خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سدها و بندهای قدیمی خراسان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سدها و بندهای قدیمی خراسان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شهرستان نیشابور و مهمترین وقایع تاریخ آن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شهرستان نیشابور و مهمترین وقایع تاریخ آن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
47دقیقه
38ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهرستان سرخس و مهمترین وقایع تاریخی آن :

شهرستان سرخس به مرکزیت شهر سرخس (۱) به وسعت تقریبی ۶۱۰۰ کیلومتر مربع وجمعیت ۶۰۰۶۴ نفر در سرشماری سال ۱۳۷۰ ه . ش و تراکم نسبی حدود ۸/۹ نفر در کیلومتر مربع در شمال شرقی خراسان قرار گرفته و مرکز آن در فاصله ۱۸۰ کیلومتری شرق مشهد در کنار مرز ایران و ترکمنستان واقع است. این شهرستان بین ۶۰ درجه و ۳۲ دقیقه تا ۶۱ درجه و ۱۲ دقیقه و عرض جغرافیایی بین ۳۵ درجه و۵۹ دقیقه تا۳۶ درجه و ۳۵ دقیقه واقع شده و محدود است از طرف شمال و مشرق به ترکمنستان، از جنوب به شهرستان تربت جام و از مغرب به شهرستان مشهد; و نیز دارای دو بخش است به نامهای مرزداران به مرکزیت روستای مزدآوند شامل دهستانهای پل خاتون، کل بی بی، مرزداران و بخش مرکزی به مرکزیت شهر سرخس شامل دهستانهای تجن، خانگیران، سرخس می باشد. (۲)

منطقه سرخس از نظر ویژگیهای طبیعی در واقع بخشی از حوضه رسوبی کپه داغ است و مهمترین ارتفاعات آن کوههای مزدوران و قره داغ و تپه ماهورهای شورلق و خانگیران می باشد. ارتفاعات غرب آن عمده از سنگهای رسوبی دوران دوم و سوم تشکیل یافته. آهکهای دولومیتی تشکیلات مزدوران، ژوراسیک فوقانی در کوههای مزدوران متظاهر است. دنباله این کوهها در زیر دشت به صورت طاقدیسهای متعددی است که منابع عظیم گاز را در خود جای داده است. بر روی تشکیلات فوق، ماسه سنگ، کنگلومرا و شیلهای مربوط به تشکیلات شوریجه، کرتاسه زیرین قرار گرفته که از نظر ذخایر گاز اهمیت دارد.

حوضه آبریز دشت سرخس وسیع است و حدود ۳۵۸۵ کیلومتر مربع آن در خاک ایران قرار دارد و مهمترین رودهای آن هریرود و شورلق است. آب و هوایش به دلیل تاثیرپذیری از ریگزار قره قوم دارای زمستانهای سرد و تابستانهای گرم و خشک است. (۳)

شهر سرخس که در سال ۱۳۷۰ ه . ش ۲۲۲۷۱ نفر جمعیت (۴) داشته در گذشته های نسبتا دور مرکز ولایتی تاریخی بوده که در دوران قبل از اسلام تا حمله مغول اهمیت بسیار داشته و به سبب برخورداری از موقعیت ارتباطی، ناحیه ای حساس و قدرتمند از قسمت شرقی ایران به شمار می رفته است.

این شهر تقریبا در مرکز خراسان بزرگ و در مسیر شاهراهی بزرگ که از بغداد شروع و به مرو و هرات ختم می شده قرار داشته و در حقیقت در چهارراه اقوام مختلف واقع بوده است و جاده معروف ابریشم (۵) که از «سیانک » پایتخت چین قدیم آغاز و به رم ختم می شده از مدخل سرخس وارد ایران کنونی می گردیده است و منازلی مانند رباط شرف و رباط ماهی که در این منطقه و بر کنار این جاده اقتصادی بین المللی به منظور رفاه مسافران ساخته شده بوده به صورت نیمه ویرانی و یا ویرانه هنوز برجای مانده است.

شرایط اقلیمی خراسان قدیم ایجاب می کرد که راههای شرقی و غربی از ناحیه سرخس بگذرد. زیرا مرکز خراسان شمالی را صحراهایی خشک فراگرفته بود که بخشهای آباد در شرق و غرب آن را از هم جدا می کرد. سرخس در مدخل بخش غربی در حد فاصل مرو و نیشابور واقع بود. سرخس، برای کاروانیانی که از مرو به غرب خراسان می آمدند و دشواریهای عبور از صحرای خشک بین این دو شهر را تحمل کرده بودند، نقطه امیدی به شمار می آمد، چه این شهر بر کناره نیمه خشک خراسان غربی قرار داشت و دست کم از برکت رودی که ایامی از سال را آب شیرین داشت بهره مند بود. کاروانیان هنگام ورود به سرخس به دریانوردانی شبیه بودند که در پی گذر از دریایی بی کران به ساحلی نیمه خشک پا می گذاردند و به امید رسیدن به سرزمینی پرنعمت شادمانی می کردند لذا سرخس یا دروازه خراسان غربی با این که از دیرباز بسیار فراخ نعمت نبوده، ولی به چشم تازه واردانی که از شرق می آمدند آرامش دهنده و امیدبخش بوده است. (۶)

سرخس قبل از اسلام

از وضعیت سرخس در دوران قبل از اسلام اطلاع درستی در دست نیست. آنچه مسلم است یکی از نواحی و شهرهای آباد و حاکم نشین خراسان به شمار می رفته و دارای حاکمی مستقل ملقب به کنارنگ بوده است. (۷) در تاریخ ایران باستان در دوره های اشکانی و ساسانی پیوسته از این شهر سخن به میان آمده است و اگر بنا به اظهارنظرهای مورخان معتقد باشیم که فردوسی مآخذی از تاریخ ایران شرقی در اختیار داشته که بعدها از دست رفته است معلوم می شود که نام سرخس از دورترین روزگاران تاریخ ما، که هنوز در نقاب تاریکی مانده، وجود داشته است. فردوسی در «داستان جنگ هفت گردان » از سرخس چنین یاد می کند:

سحرگه بدان دشت توران شویم ز نخجیر و از تاختن نغنویم ببودند یک سر برین یک سخن کسی رای دیگر نیفکند بن سحرگه چو از خواب برخاستند بر آن آرزو رفتن آراستند برفتند با یوز و تازان و مهد گرازان و تازان سوی رود شهد (۸) به نخجیرگاه رد افراسیاب ز یکدست کوه و دگر رود آب دگر سو سرخس و بیابان به پیش گله گشته بر دشت آهو و میش

همچنین در داستان آگاه شدن افراسیاب از طوس و سپاه او می گوید:

میان سرخس است و باورد طوس ز باورد برخاست آوای کوس (۹)

مؤلف کتاب ایران در عهد باستان، سرخس را که قبلا «ساریگا» نام داشته از شهرهای عمده هرات می داند و نیز در جای دیگر در همین کتاب می نویسد که در اواخر دوره ساسانی که حکومت مرکزی به ضعف گرایید، امرای محلی حکومتهای نیمه مستقلی به دست آوردند و از دربار یزدگردی مختصر اطاعتی بیش نداشتند. از آن جمله حاکم سرخس به نام «زادویه » بود که در این منطقه حکومتی نیمه مستقل به وجود آورد و در خراسان بزرگ از سرشناسان و قدرتمندان منطقه به شمار می رفت. (۱۰)

سرخس بعد از اسلام

به نوشته جغرافیدانان و مورخان عرب زبان، در دورانی که مرو و نیشابور پیوسته به رقابت یکدیگر مدعی مرکزیت خراسان بودند و همیشه یکی از این دو شهر «دارالملک » بود، جمعیت سرخس به اندازه نصف جمعیت شهر مرو بوده و مانند دوران قبل از اسلام در نیمه راه این دو شهر از مزایای ارتباطی آنها سهمی بسزا داشته و از قراین چنان برمی آید که آبادانی قابل توجهی داشته است.

از نکته های مهمی که جغرافیدانان و نویسندگان مسالک و ممالک قرون سوم و چهارم مستقیم و یا غیرمستقیم درباره سرخس ذکر کرده اند می توان چنین درک کرد که در آبادانی چشمگیر این شهر در قرون دوم و سوم هجری وجود فضل بن سهل سرخسی وزیر با تدبیر مامون خلیفه عباسی بی اثر نبوده است. برای آگاهی بیشتر از وضع جغرافیایی سرخس در قرون گذشته به نقل عین نوشته های نویسندگان مسالک و ممالک به ترتیب تقدم زمانی پرداخته می شود:

یعقوبی جغرافی شناس قرن سوم هجری در سال ۲۷۹ ه . می نویسد: «سرخس سرزمینی باشکوه و شهر آن بزرگ است و در بیابانی ریگزار واقع است و مردمی به هم آمیخته در آن سکونت دارند. عبدالله بن خازم سلمی در خلافت عثمان… آن را فتح کرده و آب مشروب اهالی از چاههاست و نهری و چشمه ای ندارد و قومی از… در آن سکونت دارند و مبلغ خراج آن یک میلیون درهم و ضمیمه خراج خراسان است ». (۱۱)

ابن فضلان در سال ۳۰۹ هجری سرخس را دیده است در ذکر مختصری که دو جا در باب شهر سرخس دارد می توان به اهمیت نسبی این شهر در آن زمان پی برد. (۱۲)

ابراهیم اصطخری مکنی به ابواسحاق متوفی ۳۴۶ ه . ق درباره این شهر اطلاعات متنوعی به دست داده و از جمله گفته است «سرخس شهری است میان نیشابور و مرو، در هامونی نهاده و آب روان ندارد مگر آن قدر که گفتیم از پوشنگ زیادت آید و کشاورزی همه بخس باشد، و این شهر چند نیمه مرو بود شهری آبادان است و هوا و خاکی درست دارد، چراخورها فراوان بود در نواحی و کار ایشان بیشتر بازرگانی شتر باشد و آب چاه خورند و خراسها دارند». در جای دیگر می نویسد: «آب پوشنگ از هری باشد و این رود به سرخس رود لیکن به وقت آن که هوا گرم شود آب آنجا نرسد». (۱۳)

صاحب حدود العالم تالیف ۳۷۲ ه . ق درباره سرخس می نویسد: «سرخس شهری است بر راه اندر و اندر میان بیابانها نهاده و ایشان را یکی خشک رود است که اندر میان بازار می گذرد و به وقت آبخیز اندرو آب رود و بس و جای با کشت و برز بسیار است و مردمان قوی ترکیب اند و جنگی، و خواسته ایشان شتر است ». (۱۴)

مقدسی در قرن چهارم هجری سرخس را پناهگاه نیشابور، دروازه خراسان و شهری بزرگ و بسیار آباد و پرنعمت توصیف کرده که به سبب واقع شدن در مسیر جاده ابریشم هیچ گاه روی کمیابی به خود ندیده از لحاظ تقسیمات کشوری چنان آباد و پر جنب و جوش به نظرش آمده که در شک افتاده آیا آن را استان بخواند یا ناحیه و نیز مرکزش را شهر بگوید یا قصبه و گفته است: «سرخس شهری بزرگ و آبادان و نامبردار است، اگر توابعی از شهر و روستا مانند طیران می داشت، آن را خوره (استان) یا ناحیه می خواندم و به مرودرود و نسا و ابیوردش می افزودم زیرا که در میان خراسان جا دارد و ربع بزرگ آن است، همه راهها به آن می پیوندد از ابواحمد شنیدم که می گفت هیچ چیز در سرزمین ما کمیاب نمی شود، زیرا هر گاه راه کاروانها از یکسو بریده شود از سوی دیگر می آیند ما نمی توانیم آن را به مرو وابسته بدانیم که خود شهری گرانمایه است و پیرانی بزرگ از آن برخاسته اند. گویند… این شهر پناهگاه نیشابور و دروازه خراسان است. برابر آماری که من گرفتم هر هفته از آنجا به اندازه آنچه از مصر به قلزم برده می شود حبوب و غله بار می کنند. همین سببها مانع شده که من آن را قصبه یا شهر بنامم و با این که می دانم یک جا نمی تواند نه شهر و نه قصبه باشد، سرخس از یکسو نه این است و نه آن و از سوی دیگر هم این است و هم آن; پس وضع سرخس برای من پیچیده است. من در برخی کتابها بخش بندی خراسان را چنین دیدم که سرخس و ابیورد و نسا را یک استان خوانده بود ولی من این سخن را نمی پذیرم زیرا که نسا و ابیورد خود دو استان مهم هستند که هر یک چند شهرک دارند. پس نمی توانیم آنها را تابع سرخس بدانیم یا سرخس را تابع آنها بشمریم » (۱۵).

یاقوت حموی مؤلف کتاب معجم البلدان در اوایل قرن هفتم هجری سرخس را چنین توصیف کرده است: «سرخس شهری است قدیمی از شهرهای خراسان… بزرگ و پهناور که بین نیشابور و مرو در وسط راه قرار گرفته فاصله آن تا هر یک از دو شهر شش منزل است و آن شهری است تشنه که در آن آب پیدا نمی شود مگر آب چاهها که بسیار گواراست و در آن نهر جاری وجود ندارد مگر نهری که در قسمتی از سال جاری می گردد و دائمی نیست و آن زیادی آبهای هرات می باشد. زراعت آن جا دیمی است و آن شهری است که خاکی نیکو دارد و اغلب آن سرزمین چراگاه است و کم قریه می باشد». (۱۶)

حمدالله مستوفی مورخ نیمه اول قرن هشتم حدود یکصد و بیست سال بعد از حمله مغول درباره سرخس می گوید: «سرخس از اقلیم چهارم است طولش از جزایر خالدات «صدک » و عرض از خط استوا «لز» افراسیاب ترک ساخت دور باروش پنجهزار گام است و قلعه محکم از خاکریز دارد و هوایش گرمسیر است و آبش از رودخانه ای که از هری می آید و عظیم و نیکو و هاضم و از میوه هایش انگور و خربزه نیکوست ». در حدود همین زمان بوده است که سرخس از لحاظ بافتن چادرهای زنانه و نوارهای زربفت ابریشمی در خراسان بزرگ شهرتی بسزا داشته، (۱۸) و نیز حافظ ابرو آن را در زمان حکومت شاهرخ تیموری جزء بلوکات بلخ به حساب آورده است. (۱۹)

وقایع تاریخی مهم سرخس

سیمای جغرافیایی سرخس را قبل از اسلام تا قرن نهم هجری دنبال کردیم. این شهر چون در موقعیت مناسبی قرار داشته همه سیاحان و جغرافیدانانی که به خراسان آمده اند از آن سخن گفته اند و تقریبا اوضاع کلی آن در همه قرون نه گانه و بلکه تا عصر قاجار با اختلاف کمی یکسان بوده است. اما باید گفت موقعیت شاخص سرخس که در مسیر شاهراهی بین المللی قرار داشته همیشه به نفع آن نبوده و بلکه در طول دوران بعد از اسلام تا عصر قاجاریه وقایع ناگوار زیادی دیده و دستخوش امیال سیاستمداران و قدرتمندان قرار گرفته و پایمال سم ستوران مهاجمان بوده است. برای این که وضعیت سیاسی و اجتماعی سرخس در قرون گذشته را روشنتر کنیم و به تحولاتی که به تبعیت از این اوضاع برای منطقه بوجود آمده پی ببریم ذیلا به ترتیب تقدم زمانی به بررسی مهمترین وقایع تاریخی آن می پردازیم:

ورود اسلام به سرخس

عبدالله (۲۰) ر بن عامر که در سال ۱۹ و یا۲۹ هجری از جانب خلیفه مامور فتح خراسان شده بود، عبدالله بن خازم را از طریق نسا و ابیورد به سرخس فرستاد. مردم سرخس ابتدا با عبدالله به جدال پرداختند و چون از عهده دفع لشکریان اسلام برنیامدند زادویه مرزبان و حاکم سرخس پیشنهاد صلح داد و از ابن خازم خواست که وی یکصد تن از ایشان را امان دهد تااو نیز زنانی را به کنیزی مسلمین بفرستد. عبدالله این پیشنهاد را پذیرفت و زادویه عده ای از زنان سرخسی و از آن جمله دختر خود را بدین عنوان فرستاد. ابن خازم زنان را بین سران سپاه تقسیم نمود و خود دختر زادویه را گرفت و وی را «میثاء» نام نهاد، آن گاه بر سرزمین سرخس چیره شد.

گویند: مرزبان با وی بدان شرط صلح کرد که صد تن از اقوام او را امان دهد، ابن خازم پذیرفت و مرزبان اسامی صد نفر مورد نظرش را فرستاد و چون نام خود را در میان آن اسامی نیاورده بود عبدالله او را کشت و سرخس را به جنگ فتح کرد. (۲۱) اما چون مردم این منطقه به میل خویش اسلام را نپذیرفته بودند، محبتی از دین زردشت در دل داشتند و بدین جهت تا سال ۷۴ هجری که سالهای از سقوط حکومت ساسانیان گذشته بود مردم سرخس نیز مانند بعضی از بلاد ایران سکه هایی به نام یزدگرد، خسروپرویز و حتی هرمز چهارم ضرب می کردند. (۲۲)

پیوستن مردم سرخس به سیاه جامگان

ابومسلم خراسانی به طرفداری از عباسیان برضد بنی امیه قیام کرد. در سال ۱۲۹ ه . ق با عده ای از سیاه جامگان به سرخس آمد و مردم این شهر با او بیعت کردند. او همچنان به سرکوبی مخالفان عباسیان می پرداخت تا این که سال بعد «شیبانه بن سلمه سدوسی » را که از پیشوایان فرقه حروری بود به جرم مخالفت با حضرت علی علیه السلام و سه سال همکاری مداوم نظامی با خوارج و جنگیدن با نصر سیار حاکم خراسان در دروازه سرخس به دار کشید. (۲۳)

ورود امام رضاعلیه السلام به سرخس

ابن بابویه قمی از ابی الحسین ضبی روایت می کند که از جدم شنیدم چون علی بن موسی الرضاعلیه السلام از نیشابور به طرف سرخس حرکت فرمود، دوستان و طرفداران او در سرخس به استقبال آمدند و تقاضای توقف آن حضرت را کردند. حضرت در ساعاتی که آن جا بودند به مهام امور دینی مردم و رفع حوایج آنها پرداختند. چون خواستند حرکت کنند سوار بر قاطر مخصوص خود شدند. جمعی از میان انبوه مردم عرض کردند «بحق مصطفی والمرتضی و الزهراء لما حدثتنی به حدیث تشفعنی به حتی ارجح ». پس از تکرار سوگند و تقاضای حدیث سر از عماریه خود بیرون آورد «فقال حدثنی ابی عن جدی عن ابیه انه سمع اباه یذکرانه سمع اباه یقول سمعت ابی علی بن ابطالب علیه السلام یذکرانه سمع النبی یقول قال الله جل جلاله لاا الا الله اسمی من قال مخلصا من قبله دخل حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی » (۲۴).

قتل تاریخی در حمام سرخس

فضل بن سهل سرخسی ملقب به «ذوالریاستین » وزیر سیاستمدار و با کفایت مامون عباسی، نخست زردشتی بود و در سال ۱۹۰ هجری به دست مامون و به روایتی یحیی برمکی مسلمان شد و سالها بر مسند وزارت خلیفه تکیه داشت و چون ریاست شمشیر و قلم به عهده او بود بدین جهت به ذوالریاستین مشهور گردید. وی در انتصاب حضرت رضا به ولیعهدی و دعوت آن حضرت به خراسان نقش بسزایی داشت و خود را از دوستداران اولاد علی علیه السلام قلمداد می کرد. همچنین دارای کمالات بسیار بود و بخصوص در نجوم و استخراج احکام مهارتی تمام داشت چنان که قتل خود را استخراج کرده بود. اما سرانجام مامون به او بدگمان گردید و بر آن شد تا وی را از پای درآورد. سرانجام روز پنجشنبه دوم شعبان سال ۲۰۲ سال ۲۰۳ ه . ق هنگامی که در سرخس به حمام رفت، غالب سعودی اسود به تحریک مامون به اتفاق عده ای پنهانی به حمام ریختند و او را به قتل رسانیدند. (۲۵)

نابینا کردن پادشاه سامانی در سرخس

ابوالحارث فرزند امیر نوح سامانی جوانی خوش سیما، شجاع و سخنور بود که پس از مرگ پدر در رجب سال ۳۸۷ به سلطنت رسید و در این زمان محمود غزنوی حاکم بلخ و ترمذ تازه به قدرت رسیده بود و از او تقاضای امارت خراسان را داشت ولی او از قبول این پیشنهاد عذر خواست.

در این زمان بکتوزون سپهسالار نیشابور و فائق که هر دو از امرای وقت سامانی بودند و در خراسان حکومت داشتند، از ابوالحارث در هراس شدند که مبادا او محمود را بر آنها ترجیح دهد و آنان را به دست محمود بسپارد تا امارت خراسان را از او بستاند. این هر دو در صفر سال ۳۸۹ با هم متحد شدند که سلطان ابوالحارث را از میان بردارند و برادرش را به جای وی به سلطنت نشانند، در انتظار فرصت بودند تا روزی که ابوالحارث از بخارا به سرخس آمد و بر حاکم این شهر وارد شد، ولی پس از چندی توقف روزی با حدود دویست نفر از غلامان خود به شکار رفت و در برگشت بکتوزون در کرانه سرخس از وی دعوت کرد که برای استراحت و صرف ناهار به خیمه او برود، ابوالحارث دعوتش را پذیرفت ولی بکتوزون و فایق هر دو بر او شوریدند و در روز چهارشنبه ۱۲ صفر سال ۳۸۹ او را از سلطنت خلع کردند و بعد از یک هفته هر دو چشمش را میل کشیدند و او را نابینا به بخارا فرستادند و عبدالملک برادر خردسالش را به سلطنت برداشتند. (۲۶)

سلجوقیان و سرخس

سرخس در سال ۴۲۹ ه . ق به تصرف سلجوقیان درآمد و بر آن حکومت می راندند اما پس از مدتی بر سر تصاحب قدرت بین ایشان اختلاف پیش آمد. در سال ۴۹۰ ه . ق که ملک بوری برس از طرف برکیارق در خراسان امارت داشت برادرش ملک ارسلان ارغون بن آلب ارسلان که در عهد ملکشاه، بر همدان و ساوه امارت داشت به خراسان حمله کرد و چند جنگ میان دو برادر واقع شد ولی عاقبت ارسلان ارغون بر ملک بوری برس غلبه یافت و او را کشت و وزیرش عمادالملک فرزند نظام الملک طوسی را پس از دریافت سیصدهزار دینار به قتل رسانید و قلعه سرخس را ویران ساخت ولی در همین سال به دست یکی از غلامان خویش به قتل رسید. پس از آن سرخس متجاوز از نیم قرن در آرامش نسبی به سر برد تا این که غزها به خراسان حمله کردند و سلطان سنجر سلجوقی را به اسیری بردند، اما پس از رهایی از اسارت محمد منور نوه شیخ ابوسعید ابوالخیر به اتفاق جمعی از مشایخ و قضات و ائمه جماعات سرخس به دیدار سلطان به مرو رفتند و ورود او را تبریک گفتند. (۲۷)

دومین قتل تاریخی در حمام سرخس

در همین زمان یعنی اواسط قرن ششم هجری بود که «نصیرالدوله شاهنشاه غازی رستم » پادشاهی مازندران را در دست داشت. پسرش «گرده بازو» که مدتی به رسم گروگان در خدمت سلطان سنجر سلجوقی بود به دست دو تن از اسماعیلیان در حمام سرخس به قتل رسید و نصیرالدوله این قتل را به اشاره سلطان سنجر می دانست و او را ملحد خواند و تا زنده بود انتقام خون فرزندش را از اسماعیلیان ساکن الموت می کشید. (۲۸)

حمله غزها به سرخس

چون سلطان سنجر سلجوقی در سال ۵۵۲ ه . ق درگذشت قبایل غز «رکن الدین محمودبن ارسلان خان محمد بن بغراخان » خواهرزاده سنجر را مانند زمانی که سنجر در اسارت آنها بود به سلطنت برگزیدند. ولی مؤید آی به حاکم نیشابور امور جاری سلطنت را از جانب او در خراسان اداره می کرد و محمودخان با لشکریان خویش در سرخس به سر می برد.

غزها برای تسلط بیشتر و نزدیک شدن به مرکز خراسان در ماه شعبان ۵۵۳ هجری از بلخ به مرو رفتند و چون این حرکت استقلال طلبانه برخلاف میل مؤید آی به صورت گرفت در اوایل رمضان همین سال از ورود آنان به مرو جلوگیری کرد و با آنان به جنگ پرداخت و پس از زدوخورد فراوان عده کثیری از آنها را کشت و اموال آنها را تاراج کرد و خود برای ملحق شدن به محمودخان به سرخس بازگشت.

در این شهر محمود و مؤید برای تسلط یافتن بر غزان همدست شدند. جنگ از روز شنبه هفتم ماه شوال تا نیمه شب چهارشنبه یازدهم شوال ادامه داشت و سه بار ترکان غز شکست خوردند ولی سرانجام بامداد چهارشنبه بر محمودخان و مؤید آی به دست یافتند و آنها را شکست سخت دادند و عده بسیاری از آنها را کشتند و دوباره بر شهر مرو مسلط شدند. آنگاه مؤید به طوس و محمودخان به گرگان فرار کردند.

غزها پس از این پیروزی به این شهر حمله کردند و قتل و غارت و ویرانیها نمودند. حدود ده هزار نفر از مردم را کشتند حتی رباط شرف را که در مسیر راهشان بود خراب کردند و سپس شهر طوس را تاراج کردند و به مرو بازگشتند. تفصیل این واقع از صفحه ۱۵۵۶ به بعد در جلد سوم کتاب تاریخ بیهقی تصحیح مرحوم سعید نفیسی آمده است. (۲۹)

خوارزمشاهیان و سرخس

در سال ۵۶۹ ه . ق علاءالدین تکش به خوارزم حمله کرد ولی کاری از پیش نبرد. پس به کمک عده ای از ترکان ختا، به سرخس که در دست ملک دینار از امراء غزان بود حمله برد و شهر و منطقه سرخس را متصرف گردید و چند سالی در همین زد و خوردها بود که بالاخره در سال ۵۸۵ هجری قمری تکش در مرغزار طوس به تخت سلطنت نشست.

اما پس از مرگ تکش خوارزمشاه در سال ۵۹۶ هجری، ملک غیاث الدین در همان سال به اتفاق برادر خویش شهاب الدین غوری جهت فتح خراسان عازم شد، ابتدا نیشابور را گرفت و سپس مرو و سرخس را بدون آن که با مقاومتی روبرو شود فتح کرد و حکومت سرخس را به ملک تاج الدین مسعود عموزاده اش سپرد، ولی طولی نکشید که از سلطان محمد خوارزمشاه بسختی شکست خورد و از سرخس رانده شد و در سال ۵۹۷ هجری پس از تهیه سپاه دوباره به سرخس آمد و در ضمن عذرخواهی از سلطان خوارزمشاه از وی تقاضا کرد بعضی از ولایات خراسان از جمله سرخس را به وی واگذارد و چون سلطان زیربار نرفت ملک شهاب الدین غوری به طوس حمله برد و به تعرض به اموال مردم پرداخت و عموم را از خود ناراضی ساخت که با شکست بیشتری مواجه گردید. (۳۰) در سال ۶۱۵ هجری که سلطان محمد خوارزمشاه قصد عزل خلیفه عباسی را داشت و می خواست خلافت به خاندان علوی تعلق گیرد به دستور او و همزمان با مرو و بلخ و بخارا در سرخس نام خلیفه را از خطبه انداختند و شایعه های زیادی بر ضعف دستگاه خلافت عباسیان به وجود آمد. (۳۲)

سرخس در حمله مغولان

در برابر هجوم وحشیانه مغولان اغلب شهرهای خراسان ویران شدند. ولی در این زمان درباره سرخس اطلاع زیادی در دست نیست. صاحب تاریخ مغول نوشته است در سال ۶۱۶ مردم شهر سرخس به صلاحدید قاضی خود به نام شمس الدین بدون دفاع از مغول اطاعت کردند و شحنه آن را به گرمی پذیرفتند. ولی بعد مجیرالملک حاکم مرو به سرخس آمد و قاضی شمس الدین را به قتل رسانید. و اما در موقع سلطان جلال الدین سرخس در دست مغولان بود و مرتبا فتنه ها به وقوع می پیوست. (۳۲)

سرخس در زمان تیموریان

در سال ۷۸۲ ه . ق که امیر تیمور گورکانی به سرخس آمد خواجه علی مؤید (۷۶۶ – ۷۸۸ه . ق) آخرین سلطان سربداری که سرخس در قلمرواش قرار داشت تا این شهر به استقبال او رفت و تیمور نیز او را به گرمی پذیرفت و با وی به مسالت رفتار کرد. خواجه علی نیز همچنان وفادار و مطیع نسبت به او باقی ماند تا پس از هفت سال درگذشت.

چون اعقاب تیمور پس از مرگش هرات را پایتخت قرار دادند، شهر مرو از مرکزیت افتاد و حتی مورد تاخت و تاز ازبکهای بخارا و خیوه و نیز ترکمنهای این منطقه که بتدریج تمام ولایات سواحل مرغاب را اشتغال کرده بودند قرار گرفت. در نتیجه به شهر سرخس که در سر راه بین المللی مرو قرار داشت لطمه شدیدی وارد شد و امتیاز خود را به عنوان یک رابط مهم شاهراه خراسان از دست داد و نیز جنب و جوش و رونق اقتصادی اش از بین رفت. (۳۳)

سرخس در عصر صفوی

در اوایل قرن دهم هجری مقارن سلطنت شاه اسماعیل صفوی محمدخان شیبانی که خراسان را فتح نمود و از چنگ اعقاب تیمور بیرون آورد سرخس را که دارای قلعه ای معتبر و از لحاظ نظامی مستحکم بود و ۱۷۰ (۳۴) هزار خانه داشت به تصرف درآورد. در این بین شاه اسماعیل در سال ۹۱۶ ق برای استخلاص خراسان به جنگ او عازم شد، محمدخان که از عزم و حرکت شاه اسماعیل آگاهی یافت تمام مردم ولایت سرخس را به ماوراءالنهر کوچانید و سرخس خالی از سکنه ماند و روی به ویرانی نهاد. (۳۵)

اما ۲۵ سال بعد شاه طهماسب صفوی این ولایت را از چنگ عبدالله خان شیبانی والی توران بیرون آورد و سرخس و زورآباد را به حکومتی مستقل تبدیل کرد و حاکمی از جانب شاه برای اداره این سرزمین منصوب گردید و به مناسبت انتصابش «علم و نقاره و اسبهای عربی و کمربند و شمشیر مرصع و سایر لوازم امارت » فرستاده شد. صاحب نظام ایالات در دوره صفوی از روایت خلاصه التواریخ می نویسد: «رعایای سرخس و زورآباد بر اثر دستبردها و شبیخونهای مکرر ازبکان ابیورد در ناراحتی و مضیقه به سر می بردند. ۲۵۰ جنگاور عشیره ورساق که وزیر مشهد در این موضع مستقر کرده بود از عهده ازبکان برنمی آمدند. به پیشنهاد وزیر موصوف شاه، سرخس و زورآباد را به حکومتی مستقل تبدیل کرد و یکی از سادات محلی را که همیشه تا ۵۰۰ ملازم در خدمتش بود به حکمرانی آن جا منصوب داشت. اما از آنجا که عواید سرخس و زورآباد حتی برای مواجب و انعام ۲۵۰ نفر سپاهی ورساق نیز کفایت نمی کرد شاه به حاکم هر ساله مبلغی برات خاصه شریفه خراسان شفقت می فرمود…» (۳۶) با توجه به نکات مذکور می توان گفت که سرخس در این دوره از آنجا که اغلب دستخوش تهاجمهای بیگانه و نابسامانیهای بسیار بوده است قهرا سیر نزولی پیموده است.

سرخس در عهد قاجاریه

سرخس در زمان قاجار وارث نابسامانیهای عصر صفویه بوده است که به علت تاخت و تاز ازبکان و ترکمانان روزبروز ویرانتر و ناامن تر می گردید و بدیهی است که این ناامنی در ترقی و پیشرفت آن اثر منفی می گذاشت. زیرا به جای این که مانند گذشته در خدمت بازار داد و ستد و کاروانهایی قرار گیرد که در شاهراه خراسان در آمد و شد بودند، مقر غارتگرانی شده بود که به حرص چپاول اموال مردم و اسارت گرفتن آنان به ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.