریخ سخن گفته نشده است. از این رو از تمام کارگزاران حکومت امام علی در منطقه شبه جزیره، سخن به میان نیامده است و تنها از حاکمان شهرهای مکه و مدینه و یمن سخن گفته اند که بدان می پردازیم.

کارگزاران مکه و طائف

مکه شهری معروف و مهم در منطقه حجاز، نزدیک دریای سرخ است که به وسیله بندر جدّه به آن دریا مربوط می گردد. این شهر مهمترین و مقدس ترین شهر جهان اسلام است. فتح این شهر در سال هشتم هجرت صورت گرفت.[۹] این شهر در زمان خلافت امیر مؤمنان از قلمرو حکومت او به شمار می آمد و فرمانداران آن، ابوقتاده انصاری و قثم بن عباس بودند که از سوی حضرت در این شهر حکومت نمودند.[۱۰] اکنون به اختصار به زندگی این دو والی اشاره می نماییم:

ابوقتاده انصاری

نام او حارث بن ربعی است، ولی در تاریخ بیشتر با کنیه خود «ابوقتاده» معروف است. در منظر مورخان و رجالیان از چهره های شناخته شده و درخشان تاریخ است.
ابوقتاده از اصحاب خاص رسول خدا(ص) بود که در تمام صحنه ها و جنگهای پیامبر شرکت جُست و شمشیر زد، به طوری که در میان مردم «فارس رسول الله»؛ مرد جنگاور و شجاع سپاه رسول خدا لقب یافت. او پس از رحلت پیامبر از روش راستین آن حضرت پیروی کرد و از مسیر حق منحرف نشد. او با شناخت صحیح از رهبری و پیشوایی جهان اسلام و آگاهی از وصیت پیامبر در این زمینه، پس از وفات پیامبر، پیوسته در کنار امام علی بود و در تمامی جنگهای حضرت شرکت جست و فتنه های صفین و نهروان نتوانست او را از پیروی امام باز دارد.
ابوقتاده در آغاز خلافت امام، به سمت فرمانداری شهر مکه منصوب گشت و پس از زمان اندکی با فرا رسیدن جنگ جمل، از سوی علی(ع) برای حضور در نبرد فرا خوانده شد و به جای او «قثم بن عباس» به سمت فرمانداری منصوب گشت. ابوقتاده به جهت شجاعت کم نظیر خود، به جبهه نبرد فرا خوانده شد، و در هر سه نبرد جمل، صفین و نهروان در رکاب امیر مؤمنان حضور داشت. برخی از مورخان گفته اند وی در سال ۳۸ یا ۴۰ هجری دار فانی را وداع گفت و امام علی(ع) بر پیکر او نماز گذارد.[۱۱]

قثم بن عباس

دومین و آخرین فرماندار شهر مکه، قثم بن عباس بود. او تا هنگام شهادت علی بن ابی طالب(ع) در این مقام باقی بود.
عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر اکرم(ص)، دارای ده پسر بود که چهار نفر آنان از کارگزاران امام علی بودند. عبدالله بن عباس، کارگزار و فرماندار بصره؛ عبیدالله بن عباس، فرماندار یمن؛ تمام بن عباس، فرماندار مدینه و قثم بن عباس، فرماندار مکه.
قثم فردی سخاوتمند و با جود و کرم بود. او در مراسم تشییع و تدفین رسول خدا شرکت داشت. می گویند او آخرین نفری بود که از قبر رسول خدا خارج شد. رجالیان او را فردی ثقه و مورد اطمینان معرفی کرده اند.
قثم بن عباس در فتح بخارا و سمرقند که در زمان معاویه رخ داد، شرکت جست و در جنگ کشته شد. قبر او در سمرقند است.[۱۲]

کارگزاران حکومت امام(ع) در مدینه

یثرب یا مدینه النبی، واقع در شمال شرقی مکه و در ناحیه حجاز است. این شهر یکی از شهرهای عمده جهان اسلام و دومین شهر اسلامی از جهت عظمت و تقدس است. این شهر پس از هجرت رسول خدا تا سال ۳۵ هجری، مرکز حکومت و خلافت اسلامی بود.[۱۳]
کارگزاران امام علی در این شهر عبارت بودند از:
1. سهل بن حنیف؛
2. ابوحبیش تمیم بن عمرو؛
3. تمّام بن عباس؛
4. ابو ایّوب انصاری؛
5. حارث بن ربیع.
مورخان و سیره نگاران آورده اند که امام به هنگام حرکت به سوی عراق و مقابله با سپاه جمل، «سهل بن حنیف» را به فرمانداری شهر مدینه منصوب نمود و او تا هنگام نبرد صفین در این مقام انجام وظیفه نمود.[۱۴]
پس از سهل، ابوجیش تمیم بن عمرو به فرمانداری مدینه منصوب گشت.[۱۵]
برخی از مورخان گفته اند پس از سهل، تمّام بن عباس به حکمرانی شهر مدینه منصوب شد. «تمّام» تا پایان جنگ نهروان فرماندار مدینه بود.[۱۶]
پس از تمّام، ابوایّوب به فرمانداری مدینه رسید. او تا هنگام غارت و جنایت «بُسر بن ارطات» در فرمانداری مدینه بود و پس از آن به ناچار به کوفه رفت و به علی(ع) پیوست.[۱۷]
بعد از ابوایّوب، حارث بن ربیع به فرمانداری مدینه منصوب گشت و تا هنگام شهادت امیر مؤمنان در این سمت باقی بود.[۱۸]
اکنون به اختصار زندگی این بزرگان را نقل می نماییم.

سهل بن حنیف انصاری خزرجی

«سهل» با کنیه ابومحمّد، از بزرگان صحابه رسول خدا و انصار و مردی جلیل القدر بود. به گواهی مورخان، او در همه صحنه ها و نبردها و جنگهای رسول خدا شرکت داشت. او در سال ۱۲ هجری در عقبه منی با پیامبر اسلام بیعت نمود و اسلام را پذیرفت و از «نقباء» بود. او در نبرد احد از ثابت قدمان بود که در کنار علی(ع) ماند و پیامبر(ص) را رها نکرد و با حضرت رسول، بیعت نمود تا سر حدّ شهادت از ایشان دفاع کند.
سهل در سال اول هجرت، شبانگاهان بتهای چوبی قبیله خود را می شکست و به منزل زنی از انصار که شوهر نداشت، می برد و می گفت: اینها را بسوزان و از آنها استفاده کن. پس از فوت سهل، علی(ع) شهامت سهل را ستود.
پس از رحلت رسول خدا، سهل از پیشگامان و گروندگان به علی(ع) و از دوازده نفری بود که با ابوبکر بیعت نکرد و از مخالفان خلافت او بود.
وی در سال ۳۶ هجری به هنگام حرکت امام به سوی عراق و نبرد جمل، به عنوان فرماندار مدینه منصوب شد. او تا هنگام نبرد صفین در این مقام بود و به هنگام جنگ صفین، به دعوت علی(ع) راهی جنگ شد. پس از نبرد، به استانداری فارس منصوب شد.
گفتنی است سهل به همراه برادرش، عثمان بن حنیف، جزء «شرطه الخمیس» بود.[۱۹] سرانجام سهل در سال ۳۸ هجری در شهر کوفه دار فانی را وداع گفت و با مرگ خویش، علی(ع) را سخت غمگین ساخت. امیر مؤمنان او را در پارچه ای سرخ کفن نمود و بر او نماز گذارد و بیست و پنج تکبیر گفت. کثرت تکبیرها بیانگر بزرگی شخصیت و عظمت سهل است. در عظمت سهل همین بس که خطاب به امیر مؤمنان می گوید:
«یا امیرالمؤمنین! نَحنُ سلْمٌ لِمَنْ سالَمْتَ و حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتَ و رَأْیُنا رَأیُکَ و نَحْنُ کفُّ یمینک؛[۲۰]
ای امیر مؤمنان! ما با هر که، تو با او از درِ آشتی آیی آشتی ایم، و با هر که بجنگی، در جنگیم. نظر ما همان نظر تو است و ما کف دست تو هستیم.»

تمیم بن عمرو

تمیم بن عمرو، مکنّا به ابوحبیش یا ابوالحسن مازنی، از اصحاب امیر مؤمنان بود. او مدتی مسؤولیت فرمانداری و حکومت مدینه را بر عهده داشت.
شیخ طوسی می گوید که زمان تصدی ابوحُبیش بر فرمانداری مدینه، قبل از سهل بن حنیف بود، ولی «ابن اثیر جزری» زمان حکمرانی او را پس از سهل دانسته است.[۲۱]

تمّام بن عبّاس

تمّام بن عباس بن عبدالمطلب، پسرعموی پیامبر و دهمین و آخرین فرزند عباس است. در باره صحابی بودن او اختلاف است. ابن اثیر جزری و ابن عبدالبّر آورده اند که پس از فراخوانی سهل بن حنیف از سوی علی(ع) برای شرکت در نبرد صفین، تمّام به فرمانداری مدینه منصوب شد. این نقل با گفتار جزری که پس از سهل بن حنیف، تمیم بن عمرو به فرمانداری مدینه منصوب شد، تعارض و تنافی دارد. از این رو می توان نقل شیخ طوسی را صحیح دانست و گفت ابوحبیش اولین فرماندار مدینه، و سپس سهل و آنگاه تمّام بن عباس، به ترتیب فرماندار دوم و سوم مدینه بوده اند.
ابوایّوب انصاری
خالد بن زید، ابوایّوب انصاری خزرجی از بزرگان اصحاب رسول خدا بود. رسول اسلام هنگام ورود به مدینه منوره در منزل او فرود آمد. ابوایّوب در پیمان دوم مردم مدینه با رسول خدا، در سال دوازدهم بعثت بیعت معروف عقبه حضور داشت و با پیامبر بیعت نمود. همچنین او در همه صحنه ها و جنگهای رسول خدا شرکت جست. ابوایّوب از جمله مسافران کاروان مراسم حجه الوداع بود که توانست به درکِ فیض مراسم غدیر خم نائل آید؛ از این رو می گوید:
در آن روز از رسول خدا شنیدم که فرمود: «مَن کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌ مَوْلاهُ».
ابوایّوب پس از رحلت رسول خدا، در زمره یاران و اصحاب خاص امیر مؤمنان قرار گرفت. او از جمله دوازده نفری بود که با ابوبکر بیعت نکرد و از مخالفان او بود. ابوایّوب در جنگهای جمل و صفین و نهروان در رکاب امام بود و با دشمنان جنگید. وی پس از جنگ نهروان، به فرمانداری شهر مدینه منصوب شد.
می گویند ابوایّوب پس از شهادت امیر مؤمنان، با مجاهدان مسلمان به روم رفت و با کافران به نبرد پرداخت. او در سال ۵۱ هجری در نزدیکی شهر قسطنطنیه (اسلامبول) درگذشت و جنازه او را در کنار دیوار شهر به خاک سپردند. قبر او هم اکنون در شهر اسلامبول زیارتگاه مسلمانان می باشد.[۲۲]

حارث بن ربیع انصاری

او آخرین فرماندار شهر مدینه بود که تا زمان شهادت امام علی(ع) در این سمت باقی بود. علامه سیدمحسن امین و علامه مامقانی، حارث بن ربیع را، حارث بن ربیع بن زیاد غطفانی عبسی دانسته و در شرح زندگی او آورده اند که از مهاجران نخستین بود که از مسافران قافله بنی عبسی به دست پیامبر اکرم اسلام آورد.[۲۳]
علامه شوشتری گفتار این دو بزرگوار را نقد کرده و گفته است: وی تابعی و از قبیله بنی نجّار بود، و حارث بن ربیع بن زیاد غطفانی عبسی، از قبیله غطفان و بنی عبسی، و از صحابه بود.[۲۴]

کارگزاران یمن

یمن، سرزمینی است در جنوب غربی شبه جزیره عربستان و در کنار دریای سرخ. این منطقه از دوره ساسانیان تا ظهور اسلام، تابع حکومت ایران بود.[۲۵]
یمن در سال دهم هجری توسط امیر مؤمنان فتح شد و مردم آن سامان به اسلام گرویدند و با علی(ع) که فرستاده پیامبر بود، بیعت نمودند.[۲۶]

عبیدالله بن عباس

وی در سال ۳۶ هجری از سوی علی(ع) به سمت استاندار منطقه یمن انتخاب و به آن دیار اعزام شد. او از آن زمان تا هنگام غارت و جنایت «بسر بن ارطاه» در سال ۴۰ هجری در این منطقه حکمرانی نمود.[۲۷]

کارگزاران مصر

مصر یکی از قدیمی ترین و مشهورترین مناطق دنیا و دارای تمدن کهن و پیشینه تاریخی است. این سرزمین در شمال شرقی آفریقا واقع است که از شمال به دریای مدیترانه و از شرق به سرزمین شام و دریای سرخ و از جنوب به منطقه نوبی و سودان و از غرب به طرابلس و صحرا محدود است. این سرزمین در ۲۱ هجری قمری، ۱۷ سپتامبر ۶۴۲ میلادی، در زمان خلافت عمر، توسط عمرو بن عاص فتح شد و از آن تاریخ به قلمرو حکومت اسلامی در آمد.[۲۸]
در سال ۳۶ هجری به هنگام اعزام استانداران و فرمانداران حکومت علوی به مناطق و شهرهای اسلامی، قیس بن سعد از سوی حضرت به استانداری مصر منصوب گشت. او تا هنگام نبرد صفین در این پست باقی بود تا اینکه با حیله و دسیسه معاویه و ناآگاهی و اصرار بی مورد بسیاری از یاران و نزدیکان، امام(ع) علی رغم تمایل باطنی مجبور شد وی را از حکومت عزل نماید. پس از او محمّد بن ابی ابکر به استانداری مصر روانه گشت. او مدتی بیش نتوانست در آن دیار حکومت کند و به شکل بسیار فجیع و دردناکی به شهادت رسید.
پس از او، مالک اشتر نخعی به استانداری منصوب شد تا شاید بتواند مصر ناآرام و ملتهب را آرام نماید، ولی قبل از رسیدن به مصر، در منطقه قُلزم توسط معاویه مسموم و به شهادت رسید و بعد از آن مصر از حوزه حکومتی امام خارج شد و عمرو عاص از سوی معاویه در آنجا تسلط یافت. اکنون به اختصار زندگی این سه بزرگوار را از نظر گرامیتان می گذرانیم.

قیس بن سعد بن عباده انصاری

قیس فرزند سعد بن عباده رییس قبیله خزرج از اصحاب رسول خدا و از اولین مسلمانان مدنی است. او پس از هجرت پیامبر به مدینه، مدت ده سال خادم پیامبر بود و در این دوران که جوانی را سپری می کرد، در جوار ایشان تربیت و با سنّت حضرت آشنا شد. او در تمامی جنگهای رسول خدا شرکت جست.
وی پس از رحلت رسول خدا، از مخالفان خلافت خلفا بود. قیس پس از ۲۵ سال سکوت تلخ و صبر و انتظار، با شور وصف ناپذیر با امیر مؤمنان بیعت کرد. از آنجا که قیس در فتح مصر حضور داشت و مدتی ساکن آن سامان و با موقعیت مصر آشنا بود، مدیریت و کاردانی او باعث شد از سوی امام در صفر سال ۳۶ به استانداری مصر منصوب شود.
قیس پس از مدتی کوتاه در فرمانروایی مصر، با فراخوانی حضرت برای حضور در نبرد جمل راهی عراق شد و در نبرد با پیمان شکنان اصحاب جمل شرکت جست.
مصر در زمان خلافت امیر مؤمنان، از امتیاز خاصی برخوردار بود، زیرا حضرت علی(ع) با تسلط بر مصر می توانست جبهه جدیدی علیه معاویه بگشاید و او را از دو سو به تنگنا بکشد و محاصره نماید. بر این اساس معاویه نیز سعی و تلاش فراوانی برای رهایی مصر از قلمرو حکومت امام نشان داد.
معاویه به خوبی از تدبیر و مدیریت قیس آگاه بود، چرا که دیده بود وی در همان زمان کوتاه تصدی حکومت مصر توانست با مدارا با مردم، از این منطقه ناآرام و پرآشوب، دیاری آرام و جبهه ای نیرومند علیه معاویه بسازد. از این رو در مقام فریفتن و جذب قیس برآمد. معاویه در آغاز نامه ای پر مهر و محبت به قیس نوشت و پس از آن وعده مقام و ثروت به او داد. نامه نگاری بین قیس و او ادامه یافت تا اینکه جواب روشن و صریح و شفاف قیس در آخرین نامه، به دست معاویه رسید. او در نامه خود نوشته بود:
«ای بت پرستِ بت پرست زاده! از من می خواهی از علی جدا شوم و به اطاعت تو درآیم! مرا تهدید می کنی که یاران علی از او روی برتافته و به تو گرویده اند! به خدایی که جز او معبودی نیست، سوگند یاد می کنم! اگر برای علی هیچ یاوری جز من باقی نماند و من نیز جز او هیچ کس را نداشته باشم، با تو صلح نخواهم کرد و به اطاعت تو روی نمی آورم و هیچ گاه دشمن خدا را بر دوست او، و حزب شیطان را بر حزب خدا ترجیح نمی دهم».[۲۹]
پس از رسیدن این نامه، معاویه از قیس ناامید شد، ولی مصر و شخصیتی چون قیس امر ساده ای نبود که معاویه بتواند از آن بگذرد. از این رو به حیله ای دیگر روی آورد.
معاویه در رویکرد دوم به ترور شخصیت قیس پرداخت. او برای اینکه قیس را از چشم امام و مردم عراق بیاندازد، شایعه صلح قیس را مطرح کرد. معاویه و عمرو عاص که نیرنگ و تهمت و جعل اکاذیب و شایعه پراکنی، با گوشت و خون آنها عجین بود، در میان مردم عراق و شام شایع کردند قیس با معاویه بیعت کرده است.
شایعه بیعت معاویه و قیس، در میان سپاه عراق که در صفین به سر می بردند، بسیار سریع منتشر شد. افراد منافقی همچون «اشعث بن قیس» و هم پیمانان او از یک سو، و دوستان ناآگاه و کم بینش از سوی دیگر، علی(ع) را برای عزل «قیس» تحت فشار قرار دادند. هرچه امام می فرمود: وای بر شما! من قیس را بهتر از شما می شناسم. به خدا سوگند! او خیانت نکرده و این حیله معاویه است،[۳۰] سخنان امام در دل و اندیشه سطحی نگر آنان تأثیری نگذاشت و امام مجبور شد بر اثر فشار افکار عمومی، بر خلاف میل باطنی، قیس را از حکومت مصر عزل نماید.
قیس پس از عزل از حکومت مصر، رهسپار مدینه شد و همراه سهل بن حنیف در صفین به امام پیوست و همراه حضرت در نبرد صفین و پس از آن نبرد نهروان حضور یافت. رشادتها و شجاعتهای او در نبرد صفین و نهروان، بر تارک صفحات زرین تاریخ می درخشد.
قیس از نظامیان شرطه الخمیس و از فرماندهان سپاه امام حسن مجتبی بود. او سرانجام پس از عمری مجاهدت و کوشش در راه اعتلای اسلام، در سال ۵۹ یا ۶۰ قمری چشم از جهان فرو بست.
شهامت و شجاعت، ایمان و اعتقاد، عبادت و معنویت، عدالت و درستکاری، زهد و پارسایی، بخشش و سخاوت، کاردانی و فطانت، محبت و ولایت، از جمله ویژگیهای مهم قیس بن سعد بود.[۳۱]

محمد بن ابی بکر

محمد بن ابی بکر دومین استاندار مصر در زمان حکومت امام علی(ع) بود. پدر او، ابوبکر و مادرش «اسماء بنت عمیس» است. پس از شهادت جعفر بن ابی طالب در جنگ موته «اسماء» به همسری ابوبکر در آمد و محمد در حجه الوداع، سال دهم هجرت به دنیا آمد. پس از مرگ ابوبکر، امام علی با اسماء ازدواج کرد. از این روی محمد که کودکی بیش نبود، به همراه مادرش به بیت علم و شجاعت و عدالت راه یافت و در منزل علی(ع) رشد و نمو کرد و تربیت یافت. وی از یاران خاص و حواریون و از پیشگامان اصحاب امام علی به شمار می آید. او با امیر مؤمنان بیعت نمود و چون سربازی فداکار و فرزندی دلسوز در کنار علی(ع) ماند و در نبرد جمل و بخشی از جنگ صفین شرکت جست و پس از عزل قیس، از سوی امام به فرمانداری مصر منصوب گشت.[۳۲]
امیر مؤمنان سخت به محمد بن ابی بکر، علاقه مند بود و می فرمود: «محمد فرزند من از صلب ابی بکر است». از این رو، وقتی خبر شهادت محمد به امام رسید، بسیار محزون و اندوهگین شد و در نامه ای که به ابن عباس، فرماندار بصره در باره شهادت محمد نوشت، او را چنین توصیف کرد:
«محمد فرزندی خیرخواه و کارگزاری کوشا و تیغی برنده و رکنی بازدارنده بود».[۳۳]
محمد نیز به علی(ع) عشق می ورزید. همراهی او با امام در نبرد جمل و رویارویی با سپاه خواهرش، عایشه نمایانگر این عشق است.
روزی در مجلس امام صادق(ع) از محمد یاد شد. امام فرمود:
«خداوند او را رحمت کند. او روزی به علی عرض کرد: دست خود را بده، می خواهم با تو بیعت کنم. امام دست داد و محمد دست در دست امام گذاشت و گفت: شهادت می دهم تو امام مفترض الطاعه و واجب الاطاعه هستی و …».

ابوعمرو در استیعاب می نویسد:
«علی پیوسته ثنای محمد بن ابی بکر را می گفت و او را گرامی داشت و این بدان جهت بود که محمد فردی عابد و مناجاتگر بود و در این راه تلاش می نمود».[۳۴]
سرانجام، محمد در سال ۳۸ هجرت در مصر به شهادت رسید.

مالک اشتر

مالک بن حارث نخعی، ملقب به «اشتر» از شجاعان عرب و از مشاهیر عراق و از نیکان و زاهدان تابعین است.
مالک اشتر از اصحاب و یاران خاص امیر مؤمنان بود که در نبردهای جمل و صفین شرکت داشت و بر ناکثین و قاسطین، پیمان شکنان و ستمگران و کجروان شمشیر زد. او از شاگردان و پرورش یافتگان مکتب امام بود که چون مولای خود دارای صفات اضداد بود. شجاعت و قدرت، حلم و بردباری؛ قاطعیت و خشونت، مدارا و نرمش؛ فصاحت و بلاغت؛ جود و کرم، زهد و قناعت؛ در وجود او متجلی بود. اشتر نخعی در عصر سکوت، با شمشیر زبان به میدان آمد و در کوفه انقلاب و نهضت به راه انداخت؛ از این رو از سوی عثمان به شام تبعید شد و سرانجام پس از تحمل رنج دوری از وطن، در ۳۳ هجری به کوفه بازگشت و قیام جَرْعه را به راه انداخت. او در قیام جرعه، سعید بن عاص، حاکم عثمانی شهر کوفه را راهی مدینه ساخت و مانع از حکمرانی او در کوفه گشت.
مالک سپس به همراهی مبارزان کوفی در کنار انقلابیون مصری در نهضت مردمی علیه خلیفه وقت، راهی مدینه شد و در آن جنبش شرکت جست. پس از به خلافت رسیدن علی(ع) مالک با حضرت بیعت کرد و در تمام صحنه ها در کنار علی(ع) ماند تا اینکه در پایان جنگ صفین از سوی امیر مؤمنان به استانداری مصر منصوب گشت. عهدنامه معروف مالک اشتر، در این هنگام به بیان علی(ع) بر تارک تاریخ مزّین شد.
در باره شخصیت مالک، تنها به نامه ۳۸ نهج البلاغه، بسنده می کنیم که امام علی هنگام رفتن وی به فرمانروایی مصر خطاب به مردم مصر نوشت، و این بهترین معرفی برای اوست:
«اما بعد، من بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای بیم نخوابد و در ساعتهای ترس از دشمن روی برنتابد. بر بدکاران تندتر بُوَد و از آتش سوزان. او مالک پسر حارث مذحجی است. آنجا که حق بُوَد، سخن حق او را بشنوید و او را فرمان برید. او شمشیری از شمشیرهای خداست. نه تیزیِ آن کند شود و نه ضربت آن بی اثر بُوَد. اگر شما را فرمان کوچیدن دهد، کوچ کنید، و اگر گوید، بایستید. او نه بر کاری دلیری کند و نه باز ایستد، و نه پس آید و نه پیش رود، جز که من او را فرمایم. در فرستادن او، من شما را بر خود برگزیدم، چه او را خیرخواه شما دیدم و سرسختی او را برابر دشمنانتان پسندیدم».[۳۵]
سرانجام چنان که اشاره شد مالک اشتر نخعی در سال ۳۹ هجری در منطقه قُلزم مصر توسط عمّال معاویه مسموم و به شهادت رسید. مرگ او علی(ع) را سخت محزون و

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.