خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان ثعلبه بن حاطب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان ثعلبه بن حاطب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قصه های تحریم شراب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قصه های تحریم شراب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
59دقیقه
51ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت، محتوای خود را در قالب 70 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت :

در الدر المنثور است که ابن مردویه و ابو نعیم در کتاب دلائل ازابن عباس روایت کرده اند که در تفسیر آیهان لا تنصروه فقد نصره اللهگفته است: بعد از آنکه رسول خدا(ص)شبانه از خانه بیرون آمد و به غار ثور رسید.ابن عباس می گوید: ابو بکروقتی دید که آنجناب از شهر بیرون می رود بدنبالش به راه افتاد و صدای حرکتش به گوش رسول خدا(ص)رسید و آنحضرت ترسید مبادا یکی از دشمنان باشدکه درجستجوی او است، وقتی ابو بکر این معنا را احساس کرد شروع کرد به سرفه کردن.رسول خدا(ص)صدای او را شناخت و ایستاد تا او برسد، ابو بکر همچنان بدنبال آنجناب بود تا به غار رسیدند.

صبحگاهان قریش به جستجوی آنحضرت برخاستند، و نزدمردی قیافه شناس از قبیله بنی مدلج فرستادند.او جای پای آنحضرت را از در منزلش گرفته همچنان پیش رفت تا به غاررسید.دم در غار درختی بود، مرد قیافه شناس در زیر آن درخت ادرار کرد و پس از آن گفت: مرد مورد نظر شما از اینجا تجاوز نکرده – ابن عباس می گوید: در این هنگام ابو بکر در اندوه شد، رسول خدا(ص)فرمود: محزون مباش که خدا با ماست.

صفحه : ۳۹۱

ابن عباس سپس اضافه می کند: رسول خدا(ص)و ابو بکر سه روز تمام در غار بودند و تنها علی بن ابی طالب و عامر بن فهیره با ایشان ارتباط داشتند.عامر برایشان غذامی آورد و علی(ع)تجهیزات سفر را فراهم می نمود.علی(ع)سه شتر ازشتران بحرین خریداری نمود و مردی راهنما برای آنان اجیر کرد.پس از آنکه پاسی از شب سوم گذشت علی(ع)شتران و راهنما را بیاورد.رسول خدا(ص)وابو بکرهر یک بر راحله و مرکب خویش سوار شده بطرف مدینه رهسپار گردیدند.در حالی که قریش بهر سو در جستجوی آنجناب شخصی را گسیل داشته بودند (۱).

و نیز در همان کتاب آمده که ابن سعد از ابن عباس و علی(ع)وعایشه(دخترابو بکر)و عایشه دختر قدامه و سراقه بن جعشم – روایات نامبردگان درهم داخل شده- روایت کرده که گفته اند: رسول خدا(ص)وقتی از منزل بیرون می آمد که قریش در خانه آنجناب نشسته بودند لاجرم مشتی از ریگ زمین برداشت و بر سر آنان پاشید در حالی که می خواند: یس و القرآن الحکیم….آنگاه از میان آنان گذشت.

یکی از آن میان گفت: منتظر چه هستید؟گفتند: منتظرمحمدیم گفت: به خدا قسم او از میان شما عبور کرد و رفت. گفتند: به خدا سوگند ما او را ندیدیم، آنگاه در حالی که خاکها را از سر خود می تکاندند برخاستند.از آنسو رسول خدا(ص) با ابو بکر به غار ثور رفته،داخل آن شدند، و پس از ورود ایشان عنکبوتها به در آن غار تار تنیدند.

قریش با فعالیت هر چه تمامتر به جستجویش برخاستند، وسرانجام به در غار رسیدند، در آنجا یکی به دیگری می گفت: این تار عنکبوتی که من می بینم آنقدرکهنه است که گویاقبل از تولد محمد در اینجا تنیده شده (۲).

و در کتاب اعلام الوری در باره اینکه سراقه بن جعشم چه نحوه ارتباطی با رسول خدا(ص)داشت، و در اینکه آیا او از دشمنان بوده و یا از صحابه چنین گفته است: آنچه که در بین عرب معروف شده و هر جا می نشینندچه در اشعار و چه در محاورات خویش می گویند و انتشار می دهند، این است که سراقه از مکه بقصد کشتن رسول خدا(ص)بیرون آمد و او را تعقیب کرد تا شاید با کشتن آنجناب در میان قریش افتخاری بدست آورد،و همچنان در تعقیب بود تا آنجناب را پیدا نمود، آنقدر نزدیک شد که

…………………………………….. (۱)الدر المنثور ج ۳ ص ۲۴۰ (۲)الدر المنثور ج ۳ ص ۲۴۰

صفحه : ۳۹۲

دیگر خاطر جمع شد بهدف خود رسیده است، و لیکن بطورناگهانی چهار پای اسبش به زمین فرو رفت و بکلی در زمین پنهان شد.سراقه بسیار تعجب کرد، زیرا می دید آن مکان،زمین نرمی نبود که پای اسب فرو رود، آنهم تا شکم، بلکه زمینی بسیار سفت و محکم بود.سراقه فهمیدکه این قضیه یک امر آسمانی است(و اگر دیر بجنبد ممکن است خودش هم فرو رود) لا جرم فریاد زد: ای محمد!از پروردگارت بخواه اسب مرا رها کند، و من ذمه خدا را به گردن می گیرم که احدی را به راهی که در پیش گرفته ای راهنمائی نکنم و نگویم که من محمد راکجا دیده ام.رسول خدا(ص)دعا کرد و اسبش چنان به آسانی رها شد که گوئی پاهایش را با یک گره جوزی بسته بودند.

و این سراقه مردی بسیار زیرک و دوراندیش بود، واز این پیش آمد چنین احساس کردکه به زودی برایش پیش آمد دیگری خواهد بود.لذا به رسول خدا(ص)عرض کردیک امان نامه برای من بنویس.

آنجناب هم به وی امان نامه داد و او برگشت.

محمد بن اسحاق می گوید: ابو جهل در باره سراقه اشعاری گفته بود، سراقه نیز با اشعارزیر، او را پاسخ گفت: ابا حکم واللات(۱) لو کنت شاهدا () لامر جوادی اذ تسیخ قوائمه عجبت و لم تشکک بان محمدا () نبی ببرهان فمن ذا یکاتمه علیک بکف الناس عنه فاننی () اری امره یوما ستبدو معالمه(۲) مؤلف: این روایت را کلینی در کافی(۳) به سند خود از معاویه بن عمار از ابی عبد الله(ع)و نیز صاحب الدر المنثورنیز(۴) آن را به چند طریق نقل کرده اند.و نیز زمخشری آن را در کتاب ربیع الابرار خود(۵) آورده است.

…………………………………….. (۱)در نسخه ای دیگر: و الله. (۲)ای ابا حکم بلات(و در نسخه دیگر به خدا)سوگنداگر می دیدی.چگونه چهار پای اسبم درزمین فرو رفت.به تعجب فرو رفته و دیگر تردیدی برایت نمی ماند که محمد.پیغمبری با معجزه است، و بااین معجزاتش چه کسی می تواند نبوت او را پوشیده بدارد، اینک بر تو باد که مردم را رها کنی وبر او نشورانی که من امر او را می بینم روزی خیلی زود بالا گرفته و پیش برود.اعلام الوری ط بیروت ص ۳۳ (۳)روضه الکافی(۸)ص ۲۱۸ ح ۳۷۸ (۴)الدر المنثور ج ۳ ص ۲۴۰ (۵)تفسیر برهان ج ۲ ص ۱۲۵ ح ۳

صفحه : ۳۹۳

و در الدر المنثور آمده که ابن سعد و ابن مردویه از ابن مصعب روایت کرده اند که گفت: من انس بن مالک و زید بن ارقم و مغیره بن شعبه را دیده بودم، و از آنان شنیدم که باخود چنین گفتگو می کردند که رسول خدا(ص)وقتی آن شب وارد غار شد، خداوند درختی را به امر خود در برابرروی پیغمبرش رویانید، بطوری که بکلی آن حضرت را ازچشم بینندگان پوشانید، و عنکبوت را دستور داد تادم در غار در برابر رسول خدا(ص)تار بتند تا او هم با تارهای خود آنجناب را از بینندگان مستور سازد، و دوکبوتر وحشی را دستور داد تا در دهانه غار بایستند.

جوانان قریش که هر یک از یک دودمان بودند با چوبدستی، شمشیرو چماقهایشان سر وکله هایشان پیدا شد، و همچنان نزدیک غار می شدند تا آنجا که فاصله شان با آنجناب بیش ازچهل ذراع نماند.در آن میان یکی از ایشان با عجله نزدیک آمد و نگاهی در غار انداخت وبرگشت.بقیه نفرات پرسیدند چرا درون غار را تفحص نکردی؟گفت: من یک جفت کبوتروحشی در دهنه غار دیدم و فهمیدم که معقول نیست کسی در غارباشد… (۱) و نیز در همان کتاب آمده که عبد الرزاق و ابن منذر از زهری نقل کرده اند که در ذیل جملهاذ همافی الغارگفته است: مقصود از این غار آن غاری است که در یکی از کوههای مکه به نام ثور واقع است (۲).

مؤلف: روایاتی که غار نامبرده را غار واقع در کوه ثور معرفی می کنند بسیار زیاداست.و این کوه تقریبا در چهار فرسخی مکه قرار دارد.

و در اعلام الوری و قصص الانبیاء آمده که رسول خدا(ص)سه روز در آن غار بماند و بعد از سه روز خدای تعالی به آنحضرت اجازه مهاجرت داد و فرمود: ای محمدازمکه بیرون رو که بعد از ابی طالب دیگر تو را در آن یاوری نیست.

رسول خدا(ص)از غار بیرون آمد و در راه به چوپانی از قریشیان برخوردکه او را ابن اریقط می گفتند.حضرت او را نزد خود طلبید و فرمود: ای ابن اریقط!من می خواهم تورا بر خون خودم امین گردانم(آیا حاضر هستی به این امانت خیانت نکنی)؟ عرض کرد: در این صورت به خدا سوگندتو را حراست و حفاظت می کنم و احدی را به سوی تودلالت و راهنمائی نمی کنم.اینک بگو ببینم قصد کجا را داری ای محمد؟حضرت فرمود:

…………………………………….. (۱)الدر المنثور ج ۳ ص ۲۴۲ (۲)الدر المنثور ج ۳ ص ۲۴۳

صفحه : ۳۹۴

نقد و بررسی استدلال به آیه غار بر فضیلت ابو بکربطرف یثرب می روم.گفت: حال که بدان طرف می روی راهی به تو نشان می دهم که احدی آن راه را بلد نیست.فرمود:پس به نزد علی برو و به وی بشارت بده که خداوند به من اجازه مهاجرت داده، اینک اسباب سفر و مرکب برایم آماده ساز.ابو بکر هم گفت نزد اسماء دخترم برو و به وی بگو برای من زاد و دو مرکب فراهم کند و داستان ما را به عامر بن فهیره(۱) اعلام بدارو به وی بگو زاد و دو راحله مرا بردارد و بیاورد.

ابن اریقط نزد علی(ع)رفت و داستان را به عرضش رسانید.علی بن ابی طالب(ع)زاد و راحله را برای آن حضرت فرستاد. عامر بن فهیره هم زاد و دوراحله ابی بکر راآورد.رسول خدا(ص)از غار بیرون آمد و سوار شد و ابن اریقط آنجناب را از راه نخله که در میان کوهها بسوی مدینه امتداد داشت حرکت داد و هیچ جا به جاده معمولی برنخوردند.مگر درقدیدکه در آنجا به منزل ام معبد درآمدند.

راوی می گوید: انصار از بیرون آمدن رسول خدا(ص)ازمکه خبردار شده بودند و در انتظار رسیدنش دقیقه شماری می کردند تا آنکه در محله قبا(در آن نقطه ای که بعدا به صورت مسجد قبا درآمد)او را بدیدند و چیزی نگذشت که خبر ورودش در همه شهر پیچید.زن و مرد خوشحال و خندان و به یکدیگر بشارت گویان به استقبالش شتافتند (۲).

مؤلف: اخبار در فایل پاورپوینت کامل داستان هجرت رسول خدا(ص)و جزئیات آن بسیارزیاد است که هم شیعه آنها را روایت کرده اند و هم سنی.و لیکن با همه زیادیش آنقدر ضد ونقیض یکدیگرندکه نمی توان در این کتاب به نقد و بررسی آنها پرداخت و داستان واقعی را ازمیان آنها استخراج کرد.و ما از میان همه آنها آن مقداری را که بر اجمال قضیه دلالت کند وتقریبا مورد اتفاق شیعه و سنی هم باشد نقل کردیم، و همین مقدار کافی است.

و در الدر المنثور چنین آمده که: خیثمه بن سلیمان طرابلسی در کتاب خود که درفضائل صحابه نوشته و نیز ابن عساکر از علی بن ابی طالب روایت کرده اند که فرمود:خدای تعالی همه مردم معاصر رسول خدا(ص)را مذمت کرده و تنها ابو بکر را مدح نموده و فرمود: الا تنصروه فقد نصره الله اذ اخرجه الذین کفروا ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا (۳).

مؤلف: نقد این بحث، درمضامین آیاتی که در بر دارنده این قضیه اند و همچنین

…………………………………….. (۱)عامربن فهیره قبلا از غلامان ابی بکر بوده و بعدا اسلام آورده است. (۲)اعلام الوری ط بیروت ص ۷۳.و قصص الانبیاء. (۳)الدر المنثور ج ۳ ص ۲۴۱

صفحه : ۳۹۵

روایات صحیحی که درباره داستان مذکور وارد شده، نسبت به روایت فوق سوء ظن می آورد، برای اینکه آیاتی که در مقام مذمت مؤمنین(و یا به تعبیر این روایت در مقام مذمت عموم مردم)است، و آیه غار هم در جملهالا تنصروهبدان اشاره داردو اول همه آنها آیهیا ایها الذین آمنوا ما لکم اذا قیل لکم انفروا فی سب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.