اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 79
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران با 112 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران :
در بیستمین سال پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم.نظام جمهوری اسلامی الحمد لله سالهاست در داخل کشور تثبیت شده است و در خارج از کشور محترم شمرده می شود، معذالک روزی نیست که بر ضد این نظام مقدس توطئه ای طراحی نشود یا ضربه ای بدان نزنند یا نسبت بدان بی مهری نکنند.بیست سال تجربه مستمر ما ثابت کرده است که هیچ گاه نباید هوشیاری خود را از ست بدهیم و از ترفندهای مختلفی که بر ضد ما به کار گرفته می شود غافل بمانیم: برای فایل پاورپوینت کامل براندازی انقلاب اسلامی ایران دشمنان و بدخواهان ما تاکنون از هیچ اقدامی فروگذار نکرده اند و به نظر می رسد که در آینده نیز آرام نخواهند گرفت.
۱.راهبرد براندازی
این راهبرد دارای دو شیوه بوده است: آشکار و پنهان.
الف) براندازی آشکار کافی است نمونه هایی یاد آوری شود: اقدامات تخریبی گوناگونی که در جاسوسخانه آمریکا، قبل از اشغال آن، طراحی و اجرای می شد، مداخله نظامی که در طبس ناکام ماند، طرح براندازی در پادگان نوژه، تحمیل هشت سال جنگ با عراق، محاصره اقتصادی، وضع کردن مقررات ویژه بین المللی برای تحریم همکاری شرکتهای خارجی با جمهوری اسلامی ایران…البته همه این اقدامات به خواست خدا با شکست طراحان و مجریان آن مواجه شد.
ب) براندازی پنهان کشف نمونه ها و درک نحوه اقدام در این شیوه محتاج دقت بیشتر است: رخنه در میان حوزه های علمیه و روحانیان، نفوذ در بین روشنفکران، الگو تراشی برای جوانان و نوجوانان امروز یعنی نسل متولد شده بعد از پیروزی انقلاب که نه شناخت مستقیمی از انقلاب و روند آن می توانند داشته باشند و نه خاطره های محکم و استواری از جانفشانی های دوران دفاع مقدس با خود دارند، رواج دادن انواع و اقسام فعالیتهای فرهنگی مبتذل با به کارگیری آخرین دستاوردهای نوین و ابزارها و فن آوریهای پیشرفته به منظور افزایش جاذبه آنها.
۲.تضعیف و بر اندازی انقلاب
مشکلترین کار برای بدخواهان ما، پذیرفتن اساس انقلاب بود، نه تنها آن را به رسمیت نشناختند بلکه با حیله ها و مکرهای گوناگون در صدد تضعیف و حتی نابودی آن بر آمدند:
الف) خفیف شمردن ریشه های انقلاب
سرچشمه پیروزی انقلاب را در جوشش خونهایی باید دید که در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ریشه های آن را آبیاری کردند.شکل گرفتن آن قیام سرخ، علل آن و انحرافاتی که از همان ایام دشمنان ملت سعی کردند در آن ایجاد کنند، اهمیت اعتقادی و تاریخی دارد.به هیچ وجه نباید آن سر چشمه مهجور و آن علل برای نسل امروز و آینده ناشناخته بماند یا در کنار عناصر بی ارزش و مشکوک، کمرنگ جلوه گر شوند.از حیله هایی که به کار گرفته شده و هنوز نخشکیده است، مطرح کردن عوامل و حوادث کم اهمیت و بعضا خیالی یا بزرگ نمایی عناصر بی ارزش و جریانهای ساختگی در حاشیه قیام خونین ۱۵ خرداد به منظور خفیف کردن عظمت و شکوه آن قیام تاریخی و حماسه بی نظیر دوران معاصر است.آنها که چنان حیله هایی را به کار بسته اند یا می بندند مطالعات دقیق و تحقیقات عمیقی درباره ریشه های انقلاب کرده اند و عالما عامدا دست به کوچک نمایی ریشه های انقلاب می زنند تا مانع بروز هر گونه شور حماسی جدید و ادامه هیجان حق طلبانه و پی گیری اقدام حسینی در آینده شوند.
ب) تضعیف رهبری
۱.شخص رهبر، از فکرهای مهم برای براندازی انقلاب، یکی کوچک شمردن اثر رهبر کبیر آن یعنی مرحوم امام خمینی «قدس سره » و دیگری کم اهمیت قلمداد کردن جایگاه جانشین منتخب بعد از او یعنی حضرت آیت ا… خامنه ای مدظله العالی است. حرکتهای مختلفی از سال ۱۳۴۲ به بعد بویژه پس از پیروزی انقلاب بر ضد مرحوم امام آغاز شد: برخی مرجعیت او را زیر سؤال می برند، برخی دیگر اعلمیت او را، بگذریم از القائات طاغوت که مرحوم امام را هندی معرفی می کرد تا ایرانی بودن او را مخدوش جلوه دهد و با آن تهمت مانع گسترش کلام نافذ و بر حق او شود.در حوزه علمیه قم برخی با رفتار خود، در ذهن دیگران نسبت به رهبر کبیر انقلاب ایجاد شبهه می کردند و کار را بدانجا رساندند که مثلا مرحوم امام در صدور اجازه چاپ برخی از آثار خود در دوران حیات خویش احتیاط می کرد! همان مکرها ولی با شکلهای جدید و متناسب با مقتضیات روز، بر ضد رهبری معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاته به کار بسته شد و می شود تا شخص او را تضعیف و متهم کنند و در این راه هیچ نوع گستاخی و بی حیایی را فرو نگذارده اند.
۲.ولایت فقیه، استحکام این نظام انقلابی همان گونه که در قانون اساسی آن ملحوظ شده وابسته است به اقامه اصل ولایت فقیه.تا زمانی که خدشه ای به مراعات این اصل وارد نیامده، براندازی انقلاب میسر نمی شود، از این رو تشکیک نسبت به آن اصل را دشمنان و کین توزان انقلاب اندیشیدند و چند بار حمله خود را متوجه اساس ولایت فقیه کردند و در این راه از به کارگرفتن برخی از ایادی نفوذی خود در حوزه های علمیه و نیز بعضی عناصر حوزه دیده و به خارج گریخته ابا نکردند بلکه برای آن طرحی ویژه ریختند تا وانمود کنند مثلا ولایت فقیه ریشه محکم فقهی و تاریخی ندارد و اگر هم ریشه دار باشد کاربرد سیاسی برای آن متصور نیست! در دوران رهبری امام «قدس سره » این موضوع به جنجال کشیده شد ولی بالاخره بادرایت امام فروکش کرد و ابعاد ولایت فقیه برای مردم تشریح و تبیین شد.در دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نیز در برخی مطبوعات اصل ولایت فقیه را به بحث و جدل کشیدند تا بالاخره به گونه ای این رکن رکین انقلاب متزلزل شود ولی خوشبختانه تدبیرهای مناسب مقام معظم رهبری و هوشیاری مردم انقلابی مانع کوچکترین اثر گذاری منفی آن تلاشهای موذیانه و مزورانه شد.
۳.نهادهای وابسته به رهبری، قانونا و شرعا وظایفی به دوش رهبری گذاشته شده است که ایفای آنها، یعنی ولایت امر، از طریق سازمانها و تشکیلات مختلفی است که هر کدام به نوعی وابسته به مقام معظم رهبری است، آن وظایف در برگیرنده جنبه رهبری انقلاب، سیاستگذاری کلی برای نظام، فرماندهی کل نیروهای مسلح، نظارت بر سه قوه حاکم بر کشور، انتصاب فقهای شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه و رئیس سازمان صدا و سیما و نیز انتصاب نمایندگانی در بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی و بنیاد شهید و کمیته امداد، که سرپرستی و مدیریت آن نهادها را نیز به عهده دارند و انتصاب نمایندگانی برای امور حج و اوقاف است.
برای تضعیف رهبری، آنهایی که جرات نداشتند مستقیما رهبر را مخاطب سازند، نهادهای وابسته به رهبری یا عملکرد آنها را هدف قرار دادند: شورای نگهبان را، به بهانه های مختلف بویژه در هنگام انتخابات، زیر سؤال بردند، قوه قضائیه را فاقد لاحیت شمردند، به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج پرخاش کردند، به بدنام کردن بنیاد مستضعفان پرداختند، صدا و سیما را به جناحی بودن متهم کردند و فعالیتهای آن را به صورت تخریبی به نقادی کشاندند، …همه این ادعاهای مغرضانه برای آن بود و هست که تلقین کنند رهبری به وظایف خود نتوانسته است عمل کند، تا با آن حیله نهاد رهبری را به تزلزل اندازند، به او اتهام مداخله در اجرائیات دولت را زدند تا مانع نظارت و مراقبت او شوند.
۴.شخصیتهای وابسته به رهبری، از مهمترین ویژگیهای رهبر، بعد از صلاحیت علمی او، عدالت و تقوای اوست.آنچه باعث سقوط حکومتها و ضربه وارد آمدن به نظامها می شود، در مرتبه اول، همانا رواج یافتن ظلم و جور و عادی شدن بی تقوایی است.وجود و بقای رهبر به عدالت و تقوای اوست که اگر این ویژگیها را نداشته باشد اصلا، یا دیگر، رهبر نیست، رهبر با عدالت و تقوای خود ضامن بقای نظام الهی می شود و مردم با دیدن رفتار و شنیدن گفتار او راهی را که باید اتخاذ کنند می شناسند و در او و نزدیکان و همکارانش نمونه های صدق و صفا و عدالت و تقوا و بینش صحیح سیاسی و اجتماعی و تدبیر و شجاعت و مدیریت و قدرت را می یابند و می توانند به او تاسی کنند.وجود چنان شخصی برای نظام ما یک برکت تلقی می شود چنانکه وجود امام رحمت الله علیه در زمان حیات خود به عنوان عبد صالح برکت بزرگی برای امت ما بود.هیچ کدام از نظامهای دیگر دنیا چنین مزیتی ندارند.نحوه برخورد دشمنان انقلاب با این برجستگی نظام بارز ملکوک کردن تدریجی آن است به منظور بی اعتبار کردن شخصیتهایی که مشهور به آنچنان ارزشهایی اند، و برای بی معنی کردن کل ارزشهای آرمانی: با تهمت و دروغ و افترا و نشر اکاذیب آبروی افراد خدوم و سرشناس و مشهور به عدالت و تقوی را بردن تا اصالت عدالت و تقوی نزد مردم رنگ ببازد و در نتیجه اهمیت رهبری نظام که مبتنی بر عدالت و تقوی است زایل شود.شهید مظلوم، مرحوم بهشتی از شخصیتهایی بود که با تحمل تهمتهای بی اساس خود را سپر امام و حقانیت رهبری و اصالت ولایت او کرده بود.با همان نیت بر روی وابستگان و نزدیکان و یاران مقام معظم رهبری سرمایه گذاری می کنند تا مگر آنها را از راه عدالت و مسیر تقوی خارج کنند و چون از ترفند خود مایوس شوند به اتهام و شایعه پراکنی و دروغ پردازی مشغول می شوند، زیرا می دانند تا موقعی که نادرستی شایعه اثبات شود مدتی خواهد گذشت و در آن فاصله زمانی ذهن مردم مشوش و از اعتماد آنها به یاران و همکاران رهبری و در نتیجه به شخص رهبر کاسته خواهد شد و وسیله تفتین برای آنها فراهم خواهد آمد.در همین چند سال اخیر به مناسبتهای بسیاری، از یاران و همکاران و نزدیکان مقام معظم رهبری هدف قرار گرفته اند.و هر چند بحمد الله همگی از بوته آزمایش سالم به در آمده اند اما آثار لجن پراکنی فتنه گران زدوده نشده است و مدتها در ذهن مردم باقی خواهد ماند.
۵.اقدامات رهبری، ارزش اقدامات رهبری به سیاسی بودن آن نیست بلکه به ابتنای بودن بر بینش صحیح است که آن بینش ضمن در برداشتن ابعاد سیاسی و اجتماعی، به اقداماتی منتهی می شود که نشان از تدبیر و شجاعت و مدیریت و قدرت دارد.لکن معاندان که چشم ندارند آن نشانه ها را ببینند و حسد مانع آن می شود که تدبیر و شجاعت رهبر را درک کنند یا در مقابل مدیریت و قدرت او منقاد شوند، به تفسیر و تعبیر صرفا سیاسی اقدامات رهبری دست می زنند.از جمله: تدبیر داهیانه مقام معظم رهبری را در سازماندهی نوین مجمع تشخیص مصلحت نظام که شش ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری انجام گرفت، بعد از انتخابات نوعی تشکیل دولت در مقابل دولت قلمداد می کنند تا هم مانع فهم درست مردم از موضوع و ضرورت آن شوند و هم، اگر بتوانند، مزاحمتی در سر راه ایفای وظایف آن مجمع که مشاورت عالی برای رهبری است فراهم سازند، یا به تدبیر رهبری در حفظ انسجام نیروهای مسلح، معنای سیاسی می دهند و عدم واگذاری فوری و بی چون و چرای جانشینی فرماندهی نیروی انتظامی را به دولت، تضعیف دولت تلقی می کنند هر چند یقین داشته باشند عین تقویت نظام است، یا تدبیر مقام معظم رهبری را در صدور فرمان رسیدگی به تخلفهای کلان و نیز بررسی اموال باد آورده، نوعی تنگ نظری اداری و مالی به حساب می آورند و تبلیغ می کنند زیرا یقین دارند با پی گیری و اجرای شجاعانه آن دستور، جلو بسیاری از تخلف ها و تجاوزها نسبت به بیت المال عمومی گرفته و سدی در مقابل اشاعه ستم و اجحاف به مردم مستضعف بر پا می شود، و البته چنان اقدامی که برای تقویت و تحکیم آرمانهای انقلاب مفید و ضروری است، خوش آیند بدخواهان انقلاب و سر سپردگانشان نیست.
۶.خبرگان رهبری، ثبات یک نظام الهی در عمل از ثبات سیاستهای کلی آن حاصل می شود و این امر مستلزم ثبات در رهبری انقلاب است.پس امید آنهایی که از این ثبات رنج می برند و از قوام یافتن انقلاب ملتهب می شوند متوجه مجلس خبرگان رهبری می گردد تا با ایجاد تحولی در ترکیب اعضای آن، امکان بحث و تجدید نظر در مصداق رهبری و تعیین رهبر و انتخاب دیگر فرد واجد شرایط را پدید آورند و در دستور کار مجلس خبرگان جدید قرار دهند.این امر که نوعی عدم ثبات را به مدت چند ماه در رهبری نظام ایجاد می کند زمینه را برای فتنه گری و تضعیف انقلاب با تحریک عوامل درونی و ای بسا پشتیبان های خارجی آنها هموار می کند.جریاناتی که در سال ۱۳۷۶ در قم آغاز شد و با مقابله طلاب هوشیار ومردم بیدار مواجه گشت و تبهکاریهایی که در نجف آباد و اصفهان چهره جدیدی به خود گرفت همه برای تراشیدن نامزد جدید رهبری در مقابل رهبر معظم انقلاب و بروز تشتت و انشقاق در بالاترین سطح تصمیم گیری نسبت به سرنوشت انقلاب است، انشقاقی که مسلما به نفع امت اسلامی نیست ولی به خوشحالی ضد انقلاب مینجامد.
ج) تبدیل روحیه انقلابی گری به رفاه طلبی
مردمی که انقلاب را، علیرغم بدسگالیهای طاغوت و حمایتهای بی دریغ بیگانگان از او، به پیروزی رساندند انگیزه ای داشتند که اصلا خدایی بود و نه فقط دنیایی.آنها می دانستند اگر خداجو باشند، دنیا و آخرتشان آباد و الا آخرتشان هباء منثورا می شود هر چند بظاهر، چند صباحی دنیایشان بر وفق مراد رونق گرفته باشد.این روحیه قوی که هر ستمگری را بالاخره به زانو در می آورد پشتوانه اصلی دوام و بقای ارزشهای انقلاب است و لذا هدف یورش دشمنان انقلاب قرار گرفت تا بتدریج شیوه هایی در کشور ایج شود که حرص و آز جای قناعت، و تخلف جای صداقت، و خود خواهی جای ایثار، و جستجوی رفاه و مادیات جای سبقت در خیرات و بالاخره دنیا طلبی مذموم جای آخرت طلبی ممدوح را بگیرد.آزادی، همانند جوامع غربی، مفهوم بی قیدی را پیدا کند و تخلف و تقلب و اجحاف و سوء استفاده از بیت المال عمومی قبح خود را از دست بدهد تا دست یابی به مطامع دنیوی مباح نمایان شود.گناه و خلاف و تجاوز که مطلقا زشت و ناپسند است، به طور نسبی قابل عفو یعنی راه آن باز شود تا هر کس، متناسب با وضع خویش و احساس محرومیت و تبعیضی که می کند، عمل قبیحش را مجاز یا موجه شمرد و با تکرار آن، موجبات شادمانی شیطان و تقویت دشمنان انقلاب را گرد آورد.
د) تبلیغ سپری شدن دوران انقلاب
انقلاب یا دگرگونی حکمتی دارد.هر روز انسانها و اجتماعات در مقابل وساوس و بلایای گوناگون قرار می گیرند و اگر حالت انقلابی را در خود زنده نگه ندارند بتدریج قابلیتهایشان در مقاومت نمودن و صبر نشان دادن نسبت به آن وساوس و بلایا سست می شود. انقلابی گری را دشمنان انقلاب به هرج و مرج معنا می کنند تا راهی برای شماتت انقلابیان داشته باشند در حالی که انقلابی گری را دشمنان انقلاب به هرج و مرج معنا می کنند تا راهی برای شماتت انقلابیان داشته باشند در حالی که انقلابی گری یعنی حفظ روحیه عصیان نسبت به زشتی ها و اخلاق ناپسندی که باعث سقوط انسان و اجتماع در ورطه خود خواهی و ابتذال و پشت پازدن به اصول می شود.دشمنان انقلاب وانمود و تبلیغ کردند که در سال ۱۳۵۷ انقلاب پیروز شد و نظام ستمشاهی فرو ریخت، و چون هدف انقلاب را حذف جسم طاغوت معرفی می کنند، پس از آن دیگر موجبی برای حفظ روحیه انقلابی، تفکر انقلابی و اخلاق انقلابی باقی نمی ماند، پس بلا فاصله بایست در جامعه آرامش و سکون حاصل می شد.آری آنها خواستار آرامش و سکونند تا در غفلت ناشی از آن، هوا پرستی را حاکم کنند.مگر دشمنان انقلاب بی کار نشسته و شیاطین دست از قسم خود برداشته اند که ما باور کنیم شوریدن بر ضد توطئه های آنها باید به فراموشی سپرده شود؟ نه! آنها تا قیام قیامت بر سر راه یاران انقلاب نشسته اند و از هیچ حرکتی برای صد عن سبیل الله کوتاهی نخواهند ورزید! پس روحیه عصیان برای مقابله با اراجیف و خیانتهایشان باید همواره در ما زنده بماند، در عین آن که معتقدان به آرمانهای انقلاب همه می دانند که با یاد خدا آن آرامش و اطمینان قلبی که لازمه هر حسن تدبیر و سازندگی است البته حاصل می شود.
ه) انقلابی در مقابل انقلابی
دشمن انقلاب فهمیده است که مستقیما نمی تواند در میان انقلابیان و صفوف به هم فشرده آنها رخنه کند.پس همان راه فتنه گری را که در تاریخ مرسوم بوده و بارها کارگر افتاده است پیش می گیرد: خود را از خط مقدم مبارزه با انقلابی ها کنار می کشد و به شناسایی کسانی می پردازد که ظاهرا نسبتی با انقلاب دارند ولی عملا در حاشیه آن قرار می گیرند.به سراغ آنها می رود و با مداهنه آنها را به خود جلب می کند و وسایل و ابزار نوین در اختیارشان می گذارد و از در حاشیه ماندن آنها اظهار تاسف می کند و لیاقت آنها را در برخی مدیریت ها به رخشان می کشد تا به آنها بباوراند که باید طمع در مدیریت انقلاب کنند، در بزنگاه هیجانات مردمی، آنها را که مدتها از صحنه سیاست کنار بوده اند با عناوین پر طمطراق وارد صحنه و به فریب مردم مشغول می کند تا با استفاده از شگردهای تبلیغاتی و به رخ کشاندن ضعفهای اجرایی عناصر اصلی انقلاب، امید مردم را از انقلابیهای اصلی قطع و به عناصر حاشیه ای انقلاب متوجه کند.بدین ترتیب است که به نام انقلاب و با بهره گیری از اعتبار انقلاب و به دست عناصر حاشیه ای انقلاب ولی با نقشه دشمنان و کین توزان انقلاب، ممکن است انقلابیان اصیل زحمت کشیده ای را که در دورانهای سخت سازندگی انقلاب و دفاع مقدس و سپس سازندگی پس از جنگ کوشش کرده اند و فداکاری ها کرده اند، و البته همچون هر انسانی بی نقص هم نبوده اند، با بهانه قراردادن همان نقصها و چشم بستن بر تمام خدماتشان، کلا کنار زنند و از گردونه خدمت به انقلاب خارج کنند، یعنی انقلاب را از پشتوانه های محکم خود خالی و بنابر این آسیب پذیر کنند.
و) نهضت مشروطه و روشنفکری در مقابل انقلاب
با پیشرفت زمان، انقلاب و پیروزی آن بخشی از تاریخ می شود و وقتی از بلندای تار
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
