خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب : برضدّ نسبی گرایی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب : برضدّ نسبی گرایی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تأملی درباره نسبی گرایی معرفتی*
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تأملی درباره نسبی گرایی معرفتی* قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
05دقیقه
33ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه ای زمینه گرا درباب توجیه معرفتی*

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه ای زمینه گرا درباب توجیه معرفتی* شامل 103 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه ای زمینه گرا درباب توجیه معرفتی* در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نظریه ای زمینه گرا درباب توجیه معرفتی* با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه ای زمینه گرا درباب توجیه معرفتی* نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه ای زمینه گرا درباب توجیه معرفتی* هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نظریه ای زمینه گرا درباب توجیه معرفتی* اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه ای زمینه گرا درباب توجیه معرفتی* :

اشاره

دیوید انیس استاد فلسفه در دانشگاه بال استیت (

Ball State

) است. وی در این مقاله درخصوص مناقشه مبناگرا انسجام گرا گزینه ای جدید، یعنی زمینه گرایی (

contextualism

)، را ارائه می کند. این نظریه هم دیدگاه باورهای ذاتا پایه را در معنای مبناگرایانه اش و هم این نظریه را که انسجام برای توجیه کافی است، رد می کند. او استدلال می کند که توجیه، نسبت به هنجارهای (

norms

)متنوع کنش های اجتماعی امری نسبی است.

* * *

۱. مبناگرایی، انسجام گرایی، و زمینه گرایی

مبناگرایی نظریه ای است که می گوید هر گزاره تجربیِ موجّهی در نهایت باید دست کم قدری از توجیه خود را از دسته ای ویژه از گزاره های پایه که دست کم درجه ای از توجیهشان مستقل از حمایتی است که این گزاره ها ممکن است از دیگر گزاره ها به دست آورند اخذ کند. چنین مبناگرایی حداقلیای، به قطعیت (

certainty

)یا اصلاح ناپذیری (

incorregibility

)نیاز ندارد؛ منکر قابل تجدیدنظر بودن (

revisability

)تمامی جملات نمی باشد، و نقش مهمی برای توجیه درون نظام یا انسجام منظور می کند.(۱) اعتراضات اصلی به مبناگرایی عبارت بوده اند از (الف) انکار وجود جملات پایه، و (ب) این ادعا که حتی اگر چنین گزاره هایی اسطوره ای (

mythical

)نبودند باز هم چنین پایه تضعیف شده ای هرگز تمامی جملاتی را که ما به نحو متعارف آنها را موجه می دانیم توجیه نمی کرد.

در برابر مبناگرایی نظریه انسجام گرایی توجیه قرار داشته است. براساس انسجام گرایی، یک گزاره موجه است اگر و تنها اگر با گونه ای مشخص از نظام جملات انسجام داشته باشد. اگرچه میان انسجام گرایان در تبیین چنین انسجام و نشان دادن نظام خاصی از گزاره ها اختلاف نظر بوده است، عناصر کلیدی در این تبیین ها هماهنگی (

consistency

)، ارتباط(

connectedness

) ، و جامعیت (

comprehensiveness

)بوده است. اعتراض اصلی به این نظریه این بوده است که صرف انسجام در مجموعه ای هماهنگ و جامع از گزاره ها، برای توجیه کافی نیست.(۲) نظریه پردازان توجیه معرفتی گرایش داشته اند که بر مبناگرایی و انسجام گرایی تأکید کنند و عموما نظریه سوّم یعنی زمینه گرایی را یا ندیده اند و یا بدان بی اعتنایی کرده اند. زمینه گرا وجود گزاره های پایه به معنای مبناگرایانه اش و نیز کفایت انسجام برای توجیه را انکار می کند. براساس زمینه گراییْ هر دو نظریه، مولفه های زمینه ای را که درخصوص توجیهْ اساسی هستند نادیده می گیرند. در آنچه ذیلاً می آید، گونه ای نظریه زمینه گرا را بسط می دهم.(۳)

۲. مواجهه نمونه اساسی با اعتراضات

نمونه اساسی توجیه که در اینجا بسط داده می شود مربوط به موردی است که شخص بتواند با اعتراضات مشخصی مواجهه شود. اعتراضاتی که شخص باید با آنها مواجه شود، خواه مواجه شده باشد و خواه مواجه نشده باشد در رابطه با اهداف خاصیْ نسبی است. و از آنجاکه مسأله مربوط به توجیه معرفتی است، اهداف هم بالطبع معرفتی خواهند بود. ممکن است پذیرش جمله ای نسبت به یک هدف معرفتی، معقول (

reasonable

)باشد ولی نسبت با هدف دیگر چنین نباشد. دو هدف از اهداف معرفتی، داشتن باورهای صادق (

true beliefs

)و اجتناب از باورهای کاذب است. دیگر اهداف معرفتی همچون اصل سادگی (

simplicity

)، حفظ باورهای موجود، به حداکثر رساندن قدرت تبیین (

explanatory power

)به عنوان اهداف فرعی نسبت به دو هدف [اصلی [صدق و اجتناب از خطا در نظر گرفته می شوند.(۴)

با فرض این اهداف، اگر کسی (

s

) ادعا کند گزاره ای (

h

) صادق است ممکن است اعتراض کنیم که: (الف)

s

در موقعیتی نیست که به

h

آگاه باشد، یا (ب)

h

کاذب است. (الف) را در نظر بگیرید. فرض کنید ما از

s

می پرسیم که چگونه به

h

آگاه شد و او با ارائه دلایل متعدد )

e1, e2,…, en

( برای صدق

h

به ما پاسخ می دهد. ممکن است اعتراض کنیم که یکی از دلایل او

e1

– تا –

en

کاذب است،

e1

تا

en

پشتیبانی کافی برای

h

فراهم نمی آورند، و استدلال نمودن خاص

s

از طریق

e1

تا

en

برای

h

مغالطه آمیز است، یا اینکه شاهد (

i

) وجود دارد بگونه ای که تلفیق [= پیوستگی [

e1

تا

en

با

i

پشتیبانی کافی برای

h

فراهم نمی کند. این اعتراضات می تواند نسبت به دلایلش برای

e1

تا

en

و نیز پاسخهایش به اعتراضات ما مطرح شود.

مواردی هم وجود دارد که لازم نیست شخص دلایلی برای این ادعا که

h

صادق است ارائه دهد. اگر

s

ادعای دیدن یک کتاب قهوه ای را در اطاق نماید معمولاً نیاز به دلیل نداریم. ولی ممکن است همچنان اعتراض کنیم که آن شخص در موقعیتی نیست که آگاه باشد با این استدلال که مثلاً آن شخص در چنین موقعیتهایی موثق [= قابل اعتماد] (

reliable

) نمی باشد. بنابراین حتی در مواردی که بطور کلی نیاز به دلیل نداریم اعتراضاتی که در مقوله های (الف) و (ب) قرار می گیرند می توانند مطرح شوند.

لزوم توانایی شخص در مواجهه با همه اعتراضات ممکنی که در مقوله های (الف) و (ب) قرار می گیرند، شرطی بسیار قوی است. ممکن است در زمانهای خیلی بعد، شاهدی (

evidence

)به عنوان نتیجه پیشرفتهای دانش تجربی ما کشف شود که صدق گزاره

h

را به پرسش فراخواند. گرچه ما در حال حاضر، این شاهد را واقعا نداریم، به لحاظ منطقیْ امکان آن وجود دارد، پس این یک اعتراض ممکن نسبت به

h

در زمان حاضر است. اگر شخص می باید با اعتراض مواجه نشود، لازم است موقعیت معرفتیش متفاوت و بهتر از آن کسی باشد که در حال حاضر در آن است، یعنی باید شاهد جدیدی برای پاسخ دادن به اعتراض داشته باشد. اعتراض کنندگان هم باید در موقعیت بهتری برای طرح اعتراضات باشند. ولی اعتراضات مطرح و پاسخ داده شده نباید نیاز به شرکت کنندگانی داشته باشد که در موضع معرفتی جدید باشند. آنچه مورد سؤال قرار گرفته این است که آیا شخص در موقعیت فعلیش ، در باور به

h

موجه است یا نه. بنابراین شخص باید فقط به اعتراضات فعلی پاسخ دهد، یعنی اعتراضات مبتنی بر شواهد فعلی و در دسترس.

صرف بیان سؤالی که در یکی از مقولات ما قرار می گیرد موجب تبدیل آن به اعتراضی که

s

باید بدان جواب دهد نمی شود. برای نیاز به پاسخْ داشتن، اعتراض باید اظهار یک شک واقعی باشد. پیرس (

Peirce

) معتقد است شکْ وضعیتی دشوار و برآورده ناشده است که می کوشیم خود را از آن رها سازیم. «چنین شکی محصول پدیده ای شگفتی آور است، تجربه ای که یا یک انتظار را ناکام می گذارد یا اخلال در عادت انتظار ایجاد می کند.»(۵) همانطور که دیویی (

Dewey

)می گوید تنها وقتی که «فریادها، خردکردنها، به هم زدنها، و… حوادثی که روند متعارف رفتار آرام را برهم می زنند» رخ دهد، آن شک پیش می آید.(۶)

پس برای آنکه

s

بتواند برای پاسخ به یک اعتراضْ قابل اطمینان باشد، باید شکی واقعی وجود داشته باشد که توسط یک وضعیت واقعی زندگانی پدید آمده است. با فرض اینکه احتمالات ذهنی ای (

subjective probabilities

)که شخص بدان قائل می شود نگرش های معرفتی واقعی وی را منعکس می سازند و اینکه اینها محصول مواجهه او با جهان هستند، می توان نکته فوق را به این نحو بیان کرد:

s

ملزم به پاسخ به اعتراض نیست اگر معمولاً سؤال کنندگان از

s

، احتمال آن را ضعیف بدانند.

اگر اعتراض باید بیان شکی واقعی باشد که توسط صداهای گوشخراش یک موقعیت واقعی زندگانی پدید آمده است، در این صورت چنین اعتراضاتی اساسا منطقه ای در مقابل فراگیر خواهند بود. اعتراضات فراگیر کلیّت باورهای مورد اعتقاد در یک زمان مشخص یا تمامی حوزه باورها را به پرسش می خواند، در حالی که اعتراضات منطقه ای باوری خاص را مورد سؤال قرار می دهند. نمی خواهیم بگوئیم امکان تحقق وضعیتی واقعی که موجب برانگیخته شدن اعتراض فراگیر شود وجود ندارد. اگر تشعشع هسته ای سوّمین جنگ جهانی تجربه شده باشد، رشدی سریع در میزان خطای باورهای ادراکی (

perceptual

beliefs

)مربوط به بینایی وجود خواهد داشت و ما به عنوان یک گروه نسبت به آنها مردّدتر خواهیم بود.

باید چنین فرض شود که مخاطبان اعتراض کننده دارای اهداف معرفتی صدق و دوری گزیدن از خطا هستند. اگر آنان جستجوگران انتقادی صدق نبودند اعتراضات مناسبی را برنمی انگیختند. برای مواجهه با اعتراض

s ,i

باید به نحوی پاسخ دهد که در گروه معترض، انکاری عام و نه ضرورتا فراگیر نسبت به

i

یا دست کم به رسمیت شناختن عام موقعیت تضعیف شده

i

به عنوان یک اعتراض ایجاد کند.

در مورد اخیر

s

ممکن است مثلاً اشاره کند که اگرچه

i

امکان دارد صادق باشد، ولی این فقط حمایت

e1

(یکی از دلایلش برای باور داشتن به

h

) را به مقدار خیلی کمی کاهش می دهد و بنابراین او هنوز در باور داشتن به

h

موجه خواهد بود. البته راههای فراوانی وجود دارد که

s

با آنها می تواند از عهده یک اعتراض برآید. امکان دارد نشان دهد که آن از نوع (الف) یا (ب) نیست و بنابراین مربوط نمی باشد. ممکن است پاسخ دهد که این یک سخن بیهوده است که توسط شکی واقعی برانگیخته نشده؛ یعنی دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم صادق است. ممکن است از معترض درباره دلایلش بپرسد و می تواند در پاسخ، هر اعتراضی، از نوع (الف) یا (ب) را مطرح کند. باز هم این دادوستد مبتنی بر اعتراضات و پاسخهای حقیقی است.

۳. ماهیّت اجتماعی توجیه

هنگامی که درباره موجه بودن

s

در باور به

h

سؤال می شود، این امر باید نسبت به یک مسأله زمینه (

issue-context

)مورد بررسی قرار گیرد. فرض کنید علاقمندیم بدانیم که آیا جونز، فردی عادی که آموزش پزشکی ندیده، درباره اینکه بیماری فلج اطفال توسط یک ویروس ایجاد می شود اطلاعات عمومی ای دارد یا نه. اگر پاسخ او به سؤال ما به گونه ای باشد که نشان دهد او مقاله حاوی نظرات ساک (

salk

) در این خصوص را به یاد دارد، در این صورت پاسخش به اندازه کافی خوب است. او به قدر کافی به وظیفه خود درخصوص مسأله – زمینه عمل کرده است. ولی فرض کنید که متن، امتحانی برای درجه پزشکی (

M.D

) است. در اینجا توقع خیلی بیشتری داریم. اگر نامزد مذکور صرفا همان مطلب را بیان کند می فهمیم که معرفت او خیلی کم است. بنابراین ممکن است شخصی در باور به

h

نسبت به یک مسأله زمینه موجه باشد ولی نسبت به مسأله زمینه دیگر غیرموجه.

مسأله زمینه چیزی است که یک مسأله خاص مربوط به

h

در آن مطرح شده است. این است که سطح فهم و معرفتی را که

s

باید به ظهور برساند و همین است که یک گروه معترضِ مناسبْ را معین می کند. به عنوان مثال در زمینه امتحان برای درجه پزشکی، مجموعه مناسبْ افراد سطح معمولی آموزش ندیده نیستند بلکه افراد دارای صلاحیت پزشکی اند. اهمیت (ارزش یا سودمندی) همراه با پیامد پذیرش

h

هنگامی که کاذب است و رد

h

هنگامی که صادق است، جزئی از مسأله زمینه است. فرض کنید مسأله این است که آیا یک داروی مشخص، به علاج یک بیماری بدون آنکه اثرات زیان بخش داشته باشد کمک می کند یا نه. تقاضای ما در چنین حالتی به مراتب بیش از موردی است که سؤال در مورد چنین کمکی به حیوانات باشد. در هر دو مورد گروه معترض مناسب محققان واجد شرایط یکی است ولی آنان به شواهدی فوق العاده زیادتر از مورد قبلی نیاز دارند. محققان درواقع شرایط توجیهی نسبت به اهمیت موضوع را تقویت یا تضعیف می کنند. اگر پذیرش

h

هنگامی که

h

کاذب باشد نتایج قابل انتقادی به بار آورد، محقق ممکن است سطح اهمیت مورد نیاز در آزمودن

h

را افرایش دهد.

انسان یک حیوان اجتماعی است ولی با این وصف وقتی نوبت به توجیه باورها می رسد فیلسوفان مایلند این واقعیت را نادیده بیانگارند. درحالی که این یک شاخصه زمینه ای (

contextual factor

)است که هیچ نظریه توجیه قابل قبولی نمی تواند آنرا نادیده بگیرد. طبق نمونه زمینه گرایانه توجیه که در بالا بدان اشاره رفت، هنگام سؤال درباره اینکه شخص

s

در باور به

h

موجه است ما باید این را نسبت به مسأله زمینه خاصی که سطح دانش و معرفت مورد نیاز را معین می کند بسنجیم. این به نوبه خود گروه معترض مناسب را معین می کند.

s

برای موجه بودن در باور به

h

نسبت به مسأله زمینه،

s

باید قادر باشد با تمامی اعتراضات جاری واقع در (

A

) و (

B

)که بیان کننده شکلی واقعی درباره گروه معترض متخصّص است در جایی که معترضان جستجوگران انقلابی حقیقت هستند روبرو شود. بنابراین اطلاعات اجتماعی باورها، اطلاعات و نظریه های دیگران نقش مهمی در توجیه ایفا می کنند، زیرا به نوبه خود معین می کنند که چه اعتراضاتی مطرح خواهد شد، چگونه شخص بدانها پاسخ خواهد داد، و چه پاسخ هایی را معترضان خواهند پذیرفت.

شاید مولفه ای که در نظریه توجیه بیش از همه مورد غفلت قرار گرفته است کنش های اجتماعی واقعی و هنجارهای توجیه یک فرهنگ یا جامعه انسانی است. فیلسوفان به اصول عام و پیشینیِ توجیهْ توجه کرده اند. اما این مطلب را در مورد زمینه تحقیق علمی در نظر بگیرید. قطعا در روش ها و فنون کشف و آزمایش علمی اصلاحاتی بوده است. فرض کنید در زمان

t

مطابق با بهترین روش ها که جستجوگران انتقادی حقیقت آن را برای کشف و آزمایش یک قلمرو علمی تجربی گسترش داده اند،

S

نظریه

T

را می پذیرد. بی معنی خواهد بود که بگوییم

S

در پذیرش

T

موجه نیست چون در زمانی بعدْ اصلاح آن فنون به پذیرش نظریه ای متفاوت خواهد انجامید. بنابراین

S

در پذیرش

T

نسبت به معیار

t

موجه است.

اگر ما موردی همچون مثال پیشین را بررسی کنیم که دو دسته مختلف موجود به جای دو زمان مختلف در یک زمان مطرحند باز هم همان نتیجه بدست می آید. فرض کنید

S

یک فیزیکدان کره زمین است و بر مبنای بهترین روشهای پیشرفته توسط فیزیکدانهای کره زمین،

T

در زمان

t

می پذیرد. فیزیکدانان پیشرفته تر و ناشناخته برای ما در همزاد کره زمین

T

را رد می کنند.

S

همچنان در پذیرفتن

T

موجه است.

برای تعیین اینکه

S

در باور به

h

موجه است باید معیارهای واقعی توجیه در جامعه انسانی ای را بررسی کنیم که او بدان تعلق دارد. به گونه ای مشخصّتر، ما بامشخص کردن یک مسأله زمینه که در یک جامعه انسانی

G

با اعمال اجتماعی و هنجارهای توجیه خاص مطرح شده است معین می کنیم که آیا

s

در باور به

h

موجه است یا نه. این امر سطح دانش و معرفتی را که انتظار می رود

S

داشته باشد و معیارهایی را که او باید برآورده سازد معین می کند. گروه معترض مناسب، زیرمجموعه ای از

G

است.

S

برای موجه بودن در باور به

h

، باید به گونه ای قادر به روبرو شدن با اعتراضات آنان باشد که کنش ها و هنجارهای آنها را برآورده کند.