اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 53
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع) – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع) شامل 44 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع) گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع) با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع) از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع) را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داستان داود(ع) و سلیمان(ع) :
ترجمه آیات ۷۸ – ۹۱
و داوود و سلیمان را به یاد آر آن لحظه که در کار زراعتی که گوسفندان قوم شبانه در آن چریدندداوری می کردند و ما گواه داوری کردنشان بودیم(۷۸).
و حکم حق را به سلیمان فهماندیم و هر دو را فرزانگی و دانش داده بودیم و کوه ها را رام داوودکردیم که(با او)تسبیح می گفتند و پرندگان را نیز.آری ما این چنین کردیم(۷۹).
و به سود شما ساختن زره را بدو تعلیم دادیم تا در جنگ شما را حفظ کند، آیا سپاس(این نعمت ها)می دارید؟(۸۰).
باد سرکش را برای سلیمان رام کردیم در نتیجه به فرمان وی به سرزمینی که در آن برکت نهاده بودیم روان بود و ما به همه چیز داناییم(۸۱).
و از دیوها افرادی را برای وی رام کردیم که برایش غواصی و کارهایی غیر آن کنند و ما نگهبانشان بودیم(۸۲).
و ایوب را یاد آر آن زمان که پروردگارش را ندا داد که به محنت دچارم و تو از هر رحیمی رحیم تری(۸۳).
پس ما اجابتش کردیم و محنتی را که داشت بر طرف ساخته کسانش را باز دادیم در حالی که به اضافه کسانش کسان دیگری نظیر آنان، با آنها بودند(یعنی اگر مثلا دو تا از فرزندانش هلاک شدند آن دورا با دو فرزند دیگر به او دادیم)و این رحمتی از ناحیه ما و اندرزی برای همه پرستشگران است(۸۴).
و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را یاد آر که همه از صابران بودند(۸۵).
که آنان را مشمول رحمت خود کردیم چون از شایستگان بودند(۸۶).
و ذو النون را یاد کن آن دم که خشمناک برفت و گمان کرد بر او سخت نمی گیریم، پس ازظلمات ندا داد که پروردگارا!خدایی جز تو نیست، تسبیح تو گویم که من از ستمگران بودم(۸۷).
پس اجابتش کردیم و از تنگنا نجاتش دادیم و مؤمنان را نیز چنین نجات می دهیم(۸۸).
و زکریا را یاد کن آن دم که پروردگار خویش را ندا داد، پروردگارا!مرا تنها مگذار که تو از همه بازماندگان بهتری(۸۹).
پس اجابتش کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته کردیم چون آنان به کارهای نیک همی شتافتند و ما را با امید و بیم همی خواندند و در قبال ما فروتن و خاشع بودند(۹۰).
و آن زن را به یاد آر که عفت خویش نگه داشت و از روح خویش در او دمیدیم و او را با پسرش برای جهانیان عبرتی قرار دادیم(۹۱).
بیان آیات (بیان آیه: “و داود و سلیمان اذ یحکمان…”و شرح اینکه حکم آن
دو جناب حکم واحد و مصون از خطا بوده است)
این آیات شرح حال جمعی دیگر از انبیا را ذکر کرده، و آنها عبارتند از داوود، سلیمان، ایوب، اسماعیل، ادریس، ذو الکفل، ذو النون، زکریا، یحیی و عیسی.و در آن رعایت ترتیب زمانی، و انتقال از لاحق به سابق را نکرده است – همچنانکه در آیات قبلی هم رعایت نکرده بود – و در این میان به پاره ای از نعمتهای بزرگی که به بعضی از آنان انعام فرموده بوداشاره نموده، و نسبت به بعضی دیگرشان تنها به ذکر نامشان اکتفا نموده است.
“و داود و سلیمان اذ یحکمان فی الحرث اذ نفشت فیه غنم القوم…حکما وعلما”کلمه” حرث”به معنای زراعت است، البته به معنای باغ انگور نیز هست.و کلمه”نفش”، به معنای چراندن حیوانات در شب است.و در مجمع البیان گفته: “نفش” – به فتح فاء، و هم به سکون آن – این است که شتران و گوسفندان را در شب رها کنند تا بدون چوپان بچرند (۱).
و در معنای جمله”و داود و سلیمان اذ یحکمان فی الحرث اذ نفشت فیه”، از سیاق استفاده می شود که در باره یک داستان است، و واقعه ای بوده که میان دو نفر رخ داده، و به شکایت و مرافعه نزد داوود آمده اند، چون داوود(ع)در بنی اسرائیل سمت پادشاهی داشته، و خدا او را در زمین خلیفه کرده بود: “یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق” (۲) و اگر هم سلیمان در این قضیه مداخله ای داشته حتما به اذن پدرش، و به خاطر یک علتی بوده که ممکن است آن علت این بوده که به اجتماع بفهماند فرزندش لیاقت جانشینی او را دارد، و گر نه معلوم است که در یک واقعه معنا ندارد دو حاکم حکم کنند، وحکم هر یک هم مستقل از دیگری باشد.
از اینجا معلوم می شود که مقصود از اینکه فرمود: “اذ یحکمان”، معنای مطابقی کلمه نیست، بلکه معنایش این است که در باره آن پیشامد مشورت می کردند، و یا مناظره و بحث می نمودند، نه اینکه هر دو حکم صادر می کردند.
و اینکه فرمود: “اذ یحکمان”که حکایت حال گذشته است، این وجه را کاملا تاییدمی کند، چون می رساند که حکم کردنشان تدریجی بوده، و در زمان بعد نیز ادامه داشته وطوری بوده که وقتی تمام می شده یک حکم صدور می یافته، و گر نه جا اشت بفرماید: “اذحکما”.
و نیز مؤید آن، جمله”و کنا لحکمهم شاهدین”است، چون ظاهر آن این است که ضمیر جمع در” حکمهم”به انبیا برگردد، و در کلام خدای تعالی مکرر آمده که خدا به انبیاحکم داده.
بعضی از مفسرین (۳) ضمیر مزبور را به داوود و سلیمان، و صاحبان دعوا برگردانده اند،و این صحیح نیست، چون به هیچ وجه نمی شود نسبت حکم را به صاحبان دعوا داد.پس صحیح همین است که حکم، حکم واحدی است، و آن هم حکم انبیا است، و آن حکم ظاهرااین است که صاحب گوسفند نسبت به مالی که گوسفندانش از صاحب زرع تلف کرده اندضامن است.
و این حکم واحدی بوده، که آن دو در کیفیت اجرای آن اختلاف داشته اند، و گرنه اگراختلافشان در اصل حکم بوده، و بر حسب فرض سلیمان و داوود دو حکم مختلف کرده اند،به یکی از دو صورت تصور دارد.یا اینکه حکم هر دو حکم واقعی بوده، و یکی دیگری را نسخ کرده، که لابد حکم سلیمان ناسخ، و حکم داوود که پیامبر قبل از او بوده منسوخ بوده، چون قرآن هم می فرماید: “ففهمناها سلیمان”.و یا اینکه هر دو حکم اجتهادی خود آنان بوده، نه حکم واقعی الهی، بلکه هر دو نسبت به حکم واقعی الهی جاهل بوده اند، و آنچه به نظرشان رسیده حکمی ظنی بوده، و خدای تعالی اجتهاد سلیمان را تصدیق و آن را حکم خود دانسته است.
اگر اولی بوده باشد – که حکم سلیمان ناسخ حکم داوود بوده – هیچ شکی نیست که ظاهر جملات آیه با آن مساعدت ندارد، زیرا دو حکم که یکی ناسخ دیگری باشد متباین با هم خواهند بود، و در این صورت باید می فرمود: “و کنا لحکمهما شاهدین – و ما به حکم آن و حکم این شاهد بودیم”تا تعدد و تباین را برساند، نه اینکه بفرماید”و کنا لحکمهم” چون این عبارت وحدت حکم را می رساند.علاوه بر این شاهد بودن خدا بر حکم آن دو، می فهماند که هر دو از خطا مصون بوده اند، و اگر داوود به حکم منسوخ حکم کرده باشد در خطا بوده است، و با جمله بعدی هم که می فرماید: “و ما به هر یک از آنان حکم و علم داده بودیم”نمی سازد، چون این آیه دلالت می کند بر تایید، و ظاهر در مدح است.
و اما احتمال دومی که هیچ یک عالم به حکم واقعی الهی نبوده باشند، و آنچه حکم کرده اند حکمی بوده که به اجتهاد خود رانده اند، احتمالی است بعیدتر از احتمال اول، برای اینکه خدای تعالی می فرماید: “ففهمناها سلیمان”یعنی علم به حکم الله واقعی را به سلیمان هم آموختیم، و این تعبیر با حکم اجتهادی که
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
