خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اختلاف و تفرقه و نفوذ فرصت طلبان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اختلاف و تفرقه و نفوذ فرصت طلبان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
40دقیقه
18ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 60

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران شامل 92 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ناکارآمدی نظام و تهدیدات بر ضد جمهوری اسلامی ایران :

اندیشه حوزه:

با نام و یاد خدا و با تشکر از این که وقت خودتان را در اختیار مجله گذاشتید، بحثی را که مطرح می کنیم درباره توسعه و مسائل جانبی آن است. حال بحث را جناب عالی با تعریفی از توسعه به نظر خودتان آغاز فرمایید.

دکتر لاریجانی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. بنده از شما تشکر می کنم. مفهوم توسعه، چه توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی، در ادبیات کشور ما هم اخیرا تبلور وسیعی پیدا کرده است. البته توسعه اقتصادی هفت، هشت سال است و توسعه سیاسی هم اخیرا مثل سایر مفاهیم سیاسی، مباحثات مربوطه اش در حلقات علمی چندان پا نگرفته است؛ یعنی روش معمول طرح این گونه مسائل این است که در حلقات تعلیم و تعلیم مرتب صیقل بخورد و بحث شود و بعد به حلقات عمومی تر سرریز کند، ولی در کشور ما ظاهرا از همان حلقات عمومی شروع می شود؛ لذا کاری که مجله «اندیشه حوزه» در جهت بحث مربوط به این مسائل و تعیین حدود و مرزهای آن در یک مجموعه فنی تر و با مخاطبان مخصوص انجام می دهد، بسیار قابل تقدیر است؛ یعنی خلأی است که باید پر شود و عملا قدمی است در این جهت.

منظور من از توسعه سیاسی و اقتصادی که گفتم اخیرا مطرح شده، طرح مسائل مربوط به آن است، نه پروسه حقیقی آنها که شاید از زمان حضرت آدم شروع شده باشد. پس مباحثات مربوط به این دو اصطلاح جدید است، البته محاذی آن قبلا هم بوده.

در مورد توسعه به نظر من دقیقترین مفهوم عبارت است از: کارآمدی نظام؛ یعنی وقتی می گوییم یک نظام حکومتی توسعه یافته است که آن نظام حکومتی کارآمدتر باشد.

اندیشه حوزه:

تعریف جنابعالی از کارآمدی نظام و نشانه های آن چیست؟ و چگونه آن را در نظام اسلامی و نظام لیبرال ارزیابی می کنید؟

دکتر لاریجانی:

مفهوم کارآمدی توسط علائم و محکهای خاصی قابل تحدید است. البته این یک مسلک در مفهوم توسعه است. همین مسلک را که من در آثار مختلفم مبنای مفهوم توسعه قرار داده ام برای شما در دو جهت سیاسی و اقتصادی تبیین می کنم.

یکی از روشهای ارزیابی مفاهیم این است که ما ببینیم چه اندازه کارایی دارند؛ چون مفاهیم مثل دستگاه حفاری هستند که به کمک آنها ما باید بتوانیم بکاویم و حفر کنیم. اگر مفاهیم این امکان را به ما دادند، این خود جعل آنها را توجیه می کند. اما در مفهوم توسعه سیاسی ما مفهومی از توسعه را باید ارائه کنیم که در هر عقلانیتی جوابگو باشد. اکنون مفهومی که نظامهای دموکراسی لیبرال از توسعه دارند و در واقع کارآمدی آنهاست و می کوشند این را به عنوان ملاک توسعه سیاسی در هر نظام دیگری تحمیل کنند، نقد می کنیم.

در نظام دموکراسی لیبرال کارآمدترین حکومت حکومتی است که بتواند وسیعترین دوایر آزادی عملی افراد را تضمین کند. تئوری آنها این است که هر اندازه انسانها در انجام افعال بیشتری آزاد باشند، احتمال این که بتوانند آن گوهر وجود خود را به منصه ظهور درآورند بیشتر است. حال این برهان چقدر مجوز چنین بایدی است، بحث دیگری است. در واقع این جا مسأله مهمی وجود دارد که علم سیاست و فلسفه سیاسی بیشتر پر از بایدهای مختلف است. به همین دلیل ابتدا در زمان ارسطو و قبل از او سیاست بخشی از علم اخلاق بود. در واقع آن بخشی از معارف بشری را که متکفل بایدها و نبایدهاست علم اخلاق نامیده اند.

اولین مبنای متافیزیکی فلاسفه لیبرال این است که علی الاصول بایدها و نبایدها چیزهای جعلی هستند و چون انسان دارای یک کمال ویژه وجودی نیست، این گونه نیست که الزاما خدایی باشد که انسان را خلق کرده و برای او کمالی تعیین نموده باشد و در این مسیر بایدهایی را گذاشته باشد. بنابراین بایدها و نبایدها جعلی هستند. بدین سان بنیان علم اخلاق در تفکر لیبرال سخت لرزان می شود. با این حال در عرصه سیاست بناچار با بایدهایی روبرو می شوند؛ مثل این که چرا باید زندگی تجمعی مدنی داشته باشیم؟ چرا باید سیطره ای به نام حکومت را بپذیریم؟ چرا باید حکومت حکمرانی کند و…؟

در این جا آنها دو روش را انتخاب کرده اند؛ یکی این که می گویند اگر چه همه بایدها توجیه ندارد، بعضی از بایدها قابل توجیه است و لذا سعی می کنند آنها را توجیه کنند؛ یعنی توجیهی قابل قبول دارد. ارسطو هم معتقد بود خیلی از توجیهات در بقیه بایدها هم به شکل عقلایی محض قابل قبول است. حکمای ما هم چنین باوری داشتند. فرض کنید اثبات صانع و غرض برای خلقت جهان به برهان حکمت اولی ثابت شده باشد، همراه آن یک مجموعه از بایدها قابل اثبات است. بنابراین حکمای گذشته هم نمی گفتند که بایدها را شارع باید تعیین کند، بلکه می گفتند قابل اثبات است.

راه دیگری که گفتند این است که بایدهای علم سیاست را هم نمی شود بآسانی اثبات کرد؛ لذا نوعی مصلحت را مطرح کردند و از این جا نفع بیشتر و ضرر کمتر را پذیرفتند.

به هر صورت معنای توسعه در اندیشه لیبرال این است که حکومت می تواند هر چه بیشتر دوایر آزادی عمل فرد را تأمین کند. این معنی در حوزه سیاست، باور به پلورالیسم بسیار گسترده است و در حوزه اقتصاد، باور به اقتصاد بازار آزاد.

از این رو در دمکراسیهای لیبرال، پلورالیسم به عنوان مبنای بزرگ سیاسی و اقتصاد بازار آزاد به عنوان یک علامت پیشرفت حکومت با هم پیوند دارند و هر دو از درون همین مفهوم سرچشمه می گیرند.

حال اگر کسی بگوید در یک نظام غیر لیبرال نیز علامت توسعه سیاسی پلورالیسم و توسعه اقتصادی اقتصاد آزاد است، یک خلطی صورت گرفته است؛ زیرا مفهوم توسعه را به شکل ذاتی باید در رحم یک عقلانیت منعقد کنیم و آن جا رشد دهیم و محصولات آن را ببینیم. ما نظام اسلامی را باید انتخاب کنیم و مفهوم توسعه را در آن جا به کاریم و بعد ببینیم چه محصولی می دهد، نه این که در رحم دیگری بکاریم و محصول را مستند به حکومت اسلامی کنیم. لذا معقتد نیستیم که علامت توسعه سیاسی در نظام اسلامی پلورالیسم و علامت توسعه اقتصادی اقتصاد بازار آزاد است.

حال کمی به عقب برمی گردیم. این کار را در فلسفه سیاسی می گویند پرده برداری یا «دیکانستراکشن» ؛ چنان که گفتیم، توسعه سیاسی و اقتصادی هر دو از یکجا سرچشمه می گیرند؛ توسعه به معنای کارآمدی نظام.

پس در نظام اسلامی باید کارآمدی را معنی کنیم و بعد ببینیم در حوزه سیاسی و اقتصادی معنای آن چه خواهد بود.

اندیشه حوزه:

با توجه به توضیحات جناب عالی، پاسخ بعضی از سؤالات از جمله معنای توسعه از دیدگاه غرب و توسعه از دیدگاه اسلام روشن شد. جهتها و عواملی هم که باید این توسعه را به وجود آورد معین شد. بحث آزادی هم که غربیها با چه دیدگاهی به آن نگاه می کنند، بیان شد. برای این که بیشتر به واقعیتها بپردازیم، به برنامه اول و دوم نگاهی بیندازیم و با توجه به برداشت جناب عالی از کارآیی نظام فکر می کنید در برنامه اول و دوم توسعه چقدر در این راستا موفق بوده ایم؟

دکتر لاریجانی:

وقتی که ما به جامعه خودمان می رسیم و به تجربه ای که در مملکت داری بعد از انقلاب داریم، پدیده های مختلفی را می توانیم ملاحظه کنیم. پدیده اول نداشتن یک مفهوم درست از کارآمدی نظام است. این، تمام تفکرات ما درباره توسعه را تحت الشعاع قرار می دهد.

پدیده دوم که محصول پدیده قبلی است، برنامه گریزی دستگاه دولتی ما است. من از آن جا که در جریان برنامه اول و تدوین برنامه دوم بتفصیل بوده ام، با اطمینان می گویم که برنامه اول و دوم عملا یک متن کاغذی بوده و هیچ یک اجرا و پیگیری نشد. برنامه دوم از سال اول مورد عبور قرار گرفت و دولت حتی در سال اول تصویب برنامه همان چهارچوب نوشته شده را نتوانست اجرا کند. بنابراین یک پدیده حقیقی برنامه گریزی است، نه این که برنامه اول و دوم چه مقدار موفق بوده. در واقع ما با مفهوم برنامه ای کارکردش مشکل داریم. البته برنامه اول و دوم از نظر هدایت به یک توسعه معنی دار دو سند مخدوش هم هستند. ضمن اینکه بنده خودم بخشی از فعالیتم در تدوین برنامه دوم بوده، ولی نواقص کارمان را هم می دانم کجاست، و سند هم برنامه نیست، بلکه علی الاصول برنامه ای عمل کردن موضوع مهمی است؛ اما دلیل این که گفتیم همه اینها به مفهومی که ما از کارآمدی نظام داریم برمی گردد، این است که در تلقی ما از کارآمدی نظام سه نکته وجود دارد:

۱ ما حقیقتا به فهم وضعیتها و اهمیت آن قائل نیستیم. لذا وقت زیادی هم صرف نمی کنیم تا دقیقا وضعیت خودمان را بشناسیم. قائلیم باید کاری کرد، دوست داریم وضعیت ما، آن گونه که آرزو داریم، باشد، نه آن طوری که حقیقتا هست. لذا قائل به این نیستیم که باید واقع بین باشیم. واقع بینی غیر از تسلیم در برابر زور دیگران است. واقع بینی این است که انسان امکانات خود را دقیق بسنجد، ولی ما بیشتر آرزومندانه به افعالمان نگاه می کنیم.

۲ نکته دوم این است که ما قائل به استراتژی نیستیم. مملکتداری ما کارپردازانه است . استراتژی یعنی این که ما یک مقاصد عالی داریم و در هر وضعیتی بخشی از این مقاصد قابل حصول است و باید پیاده شود. همه مقاصد را در همه جا نمی توان پیاده کرد. پیاده شدن مقاصد عالی در هر وضعیت کار استراتژیستهاست که میان اینها ارتباط برقرار کنند، آن گاه از مقاصد عالی پل بزنیم به آن مقاصدی که عملا باید با امکاناتمان دنبال کنیم.

اگر به برنامه اول نگاه کنید، می بینید مجموعه ای از آرزوهای خوب است. ما می خواهیم در همه چیز خوب شویم و در همه رشته ها پیش برویم. هیچ انسانی این گونه نمی تواند پیشرفت کند. چون استراتژی نداریم، شروع می کنیم به کار کردن، شروع به کار یعنی عمل زدگی، کارپردازی کار می کنیم؛ لذا قابل ارزیابی نیست. ما همیشه تیر را رها می کنیم، هر جا به زمین اصابت کرد، می گوییم به همین جا می خواستیم برسیم. همه هم موفق هستیم، چون اهدافی از قبل مشخص نشده است.

۳ نکته سوم مربوط به عملیاتی فکر کردن است. اگر کسی می خواهد از کوهی بالا برود، طبیعی است که باید مسیرهای بهتر و امکانات بالا رفتن را بشناسد و از قبل طراحی کند. ما همواره شروع می کنیم به راه رفتن و در بین راه طرحهای خودمان را مشخص می کنیم. طرح عملیاتی نداریم، لذا درباره مدیر موفق می گویند مدیری است که مثل بولدزر کار می کند، که سمبل زور فراوان و دقت کم است. ما گاهی برای یک سوراخ کوچک، یک مته قوی به کار می بریم؛ هم دیوار را خراب می کنیم و هم سوراخ مناسب را ایجاد نمی کنیم، در حالی که ما باید با برنامه عمل کنیم. در اصل، برنامه اول و دوم، سومین مرحله از کارآمدی است؛ یعنی اول باید وضعیت شناسی داشته باشیم، بعد استراتژی داشته باشیم، و بعد از آن در عمل است که برنامه می گوید برای تحقق آن استراتژی چه باید کرد.

اندیشه حوزه:

تحلیل جناب عالی این است که در برنامه اول و دوم موفقیت به دست نیاورده ایم، اما با توجه به این که برنامه امری بوده که مجلس آن را پذیرفته و مراحل قانونی خود را گذرانده، عامل برنامه که دولت باشد، هم وارد کار شده است. حال چه عاملی باعث شده که به برنامه عمل نکرده ایم؟ عیب کار کجاست؟ آیا مجلس نتوانسته بر جریان کاری دولت نظارت داشته باشد، یا دولت تن به این کار نداده است؟

دکتر لاریجانی:

البته دولت کارهای بسیار خوبی انجام داده است، چون کار انجام دادن الزاما برنامه ای نیست، راههای زیادی درست کرده، سدهای فراوانی تأسیس کرده، نیروگاهها و مدارس و بیمارستانهای زیادی ساخته شده، ظرفیت دانشگاهها بالا رفته و شمار زنان تحصیلکرده افزایش یافته است . تعداد کارهایی که دولت انجام داده، زیاد است. صحبت ما درباره برنامه و توسعه است، نه حجم کارهایی که ما می توانیم انجام دهیم. مجلس و دولت هم از نظر توانایی در یک سطح هستند . اشکال در عقب افتادگی ما در دانش و تجربه مملکتداری است. از این مهمتر قائل هم نیستیم که این امر به دانش نیاز دارد، همه معتقدیم سیاستمداران کارکشته ای هستیم. دلیلش هم این است که اگر بعنوان مثال الان به من وزارت نیرو یا هر وزارت دیگری پیشنهاد شود، بلافاصله قبول می کنم، برای این که قائل نیستم کارها بلدیت می خواهد، ریشه آن در این جاست که ما تصور درستی از مملکتداری نداریم، و نمی دانیم هم که نداریم. این، عقب افتادگی بزرگی است. از نظر تاریخی دلیلش عجیب نیست. این کشور بیست و دو سال است که سابقه خودگردانی دارد. البته در دو سه قرن قبل از انقلاب هم این کشور سابقه مملکتداری نداشته و یک چیز عقب افتاده مندرسی در کشور به اسم سلطنتهای مختلف حاکم بوده است. البته در دورانهای قبل از آن در سطح خودش در دنیا به نظر من مملکتداری پیشرفته ای وجود داشته است؛ مثلا در دوره هخامنشیان در سطح زمان خود مملکتداری پیشرفته ای وجود داشته و به همان نسبت هم موفق بوده، اما پس از آن، یک انقطاع دویست سیصد ساله پیش آمده است. در واقع دنیا این تجربه را طی کرد. اگر می بینیم که در پایان قرن بیستم حکومت بعضی از کشورها منظم است، بدین سبب است که دویست سال زحمت کشیده اند و آرام آرام از پنجاه سال گذشته توانسته اند راه بیفتند. بعضی سیصد چهارصد سال است؛ یعنی یک سابقه بزرگی دارند و در طول این پروسه دانش و هنر مملکتداری آنها رشد کرده است.

یکی از جاهایی که می توان اختیار کرد و محک زد، عرصه ادبیات است. معمولا هر جا دانش و فکر هست ضبط می شود. فکر گذشته از ظهور بیرونی اش در مملکت، همواره دوست دارد خود را ضبط کند. حال اگر ما ادبیات مربوط به کشورداری را در کشور خودمان در نظر بگیریم، می بینیم حجم آن اندک است. آنچه هست به برکت انقلاب است. ما بعد از انقلاب شروع کرده ایم؛ مثل این که در استخری افتاده باشیم، حال داریم شنا یاد می گیریم، ضمنا نمی خواهیم هم غرق شویم. تمام ادبیاتی که ما بعد از انقلاب داریم، حجم آن نسبت به ادبیات گذشته یک جهش بزرگ است، در حالی که در غرب چهارصد سال است که یک جریان گسترده ای از ادبیات سیاسی وجود دارد؛ زیرا فکر می کنند، و سیاستمداران بزرگ، اندیشمندان بزرگ، سیاستمدار اندیشمند، اندیشمند سیاستمدار، تجربیات، را نسل به نسل افزایش می دهند.

بنابراین می خواهیم به یک نکته کلیدی اشاره کنم، باید قبول کنیم که مملکتداری هم دانش می خواهد و هم فن. باید بپذیریم برای این که بر اساس اسلام یک مملکتداری کارآمد تأسیس کنیم و ارائه بدهیم، لازم است زحمت فراگیری دانش و فنی عمل کردن را

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.