خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردم سالاری در بینش و منش امام علی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وظایف و مسؤولیتهای حاکم در نگاه علی(ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وظایف و مسؤولیتهای حاکم در نگاه علی(ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
57دقیقه
17ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 59

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظارت بر کارگزاران در حکومت علوی :

نظارت، در لغت به معنای مراقبت، تحت نظر و دیده بانی داشتن بر کاری است.[۱] دانشمندان علوم مختلف نیز تعاریف گوناگونی از نظارت ارائه داده و گفته اند:
«نظارت نیز مانند برنامه ریزی برای اشخاص مختلف مفاهیم مختلفی دارد، لکن منظور اصلی از کلیه طرح های نظارت یا کنترل، حصول اطمینان نسبت به مطابقت نتایج عملیات با هدفهای مطلوب است.»[۲]
هم چنین در علم مدیریت «ارزیابی عملکرد کارکنان» مطرح است و منظور از آن، فرآیندی است که با آن، کار کارکنان در زمانهای معینی، به طور رسمی مورد بررسی و سنجش قرار می گیرد.[۳]
کنترل و نظارت بر عملکرد زیرمجموعه، امروزه یکی از اصول مدیریتی به شمار می رود که نبود یا کم رنگ بودن آن، مدیریت را دچار مشکل می کند. هِنری فایول «Henri Fayol» یکی از دانشمندان مدیریت کلاسیک (۱۹۲۵ ۱۸۴۱) عناصر اصلی علم یا فن مدیریت را در پنج چیز خلاصه کرده است: تنظیم برنامه، سازمان دهی، فرمان دهی هماهنگی و کنترل و نظارت. وی معتقد است اصل منطقی ای که این چهار اصل را کامل می کند، اصل کنترل و نظارت است. منظور از آن، بازدید و رسیدگی به اجرای فرامین و دستورات داده شده به اعضای سازمانی است، تا از این راه شیوه صحیح اجرای آنها دریافت گردد. برای وجود و استمرار فرآیند کنترل صحیح، باید فرآیند کنترل، سیستمی سریع و دقیق باشد تا همه امور مربوط را در سریع ترین زمان رسیدگی نماید و نارسایی ها را فوراً تشخیص دهد. سیستم بازرسی، یکی از اصول صحیح مدیریت در عملیات اجرایی واحدهای سازمانی و نیز در کیفیت انجام امور توسط افراد است.[۴]
حقایقی را که این دانشمندان بدان دست یافته اند با نظام آفرینش هماهنگ است؛ چرا که آفریدگار حکیم، اصل کنترل و نظارت را در مجموعه آفرینش منظور کرده و در باره انسان فرموده است:
«اِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّا عَلَیْها حافِظٌ[۵]؛
همانا هر کس مراقب و محافظی دارد.»
و «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ اِلاّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ[۶]؛
انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی آورد، مگر این که همان دم، فرشته ای مراقب و آماده برای مأموریت (و ضبط آن) است.»
بنابراین، ضروری است این پدیده میمون، در مدیریتِ رهبران الهی، جایگاه خویش را باز یابد و به طور گسترده اعمال گردد، چنان که حضرت سلیمان(ع) در حکومت بی نظیر خویش، نظارت بر پرندگان را نیز مد نظر می داشت:
«وَ تَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقالَ ما لِیَ لا اَرَی الهُدْهُدَ اَمْ کانَ مِنَ الغائِبینَ[۷]؛
و جویای [حال] پرندگان شد و گفت: مرا چه شده است که هدهد را نمی بینم؟ یا شاید از غایبان است؟»
حضرت امام رضا می فرماید:
«کانَ رَسُولُ الله(ص) اِذا وَجَّهَ جَیْشاً فَاَمَّهُم اَمیرٌ بَعَثَ مَعَهُم مِن ثِقاتِهِ مَنْ یَتَجَسَّسُ لَهُ خَبَرهُ[۸]؛
سیره رسول خدا(ص) چنین بود که هر گاه لشگری را اعزام می کرد و امیری آنان را فرمان دهی می کرد، یکی از افراد مورد اعتماد خود را نیز با آنان همراه می کرد تا خبرها را به طور پنهانی به آن حضرت برساند.»
امیر مؤمنان(ع) نیز با تدبیر و سازمان دهی گسترده، همه امور خرد و کلان گستره حکومتی خویش را زیر نظر می داشت و در یک برنامه وسیع و نظارت و بررسی همه جانبه، با اشراف بر اجزای حکومت، به اداره کشور می پرداخت، به خصوص در باره کارگزاران حکومتی، تلاش و قاطعیت بیشتری به کار می برد تا آنان از مدار قانون و حکم خدا خارج نشوند؛ آن گونه که اسلام طراحی کرده به اداره مملکت بپردازند.
پرداختن به فرآیند نظارت و بازرسی حکومت علوی به گونه ای گسترده و فراگیر از گنجایش یک مقاله فراتر است. ناگزیر در این زاویه دید، تنها به دورنمایی از حقایق بی شمار حکومت علوی با ترسیم موضوعات زیر بسنده می کنیم:
انتخاب بهترین ها؛
ترسیم خطوط کلی سیاست حاکم؛
هشدار و پیشگیری؛
اعمال نظارت و واکنش مناسب.

۱ انتخاب بهترین ها

در دیدگاه امام علی(ع) فلسفه حکومت، احیای حق، انهدام باطل و رساندن انسان از خاک تا خداست. این آرمان والا جز با حکومت صالحان تحقق نمی یابد و بدیهی است که امام باید کارگزاران خویش را از میان بهترین ها و نخبگان انتخاب کند تا اشتباهات و انحرافات احتمالی را به حداقل برساند. از این رو، نخستین اقدام حکومتی امام پس از بیعت مردم، جابه جایی و عزل و نصب وسیع مدیران اجرایی نظام پیشین بود. امام(ع) برای انتخاب کارگزاران در رده های مختلف، معیارهایی را مد نظر داشت که از متن دین برمی خاست و مورد رضای خدا و رهبر پاک نهاد اسلام حضرت محمد(ص) بود. امام سعی فراوان می نمود که افرادی را برای مسؤولیتهای گوناگون انتخاب کند که با معیارهای مزبور همگون باشند. برخی از آن معیارها در عهدنامه مالک اشتر چنین بیان شده است:
1 ۱ ویژگی های عموم کارگزاران؛
اینان باید اهل تجربه، نجابت، از خانواده های ریشه دار و شایسته و از پیشتازان در پذیرش اسلام باشند، چرا که از نظر اخلاقی برتر، در آبرومندی سالم تر و دارای حرص و طمع مادی کمتری اند و به فرجام کارها هم بهتر می اندیشند.
2 ۱ صفات فرمان دهان نظامی؛
فرمانده نظامی باید خیرخواه خدا، پیامبر و امام باشد؛ پاکدامن ترین و بردبارترین افراد باشد؛ دیر به خشم آید؛ عذر دیگران را بپذیرد؛ نسبت به ناتوانان، مهربان و بر توان مندان توانایی پرخاش را داشته باشد و درشتی بی جا او را برنیانگیزد، چنان که احساس ناتوانی مانع احترامش نگردد. هم چنین از خانواده های شایسته و با پیشینه ای درخشان باشد و از دلاوری، سلحشوری، بخشندگی و بلندنظری برخوردار باشد.
3 ۱ صفات قاضی؛
قضات نیز باید از برترین مردم باشند؛ کسانی که امور گوناگون و پراکنده، آنان را در تنگنا قرار ندهد؛ برخورد خصمانه طرفهای درگیر به خشمشان نیاورد؛ بر لغزش خود پای نفشارند؛ پس از شناخت حق، پذیرش آن برایشان دشوار نباشد؛ خویشتن را در معرض آزمندی قرار ندهند؛ پیش از غور و بررسی، به فهم سطحی بسنده نکنند؛ بیش از هر کسی در شبهه درنگ کنند؛ در گردآوری دلایل، پای بفشارند؛ از مراجعات طرفهای درگیر، کمتر به وادی ناشکیبی درافتند؛ برای روشن تر شدن امور، بیش از دیگران صبوری ورزند؛ پس از روشن شدن حکم، از همه قاطع تر باشند؛ ثناخوانی ها به خودخواهی گرفتارشان نسازد و در نهایت با چرب زبانی، شاهین ترازوی شان به کژی نگراید.
4 ۱ نیروهای اطلاعاتی؛
اینان نیز باید اهل صداقت و وفاداری باشند.
5 ۱ دبیران؛
این گروه نیز باید از شایسته ترین ها انتخاب شوند؛ جامع اخلاق نیکو باشند؛ با مسؤولِ بالاتر به مخالفت برنخیزند؛ در ارجاع نامه کارگزاران و پاسخ آنها کوتاهی نکنند؛ در تنظیم قراردادها سستی نورزند؛ در حل مسایل قراردادهای امضاشده در نمانند و در برخورد با جریان ها، موقعیت خویش را نیک بشناسند.[۹]
علاوه بر این موارد، امام در سخنان و نامه های دیگر خود معیارهای چندی برای گزینش کارگزاران بیان کرده که بدون تردید مورد توجه ایشان بوده و همه مدیران خویش را بر اساس آنها انتخاب می کرد. نگاهی به والیان و کارگزارانی که از سوی امام به همکاری دعوت می شدند، خود دلیل روشنی بر حسن انتخاب ایشان است و ثابت می کند که حجت خدا، نخبگان و وارستگان امت را در حکومت خویش برمی گزید؛ کارهای کلیدی را بدانان می سپرد و هیچ گاه روابط را بر ضوابط و سازش کاری را بر قاطعیت ترجیح نمی داد، چنان که در برابر پیشنهادهای سازش کارانه با صلابت می ایستاد و از معیارهای خویش عدول نمی کرد، به عنوان مثال پس از بیعت مردم، طلحه و زبیر بر اثر تحریک معاویه، نزد امیر مؤمنان(ع) آمدند و از او خواستند که ولایت برخی از مناطق را به آنان بسپارد، ولی امام(ع) در پاسخ آنان فرمودند:
«شما به سهمی که خدا برایتان (در بیت المال) تعیین فرموده، خشنود باشید تا من در کارهایم اندیشه کنم و این را نیز بدانید در امانتی که پذیرفته ام تنها کسانی را سهیم می کنم که به تدین و امانت داری آنان واقف و از آنان خشنود باشم.»[۱۰]
امام(ع)، گزینش ناصحیح را پیش درآمد ناکارآمدی دولت و در نهایت نابودی آن می دانست و می فرمود:
«یُسْتَدَلُّ عَلی اِدبارِ الدُّوَلِ بِاَرْبَعٍ: تَضْییعُ الاُصُولِ، و التَّمَسُّکِ بِالغُرورِ، وَ تَقْدیمُ الاراذِلِ، وَ تَأخیرُ الأفاضِلِ[۱۱]؛
چهار چیز نشانه عقب گرد دولت هاست: تباه ساختن اصول، دست یازیدن به فریب کاری، پیش انداختن ناکسان و پس زدن فاضلان.»
و نیز:
«تَوَلّی الأراذِلِ وَ الاَحْداثِ الدُّوَلَ، دَلیلُ انْحِلالِها و اِدْبارِها[۱۲]؛
دست اندازی افراد پست و نوکیسه بر حکومت ها، نشانه نابودی و عقب گرد آنهاست.»

۲ ترسیم خطوط کلی سیاست حاکم

مرحله دوم نظارت اصولی امام، ترسیم خطوط کلی سیاست حاکم برای عموم مردم، به ویژه کارگزاران بود تا از چارچوب حکومت علوی منحرف نگردند. بدین منظور امیر مؤمنان(ع) به طور مستمر در خطبه ها، نامه ها، بخصوص در نامه های حکومتی، سیاست کلان حکومت خویش را تبیین می کرد و عموم مردم و کارگزاران را از آن آگاه می ساخت. شفافیت سیاست نظام نو، سبب می شد که مدیران و مسؤولان به طور کامل نسبت به وظایف خویش توجیه شده، خدمات خود را با طرحهای ارائه شده از سوی حکومت مرکزی هماهنگ سازند. برخی از سیاستهای ارائه شده بدین قرار است:
1 ۲ سیاست نظامی؛
امام(ع) در نامه ای به برادرش عقیل می نویسد:
«اما در مورد پرسش شما از رأی من در باره این نبرد خونین (نبرد با «بسر» پسر ارطاه که به دستور معاویه بر یمن غارت برد) باید بگویم که رأیم جنگ با جنگ افروزان است تا آنکه به دیدار خدا بشتابم؛ نه انبوهی مردم فراگردم بر عزتم می افزاید و نه پراکنده شدنشان به هراسم می افکند. هرگز مپندار که برادرِ پدری ات، حتی اگر تمامی مردم تنهایش گذارند، در موضع ضعف و شکست قرار گیرد یا با سستی، به زور تن دهد یا مهار خویش را به جلودار فتنه بسپارد [و] یا برای سواری غاصبی پشت دو تا کند! نه، هرگز!»[۱۳]
2 ۲ سیاست جمع آوری خراج؛
امام(ع) به مأموران جمع آوری خراج دستور می دهد که:
«در روابط خود با مردم، انصاف را پاس بدارید و در برآوردن نیازهایشان، شکیبایی ورزید که شما، ملت را خزانه داران، امت را نمایندگان و رهبران را سفیران اید. هرگز مباد! کسی را از مایحتاجش باز دارید و از رسیدن به خواستش بی بهره سازید؛ هرگز مباد که برای گردآوری خراج، پوشاک زمستانی یا تابستانی کسی را یا حیوان سواری ای را که با آن کار می کند [و] یا برده خدمتکارش را بفروشید؛ هرگز مباد که احدی از مردم را برای درهمی بی ارزش تازیانه بزنید و هرگز مباد که به مال و خواسته احدی از مردم، از مسلمانان نمازگزار تا اقلیتهای در گرو پیمان، دست بیازید، مگر اسب و جنگ افزاری بیابید که در تجاوز به مسلمانان به کار گرفته شده باشد …».[۱۴]
3 ۲ سیاست مرزداری؛
امام(ع) طی نامه ای به مرزداران می نویسد:
«… حق است که شما نعمت خداوند را پاس دارید؛ از من فرمان برید؛ وظیفه خویش بدانید که دعوتم را بی بهانه ای پاسخ مثبت دهید؛ در خودسازی و سامان دادن به حوزه مسؤولیت خویش کوتاهی نکنید و در راه حق بی محابا خود را به امواج خطر بسپارید.»[۱۵]
4 ۲ بیان فلسفه حکومت؛
امام(ع) در ترسیم خطوط کلی حکومت به گونه ای سخن رانده که گویی بی تفاوت نبودن و نظارت بر اجرای صحیح آرمانها و اهداف حکومت جزء عناصر حکومت است.
«اَما وَ الذی فَلَقَ الحَبَّهَ وَ بَرَءَ النَّسَمَه، لَوْلا حُضُور الحاضِرِ وَ قِیامُ الحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ وَ ما اَخَذَ اللهُ عَلی الْعُلَماءِ اَنْ لا یُقارُّوا عَلی کِظَّهِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ، لَاَلْقَیْتُ حَبْلَها عَلی غارِبِها، وَ لَسَقَیْتُ آخِرَها بِکَأْسِ اَوَّلِها، وَ لَاَلْفَیْتُم دُنْیاکُم، هذه اَزْهَد عِنْدی مِنْ عَفْطَهِ عنزٍ[۱۶]؛
هشدارید! به آفریدگار زندگی از جوانه تا جان، سوگند، اگر چنین نبود که حضور این انبوهه مردم را حرمتی است، بودن یاوران که اتمام حجتی است و خدا را با عالمان در بی تفاوت نبودن نسبت به شکم بارگی ظالمان و گرسنگی مظلومان تعهدی است، مهار اشتر خلافت را بر کوهانش فرو می افکندم و آخرین اشتر این کاروان را سیراب همان جام اولین می کردم تا شما این واقعیت را به روشنی در می یافتید که دنیایتان را پشیزی هم بها نمی دهم.»
هم چنین در نامه ای که به مردم مصر می نویسد، علت اصرار بر خلافت و نبردهای خونین خود و سبب فراخوانی آنان به میدان نبرد را چنین توضیح می دهد:
«… وَ اِنّی اِلی لِقاءِ اللهِ لَمُشْتاقٌ، وَ لِحُسْنِ ثَوابِهِ لَمُنْتَظِرٌ راجٍ، وَ لکِنَّنی آسی اَنْ یَلِیَ اَمْرَ هذِهِ الْامَّهِ سُفَهاؤُها وَ فُجّارُها، فَیَتَّخِذُوا مالَ اللهِ دُوَلاً وَ عِبادَهُ خَولاً وَ الصّالِحینَ حَرْباً وَ الْفاسِقینَ حِزْباً؛ فَاِنَّ مِنْهُمُ الذَّی شَرِبَ فیکُمُ الْحَرامَ وَ جُلِدَ حَدّاً فِی الْاِسْلامِ، وَ اِنَّ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ یُسْلِمْ حَتّی رُضِخَتْ لَهُ عَلَی الْاِسْلامِ الرَّضائِخُ، فَلَوْلا ذلِکَ ما اَکْثَرْتُ تَْألیبَکُمْ وَ تَْأنیبَکُمْ وَ جَمْعَکُمَ وَ تَحْریضَکُمْ وَ لَتَرَکْتُکُمْ اِذْ اَبَیْتُمْ وَ وَنَیْتُمْ[۱۷]؛
همانا من به دیدار خداوند خویش مشتاقم و با امیدواری پاداش نیک او را می یابم، لیکن دریغم می آید که سبک مغزان و هرزگان این امت، بر آنان فرمان روایی سیاسی یابند، آنگاه مال خدا را چونان ثروت شخصی خویش، دست به دست بگردانند و بندگان خدای را به بردگی گیرند و شایستگان را رو در رو و فاسقان را در کنار خود و عضوی از حزب خویش بنگارند؛ چه، در میان اینان کسانی هستند که در میان شما حرام نوشیده اند و حد خورده اند و نیز کسانی که اسلام را زمانی پذیرا شدند که بر سر سفره اش نشستند. اگر این نگرانی نبود، گردآوردن و برانگیختن و سرزنش و هشدارتان را چنین فراوان و به تکرار، نمی کوشیدم و چون پا پس کشیدن و سستی تان را می دیدم، رهاتان می کردم.»

۳ هشدار و پیشگیری

مرحله سوم نظارت، هشدار و پیشگیری از تخلف و انحراف والیان و کارگزاران بود؛ بدین گونه که پیشاپیش معیارهای ارزیابی و نظارت کارگزاران را به طور ضمنی اعلام می نمود.
امام علی(ع) با شناخت عمیق از زوایای روح انسان و خواهشهای گوناگون نفسانی، به خوبی می دانست که در رهگذر نفس امّاره، هزاران دام آشکار و نهان نهاده شده و هر لحظه بیم آن می رود که کارگزاران را به ورطه سقوط و خیانت بکشاند. بدین منظور به صورت مستمر و به مناسبتهای گوناگون، مدیران نظام را پند و اندرز می داد و از در غلتیدن در فساد و تباهی (که لازمه قدرت و مکنت است) برحذر می داشت. در این مرحله از کنترل (که می توان از آن به تهذیب ضمن خدمت یاد کرد) امام(ع) می کوشید لغزش و اشتباهات همکاران دولت خویش را به حداقل برساند و نقاط ضعف بخش اجرایی حکومت خویش را کاهش دهد. یادآوری چند نمونه کوتاه مناسب به نظر می رسد:
13 امام در عهدنامه مالک اشتر ضمن موعظه های متعددی در باره حفظ جان مردم، عُجب و خودبینی، دوست داشتن تملّق، منّت نهادن بر مردم، شتاب ورزی نابجا، خودکامگی، خشم و غرور، یاد معاد و … به مالک چنین گوشزد می کند:
«تو را تکلیف واجب است که همواره حکومتهای دادگستر پیشین، سنتهای پرفضیلت گذشتگان، روشهای پسندیده، آثار پیامبران و واجباتی را که در کتاب خداست، به یاد داشته باشی و نیز عمل ما را الگو بگیر، چنان که بر تو واجب است در جهت پیروی از آنچه در این فرمان با تو پیمان بسته ام و خود به عنوان برهانی در برابر تو بدان تکیه دارم (تا هرگاه نفس به سوی هوسهایت شتاب دهد، تو را بهانه ای نباشد) سخت بکوشی، هرچند عصمت از بدی و توفیق نیکی جز از جانب خدای متعال نباشد.»[۱۸]
23 امام(ع) پس از گزینش عبدالله بن عباس به ولایت بصره، به او چنین سفارش کرد:
«در برخوردهای روزمره و در مجالس رسمی، و نیز در مقام داوری، با مردم گشاده روی باش و زنهار از خشم که نوعی سبک مغزی شیطانی است. این نکته را بدان که هر آنچه به خدایت نزدیک کند، از آتش دورت می کند و هر آنچه به آتش نزدیکت کند، از خدایت دور می کند.»[۱۹]
33 در نامه ای که به یکی از کارگزاران صدقات می سپارد، می نویسد:
«در اسرار سیاست و جنبه های پنهانی کارهایش، آنجا که گواه و نماینده ای جز خدا حضور ندارد، او را به تقوای الهی فرمان می دهم و نیز، فرمانش می دهم که مبادا در ظاهر خدا را اطاعت کند و در خلوت بدان کار دیگر پردازد! که هر آن که پیدا و پنهان و گفتار و کردارش دوگانه نباشد، از عهده ادای امانت برآید و در عبادت، توفیق اخلاص یابد و نیز فرمانش می دهم که با مردم تندخو نباشد؛ به آنها دروغ نگوید و با تکیه بر امتیاز ناشی از مقام سیاسی خود، مورد بی اعتنایی قرارشان ندهد، که آنان برادران دینی اویند و یار و همکارش در به دست آوردن حقوق …».[۲۰]
43 امام(ع) در فرمان واگذاری اداره امور مصر به محمد بن ابی بکر می نویسد:
«در برابر مردم فروتن باش و با آنان نرم خویی و انعطاف پذیری پیشه کن. در برخورد با آنان گشاده رو باش و برابری را، هرچند در نگاه و اشاره های تعارف آمیز، پاس دار، تا زورمندان در ظلم تو طمع نبندند و ناتوانان از عدالتت نومید نشوند؛ که خدای متعال، شما انبوهه بندگانش را از کارهای کوچک و بزرگ و پنهان و آشکارتان مورد سؤال قرار می دهد. پس اگر عذاب کند این شمایید که ستمکارترین اید و اگر ببخشاید این خداوند است که کریم ترین است …».[۲۱]
53 امام(ع) در آستانه پیکار صفین، به رزم آوران چنین سفارش می کند:
«پیش از آنکه دشمن پیکار را بیاغازد، شما نبرد را آغازگر مشوید، چرا که شما خدای را سپاس در موضع منطقی نیرومند قرار دارید و رها کردن دشمن تا به هنگامی که خود درگیری را آغاز کند، دلیل دیگری است به سود شما و به زیان آنان. نکته دیگر اینکه، چون به خواست خداوند، دشمن گریزان شد، مبادا که فراریان را بکشید یا بر واماندگان بتازید و یا زخمیان را نابود کنید. زنهار! که زنان را، حتی اگر ناموستان را دشنام دادند و به فرمانده تان جسارت کردند، بیازارید و برانگیزید …».[۲۲]
63 هم چنین طی نامه ای به اشعث بن قیس (والی آذربایجان) می نویسد:
«بی گمان کاری که به تو سپرده شده است، نه لقمه ای چرب، بلکه بارِ امانتی بر گردن تو است و در پاسداری از آن باید سرور خویش را پاسخگو باشی. تو را نرسد که در باره ملت، خودسرانه تصمیم بگیری یا بدون در دست داشتن سندی اطمینان بخش، به کار خطیری اقدام کنی. بخشی از مال خدای عز و جل را در اختیار داری که خزانه دار آنی تا به من بسپاری، بسا که من نیز برایت زمامدار بدی نباشم.»[۲۳]

۴ اعمال نظارت

مرحله چهارمِ نظارت، اعمال نظارت دقیق و پیگیر امام بر امور جاری مملکت، به ویژه بر عملکرد کارگزاران بود. تلاش امام(ع) در این میدان، بسیار گسترده و همراه با دقت، تیزبینی، قاطعیت و جدّیت بود. همواره می کوشید که همه اجزای دولت و دست اندرکاران امور، بر محور حق حرکت کنند و از چارچوب حکومت اسلامی خارج نشوند. این مهم در سایه نظارتی فراگیر و پیگیر انجام می شده که به سه گونه صورت می گرفت:

۱۴ نظارت آشکار

این نوع نظارت در مرکز حکومت و هر جا که امام شخصاً حضور می داشت، به طور طبیعی از سوی آن حضرت انجام می گرفت و ایشان از نزدیک بر حسن اجرای امور اشراف کامل می داشت، چنانکه امام(ع) سه جنگ دوران حکومت خویش را فرماندهی کرد و به طور مستقیم بر حسن اجرای نبرد نظارت دقیق داشت. در خطبه ۱۰۶ نهج البلاغه به چنین نظارتی در جریان نبرد صفین اشاره شده است.
امام(ع) برای مجموعه دولت خویش نیز، شبکه بازرسی و کنترل ایجاد کرده بود و بازرسان دولتی، شبانه روز، در سراسر میهن اسلامی به طور آشکار به کنترل امور می پرداختند و نتیجه بررسی های خود را کتبی یا حضوری به اطلاع امام(ع) می رساندند. کارگزاران نیز به خوبی می دانستند که عملکرد آنان از دید بازرسان مخفی نمی ماند و به طور مستمر به مرکز گزارش می شود. چنین کاری به تناسب موضوع، حجم و اهمیت سوژه، بیشتر به شکل انفرادی و گاهی نیز به صورت گروهی انجام می گرفت، چنان که امام به مالک بن کعب ارحبی (والی عین التمر) طی حکمی مأموریت داد که با مأموران تحت امر خود، منطقه وسیعی را بازرسی کند:
«اَمّا بَعْدُ، فَاسْتَخْلِفْ عَلی عَمَلِکَ، وَ اخْرُجْ فی طائِفَهٍ مِنْ اَصْحابِکَ، حَتّی تَمُرَّ بِاَرْضِ کُورَهِ السَّوادِ، فَتَسْأَلُ عَنْ عُمّالی، وَ تَنْظُرَ فی سیرَتِهِمْ فیما بَیْنَ دَجْلَهَ وَ الْغَریْبِ، ثُمَّ ارْجِعْ اِلیَ الْبِهْقُباذاتِ، فَتَوَلِّ مَعُونَتَها، وَ اعْمَلْ بِطاعَهِ اللهِ فیما وَلاّکَ مِنْها. وَ اعْلَمْ اَنَّ کُلَّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ مَحْفُوظٌ عَلَیْهِ، مَجْزِیٌّ بِهِ؛ فَاصْنَعْ خَیْراً صَنَعَ اللهُ بِنا وَ بِکَ خَیْراً وَ اَعْلِمْنی الصِّدْقَ فیما صَنَعتَ وَ السَّلامُ؛[۲۴]
اما بعد، کسی را به جانشینی خویش بگمار و با گروهی از همکارانت به سوی منطقه «کوره السواد» حرکت کن و عملکرد کارگزاران را، از دجله و غریب تا بهقباذات پرسش و بررسی کن و حساب و کتاب آنها را به طور دقیق به انجام رسان. در این مأموریت که خدا به تو سپرده، به فرمان او باش و بدان که اعمال آدمیزاد برای خودش محفوظ است و در ازای آن پاداش می گیرد. بنابراین، راستی و نیکی را پیشه کن خدا با ما و شما به نیکی رفتار کند!! و در مأموریتی که به انجام می رسانی، راستی و درستی ات را به ما نشان بده. والسلام.»
نوع دیگر از نظارت آشکار، حسابرسی و گرفتن گزارش کار مدیران بود. این کار نیز به طور مرتب انجام می گرفت و امام از این طریق بر عملکرد آنان اشراف و اطلاع داشت. این کار به شکل عمومی و به سهولت انجام می شد و اگر احیاناً برخی از کارگزاران سهل انگاری می کردند، با واکنش سریع امام مواجه می شدند. نامه امام(ع) به یزید بن قیس ارحبی، گویای این حقیقت است:
«اَمّا بَعْدَ، فَاِنَّکَ اَبْطَأْتَ بِحَمْلِ خَراجِکَ؛ وَ ما اَدْری مَا الذَّی حَمَلَکَ عَلی ذلِکَ، غَیْرَ اَنّی اُوصیکَ بَتَقْوی اللهِ وَ اُحَذِّرُکَ اَنْ تُحْبِطَ اَجْرَکَ وَ تُبْطِلَ جهادَکَ بَخِیانَهِ الْمُسْلَمینَ. فَاتَّقِ اللهَ، وَ تَنَزَّهْ نَفْسَکَ عَنِ الْحَرامِ، وَ لا تَجْعَلْ لی عَلَیْکَ سَبیلاً. فَلا اَجِدَ بُدّاً مِنَ الْایقاعِ بِکَ، وَ اعْزِزِ الْمُسْلِمینَ وَ لا تَظْلِمِ الْمُعاهِدینَ …؛[۲۵]
اما بعد، تو در ارسال اموال مالیاتی کوتاهی کرده ای؛ سبب این کار بر من پوشیده است، چاره ای نیست جز اینکه تو را به تقوای الهی سفارش کنم و از اینکه با خیانت به مسلمانان پاداشت را تباه سازی و جهاد خویش را بر باد دهی، تو را پرهیز می دهم. بنابراین، از خدا پروا کن؛ خویشتن را از آلوده شدن به حرام منزه دار؛ راه بازخواست و نکوهش مرا بر خود ببند؛ احترام مسلمانان را نگه دار و به پناه جویان مملکت اسلامی ستم روا مدار.»
هم چنین به امام گزارش رسید که نعمان بن عجلان (والی بحرین) در فرستادن اموال بیت المال به مرکز کوتاهی ورزیده؛ گویا قصد خیانت دارد. امام(ع) طی نامه ای به توبیخ او پرداخت:
«اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّهُ مَنِ اسْتَهانَ بِالْاَمانَهِ وَ رَغِبَ فِی الْخِیانَهِ وَ لَمْ یُنَزَّهْ نَفْسَهُ وَ دینَهُ، اَخَلَّ بِنَفْسِهِ فِی الدُّنْیا، وَ ما یُشْفی عَلَیْهِ بَعْدُ، اَمَرُّ وَ اَبْقی وَ اَشْقی وَ اَطْوَلُ. فَخَفِ اللهَ، اِنَّکَ مِنْ عَشیرَهٍ ذاتِ صَلاحٍ، فَکُنْ عِنْدَ صالِحِ الظَّنِّ بِکَ؛[۲۶]
اما بعد، هر کسی امانت را خوار شمارد و میل به خیانت کند و جان و آیین خود را مهذّب نسازد، خویشتن را در سرای دنیا تباه ساخته است و آنچه را در آن سرا به دست خواهد آورد، تلخ تر، بادوام تر، سخت تر و طولانی تر است. بنابراین، از خدا بترس، تو از قبیله شایسته ای نسب می بری. پس این گمان نیکو را در حق خویش پاس دار.»
هم چنین امام(ع) یکی از بازرسان را برای حسابرسی به سوی یکی از والیان گسیل داشت، ولی او نسبت به فرستاده امام(ع) بی حرمتی کرد و اجازه نداد که مأموریتش را انجام دهد. امام پس از آگاهی از این موضوع، طی نامه شدیداللحنی به او نوشت:
«اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّکَ شَتَمْتَ رَسُولی وَ زَجَرْتَهُ، وَ بَلَغَنی اَنَّکَ تُبَخِّرُ وَ تُکْثِرُ مِنَ اْلاَدْهانِ وَ اَلْوانِ الطَّعامِ، وَ تَتَکَلَّمُ عَلَی الْمِنْبَرِ بِکَلامِ الصِّدّیقینَ وَ تَفْعَلُ اِذا نَزَلْتَ اَفْعالَ الْمُحِلّینَ؛ فَاِنْ یَکُنْ ذلِکَ کَذلِکَ، فَنَفْسَکَ ضَرَرْتَ وَ اَدَبی تَعَرَّضْتَ … . کَیْفَ تَرْجُو وَ اَنْتَ مُتَهَوِعٌ فیِ النَّعیم، جَمَعْتَه مِنَ الْاَرْمَلَهِ وَ الْیَتیمِ اَنْ یُوجِبَ اللهُ لَکَ اَجْرَ الصّالِحینَ، بَلْ ما عَلَیْکَ ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ لَوْ صُمْتَ ِللهِ اَیّاماً وَ تَصَدَّقْتَ بِطائِفَهٍ مِنْ طَعامِکَ؛ فَاِنَّها سیرَهُ الْاَنْبِیاءِ وَ اَدَبُ الصّالحِینَ، اَصْلِحْ نَفْسَکَ وَ تُبْ مِنْ ذَنْبِکَ وَ اَدِّ حَقَّ اللهِ عَلَیْکَ. وَالسَّلامُ؛[۲۷]
اما بعد، تو به فرستاده من دشنام داده ای و او را رنجانده ای. از این گذشته، به من خبر رسیده که تو خود را با انواع عطرها و روغنهای فراوان بخور می دهی و غذاهای رنگارنگ می خوری؛ بر فراز منبر که می شوی، چونان راستان سخن می رانی و چون فرود می آیی، کار اباحی گران می کنی! اگر تو چنان باشی که گزارش داده اند، خویشتن را باخته ای و به دأب و روش من خدشه وارد کرده ای … تو هنگامی که در نعمتهای گردآمده از اشک و آه بیوه زن و یتیم غوطه وری چگونه امید داری که خداوند پاداش شایستگان عطایت کند؟ تو را چه می شد مادرت به عزایت بنشیند! اگر چند صباحی به خاطر خدا روزه می گرفتی و اندکی از غذایت را به مستمندان صدقه می دادی؟ که چنین کاری سیره پیامبران و سنت صالحان است. خویشتن را اصلاح کن و از گناهت باز گرد و حق خداوند بر خود را ادا نما.»

۲۴ نظارت پنهان

امام(ع) به نظارت پنهانی نیز سخت معتقد بود و آن را برای اصلاح امور بسیار کارساز می دانست؛ زیرا کارگزاران اگر می توانستند از دید بازرسان آشکار مخفی شوند یا با ظاهرسازی آنان را بفریبند و یا احیاناً با آنان از در آشتی و سازش در آیند و به لطایف الحیل ایشان را از گزارشهای صحیحی که به زیان آنان است باز دارند، از بازرسی و گزارش بازرسان پنهان بیمناک اند و یا این بازرسان از چنین آسیبهایی در امانند. اینان با بازرسی و نظارت پنهان، بیم و هراس مدیرانی را که قصد تخلف و خیانت دارند، افزون می کنند و این خود عامل افزایش ضریب کاری و امنیتی مسؤولان می شود. چنین نظارتی با استخدام، آموزش و به کارگیری نیروهای مخصوص امکان پذیر است. این نیروها بیشتر زیر نظر بالاترین مقام یا عالی ترین مرجع تصمیم گیر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.