اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 80
فرمت فایل
تحولی در ارائهها با فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ شامل 39 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت اعراب خطبه ۶۰ :
««خطبه قبل
خطبه بعد»»
فهرست
گزارش خطا
نام:
شماره موبایل :
متن پیام
ارسال
خطبه ۶۰
وَ قَالَ (عَلَیْهِالسَّلَامُ) فِیهِمْ (الْخَوارِجِ)؛
«و (امام علیه السلام) درباره آنان (خوارج) فرمود:»
«لاَ تُقَاتِلُوا اَلْخَوَارِجَ بَعْدِی؛»۱
«لاَ»:
حَرْفُ نَهْیٍ وَ جَزْمٍ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ لَا مَحَلَّ لَهُ مِنَ الْإِعْرَابِ؛
«حرف نهی و جزم، مبنی بر سکون و محلی از اعراب ندارد»
«تُقاتِلُوا»:
فِعْلٌ مُضَارِعٌ مَجْزُومٌ وَ عَلَامَهُ جَزْمِهِ حَذْفُ النُّونِ لِأَنَّهُ مِنَ الْأَفْعَالِ الْخَمْسَهِ؛
«فعل مضارع مجزوم و علامت جزم آن حذف نون است زیرا از افعال خمسه میباشد»
وَ الْوَاوُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعٍ فَاعِلٌ؛
«و واو: ضمیر متصل، مبنی بر سکون، در محل رفع فاعل است»
وَ الْأَلِفُ فَارِقَهٌ؛
«و الف فارقه (تمایز دهنده) است»
«الْخَوَارِجَ»:
مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«مفعول به، منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری است»
«بَعْدِی»:
مَفْعُولٌ فِیهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الْمُقَدَّرَهُ عَلَى مَا قَبْلَ الْیَاءِ لِاشْتِغَالِ الْمَحَلِّ بِحَرَکَهِ الْیَاءِ، وَ هُوَ مُضَافٌ؛
«مفعول فیه، منصوب و علامت نصب آن فتحه مقدره بر حرف قبل از “یاء” به دلیل اشتغال محل به حرکت مناسب “یاء” است، و آن مضاف است»
وَ الْیَاءُ: ضَمِیرٌ مُتَّصِلٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ جَرٍّ بِالْإِضَافَهِ؛
«و یاء: ضمیر متصل، مبنی بر سکون، در محل جر به اضافه واقع شده است»
وَ الظَّرْفُ مُتَعَلِّقٌ بِالْفِعْلِ «تُقاتِلُوا»؛
«و ظرف متعلق به فعل «تُقاتِلُوا» است»
وَ جُمْلَهُ «لاَ تُقاتِلُوا الْخَوَارِجَ…» مَقُولُ الْقَوْلِ؛
«و جمله «لاَ تُقاتِلُوا الْخَوَارِجَ…» مقول قول است»
«فَلَیْسَ مَنْ طَلَبَ اَلْحَقَّ فَأَخْطَأَهُ،»۲
«فَلَیْسَ»:
الْفَاءُ: سَبَبِیَّهٌ
[۱] الْفَاءُ فِی الْمَوَارِدِ الثَّلَاثَهِ لِلسَّبَبِیَّهِ، إِلَّا أَنَّهَا فِی الْأَوَّلِ بِمَعْنَى لَامِ السَّبَبِیَّهِ، دُونَ الْأَخِیرَیْنِ، بَلْ هِیَ فِیهِمَا لِلسَّبَبِ وَ الْعَطْفِ. وَ تَوْضِیحُهُ یَظْhَرُ مِمَّا حَقَّقَهُ الرَّضِیُّ حَیْثُ قَالَ: وَ الْفَاءُ الَّتِی لِغَیْرِ الْعَطْفِ أَیْضاً لَا تَخْلُو مِنْ مَعْنَى التَّرْتِیبِ، وَ هِیَ الَّتِی تُسَمَّى فَاءَ السَّبَبِیَّهِ، وَ یَخْتَصُّ بِالْجُمَلِ، وَ تَدْخُلُ مَا هُوَ جَزَاءٌ مَعَ تَقَدُّمِ کَلِمَهِ الشَّرْطِ، نَحْوُ إِنْ لَقِیتَهُ فَأَکْرِمْهُ، وَ مَنْ جَاءَکَ فَأَعْطِهِ، وَ بِدُونِهَا، نَحْوُ زَیْدٌ فَاضِلٌ فَأَکْرِمْهُ إِلَى أَنْ قَالَ: وَ کَثِیراً مَا یَکُونُ فَاءُ السَّبَبِیَّهِ بِمَعْنَى لَامِ السَّبَبِیَّهِ، وَ ذَلِکَ إِذَا کَانَ مَا بَعْدَهُ سَبَباً لِمَا قَبْلَهُ کَقَوْلِهِ تَعَالَى:
(قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ)
(الحجر/سوره۱۵، الآیه ۳۴. ). وَ تَقُولُ: أَکْرِمْ زَیْداً فَإِنَّهُ فَاضِلٌ فَهَذِهِ تَدْخُلُ عَلَى مَا هُوَ الشَّرْطُ فِی الْمَعْنَى، کَمَا أَنَّ الْأُولَى دَخَلَتْ عَلَى مَا هُوَ الْجَزَاءُ فِی الْمَعْنَى، وَ ذَلِکَ إِنَّکَ تَقُولُ: زَیْدٌ فَاضِلٌ فَأَکْرِمْهُ فَهَذَا دَخَلَ عَلَى الْجَزَاءِ فَإِذَا عَکَسْتَ الْکَلَامَ، فَقُلْتَ: أَکْرِمْهُ فَإِنَّهُ فَاضِلٌ فَقَدْ دَخَلَ عَلَى مَا هُوَ شَرْطٌ، ثُمَّ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا تَنَافِیَ بَیْنَ السَّبَبِیَّهِ وَ الْعَاطِفَهِ، فَقَدْ تَکُونُ سَبَبِیَّهً، وَ هِیَ مَعَ ذَلِکَ عَاطِفَهٌ جُمْلَهً عَلَى جُمْلَهٍ، نَحْوُ یَقُومُ زَیْدٌ فَیَغْضَبُ عَمْرٌو، لَکِنْ لَا یُلَازِمُهَا الْعَطْفُ، نَحْوُ: إِنْ لَقِیتَهُ فَأَکْرِمْهُ. انْتَهَى کَلَامُهُ رَفَعَ مَقَامَهُ.
؛
«فاء: سببیه است
[۲] فاء در سه مورد برای سببیت است، اما در مورد اول به معنای لام سببیت است، برخلاف دو مورد اخیر که در آنها برای سبب و عطف است. توضیح آن از آنچه رضی تحقیق کرده آشکار میشود، آنجا که گفت: فاء غیر عاطفه نیز خالی از معنای ترتیب نیست و آن همان فاء سببیت نامیده میشود و مختص جملات است و بر آنچه جزا است وارد میشود در حالی که کلمه شرط مقدم باشد، مانند «إن لقیته فأکرمه» و «من جاءک فأعطه»، و بدون کلمه شرط، مانند «زید فاضل فأکرمه». تا آنجا که گفت: و بسیار پیش میآید که فاء سببیت به معنای لام سببیت باشد و آن هنگامی است که ما بعد آن سبب ما قبلش باشد، مانند قول خداوند متعال:
(قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ)
(حجر/سوره۱۵، آیه ۳۴. ). و میگویی: «أکرم زیداً فإنه فاضل»، پس این فاء بر آنچه در معنا شرط است وارد میشود، همانطور که فاء اولی بر آنچه در معنا جزا بود وارد شد. و آن بدین صورت است که تو میگویی: «زید فاضل فأکرمه»، این بر جزا وارد شده است. پس اگر کلام را برعکس کنی و بگویی: «أکرمه فإنه فاضل»، بر آنچه شرط است وارد شده است. سپس بدان که بین سببیت و عاطفه بودن تنافی وجود ندارد، ممکن است سببیه باشد و در عین حال جمله را بر جمله عطف کند، مانند «یقوم زید فیغضب عمرو»، اما عطف لازمه آن نیست، مانند: «إن لقیته فأکرمه». پایان کلام او، خداوند مقامش را رفیع گرداند.
»
لَیْسَ: فِعْلٌ مَاضٍ نَاقِصٌ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ الظَّاهِرِ عَلَى آخِرِهِ؛
«لَیْسَ: فعل ماضی ناقص، مبنی بر فتح ظاهری در آخر آن است»
«مَنْ»:
اسْمٌ مَوْصُولٌ مَبْنِیٌّ عَلَى السُّکُونِ وَاقِعٌ فِی مَحَلِّ رَفْعٍ اسْمُ «لَیْسَ»؛
«اسم موصول، مبنی بر سکون، در محل رفع اسم «لَیْسَ» است»
«طَلَبَ»:
فِعْلٌ مَاضٍ مَبْنِیٌّ عَلَى الْفَتْحِ الظَّاهِرِ عَلَى آخِرِهِ، وَ فَاعِلُهُ ضَمِیرٌ مُسْتَتِرٌ فِیهِ جَوَازاً تَقْدِیرُهُ: هُوَ؛
«فعل ماضی، مبنی بر فتح ظاهری در آخر آن است، و فاعل آن ضمیر مستتر جوازاً است که تقدیرش “هو” میباشد»
«الْحَقَّ»:
مَفْعُولٌ بِهِ مَنْصُوبٌ وَ عَلَامَهُ نَصْبِهِ الْفَتْحَهُ الظَّاهِرَهُ؛
«مفعول به، منصوب و علامت نصب آن فتحه ظاهری
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
