خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت نگاهی اجمالی به پیشین? تاریخی خلیج فارس
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت نگاهی اجمالی به پیشین? تاریخی خلیج فارس قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت پیلسته در متون کهن فارسی
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت پیلسته در متون کهن فارسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
39دقیقه
11ثانیه

خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی شامل 53 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت اندیشه و ادب سعدی :

سعدی چنان پربرگ و بار و تقریباً در هر موضوع سخن نغز گفته که از زوایای گوناگون می شود درباره اش پژوهید و نوشت و درباره مقولات مختلف اخلاقی، اجتماعی، زیبایی، ادبی و حتی سیاسی، از آثارش شاهد مثال آورد. مؤلف نوشتار زیر مطالب متعددی درباره سعدی نوشته و گفتار حاضر یکی از آنهاست.

«مراد از نزول قرآن، تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سورت مکتوب.»

ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید/ هزار بار پس از مرگ او اگر بویی

سعدی شاعر عشق و زندگی است. من در جایی نوشته ام که سعدی تنها شاعر بزرگ ایرانی‌ است که تقریباً درباره همه چیز حرف داشته و حرف زده است: عشق و عرفان، دین و دنیا، عفت و اخلاق، دولت و جامعه، داد و بیداد، شاه و وزیر و… درنتیجه هر کس از ظن خود به او نگریسته است. سعدی را معلم اخلاق، مروج عرفان، صاحب «حکمت عملی»، فصیح‌ترین شاعر فارسی و جُز آن خوانده‌اند، اگرچه کمتر به عاشقی‌های او توجه شده است.

«حکمت عملی» ظاهراً ترجمه مستقیم عبارت Practical wisdom است، حال آنکه دقت بیشتری در مبانی آثار سعدی در این زمینه بیشتر حکایت از «رئالیسم انتقادی» دارد. شهرت سعدی بیشتر به کتاب‌های گلستان و بوستان اوست. مسلماً در بوستان اثری از «حکمت عملی» می‌توان یافت؛ ولی در هر دو کتاب به درجات تؤثیر رئالیسم انتقادی را می‌توان دید. البته کارکرد این اصطلاحات، نسبی و برای قیاس آنها با هم است، وگرنه در قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی) نه فقط در ایران و حوزه گسترده‌تر زبان فارسی، بلکه در اروپا هم نام و نشانی از این مقولات نبود.

اعتدال و انصاف

آنچه در عرصه زندگی، سعدی را کم‌نظیر می‌کند، اعتدال و انصاف و انسانیت اوست که در زمان خود او در دنیا بی‌سابقه بود. نمی‌توان این ابیات مشهور را سرسری خواند و گذشت:

بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورَد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی

با اندکی تأمل می‌توان دریافت که این حکم حتی در زمان ما ـ قرن بیست و یکم ـ خلاف اخلاق و رفتار و آرای انبوهی از مردم است. حال آنکه بیان کننده آن در قرن سیزدهم در یک سرزمین اسلامی که دستخوش مصیبت ایلغار مغول بوده، می‌زیسته و در عین حال در جنگهای صلیبی اسیر فرنگیان شده بوده و او را در خندق طرابلس به کار گِل گماشته بودند. سعدی در گلستان می‌گوید:

یکی یهود و مسلمان نزاع می‌کردند / چنان که خنده گرفت از حدیث ایشانم

به طیره گفت مسلمان: «گر این قباله من / درست نیست، خدایا، یهود می‌رانم!»

یهود گفت: «به تورات می‌خورم سوگند / وگر خلاف کنم، همچو تو مسلمانم!»

گر از بسیط زمین، عقل منعدم گردد / به خود گمان نبرد هیچ‌کس که نادانم

بازکردن معنای این ابیات شاید همین امروز هم سبب اعتراض شود، پس از آن درمی‌گذرم.

داستانی در بوستان هست به این مضمون که ابراهیم خلیل هر روز بر سر سفره‌اش میهمان می‌پذیرفت. یک هفته کسی نیامد؛ به صحرا رفت و مرد کهنسالی را یافت و دعوت کرد. چون به طعام نشستند، پیر از بسم‌الله نگفت. ابراهیم دریافت که مسلمان نیست و راندش. ندا آمد: من صد سال به او روزی دادم، تو در یک لحظه از او روی گرداندی؟!

شنیدم که یک هفته ابن السبیل / نیامد به مهمانسرای خلیل

برون رفت و هر جانبی بنگرید / بر اطراف وادی نگه کرد و دید

به تنها یکی در بیابان چو بید / سر و مویش از گرد پیری سپید

به دلداری‌اش مرحبائی بگفت / به رسم کریمان صلائی بگفت،

که: «ای چشمهای مرا مردمک! / یکی مردمی کن به نان و نمک…»

بفرمود و ترتیب کردند خوان / نشستند بر هر طرف همگنان

چو بسم الله آغاز کردند جمع / نیامد ز پیرش حدیثی به سمع…

بگفتا: «نگیرم طریقی به دست / که نشنیدم از پیرِ آذرپرست»

بدانست پیغمبر نیک‌فال / که گبر است پیر تبه بوده حال

به خواری براندش چو بیگانه دید / که منکَر بوَد پیش پاکان، پلید

سروش آمد از کردگار جلیل / به هیبت ملامت‌کنان بر خلیل:

مَنش داده صد سال روزی و جان / تو را نفرت آمد از او یک زمان؟

گر او می‌برد پیش آتش سجود / تو واپس چرا می‌بری دست جود؟

این داستان در اروپا ترجمه شده بود و می‌پنداشتند که اثر یک اومانیست مسیحی دوره رنسانس است. حتی بنجامین فرانکلین ـ دانشمند و از سران انقلاب آمریکا ـ بر این سر بود. تا اینکه در قرن نوزدهم کشف کردند که از سعدی است: اومانیستی دو سه قرن پیش از رنسانس!

در گلستان آمده است که یکی از پسران هارون را سرهنگ‌زاده‌ای فحش ناموس داد. هارون به او گفت گذشت کند و اگر نمی‌تواند، او هم به ناسزاگو چنان فحشی بدهد تا تلافی از حد نگذرد: «یکی از پسران هارون‌الرشید پیش پدر آمد خشم‌آلود که: فلان سرهگ‌زاده مرا دشنام مادر داد. هارون ارکان دولت را گفت: جزای چنین کس چه باشد؟ یکی اشاره به کشتن کرد و دیگری به زبان بریدن و دیگری به مصادره و نفی! هارون گفت: ای پسر، کرم آن است که عفو کنی و گر نتوانی، تو نیزش دشنام مادر دِه نه‌چندان که انتقام از حد درگذرد…»

این از مدارا و انصاف و مسالمت؛ ولی انسانیت یکی دیگر از مقولاتی است که در مرکز اندیشه سعدی قرار دارد.

انسانیت

سگ را در ایران نجس می‌دانسته اند. سعدی می‌نویسد که عارف افسانه‌ای جُنید بغدادی سگی در بیابان یافت گرسنه؛ نیمی از غذایش را به او داد:

شنیدم که در دشت صنعا جنید / سگی دید برکنده دندانِ صید

ز نیروی سرپنجه شیرگیر / فرومانده عاجز چو روباه پیر

چو مسکین و بی‌طاقتش دید و ریش / بدو داد یک نیمه از زادِ خویش

شنیدم که می‌گفت و خوش می‌گریست: / که داند که بهتر ز ما هر دو، کیست؟

در جای دیگری بوستان، شبیه به این مضمون به شکل دیگری درمی‌آید. یکی در بیابان سگی تشنه یافت. کلاه خود را کاسه کرد و دستارش را مانند طناب به آن بست و از چاه آب کشید و به سگ

داد:

یکی در بیابان سگی تشنه یافت / برون از رمق، در حیاتش نیافت

کُله دَلو کرد آن پسندیده‌کیش / چو حَبل اندر آن بست دستار خویش

به خدمت میان بست و بازو گشاد / سگ ناتوان را دمی آب داد

خبر داد پیغمبر از حال مرد / که: داور گناهان از او عفو کرد

شرح گذشت و مدارا و انسانیت در آثار سعدی گسترده است. او در بوستان حکایت مرد پرهیزگاری را می‌گوید که شبی، مستی بربطی را بر سر او شکست. روز بعد آن مرد پرهیزگار پیش او می‌رود و خسارت بربط را می‌پردازد و توضیح می‌دهد که تو دیشب «معذور بودی و مست»، بربط تو و سر من شکسته شد. سر من التیام یافت، ولی زیان تو بدون پرداخت خسارت جبران نمی‌شود:

یکی بربطی در بغل داشت مست / به شب در سر پارسایی شکست

چو روز آمد، آن نیکمرد سلیم / برِ سنگدل بُرد یک مشت سیم

که: دوشینه معذور بودی و مست / تو را و مرا بربط و سر شکست

مرا به شد آن زخم و برخاست بیم / تو را به نخواهد شد الا به سیم

شبلی ـ از عرفای افسانه‌ای ـ یک کیسه گندم را به ده برد. وقتی آن را گشود مورچه سرگردانی در آن دید که از خانه‌اش آواره شده بود. تا صبح از غم آن مورچه خوابش نبرد و صبح او را به محل زندگی‌اش بازگرداند:

که شبلی ز حانوتِ گندم‌فروش / به ده برد انبان گندم به دوش

نگه کرد و موری در آن غله دید / که سرگشته هر گوشه‌ای می‌دوید

ز رحمت، بر او شب نیارست خفت / به مأوای خود بازش آورد و گفت:

مروت نباشد که این مور ریش / پراگنده گردانم از جای خویش

سعدی در بوستان می‌گوید که بایزید بسطامی روز عید فطر به حمام رفته بود و هنگامی که بیرون می‌آمد، به خطا تشت خاکستری را بر سرش ریختند. او به جای خشم گرفتن و ناسزاگفتن، گفت: من شایسته آتش دوزخم، به خاکستری از جا دربروم؟

شنیدم که وقتی سحرگاه عید / ز گرمابه آمد برون بایزید

یکی تشت خاکسترش بی‌خبر / فروریختند از سرایی به سر

همی گفت شولیده دستار و موی / کف دست شکرانه مالان به روی،

که: ای نفس، من درخور آتشم / به خاکستری روی درهم کشم؟

آنچه در بالا آمد ذکری از سیره معدود عارفان افسانه‌ای است که به جمعشان «اَبدال» می‌گفتند. بر سر ریشه این اصطلاح بحث و گفتگوست و جالب این است که سعدی به آنان نسبت معجزه نمی‌دهد، بلکه خوی انسانی و ملک بی‌نیازی آنان را می‌ستاید؛ مثلا می‌گوید: معروف است که «در روزگار قدیم» ابدال سنگ را به نقره و پول بَد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.