خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غدیریه واله افشار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غدیریه واله افشار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شمه ای از فضایل علی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شمه ای از فضایل علی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
25دقیقه
22ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی :

اگر حضرت خضر آب حیات نوشید و ماندگار ماند، ادبیات و فرهنگ مسلمانان نیز در سایه سار قرآن مجید و به راهنمایی خدا و رسولش از آب غدیر خم سیراب گشت و جاودانه شد. تو گویی نام و یاد مولای پارسایان علی(ع) آب حیات دلهاست که دیوانها را چنین دلربا ساخته و آثار ادبی وهنری را از آفت فنا و فراموشی پاک پرداخته است.
و اینک مدح مولا، زینت بخش دلها و دفترهاست. کمتر شاعری می توان یافت که دست کم جرعه ای از خم غدیر ننوشیده، جان تشنه اش حلاوت حلالِ عشق علوی این شراب طهور را نچشیده باشد. نه تنها شعرای بزرگ عرب از حسان بن ثابت و کمیت اسدی و دعبل خزاعی گرفته تا سید حیدر حلّی و بولس السلامه و ازری کبیر، که شاعران حقجو و حقیقت گو هم از هر نژاد و زبان به اصالت این برکه با برکت و به زلالی این چشمه جوشان شهادت داده اند. در این میان شاعران پارسی گوی نیز به حقانیّت غدیرخم گواهی داده و گاه با سرودن چکامه های فاخر و بلند، و غدیریّه های غرّا و رسا، گوی سبقت از همگنان ربوده اند؛ چرا که ایرانیان مسلمان را از همان نخست به علی و آل پاکش گرایشی دیگر و برتر، ارادتی فزونتر و بهتر بود و شاعران بزرگ و بیدار هم که همیشه زبان گویای ملّت و مردم بوده اند مردمان مسلمان را به همین گرایش سفارش می کردند چنان که «معروفی بلخی» از سرآمد شعرای ایران رودکی سمرقندی چنین حکایت کرده است:

از رودکی شنیدم استاد شاعران کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی۱

وچنان است که بهار، ملک الشعرای خراسان گفته است:

گرچه عرب زد چو حرامی به ما داد یکی دین گرامی به ما
گرچه زِ جور خلفا سوختیم زآل علی معرفت آموختیم۲

گفتنی است که پیشترها دانشمند خبیر علاّمه امینی غدیریّه های بسیاری را، که از همان روز نخست در محضر پیامبر اسلام(ص) خوانده می شده و قرن به قرن در طول تاریخ اسلام توسط دانشمندان و شاعرانِ بنام به زبان عربی سروده شده بود، از لابه لای متون و منابع بیرون کشیده و در اثر سترگ خود «الغدیر» منتشر ساخته بود پس از او نیز شاگردان و تربیت یافتگان در مکتب پربارش در تکمیل و تداوم آن کوشیده اند که نتایج برخی از آن کوششها هم اکنون انتشار یافته۳ و بعضی دیگر نیز در دست اقدام و انتشار است۴. به همین دلیل نیازی نیست در این مقاله به غدیریّه های عربی پرداخته شود؛ گستره این کار بسیار بیشتر از آن است که در این مجال اندک بگنجد، زیرا صدها قصیده بلند بویژه پس از انتشار «الغدیر» توسط ارادتمندان ساحت قدس علوی سروده شده و انتشار یافته است، تا آنجا که می توان گفت کمتر دانشمند و شاعری را می توان یافت که قصیده یا قصایدی در توصیف و یادکرد غدیر نسروده باشد؛ حتی آنان که هیچگاه به شاعری شناخته نشده بودند و کسی از آنان بیت شعری نشنیده بود، غدیریه هایی سروده اند؛ شاعرانی که در میانشان از مرجع تقلید و فقیه و حکیم و عارف گرفته تا خطیب و ادیب و نویسنده و شاعران پرآوازه هم دیده می شود و گردآوری این همه خود گروهی از ادیبان و شاعران را می طلبد تا کاری را همانند و همسان «الغدیر» پی ریزند.
بجاست که همین کار با همان ترتیب «الغدیر» درباره غدیریّه هایی که به زبانهای دیگر غیر از عربی، بویژه فارسی سامان داده شود. با اینکه بسیاری از متون و دیوانهای پیشینیان به صورت کامل در دسترس نیست و از گزند روزگاران در امان نمانده و بسیاری دیگر نیز همچنان به صورت نسخه های خطّی در کتابخانه های جهان خاک می خورند، باز مشکل می توان دیوانی را یافت که از نام امیرالمؤمنین علی(ع) و مدح مولای غدیرخم محروم مانده باشد.
برای اثبات این سخن کافی است تا گلگشتی در آثار چهار شاعر بزرگ ایران یعنی فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ داشته باشیم. حماسه سرای بزرگ باستان حکیم ابوالقاسم فردوسی (م۴۱۱ق) گوید:

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم، علیّم در است درست این سخن گفت پیغمبر است
گواهی دهم کاین سخن را ز اوست تو گویی دو گوشم به آواز اوست
اگر چشم داری به دیگر سرای به نزد نبی و وصی گیر جای
منم بنده اهل بیت نبی ستاینده خاکِ پای وصی
خود آن روز نامم به گیتی مباد که من نام حیدر نیارم به یاد
بر این زادم و هم بر این بگذرم یقین دان که خاک پیِ حیدرم۵

حکیم طوس، چنان که از ابیات بالا نیز پیداست، هرگاه از امام علی(ع) یاد می کند بیش از هر وصف دیگر به «وصایت» تکیه می کند و همیشه با تأکید صریح، حضرتش را «وصیّ» می نامد که همین خود می تواند حاکی از اعتقادی باشد که فردوسی بی گمان به حقانیّت غدیر داشت.
از فردوسی که بگذریم به ترتیب تاریخی می رسیم به جلال الدین محمّد مولوی (م۶۷۰ق) که در دیوان شمس تبریزی خویش گوید:

تا صورت پیوند جهان بود علی بود تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود سلطان سخا و کرم و جود علی بود …
آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس در خوان جهان پنجه نیالود علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بستود علی بود
آن عارف سجّاد که خاک درش از قدر از کنگره عرش برافزود علی بود
آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام تا کار نشد راست نیاسود علی بود
آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر بر کَند به یک حمله و بگشود علی بود
چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم از روی یقین در همه موجود علی بود
این کفر نباشد سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علی بود۶

ملای رومی در این غزل، مولا علی(ع) را مانند شاعری شیعی با اوصاف و امتیازهایی چون: «ولی»، «وصی» و «معصوم به نصّ قرآن» می ستاید. او در ضمن رباعیات خود چنین می گوید:

رومی، نشد از سرّ علی کس آگاه زیرا که نشد کس آگه از سرّ الاه
یک ممکن و این همه صفات واجب لاحول ولا قوّه الاّ باللّه۷

مولوی در دفتر اوّل از مثنوی معنوی گوید:

از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزّه از دغل
در غزا بر پهلوانی دست یافت زود شمشیری برآورد و شتافت
او خدو انداخت بر روی علی افتخار هر نبی و هر ولی

در ادامه همین مثنوی گوید:

در شجاعت شیر ربّانیستی در مروّت خود که داند کیستی…
ای علی که جمله عقل و دیده ای شمّه ای واگو از آن چه دیده ای
تیغ حلمت جان ما را چاک کرد آب علمت خاک ما را پاک کرد
باز گو دانم که این اسرار هوست زانکه بی شمشیر کشتن کار اوست…
بازگو ای بازِ عرش خوش شکار تا چه دیدی این زمان از کردگار؟
چشم تو ادراک غیب آموخته چشمهای حاضران را دوخته…
راز بگشا ای علی مرتضی ای پس از سوء القضا حسن القضا…
چون تو بابی آن مدینه علم را چون شعاعی آفتاب حلم را
باز باش ای باب رحمت تا ابد بارگاه ما له کفواً احد۸

در دفتر ششم مثنوی نیز به تفسیر حدیث من کنت مولاه فعلیّ مولاه می پردازد و می گوید:

زین سبب پیغمبر با اجتهاد نام خود و آن علی مولا نهاد
گفت هر کس را منم مولا و دوست ابن عمّ من علی مولای اوست
کیست مولا آن که آزادت کند بند رقیّت ز پایت بر کَند
چون به آزادی نبوّت هادی است مؤمنان را ز انبیا آزادی است
ای گروه مؤمنان شادی کنید همچو سرو و سوسن آزادی کنید۹

پس از مولوی می رسیم به شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی (م۶۹۰ق) و می بینم که وی نیز کسی از اصحاب پیامبر(ص) را مانند علی(ع) نستوده است:

جوانمرد اگر راست خواهی ولی است کرم پیشه شاه مردان علی است۱۰

سعدی در این بیت از امیرمؤمنان(ع) با نام «ولی» یاد می کند. او در ضمن قصیده ای حضرتش را «سردار اتقیا»، «معصوم مرتضی» و… می نامد:

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند جبّار در مناقب او گفته: «هل اتی…»
دیباچهّ مروّت وسلطان معرفت لشکرکش فتوّت و سردار اتقیا
فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی۱۱

مرحوم قاضی نور اللّه شوشتری از کتاب «خلاصه المناقب» مولانا نورالدین جعفر بدخشی قصیده ای از قصاید سعدی را نقل می کند که در ضمن آن سعدی گوید:

به آن روزی که وحی آمد نبی را که از پالان اشتر ساخت منبر
که بعد از مصطفی در کلّ عالم نَبُدْ فاضلتر و بهتر ز حیدر
پس از احمد امام حق علی دان که بود او نفس معصوم مطهّر۱۲

پس از سعدی به شاعر عارف،حافظ شیرازی (م۷۹۲ق) می رسیم و می بینیم که لسان الغیب نیز همین نوا را می نوازد و می گوید:

مردی ز کننده درِ خیبر پرس اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس
گر تشنه فیض حق به صدقی حافظ سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس۱۳

و در غزلی که زبان زد خاص و عام است چنین گوید:

ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش پیوسته در حمایت لطف الاه باش
از خارجی هزار به یک جو نمی خرند گو کوه تا به کوه منافق سپاه باش …
آن را که دوستی علی نیست کافر است گو زاهد زمانه و گو شیخ راه باش
امروز زنده ام به ولای تو یا علی فردا به روح پاک امامان گواه باش۱۴

و در قصیده نخست که دیباچه دیوان نیز به حساب می آید چنین گوید:

…نوشته بر در فردوس کاتبان قضا نبی رسول و ولی عهد حیدر کرّار
امام جنّی و انسی علی بود که علی ز کل خلق فزونست از صغار و کبار
علی امام و علی ایمن و علی ایمان علی امین و علی سرور و علی سردار…
علی ز بعد محمّد زِ هر که هست بِه است اگر تو مؤمن پاکی بکن بر این اقرار…
به حقّ دین محمّد بخون پاک حسین به حقّ مردم نیک از مهاجر و انصار
که نیست دین هدی را به قول پاک رسول امام، غیر علی بعدِ احمد مختار۱۵

این رباعی معروف نیز زینت بخش دیوان حافظ است:

قسّام بهشت و دوزخ آن عقده گشای ما را نگذارد که درآییم زپای
تا کی بود این گرگ ر بایی، بنمای سر پنجه دشمن افکن ای شیر خدای۱۶

حافظ شیرازی در این اشعار به پیروی از احادیث معتبر و روایتهای متواتر، امام علی(ع) را «ساقی کوثر»، «کننده در خیبر»، «سرچشمه فیض حقّ»، «ولیِّ عهدِ رسول(ص)»، «امامِ انس و جنّ»، «پس از محمّد(ص) از همه برتر و افضل»، «قسّام بهشت و دوزخ»، «شیر خدا» و بالاخره، «به قول پاک رسول(ص) تنها امام اسلام پس از احمدِ مختار(ص)» می داند.
اینک که با اشعار لسان الغیب شیرازی گلگشت دلنوازمان در دیوانهای چهار شاعر بزرگ (ارکان اربعه شعر فارسی) به پایان رسید، بر می گردیم و غدیر خم را در آثار شاعران دیگر پی می گیریم. در این نوشته از سده چهارم هجری آغاز می کنیم و قرن به قرن تا سده چهاردهم پیش می رویم و زیر نام هر شاعر،اشعاری از او نقل می کنیم و محل شاهد را نیز می آوریم و در صورت لزوم توضیحی مختصر را نیز اضافه می کنیم.

قرن چهارم

۱ کسایی مروزی، ابوالحسن مجد الدین (متولّد ۳۴۱ق):

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر بستود و ثنا کرد و بدو داد همه کار
آن کیست بدین حال، که بوده است و که باشد جز شیر خداوندِ جهان، حیدر کرّار؟
این دین هُدی را به مَثَل دایره ای دان پیغمبر ما مرکز و حیدر، خط پرگار
علم همه عالم به علی داد پیمبر چون ابر بهاری که دهد سیل به گلزار۱۷

حکیم کسایی که تخلّص شاعرانه اش را از حدیث کساء برگرفته است در مدح مولا علی(ع) قصیده بلندی دارد که با این بیت شروع می شود:

فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین فضل حیدر، شیر یزدان، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضلتر اوست فضل آن رکن مسلمانی، امام المتّقین

و در ادامه می گوید:

ای نواصب، گر ندانی فضل سرّ ذوالجلال آیت «قُربی» نگه کن و آنِ «اصحاب الیمین»
«قل تعالوا ندع» بر خوان، ور ندانی گوش دار لعنت یزدان ببین از «نبتهل» تا «کاذبین»
«لافتی الاّ علی» برخوان و تفسیرش بدان یا که گفت و یا که داند گفت جز روح الامین؟
آن نبی، وز انبیا کس نی به علم او را نظیر وین ولی، وز اولیا کس نی به فضل او را قرین
آن چراغ عالم آمد، وز همه عالم بدیع وین امام امّت آمد وز همه امّت گزین۱۸

کسایی مروزی، ممدوح و برگزیده خدا و رسولش را با تصریح به آیه «مودّتِ قربی» و آیه «مباهله» و سوره «هل اتی» می ستاید و آن حضرت را «رکن مسلمانی»، «ولیِّ بی مانند» و «سرّ ذوالجلال» می داند و «امیرالمؤمنین»، «امام المتّقین»، «امام امّت»، «برگزیده امّت» توصیف می کند و با صراحت می گوید که پیامبر(ص) او را ثنا کرد و ستود و همه کارها را به او سپرد.

۲ دقیقی طوسی، ابو منصور محمّد بن احمد (م۳۴۱ه):

کیوس وار بگیرد همی به چشم آلوس بسان فرّخ شهبا امیر روز غدیر۱۹

پر واضح است که مراد از «امیر روز غدیر» امیرمؤمنان علی(ع) است و تا آنجا که ما تفحّص کردیم توان گفت که این بیت دقیقی، قدیمترین شعری است که با صراحت تمام از روز غدیر سخن گفته است.

قرن پنجم

۳ منوچهری دامغانی (م۴۳۲ه):

آهنی در کف، چون مرد غدیرخم به کَتِف باز فکنده سر هر دو کُم۲۰

در لغت نامه دهخدا، زیر مدخل «غدیرخم» به همین بیت از منوچهری استشهاد شده است و مصحّح دیوان، آقای دبیر سیاقی نیز نوشته است: «ظاهراً [!] مراد حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) است.»۲۱،با عنایت به بیت مورد بحث، یکی از پژوهشگران نوشته است: «ظاهراً نخستین شعری که در آن، نامِ غدیرخم آمده، از منوچهری دامغانی باشد». ۲۲ امّا چنانکه پیش از این آوردیم معلوم شد که یک قرن پیش از منوچهری، دقیقی طوسی از «امیر روز غدیر» نام برده بود. دیگر اینکه منوچهری دامغانی یادکرد دیگری نیز از غدیرخم دارد و با بهره جستن از صنعت ایهام التناسب می گوید:

کس را خدای، بی هنری مرتبت نداد بیهوده هیچ سیل نیاید سویِ غدیر
باشد همو بزرگ و چنو روزِ او بزرگ باشد شقی حقیر و چنو روزِ او حقیر۲۳


4 ناصر خسرو قبادیانی (۳۹۴۴۸۱ق):

شرف مرد به هنگام پدید آید از او چون پدید آمد تشریف علی روز غدیر
بر سر خلق مر او را چو وصی کرد نبی این، به اندوه در افتاد از او، آن به زحیر
حسد آمد همگان را ز چنان کار از او برمیدند و رمیده شود از شیر، حمیر
او سزاید که وصی بود نبی را در خلق که برادرش بُد و بِنْ عم و داماد و وزیر

و در ادامه می سراید:

ای که بر خیره همی دعوی بیهوده کنی که فلان بودت از یاران، دیرینه و پیر
شرف مرد به علم است، شرف نیست به سال چه درآیی سخن یافه همی خیره بخیر؟
یافت احمد(ص) به چهل سال مکانی که نیافت به نود سال براهیم(ع)، از آن عشر عشیر
علی آن یافت ز تشریف که در روز غدیر شد چو خورشید درخشنده در آفاق، شهیر۲۴

و در جای دیگری گوید:

با خرد باش یکدل و همبر چون نبی با علی به روز غدیر۲۵

و در قصیده ای به مطلع:

بنالم به تو ای علیم و قدیر ز اهل خراسان صغیر و کبیر

می گوید:

بیاویزد آن کس به غدر خدای که بگریزد از عهد روز غدیر
چه گویی به محشر اگر پرسدت از آن عهد محکم، شبر یا شبیر۲۶

و در چکامه بلندی گوید:

آگاه تو نیی که پیمبر که را سپرد روز غدیرخم، به منبر، ولایتش
آن را سپرد کایزد مر دین و خلق را اندر کتاب خویش بدو کرد اشارتش
آن را که چون چراغ بُدی پیش آفتاب از کافران شجاعت، پیش شجاعتش
آن را که در رکوع، غنی کرد بی سؤال درویش را به پیش پیمبر، سخاوتش
آن را که کس به جای پیمبر جز او نخفت با دشمنان صعب به هنگام هجرتش۲۷

و ضمن چکامه ای دیگر چنین گوید:

آن که معروف به او شد به جهان روز غدیر وز خداوند ظفر خواست پیمبر به دعاش
هر خردمند بداند که بدین وصف علیست چو رسید این همه اوصاف به گوش شنواش۲۸

و نیز همو گوید:

ندانم جز این عیب مر خویشتن را که بر عهد معروف روز غدیرم۲۹

۵ ابوالمفاخر رازی (م۵۱۱ق):

بال مرصع بسوخت مرغ ملمع بدن اشگ زلیخا بریخت یوسف گل پیرهن

این بیت مطلع قصیده پرآوازه ای است که رازی در مدح حضرت امام رضا(ع) سروده که شاعرانِ پس از او به استقبال آن رفته اند، ابوالمفاخر رازی در ضمن آن گوید:

کرده زِخارا خمیر همچو امیر غدیر

از کف پیر فطیر، پشت تنور دمن۳۰

قرن ششم

۶ سوزنی سمرقندی، شمس الدین محمّد (م۵۶۹ق):

نگر که دست که بگرفت مصطفی به غدیر که را امام هُدی خواند و فخر و زین و همام
مرا امام هم از جایگه وصیّ ِ خداست ز جایگاه نبی، مر ترا امام، کدام؟

شاعر پس از آن که مولای پارسایان را به عدل و انصاف و اخلاص و ایمانِ ممتاز می ستاید باز تأکید می کند که:

امام آن که خدای بزرگ روز غدیر به فضل کرد به نزدیک مصطفی پیغام۳۱

۷ سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود بن آدم (۴۳۷۵۲۵ق):

نامش از نام یار مشتق بود هر کجا رفت همرهش حق بود
آل یاسین شرف به او دیده ایزد او را به علم بگزیده
نایب مصطفی به روز غدیر کرده در شرع مر، ورا، به امیر
بهرِ او گفته مصطفی به اِلاه کای خداوند «والَ من والاه»
هر که تنْ دشمن است و یزدانْ دوست داند «الرّاسخون فی العلم» اوست
دل او عالمِ معانی بود لفظ او آب زندگانی بود
تنگ از آن شد بر او جهان سترگ که جهان تنگ بود و مرد، بزرگ۳۲

۸ شرف الشعراء بدرین قوامی رازی(ق۶):

چو صاحب شریعت پس از کردگار ثنا گوی بر صاحب ذوالفقار
سپهدار اسلام، شیر خدای امیر عرب سیّد بردبار…
ولی نعمت اهل دین از رسول ولی عهد پیغمبرکردگار۳۳

و در چکامه دیگر که با این مطلع شروع می شود:

مرتضی باید که بعد از مصطفی فرمان دهد تا بدین در علم دارو وار او درمان دهد

پس از سی و هفت بیت فاخر وغرّا می گوید:

همچو سلمان گو فضیلتهای میر مؤمنان تا جهاندارت دَرَج چون بوذر و سلمان دهد
آن امامِ نصّ، معصوم، آن که زیر ساق عرش بوسه بر نعلین قدر او همی کیوان دهد۳۴

قوامی رازی که از شاعران بنام شیعی است مولا علی(ع) را در اشعارش «سپهدار اسلام»، «ولی نعمت اهل دین از جانب رسول خدا(ص)»، «ولی عهد رسول خدا»، «میر مؤمنان» و «امام معصوم» می خواند و گویاتر از همه اینکه ایشان را «امامِ نصّ» می داند و پیداست که مراد از نصّ، بیشتر حدیث غدیر است.

قرن هفتم

۹ فرید الدین عطّار نیشابوری (۵۱۳ ۵۸۶ق):

رونقی کان دین پیغمبر گرفت از امیرمؤمنان حیدر گرفت
قلبِ قرآن، قلب پر قرآن اوست «وال من والاه» اندر شأن اوست۳۵

فریدالدین، چامه های فاخری در مدح مولای غدیر سروده که برخی چون اشعار ذیل بسیار معروف است:

زمشرق تا به مغرب گر امام است امیرالمؤمنین حیدر تمام است
گرفته این جهان زخمِ سنانش گذشته زآن جهان وصف سه نانش
چو در سرّ عطا اخلاص او راست سه نان را هفده آیه خاص او راست…۳۶

قرن هشتم

۱۰ ابن یمین فریومدی (م۷۶۹ق):

در قصیده ای به مطلع:

مقتدای اهل عالم چون گذشت از مصطفی ابن عمّ مصطفی را دان علی مرتضی

از غدیر خم و حدیث متواترِ «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» یاد می کند و اینکه آن را نمی توان انکار کرد:

اوست مولانا به فرمانی که از حق ناطق است چون توان منکر شدن در شأنِ او «من کنت» را؟۳۷

۱۱ مولانا لطف اللّه نیشابوری (م۸۱۰ق):

بنازد عقل و جان و دل، به مهر سرور غالب امیرالمؤمنین حیدر، علی بن ابی طالب
نبی اندر مقامِ «انت منّی» مادحش بوده چنانک اندر خطابِ «انّما» بودش خدا خاطب
اگر قرآن بُوَد بر حق به قول حق امامت را حواله با که کرد احمد بدان مجمع که بُد ذاهب
بیا ای آن که می گویی که با ایمان واسلامم تفکر کن در این معنا، تأنّی کن در این موجب۳۸

پیداست که مقصود شاعر از آن مجمعی که پیامبر اسلام(ص) از رحلت خود خبر داده و امامت را در آن مجمع به امام علی(ع) حواله کرده است، غدیرخم است و همین موجب آن است که امام و رهبر پس از پیامبر(ص) علی(ع) باشد و نه غیر.

۱۲ مولانا کاشی، محمّد حسن افضل المتکلمین(ق۸ه):

السلام ای سایه ات خورشید ربّ العالمین آسمان عزّ تمکین، آفتاب داد و دین

بیت بالا مطلع بند اوّل از ترکیب بند بلندی است که افضل المتکلمین کاشی در امامت و ولایت امیر غدیر انشا کرده است و در بیت چهارم همین بند می گوید:

مقصد تنزیلِ «بَلِّغ»، مرکز اسرار غیب مقطعِ «یتلوه شاهد»، مطلعِ «حبل المتین»

پر واضح و عیان است که مراد مولانا کاشی از «مقصد تنزیل بلّغ» آیه شریفه یاایّها الرّسول بلّغ ما انزل الیک…(مائده، ۶۷) است. بجاست که بند آخر این ترکیب بند را بی هیچ کم و کاست نقل کنیم:

ای گزیده مرخدایت یا امیرالمؤمنین خوانده نفسِ مصطفایت «یا امیرالمؤمنین»
سرکشان دهر را آورده سرها زیر پا بازوی زور آزمایت یا امیرالمؤمنین
خازنان کان و دریا کیسه ها بر دوختند روز بازار سخایت یا امیرالمؤمنین
بس که لعل اندر دل کان خاک بر سر می کشد از دل دریا عطایت یا امیرالمؤمنین
از نسیم باد نوروزی نشاید یاد کرد پیش خُلق جانفزایت یا امیرالمؤمنین
آنچه عیسی از نَفَس می کرد رمزی بود و بس از لب معجز نمایت یا امیرالمؤمنین
با همه بالا نشینی عقل کل نابرده راه زیر شأن و روی رایت یا امیرالمؤمنین
گر بُدی بالاتر از عرش برین جای دگر گفتمی آنجاست جایت یا امیرالمؤمنین
آنچه تو شایسته آنی زِ روی عزّ و جاه کس نداند جز خدایت یا امیرالمؤمنین
خاطر همچون منی شوریده خاطر چون کند وصف قدر کبریایت یا امیرالمؤمنین؟
مدح اگر شایسته ذات تو، باید گفت وبس کیست تا گوید ثنایت یا امیرالمؤمنین؟
ما همه از درگه لطفت گدایی می کنیم وی همه شاهان گدایت یا امیرالمؤمنین
فهم انسانی چه داند عزّت کار تو را آفرینش برنتابد بار مقدار تو را۳۹

قرن نهم

۱۳ ابن حسام خوسفی، محمّد بن حسام الدین (۷۸۳۸۷۵ق):
در ضمن قصیده ای به مطلع:

شاهی که خسروان دو عالم گدای اوست ماهی که آفتاب فروغ لقای اوست

برخی فضایل و مناقب حضرت امیر(ع) می شمارد تا می رسد به آنجا که می گوید:

«یا ایّها الرّسول» خطاب محمّد است لیک این خطاب، سوی محمّد، برای اوست۴۰

۱۴ میر سیدعلی قاینی واعظ:
در چکامه بلندی به مطلع:

خاصگان عالم جان، دوش محضر کرده اند خلوت دل را به نور خود منوّر کرده اند

همانند شاعری زبده، فضایل و مناقب مولا(ع) را به رشته نظم کشیده و مانند متکلّمی زبردست و حق طلب با مخالفان محاجّه می کند و می گوید:

و آن که می گویند ناکرده خلیفه، نقل کرد از هوا ترکِ نص و قول پیمبر کرده اند
ای عجب زان قوم کو را تهنیت کرده غدیر بعد از آن اندر سقیفه رأیِ دیگر کرده اند
بر وفاق رأی، تأخیر مقدّم کرده اند

برخلاف نصّ، تقدیم مؤخّر کرده اند۴۱

قرن دهم

۱۵ بابا فغانی(م۹۲۵ق):

قسم به خالق بی چون و صدر بدر انام که بعد سیّد کونین، حیدر است امام
امام اوست به حکم خدا و قول رسول که مستحقّ امامت بود به نصّ کلام
امام اوست که قایم بود به حجّت خویش چراغ عاریت از دیگری نگیرد وام
امام اوست که داند رموز منطق طیر نه آن که رهزن مردم شود به دانه و دام۴۲

روشن است که منظور باب فغانی از «نصّ کلام» و «حکم خدا و قول رسول» بیشتر غدیرخم است. او می گوید مولا علی(ع) امامی است که قایم به حجّت و نصّ و دلیل است و هیچ نیازی به بیعت مردم ندارد.
ناگفته نماند که بابا فغانی را در مدح امیر غدیر(ع) قصاید بسیاری است که قصیده ای به این مطلع شهرت فراوان دارد:

تا جهان بحر و سخن گوهر و انسان صدفست گوهر بحر سخن، مدحتِ شاه نجف است

۱۶ مولانا نظام استرآبادی (م۹۲۱ق):

امیر صفدر غالب، علی ابوطالب وصیّ احمد مرسل، ولیّ حیّ قدیر
خمیر مایه علمش نبودی ار بودی هنوز نان فضیلت به خوانِ دهر، فطیر
شهنشها صفت ذات اشرف تو بُوَد برون ز کنه الهی ز حیّز تقریر
شکستِ رونق دین شد، نه قیمت گهرت چه اهل غدر شکستند عهد روز غدیر۴۳

تذییل و تکمیل
مرحوم قاضی نوراللّه شوشتری در مقدمه کتابش «مجالس المؤمنین» قطعه ای از یک غدیریّه را نقل می کند و به نام شاعرش اشارتی نمی کند. از آنجا که قاضی نوراللّه در سال ۱۰۱۹ق. به شهادت رسیده است این غدیریّه باید از آثار سده دهم یازدهم یا پیش از آن باشد و جا دارد در اینجا نقل شود:

رو از برای سر خویش تاج زریّن ساز ز خاک پای جوانمردِ «وال من والاه»
ز دل عداوت او دور دار تا نخوری ز تیغ لفظ نبی زخمِ «عاد من عاداه»
گواه پاکی اصلت ولای شاهی دان که بر کمال معالیش «هل اتی» ست گواه۴۴

قرن یازدهم

۱۷ صائب تبریزی (۱۰۱۶۱۰۸۶ق):
قصیده ای را در تعمیر تربت پاک نجف و آوردن نهری از فرات به نجف به مطلع زیر سروده:

منّت خدای را که به توفیق کردگار از ناف کعبه، چشمه زمزم شد آشکار

و در بیت بیست و یکم و بیست و دوم همین قصیده گوید:

زین پیش اگر چه اهل نجف ز آب تلخ و شور بودند در شکنجه غم، تلخْ روزگار
آخر ز فیض ساقی کوثر، تمام شد عید غدیر شد به مقیمان این دیار۴۵

صائب در قصیده دیگری که پیش از قصیده فوق در دیوانش ثبت شده است همچنین در مدح مولا علی(ع) گوید:

چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست جز تو بر شخص دگر، نام امیرالمؤمنین۴۶

۱۸ فیاض لاهیجی(م۱۰۷۲ق):
در قصیده بلندی که در مدح امام علی(ع) به مطلع زیر سروده است:

سزای امامت به صورت، به معنی علیّ ولی آن که شاهست و مولی

پس از هفتاد بیت می رسد به آنجا که می گوید:

به تنزیل شد «هل اتی» از چه مُنزَل نبی را زِ «بلِّغ» چرا کرد عتبی

و پیداست که مرادش از «بلّغ» آیه تبلیغ ولایت است که در غدیر خم نازل شد. ملاعبدالرزاق فیّاض لاهیجی خود در ادامه همین چکامه چنین گوید:

به روز غدیر از برای که می گفت به بالای منبر نبی «لست اولی»
برای که بود این که گردید صادر حدیثی که نقل است در «طیر مشوی»
چرا کرد امرِ سلامِ امامت چرا اجر تبلیغ شد حبّ قربی
کسی کاین فضایل مر او راست ثابت کسی کاین دلایل در او هست مجرا
بود در امامت ز هر غیر سابق بود در خلافت ز هر غیر اَحری۴۷

۱۹ نظیری نیشابوری(م۱۰۸۳ق):

فراز منبر یوم الغدیر، این رمزیست که سر زحبیب محمّد، علی برآورده
حدیث «لحمک لحمی» بیان این معنی ست که بر لسان مبارک پیمبر آورده
خدای از آدمشان تا به آل عبد مناف
  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.