خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب های فرهنگی علیه زنان (قسمت اول)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل واکاوی آسیب های فرهنگی علیه زنان (قسمت اول) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سنت های اسلامی و جنبش فمینیسم; مواجهه یا همکاری؟
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سنت های اسلامی و جنبش فمینیسم; مواجهه یا همکاری؟ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
41دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 57

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نمایی از مظلومیت زن در جاهلیت قدیم و جاهلیت مدرن :

جاهلیت، ظهور گونه ای از حیات بشری است که با پس رفتن عقل و عدم حاکمیت آن بر قلمرو وجود، حضور و سلطه می یابد. همانگونه که ظلمت، با حذف نور از میدان هستی، جلوه ای کاذب می نماید و حکایت از غیبت روشنایی دارد.

از آنجا که هدف از خلقت بنی آدم، سلطه خرد و حکمت بر اساس اراده و خواست آگاهانه، بر مجموعه هستی است. و مخاطب امر و نهی پروردگار و محبوبترین خلق نزد او جَلّ و علَا، عقل است(۱)، نماد هرگونه جهل بر زندگی انسان، تضادی فاحش با هدفش یعنی کمال دارد. و به میزان ظهورش در عرصه عمل، عقل را به عقب می راند و صحنه کارزار را به دست می گیرد. بدیهی است که چنین پیروزمندی، حاصلی جز غلبه باطل و مقهوریت حق نخواهد داشت، چرا که نیروی سنجش حق و باطل، و عامل طرد پلیدیها و انقیاد در برابر پاکیها، همان جوهر مجرد عقل است. آن موهبتی که با حضورش در عرصه حیات، همه خیرات را در پی دارد. و زمانیکه آدم علیه السلام مأمور شد تا از میان سه موهبت عقل، دین و حیاء یکی را برگزیند، با گزینش عقل، دین و حیاء با او همراه شدند.(۲)

شرط پیروزی و سعادت بشر، داشتن حیات انسانی است که در سایه دین و از طریق عقل کسب می شود، و به قول ویلیام جیمز «هرگاه بشر سالم زندگی کند، حتما خدای را تجربه کرده است.»، اما هر گاه هدایت عقل را نادیده گرفته، دین را از دایره زندگی حذف کرده و به مراتب پست تر از حیوانات زیسته است(۳). چنانچه جای جای تاریخ و بررسی احوال ملل در ادوار عالَم شاهد و گویای این واقعیت تلخ است.

قرآن کریم، زمان قبل از اسلام و ایامی را که بشر، از منبع وحی دور بوده و با جهل خود، ره پیموده است، به نام «جاهلیت اولی» می نامد. که علیرغم تصورات برخی، این وضع اسفبار، خاصِ اعراب ما قبل اسلام نبوده و همه اقوام بشر، در منجلاب بی خدایی و دوری از حق دست و پا می زدند.

تبعات و عوارض چنین رویدادی، در همه عرصه های حیات و همه عناصر اجتماع، خود می نماید، لکن در این میان، اقشاری چون زنان، که در هر جریانی (مثبت یا منفی) تأثیر پذیرترند، و شاخص مظاهر فرهنگ هر زمان می باشند، معرفِ ایام بربریت نیز هستند.

نظرات اقوام و ادیان آن زمان در خصوص جایگاه زن، جلوه های بارزی از آن دوران را معرفی می نماید. قرآن کریم نیز برای یادآوری رفتارهای جاهلانه آن زمان، به این واقعیت اشاره می کند: «وَ اِذا بُشِّرَ اَحَدُهُم بِالانثی ظَلَّ وَجْهُهُ مسَّودا و هو کظیم. یَتَواری مِنَ القَومِ مِنْ سوءٍ ما بُشِرَّ بِه ایُمسِکُه علی هُونٍ اَم یَدُسُّهُ فِی التُرابِ اَلاساءَ مایَحکمونَ»(۴)

«هرگاه که مژده تولد دختری، به فردی داده می شد، از شدت غم و حسرت، رخسارش سیاه و سخت دلتنگ می شد و بخاطر این ننگ، از قوم خود روی پنهان می نمود و به فکر می افتاد که آیا آن دختر را با ذلت و خواری نگه دارد و یا زنده به گور نماید. آگاه باشید که آنان بسیار بد حکم می کردند.» نمونه هایی چون جریان قیس بن عاصم که نزد پیامبر (ص) اعتراف می نماید که سیزده فرزند دخترش را زنده به گور نموده در تاریخ شرمگین جاهلیت ثبت است. ولی چنانچه اشاره شد این همه جهالت و بربریت منحصر به اقوام آن زمان نبوده است.

بانو «پروفسور آندرا» (ANDRA) در کتاب «وضع زنان در مهابراتا» می نویسد:

هیچ مخلوقی گناه کارتر از زن نیست، آتش افروز است، لبه تیز تیغ است. در حقیقت، زن همه این چیزها را دارد. مردان نباید آنها را دوست داشته باشند و حتی طبق دستور کتاب مانو، در این آیین، زن نباید هیچ وقت در جستجوی استقلال باشد و هیچ وقت نباید کاری را به دلخواه خودش انجام دهد. و به تصریح در جمله های ۱۴۰ و ۱۴۷ مانو تأکید شده که هیچ وقت زن، استقلال ندارد و حتی بعد از مرگ اربابش، باید تابع پسران ارباب باشد.

در متون مذهبی تمدن چین، زن را به آب دردآلودی تعبیر کرده اند که نیک بختی و ثروت را می شوید و در ادبیات آنان، زن نازلتر از مرد معرفی میگردد و هیچگونه حقی را نداشته است، حتی نسبت به فرزندش. و مرد در قبال زنش تعهد و مسئولیتی نداشت و هر موقع می توانست، از او سلب حیثیت می کرد و او را می فروخت.

در آیین بودا نیز، مطابق دستور و تعلیم خاصی می گویند:

«نیروانا»، – یعنی نجات – هیچگاه در مصاحبت زن، تحصیل نمی شود و به طور کلی زناشویی و علاقه به زندگی خانوادگی، مخالف هدف نهایی آنها می باشد. زیرا هدف نهایی این کیش، کشتن تمایلات است و این، مستلزم عزوبت می باشد(۵).

به نقل از مورخ معروف وستر مارک (WESTERMARK) از نظر بودا همه زنان، دارای روح اغوا و فریبنده هستند که برای مردها گسترده و نیروی فریبندگی در نهاد زنها با خطرناکترین شکل مجسم شده است. و همین فریبندگی زنها است که فکر عالی را کور می سازد.

در مکتب یهود نیز نه تنها مطالبی در باب حقوق زنان عنوان نشده، بلکه یک دستور العمل شدید در متن تورات می یابیم که دالّ بر کناره گیری مطلق انسانها از زن به هنگام عادت ماهیانه است(۶).

یونانیان زن را منشأ انواع بدبختی های بشر می دانند. «پاندورآ» (PANDROA)، سمبل اندوه بشر است. در دین یهود نیز حوا به عنوان علت اصلی عدم اطاعت آدم در برابر خداوند معرفی می شود. در قانون رم، زن، نقشی همانند نقش برده داشت و به شوهران اجازه داده می شد که زنان خود را در صورت عدم فرمانبرداری به قتل برسانند. در اساطیر یونان و در تمدن هند باستان، زنان بخش جدا ناشدنی از پیکره همسرانشان تلقی می شوند و به همین دلیل هر گاه شوهرشان از دنیا می رفت، زن نباید زنده بماند. به همین دلیل هزاران زن، قربانی این خرافات شدند که این زنان به ساتی معروف شده اند. زنان در هند حق مالکیت نداشتند و از ارث محروم بودند و سمبل سکس نامیده می شدند.

دکتر اسپرنگ (SPRING) در کتاب «جنایات قرون وسطی» می نویسد:

به سال ۱۵۰۰ میلادی در انگلستان، شورای اجتماعی برای شکنجه دادن به زنها تشکیل شد، و وسایل تازه ای را برای این کار، ابتکار نمودند. و در نتیجه این طرح، مسیحیان، زنان را زنده زنده سوزانیدند.

در مسیحیت نیز وضعی مشابه به سایر آئین ها وجود داشته است. به طوری که فرقه ابی یونی ها، عقیده داشتند که زن، به علت پستی فطرتی که دارد، قابل زناشویی نیست و ذاتا ناپاک است و حتی کوشیده اند تا یک کلیسا را وادار به تحریم ازدواج نمایند. حتی مواردی که حاکی از عدم اجازه تحصیل زنان وجود دارد(۷).

در ایران قبل از اسلام نیز، وضع نکبت باری از زنان، نقل شده است. پروفسور «کریستیان بارتلمه» در مورد وضع زن در امپراطوری ساسانی چنین می نویسد:

در زمان ساسانیان، ازدواج با خواهر و زن پدر متداول بوده است. ازدواج با خواهر به ویژه در خاندان سلطنتی برای حفظ و نگهداری خون و میراث شاهنشاهی رایج و برقرار بوده است. ایرانیان باستان نیز بنا به تعلیم اوستا در (ورشتمان سزسک) زناشویی برادر و خواهر را موجب جلب روشنایی ایزدی در خاندان و طرد دیوان می دانسته اند (به طریق ماریها) هم عصر انوشیروان در کتاب سریانی می نویسد: عدالت خواسته پیوستندگان اهورا مزدا، به نحوی جاری می شد که مرد مجاز است با مادر و خواهر خود زناشویی کندو طبق روایت زرتشتیان، زناشویی خواهر با برادر، پدر با دختر روا بوده است. کمبوجیه دو خواهر خود را به عقد ازدواج واداشت. داریوش خواهر خود، «پریسناتیس» را به همسری گرفت و داریوش دوم با خواهر خود، «استاتیر» ازدواج کرد. قباد نیز، هم خواهر خود و هم یکی از خواهرزادگان و نیز دختر خود «سامبیکه» را به زنی گرفت.

در میان اعراب رفتارهای وحشیانه و غیر انسانی نسبت به زنان شهرت بیشتری دارد. و این شهرت یا به دلیل وضعیت اجتماعی واقتصادی حاکم بر آن سرزمین است، که اکثرا مجبور به کوچ نشینی ودوره گردی بودند، و یا جنگها و درگیریهای پی در پی، آن را سبب می شد و یا به میمنت ظهور اسلام، تفاوت فاحش این اوضاع با وضعیت ناشی از تعالیم والای این دین بوده که بروز و جلوه بیشتری به آن داده است. از نمونه بربریت و جاهلیت حاکم در میان اعراب در برخورد آنان با زنان، می توان به برخی ازدواجهای مرسوم آن دوران اشاره کرد. که زنان هیچ نقشی در تعیین همسر وز ندگی زناشویی خود نداشتند.

نمونه هایی از ازدواج، در دوران جاهلیت

نکاح الرهط:

نوعی از ازدواجهای ننگین در آن زمان بود که به زناشویی دسته جمعی تعبیر می شد، البته تعداد مردانی که یک زن را به طور اشتراک انتخاب می کردند، از ده نفر تجاوز نمی کرد، اگر ثمره این ازدواج پسر بود، پس از گذشت چند شب از تولد او مادر نوزاد، یک یک آن چند مرد را خواسته و سپس به یکی از آنها خطاب می کرد که این فرزند از تو می باشد، و به این وسیله پدر کودک معین می گردید و مرد تعیین شده حق هیچ گونه اعتراضی نداشت. ولی اگر فرزند دختر بود، هیچ کدام از مردان زیر بار این نوزاد نمی رفتند، زیرا وجود دختر را ننگ می دانستند.(۸)

نکاح البَدَل:

چنانچه از اسمش پیداست، طی آن، هرگاه مردی با زنش حرکت می کرد و به مرد دیگری که با همسرش حرکت می نمود نزدیک می شد، در صورت تمایل، همسر خود را با همسر آن شخص معاوضه می کرد و زنان هیچ نقشی در این معاوضه نداشتند.(۹)

نکاح الجمع:

یکی دیگر از انواع زناشویی همگانی بدین قرار بود که ثروتمندان عرب، به خاطر ثروت اندوزی، کنیزان خریداری شده و زنان بی بند و بار را جمع می نمودند و آنها را در نزد اساتید فن، رموز ادب و موسیقی و عشوه گری می آموختند. سپس هر یک را در منزلی آماده قرار می دادند و بر بام آنها پرچمی را که نشان ورود آزاد برای همگان بود نصب می کردند و ثمره این چنین نکاحی نیز به کمک قیافه شناسان و کاهنان به یکی از مردان، منتسب می شد و فرزند مشروع او به حساب می آمد.(۱۰)

نکاح الشغار:

به این ترتیب بود که زنان و دختران در ازاء کابینِ زنی دیگر واقع می شدند، یعنی مردی دختر یا خواهر خود را در عوض مهرزنی که گرفته بود به پدر یا برادر او می داد.(۱۱)

ازدواجهای میراثی:

نوعی ازدواج بود که در آن همسر شخص متوفی، مانند اموال باقی مانده از وی به وارثان بعد از او تعلق داشت و به مانند ارث تقسیم می شدند.(۱۲)

با این گونه رفتار بود که، آن دوران عصر جاهلیت، نام گرفت. که به حق، نامی با مسمی است. اگر جهل و ناتوانی بشر در برپایی یک زندگی مطلوب و داشتن رابطه ای انسانی با یکدیگر و بالاخره ایجاد یک اجتماع امن و آراسته به سجایای انسانی را وجه تسمیه این نام بدانیم، مسلّم، نامی نیکوتر از آن برای این دوران، که ما مفتخر به اکتشافات و اختراعات و گونه های جدید ابزار و وسایل زندگی درآنیم، نخواهیم داشت. چرا که معدل این دوران بیش از امنیتِ انسان در آن زمان نیست. و اگر رفتارهای فردی و برخوردهای اجتماعی را در دو عصر، قیاس نماییم، «جاهلیت مدرن» شایسته آن خواهد بود. جاهلیتی که رخت زمانه پوشیده و با جلوه ای مدرن و فریبنده، غرور علم به خود گرفته و به نیش خند دوران گذشته نشسته است.

در جاهلیت مدرن، بشر با حربه قدرت و تکنیک، و در سایه تجربیات قرون گذشته توانسته است، با توان بیشتر، زمان رسیدن به اهداف و امیالش را کوتاه کند. اگر در جاهلیت کهن قبایل اوس و خزرج بیش از ۲۰۰ سال به بهانه تلف شدن علفهای مزرعه یکی، توسط شتر دیگری، یکدیگر را می کشتند، و اگر در سراسر این جهالت طولانی، هر سال ۱۰۰ قربانی داشت، امروزه یک بمب افکن مدرن، با یک پرواز چند دقیقه ای، دهها برابر آن را به دیار نیستی می فرستد که انصافا آن کشتار قبیله ای بسی موجه تر و معقول تر است، چرا که اولین قتل، در ازای گرفتن حقی صورت می گرفته، ولی کشتار مردم بی گناه حلبچه، بوسنی و هرز گوین، الجزایر و از همه رسواتر، مردم مسلمان فلسطین در پی احقاق کدام حق است؟ آیا منشأیی جز ظلم و خود خواهی دارد؟ و یا اگر زنده به گور کردن دختران در میان اعراب جاهلی، ضرب المثلی برای بیان قساوت و بی رحمی آن دوران است، و کمال خودخواهی و جهل آنان، تاب زنده ماندن یک موجود ذی حیات را نداشت، امروزه خودخواهان مدرن حتی اجازه ورود به این جهان را به دختران و پسران نمی دهند و در همان دنیای ماقبل او را نابود می کنند، خود را ذی حق و آنان را بی حق می دانند. و مضحک تر، زمزمه و استدلال آنان برای احترام گذاردن به «حیات»، و مخالفت با اعدام مفسدینی چون دلّالان مرگ و اعتیاد است، و قائلند که چون نفس حیات، محترم است پس باید قاتلین بشر هم حق حیات داشته باشند.

اگر فروش دختران، با مبادله همسران در برخی ازدواجها و یا معامله بر سر زنان در جنگها، بخشی از تاریخ بشر را سیاه کرده و ما در عصر ارتباطات آن را محکوم می کنیم. امروزه فروش کودکان و نوجوانان توسط دلالان اسرائیل در سراسر دنیا چه وجهی دارد؟ و یا تربیت دختران از کودکی برای بهره برداری در مراکز فساد و گرداندن محافل عیش و طرب عیاشان، با کدام قانون بشری سازگار است؟

اگر بی رحمی و زورگویی مردان، در برخی قبائل در به کارگیری زنان به مشاغل سنگین و یا جایگزینی آنان با چارپایان برای امرار معاش، چهره ای کریه و خشن به بخشی از تاریخ کهن بخشیده، امروزه فریاد به ظاهر پیشرفته و زیبای «تساوی زن و مرد از همه جهات»، از جمله همه مشاغل، چه توجیه برتری دارد؟

نگاهی به اخبار و آمار دهشتناک موقعیت زنان از حیث امنیت، در محیط خانه و اجتماع در کشورهای به ظاهر متمدن، حکایت از پیشرفت ظلم و مدرن گشتن فساد و غارت علیه زنان دارد.

الف – زن آزاری در خانواده

* امروزه تقریبا ۵/۸ میلیون خانوار تک والد در ایالات متحده وجود دارد که دارای فرزندان زیر هجده سالند. در ازای هر یک مرد آمریکایی که به تنهایی از فرزندان خود نگهداری می کند، هفت زن دارای چنین شرایطی بوده و طبق گزارش دولت آمریکا، اکثر این زنان در فقر به سر می برند. بسیاری از این زنان هرگز ازدواج نکرده اند؛ بیشتر این عده را دختران نوجوان زیر بیست سال تشکیل می دهند. آنها به تنهایی فشار تمامی مشکلات اساسی اجتماعی مربوط به فرزندان نامشروع و بسر بردن این فرزندان در خانه هایی بدون پدر را تحمل می کنند. این سرزنش در عین توجه رسانه ها و سیاستمداران، کمتر متوجه مردان و پسران مجردی است که در واقع پدران این فرزندانند. تاکنون اقدامات معمولاً بی اثر و نامنسجمی برای واداشتن این پدران به کمک مالی به فرزندان خود صورت گرفته است ولی بیش از تأمین مالی، آنچه مهم است محبت و توجه پدرانه است، که عنایت چندانی به آن نمی شود.

حدود ۲۸ درصد از تمامی متولدین سال ۱۹۹۱ در آمریکا، خارج از پیوند زناشویی والدین خود پا به عرصه جهان گذاشتند. این رقم در مورد فرزندان سیاهپوستان آمریکایی به ۶۸ درصد بالغ می شود. از هر صد مورد ازدواج در آمریکا، ۵۵ مورد به طلاق می انجامد و این بالاترین رقم جدایی زوجین در کشورهای پیشرفته جهان است. وقتی ازدواجی به طلاق منتهی می شود، زنان مطلّقه، که تعدادشان هم کم نیست، سرپرستی بچه ها را به عهده می گیرند و در نتیجه منبع اصلی تأمین مالی خود و فرزندانشان را از دست می دهند. بر طبق گزارش «شورای جمعیت» میزان درآمد زنان پس از طلاق، در دو کشور ایالات متحده و آلمان به ترتیب ۲۴ و ۴۴ درصد تنزل پیدا می کند و این در حالی است که میزان عایدی مردان این دو کشور به ترتیب ۶ و ۷ درصد کاهش پیدا می کند. از نتایج یک تحقیق بلند مدت که میزان درآمد و میزان فقر خانواده های آمریکایی را در بین سالهای ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۶ مورد مطالعه قرار داد، چنین برمی آید که میزان درآمد خانواده هایی که در طول دوره بررسی مذبور با رفتن پدر از خانه مواجه شدند، بلافاصله ۳۷ درصد کاهش یافت.

(واشنگتن پست – آمریکا – نوزدهم ژوئیه ۱۹۹۵)

* سالانه سه تا چهار میلیون نفر از زنان آمریکایی در کانون خانوادگیشان مورد ضرب و جرح قرار می گیرند. در ۴۴ درصد از مواردی که زنان در این کشور به قتل می رسند؛ قاتل، همسر و یا دوست پسر (نامزد) آنهاست.

اعمال خشونت در داخل خانه ها، جرمی نیست که ارتکاب به آن تنها به یک بار محدود شود. بررسیهای انجام شده نشان می دهد که همسران خطاکار، بارها و بارها مرتکب اعمال خشونت آمیز خود می شوند. هر قدر بر میزان خشوت علیه زنان در خانواده افزوده می شود، احتمال اینکه فرزندان این خانواده ها نیز قربانی چنین خشونت هایی شوند، سه برابر افزایش می یابد. بدتر از همه اینکه، بنا بر آمار و بررسیهای انجام شده، قربانیان اینگونه خشونتها دقیقا آن زمان در معرض بیشترین خطرهای ممکن قرار می گیرند، که بخواهند همسران خطاکار خود را ترک کنند. احتمال اعمال خشونت در مورد زنان مطلّقه و زنانی که شوهرانشان را ترک می کنند، ۵/۴ برابر بیشتر از زنان شوهردار است.

(واشنگتن پست – آمریکا – چهارم آگوست ۱۹۹۵)

* در تحقیقی که اخیرا در سی دانشگاه آمریکا به عمل آمده است، این حقیقت آشکار شده که ۱۲ درصد از دانشجویان زن، توسط همکلاسان خود مورد تجاوز به عنف قرار گرفته اند و از دیگر سو، ۴۸ درصد از دانشجویان مردی که مورد نظر خواهی قرار گرفته اند نیز اظهار داشته اند زنان دوست دارند که آنها را مجبور به انجام عمل جنسی نمایند.

در فرهنگ جدید، بی سر و صدا و از طریق نیروهای جنسیت گرا، به طور واضحی به تشویق تجاوز پرداخته، خشونت و مسایل جنسی را به نحو خطرناکی به یکدیگر آمیخته و زن را به کالایی تبدیل ساخته که در تملک مرد می باشد…. چنین طرز فکرهای خشن و سلطه طلبانه، به جهان کودکان، کتابهای آنها، برنامه تلویزیونی و بازیهای ویدیوییشان نفوذ کرده، تصورات و تخیلات آنها را به سوی خود جلب نموده و به مرور زمان شکل دهنده رفتار و حالات آنها می گردند.

(ال پائیس اسپانیا هشتم سپتامبر ۱۹۹۵)

* در هیچ کجای آلمان، مثل درون چهار دیواری خانه، این همه کسی را خفه نمی کنند، نمی زنند و با چاقو بدنش را سوراخ سوراخ نمی کنند. گذراندن یک شب در جمع خانواده، اغلب خطرناکتر از گشت زدن در محلهای خطرناک و فاسد فرانکفورت یا هامبورگ است. آمار جرایم سال ۱۹۹۳ عبارت بود از ۳۸۵۸ کشته که در مشاجره های خانوادگی قربانی شده اند و ۸۶۹۲۲ نفر زخمی.

خشونت در خانواده بخش عمده ای از جرایم خشونت بار را تشکیل می دهد. از هر چهار فقره جنایت یکی در میان خانواده ها صورت می گیرد. بنا بر اطلاعات اتحادیه حمایت از کودکان از هر صد کودک، ده نفر مورد تنبیه شدید والدین خود قرار گرفته و یک سوم خواهران و برادران با ضرب و شتم با یکدیگر رفتار می کنند. وزارت فدرال امور زنان و جوانان نیز تخمین می زنند که در ایالات فدرالی سالانه چهار میلیون زن از سوی همسران خود مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. چهار صد و چهل هزار نفر از آنان با پناه بردن به یکی از ۳۲۴ خانه زنان موجود در کشور، خود را نجات می دهند. با وجود اینکه تا کنون بررسی های کمی انجام شده است، اما متخصصین در یک امر توافق نظر دارند که، در مورد هیچ یک از انواع جرایم، ارقام تا این حد خوفناک نبوده و رقم موارد اعلام جرم یا موارد واقعی انجام جرم تا این حد پیش نرفته بوده است. احتمال ارتکاب واقعی مورد اعلام جرم، هر قدر که رابطه میان مجرم و قربانی نزدیک تر باشد، افزایش می یابد.

* توماس هولتس، از دخترش مارتینا متنفر بود. این مرد ۲۳ ساله نمی خواست درک کند که کودکی ضعیف و ناتوان به دنیا آورده است. تخت این دختر کوچک یک کیف سفری بود که یک تخته چوبی روی آن گذاشته بودند. گاهی پدر، کیف و بچه را به راحتی به زمین می انداخت و به همسرش می گفت: «این کار برای بچه لازم است» او بچه را می زد و بعضا گونه اش را چنان نیشگون می گرفت که کبود می شد. مادر به پلیس شکایت نمی کرد و به اداره رسیدگی به امور جوانان هم مراجعه نمی کرد. سابینه هولتس، تهدیدهای شوهرش را مبنی بر اینکه روزی بچه را به دیوار خواهد کوبید، «حکم قطعی» تلقی می کرد. مارتینا در دسامبر ۹۳ بر اثر ضربات مشتی که پدرش به او زده بود درگذشت در حالی که فقط ۶ ماه داشت. محل وقوع جرم، خانواده بود.

* کلاودیاتسیمر ۲۱ ساله، در یک دفتر مشق مدرسه ای، تقریبا با خطی کودکانه از روابط زناشویی خود نوشته است:

«شوهرم مرا وادار می کند دراز بکشم و بعد شروع به زدن من می کند. ضرباتش را میان سینه ها و پاهایم وارد می کند و این کار را طوری انجام می دهد که انگار از آن لذت می برد. بی وقفه کتک می زند و با خشونت به من تجاوز می کند…. از اینکه فریاد کشان و لرزان جلوی پایش می افتم، لذت می برد. از زدنم دست نمی کشد. دستهایم را روی سرم نگه می دارم و به این ترتیب نمی توانم از دیگر بخشهای بدنم محافظت کنم من دیگر حقیقتا می ترسم.»

(اشترن – آلمان – بیست و چهارم نوامبر ۱۹۹۴)

* در آمریکا یعنی جایی که خشونت یک بیماری مزمن است، با وجود ثابت ماندن آمار بزهکاریهای خشونت آمیز از سال ۱۹۹۰ به این طرف و نیز کاهش شمار جوانان، جنایات انجام گرفته توسط آنها ۱۲۴% در طول چهار س

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.