خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌نهج‌البلاغه)
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌نهج‌البلاغه) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت آخِر (مفردات‌نهج‌البلاغه)
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت آخِر (مفردات‌نهج‌البلاغه) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
15دقیقه
15ثانیه

خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌قرآن)

قیمت اصلی 275,000 تومان بود.قیمت فعلی 159,500 تومان است.

تعداد فروش: 72

فرمت فایل

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌قرآن) شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌قرآن) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌قرآن) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌قرآن) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌قرآن) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌قرآن) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت آدَم (مفردات‌قرآن) :

منبع: آدَم (قاموس قرآن (جلد ۱))

مقالات مرتبط: آدَمَ (لغات‌قرآن)، آدم (مفردات‌نهج‌البلاغه)، آدم.

آدَم (به فتح دال) یکی از واژگان قرآن کریم و نام اولین پیامبر که در سوره بقره از او یاد شده است.
مفسرین در این‌که او اولین انسان روی زمین بوده و فرزندان او چگونه ازدواج کرده‌اند و … مباحثی بیان نموده‌اند.

فهرست مندرجات

1 – معنای آدَم
2 – علم شخص یا نوع
2.۱ – آدَمُ‌ (آیه ۳۳ سوره بقره)
2.۲ – لِآدَمَ‌ (آیه ۱۱ سوه اعراف)
2.۳ – بَنِی‌ آدَمَ‌ (آیه ۲۷ سوره اعراف)
2.۴ – آدَمُ‌ (آیه ۱۲۱ سوره طه)
3 – کیفیت خلقت‌
3.۱ – خلقت دفعی
3.۲ – متکوّن شدن سلول اولی
3.۳ – خلقت تدریجی
4 – یکی بودن نخستین انسان
5 – کیفیت ازدواج فرزندان آدم
6 – گسترش نسل آدم
7 – اختلاف‌ها در نژاد آدم
8 – پیامبر بودن آدم
9 – زمان پیدایش انسان
10 – جمعیت انسان‌ها
11 – آخرین پدیده روی زمین‌
12 – تعداد کاربردها
13 – پانویس
14 – منبع

1 – معنای آدَم

آدَم

[۱] قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۱، ص۳۸.

[۲] راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۷۰.

کلمه‌ای است غیر عربی (دخیل).
این کلمه ۲۵ بار در قرآن به کار رفته است، ۱۷ دفعه «آدم‌» و ۸ دفعه (بنی‌ آدم‌).
اکثریت نزدیک به تمام اهل لغت و تفسیر آ‌ن‌ را علم شخص گرفته و نام یک فرد گفته‌اند بعضی هم آن‌ را مثل انسان و بشر نوع دانسته‌اند.
ما در ذیل این لفظ مطالب متنوّعی خواهیم گفت که نوعا احتمالات و نظرات است و علم واقعی را محوّل به خدا و رسول و ائمه (علیهم‌السّلام) می‌داریم.

2 – علم شخص یا نوع

آیا این لفظ عَلَم شخص است یا عَلَم نوع؟
گفتیم که اکثریّت نزدیک به تمام‌ اهل لغت و تفسیر کلمه آدم را علم شخص دانسته و آن‌را فقط یک نفر می‌دانند و بعضی آن‌را مثل انسان و بشر علم نوع می‌دانند.

1. آیا قول دوّم را می‌شود از قرآن استفاده کرد؟

2.۱ – آدَمُ‌ (آیه ۳۳ سوره بقره)

(وَ اِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ اِنِّی جاعِلٌ فِی الْاَرْضِ خَلِیفَهً قالُوا اَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ اِنِّی اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ • وَ عَلَّمَ‌ آدَمَ‌ الْاَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَهِ فَقالَ اَنْبِئُونِی بِاَسْماءِ هؤُلاءِ اِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ • قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا اِلَّا ما عَلَّمْتَنا اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ • قالَ یا آدَمُ‌ اَنْبِئْهُمْ بِاَسْمائِهِمْ فَلَمَّا اَنْبَاَهُمْ بِاَسْمائِهِمْ قالَ اَ لَمْ اَقُلْ لَکُمْ اِنِّی اَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ…)

[۳] بقره/سوره۲، آیه۳۰- ۳۳.

(به یاد آور هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: «من بر روى زمین، جانشینى (نماینده‌اى‌) قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: پروردگارا! آیا کسى را در آن قرار مى‌دهى‌که فساد و خونریزى کند؟! حال آنکه ما تسبیح و حمد تو را به جا مى‌آوریم، و تو را تقدیس مى‌کنیم (و براى جانشینى شایسته‌تریم)، فرمود: من حقایقى را مى‌دانم که شما نمى‌دانید • سپس، تمامى علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات‌) را به آدم آموخت. آنگاه آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‌گویید، و از آدم شایسته‌تر هستید اسامى اینها را به من خبر دهید! •گفتند: منزّهى تو! ما جز آنچه به ما تعلیم داده‌اى، نمى‌دانیم؛ زیرا تویى که دانا و حکیمى • فرمود: اى آدم! آنان را از اسامى و اسرار این موجودات آگاه کن، هنگامى که آدم آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را مى‌دانم؟! و مى‌دانم آنچه را شما آشکار مى‌کنید، و آنچه را پنهان مى‌داشتید!)

[۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۶.

[۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۱۷۷.

[۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج، ص.

[۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۱۱۶.

[۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۴۷.

در این آیات صحبت از خلافت بشر است. روشن است که منظور خلافت یک فرد نیست وگرنه‌ «یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ» و تصدیق آن از جانب خدا درست نبود از یک نفر به تنهائی که نفر دیگر نبوده باشد سفک دماء و فساد متصوّر نیست.
آیا مراد از این خلیفه، خلیفه اللَّه است یعنی بشر جانشین خداست؟ یا خلافت از اقوام پیشین؟
در صورت اخیر لازم می‌آید که پیش از نسل بشر، نسل دیگری در روی زمین بوده باشد. رجوع شود به «خلف».

(ببینید: خلف (مفردات‌قرآن))

اگر بگوئیم: ضمیر «عَرَضَهُمْ »به آدم راجع است و مراد از «هؤُلاءِ» نیز آدم می‌باشد در این صورت آدم علم نوع است یا لااقلّ از آن نوع مراد است یعنی:
خدا نام‌ها را به آدم آموخت آنگاه آدم‌ها را به ملائکه نشان داد و فرمود: از نامهای اینان به من خبر دهید. (کارهائی که اینها می‌کنند بکنید).

ولی آنان‌که آدم را علم شخص گرفته‌اند گویند: ضمیر «عَرَضَهُمْ‌» و «هؤُلاءِ» راجع به مسمیات است یعنی:
نام‌ها را به آدم تعلیم کرد آنگاه نامیده‌گان را به ملائکه نشان داد و فرمود از نام‌های اینان خبر دهید.

مراد از تعلیم اسماء ظاهرا استعداد و قابلیت انسان است برای کارهائی که از ملائکه‌ ساخته نیست و اظهار عجز ملائکه هم از این جهت بود که گفتند: «لا عِلْمَ لَنا اِلَّا ما عَلَّمْتَنا» وگرنه می‌گفتند خدایا آنچه در پنهانی به آدم آموخته‌ای بما هم بیاموز تا خبر دهیم ولی ملائکه دیدند: آنها طوری آفریده شده‌اند که کار آدمیان از آن‌ها میسّر نیست و این امر سبب خضوع و سجده آنان گردید و به لیاقت آدم در خلافت اعتراف کردند.

اگر بگوئیم: ضمیر «اَسْمَائِهِمْ» در هر دو جا به ملائکه راجع است مراد آن می‌شود که آدم نام‌های ملائکه را به خودشان خبر داد.
قهرا در این صورت منظور همان‌ «نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ» است که آدم آن کلمات را گفت ملائکه دیدند این موجود ارضی هم به آن‌چه آن‌ها می‌گویند قادر است و هم به اسماء دیگر.
از جمله‌ «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ» به دست می‌آید که ملائکه می‌گفتند: خدایا اگر مقصودت از خلیفه تسبیح و تقدیس است ما آن‌ها را انجام می‌دهیم. و یا مقصودشان از آن اطاعت بود یعنی ما پیوسته در طاعت و فرمان تو هستیم.
ولی اگر ضمیر «اَسْمَائِهِمْ» راجع به مسمَّیات فوق باشد مراد آن است که آدم به ملائکه اسماء آنها را خبر داد (ظاهرا استعداد خویش را اظهار کرد تا ملائکه تسلیم شدند).

2.۲ – لِآدَمَ‌ (آیه ۱۱ سوه اعراف)

2.

(وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ‌ فَسَجَدُوا اِلَّا اِبْلِیسَ لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ)

[۹] اعراف/سوره۷، آیه۱۱.

(ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت‌بندى کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده و خضوع کنید. آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود)

[۱۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۵۱.

[۱۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۲۲.

[۱۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۱۹.

[۱۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۹، ص۵۷.

[۱۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۲۲۳.

در این آیه اول خلقت و تصویر آن هم اضافه به «کم» ذکر شده سپس موضوع سجده به میان آمده در این صورت لفظ آدم یا علم نوع است مثل انسان و یا لااقلّ فرزندانش نیز در خلقت او در نظرند وگرنه اضافه به ضمیر «کم» معنی نداشت. آیا اولاد آدم همه به صورت مصوّر در وجود وی حاضر بودند؟!! ولی ظاهر آیات کثیره دلالت به علم شخص دارند و این‌که آدمی که قرآن از آن یاد می‌کند یک فرد بیشتر نبوده است. از جمله قصه زوج اوست که‌

(اَنْتَ وَ زَوْجُکَ)

[۱۵] بقره/سوره۲، آیه۳۵.

[۱۶] اعراف/سوره۷، آیه۱۹.

و سایر آیات، اگر مراد آدم نوعی بود احتیاج به ذکر زوج نبود که آدم نوعی به مرد و زن شامل است.
دیگر ضمائر تثنیه است درباره وی و زوجش مثل‌

(کُلا مِنْها رَغَداً…)

،

(شِئْتُما)

،

(… لا تَقْرَبا)

،

(… فَتَکُونا)

،

(… فَاَزَلَّهُمَا)

،

(… فَاَخْرَجَهُما)

[۱۷] بقره/سوره۲، آیه۳۵-۳۶.

نظیر این الفاظ در قرآن کریم بسیار است ایضا ظهور «بنی‌ آدم‌» در آیه‌ ۲۷ سوره اعراف

[۱۸] اعراف/سوره۷، آیه۲۷.

.

2.۳ – بَنِی‌ آدَمَ‌ (آیه ۲۷ سوره اعراف)

(یا بَنِی‌ آدَمَ‌ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما اَخْرَجَ اَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ)

[۱۹] اعراف/سوره۷، آیه۲۷.

(ى فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد.)

[۲۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۵۳.

[۲۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۸۷.

[۲۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۷۰.

[۲۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۹، ص۷۸.

[۲۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۶۳۲.

این کلمه مجموعا ۷ بار در قرآن تکرار شده است.
ایضا لفظ «اَبَوَیْکُمْ» به صورت تثنیه دال بر دو فرد است.

2.۴ – آدَمُ‌ (آیه ۱۲۱ سوره طه)

ولی در سوره طه ضمیرها هم مفرد آمده و هم تثنیه مثل‌

(… فَلا یُخْرِجَنَّکُما مِنَ الْجَنَّهِ فَتَشْقی‌ • اِنَّ لَکَ اَلَّا تَجُوعَ فِیها وَ لا تَعْری‌… • فَوَسْوَسَ اِلَیْهِ الشَّیْطانُ‌… • فَاَکَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما… وَ عَصی‌ آدَمُ‌ رَبَّهُ فَغَوی‌)

[۲۵] طه/سوره۲۰، آیه۱۱۷- ۱۲۱.

(… مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهى افتاد! • زیرا تو در بهشت در آسایشى و گرسنه و برهنه نخواهى شد • ولى شیطان او را وسوسه کرد …• سرانجام هر دو از آن خوردند، و لباس بهشتى آنها فرو ریخت … آرى آدم پروردگارش را نافرمانى کرد، و از پاداش او و ماندن در بهشت محروم شد)

[۲۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۲۰.

[۲۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۳۰۷.

[۲۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج، ص.

[۲۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۶، ص۸۰.

[۳۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۶۲.

گفته‌اند: زوجه تابع مرد است لذا ضمیر مفرد آمده و گرنه در «فَتَشْقی‌» مثلا هر دو تیره بخت شدند ولی نباید مطلب به این سادگی باشد.

با همه اینها قرآن، در علم شخص بودن آدم، طوری صریح نیست که قابل تاویل نباشد و اللَّه العالم.

3 – کیفیت خلقت‌

در این‌که انسان اوّلی از خاک آفریده شده شکّی نیست. و این هم یقین است که پس از خلقت اوّلی ازدیاد نسل وی به وسیله زناشوئی شده است.

(وَ بَدَاَ خَلْقَ الْاِنْسانِ مِنْ طِینٍ • ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ • ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ)

[۳۱] سجده/سوره۳۲، آیه۷- ۹.

(… و آفرینش‌انسان را از گِل آغاز کرد • سپس نسل او را از عصاره‌اى از آب ناچیز و بى‌قدر آفرید • سپس اندام او را نظام بخشید و از روح خویش (روحى شریف و برجسته‌) در وى دمید …)

[۳۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۱۵.

[۳۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۶، ص۳۷۳.

[۳۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج، ص.

[۳۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۹، ص۲۱۲.

[۳۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۱۰۲.

مراد از تسویه و نفخ روح ظاهرا همان است که در رحم مادر انجام می‌شود.

ایضا:
«

(اِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِینٍ لازِبٍ)

»

[۳۷] صافات/سوره۳۷، آیه۱۱.

(… ما آنان را از گل چسبنده‌اى آفریدیم)

[۳۸] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۴۶.

[۳۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۱۸۸.

[۴۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۱۲۵.

[۴۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۴۶۱.

[۴۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۶۸۶.

(اِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ)

[۴۳] ص/سوره۳۸، آیه۷۱.

(… من بشرى را از گِل مى‌آفرینم)

[۴۴] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۵۷.

[۴۵] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۳۴۱.

[۴۶] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۲۴.

[۴۷] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۱۳۲.

[۴۸] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۷۵۷.

(قالَ اَ اَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِیناً)

[۴۹] اسراء/سوره۱۷، آیه۶۱.

(آیا براى کسى سجده کنم که او را از گل آفریده‌اى؟!)

[۵۰] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۸۸.

[۵۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۱۹۷.

[۵۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۱۴۳.

[۵۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۱۶۸.

[۵۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۵۷.

این آیات مطابق آیاتی است که در آن‌ها صلصال ذکر شده که صلصال به معنی گل گفته می‌شود، آن آیات به قرار ذیل‌اند:

(وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَاٍ مَسْنُونٍ‌… • وَ اِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ اِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَاٍ مَسْنُونٍ• فَاِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ)

[۵۵] حجر/سوره۱۵، آیه۲۶- ۲۹.

(ما انسان را از گل خشکیده‌اى همچون سفال که از گل بدبوى تیره‌رنگى گرفته شده بود آفریدیم • و به خاطر بیاور هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى را از گل خشکیده‌اى که از گل بدبوى تیره رنگى گرفته شده، مى‌آفرینم • هنگامى که آن را نظام بخشیدم، و در او از روح خود (روحى شایسته و بزرگ‌) دمیدم، همگى براى او سجده کنید!)

[۵۶] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۶۳.

[۵۷] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۲۲۲.

[۵۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۵۱.

[۵۹] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۱۸۳.

[۶۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۵۱۶.

نظیر این آیات است آیه‌

(اِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ • فَاِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ)

،

[۶۱] ص/سوره۳۸، آیه۷۱-۷۲.

(به خاطر بیاور هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گِل مى‌آفرینم. هنگامى که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، براى او به سجده افتید.»)

[۶۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۵۷.

[۶۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۳۴۱.

[۶۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۲۴.

[۶۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۱۳۲.

[۶۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۷۵۷.

همچنین آیاتی که می‌گویند: بشر از تراب آفریده شده مثل‌

(فَاِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ)

[۶۷] حج/سوره۲۲، آیه۵.

[۶۸] کهف/سوره۱۸، آیه۳۷.

[۶۹] روم/سوره۳۰، آیه۲۰.

[۷۰] فاطر/سوره۳۵، آیه۱۱.

[۷۱] غافر/سوره۴۰، آیه۶۷.

(ما شما را از خاک آفریدیم.)

[۷۲] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۳۲.

و در بعضی از آنهاست:

(خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ)

[۷۳] فاطر/سوره۳۵، آیه۱۱.

[۷۴] حج/سوره۲۲، آیه۵.

(ما شما را از خاک آفریدیم ، سپس از نطفه.)

[۷۵] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۳۲.

که اشاره به خلقت مرحله اول و دوم می‌باشد.

اکنون می‌رسیم به اینکه کیفیت خلقت چگونه بوده است؟
آیا مثل مار شدن عصای موسی بوده یعنی خداوند جسدی از گل آفریده و پس از خشکیدن آن‌را دفعه مبدّل به یک بشر کرده است چنان‌که عصای موسی را به مار و اژدها مبدّل کرد یا طور دیگر بوده است؟
سه وجه در اینجا متصوّر است:

3.۱ – خلقت دفعی

اینکه مثل عصای موسی جسد گلی آدم با اراده خداوندی مبدّل به انسان شده است، این مطلب را می‌شود از آیه،

(اِنَّ مَثَلَ عِیسی‌ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ‌ آدَمَ‌ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ)

[۷۶] آل عمران/سوره۳، آیه۵۹.

(مَثَل خلقت عیسی در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» و بى درنگ موجود شد)

[۷۷] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۷.

[۷۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۳۳۲.

[۷۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۱۲.

[۸۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۱۰۰.

[۸۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۳۱۰.

به دست آورد.

جمله‌ «خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ» مفید خلقت جسد اوست و جمله‌ «ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ» می‌فهماند که خدا اراده فرمود و همان جسد به انسان مبدّل شد گرچه به غیر این هم می‌شود حمل کرد.
خطبه اول نهج البلاغه در این مطلب صریح و غیر قابل تاویل است در آن فرموده:

«ثُمَّ جَمَعَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ الْاَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَهً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّی خَلَصَتْ وَ لَاطَهَا بِالْبِلَّهِ حَتَّی لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَهً ذَاتَ اَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ اَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ اَجْمَدَهَا حَتَّی اسْتَمْسَکَتْ وَ اَصْلَدَهَا حَتَّی صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ اَمَدٍ مَعْلُومٍ. ثُمَّ نَفَخَ فِیهَا مِنْ رُوحِهِ‌ فَمَثُلَتْ اِنْسَاناً ذَا اَذْهَانٍ یُجِیلُهَا وَ فِکَرٍ یَتَصَرَّفُ بِهَا.»

[۸۲] سید رضی، محمد، نهج البلاغه ت الحسون، ص۳۱، خطبه ۱.

[۸۳] عبده، محمد، نهج البلاغه – ط مطبعه الإستقامه، ج۱، ص۱۳، خطبه ۱.

[۸۴] صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۴۲، خطبه ۱.

(سپس خداوند مقدارى خاک از قسمتهاى سخت و نرم زمین، و خاکهاى مستعد، شیرین و شوره‌زار آن گرد آورد، و آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد، و با رطوبت آن را به هم آمیخت تا به صورت موجودى جسبناک درآمد، و از آن صورتى داراى اعضا و جوارح، پیوستگیها و گسستگیها آفرید، آن را جامد کرد تا محکم شود و صاف و محکم و خشک ساخت تا وقتى معلوم‌ و سرانجامى معیّن، و آن‌گاه از روح خود در او دمید، پس به صورت انسانى داراى نیروى عقل که وى را به تکاپو مى‌اندازد درآمد، و داراى افکارى که به وسیله آن در موجودات تصرّف نماید.)

[۸۵] مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۲۷، خطبه۱.

[۸۶] ابن میثم بحرانی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۵۴.

(شرح‌های خطبه:

[۸۷] ابن میثم بحرانی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۵۸.

[۸۸] مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمؤمنین، ج۱، ص۱۷۱.

[۸۹] هاشمی خویی، حبیب الله، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۴۱.

[۹۰] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۹۷.

)

این کلمات صریح است که ابتدا جسد گلی تشکیل یافته سپس در آن روح دمیده شده و به انسان کامل مبدّل گشته است.

علی هذا مراد از «صَلْصالٍ» در آیات ۲۶ و ۲۸ سوره حجر

[۹۱] حجر/سوره۱۵، آیه۲۶.

[۹۲] حجر/سوره۱۵، آیه۲۸.

همان جسد گلی است که از لجن بد بو و متغیّر تشکیل یافته
و مراد از «سَوَّیْتُهُ» در آیه ۲۹ سوره فوق

[۹۳] حجر/سوره۱۵، آیه۲۹.

و در آیه ۷۲ سوره ص

[۹۴] ص/سوره۳۸، آیه۷۲.

خلقت جسد
و مراد از «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»

[۹۵] حجر/سوره۱۵، آیه۲۹.

دمیدن روح و مبدّل شدن به انسان است.
و اللَّه العالم.

3.۲ – متکوّن شدن سلول اولی

اینکه نطفه بشر و سلّول اوّلی در میان لجن‌های سیاه بد بو متکوّن شده‌ و چون در گذشته حرارت زمین بیش از امروز بوده لجن‌ها مثل رحم مادر، حرارت ثابت داشته‌اند در نتیجه سلّول شروع به رشد کرده و به تدریج مبدل به جنین شده و هکذا. این مطلب چندان بعید نیست زیرا در قیامت نیز حرارت زمین تغییر یافته و خواهد توانست با اراده پروردگار همچون رحم مادر سلّولهای خشکیده اموات را تغذیه و رشد دهد ولی فعلا آن قابلیت را ندارد. و این نظیر رشد نطفه مریم با اذن خدا در رحم اوست.
آقای محمد امین سلدوزی از دانشمندان احتمال داده که:
خداوند نطفه انسان را در هوا آفریده و آن به میان لجن‌های کرانه دریا ریخته و شروع به رشد کرده است چنان‌که در حال حاضر تخم کرم‌ها در هوا‌ وجود دارند و بر روی پنیرها و گوشت‌ها و غیره باریده و مبدّل به کرم‌ها می‌شوند و تخم قرباغه‌ها به باتلاق‌ها ریخته مبدّل به قورباغه می‌شوند.

در رساله (معاد از نظر قرآن و علم) از بحار و تفسیر برهان ذیل آیه ۳۶ سوره یس از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل کرده‌ایم که فرموده‌اند: نطفه از آسمان به زمین می‌آید و بر روی علف و میوه و درخت می‌نشیند مردم و چهار پایان از آن می‌خورند و در وجود آن‌ها گردش می‌کند.

[۹۶] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۶۰، ص۳۶۹.

[۹۷] بحرانی، هاشم، البرهان، ج۴، ص۵۷۴.

بنابراین «مِن» در «مِنْ صَلْصالٍ» به معنی بعضیّت است نه بیان. یعنی بشر را از بعض صلصال که قسمت زیرین و نرم آن باشد آفریدیم.

آنان‌که لجن‌های کرانه دریا را دیده‌اند می‌دانند که روی لجن‌ها خشکیده و شیار شیار می‌شوند ولی زیر آنها نرم و نطفه در آن قابل رشد است.
در آیاتی نظیر آیه: خَلَقَ الْاِنْسانَ مِنْ نُطْفَهٍ…

[۹۸] نحل/سوره۱۶، آیه۴.

نیز «من» برای بعضیت است که نطفه به معنی آب کم است و سلولی که جنین از آن تشکیل می‌شود. بعض نطفه می‌باشد.

علی هذا مراد از «سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»

[۹۹] حجر/سوره۱۵، آیه۲۹.

نظیر آن است که در آیات‌ زیر ذکر شده است..

وَ بَدَاَ خَلْقَ الْاِنْسانِ مِنْ طِینٍ • ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ • ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْاَبْصارَ وَ الْاَفْئِدَهَ…

[۱۰۰] سجده/سوره۳۲، آیه۷- ۹.

(… و آفرینش‌انسان را از گِل آغاز کرد • سپس نسل او را از عصاره‌اى از آب ناچیز و بى‌قدر آفرید • سپس اندام او را نظام بخشید و از روح خویش (روحى شریف و برجسته‌) در وى دمید و براى شما گوش‌ها و چشمها و دلها [۱۰۱] قرار داد؛ …)

[۱۰۱] مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۱۵.

[۱۰۲] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۶، ص۳۷۳.

[۱۰۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج، ص.

[۱۰۴] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۹، ص۲۱۲.

[۱۰۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۱۰۲.

پیداست که این تسویه و نفخ در رحم مادر است ولی جمله‌ «فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ» در ما بعد «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» مانع از این تطبیق است که از پس این نفخ و تسویه سجود ذکر شده به خلاف آیه فوق که بعدش‌ «جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ …» آمده است و حکایت از تحوّلات رحم مادر دارد.

3.۳ – خلقت تدریجی

اینکه موجودات ساده و زنده در اثر اراده خداوند به تدریج و با مرور زمان به انسان اوّلی مبدّل شده باشند این فرضیه فعلا بسیار ضعیف شده و موقعیّت خویش را از دست داده است بلکه می‌شود یقین کرد که خداوند انواع را مستقلّ آفریده است ولی اگر روزی علمی شود و یقین گردد، آیات قرآن به آن قابل تاویل خواهد بود. به نظر نگارنده: وجه اول با ظ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.