اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتاری در باب سکولاریسم :
عصر ما، ش ۲۴۸، ۲۵۰ – ۲۵۳
چکیده: آنچه در زیر می خوانید، خلاصه ای از سلسله مقالات عصر ما درباره سکولاریسم است که ظاهرا با تعطیلی نشریه، ناتمام مانده است . مطالب یادشده بیشتر به توصیف و تبیین دیدگاه ها و رویکردهای موجود در جهان غرب و دنیای عرب و بررسی نقاط ضعف و ابهام یا ابعاد ناپیدای مساله می پردازد و مواضع نهایی نویسنده و نشریه را به طور مشخص بازنمی نماید . در این مقالات نشان داده شده است که سکولاریسم در مفهوم حداقلی، که از آن به «جدایی دین از سیاست » تعبیر می شود، به مراحل نخستین پیدایش سکولاریسم در غرب اختصاص داشته و پس از استقرار دولت مدرن، سکولاریسم و سکولاریزاسیون همه ابعاد حیات انسانی را در بر گرفته است .
مفهوم سکولاریسم، همچون بسیاری از مفاهیم نوین دیگر، بر بستر تجربه مدرنیته در اروپای جدید روییده و از درون اندیشه، فرهنگ و فرایند تحولات چهار قرن اخیر مغرب زمین سربرآورده است و در راهیابی به فرهنگ های غیر غربی، ترجمه های گوناگونی را پذیرفته است . هر چند باید میان سکولاریسم به عنوان یک نظریه یا ایدئولوژی و سکولاریزاسیون به عنوان یک فرایند تمایز قائل بود; اما نمی توان ایدئولوژی و نهاد یا نظریه و فرایند را یکسره از یکدیگر جدا پنداشت و از روابط دوجانبه و تعامل دیالکتیکی آنها غفلت ورزید .
در واقع، جان هالیوک (۱) بود که به این اصطلاح معنای تازه ای بخشید و با گسترش حوزه مفهومی آن، سکولار و سکولاریسم را به یکی از مهم ترین اصطلاحات در گفتمان سیاسی و فلسفی غرب تبدیل کرد . هر چند هالیوک حوزه مفهومی سکولاریسم را تا حدودی دچار اختلاط کرد، اما با ارائه تعریفی بی طرفانه و علمی، کوشید تا ساحت آن را از مفاهیمی چون الحاد و لاادری گری پاک گرداند . او سکولاریسم را این چنین تعریف کرد: «اعتقاد به امکان اصلاح وضعیت انسان از راه های مادی و بدون رد یا قبول ایمان مذهبی » . اما او به روشنی بیان نکرده بود که انسان چیست؟ اصلاح چیست؟ و راه های مادی در این میان کدام است؟ سکولاریسم مورد نظر هالیوک می کوشید با دین، نسبتی تناقضی، تضادی یا تقابلی و تداخلی نداشته باشد . وی در این مفهوم سازی مبهم، تصور می کرد که به دین و ایمان انسان ها کاری ندارد و آن را در پرانتز می گذارد; اما تعریف هالیوک به تدریج در نظریه «جدایی دین از حکومت » ، ساده و فرمول بندی شد; نظریه ای که در پی جدا ساختن عقاید دینی از حوزه زندگی عمومی بشر بود . تعریف هالیوک از سکولاریسم، بازنمایی موقعیت و مرحله فرایند سکولاریزاسیون در غرب سده نوزدهم است; اما فرایند تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و دگرگونی های شگرفی که در نهاد دولت و عرصه زندگی اجتماعی رخ داده بود، در سده بیستم تسریع شد و در نیمه دوم این قرن به اوج خود رسید . در این دوره، نهاد دولت، دیگر آن نهاد ضعیف و کوچکی نبود که بسیاری از نهادهای غیر حکومتی توان رقابت با آن را داشته باشند; بلکه دولت مدرن به قدرتی گسترده و فراگیر تبدیل شد که همه عرصه های حیات اجتماعی و فردی را تحت سلطه یا نفوذ خود قرار می داد . در این مرحله از بسط دولت مدرن که در آن، حاکمیت در جزئی ترین مسائل زندگی خصوصی انسان ها دخالت کرده و چگونگی روابط جنسی، مناسبات پدران، مادران و فرزندان و حتی تصویر و تصور انسان و شهروندان از خویش را متاثر می کرد، دیگر جایی برای تعریف سکولاریسم به عنوان نظریه جدایی دین از دولت باقی نمی ماند و آن را بلامفهوم، بلکه بلاموضوع می کرد . در این مرحله، سکولاریسم حداکثری و کلی جانشین سکولاریسم حداقلی و جزئی می شود و مرز میان آن دو محو می گردد .
دیدگاه متفکران جهان عرب
متفکران و روشن فکران جهان عرب نیز بر اساس خاستگاه فکری و رویکرد ویژه ای که به تجربه غرب و مدنیت مدرن داشتند و با توجه به نسبت خاص خود با میراث اسلامی – عربی، هر یک دریافت یا تعریف ویژه ای از سکولاریسم به دست داده اند .
دکتر محمد عابدالجابری، سکولاریسم را بخشی از سازمان مدنیت غربی می داند که از آن غیر قابل انفکاک است . از نظر جابری، مفهوم سکولاریسم در اسلام جایی ندارد; چرا که اسلام، همچون مسیحیت نیست و نهادی چون «کلیسا» ندارد تا بتوان آن را از دولت تفکیک کرد . جابری تفکیک دین از سیاست و دولت را در اسلام ناممکن می داند; ضمن آن که این امر را معضل عالم عربی نمی بیند . آنچه به نظر او جهان عرب و اسلام بدان نیازمند است، مردم سالاری (دموکراسی) و خردگرایی است . بر خلاف سکولاریسم، دموکراسی و خردگرایی مستلزم کنار گذاشتن اسلام نیست و جوامع عربی – اسلامی می توانند با رجوع به میراث عربی – اسلامی خود، اصول عقلانیت و مردم سالاری را فعال و زنده کنند .
دکتر وحید عبدالمجید، بر خلاف جابری، معتقد است که سکولاریسم در غرب، یک کلیت یک پارچه یا نوعی سیستم فکری و ایدئولوژی نیست; بلکه صرفا دیدگاهی خاص در قبال موضوعات و مسائلی است که به دین و امور دینی ارتباطی ندارند . از نظر او، سکولاریسم به معنای بی دینی، دین گریزی یا دین ستیزی نیست . هر چند سکولاریسم در تاریخ غرب به سوی دین ستیزی میل کرد، اما علل و عوامل چنین پدیده ای را باید در واقعیات تاریخی ای چون جنگ شاهان، سلطه کلیسا و پاپ، پیدایش علم تجربی و حاکمیت عقل جست وجو کرد . چنین سکولاریسمی، دین را به نهاد مدنی تبدیل کرده، رابطه آن را با قدرت سیاسی قطع می کند و این به معنای محدود کردن نقش دین در جامعه نمی باشد . در واقع عبدالمجید، ادراکی حداقلی از سکولاریسم دارد و حوزه تاثیر آن را قلمرو قدرت و سیاست یا حداکثر، عرصه فعالیت نهادهای اقتصادی می داند . به نظر او، حوزه هایی چون خانواده و زندگی خصوصی، ارزش های اخلاقی، باورها و ارزش های دینی، خارج از حوزه تاثیر آن قرار دارند .
دکتر فؤاد زکریا، از مدافعان سکولاریسم، این مفهوم را به عنوان نظریه «جدایی دین از سیاست » معنا می کند; اما توضیح نمی دهد که آیا سکولاریزه کردن اقتصاد، زندگی خصوصی، اخلاق، ادبیات و هنر نیز مشمول نظریه سکولاریسم می شود یا نه . به نظر می رسد زکریا می کوشد سکولاریسم را با تعلقات اومانیستی خود درآمیزد . وی بر ارزش های انسانی و معنوی تکیه کرده و خواهان آن است که سکولاریسم و زندگی دنیوی با ارزش های اومانیستی درهم آمیزد .
محمود امین العالم، سکولاریسم را تنها جدایی دین از دولت نمی داند; بلکه معتقد است که سکولاریسم نوعی نگاه، رفتار و شیوه سلوک است . به نظر او، سکولاریسم، مبین ویژگی های اصلی انسانیت انسان است و نشان دهنده تکاپو و انگیزش معنوی و مادی وی در رفع همه موانع پیشرفت، سلطه انسان بر جهان و سرانجام شکوفایی و نیک فرجامی بشری می باشد . در عین حال، از دیدگاه امین العالم، سکولاریسم تعارضی با دین ندارد; بلکه باید آن را خاستگاهی مناسب برای نوگرایی دینی دانست . دین در چنین رویکردی، نه یک مرجعیت فرابشری یا اتوریته خارج از انسان، بلکه مجموعه ای از ارزش های معنوی و اخلاقی است که روح انسانی در فرایند بسط و تکامل خود آنها را خلق کرده و تحقق می بخشد .
اما در دیدگاه دکتر مراد وهبه است که رفع دوگانگی و ثنویت انسانی – ناانسانی یا مادی – معنوی به طور کامل صورت می گیرد و سکولاریسم در مفهوم حداکثری خود رخ می نماید . به نظر او سکولاریسم پدیده ای وحدت گرا و نسبی است که وجود انسان را در چارچوب زمان و تاریخ محدود می کند . زمان مندی، تاریخیت و نسبیت پویا و سیال تاریخی هستی آدمی، ویژگی پایداری است که سکولاریسم آن را باز می نماید .
وهبه سکولاریسم و فرایند آن (سکولاریزاسیون) را فرایند انسانی تمدن بشری می داند; به طوری که می توان فت سکولاریزاسیون و جهانی شدن، (۲) در واقع، پروسه ای واحد است .
هاشم صالح، نویسنده سوری مقیم فرانسه، ستایش گر مجذوب اروپا و تمدن مدرن غربی است و از اروپای سکولار، آزاد، خردگرا و رها از بنیادگرایی دینی سخن می گوید . از نظر او، سلطه اروپا و غرب بر جهان، «اعجاز مدرنیسم » است و کلید بهشت اروپا نیز چیزی جز تسلیم شدن امور انسانی در برابر قوانین مادی و طبیعی نیست . صالح همچنان در حال و هوای دوره روشن گری تنفس می کند و درباره دین یا سکولاریسم، همانند اصحاب دایره المعارف و حتی اگوست کنت نظریه پردازی می نماید .
از دیدگاه دکتر حسن حنفی، متفکر چپ گرای اسلامی مصری، سکولاریسم پدیده ای وابسته به تمدن غرب و به معنای «جدایی کلیسا از دولت » است . او معتقد است که سکولاریست های عرب همگی مسیحی بوده و به ویژه مسیحیان شام و سوریه اند که در مدارس خارجی و غربی پرورش یافته و گرایش به تمدن غربی در جان آنان ریشه دوانده است . به همین دلیل نیز جنبش های اسلامی، سکولاریسم را نفی کرده و آن را مفهومی همبسته غرب گرایی و استعمار تلقی کرده اند . به نظر دکتر حنفی، چنین وضعیتی موجب دریافتی غلط از نسبت اسلام و سکولاریسم شده و اصطلاحی تئوریک را با کشمکش های سیاسی غربی – شرقی یا اروپایی – اسلامی خلط کرده است . او معتقد است اسلام خود جوهره ای سکولاریستی دارد; اما نباید سکولاریسم اسلامی را با سکولاریسم غربی یکسان پنداشت . سکولاریسم اسلامی، امری درونی و برخاسته از ذات و ماهیت اسلام است و نیازی نیست که مسلمانان یا اعراب، سکولاریسم غربی را که برخاسته از مبانی دیگر و زاییده تحولات خاص جوامع اروپایی است، از آنها اقتباس کنند . (۳) حنفی از طریق نوعی وحدت وجود و اومانیسم اسلامی می کوشد تا دوگانگی میان انسان و خدا، طبیعت و شریعت، دین و عقل را رفع کرده و سکولاریسم را جزء لاینفک اسلام گرداند; سکولاریسمی که بر خلاف سکولاریسم اروپایی، در برابر دین نیست، بلکه درون آن قرار دارد .
یکی دیگر از نویسندگان عرب که در باب سکولاریسم، از ایستاری موافق و همسو سخن گفته است، دکتر عاطف العراقی است . به نظر او، ربط دادن سکولاریسم به بی دینی از عدم فهم سکولاریسم ناشی می شود; زیرا نظریه جدایی دین از دولت و این که دین از آن خدا و میهن از آن همه است، هرگز نشان دهنده گرایش های غیر دینی نیست . از دیدگاه العراقی، سکولاریسم به معنای جدا کردن علم از دین است . بدین ترتیب، وی به دو حوزه دوگانه سکولار و غیر سکولار قائل شده و بر این اساس نتیجه می گیرد که سکولاریسم در پی برانداختن دین نیست; بلکه می خواهد میان دین و حکومت جدایی بیندازد . مبنای نظریه العراقی، عقل خود بنیاد است که زاییده دوره روشن گری است; لذا می توان نتیجه گرفت که سکولاریسم با راسیونالیسم و عقل گرایی هم ذات است و دین که در حوزه لاعقلانیت (عقل به مفهوم خود بنیاد آن) قرار دارد، از آن تفکیک شده و قلمرو ویژه ای را به خود اختصاص می دهد . عقل خود بنیاد، هیچ معیار و مرجعیت بیرون از خود را برنمی تابد و هر گونه اتوریته بیرون و فراتر از بشر را انکار می کند .
اما العظمه، بر خلاف العراقی، از جمله روشن فکرانی است که از مطلق گرایی مدرنیستی مبتنی بر پروژه روشن گری فاصله گرفته و به پست مدرنیسم تعلق خاطرنشان می دهد . به همین سبب است که او سکولاریسم را نه یک امر ثابت، واحد و مطلق، بلکه حرکتی پایان ناپذیر، غیر غایت گرایانه و متحول کننده جامعه می داند . العظمه، آن گاه که از «وجه اخلاقی سکولاریسم » سخن می گوید، هر گونه اخلاق مطلق، جهانی و ثابت و هر گونه مرجعیت غیر پویا و غیر تاریخی را نفی می کند و سیالیت، تحول و تنوع را ویژگی سکولاریزه شدن اخلاق می خواند . اخلاق و نظام اخلاقی سکولار، فاقد هر گونه اصل پیشین، جهانی، عام و مطلق است . تاریخ مندی و زمان مندی در اخلاق بشری تنیده شده است و هیچ گونه اتوریته خارج از تاریخ، زمان و انسان پیوسته در حال تجربه و تحول را نمی توان بر اخلاق سکولار حاکم گردانید .
ارزیابی و نقد تعریف ها
موافقان و مخالفان، به نوبه خود و برای اثبات دعاوی مثبت یا منفی خویش نسبت به سکولاریسم، به این یا آن جنبه، این یا آن ویژگی و این یا آن عارضه آن تمسک جسته و نتیجه گیری می کنند . مراحل گوناگون سکولاریزاسیون، ابعاد و سطوح گوناگون سکولاریسم و انکشاف مفهومی، مصداقی و تاریخی آن، در هر دو دیدگاه موافق و مخالف سکولاریسم از نظر پنهان مانده و سمت گیری های تجویزی بر رویکردهای تفسیری سبقت جسته است . سکولاریسم و ضد سکولاریسم، اکنون خود به ایدئولوژی های جدیدی تبدیل می شوند; هر چند که اکنون کسانی همچون پروفسور جان کین از مفهوم تازه ای به نام «پست سکولاریسم » سخن می گویند . پست یا پسا، همچون دیگر موارد مشابه، بر «پایان » و اتمام دلالت ندارد; اما مبین ضعیت بحرانی، در حال تعلیق و گذار است . پست سکولاریسم، سکولاریسم دوره بحران است . دوره ای عاری از هرگونه مرکزیت و مرجعیت، دوره یا مفهومی که «عقل » و «انسان » (اومانیته) از جایگاه چند سده اخیر خود به زیر کشیده می شود . در چنین وضعی، چگونه می توان از «سکولاریسم » سخن گفت .
اختلاطها و معضلات در شناسایی سکولاریسم
۱ . سکولاریسم حداقلی و جزئی – سکولاریسم حداکثری و کلی: یکی از مهم ترین عوامل اختلاط در فهم و شناخت سکولاریسم، تنوع و تکثر معانی و مفاهیم آن است . سکولاریسم حداقلی، نگرشی جزئی و موردی به واقعیت است که از منظری اجرایی و پراگماتیک می کوشد به تفکیک دین از حوزه هایی چون دولت، سیاست و یا اقتصاد نائل آید . در این رویکرد حداقلی و جزئی، وجود امر مطلق، مرجعیت و اصول ثابت و کلی اخلاقی، انسانی و حتی دینی پذیرفته شده و ساحت های فرامادی وجود انکار نمی شود . این در حالی است که در سکولاریسم حداکثری و کلی، با رهیافت و نگرشی همه جانبه، همه حوزه های حیات بشری و مبادی و مبانی آن مشمول سکولاریته شده و رابطه آنها با دین و هرگونه مرجعیت فرامادی و فرا بشری قطع می گردد .
۲ . سکولاریسم و جدایی دین و دولت: یکی از شایع ترین تعریف ها از سکولاریسم، جدایی دولت از دین (۴) است . واقعیت این است که در هیچ جامعه ای میان دین – به عنوان یک نهاد – و دولت، وحدت و ادغامی کامل وجود نداشته و کمابیش می توان گونه ای تمایز و تفکیک نسبی را میان آنها دید . اما همان گونه که خواهیم گفت، سکولاریسم، در مفهوم بنیادین و ایده آل خود، چیزی فراتر از چنین تمایز نسبی و ساده ای است . تاریخ تکوین و بسط و گسترش سکولاریسم و سکولاریزاسیون، نشان می دهد که چنان معنای حداقلی، موردی و جزئی از سکولاریسم، تنها به نخستین مرحله از پیدایش و تحول سکولاریسم در غرب تعلق دارد که به تدریج، با بسط و انکشاف تاریخی آن در همه زمینه های اقتصادی، فلسفی، فکری، اعتقادی و اخلاقی به حاشیه رانده شد . بدین ترتیب سکولاریسم، دلالت مفهومی و مصداقی بسیار گسترده تر و عمیق تری پیدا کرد; به طوری که هیچ حیطه و حوزه ای از حیات فردی و اجتماعی بشر باقی نمی ماند که مشمول سکولاریته واقع نگردد .
۳ . سکولاریسم به مثابه مجموعه ای از افکار، اعمال و برنامه های مشخص (یک پروژه طراحی شده): برخی، اعم از موافقان یا مخالفان سکولاریسم، می پندارند که سکولاریزاسیون، پروژه اندیشیده سیاسی، اجتماعی و فکری است که با ابزارها و شیوه هایی مشخص و به وسیله طرح و نقشه فرهنگی از پیش تعیین شده تحقق پیدا می کند و می توان به گونه ای مکانیکی آن را پذیرفت یا رفع کرد . علاوه بر این، نباید پنداشت که زمینه های سکولاریسم منحصر به غرب مسیحی است و تکوین و ظهور آن، در جوامع دیگر با امتناع روبه روست; چرا که وجود امور دنیوی و مادی در همه جوامع موضوعی بدیهی و غیرقابل انکار است . از این رو می توان گفت برخی از عناصری که در سکولاریسم دیده می شود، در حاشیه هر جامعه ای وجود دارد . این عناصر، تحت شرایط مساعد تاریخی، می توانند به متن منتقل شده و از طریق جابه جایی عناصر و معیارهای پیرامونی و مرکزی، به فرایند سکولاریزاسیون مجال ظهور دهند . سکولاریسم و سکولاریزاسیون، پدیده ای درون زا، چند بعدی و اجتماعی – تاریخی است که تحقق کامل و تمام عیار آن در همه سطوح و وجوه با رفتن یک عالم و آدم و آمدن عالم و آدمی دیگر همبسته است .
۴ . سکولاریسم به مثابه اندیشه ای ثابت و ایستا: برخلاف گمان کسانی که می پندارند سکولاریسم، اندیشه ای است که در آغاز، یک بار برای همیشه، ایجاد شده است، باید دانست که آن، رشته مسلسلی از نمونه های انضمامی و به هم پیوسته است که با گذشت زمان و در طول تاریخ خود، بسط و تحقق یافته است . درست است که اصطلاح سکولاریسم، در مراحل پیدایی و آغازین این پدیده، به جدایی دین از دولت، همراه با عدم دخالت حکومت در زندگی خصوصی و محترم داشتن ارزش های دینی و اخلاقی تعریف شده است; اما آنچه اکنون تحقق یافته، بسی فراتر از آن است . تعریف کنونی از سکولاریسم با استناد و ارجاع به نخستین مراحل تکوینی آن، غفلت از تاریخ و تحقق تمام و کمال آن در بستر حیات انسانی و در نتیجه، ناقص و ابتر است و ما را با مغالطه قرائت «خارج از متن » (۵) یا گرفتار رویکردی نازمان مند (دیاکرونیک) می گرداند .
در دهه های گذشته، رفته رفته، وضع تغییر کرد و حلقه های سکولاریسم به یکدیگر پیوند خورد . این زنجیره تاریخی در دهه شصت از قرن بیستم تقریبا کامل شد . در این مرحله، فرایند سکولاریزاسیون به بالاترین مرتبه خود بسط و گسترش یافت و سکولاریسم با گذر از جهان سیاست و اقتصاد به جهان فلسفه و معرفت و سرانجام به وجدان آدمی گام نهاد و خود را در پهنه زندگی روزمره آدمیان گستراند . انواع و اقسام رهیافت های تقلیل گرایانه همچون تقلیل سکولاریسم به عقل گرایی یا جدایی دین از دولت، نه تنها قادر به تفسیر سکولاریسم و تاریخ تحقق آن نیستند; بلکه در درون به تناقض ها و ناسازواره هایی تحلیلی دچار می شوند که قادر به حل یا رفع آنها نخواهند بود .
تیپ ایده آل سکولاریسم
سکولاریسم آرمانی یا حداکثری، نوعی جهان بینی عقل گرایانه غیرمعنوی و ماتریالیستی در چارچوب اتوریته و مرجعیت مطلق آدمی و وحدت مادی جهان است . بر مبنای این دیدگاه، هستی از هرگونه راز و قداست عاری است و انسان و طبیعت، هر دو محصول چنین وجود بی روح و فاقد معنایی است . لذا:
۱ . عالم طبیعی و انسانی، عالمی واحد، به هم پیوسته، خودکفا و تک ساحتی است که هیچ گونه شان و مرتبه فراطبیعی و فرابشری ندارد و اگر هم داشته باشد، مهمل و بی معنا بوده و قابل توجه و عنایتی نیست .
۲ . عالم، شامل همه شؤون و اموری است که عقل دنیوی و خودبنیاد، اعم از عقل معطوف به ارزش یا عقل معطوف به هدف – وسیله، برای شناخت، تفسیر و هنجارگذاری آن کافی است . عقل انسانی، خود می تواند نظام های معرفت شناختی، زیبایی شناختی و اخلاقی لازم را برای اداره زندگی عمومی و خصوصی خویش استنباط کرده و محیط مادی، اجتماعی و حتی خود را، آن گونه که می خواهد، بازسازی کند .
۳ . رابطه انسان با خود، دیگری و طبیعت، رابطه معرفت – سلطه است و انسان با تکیه بر عقل خودبنیاد به اعمال سلطه بر ابژه طبیعی و انسانی می پردازد . سکولاریسم ایده آل، نوعی الگوی وحدت وجودی عقلی – مادی در برابر الگوی وحدت وجودی اشراقی – معنوی است که هستی را به یک کل مادی و نسبی بدون راز و رمز و تهی از هر قداست و معنا تبدیل می کند; اما در واقعیت تاریخی، سکولاریسم دو مرحله را پشت سر گذاشته است: نخست، دوآلیسم و ثنویت سوژه (انسان) – ابژه با مرکز انسان – طبیعت مادی و چارچوب گرایی مطلق و الگوهای عام، جهانی و مبتنی بر کلان روایت است که در دوره مدرنیسم، به ظهور رسیده است; دوم، وحدت سوژه – ابژه و ادغام و انح
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
