اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت عشق به ایران تا جهانمیهنی پسامدرن
244,000 تومان قیمت اصلی 244,000 تومان بود.128,500 تومانقیمت فعلی 128,500 تومان است.
تعداد فروش: 42
فرمت فایل
فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت عشق به ایران تا جهانمیهنی پسامدرن شامل 89 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت عشق به ایران تا جهانمیهنی پسامدرن در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل کامل و عالی پاورپوینت عشق به ایران تا جهانمیهنی پسامدرن با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت عشق به ایران تا جهانمیهنی پسامدرن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت عشق به ایران تا جهانمیهنی پسامدرن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل کامل و عالی پاورپوینت عشق به ایران تا جهانمیهنی پسامدرن اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت عشق به ایران تا جهانمیهنی پسامدرن :
این مطلب به بررسی سیر تحول فکری داریوش شایگان، روشنفکر و پژوهشگر ایرانی، از دلبستگی به سنتگرایی و فرهنگ ایران تا گرایش به پسامدرنیته و جهانمیهنی میپردازد.
این مطلب به بررسی سیر تحول فکری داریوش شایگان، روشنفکر و پژوهشگر ایرانی، از دلبستگی به سنتگرایی و فرهنگ ایران تا گرایش به پسامدرنیته و جهانمیهنی میپردازد. موسی اکرمی نویسنده مقاله که در سیاستنامه، شمار ۳۰، بهار ۱۴۰۳، منتشر شده با اشاره به ویژگیهای منحصربهفرد روشنفکری فرهنگی شایگان و تمایز او از روشنفکران غالب ایرانی، مراحل سهگانه نگرش او (گرایش به سنت، مدرنیته و پسامدرنیته) را تشریح میکند. در ادامه، به تأثیر آشنایی او با فرهنگهای مختلف، بهویژه غرب، و فاصله گرفتن تدریجی او از نگرش تجددستیزانه فردید و آل احمد پرداخته میشود. نویسنده همچنین به گذر شایگان از تمرکز بر فلسفه و عرفان به سوی ادبیات و هنر پسامدرن و در نهایت، غلبه رویکرد جهانمیهنی بر هویت ایرانی او اشاره میکند و در پایان، به برخی انتقادات درباره دوری او از مسائل سیاسی و اجتماعی ملموس جامعه ایران میپردازد. برخی مهمترین محورهای تحول فکری داریوش شایگان، ویژگیهای روشنفکری فرهنگی شایگان، تمایز شایگان از روشنفکران غالب ایرانی، مراحل سهگانه نگرش شایگان، تأثیر فرهنگ غرب و فاصله از تجددستیزی فردید و آل احمد، گذر از فلسفه و عرفان به ادبیات و هنر پسامدرن، رشد سویه جهانمیهنی در اندیشه شایگان، نگاه شایگان به ایران و جهان، و انتقادات به شایگان در باره دوری او از مسائل سیاسی و اجتماعی ملموس جامعه ایران میشود. این مقاله در زیر از نظرتان میگذرد:
****
۱. از پژوهشگری نظرپرداز با سویههای فکری ایجابی تا روشنفکری تحلیلگر با سویههای فکری سلبی
دکتر دایوش شایگان فزون بر برخورداری از سوی پژوهشگری در فرهنگ شرق و غرب، یک «روشنفکر فرهنگی» اندیشهورز نیز بود که نظرپردازی با سویههای ایجابی را با تحلیلگری با سویههای سلبی پیوند داد. او در بیش از شش دهه اندیشهورزی و نگارش کوششهای جدیای برای فهم سویههای فرهنگی زیست-جهان خود در دو سپهر ایرانی-اسلامی-شرقی و غربی، و همچنین تبیین این سویهها داشت که طبعاً به نظرورزیهایی در قالب مفاهیم ویژ وام گرفته از دیگران یا برساخت خود نیز پرداخت.
ولی بیشتر نظرورزیهای شایگان را نمیتوان در چارچوب یک سامان فکری همساز یا یک دستگاه نظری برخوردار از ویژگیهائی با سبک و نگرش و مبانی کمابیش ثابت جای داد. او برای فهم و تبیین پارهای از آفرینشها و رویدادهای فرهنگی ایرانی و ناایرانی کوشید با خوشذوقی ویژهای از اصطلاحات شماری از نظریهپردازان غربی بهره گیرد، و حتی خود مفاهیم و اصطلاحات ویژهای را بیافریند تا با یاری آنها برخی از پدیدهها و مظاهر هنری، فکری، فرهنگی، و حتی کنشی را تفسیر یا تببین کند. در نگاهی گذرا میتوان به مفاهیمی چون «گفتوگوی فرهنگها»، «انقلاب دینی»، «ایدئولوژیشدن سنّت»، «موتاسیون فرهنگی»، «اسکیزوفرنی فرهنگی»، «غربزدگی ناآگاهانه»، «تعطیلات در تاریخ»، «هویت چهلتکه» و چندین مفهوم دیگر اشاره کرد که گواه بر اندیشهورزی سختکوشانه و تلاش جدی گونهای از روشنفکر دغدغهمند و نظرپرداز در تبیین یا تفسیر پدیدههای فرهنگی در زیست جمعی انسانهایند.
بااینهمه، بر پای مجموع مفاهیم و برنهادها و تحلیلهای او نمیتوان یک دستگاه نظری با سویههای ایجابی یا حتی یک مکتب فکری انتقادی با سویههای سلبی را به او نسبت داد که با مجموعهای همساز از نظریهها معیارهایی را عرضه کند که با آنها بتوان رویدادها و پدیدهها و آفرینشها و مظاهر فرهنگی و هنری و فکری ایران و کشورهای دیگر را ارزیابی، تفسیر، و تبیین کرد. اگر از اثر پژوهشی برجست جوانی شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، و آثار نزدیک به هشتاد سالگی او – یعنی پنج اقلیم حضور، جنون هشیاری و فانوس جادویی زمان – بگذریم، میتوان سوی روشنفکری او را غالب دانست، هرچند در سنجش با بسا روشنفکران دغدغ اندیشهورزی و نظرپردازی بس بیشتری داشت.
در تلقی شایگان چونان یک روشنفکر باید بیدرنگ افزود که روشنفکری او با تعریف معمول از روشنفکر و روشنفکری در جریان چیر صد و شصت سال روشنفکری ایران، مثلاً از شکوفایی میرزا فتحعلی آخوندزاده، تفاوت داشت. دو ویژگی روشنفکری غالب – با پس زمینهای از تعهد روشنفکریِ برآمده از حرکت امیل زولا و رفتار اینتلیجنتسیای روسیه – نقد سنّت و نقد حاکمیت موجود بود. اگر آغاز روشنفکری مدرن ایران پدیدایی جنبش فکریای باشد که به جنبش انقلابی مشروطه انجامید، بخش مهم روشنفکری ایران، چونان کشوری درگیر مسائل و بحرانهای مرتبط با سنّت و مدرنیته و حاکمیت سیاسی، همواره میکوشید موضع انتقادی کمابیش رادیکالی در برابر سنّت و حاکمیت داشته باشد.
البته از همان سالهای شکلگیری اندیش ترقی و عدالتخواهی و آزادیطلبی، با تأثیرپذیری از دو جریان مهم روشنفکری غربی، روشنفکران ایرانی تقریباً به دو گروه بخش میشدند. یک گروه به نگرش یا جبه چپ با تأثیرپذیری از جریانهای گوناگون عدالتخواه و سوسیالیست تعلق داشت؛ گروه دیگر وابسته به جبه راست، با نگرش متأثر از جریانهای آزادیخواه و لیبرال، بود که آن نیز کمابیش هم در برابر سنّت میایستاد هم در نقد شرایط موجود و فعالیت برای رسیدن به شرایط مطلوب خواهان تغییرات سیاسی و اجتماعی بود، هرچند با دوریگزینی از انقلابیگری و رویآوری به اصلاحطلبی در روش و هدف از رادیکالیسم جبه چپ دوری میجُست. سرانجام شماری از همین روشنفکران لیبرال از اصلاحطلبی به انقلابیگری گذر کردند. شایگان پیش از انقلاب هم پایبند به سنّتگرایی ویژ خود بود هم ستیزی با وضع موجود سیاسی نداشت. او که در بینش و روش و هدف بیشتر در گروه راست و لیبرال جای میگرفت، در رویارویی با سنّت و قدرت سیاسی نمیتواست روشنفکر به معنایی که بیشتر رایج بود تلقی شود. ازاینرو او را نمیتوان در اردوگاه روشنفکران معمول ایرانی گنجاند.
شایگان دارای ویژگیهایی در جستجوگری و اندیشهورزی و نظرپردازی و دلبستگی به جهان اندیشه و فرهنگ بود که در معنای عامتری از روشنفکری میتوان او را «روشنفکری فرهنگی» دانست. عشق کممانند او به دین، فلسفه، عرفان، حوزههای فرهنگی، آفرینشهای هنری در هر سرزمینی که زیسته بود و میشناخت، دغدغههایش برای دریافت هویت فرهنگی، توجهش به مسائل مرتبط با رویارویی انسان با هستی، و تلاشش برای پیوند با رازوارگی هستی و فهم سویههای گوناگون هستی و راز جهان، از او انسانی شیفتهجان به نمایش میگذاشتند که سرمستانه همواره در پی سیاحت آفاق و انفس و دیدن و بوییدن زیباترین گلهای اندیشه و احساس خوشایند برای آن طبع حسّاس ویژه بود.
۲. نگرش شایگان و تداوم نگرش تجددستیزان فردید و آل احمد
زندگی شایگان را میتوان دارای دو یا سه بخش دانست: ۱) زندگی پیش از انقلاب، ۲-۱) زندگی پس از انقلاب در ایران، و ۲-۲) زندگی پس از انقلاب در بیرون از ایران. در سیر نگرش او نیز میتوان سه بخش را تشخیص داد: ۱) گرایش به سنّت، ۲) گرایش به مدرنیته، و ۳) گرایش به پسامدرنیته. او در خانوادهای بزرگ شد که مادر گرجی و سُنّیمذهب با عناصر فرهنگی ویژه بود، و پدر ایرانی و شیعه با میراث فرهنگی ویژ خود. او هم زبان پارسی آموخت هم زبانهای گرجی و روسی. در نوجوانی به مدرس فرانسوی رفت و با زبان و فرهنگ فرانسوی نیز آشنا شد. در پانزده سالگی به انگلستان و سپس به فرانسه و سوییس رفت، و در آشنایی با فرهنگ و هنر غرب چشم و گوش و ذهن عطشناکش را گشود تا با شوق بسیار هر آنچه را از آن فرهنگ و هنر میبیند و میشنود و درمییابد بنوشد و جان شیفتهاش را سیراب سازد.
با نادیدهگیری سالهای آغازین تحصیل او در دبیرستانهای ایران و لندن و ژنو، که او تماشاگر بسیار مشتاق هر دیدنی و شنیدنی بود، بخش مهمی از زندگی فکری او در کوشش برای بازخوانی سنّت و دریافت آن، و همچنین کشف یا دریافت یک هویت کنونی در پیوند با گذشته تجلی داشت. ولی او، برخلاف فردید و، بهویژه، آل احمد، در آغاز شکوفایی چشمان خود را به روی جهان هستی در کشورهای غربی گشود و در فضایی رشد کرد که با پس زمین زندگی فردید و آل احمد تفاوتهای بسیار داشت. ازاینرو، طبعاً عناصری از مدرنیته و نگرش مدرن به درون برداشت او از جهان هستی راه یافت. او در ادام جستجوگریهایش با سنّت و فرهنگ هندی، با غنای عظیم سنّت و فرهنگ چندهزار سال شرقی و آسیایی، متبلور در دین و فلسفه و عرفان، و متجلی در آثار هنری، آشنا شد، و همدلانه با آنها خو گرفت. زمانی که به ایران آمد، در پی آشنایی با آنری کربن، حسین نصر، علامه طباطبایی، و سید جلال آشتیانی، توجهش به سنّت اسلامی، بهویژه از دریچ نگاه کربن و سنّتگرایانی چون رنه گنون و شرقشناسانی عمدتاً در فرانسوی، جلب شد.
فردید و بهویژه آل احمد، که کاملاً در برابر غرب و دستاوردهای فرهنگی آن ایستاده بودند، غربزدگی را برای مردمان شرق «بیماری» میدانستند. شایگان، بر پای همان تربیت در فضای غرب، تلقی دگرگونهای از این «بیماری» داشت. او به دریافت نادرست از غرب و دستاوردهای آن هشدار داد هرچند بر میراث شرق و هویت مستقل و دفاعپذیر آن تأکید ورزید. او میاندیشید که در غرب عناصر بسیار مثبتی وجود دارند که نه تنها در زمینههای فلسفه و فرهنگ ستودنیاند، بلکه، بهویژه در زمینههای مرتبط با حقوق بشر و دموکراسی، باید به آنها توجه داشت. بنابراین او با برخورداری از حس همدلی و نوستالژیک نسبت به سنّت به دستاوردهای مدرنیته نیز دلبسته بود. شاید او بیش از اندازه سنّت را ترویج میکرد، میراث ایران و آسیا یا شرق برخوردار از تمدنهای کهن را میستود، ولی در سنّتگرایی و تجددستیزی همانند فردید یا آل احمد نبود. اگر کار نظریهپردازان مهم شایگان در فضای بومیگرایان پیش از انقلاب کتاب «آسیا در برابر غرب» باشد، او ضمن ستایش سنّت غنی در آسیا به دستاوردهای مدرنیته در غرب نیز توجه داد، و مخاطبان را متوجه لزوم نقادی سنّت و نگرش حاکم در جوامع شرقی نیز ساخت تا بهتر بتوانند دستاوردهای غربی را دریابند.
بدینسان راهی که شایگان در پیش گرفت از راه آل احمد و فردید جدا بود. نگاه او به سنّت شرقی، برخلاف نگرش فردید و آل احمد، هم تأییدآمیز بود هم نقدآمیز. فردید اندیشههای خود را مکتوب نمیکرد. آل احمد هرچند در کتاب معروف «غربزدگی» به نگارش اندیشههایش پرداخت، ولی سرانجام اثری سطحی و احساساتی و ژورنالیستی، فاقد مبنای دقیق فلسفی و روششناسی علمی، عرضه کرد. آسیا در برابر غرب از ژرفای بیشتری در مبانی و روششناسی و هدفگذاری برخوردار بود. داریوش آشوری، به گفت خود او، آن کتاب را ویراسته بود. البته او بیشتر به نثر کتاب یا انتقال اندیشههای شایگان به ظرف زبان پارسی توجه کرده بود. ولی میتوان حدس زد که آشوری – مریدِ خلیل ملکی در آن زمان، با نگاه انتقادی خود به غربزدگی آل احمد و همچنین پارهای از نگرشهای فردی، علیرغم نزدیکی آنزمانی به آن دو تن – بجز ویرایش صوری در محتوا نیز دخالتهایی یا اظهارنظرهائی داشته است.
بههرروی، این کتاب نمونهای از نگرش حاکم بخشی از تحصیلگردگان پیش از انقلاب در چارچوب سنّت، توجه به «آنچه خود داشت» و آرمان «بازگشت به خود» و لزوم مبارزه با نفوذ غربی در زیر پرچم سنّت بود. نگاه شایگان به سنّت هم بر پای آشنایییی کمتر از آشنایی فردید و آل احمد با سنّت و هم از دیدگاه سنتگرایان غربی بود، چنان که میراث شرقی را از دید غربیان شیفت شرق نگریست. او شرق، به ویژه سنّت و میراث اسلامی، را بیشتر از گذرگاه دریافت پدیدارشناسی چون کربن و سنّتگرایی چون رنه گنون تجربه کرد تا از راه زندگی در فضای شرقی و مطالع نظری این میراث در سنّت مطالعاتی موجود در ایران و جهان اسلام. البته او در حالی که به دستاوردهای غرب، بهویژه غرب پسارنسانس و روشنگری، به دید مثبت مینگریست، با دیدگاه چندپنجرهای خود، غرب را از نگاه غربیان در سنّت مخالفت با متافیزیک غربی از نیچه تا هایدگر نیز میدید.
ازاینرو در نگاه انتقادی او به غرب طبعاً مدرنیته زیر سای نهیلیسم دیده میشد. به جای اینکه نگاه انتقادیاش به غرب و مدرنیته نگاهی متأثر از مارکس یا ماکس وبر یا مکتب انتقادی فرانکفورت باشد، در همراهی با فردید و آل احمد به سوی نیهیلیستی از نگاه نیچه و هایدگر توجه داشت. پس شایگان هرچند سنّت شرقی و آسیایی و اسلامی را برجسته میکرد نه تنها با تجددستیزی نگرش فردید و آل احمد چندان همدلیای نداشت، بلکه نقدهایی را به سنّت آسیایی وارد میکرد تا این سنت بتواند در برابر غرب بایستد. پس از انقلاب ایران او تقریباً از سنّت دلخواه فردید و آل احمد دوری گزید، و تنها به عناصری از سنّت آویخت که، به گمان او، از پتانسیل دگردیسی به ایدئولوژی برخوردار نیستند. بدینسان در نقد انقلاب دینی و ایدئولوژی شدن سنّت، کاملاً از راه پیروان فردید و آل احمد جدا شد، و در آغاز به ستایش مدرنیته و سپس به ستایش پسامدرنیته رسید.
۳. گذر از کربن و فلسفه و عرفان به سوی ادبیات
در نخستین نگاه، زندگی فکری و ذوقی یا روشنفکری فرهنگی ویژ شایگان نشاندهند گونهای سیاحتگری جهان اندیشه و فرهنگ و هنر، و گردآوری گلهایی از یک بوستان بسیار بزرگ درون یک باغچه یا گلدان هزارگل کشکولوار فکری است. در این مجموعه گلهای زیبایی از باغ فرهنگ در جلوههای دین، فلسفه، عرفان، هنر و ادبیات کشورهای گوناگون – بهویژه آسیا در چهر هند و ایران از یک سو و اروپا از سوی دیگر – جا گرفتهاند. پدیدآیی این گلدان کشکولوار بهراستی پدیدهای کممانند است. شایگان چونان یک شاهزاد نیکبخت سرزمین فرهنگ مینمود که با گشتوگذاری چندین دههای از هر باغی در هر سرزمینی گل دلخواه خویش گرد آورده
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
