خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسئله گیته
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسئله گیته قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
54دقیقه
17ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 75

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی با 64 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی :

اشاره

فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی، شاخه ای از فلسفه است که به بحث از ماهیت معرفت و حوزه آن، مبانی و پیش فرضهای حصول معرفت، و اعتبار اقسام گوناگون شناخت می پردازد.

یکی از مباحث فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی بررسی ماهیت دو گونه معرفت، یعنی «معرفت پیشینی » و «معرفت پسینی »، و تمایز آن دو و همچنین نسبت این تقسیم با تقسیمات ذی ربطی همچون تقسیم قضایابه «ترکیبی » و«تحلیلی » و تقسیم حقایق به «ضروری » و«ممکن » است. مباحث یاد شده، محور اصلی مقاله حاضر را تشکیل می دهد، به گونه ای که انتظار می رود پس از مطالعه آن، طرحی کلی از پیش فرضها، مبانی، مسائل و مشکلات این بحث فرا روی خواننده علاقه مند به مقولات معرفت شناختی قرار گیرد. آقای پال ک. موزر (Paul K. Moser) گلچینی از مهم ترین مقالات جمعی از فیلسوفان مشهور مغرب زمین در این باب را جمع آوری کرده و خود مدخلی به ابتدای آن افزوده که نوشتار حاضر بازگردان بخش نخست آن است. مجموعه مزبور، در سال ۱۹۸۷ با این مشخصات منتشر گردیده است:

Moser Paul K.,A Priori Knowledge,(Oxford UniversityPress,1987)

آرایی که در پایان این نوشتار بدانها اشاره می شود، هر کدام در قالب یکی از مقولات کتاب بالا به تفصیل ارائه شده و مورد بحث قرار گرفته اند. ناگفته پیداست که نوشتار حاضر نمی تواند پایان و فصل الخطابی برای بحثی چنین عمیق و گسترده به شمار آید. با این حال، امید است در ارائه تصویری کلی و تا حدی جامع، از بحث – آن گونه که امروزه در حوزه فلسفی غرب مطرح است – مفید افتد و از این رهگذر، زمینه ای برای دست یابی به پژوهشهایی تطبیقی در این باب فراهم آید.

معرفت پیشینی و پسینی

پرسشهای فلسفی درباره معرفت پیشینی دایر مدار سه دسته تمایزمی باشد:

الف – تمایز معرفت شناختی بین معرفت پیشینی [ماتقدم] (a priori) و معرفت پسینی [ما تاخر] (a posteriori);

ب – تمایز ما بعدالطبیعی بین ضرورت و امکان (خاص) (contingency);

ج – تمایز معناشناختی بین حقیقت تحلیلی (analytic) و حقیقت ترکیبی (synthetic truth).

برخی از این پرسشها بدین قرارند: شرایط لازم و کافی برای دارا بودن معرفت پیشینی چیست؟ آیا ما انسانها توان تامین این شرایط را داریم؟ آیا لازم است هر قضیه ای که به صورت پیشینی قابل شناسایی است، به شکل تحلیلی و یا ضروری نیز صادق باشد؟ آیا می توان نسبت به برخی قضایای ترکیبی صادق یا بعضی قضایای ممکنه صادق معرفت پیشینی داشت؟ مساله جدیدی که از نوشته های معرفت شناسانه و.و. کواین (W.V.Quine) سرچشمه گرفته آن است که آیا نفس مفهوم معرفت پیشینی به لحاظ فلسفی، مفهوم درستی است؟ بدیهی است که نمی توان پیش از توضیح برخی از مفاهیم مقدماتی، در جهت پاسخ به چنین پرسشهایی اقدامی نمود.

با تمایز بین معرفت پیشینی و پسینی از آنجا که دو نوع معرفت را در مقابل هم قرار می دهد، تمایزی معرفت شناختی است. (epistemological) به عبارت دقیق تر، می توان این تمایز را، به صورتی معقول، تمایزی دانست که دلالت ضمنی بر دو نوع توجیه معرفتی، (epistemic justification) یعنی توجیهی که مقتضی معرفت است، دارد. بنابراین، معرفت پیشینی معرفتی خاص است، اگر شرط توجیه (justification condition) آن پیشینی باشد، بدین معنی که بر شواهد تجربه حسی مبتنی نباشد. معرفت حقایق ریاضی و منطقی، و حتی معرفت نسبت به حقیقت وجود شخصی فرد، به عنوان معرفتهایی پیشینی، به معنای حاضر آن، قلمداد می شوند. در مقابل، معرفتی پسینی است که شرط توجیه آن بر شواهد تجربه حسی متکی باشد. معرفت تجربی مفروض ما نسبت به حقایق علوم تجربی در بسیاری از موارد به عنوان معرفت پسینی – به معنایی که گفته شد – به شمار می آید.

خصیصه متمایز توجیه معرفتی پیوند دادن باور (belief) به حقیقت (truth) به روشی مناسب است. بر این اساس، یک فرض عمومی آن است که یک باور به نحوه معرفتی توجیه می شود، به شرط آنکه اگر احتمال صدق آن بیش از احتمال صدق نقیضش باشد. (۱) فلاسفه درباره اینکه یک باور برای موجه شدن، دقیقا به چه میزانی باید محتمل تر از نقیض خود باشد اختلاف نظر دارند; اما بر این دیدگاه اتفاق نظر هست که توجیه معرفتی نیاز به یقین ( certainty) نسبت به هیچ یک از سه معنای تعریف شده آن ندارد. اولین معنای «یقین »، که با بحث ما ارتباط دارد، معنای «خطاناپذیری مستلزم صدق » ( fallibility truth – entailing in) است. بر طبق این معنی، اگر باور نتواند (منطقا) خطا باشد یقینی است. معنای دوم عبارت است از «مسلم بودن غیرمستلزم صدق (non-truth-entailing indubitability) که، بر اساس آن، وقتی باور یقینی است که هیچ شک روان شناختی در آن نبوده یا زمینه معرفتی برای شک در آن نباشد. معنای سوم معنای استلزام [ایجاب] (entailment) است که مطابق آن یک باور زمانی یقینی خواهد بود که به شکلی منطقی به وسیله دلیلی که آن را تقویت می کند، ایجاب شود. بدون شک معنای سوم غیر مستلزم صدق است; زیرا ممکن است دلیل مربوطه مبتنی بر قضایای کاذب باشد. علاوه برآن، این معنی بوضوح هرنوع توجیه استقرایی یا احتمال گرایانه را خارج می سازد.

اکنون پیشفرض شایع در میان معرفت شناسان معاصر این است که توجیه معرفتی به هیچ یک از انواع سابق الذکر یقین نیاز ندارد; زیرا آنچه معمولا به عنوان معرفت، شناخته می شود متضمن هیچ یک از انواع یاد شده یقین نیست. برای مثال، معرفت مفروض در باب شیمی یا زیست شناسی را در نظر بگیرید. نفی این فرض [یعنی فرض حصول معرفت در علم شیمی یا زیست شناسی] آشکارا، به شکاکیت معرفت شناختی از نوع گسترده آن، خواهد انجامید.

بدین ترتیب، ما مفهومی از معرفت پیشینی حداقل (a priori knowledge minimal) داریم که مطابق آن معرفتی خاص نسبت به صدق یک قضیه معرفتی پیشینی است، اگر شرط توجیه آن مشتمل بر دلیلی باشد که:

الف – مبتنی بر تجربه حسی نیست.

ب – صدق قضیه مورد بحث را محتمل تر از صدق نقیض آن کند.

با فرض این مفهوم، می توان دید که بسیاری از خصایصی که عموما به معرفت پیشینی نسبت داده می شود اوصافی ضروری نیست و معرفت پیشینی نه مستلزم باوری است که به لحاظ معرفتی غیر قابل تجدیدنظر (irrevisable) باشد و نه مقتضی باور بدیهی یا مفاهیم فطری (innate concepts) است.

می توان گفت که یک باور موجه، زمانی به لحاظ معرفتی، غیر قابل تجدید نظر است، که دست کشیدن از آن تحت هیچ شرایطی، حتی اگر تغییری بنیادین در جهان رخ دهد، به لحاظ معرفتی معقول نباشد. به عبارت دیگر، به لحاظ معرفتی معقول باشد که به چنین باوری معتقد باشیم. آشکار است که معرف پیشینی حداقل، به گونه ای که به لحاظ معرفتی غیر قابل تجدیدنظر باشد، نیست; زیرا چنین معرفتی با این واقعیت سازگار است که احتمالا دلیل پیشین توجیه کننده شخص، به گونه ای تغییر کرده که معرفت توجیه شده است. بر این اساس، دلیل اولیه دیگر بر طبق دلیل جدید توجیه نمی گردد. بنابراین، حتی اگر تمامی باورهای موجه، به لحاظ معرفتی، قابل تجدیدنظر باشند، می توان دارای معرفت پیشینی حداقل بود. (۲)

یک باور به معنای حقیقی خود زمانی بدیهی است که موجه بوده لیکن توجیه خود را از امری ورای خود اخذ نکرده باشد. روشن است که معرفت پیشینی حداقل، مقتضی باور بدیهی به معنای مذکور نیست. چنین معرفتی ممکن است به نحو استنتاجی (inferentially) توجیه پیشینی شود; بدین معنی که توجیه آن از توجیه معرفتهای پیشینی دیگری استخراج گردد. برای مثال، وقتی می توان نسبت به قضیه ای ریاضی، معرفتی پیشینی داشت که توجیه پیشینی آن مبتنی بر توجیه قضایای پیشینی دیگر باشد. به هر حال، پرسش اصلی در اینجا این است که آیا تمام معرفتهای پیشینی به معنای فوق قابل استنتاجند؟

دیدگاه موسوم به «انسجام گرایی » (coherentism) تمام معرفتهای پیشینی را استنتاجی می داند و در مقابل مسلک «بنیادگرایی » (foundationalism) اظهار می دارد که هر معرفت پیشینی استنتاج شده مقتضی باوری است که دارای توجیه پیشین غیر استنتاج می باشد; یعنی نوعی توجیه پیشینی که از هیچ باور دیگری استنتاج نشده باشد. اما قطعا چنین توجیه غیراستنتاجی مقتضی بداهت، به معنای حقیقی آن نیست; زیرا ممکن است چنین توجیهی به وسیله امری غیر از باور، مثلا نوعی شهود عقلانی یا درکی ویژه، فراهم گردد. در نتیجه، حتی اگر هیچ یک از باورهای موجه ما، به معنای حقیقی، بدیهی نباشند باز هم ممکن است دارای معرفت پیشینی حداقل باشیم.

بحث دیگر آن است که آیا دارا بودن معرفت پیشینی حداقل مقتضی دارا بودن مفاهیم فطری، یعنی مفاهیمی که از تجربه حسی اخذ نمی شوند، می باشد؟ یک دیدگاه شایع، که از افلاطون الهام می گیرد، این است که مفاهیم امور انتزاعی ریاضی، مانند مفهوم مثلث و چند ضلعی، نمونه اعلای مفاهیم فطری اند. اگر ما قایل به این فرض طبیعی شویم که مفاهیم مؤلفه های قضایا می باشند ممکن است بحث حاضر را در قالب این سؤال طرح کنیم که آیا لازم است هر قضیه پیشینی از مفاهیمی که از تجربه اشیاء محسوس برنخاسته اند فراهم آید؟ محل تردید است که مفهوم معرفت پیشینی حداقل، مقتضی پاسخ مثبتی به پرسش اخیر باشد; زیرا مفهوم مذکور شرایط توجیه پیشینی یک باور را تعیین می کند و با تعیین شرایط، منشا علی مفاهیم تشکیل دهنده یک باور یا تعیین چنین شرایط علی برای تحقق یک باور کاری ندارد. (فرض مؤثر در اینجا آن است که ما نباید شرایط توجیه یک باور را با شرایط وجود آن خلط کنیم.) البته، ممکن است براین مدعا، که هر چه به شکل پیشینی توجیه می شود باید از مفاهیم فطری تشکیل گردد، برهانی اقامه شود، اما تا وقتی که چنین برهانی نداشته باشیم، نمی توانیم به صورتی معقول معتقد شویم که معرفت پیشینی حداقل مقتضی مفاهیم فطری است.

اینک به این سؤال که چگونه مفهوم شناختی «معرفت پیشینی حداقل » با تفکیک متافیزیکی بین ح

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.