اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث۳صحابه و کتابت حدیث
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 69
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث۳صحابه و کتابت حدیث شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث۳صحابه و کتابت حدیث در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث۳صحابه و کتابت حدیث با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث۳صحابه و کتابت حدیث نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث۳صحابه و کتابت حدیث هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث۳صحابه و کتابت حدیث اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تدوین حدیث۳صحابه و کتابت حدیث :
در مقاله پیشین، از «کتابت حدیث در عصر پیامبر(ص)» سخن گفتیم و نشان دادیم که سنّت آن بزرگوار، بر لزوم کتابت استوار است. پس از آن، احادیث گزارش شده از رسول اللّه(ص) در منع کتابت را نقد کردیم و نشان دادیم که ازحجّیّت، ساقط است. اکنون در این شماره، شماری از صحابیان را یاد می کنیم که حدیث را می نگاشتند و بر نگارش و نشر آن، تأکید می ورزیدند.
از آنچه در بحث پیشین آوردیم، روشن شد که رسول اللّه (ص) بر کتابت حدیث تأکید می کرده است و کتابت حدیث، به امر رسول اللّه(ص)، به روزگار حیات آن بزرگوار، معمول بوده؛ و هیچ منعی از جانب آن بزرگوار در نگارش حدیث، صادر نشده است؛ و روایات منسوب، قطعا بر ساخته است و از حجّیّت، ساقط. بدین سان، باید تأمّل کرد و به دقّت در نگریست که صحابیان چه می کردند. آیا آنان به ضبط و ثبت حدیث، همّت می گماشتند یا نه؟ تأمّل در نصوص تاریخی و بررسی منابع شرح حال نگاری، تردیدی باقی نمی گذارد در اینکه، پاسخ این سؤال نیز مثبت است؛ و نشان می دهد که صحابیان به پیروی از تأکیدها و ترغیبهای پیامبر اکرم(ص) حدیث را می نوشتند. از نگاشته ها و نوشته های آنان، در متون کهن، گاه به «صحیفه» و دیگرگاه به «نسخه» یاد شده است. اکنون این دو اصطلاح را بازشناسی کنیم.
۱) صحیفه:
«صحیفه» برگی است نگاشته شده، که آن را به «صحف» جمع می بستند؛ البتّه ساختار قیاسی آن، «صحائف» است۱. ابن حجر عسقلانی، صحیفه را به «ورقه مکتوبه» تفسیر کرده است۲؛ بنابراین، «صحیفه» در اصل وضع لغوی، بر «برگی نگاشته شده» اطلاق می شده است و در ادامه استعمال، بر برگهای نگاشته شده نیز اطلاق شده است.
در گزارشهای تاریخی آمده است که چون رسول اللّه(ص) بر ابلاغ آیین خود، پای فشرد و تطمیع ها، تهدیدها و پیشنهادهای قریش را برای کنارآمدن با آنها و دست شستن از تبلیغ برنتابید، آنان، همپیمان شدند که یکسر با رسول اللّه(ص) رویارویی کنند و او و همگامانش را در انزوا قراردهند. سپس پیمان نامه ای نگاشتند و آن را در میان کعبه آویختند، از این پیمان نامه که «برگی مکتوب» بود، به «صحیفه» یاد شده است.۳
بدین سان، «صحیفه» در اصطلاح محدّثان، مکتوبی است مشتمل بر حدیث و یا احادیثی از رسول اللّه(ص)، نگاشته شده بر برگی و یا برگهایی.۴
۲) نسخه:
در میان آثار شرح حال نگاران و در ضمن شرح حال محدّثان و راویان، گاه از عنوان «نسخه» سخن رفته است که آن نیز گویا حدیث یا احادیثی است نگاشته شده بر برگی و یا برگهایی. برخی از حدیث پژوهان نوشته اند:
از جهت اصطلاح، «صحیفه» نگاشته ای است مشتمل بر یک حدیث یا بیشتر (با یک سند) که ممکن است موضوعات مختلف را در بر داشته باشد؛ مانند: صحیفه همّام. امّا اگر اسناد متعدّدی داشت، از آن به «نسخه» یادمی کنند ….۵
یادآوری کنم که صحیفه ها و نسخه ها، گاه به کاتب و نگارنده آن نسبت داده می شده است، و گاه به املاکننده آن؛ مانند «صحیفه جابر» که آن را شاگردش سلیمان بن قیس یشکریّ نگاشته است.
اکنون با نگاهی به منابع شرح حال نگاری و کتابهای رجالی و… می کوشیم تا گروهی از صحابیان را که حدیث را می نگاشتند و «صحیفه» یا «نسخه»ای بدانها نسبت داده شده است، شناسایی کنیم. نامهای صحابیان را بر اساس الفبا می آوریم و آگاهی های لازم را در ذیل نامها گزارش می کنیم.۶
أبوأمامه الباهلی: صدی بن عجلان
أبوأیّوب الأنصاری: خالدبن زید
۱. أبوبکربن أبی قحافه:
بی گمان، ابوبکر، به روزگار حیات رسول اللّه(ص) احادیث را می نگاشته است. بر اساس برخی گزارشها، وی ۵۰۰حدیث از احادیث رسول اکرم(ص) را نگاشته بود که پس از پیامبر و بعد از مدتی اندیشیدن، و بر چگونگی اش در نگریستن () آنها را به آتش کشید.۷ برخی از پژوهشیان بر این باورند که وی پس از پیامبر نیز حدیث را می نگاشته است.۸
پس از این، در زمینه چگونگی حدیث نگاری ابوبکر و اقدام او به منع کتابت و شعار وی در این باره، سخن خواهیم گفت.
أبوبکر الثّقفی: نفیع بن مسروح
۲. أبورافع:
وی، از صحابیان جلیل رسول اللّه(ص) و از پیشتازان در کتابت و تألیف است. پس از این، در ضمن بحث تدوین حدیث در شیعه، به تفصیل از وی یاد خواهیم کرد.
أبوسعید الخدری: سعدبن مالک
۳. أبوشاه الکلبی:
چون رسول اللّه(ص) بر مکّه چیره گشت، در میان مردمان، خطبه ای ایرادکرد و در ضمن آن، از جایگاه بلند مکّه و از برخی احکام و رفتارهای مسلمانان و… سخن راند. ابوشاه کلبی که از مردمان یمن بود، به پاخاست و از رسول اللّه(ص) تقاضاکرد که این سخن را برای وی بنویسند، و پیامبر دستورداد چنان کنند.۹ از آن پس، این سخن، به حدیث «أبوشاه» شهره شد۱۱، که عالمان بسیاری در جواز (بلکه لزوم) کتابت حدیث، بدان استناد کرده اند، و ما پس از این نیز بدان اشاره خواهیم کرد.
۴. أبوهریره، الدّوسی الیمانی:
وی از صحابیان مشهور رسول اللّه(ص) و از راویان و محدّثانی است که به کثرت نقل از سویی و به جعل و وضع از سوی دیگر، شهره است.۱۱ در میان نقلهای گونه گون درباره ابوهریره، گزارشهایی توان یافت که تصریح دارد ابوهریره احادیث را به حافظه می سپرده و کتابت نمی کرده است۱۲؛ امّا نقلها و گزارشهایی نیز هست که نشانگر آن است که وی حدیث را می نوشته است.۱۳ آقای دکتر محمد مصطفی اعظمی بر این باور است که جمع میان دوگونه نقل، بدینگونه ممکن است که بگوییم عدم کتابت ابوهریره، در زمان رسول اللّه(ص) بوده است و کتابت وی، پس از رسول اللّه(ص).۱۴ کسان بسیاری از ابوهریره حدیث شنیده اند و صحیفه ها و نسخه ها از نقلهای وی نوشته اند.۱۵ آنچه آوردیم، نشانگر این حقیقت تواند بود که وی، حدیث را می نگاشته است؛ چه در زمان پیامبر(ص) و یا پس از آن.
۵ أبوهند الدّاری:
او از قبیله «دار» است که گویا نامش «بریر» بوده است و به کنیه شهرت دارد. داستان حضور وی با تمیم داری، در محضر رسول اللّه(ص) و درخواست قطعه زمینی در شام و واگذاری رسول اللّه(ص) و نگاشتن قراردادی برای آن، در منابع شرح حال نگاری آمده است. ابن حجر، پس از گزارش آن می نویسد: من درباره آن، رساله ای پرداخته ام با عنوان «الجلیل بحکم بلد الخلیل».۱۶
از ابوهند، روایاتی در منابع حدیثی آمده است، و گویا ابوعبداللّه مکحول شامی، از احادیثی که وی نقل کرده است، نگاشته ای را سامان داده است.۱۷
۶. أبیّ بن کعب الأنصاری:
وی، از صحابیان جلیل و از مفسّران ارجمند و از موالیان علی بن ابی طالب(ع) بوده است. از أبیّ بن کعب و ثبت و ضبط وی از حدیث، در بخش دیگری از این سلسله مقالات یادخواهیم کرد.
۷. أسماء بنت عمیس:
او از پیشتازان در اسلام و از چهره های منوّر تاریخ اسلام و از مهاجران شکوهمند روزگار شکنجه و رنج و از مدافعان جدّی «حقّ خلافت و خلافت حقّ» است. از اسماء و کتابت او از حدیث، پس از این یاد خواهیم کرد.
۸. اسیدبن حضیر الأنصاری:
اسید، از صحابیان و از چهره های برجسته مدینه است. او پس از رسول اللّه(ص)، در حاکمیت ابوبکر کوشید۱۸ و از جمله کسانی است که با عمربن الخطّاب برای بردن علی(ع) به مسجد، به خانه آن بزرگوار هجوم آورد.۱۹ اسید، برخی از احادیث رسول اللّه(ص) را نگاشته و نیز برخی از داوریهای آن بزرگوار و خلفا را.۲۰
۹. أنس بن مالک:
انس، از صحابیان، محدّثان و مقریانی است که به خدمتگزاری رسول اللّه(ص) مشهوراند.
او خطّی نیکو داشت۲۱ و احادیث رسول اللّه(ص) را می نگاشت و بر نگارش آن، تأکید می ورزید و به فرزندانش نیز امر می کرد که بنویسند۲۲ و از تباه شدن دانش جلوگیری کنند. این تأکید و ترغیب، تا بدانجاست که از وی نقل کرده اند:
کنّا لانعدّ علم من لم یکتب علمه علما …۲۳
ما دانش کسی را که نمی نگاشت و ثبت و ضبط نمی کرد، دانش نمی دانستیم.
یعنی به استواری و دقت آن، باور نداشتیم. در گزارشهایی آمده است که در نزد انس، نگاشته های فراوانی بوده است؛ هبیرهبن عبدالرّحمن می گوید:
چون انس آهنگ نقل حدیث می کرد و مردم برای شنیدن انبوه می شدند، نگاشته هایش را می آورد و بر مردمان می خواند و می گفت اینها احادیثی است که من از رسول اللّه(ص) شنیده ام …۲۴
انس، مجالس کتابت داشت؛ احادیث را املامی کرد و دیگران می نوشتند.۲۵
بدین سان، کسان بسیاری از وی حدیث آموختند و احادیثی از وی دریافته، نگاشتند؛ از جمله، ثمامهبن عبیداللّه بن أنس که «کتاب الصّدقات» را از انس می داشته است۲۶ و کثیربن سلیم راوی که از انس، «نسخه»ای را روایت می کرده است.۲۷
۱۰. براء بن عازب الأنصاری الخزرجی:
براء، از صحابیان رسول اللّه(ص) و فرزند صحابی پیامبر(ص) (عازب بن حارث) است. براء از راویان «حدیث غدیر» است که در مواضع مختلفی آن حدیث را گزارش کرده است.۲۸ براء بر کتابت حدیث، تأکید داشته است. او محافل تحدیث تشکیل می داد؛ حدیث می گفت و جستجوگران حدیث، به املای او می نگاشتند.۲۹
۱۱. جابربن سمره السّوائی:
او هم از راویان حدیث غدیر است۳۰. او نیز حدیث را می نگاشت. عامربن سعدبن أبی وقّاص، می گوید: نامه ای برای جابربن سمره فرستادم و از وی خواستم تا برخی از احادیثی را که از رسول اللّه(ص) شنیده است، برای من بنویسد، و وی چنین کرد …۳۱
۱۲. جابربن عبداللّه الأنصاری:
وی، صحابی جلیل القدر رسول اللّه(ص)محدّث و مفسّری بزرگ و از پیشتازان در دفاع از حق است. عمر او سالیان دراز بپایید و بدین سان، از سرچشمه زلال آگاهیهایش که از آل اللّه فرا گرفته بود دیگران را سیراب ساخت. درباره جایگاه او در کتابت حدیث، در آینده سخن خواهیم گفت.
۱۳. جریربن عبداللّه البجلی:
جریر از صحابیانی است که زندگی اش دارای دیگرسانی ها و کژرفتاریهایی است. او از یاری علی(ع) تن زد، و به ستم و ستمگری روی آورد.۳۲ جریر، حدیث را می نوشت. از جمله آورده اند که او در هنگامه ای که گرسنگی و دشواریهایی برخی مناطق را فرا گرفته بود، به معاویه نوشت:
از رسول اللّه(ص) شنیدم که فرمود:
آنکه بر مردمان رحم نکند و مهر نورزد، خداوند به او رحم نخواهدکرد.۳۳
۱۴. حسن بن علی(ع):
سبط اکبر، پیشوای راستین امّت، حسن بن علی(ع)، بر کتابت و ضبط حدیث بسی تأکید داشته است. در آینده در این باره، به تفصیل، سخن خواهیم گفت.
۱۵. خالدبن زید:
خالدبن زید (مشهور به ابوایّوب) انصاری، از مشاهیر صحابه است؛ همو که رسول خدا در مدینه در خانه وی سکنی گزید. ابوایّوب، از استوارگامان بر «صراط مستقیم» بود و هماره حرمت حق را پاس می داشت. از نقش وی در کتابت حدیث، پس از این، سخن خواهیم گفت.
۱۶. رافع بن خدیج الأنصاری:
وی از صحابیان پیامبر(ص) و از کسانی است که بجز نبرد احد که به سبب خردسالی، اجازه شرکت در آن را نیافت ، در دیگر نبردها همراه رسول اللّه(ص) بوده است.۳۴ به هنگام نبرد احد، نیزه ای بدو اصابت کرد و پیکان آن، در بدن وی تا هنگام مرگ، باقی ماند. پیامبر(ص) به شهیدبودن او گواهی داد۳۵ و گفته می شود او در نبرد صفّین، همراه علی(ع) بوده است.۳۶ رافع، حدیث پیامبر(ص) را می نگاشت و نزد خویش، نگاه می داشت. آورده اند که روزی مروان از حرمت مکّه سخن گفت. رافع بن خدیج فریاد زد که:
اگر مکه حرم الهی است، مدینه حرمی است که رسول خدا بدان حرمت بخشیده است. این حقیقت، در پوستی نگاشته شده و در نزد ما محفوظ است که اگر بخواهی، آن را می خوانیم …۳۷
۱۷. زیدبن أرقم:
زیدبن أرقم، از خزرجیان یثرب و از صحابیان پیامبر(ص) است، هموست که درباره موضعگیری منافقان افشاگری کرد و رسول اللّه(ص) را ستود. درباره وی، پس از این، سخن خواهیم گفت.
۱۸. زیدبن ثابت الأنصاری:
از مفسّران، مقریان و چهره های نقش آفرین صحابه است. زیدبن ثابت، از جهاتی مورد توجّه خلفا بوده است. او را بسیار می ستودند و بزرگ می داشتند. از وی نقل کرده اند که پیامبر بدو امر کرده است زبان سریانی فراگیرد و نگاشته یهودیان را برای رسول اللّه(ص) بخواند، و وی در کمتر از نصف ماه، آن را فرا گرفته است. او را کاتب وحی و نیز جامع قرآن دانسته اند؛ لیکن همه این موارد، مورد گفتگوست.۳۸ از زیدبن ثابت نقل کرده اند که گفته است:
پیامبر به ما امر کرده است چیزی از حدیث وی را ننویسیم و آنچه نوشته ایم، محوکنیم.۳۹
آقای دکتر اعظمی، اسناد این نقل را منقطع می داند و ضعیف و مآلا غیرقابل استناد. وی احتمال می دهد که تن زدن زید بر اساس برخی از نقلها از نگاشتن آرا و اندیشه های خود بوده است و نه احادیث رسول اللّه(ص). وی، آنگاه نصوص و نقلهایی را گزارش می کند که نشانگر آن است که زیدبن ثابت، حدیث را می نوشته است؛ و جالب اینکه گاه به درخواست عمر نوشته است؛ از جمله، در پاسخ سؤالهای وی از مسئله ارث «جد» و…۴۰
گفتیم خلفا، وی را می ستودند و در مسائل فقهی، بدو مراجعه می کرده اند. او را اوّلین کس دانسته اند که در «میراث» کتاب نگاشته است. ابوبکر محمّدبن خیر أموی اشبیلی، در فهرست خود، از کتاب «فرائض» زید یاد کرده است و سند خود بدان را گزارش کرده است۴۱؛ از این مجموعه و اهمیت آن، در متون حدیثی۴۲ و منابع شرح حال نگاری۴۳ سخن رفته است. زید، چنانکه آوردیم، به دانش شهره بود. کسان بسیاری به محضر وی می شتافتند و از او دانش فرامی گرفتند و احادیثی می نگاشتند. از جمله، ابوقلابه عبداللّه بن زید بصری که در نگارش و ضبط و ثبت حدیث، سختکوش بود و نگاشته های فراوانی داشت۴۴؛ او در ضمن نگاشته هایش، به نقل از زیدبن ثابت نیز احادیثی نگاشته بود.۴۵ و نیز کثیربن افلح که می گفت:
ما در نزد زیدبن ثابت، احادیث را می نگاشتیم.۴۶
۱۹. سبیعه الأسلمیّه:
سبیعه اسلمی از راویان رسول اللّه(ص) است، وی همسر سعدبن خوله است (که در «حجّهالبلاغ» زندگی را بدرود گفت). اندکی پس از مرگ سعد (یکماه یا کمتر)، سبیعه بزاد و کسانی از وی خواستگاری کردند. رسول اللّه(ص) بر اساسی برخی از نقلها، به وی اجازه ازدواج داد.۴۷ بدین سان، چگونگی شوهرکردن مجدّد وی، مستند فقهی حکم کسانی شد که بر این باورند که «وضع حمل»، انقضای عدّه زنان است مطلقا؛ چه آنانکه طلاق داده شده اند و چه آنانکه شوهرانشان زندگی را بدرود گفته اند؛ و نیز تفسیر بر آیه «وأولات الأحمال أجلهنّ أن یضعن حملهنّ» [طلاق/۴].۴۸
چگونگی این ماجرا را از سبیعه سؤال کرده اند و او در پاسخ، چگونگی را نگاشته است.۴۹ برخی کسان، از وی حدیث شنیده اند و او برای برخی، حدیث نوشته است؛ از جمله برای: عبداللّه بن عتبه۵۰، عمربن عبداللّه بن الأرقم۵۱، عمروبن عتبه۵۲ و مسروق بن أجدع۵۳.
۲۰. سعدبن عباده الأنصاری:
سعدبن عباده، پیشوای خزرجیان و از صحابه انصار است. او قبل از اسلام کتابت را فراگرفته بود و از معدود کسانی است که با عنوان «کامل» یادشده اند.۵۴ سعد را در سخاوت و شجاعت ستوده اند و از ابن عباس آورده اند که رسول اللّه(ص) دو پرچم داشت: پرچم مهاجران و پرچم انصار؛ پرچم مهاجران با علی(ع) و پرچم انصار با سعد بود. پس از رسول اللّه(ص)، سعد در حالیکه بر بستر بیماری بود، در سقیفه بنی ساعده با یارانش انجمن کرد؛ امّا کاری از پیش نبرد۵۵؛ تا در روزگار خلافت عمر، در بیابان جان سپرد() و نظام حاکم چنین شایع کرد که او را جنّیان کشته اند۵۶ سعد بر کتابت حدیث، تأکید می ورزیده و او را نگاشته های فراوانی بوده است. ابن حبّان در ضمن یادکرد اسماعیل بن عمروبن شرحبیل نوشته است:
صاحب الوجادات من کتب سعدالأنصاری.۵۷
و احمدبن حنبل، چگونگی داوری رسول اللّه(ص) بر اساس نگاشته های سعد را چنین گزارش کرده است:
إسماعیل بن عمروبن قیس بن سعدبن عباده عن أبیه أنّهم وجدوا فی کتب سعدبن عباده الأنصاری: إنّ رسول اللّه(ص) قضی بالیمین مع الشّاهد.۵۸
برخی از نقلها، به جای (فی کتب)، (فی کتاب) دارند، که البته در نتیجه گیری برای بحث ما تفاوتی نخواهدداشت و به هرحال، نشانگر آن است که سعدبن عباده حدیث را می نوشته است.
۲۱. سلمان الفارسی:
سلمان، یار بیدار دل و صحابی جلیل رسول خدا و از حافظان حدیث و کاتبان حقایق منقول از رسول اللّه(ص) است. در بخش دیگر، از جایگاه وی در کتابت حدیث، سخن خواهیم گفت.
۲۲. سائب بن یزید:
او محفل نقل حدیث داشت، و شاگردانش از او حدیث می شنیدند و می نوشتند و می گستردند. ابن لهیعه می گوید: یحیی بن سعید از آنچه از سائب شنیده بود، می نگاشت و برای من ارسال می داشت.۵۹
۲۳. سمرهبن جندب:
وی احادیث رسول اللّه(ص) را در مجموعه ای سامان داده بود که در منابع حدیثی و رجالی، از آن، گاه با عنوان «رساله»۶۰ و دیگرگاه با عنوان «نسخه»۶۱ یاد شده است. ابن سیرین از مجموعه سمره یادکرده و آن را سرشار از دانش دانسته است.۶۲
فرزندان سمره، این «نسخه» را روایت کرده اند و راویان و محدّثانی از آنها فراگرفته، آن را نشر داده اند.۶۳ حسن بصری نیز آن را روایت کرده است۶۴ و راشدبن سعد مقرنی حمصی را نیز از راویان آن برشمرده اند.۶۵ احمدبن عمرو بزّار در مسند خود (به نام «البحر الزّخّار» و) مشهور به «مسند بزّار»، از این مجموعه، هفتاد حدیث را گزارش کرده است و ابوالقاسم طبرانی در اثر فخیم خود (المعجم الکبیر)، یکصد حدیث را. در مجامع حدیثی دیگر نیز روایات آن پراکنده است و این همه، نشانگر شهرت این مجموعه حدیثی است.
۲۴. ابوسعید، سعدبن مالک الخدری:
ابوسعید خدری در موضوع منع تدوین حدیث از شهرتی شایان توجّه برخوردار است. پیشتر آورده ایم۶۶ که تنها حدیث صحیح (اگر این ادّعا پذیرفته شود) در منع تدوین، از وی نقل شده است. بدین سان، ابوسعید خدری، از مانعان تدوین حدیث شناخته شده است. امّا آقای دکتر محمد مصطفی اعظمی بر این باور است که او حدیث را می نوشته است و یا دست کم برای خود ثبت و ضبط می کرده است.۶۷ ما در مقاله پیشین استظهار کرده بودیم که سخن ابوسعید احتمالا به نگاشتن حدیث همراه قرآن مربوط است و نه نگاشتن آن به گونه مستقل.۶۸
۲۵. سهل بن سعد، السّاعدی الأنصاری:
سهل نیز از کاتبان و ناشران حدیث است. کسانی از او حدیث فراگرفته و نشر داده اند و حکومت وقت، او را به سبب نشر حدیث، سیاست کرده است پس از این، از وی یاد خواهیم کرد.
۲۶. شدّادبن أوس بن ثابت الأنصاری:
او از صحابیان جلیل رسول اللّه(ص) است. او را از فقیهان اصحاب پیامبر برشمرده اند.۶۹ شدّاد، جوانان را جمع می کرد و به آنان حدیث املا می کرد.۷۰ کسانی از وی خواستند از رسول اللّه(ص) کلامی برای آنها نقل کند. گفت: حدیثی را برای شما ارمغان می کنم که پیامبر، آن را هماره به ما می آموزاند و املا می کرد و ما می نوشتیم:
اللّهم، إنی أسألک الثّبات فی الأمر، وأسألک عزیمه الرّشد، وأسألک شکر نعمتک وحسن عبادتک …۷۱
به روزگار حاکمیّت معاویه بر شام، معاویه از شدّاد خواست تا به منبر فراز آید و از شأن علی(ع) بکاهد و بر آن بزرگوار، طعن زند؛ امّا او چنان نکرد و سخنی گفت که معاویه را خوش نیامد و دیگرگاه کلامی گفت که به واقع، طعن در معاویه بود۷۲ و چون معاویه از او پرسید که علی افضل است یا او، و کدامیک را بیشتر دوست می دارد، وی هوشمندانه بر والایی و برتری علی(ع) تأکیدکرد و در پاسخ، سخن به گونه ای بر زبان آورد که از خشم و کین معاویه و گزند گزمه های او مصون بماند.۷۳
۲۷. شمعون الأزدی الأنصاری:
شمعون، از صحابیان رسول اللّه(ص) است، که هنگام فتح دمشق، همراه فاتحان بوده است. وی در آن دیار، رحل اقامت افکند و او را از بزرگان دمشق برشمرده اند.۷۴ شمعون، احادیث را می نگاشته و گزارش می کرده است. برخی محدّثان، آورده اند که:
ابوریحانه شمعون ازدی را سوار بر کشتی دیدیم که «صحیفه»هایی به همراه داشت.۷۵
۲۸. أبوأمامه، صدی بن عجلان الباهلی:
ابوامامه از جمله کسانی است که بر کتابت حدیث تأکید می کرده اند. آورده اند که حسن بن جابر از ابوامامه باهلی، درباره ثبت و ضبط دانش [حدیث] پرسید. گفت:
اشکالی ندارد. [بنویسید.]۷۶
بر اساس برخی احادیث، ابوامامه، حدیث را املا می کرده و دیگران می نوشته اند. چنین است آنچه عبدالرزاق گزارش کرده است که: قاسم بن عبدالرحمن شامی، احادیث ابوامامه را می نگاشت.۷۷
۲۹. ضحّاک بن سفیان الکلابی:
ضحّاک از رسول اللّه(ص) مسائلی پرسیده و پاسخ را به کتابت دریافت کرده است و بعدها آنچه را از رسول اللّه دریافته، آن هنگام که از وی سؤال شده، نگاشته و عرضه کرده است. رسول اللّه(ص) او را بر اعراب گمارده بود. وی از پیامبر(ص) سؤال کرده است که زن از دیه شوهرش، ارث می برد یا نه؟ و جواب مثبت درمی یابد.۷۸ پس از روزگاری، عمر آهنگ آن می کند که زنی را از «دیه» شوهرش محروم کند. ضحّاک به عمر می نویسد که در این باره از رسول اللّه(ص) سؤال کردم و پاسخ مثبت شنیدم و بدین طریق، همسر «أشیم ضبابی» را از دیه وی ارث دادم.۷۹
۳۰. عائشه بنت أبی بکر:
عایشه، پس از رسول اللّه(ص) از جایگاه ویژه ای برخورداربود. حکومت به وی توجّه خاصّی داشت و در مواردی، او برای احکام شرعی و مسائل مرتبط به دین و قرآن، مرجع شناسانده می شد.۸۰ آورده اند که او خوب می خواند و در سخنوری و خطابه، بسی چیره دست بود؛ امّا کتابتش مورد گفتگوست.۸۱ عایشه خود نیز توجّه بلیغی به نقل حدیث داشت؛ احادیث را به کسانی املا می کرد و آنان می نگاشتند و می گستردند.۸۲ مجموعه نقلهای عایشه، بر مسائل قرآنی، دینی و فقهی، تأثیر قابل توجّهی نهاده است. بدین سان، عایشه از کسانی است که بر کتابت و نشر حدیث تأکید ورزیده است.
زیادبن أبی سفیان، عروهبن زبیر و معاویهبن أبی سفیان، کسانی هستند که از وی احادیثی را نوشته اند. عروهبن زبیر فقط در تفسیر، ۹۲سخن از وی گزارش کرده است.۸۳ قاسم بن محمدبن أبی بکر، أبوسلمهبن عبدالرحمن، ذکوان، مسروق بن الأجدع و… از جمله کسانی هستند که از وی حدیث نقل کرده اند. نقلهای عایشه، چه به گونه حدیث از رسول اللّه(ص) و چه به صورت رأی و فتوی، در چگونگی شکل گیری آثار مکتوب تاریخی، فقهی و تفسیری و قرآنی، تأثیر مهمی بر جای نهاده است که اکنون مجال پرداختن بدان نیست.۸۴
۳۱. عبداللّه بن أبی أوفی:
وی از صحابیانی است که در «حدیبیّه» و «بیعت رضوان» حضور داشته اند. او تا هنگام رحلت رسول اللّه(ص) در مدینه بود و آنگاه به کوفه رفت و در آن دیار زیست تا اینکه زندگی را بدرود گفت. او آخرین صحابی یی است که در کوفه درگذشته است.۸۵ سالم بن أبی أمیّه، کاتب وی بود۸۶ که از او احادیثی را به کتابت گزارش کرده است.۸۷ یکی از دوستان سالم نیز نقل می کند که عبداللّه درباره جهاد، احادیثی نگاشت و آنها را برای عبیداللّه فرستاد و من از وی خواستم آنها را برای من بنویسد.۸۸ عمروبن عبیداللّه نیز از کسانی است که عبداللّه برای وی احادیثی نگاشته است.۸۹
۳۲. عبداللّه بن زبیر:
عبداللّه بن زبیر را نیز از کسانی برشمرده اند که بر کتابت حدیث باور داشته است.۹۰ از عبداللّه بن زبیر، از جمله، رساله ای یاد شده است که در آن، احادیثی از رسول اللّه(ص) نوشته بوده است.۹۱
۳۳. عبداللّه بن عباس:
عبداللّه بن عباس از مفسّران، محدّثان و صحابیان جلیل القدر است. ابن عباس بر کتابت حدیث تأکید داشته است. او در نشر تفسیر و حدیث، به بنان و بیان، بسی کوشیده است. در مقامی دیگر و به هنگام بحث از تدوین حدیث در شیعه، از جایگاه وی در تدوین حدیث، سخن خواهیم گفت.
۳۴. عبداللّه بن عمر:
عبداللّه بن عمر از فقیهان و محدّثان بلند آوازه تاریخ اسلام است. گو اینکه او این بلند آوازگی را تا حدودی وامدار پدرش عمربن الخطّاب است؛ امّا حضور وی در صحنه های اجتماعی و فرهنگی و مورد توجّه قرارگرفتن او در مسائل، بویژه مسائل فقهی، به این شهرت، یاری رسانده است. عبداللّه بن عمر، شخصیّت شگفتی دارد. او در صحنه سیاست، غالبا حرکت مرموزانه و آمیخته به سکوت و رفتاری متلوّن دارد. فقه و اندیشه او در شکل گیری فقه سده های پس از وی، تأثیر داشته است.۹۲
به هرحال، عبداللّه بن عمر از کسانی است که به گستردگی، حدیث را می نگاشته است. حدیث پژوهان نوشته اند که او هماره احادیث نبوی را در نگاشته هایی گرد می آورد۹۳ و کتابها و نسخه هایی از حدیث، به همراه داشت که قبل از آنکه به میان مردم آید، بدانها می نگریست۹۴ و نیز نسخه ای از کتاب «صدقات» پدرش را همراه داشت که به واقع، نسخه ای از «کتاب الصّدقات» پیامبر(ص) بود.۹۵ کسانی از ابن عمر سؤال می کردند و او به کتابت جواب می داد۹۶ و گاهی او خود، احادیثی از رسول اللّه(ص) می نگاشت و برای دوستانش می فرستاد.۹۷ نافع، غلام وی، احادیثی از او نقل کرده است. ذهبی می گوید:
واقدی از جماعتی روایت کرده است که کتاب نافع، شنیده های او از ابن عمر بوده است که ما آن را می خواندیم.۹۸
به ابن عمر، مخالفت با کتابت حدیث هم نسبت داده شده است؛ امّا این نسبت، دلیل استواری ندارد. آقای دکتر مصطفی اعظمی می نویسد:
معارضه با ثبت وضبط حدیث را به ابن عمر نسبت داده اند؛ امّا هیچ تصریحی از وی در این باره در دست نداریم.۹۹
بدین سان، عبداللّه بن عمر که در مسائل فقهی، در موارد بسیاری با دیدگاههای پدرش مخالفت کرده است۱۰۰، بعید نمی نماید که این نیز یکی دیگر از موارد مخالفت وی با پدرش باشد.
۳۵. عبداللّه بن عمروبن عاص:
عبداللّه بن عمروبن عاص، در تدوین حدیث، بلند آوازه است؛ کلام مشهور رسول اللّه(ص) (که پیشتر آوردیم) که به او فرمود: «بنویس؛ به خدا سوگند، از من، جز حق، برون نتراود»۱۰۱، از جمله دلایل متقن تأکید رسول اللّه(ص) در ثبت وضبط حدیث است.
عبداللّه بن عمروبن عاص، در کتابت و نگارش، سختکوش بود؛ کسان بسیاری از این ویژگی او یادکرده اند و تصریح کرده اند که او حدیث را می نوشته است.۱۰۲ روایاتی نشانگر آن است که او به محضر رسول اللّه(ص) می شتافته و احادیثی را که املا می شده است، می نگاشته است.۱۰۳ عبداللّه بن عمروبن عاص به زبان سریانی آشنایی داشت.۱۰۴ آورده اند که او به برخی نگاشته های «اهل کتاب» نیز دسترسی داشته است۱۰۵؛ از این روی، او را از جمله کسانی برشمرده اند که در نشر اسرائیلیّات در فرهنگ اسلامی، نقش داشته اند.۱۰۶
برخی بر این باورند که عبداللّه بن عمروبن عاص، مجموعه ای در مغازی رسول اللّه(ص) و سیره آن بزرگوار نیز نگاشته بود، و این نکته را از آن روی که وی احادیث بسیاری از پیامبر(ص) نگاشته است، بعید ندانسته اند.۱۰۷
عبداللّه بن عمرو، حدیث را بر کسان بسیاری املا می کرده است. از این روی، کسان بسیاری از وی حدیث را به کتابت نقل کرده اند. از جمله، شعیب بن محمدبن عبداللّه بن عمرو، عبدالرحمن بن سلمه الجمحی، عبداللّه بن رباح الأنصاری، شفی بن ماتع و…۱۰۸
از جمله نگاشته ها
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
