خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتاب علی علیه السلام از نگاه تحقیق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتاب علی علیه السلام از نگاه تحقیق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه دنیا در جهان بینی امام علی (علیه السلام)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه دنیا در جهان بینی امام علی (علیه السلام) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
02ساعت
53دقیقه
25ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژگی های حاکم در سیره نظری و عملی امام علی (ع) :

مقدمه:

ویژگی های حاکم، مهم ترین مسأله در حکومت دینی، از دیدگاه امام علی علیه السلام می باشد. با تفحص و تعمق در سیره عملی و نظری ایشان چنین برداشت می شود که مهم ترین عامل رشد وتوسعه همه جانبه و تأمین امنیت و رفاه یک جامعه را ایشان، در نقش حاکم و زمامداران آن تلقی می نمایند. بدین صورت که حاکم را نمونه کامل یک مسلمان و انسان تلقی نموده که بهترین مصداق آن را معصوم می داند. در زمان غیبت و یا عدم حضور معصوم فردی را لایق چنین مقامی می داند که بیش ترین ویژگی معصوم، در او متبلور باشد. در این نوشتار، سعی شده است که ویژگی های کلیدی و اصلی یک حاکم از دید امام علیه السلام مطرح گردد. گرچه با تعمق در نامه ها، خطبه ها و حکمت های امام علیه السلام شاید دهها ویژگی کوچک و بزرگ به طور صریح و ضمنی برای حاکم و زمامداران او مطرح شده باشد، ولی در چنین بحث کوتاه و فشرده، مجال پرداختن به تمام آن ها نبوده است و تلاش گردیده به مهم ترین آن ها پرداخته و ویژگی های جنبی تا حدودی در ذیل آن ها مطرح گردد.

ویژگی های اصلی حاکم از دیدگاه علی علیه السلام در هشت مبحث ایمان، تقوا، ساده زیستی، مردمی بودن، مدیر خوب بودن، عادل و معتدل بودن، زیرک و کیّس بودن، عالم و متخصص مسائل سیاسی اجتماعی بودن و دارای تجربه و حسن شهرت سیاسی بودن، عنوان و هر کدام به اجزای جزئی تر، تقسیم شده که بدین شرحند:

۱ ایمان و تقوا: اصلی ترین ویژگی حاکم اسلامی است که در قالب خصوصیاتی مانند زهد، خداگرایی، حامی دین و تارک هوای نفس بودن و… متجلی می گردد. امام علی علیه السلام در جاهای مختلف نهج البلاغه به مناسبت های گوناگون در قالب نامه ها، خطبه ها یا حکمت ها این ویژگی را به بیان های زیبا و بلیغ عنوان نموده اند. مثلاً در مورد این که حاکم اسلامی پاسدار خدا و ارزش های او در روی زمین می باشد؛ می فرماید: «حاکم اسلامی پاسبان خدا در زمین اوست.»(۱)

زهد و خداگرایی: امام یکی از مصادیق ایمان و تقوا را برای حاکم، زهد و بی توجهی به زرق و برق دنیا می داند، محور اصلی اعمال حاکم باید خدا و عبادت و یاد او در تمام امور باشد؛ تقوای الهی پوششی است که آدمی را از آفات درونی و بیرونی حفظ می کند. تقوا از «وقایه» است و به معنی حفظ و نگهداری چیزی است از هر چه که به او ضرر و زیان می رساند و یعنی نفس را در وقایه (محافظ) قرار دادن از ترس آن که به آن آسیبی نرسد.(۲) در این زمینه در نامه ای که برای حارث همدانی یکی از کارگزاران خود می فرستد چنین می نویسد: «نفس خود را در واداشتن به عبادت فریب ده و با آن مدارا کن و به زور و اکراه به چیزی مجبورش نساز، و در وقت فراغت و نشاط به کارش گیر و جز در آن چه که بر تو واجب است، و باید آن را در وقت خاص خودش به جا آوری، بپرهیز از آن که مرگ تو فرا رسد در حالی که از پروردگارت گریزان و در دنیاپرستی غرق باشی.»(۳)

حامی دین و تارک هوای نفس بودن: از دیگر مصادیق تقوا، که امام علیه السلام برای حاکم اسلامی لازم می داند، حمایت از دین خدا در تمام شرایط است و این که رضایت خالق، مقدم بر رضایت همه، حتی رضایت مردم باشد؛ به این معنی که، هدف اصلی حاکم اسلامی باید سوق جامعه و خود، به سوی خدا باشد که به رضایت و خشنودی خالق منجر می شود و همّ و غمّ و فکر او تنها در این زمینه متمرکز باشد.(۴) در این مورد نیز در نامه ای به فرماندار خود «محمدبن ابی بکر»، هنگام اعزام او به مصر چنین می نویسد: «ای محمدبن ابی بکر! بدان که من، تو را سرپرست بزرگ ترین لشکرم یعنی لشکر مصر، قرار دادم. بر تو سزاوار است که با خواسته های دل مخالفت کرده، از دین خود دفاع کنی؛ هر چند، ساعتی از عمر تو باقی نمانده باشد. به خاطر راضی نگه داشتن مردم، خدا را به خشم نیاور، زیرا خشنودی خدا جایگزین هر چیزی بوده اما هیچ چیز جایگزین خشنودی خدا نمی شود»(۵) یا در نامه ای دیگر، مسأله مخالفت حاکم با هوای نفس و تحت کنترل داشتن آن را به مالک اشتر چنین تأکید می فرماید: «پس نیکوترین اندوخته تو باید اعمال صالح و درست باشد. هوای نفس را در اختیار گیر و از آنچه حلال نیست بپرهیز؛ زیرا بخل ورزیدن به نفس خویش، آن است که در آنچه دوست دارد یا برای او خوشایند است، راه انصاف پیمایی.»(۶) تقوای مورد نظر علی علیه السلام عبارت است از این که انسان در روح خود حالت و قوتی ایجاد کند که مصونیت یابد به گونه ای که اگر وسایل و موجبات گناه و لغزش برای او فراهم شد آن حالت و ملکه روحی، او را حفظ کند و مانع شود که آلودگی پیدا کند.(۷)

توجه به نماز، مرگ، معاد و محاسبه: از دیگر مصادیق ویژگی تقوای امام، توجه مدام حاکم به مسأله اقامه نماز و انجام واجبات شرعی اوست، حاکم با تمرین عملی عبادی خود ویژگی تقوا را در خود تقویت نموده در اداره امور کشور از آن بهره گیرد. در این مورد در نامه ای به مالک اشتر چنین می گوید: «نیکوترین وقت ها و بهترین ساعات شب و روزت را برای خود و خدای خود انتخاب کن اگر چه همه وقت برای خداست، اگر نیت درست و رعیت در آسایش قرار داشته باشد. از کارهایی که به خدا اختصاص دارد و باید با اخلاص انجام دهی، انجام واجباتی است که ویژه پروردگار است پس در بخشی از شب و روز، وجود خود را به پرستش خدا اختصاص ده و آن چه تو را به خدا نزدیک می کند بی عیب و نقصان انجام ده، اگر چه دچار خستگی جسم شوی.»(۸)

امام در مورد توجه حاکم به مرگ و آخرت و تأثیر آن در اجرای رفتار عادلانه نسبت به رعیت، تأکید خاص دارد و مسأله در فکر خدا و محاسبه او در قیامت را بهترین میزان در رفتار عادلانه حاکم تلقی می فرماید؛ در این مورد در نامه ای به اسودبن قطبه فرمانده لشکرش در مأموریتی به شهر حلوان چنین سفارش می فرماید: «از آن چه که همانند آن را بر دیگران نمی پسندی پرهیز کن، و نفس خود را در حالی که امیدوار به پاداش الهی بوده و از کیفر او هراسناکی، به انجام آنچه خداوند بر تو واجب گردانیده است، وادار ساز. و بدان که دنیا سرای آزمایش است، و دنیاپرست ساعتی در آن نمی آساید جز آن که در روز قیامت از آن افسوس می خورد و هرگز چیزی تو را از حق بی نیاز نمی گرداند.»(۹) آن چیزی که حاکم را از فرو افتادن در راه های شیطانی باز می دارد «پرواپیشگی» اوست؛ امیرمؤمنان علیه السلام می گوید هر اندیشه و عمل و مسؤولیتی باید از معیار تقوا یاری گیرد تا سلامت و موفقیت آن تضمین گردد ایشان می فرماید تقوا عزت می بخشد و تبهکاری ذلیل می سازد(۱۰) و نیز می فرماید: «هیچ عزتی، عزت بخش تر از تقوا نیست.»(۱۱) امام ویژگی تقوا و ایمان را برای حاکم بهترین وسیله کنترل او در اداره امور جامعه تلقی می نماید؛ ویژگی ای که امروز، زمامداران سیاسی مختلف دنیا در نتیجه فقدان آن با معضلات و مسائلی از قبیل تجاوز به حقوق مردم، ظلم، رفتار ناعادلانه، تبعیض، تجاوز به اموال عمومی و… متهم گشته و مورد هجوم و نقد قرار می گیرند. به بیان کامل تر، از نظر امام حاکمی که از خدا نترسد و توجّه او به قیامت و محاسبه، در عمق اندیشه و عمل او متجلی نگردد از هیچ چیز دیگر نمی ترسد و هیچ ابزار کنترل دنیوی، نمی تواند او را کنترل و هدایت نماید و دیر یا زود در اداره جامعه با مشکلات و خطاهایی روبرو خواهد شد؛ مسأله ای که در جهان سیاست امروز و در میان دولتمردان چپ و راست و میانه، به وفور شاهد آن هستیم.

۲ ساده زیستی حاکم: یکی دیگر از ویژگی هایی است که امام علی، به اشکال مختلف بر آن تأکید می نماید. ایشان این ویژگی را در مصادیقی از قبیل پرهیز از دنیاپرستی و هواپرستی، پرهیز از سرمایه داری و همنشینی دائم با سرمایه داران و اجتناب از اسراف و رفاه زدگی تبیین می نماید. از آن جایی که در هر جامعه ای فقیر و غنی وجود دارد نظر حضرت بر این است که سطح زندگی یک حاکم اسلامی باید در حد متوسط به پایین افراد جامعه باشد که اکثریت هر جامعه را تشکیل داده اند زیرا چنین حاکمی مشکلات و سختی های مردم فقیر را بهتر درک نموده، بر رتق و فتق امور آن ها بیش تر همت می نماید.

پرهیز از سرمایه داری و رفاه زدگی: امام علیه السلام در مورد لزوم پرهیز حاکم از سرمایه داری و سرمایه داران، در نامه ای به فرماندار بصره عثمان بن حنیف انصاری که دعوت مهمانی سرمایه داری از مردم بصره را پذیرفته بود چنین می فرماید: «پس از یاد خدا و درود، ای پسر حنیف به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو به سرعت به سوی آن شتافتی؛ خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند و پی در پی، کاسه های پر از غذا جلوی تو نهادند. گمان نمی کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندان شان با ستم محروم شده و ثروتمندان شان بر سر سفره دعوت شده اند. اندیشه کن در کجایی و بر سر کدام سفره می خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی دور بیفکن و آن چه را که به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن.»(۱۲)

پرهیز از دنیاپرستی و تجمل گرایی: امام علی علیه السلام می فرماید حاکم اسلامی باید از ملزومات دنیا به حداقل آن اکتفا نماید و مواردی را که جنبه دنیاپرستی و تجمل گرایی دارد کنار بگذارد، از نظر ایشان، چنین حاکمی است که می تواند جامعه را به سوی عدالت اقتصادی اجتماعی سوق دهد و فقر را از میان ببرد در صورتی که اگر خود، دنیاپرست و تجمل گرا باشد همّ و غمّ او در ریاسَت، جمع آوری اموال و امکانات برای خود و عدم توجه به بی عدالتی های اقتصادی در جامعه خواهد بود که در نهایت جامعه به زوال و انحطاط سوق می نماید. در این مورد به فرماندار خود در بصره عثمان بن حنیف انصاری می فرماید: «آگاه باش هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانشش روشنی می گیرد، آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا که من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام. بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است!»(۱۳) در ادامه این نامه در ضرورت پرهیز حاکم از تجملات و زرق و برق دنیا می فرماید: «من اگر می خواستم، می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود، غذا و لباس فراهم آورم. امّا هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وا دارد که طعام های لذید برگزینم، در حالی که در «حجاز» یا «یمامه» کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز شکمی سیر نخورد یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد… آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمؤمنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی های زندگی، الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشده ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد.»(۱۴)

پرهیز از تشریفات و ذم دنیای فریبنده: در مورد پرهیز از تشریفات، به نقل ماجرای دویدن مردم (انبار)، پیشاپیش و در پی امام می پردازیم که به ایشان چنین می گوید: «این چه کار بود که کردید؟ گفتند: عادتی است که داریم و بدان، امیران خود را بزرگ می شماریم. فرمود: به خدا که امیران شما از این کار سودی نبردند و شما در دنیایتان خود را بدان رنج می دهید و در آخرتتان بدبخت خواهید شد.»(۱۵) امام این گونه روابط را محکوم می نمودند و اجازه این گونه تشریفات را به مردم نمی دادند. از نظر امام برای این که حاکم بتواند به وظایف حاکمیت دینی خود عمل نماید، نباید دنیا در چشم او، جذاب و گمراه کننده باشد. دنیا باید در حد رفع نیاز مادی مورد توجه و استفاده باشد و ابزاری باشد برای دستیابی به کمالات عالیه فردی او (و مردمی که تحت اداره او قرار گرفته اند) به گونه ای که فریب آن را نخورد و در دام آن نیفتد که اگر این گونه گردید دیگر صلاحیت حاکمیت بر مسلمین را ندارد. در همین زمینه طی نامه ای به منذربن جارود عبدی یکی از فرمانداران خود که مرتکب خیانت (اقتصادی) شده او را چنین سرزنش می نمایند: «همانا، شایستگی پدرت مرا نسبت به تو خوشبین نمود و گمان کردم همانند پدرت می باشی(۱۶) و راه او را می روی، ناگهان به من خبر دادند که در هواپرستی از چیزی فروگذار نکرده و توشه ای برای آخرت خود باقی نگذاشته ای. دنیای خود را با تباه کردن آخرت آبادان می کنی و برای پیوستن با خویشاوندانت از دین بریده ای. و کسی که همانند تو باشد، لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را ندارد.»(۱۷) در ادامه، در ذم دنیا و بی ارزش بودن آن برای حاکم اسلامی، حتی آن را مورد خطاب قرار داده و می گویند تو نمی توانی مرا به عنوان امام مسلمین فریب دهی و این گونه به طرد و ذم آن می پردازند: «ای دنیا از من دور شو! مهارت را بر پشت تو نهاده و از چنگال های تو رهایی یافته ام و از دام های تو نجات یافته و از لغزشگاه هایت دوری گزیده ام، کجایند بزرگانی که به بازیچه های خود فریبشان داده ای؟»(۱۸) در ادامه همین نامه باز خطاب به دنیا می فرماید: «از برابر دیدگانم دور شو، سوگند به خدا، رام تو نمی گردم که مرا خوارسازی و مهارم را به دست تو نمی دهم که هر جا می خواهی مرا بکشانی. به خدا سوگند، سوگندی که تنها اراده خدا در آن است، چنان نفس خود را به رضایت وادارم که به یک قرص نان، هر گاه بیابم شاد شود و به نمک به جای نان خورش قناعت کند…»(۱۹) ویژگی ساده زیستی و دنیاگریزی، مقوله ای است که امام برای یک حاکم از ضروریات تلقی می نمایند؛ یکی دیگر از مسائلی که عدم رعایت آن از سوی غالب حکمرانان سیاسی جهان امروز از علل اساسی انحرافات و بی عدالتی های آن ها می باشد. امام با تأکید بر تربیت نفس حاکم در برابر زرق و برق دنیا و بی اهمیت شدن آن برای او مطرح می نمایند که اگر حاکم به این خصوصیات، دست یافت بهتر می تواند وظیفه حکومت و اداره امور جامعه را انجام داده و سعادت خود و رعایای خود را تأمین نماید.

۳ مردمی بودن: این صفت یکی دیگر از ویژگی های اساسی برای حاکم است که امام علیه السلام ، تجلی آن را درچگونگی رفتار با مردم، خوش بینی نسبت به آن ها و فروتنی و تواضع دربرابر آن ها می دانند. از دید امام علیه السلام حاکم، طلب کار و مسلط بر مردم نیست، بلکه خادم ومدیون آن ها بوده، باید خود را با آن ها برابر بداند؛ در کنار و در میان آن ها باشد و از تکبر، که خصوصیت حکام ظالم و فاسد است، اجتناب نماید.(۲۰)

با مردم بودن و برخورد مستقیم با آن ها: امام علیه السلام می فرمایند حاکم باید با مردم باشد به گونه ای که جاذبه اش نه تنها قوی تر از دافعه اش باشد بلکه با تمام وجود، نسبت به رفتار منفی دیگران و افراد جامعه بخشایش و گذشت داشته باشد و با آن ها گشاده رو و مهربان باشد. امام علیه السلام در نامه به فرماندار خود در مصر، محمدبن ابی بکر، می گوید: «با مردم فروتن، نرمخو، مهربان، گشاده رو و خندان باش، در نگاه هایت و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم به تساوی رفتار کن تا بزرگان در درستکاری تو طمع نکنند و ناتوان ها از عدالت تو مأیوس نگردند.»(۲۱) در نامه دیگری به ابوموسی اشعری بر همین نکته تأکید نموده، می فرماید: «با مردم، به هنگام دیدار در مجالس رسمی و در مقام داوری گشاده رو باش و از خشم بپرهیز که سبک مغزی، به تحریک شیطان است»(۲۲) در همین زمینه (مهربانی با مردم)، به مالک اشتر می فرماید: «مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش»(۲۳) در مورد پنهان نشدن از مردم، به مالک اشتر می فرماید: «هیچ گاه زیاد از مردم پنهان مشو که پنهان بودن رهبران، نمونه ای از تنگ خویی و کم اطلاعی در امور جامعه می باشد. نهان شدن از رعیت، زمامداران را از داشتن آنچه بر آنان پوشیده است باز می دارد.»(۲۴) این همان مسأله احتجاب (در حجاب شدن و در پرده رفتن) است،(۲۵) که بنابر اندیشه و سیره سیاسی امام علیه السلام به دور بودن از مردم و فاصله گرفتن از ایشان تلقی می گردد که نتیجه نداشتن ارتباط مستقیم با مردم، بی اطلاع بودن یا کم اطلاع بودن از آن ها و مسائل و مشکلات آن ها خواهد بود.(۲۶)

فروتنی و تواضع حاکم نسبت به مردم: حاکم اسلامی در دید امام علی علیه السلام باید نسبت به مقامش حالت امانت دار، و در برابر مردم فروتنی و تواضع داشته باشد. در این مورد به مالک اشتر می فرماید: «بپرهیز که خود را در بزرگی همانند خداوند پنداری و در شکوه خداوندی همانند او دانی زیرا خداوند هر سرکشی را خوار می سازد…»(۲۷) در جای دیگر به مالک می نویسد: «اگر با مقام و قدرتی که داری، دچار تکبر یا خودبزرگ بینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر که تو را از سرکشی نجات می دهد…»(۲۸)

صداقت با مردم و قانون مداری با آن ها: امام علی علیه السلام در سیره عملی و نظری خود تأکید داشتند حاکم باید با صراحت و صداقت با مردم برخورد نماید و براساس همین اخلاق سیاسی بود که چون آن حضرت زمام امور را در دست گرفت در نخستین خطبه حکومتی خود به مردم فرمود: «پیمان من بدانچه می گویم در گرو است و به درستی گفتارم متعهد و متکلفم»(۲۹) در نامه خود به مالک اشتر می فرماید: «و هر گاه رعیت بر تو بدگمان گردد، عذر خویش را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار از بدگمانی نجاتشان ده، که این کار ریاضتی برای خودسازی تو و مهربانی کردن نسبت به رعیت است و این پوزش خواهی تو آنان را به حق وا می دارد»(۳۰) بسیاری از زمامداران و اهل سیاست، قائل به هیچ التزام عملی نیستند و وعده هایی را که به مردم می دهند، عمل نمی نمایند. ولی حاکم از دید امام علیه السلام باید صادق و در گرو پیمان خود بماند و هرگز از صداقت و صراحت دور نشود. همچنین حاکم باید به افکار مردم احترام گذاشته، با آن ها در همه چیز مشورت نماید و نیز حاکم نباید اسرار حکومت را کتمان نماید مگر اسرار جنگی که ضرورت خاصی دارد. (۳۱) همچنین، حاکم باید براساس قانون به ادای حقوق مردم پرداخته و میان مردم تبعیض قائل نشود؛ همه را در برابر قانون یکسان تلقی نموده و خود را نیز مانند آنان بداند. در این زمینه می فرماید: «بر عهده و وظیفه من است که هیچ سرّی را از شما مکتوم ندارم (جز اسرار جنگی و در مواقع ضرورت)» (۳۲) و یا در سیره عملی یکسان بودن همه در برابر قانون، به جای درهم و دیناری که برادرش عقیل (برخلاف اصول عدالت) طلب کرد آهن گداخته به دست او نزدیک نمود و نشان داد برادر و بیگانه در برابر قانون (بیت المال) یکسانند.

۴ مدیر خوب بودن: حاکم باید بهترین مدیر باشد به عبارت دیگر مدیر خوب بودن یعنی این که حاکم بتواند کلیه امور را به بهترین وجه، توسط دیگران انجام دهد. یک مدیر خوب از دیدگاه امام علی علیه السلام باید به بهترین وجه، ضرورت های اجتماعی اقتصادی مردم را برآورده نموده، به عمران شهرها و زمین بپردازد و در رسیدن به این هدف بهترین ها را برای مشاوره، مدیریت، معاونت، قضاوت و کارمندی برگزیند و در امر جمع آوری مالیات به بهترین صورت ممکن عمل نماید.

انتخاب مشاورین و همکاران خوب: امام علی علیه السلام می گوید: رهبر باید با مشورت و تماس دائم با متفکرین و دانشمندان جامعه، مرتب از آن ها در اداره امور، کمک فکری بگیرد که مایه آبادانی و رشد جامعه شود؛ در نامه خود به مالک اشتر می فرماید: «با دانشمندان، فراوان گفتگو کن و با حکیمان، فراوان بحث کن که مایه آبادانی و اصلاح شهرها و برقراری نظم و قانونی است که در گذشته نیز وجود داشت.»(۳۳) امام توصیه می نماید که مشاور و اعوان و یاران حاکم باید از افراد پاک، شایسته و دارای صفات پسندیده باشند؛ بنابراین باید از انتخاب افراد بخیل، ترسو، حریص، شرور، گناهکار، سبک سر، دروغگو، چاپلوس، مرفه و از خودراضی پرهیز کند و افراد نیکو، خوش نام، خانواده دار، مؤمن، مردم دار، بخشنده، شجاع و عالم… را به مشاوره و معاضدت برگزیند.(۳۴) در همین رابطه به م

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.