اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل لطافت روح
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل لطافت روح؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل لطافت روح شامل 76 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل لطافت روح را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل لطافت روح با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل لطافت روح با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل لطافت روح تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل لطافت روح را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل لطافت روح :
در تمیزی ضرب المثل بودند
آقا خیلی پاکیزه بودند.به حدی که یکی از خصوصیات بارز ایشان، نظافت زیادشان بود.از سنین جوانی شان ما یادمان است که در تمیزی و نظافت ضرب المثل دوستانشان بودند.آن ایام که ما بچه بودیم این کوچه ها گل بود.به طوری که تمام طلبه ها تا زانو و شانه عبایشان گلی بود.ولی ایشان آن قدر آرام توی کوچه راه می رفتند و قدم بر می داشتند که گاهی مثلا حدود ده لکه گل پشت عبایشان بود.عبا را می آوردند تو اتاق، جلوی بخاری می گذاشتند خشک که می شد ما این لکه ها را با دم قاشق پاک می کردیم و ماهوت پاک کن می زدیم. (۱)
هر وقت بلند می شدند خود را در آینه می دیدند
در منزل امام آینه ای به دیوار قرار داشت.این آینه مخصوص امام بود که هر وقت بلند می شدند در آینه خود را مرتب می کردند و من به این نظم و ترتیب و کار امام از همان زمانهایی پی برده بودم.
آن زمانها، طلبه ها هیچ وقت مقید به آینه و اینگونه کارها نبودند، علمای پیرمرد که ابدا به این امور توجه نداشتند لیکن امام خیلی مرتب بود، الآن نیز همین طور است در اتاقشان آینه ای بالای سرشان هست که در آن خود را می بینند و مرتب می کنند. ایشان خیلی منظم و مرتب هستند. (۲)
برای نظافت هفته را دو قسمت می کردند
امام هفته ای دو بار نظافت شخصی می کردند و به حمام می رفتند، شبهای سه شنبه و صبحهای جمعه و این از نظم ایشان بود که هفته را دو قسمت کرده بودند و به طور تساوی وسط و آخر هر هفته استحمام می کردند.در این روزها همراه با استحمام لباسهای خود را هم تعویض می کردند و لباس تازه و تمیز می پوشیدند. (۳)
مبادا استکان کثیف باشد
در بیرونی منزل امام به کسانی که می آمدند خیلی احترام می گذاشتند.امام وقتی که تشریف می آوردند اگر به نظر مبارکشان چیزی می آمد که به کسی برخوردی می شد یا با شخصی رفتار درستی نشده بود تعرض می کردند و خیلی مراقب بودند.حتی ایشان نگاه می کردند که مبادا به کسی چای داده نشود و یا وقتی خادم بیت چای را می برد مبادا که چای در نعلبکی ریخته شود و یا استکان کثیف باشد. (۴)
به وضع ظاهری خودشان می رسیدند
به اعتراف بسیاری از شاگردان، امام از نفاق و ریاکاری متنفر بودند و با اینکه ذاکربودند امام پیش شاگردان ذکر نمی گفتند و تسبیح نمی گرداندند و نیز از حالت فقر نمایی بدشان می آمد و با اینکه مدتهای زیادی مبالغی مقروض بودند ولی به وضع ظاهری خودشان می رسیدند. (۵)
همیشه کفشهایشان را دستمال می کشیدند
امام در نجف هر وقت می خواستند به حرم مشرف بشوند، همان طوری که خانم می گویند، همیشه کفشهایشان را دستمال می کشیدند.یک آینه هم توی حیاط داشتند که جلوی آینه می رفتند و محاسنشان را شانه می زدند.عطر می زدند و از خانه بیرون می رفتند.حتی مستحبات را هم ایشان ترک نمی کردند.همیشه هم این را به ما می گفتند.بعضی اوقات دو بار در روز منزل آقا سر می زدیم، ولی اگر می خواستیم بیاییم منزل آقا، هیچ وقت این طور نبود که از خیابان یا کوچه مستقیم بیاییم، چون فکر می کردیم که اگر آقا ما را با این ریخت ببینند، می گویند چرا شماها این طور آمده اید؟ چرا سر و وضعتان به هم ریخته است؟ باید مرتب باشید، منظم باشید.همیشه سعی می کردیم که نظم داشته باشیم تا وقتی که خدمت ایشان می رسیدیم، مناسب باشد. (۶)
لباس ملاقاتشان جدا بود
امام وقتی که از حسینیه به اتاقشان می آیند قبایشان جداست، عمامه شان جداست.اگر سه چهار بار حسینیه بیایند با آن لباس در اتاق نمی نشینند، بلکه لباسهایشان را در می آورند و تا می کنند، عمامه را رویش می گذارند، یک پارچه سفیدی رویش می کشند و می نشینند.دو مرتبه وقتی به ایشان می گویند آقا جمعیت هست بفرمایید، باز بلند می شوند، لباسها را در می آورند، آنها را می پوشند، و می روند، یعنی خیلی دقت دارند در اینکه هر چیزی جای خودش باشد. (۷)
باید زیرپوش و پیژامه حتما اطو شود
امام بسیار تمیز و مرتب هستند.تا جایی که اطلاع دارم و از قول دختر ایشان عرض می کنم که زیر پوش و پیژامه ایشان باید زود به زود شسته شود و حتما باید اطو شود و از نظر رنگ هماهنگ باشد.و اگر چنانچه پیژامه گشاد باشد و یک قدری باز باشد، ایشان نمی پوشند، باید همه جای آن یک اندازه باشد و نظم داشته باشد.باز از قول خانمشان می گویم، آقا آن را وجب می کنند باید یک وجب باشد، اگر کمتر باشد نمی پوشند و بیشتر هم باشد نمی پوشند، از اول رعایت می کردند و نظم و ترتیب داشتند.دستمال ایشان باید اطو شود.پیراهن که رو هست حتما باید اطو شود، حتی پیژامه و زیر پیراهنشان هم باید اطو شود. (۸)
هیچ کس را اینقدر تمیز ندیدم
امام دوست داشتند رویشان همیشه آراسته باشد.چهره ایشان همیشه تمیزباشد و واقعا آدم باید از امام این درس را یاد بگیرد. اینقدر تمیز بودند، اینقدر نظیف بودند که من هیچ کس را این طور ندیده ام، هیچ کس را.من حتی یک بار ندیدم که حتی یک لک کوچک روی لباس سفید ایشان باشد.هیچ وقت ندیدم. (۹)
شما هم همین کار را بکنید
امام به جهت تمیزی که دارند دمپاییهای مختلفی دارند، یعنی پنج – شش تا دمپایی دارند.دمپایی اتاق، حیاط و دستشویی ایشان همگی جداست.
یک روز من گفتم شما می گویید ساده، در صورتی که شش – هفت جفت دمپایی دارید اما ما یک جفت داریم، گفتند: «شما یک جفت دارید یک سال می پوشید من هفت جفت دارم هفت سال می پوشم، اسراف نکردم.اما دمپایی که توی آشپزخانه می پوشم با توی اتاق فرق می کند، شما هم همین کار را بکنید» . (۱۰)
الگوی نظافت و بهداشت
امام فقط در اوقاتی که بیمار بودند و پزشکان اجازه نمی دادند حمام نمی رفتند.یک بار که دو جمعه متوالی به حمام نرفته بودند با سؤال از پزشکان، بی صبرانه منتظر بودند که بتوانند حمام بروند، ولی با این حال لباسهایشان را طبق معمول عوض می کردند. امام علی رغم سادگی در لباس، در اوج نظافت و پاکیزگی بودند.لباسهایشان همیشه تمیز و پاکیزه بود.هیچ گاه در کف جورابهایشان اثری از کدورت چرک دیده نمی شد. (۱۱). با اینکه تمام محیط زندگی و فرشهای ساده شان تمیز بود، اما همواره با دمپاییهایی که سالهای سال کار کرده و کف آنها ساییده شده و ترکهای زیادی خورده بود، روی فرش راه می رفتند. (۱۲)
همیشه بوی عطر می دادند
هر گاه امام می خواستند غذا بخورند دستمالی بلند – که شبیه پیش بند بود – را جلوی گردن و سینه خود قرار می دادند که احیانا غذا روی لباس ایشان نریزد و لباسشان لک نگیرد.همیشه از چند متری اتاق امام بوی عطر به مشام می رسید آقا همیشه یک شانه و آینه کوچک کنار دست خود داشتند و از دو شیشه عطر که یکی در جا نماز و دیگری در طاقچه بود استفاده می کردند. (۱۳)
همیشه بوی خوش مصرف می کردند
امام همیشه موقع نماز عطر و بوی خوش مصرف می کردند و شاید بدون بوی خوش به نماز نایستاده باشند.حتی در نجف هم که در پشت بام نماز شب می خواندند در همانجا هم یک شیشه عطر داشتند. (۱۴)
روزی هفت بار ادوکلن می زدند
امام روزی هفت بار ادوکلن مصرف می کنند.چون بین دو نماز مستحب است که عطر مصرف شود.همین طور بین دو نماز مستحب است که ریش را شانه کنند، شانه در جانمازشان هست.امام تسبیح را به صورت خاصی بالای سجاده می گذارند.نه همین طور که هر کجای سجاده باشد.چون آن هم مستحب است.بعد بلند می شوند و می آیند به اطاق دیگر که ادوکلن بزنند، بعد بر می گردند دو مرتبه سر نماز. (۱۵)
با اشاره به پرستار گفتند
در همین روزهای آخر حیات امام که به خدمتشان در بیمارستان رفتم روی لباسشان الکل پاشیده بود.دو تا لکه زرد روی پیراهنشان بود.من دیدم با اشاره، لک روی پیراهنشان را به پرستار نشان داده و از او خواستند که بلافاصله آن را عوض کنند. (۱۶)
قاشق برای ماست هست
بچه که بودم نانم را در داخل کاسه ماست زدم و خوردم.همین که می خواستم بزنم توی ماست انگشتم به ماست خورد.آقا زدند روی دست من.خیلی کوچک بودم پنج تا شش ساله بودم.طبیعتا متوجه شدند که من ناراحت شدم و دستم را کشیدم کنار.بعد دست مرا گذاشتند توی دهانشان و گفتند: «من از دست تو بدم نمی آید اما ما باید سر سفره ای که جمعی نشسته اند دقت داشته باشیم که قاشق برای ماست هست.» یعنی نظافت را خیلی رعایت می کنند در عین سادگی. (۱۷)
به دیدن مسابقه کشتی می رفتند
امام در نوجوانی گاهی اوقات به بعضی محله ها که مسابقه کشتی بود می رفتند و مسابقه را تماشا می کردند.ایشان خاطره شیرینی در مورد کشتی حاج آقا کمال کمالی پهلوان قمی با پهلوانی که برای مسابقه با او از روسیه به قم آمده بود، تعریف می کردند که پهلوان روسی قویتر بود ولی حاج آقا کمال او را برد نزدیک سنگی و او را هل داد.پهلوان هم که از سنگ خبر نداشت، پایش به آن خورد و از پشت افتاد.و فورا قمی ها حاج آقا کمال را روی دست به عنوان برنده به حرم حضرت معصومه (س) بردند. (۱۸)
به ژیمناستیک بیشتر نظر داشتند
امام ورزش را دوست می داشتند، ولی رشته خاصی را ترجیح نمی دادند.شاید بشود گفت که به کشتی و ورزش باستانی بیشتر علاقه داشتند.ولی ژیمناستیک بیشتر از سایر ورزشها، جلب نظر ایشان را می کرد.در پرش طول و ارتفاع خود ایشان در کودکی تمرین داشتند و دو دست و یک پای ایشان در اثر همین ورزشها شکسته بود.بیش از ده جای سر و چند جای پیشانی ایشان نیز شکسته بود. (۱۹)
از این بازوهای شما کشتی گیران خوشم می آید
در یکی از فیلمهای تلویزیونی دیدیم که وقتی امام در اوایل پیروزی انقلاب از تهران به قم رفتند، دسته دسته قشرهای مختلف به دیدار ایشان می آمدند، از جمله روزی عده ای از کشتی گیران با بدنهای ورزیده و پیراهنهای آستین کوتاه خدمت امام رسیدند، امام آنها را مورد تفقد خاصی قرار دادند و بیاناتی راجع به اهمیت ورزش و این که عقل سالم در بدن سالم است، ایراد فرمودند.به ورزشکاران هم که دچار تعجب شده بودند، اجازه دادند اظهاراتی بکنند.در آن فیلم امام نتوانستند خودداری کنند و با خنده اظهار داشتند: من از این بازوهای شما خوشم می آید. (۲۰)
سخت به فکر سلامتی خود بودند
امام از ایام جوانی سخت در فکر سلامتی خود بودند.کتابهای غذاشناسی را می خواندند، و از نحوه پخت و پز غذاها آشنایی داشتند و روی آنها حساب می کردند. (۲۱)
بعد از ظهرها به کوه می رفتند
امام بعضی از تابستانها که به درکه تهران تشریف می آوردند و یک ماه در منزل یک پیر زن با خانواده بسر می بردند.عصر که می شد امام با همان لباس روحانیت به کوه تشریف می بردند و کوهنوردی می کردند.این عمل امام تا حدود سن پنجاه سالگی ایشان ادامه داشت. (۲۲)
از بدنشان خوب نگه داری می کردند
با وجود سن بالای امام، به دلیل اینکه ایشان از بدنشان طی سالیان عمر با برکتشان به عنوان امانت خدا خوب نگهداری کرده بودند ما بسیاری از مسایل را که در افراد مشابه می توانستیم داشته باشیم در امام سراغ نداشتیم.وضع عروقی عالی بود، وضع تغذیه، پوست بسیار خوب بود وقتی پشت ایشان را ماساژ می دادیم و پودر می زدیم با اینکه در بسیاری اوقات ایشان به پشت خوابیده بودند اما کوچکترین آثار تالمی در پوست مشاهده نمی شد که معمولا در این سن زود آشکار می شود ریه ایشان هم به تناسب سنشان بسیار خوب کار می کرد. (۲۳)
قلب یک انسان چهل ساله را دارند
در فرانسه امام پس از اقامه نماز ظهر کسی را نمی پذیرفتند چون ایشان پس از نماز، نهار میل می کردند و بعد استراحتی می نمودند و آماده دیدار و سخنرانی می شدند.یک روز نماز ظهر که تمام شد آقای پروفسور صادق که من او را نمی شناختم به من مراجعه کرد و خودش را معرفی نمود که جراح قلب هستم اگر کسی بخواهد با خود من ملاقات کند باید دو ماه قبل وقت بگیرد لذا شرایط امام را می دانم و چون از راه دوری آمده ام و در نماز امام هم شرکت داشته
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
