خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سبکهای موجود در نگارش فارسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سبکهای موجود در نگارش فارسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
36دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری شامل 56 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرق و غرب در اندیشه مهجری :

  چکیده:
بحرانهای موجود در حکومت عثمانی، بسیاری از شهروندان جهان شرق بویژه سرزمینهای عربی را ناچاربه ترک دیار و خانمان کرد.
صاحبان قلم و اندیشه در مهجر ودیار غربت، زادگاه خود را از خاطرنبردند و شیفته نمودهای فریبای تمدن جدید نگشتند. از این رو، با در نظرگرفتن زشتیها و زیبائیها، و حسنها وعیبها، و در مقام منصفانه و بیدارگرانه جانب شرقیها را گرفته اند. جبران خلیل جبران، میخائل نعیمه و ایلیا ابوماضی سه رکن اصلی ادبیات مهجر، به اتفاق آرا، شرق را مظلوم و اسیر استعماردانسته، با دلسوزی تمام به دفاع از آن برخاسته اند. کلید واژه ها: ادبیات عربی، ادبیات مهجر، شرق وغرب
جهان به لحاظ جغرافیای طبیعی به دو بخش شرق و غرب تقسیم می شود;غرب شامل کشورهای واقع در دو قاره امریکا و اروپاست و شرق کشورهایی رادر بر می گیرد که به طور عمده در آفریقا وآسیا قرار دارند. محدوده جغرافیای سیاسی کشورهای مذکور به تبع همین تقسیم بندی مشخص می گردد.
این مقاله تلاشی است تا با بررسی دیدگاههای سه ادیب مسیحی و مشهورلبنانی که به ناچار وطن خویش را ترک کرده، به نوعی در تبعید بسر می برده اند،خاور زمین را بهتر شناخته با استفاده ازتجربه این متفکران، از همه حسنات مادی و معنوی این خطه از کره خاکی بهره جوییم،ازمعایب آن دوری نماییم و ازچپاول و تطاول بیگانه نسبت به سرزمین جلوگیری کنیم.
ادبای مهجر گرچه پاره ای از عمر خودرا در غرب گذرانده اند اما شرق برای آنان ازقداست و جایگاهی ویژه برخوردار است.
مهجریان با وجود برخورداری نسبی از امکانات و نعمتهای ظاهر فریب غرب،دیده امل به شرق دوخته، هم میهنان خویش را از خود باختگی در مقابل غرب بر حذر می دارند و ایشان را به سوی قدرشناسی و بهره گیری از داشته های خودفرا می خوانند.
در این راستا دید جامعه شناسانه جبران خلیل جبران (۱۸۸۳-۱۹۳۱م)ایجاب می کند که مسائل امت شرق وغرب را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داده، خصوصیات مشترک و مختص هر یک را ذکر نماید و چون زادگاه جبران و مهبط علاقه و عاطفه او شرق است این سرزمین عنایت ویژه نویسنده را به خودمعطوف می دارد.
ارادتمند وادی قادیشا (۱) به هنگام پرداختن به مسائل و مشکلات جهان شرق، گاه در مقام دفاع از مردم خویش برخاسته و گاه آنان را به خاطر قصور وکوتاهی اشان مذمت می کند. علاقه جبران به وطن او را کور نکرده تا از نقاط ضعف آن چشم بپوشد و طرد شدن از میهن به دلیل فقر، خشم نویسنده را به سرزمین آباو اجداد خویش برنیانگیخته است; او بابینشی فراتر از حب و بغض به بررسی وریشه یابی تراژدی انسانی در شرق و غرب می پردازد.
او در زمانی زندگی می کند که سراسرکره خاکی دچار آشوب و اضطراب است. اگرچه از نظر او سادگی شرقیان باعث عریان شدن و علنی گشتن معضلات گردیده اما غرب مغرور به تمدن وپیشرفت خویش، لباسی فاخر به نقاطضعف خود پوشانیده است. (۲) در هرصورت ریا، دورویی، فریبکاری، دروغ،نیرنگ، طمع، خباثت و بردگی درشکلهای مختلف آن، اجتماع بشری اعم ازشرق و غرب را به محیطی ناامن و بیماربدل کرده است.
این چنین مسخ فرهنگی که شرق وغرب در دامن آن افکنده شده اند و هردو به یکسان از آن رنج می برند، نتیجه شرایطی است که دو جنگ جهانی آن را ایجاد کرده،مردم را به سمت بی هویتی و بیگانگی ازخود سوق داد و البته به روحیه ظریف ولطیف شرقی بیش از همه آسیب رساند.
در چنین زمان حساس که هر نوع ارزش به ضد ارزش تبدیل شده مشکلات اجتماعی و سیاسی به نابسامانیهای فکری منجر می شود، ادیب که از قشرعادی جامعه گامی پیشتر است، بر خودفرض می داند که با فریاد عدالتخواهی، فقر ستیزی یا دعوت مستضعفان به سوی وحدت و ایجاد حمیت مذهبی و ملی، مردم را به احیای شخصیت خود فراخواندتا در نتیجه همسویی اقشار جامعه، دینمردان و رجال حکومتی، جامعه به سوی اصلاح گام بردارد.
او به مردم خود امید دارد; چرا که ازمیان آنها جنگجویان مردم دوست،کارگران کوشا، پرهیزکاران صاحب فضیلت، معلمان متعهد و مدیران خادم وامانتدار برخاسته اند; اینان همچون صحرا، وسیع و بخشنده و چون زنبقی دربهشت حق، مایه برکت و چون تریاق،نجات بخشند. (۳)
در اثر نفسهای گرم چنین افرادی است که در زیر گنبد کبود خاور، حرکتها وجنبشهایی جان گرفته، رشد و توسعه می یابد تا قلبهای پرفتوح را تسخیر کند.رهبر این نهضت خورشید و لشکرش فجراست. (۴)
نظر جبران درباره غرب شکل دیگری می یابد. او غرب را تایید نمی کند و آن رابطور کلی مردود نمی شمارد; بلکه می گوید: «غرب در گذشته دنباله رو شرق بود و امروز شرق پیرو غرب است… غرب دوست و دشمن ماست. اگر ما بر اومسلط شویم دوست ماست و اگر بر ماتسلط یابد و ما را به میل خود ببینددشمن سر سخت ما خواهد گردید. (۵) …غرب در تلاشی دایم می کوشد تا برافکارمان حاکم شود و از راههای گوناگون زبان، هنر، آداب و رسوم و خلاصه باهرآنچه ما امروزه بدان تهاجم فرهنگی می گوییم، سعی در تحقق اهداف خوددارد. (۶)
جبران قایل به انزوا و در خود فرورفتن نیست (۷) اما به نظر او همداستانی غربیان نباید چنان باشد که «شرقی » به عنوان سفیر و نماینده غرب معرفی گردد.
به اعتقاد او بسیارند کسانی که باخواندن زبان انگلیسی، آمریکا را قیم خودمی دانند یا با فراگیری زبان فرانسوی،دست نیاز به سوی فرانسه دراز می کنند اماتنها کسانی که زبان مرسوم در کشور خودرا آموخته اند به دنبال سیاستی هستند که با معارف و شعورشان کمترین فاصله راداشته باشد. (۸) چنین افرادی از شرقی بودن خود عار نداشته، غرب گرایی را نیز عامل فخر نمی شمرند. (۹)
یکی دیگر از سه ادیب یاد شده میخائیل نعیمه (۱۸۸۹-۱۹۸۷م) است که هر گونه هماهنگی بین مادی گرایی غرب و روحانیت شرق را مردود می شمارد. اوخطاب به مردم خود چنین می گوید: «چه بسیار است فاصله صلح و آرامشی که دربین کوههای شما خیمه زده و جنجالهای نظامی که در سرزمینی چون غرب حکمفرماست! چه اصرار دارید که بخواهید صلحتان را با آن غوغا قرین گردانید؟» (۱۰)
او هموطنان خود را به بازنگری دراستعدادهای خویش و تجدید نظر درسلوک خود با غرب و زرق و برق آن و نیزارزشگذاری میراث شرقی دعوت می کند. (۱۱)
نعیمه به هم میهنان خود هشدارمی دهد که بهوش باشند که غرب از خودهیچ ندارد و اگر آنچه را که غرب از شرق وام گرفته از تمدن آنها باز پس گیرند،برای ایشان چیزی باقی نخواهد ماند. (۱۲)
وی با ذکر دلایل، اتحاد بین شرق وغرب را امری غیر ممکن دانسته،می گوید:«هر آنچه از غرب می گیرید دورو دارد. یک روی آن ظاهری آراسته داردو روی دیگر که با فساد عجین گشته است.» در ادامه با هشدار مکرر به مردمش نهیب می زند: «هم میهنانم! ای کاش برق تمدن، چشمهایتان را مبهوت نکند که آن رعدی بی فایده است. (۱۳)
به دنباله این سخن، نعیمه بر لزوم پاسداری از سرمایه های شرق اصرارورزیده سقوط اخلاقی و روحی غرب رابه باد انتقاد می گیرد. او مردم را به بازیافت هویت اصیل ولی گمگشته خویش فرامی خواند.
او که بیش از دو دهه از عمر خود را درغرب گذرانیده است، از تجربیات خویش چنین سخن می گوید: «وطن را ترک کردم چون می پنداشتم در آن نوری نیست. اماآن نور را در غرب نیز نیافتم. چراغهای زیادی را دیدم اما همه آن کسانی که چراغ در دست داشتند و دیگرانی که درروشنایی آن راه می رفتند پی در پی درگودالها سقوط می کردند. آنها در پی سقوط، چراغهای دیگر بر می افروختند تادر چاله ای دیگر درافتند. با خود گفتم: اگراین روشنایی ها مفید بود اینان خود راه رامی یافتند… ظلمتی هم که در وطن خوداحساس می کردم در حقیقت تیرگی ای بودکه خود در دل داشتم; اما پس از هجرت وتجربه نورهای کاذب، از خواب غفلت برخاستم و چشم دل به نور معرفت شرق گشودم.» (۱۴)
در بحث دوری از غرب گرایی نعیمه نیز چون جبران به شرقیان هشدار می دهدکه در مقابل غرب احساس حقارت نکنندکه آنان در خلقت با غربیان فرقی ندارندبلکه تنها باید تنبلی و رخوت را از خوددور سازند. (۱۵)
با نوشتن داستان «ساعه الکوکو» درسال ۱۹۲۵م نعیمه در مورد آمریکا به مردم خود یادآور می شود که در غرب خبری نیست. دیار خود را ترک نکنند که هر چه از مادیات و معنویات می جوینددر همان جا خواهند یافت. (۱۶)
موضعگیری نعیمه در برابر غرب همواره آمیخته با غضب است. اونشانه های تمدن غرب را دوست ندارد وچون صوفیان، با ایمان قلبی هرگونه تسلط ماده بر باطن و روح انسانی رامردود می شمارد. (۱۷)
فهم و درایت نعیمه از اوضاع سیاسی- اجتماعی جهان و تنفر او از استعمارغرب در تمام آثارش مشهود است. آنجاکه می گوید: «غرب بعد از جنگ جهانی اول خود را آقای زمین خواند. او مدعی بود که معلم، مربی و عامل پیشرفت جهان خواهد بود; این ادعای پوچ او چنان خشم مرا برانگیخت که قصیده «من انت؟ ماانت!» را سرودم که در مجله السائح درسال ۱۹۲۲ میلادی به چاپ ر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.