خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سعادت ( سعادت از دیدگاه امام علی علیه السلام )
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سعادت ( سعادت از دیدگاه امام علی علیه السلام ) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قلب (قلب در بیان حضرت امیر)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قلب (قلب در بیان حضرت امیر) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
45دقیقه
45ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 76

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر) شامل 114 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایمان (ویژگی ها و آثار «ایمان » در بیان حضرت امیر) :

جستاره

با مطالعه قرآن کریم و احادیث در می یابیم که در میان واژه های به کار گرفته شده در آن ها، واژه هایی وجود دارد که در آثار علمی و فکری بشری، کمتر به چشم می خورد . واژه های وحی، تقوا، ایمان، توکل، تفویض، احسان و . . . از آن جمله است .

چنین واژگانی اگر در آثار بشری هم به چشم بخورد، افراض و انتخاب آن ها از ویژگی های منابع یاد شده است; به طوری که هر کتابی با این واژگان سخن بگوید، غالبا کتاب های دینی یا ناظر به مباحث دینی به حساب می آیند . این درست است که واژه های یاد شده در میان مردم رایج بوده است، اما این هم مسلم است که مراد واقعی خداوند و نمایندگان معصوم او از آن ها باید کشف گردد . مراد واقعی بی ارتباط با معنای متداول نیست اما عینا همان محتوا را در مجموعه متون دینی ندارد و معنای دقیق تر آن را باید با مراجعه فنی به همان مجموعه به دست آورد .

در این میان واژه «ایمان » جایگاه ویژه ای دارد . حقیقتی که پیامبران الهی از انسان در مقابل ارمغان های بی بدیل خود طلب می کردند .

در درک معنای واقعی الفاظ یاد شده باید با مراجعه به متون اصلی دین، ویژگی ها و خصوصیات و آثار آن ها را گرد آوریم . هر یک از آن ویژگی ها عهده دار توضیح بخشی از مراد است . در انجام چنین کاری تا می توانیم باید به طور جمعی عمل کنیم . به تعبیر سلبی، نباید فقط بخشی از متون اصلی دین را در پژوهش خود وارد کنیم و از بخش های دیگر صرف نظر کنیم . هر تفسیر یا نظریه ای درباره یک امر دینی، از جمله فهم واژگان، باید با کل گزاره های دینی مواجه شود تا جای گاه اصلی خود را در نظام معرفتی دین باز یابد . اگر در تحقیق خود چنین جامعیتی را در نظر نگیریم نتیجه کار اگر اشتباه نباشد ناقص خواهد بود .

حال با توجه به آن چه گذشت، روش سامان یافتن این تحقیق از این قرار است که نخست مختصات، ویژگی ها و آثار «ایمان » را مخصوصا از کلمات امام متقیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام برمی گیریم و با یافتن آیات متناظر با آن سخنان درصدد برمی آییم تا با طراحی یک مدل – که برگرفته از کلمات ایشان است – همه مختصات و آثار یاد شده و مرتبطات آن ها را در آن مدل گرد آوریم .

بخش اول: ویژگی های ایمان

۱/۱ ویژگی اول: محل طلوع ایمان

ایمان هر حقیقتی که داشته باشد با ساحتی از انسان در ارتباط است که «قلب » نام گرفته است . مقر ایمان، قلب است و تا قلب به روی چنین حقیقتی گشوده نشده یا آن را در خود قرار نداده باشد، ایمان حاصل نشده است . امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل می کند که فرمودند:

«لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه; (۱) ایمان بنده، مستقیم و استوار نیست تا این که دل او استوار باشد .»

و خود فرمودند: «ان الایمان یبدو لمظه فی القلب، کلما ازداد الایمان ازدادت اللمظه; (۲) ایمان در دل چون نقطه سفیدی پیدا می شود، هرچند ایمان افزوده شود آن نقطه سفید فزونی می گیرد .»

در قرآن کریم، رابطه مذکور به این صورت بیان شده است:

«قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم .» (۳)

از مجموع آن چه گذشت، می توان چند نتیجه به دست آورد:

۱/۱/۱ . فرق اسلام با ایمان

میان اسلام و ایمان تفاوت وجود دارد . اسلام فعلی است که در ساحت پیش – قلبی آدمی تحقق می یابد و اسلام در مقابل ایمان با ساحت قلبی کاری ندارد . آن چه فعل قلبی است، ایمان است نه اسلام و هرگاه چنین فعلی در قلب تحقق یابد می توان به شایستگی بر شخص انسانی کلمه «مؤمن » را اطلاق کرد . البته لازم نیست میان تحقق اسلام و ایمان یک فاصله زمانی باشد، به طوری که زمان تحقق اسلام پیش از تحقق ایمان باشد، بلکه معیت و همزمانی در میان این دو فعل امکان دارد . فرض اخیر در صورتی است که در برابر دعوت پیامبر، قلب، فعل خاص خود، یعنی ایمان، را به جا آورد . ممکن نیست کسی با قلب خود ایمان آورد اما در ساحت پیش – قلبی اسلام را محقق نگرداند . هرگاه ایمان قلبی حاصل شود اسلام هم قرار می یابد . در این جا، منشا فعل انسانی از ساحت بنیادی او ریشه و مایه گرفته است و از این رو مقتضیات آن تا ظاهرترین بخش های وجودی وی سریان می یابد . در واقع، چنین اسلامی مسبوق به ایمان است، هر چند این سبقت یک سبقت زمانی نباشد . در این وضعیت، اعمال جوارحی همچون اقرار به زبان و انجام فرایض دینی – که اسلام نام می گیرد – تابع آن ایمان قلبی است . فرض دیگر این است که کسی با ساحت پیش – قلبی حقیقت اسلام را تحقق بخشد، ولی هنوز با قلب خویش ماهیت ایمان را به وجود نیاورده باشد، هرچند پس از حصول مقتضیات اسلام قلب برای به بار آوردن عمل ایمان آماده تر می شود . چنین ایمانی مسبوق به اسلام است و این سبقت می تواند زمانی باشد . برای مسلمان این امکان وجود دارد که هیچ گاه حقیقت ایمان را در قلب خود حاصل نگرداند . بنابراین، هرچه در منطقه ظاهر می گذرد ممکن است نه فقط از اعماق وجود بشر ریشه نگیرد بلکه چیزی را هم به آن منطقه گذر ندهد; به طوری که آن را به فعل خاص خود تحریص کند، اما هرچه از منطقه باطن و ساحت نهایی بشر ریشه گیرد قدرت تاثیر بر ساحت های فراتر و همگون ساختن آن ها با مقتضیات خود را دارد .

۱/۱/۲ . ایمان عام و ایمان خاص

آن چه گذشت، ناظر به رابطه واقعی میان اسلام و ایمان با ساحت های وجود انسان بود; اما هر فرد مسلمانی به ایمان نسبت داده می شود، چه حقیقت ایمان در قلب او حاصل شده یا نشده باشد . از این رو می توان مرتبه اسلام را «ایمان به معنای عام » و مرتبه ایمان مقرر در قلب را «ایمان به معنای خاص » نامید .

شاهد این سخن، روایاتی است که نسبت میان ایمان و اسلام را به نسبت کعبه و مسجدالحرام همانند کرده اند . واضح است که رسیدن به کعبه مستلزم عبور از مسجدالحرام است و هر کس در کعبه قرار گیرد عینا در مسجدالحرام هم قرار دارد . اما چنین نیست که هر کس در مسجدالحرام باشد به کعبه وارد شده باشد . کعبه به منزله قلب مسجدالحرام است . اگر ایمان به منزله ورود به کعبه و اسلام به منزله ورود به مسجدالحرام باشد، آشکار است که ایمان درجه ای است که از درجه اسلام گذر کرده است و هر حکمی که برای اسلام محقق است در ایمان نیز مقرر می باشد . اما چنین نیست که هر حکمی که برای ایمان مقرر گشته در اسلام هم یافت شود .

بنابر آن چه گذشت، رابطه منطقی میان دو وصف «مسلمان » و «مؤمن » رابطه عموم و خصوص مطلق است . دو قضیه ذیل عهده دار توضیح این رابطه است:

۱ . چنین نیست که هر مسلمانی مؤمن باشد; به تعبیر دیگر، بعضی از مسلمانان مؤمن نیستند .

۲ . هر مؤمنی مسلمان است (موجبه کلیه) (۴)

حال با استفاده از تقسیم ایمان به ایمان عام [اسلام] و ایمان خاص، هر مؤمن به معنای عام، مؤمن به معنای خاص نیست، هر چند مؤمن به معنای خاص، مؤمن به معنای عام نیز می باشد . واضح است که هم میان دو عنوان «کافر» و «مسلمان » وهم میان دو عنوان «کافر» و «مؤمن » تباین مطلق برقرار است به طوری که هیچ کافری مسلمان نیست همان طور که هیچ کافری مؤمن نیست; و هیچ مسلمانی کافر نیست همان طور که هیچ مؤمنی هم کافر نیست . به تعبیر دیگر، اسلام و ایمان هر دو در مقابل «کفر» قرار دارند، اما غالبا در متون دینی آن چه در مقابل «کفر» قرار می گیرد، ایمان است و همین امر تقسیم ایمان به عام و خاص را موجه می سازد . (۵)

۱/۱/۳ . کیفیت تحقق ایمان، اسلام، کفر و نفاق

هر دو ایمان، چه عام و چه خاص، کاری است که باید آدمی انجام دهد . ایمان به معنای عام را دستگاه هایی در انسان محقق می گرداند که نه فقط پیش از قلب قرار گرفته اند و به ساحت ظاهری انسان باز می گردند بلکه ممکن است به کلی در انجام آن قلب انسانی رابطه نداشته باشند . اما ایمان خاص یک فعل قلبی است که می تواند پس از تحقق مراتب ظاهری تر وجود انسانی را هم متحول کند و از این رو اسلام شخص مؤمن آثار و ثمرات متفاوتی با اسلام پیش از ایمان خاص داشته باشد .

به هرحال تا وقتی این دو فعل از آدمی صادر نشده باشد، آدمی در منطقه کفر قرار دارد . از آن جا که اسلام با مراحل ظاهری تر سروکار دارد ممکن است کسانی که واقعا در منطقه کفر قرار دارند خود را وارد شده به منطقه اسلام جلوه دهند تا از احکام این جهانی آن بهره مند گردند . اما برای چنین کسانی که به عنوان «منافق » از آن ها یاد می شود هیچ راهی به سوی منطقه ایمان وجود ندارد، زیرا آن منطقه اساسا منطقه ای باطنی است و جایی برای ظاهرسازی در کار نیست . روشن است که چون احکام این جهانی مسلمان و مؤمن یکی است، (۶) کافری که با وضعیت نفاق خود را در صف مسلمانان قرار می دهد البته به مقصود خویش در این جهان می رسد .

۱/۱/۴ . باز بودن مناطق ایمان، اسلام و کفر

همان طور که ورود به منطقه اسلام عبور از حوزه کفر است و ورود به قلمرو ایمان گذر از قلمرو اسلام را می طلبد، راه قهقرا هم وجود دارد; یعنی گاه شخص مؤمن [به معنای خاص] با کار خویش به منطقه اسلام پرتاب می شود و نام «مؤمن » از او سلب می گردد و گاه حتی به منطقه کفر رانده می شود . اما این مسیر همواره دو طرفه خواهد ماند و پایان کار معلوم می شود که انسان خود را در کدام منطقه قرار داده است . (۷)

از آن چه گذشت، معلوم می شود که شناسایی ساحتی به نام «قلب » در انسان نقش اساسی در شناسایی حقیقت ایمان دارد . در توضیح این ساحت، گزاره های ذیل مفیدند:

۱/۱/۵ . شناسایی ساحت «قلب »:

الف – هر فرد انسانی تنها یک قلب دارد . (۸)

ب – قلب، نهان ترین و اصیل ترین ساحت وجودی انسان است که هم بر ساحت های دیگر حکم می راند و هم از آن ها متاثر می شود . این ساحت اگر بترسد و بلرزد، کانون زلزله ای است که امواج آن تا پوسته های ظاهر امتداد می یابد و اگر قرار و طمانینه نصیبش شود همه وجود انسانی آرامش و آسایش را خواهد چشید . (۹)

ج – قلب با فعالیت هایی معرفتی همچون تفکر، یقین و فهم سروکار دارد:

فاتقوالله عبادالله تقیه ذی لب شغل التفکر قلبه; (۱۰) پس ای بندگان خدا از خدا بترسید مانند ترسیدن خردمندی که فکر و اندیشه دل او را مشغول ساخته است .» لا تدرکه العیون بمشاهده العیان ولکن تدرکه القلوب بحقایق الایمان; (۱۱) چشم ها او را آشکار درک نمی کنند لکن دل ها بوسیله حقایق ایمان او را درک می نماید .»

د – قلب به دو وصف سلامتی و بیماری متصف می شود:

«و اشد من مرض البدن مرض القلب; (۱۲) و سخت تر از بیماری تن بیماری دل است .»

ممکن است بدنی سالم باشد اما مرکز وجودی انسان بیمار باشد یا بدنی مریض باشد اما صاحب آن بدن از قلبی سالم بهره مند باشد . میان سلامتی بدن یا ظاهر و سلامتی قلب یا باطن رابطه مستقیمی وجود ندارد و هر یک بدون دیگری و همچنین در معیت یکدیگر قابل تحقق اند .

ه – قلب با دو وصف زندگی و مرگ رابطه دارد . چنین موجودی هم قابلیت مرگ را دارد و هم پذیرای یک زندگی است . قلب و مرگ و زندگیی را تجربه می کند که با مرگ و زندگی بدنی تفاوت دارد . ممکن است بدن یک شخص انسانی زنده ولی قلبش مرده باشد و از این رو آثاری که از قلب زنده صادر می شود در چنین انسانی به چشم نمی خورد میان زندگی بدنی و مرگ قلبی منافاتی وجود ندارد . در واقع، گاه مرض قلبی به مرگ قلبی منجر می شود .

«و هر که به چیزی عاشق شود چشمش را کور ساخته و دلش را بیمار گرداند، پس او به چشمی که نمی بیند می نگرد و به گوشی که نمی شنود می شنود، خواهش های بیهوده عقل او را دریده و دنیا دلش را میرانده و شیفته خود نموده است پس او بنده دنیا است .» (۱۳)

و – قلب مانند بدن اعضایی دارد از سنخ خودش . قلب چشمی دارد که با آن می بیند، گوشی دارد که با آن می شنود، ذائقه ای دارد که با آن می چشد و . . . اگر قلبی طبق بند (ه) مرده باشد نه گوشش می شنود و نه چشمش می بیند . چشم قلب مانند چشم بدن رؤیت می کند اما متعلق رؤیت آن با متعلق رؤیت چشم بدن فرق دارد . قلب زنده چیزی را می بیند که قلب مرده از دیدن آن محروم است، همان طور که شخص بینا چیزی را می بیند که نابینا را بدان راه نیست . دیدن و ندیدن تاثیری در وجود شی ء مرئی و دیده شده ندارد، بلکه شخص بینا مال خود و شی ء مرئی وجود رابطی برقرار می کند و نابینا، چه در ساحت قلبی و چه در احت بدنی، قدرت برقراری چنین ارتباطی را از کف داده است .

ح – ماهیت های مورد اهتمام دین همه در ساحت قلبی رخ می نمایانند و از آن جا به دیگر ساحت ها بارش می کنند . وجود هرگونه رضا، توکل، تفویض، تسلیم، حب و بغض واقعی همه در چنین قرارگاهی متولد می شوند و آثارش به دیگر نواحی وجود انسانی صادر می گردد . به تعبیر دیگر، هستی این گونه ماهیات تابع هستی ایمان است و در محل آن، یعنی قلب، متکون می شوند .

امام علی علیه السلام می فرمایند: ایمان چهار رکن دارد: توکل بر خدا، واگذاشتن کارها به خدا، خشنودی به قضای خدا، تسلیم شدن به امر خدا عزوجل . (۱۴)

سؤال اساسی این است که قلب به چه حقیقتی زندگی خاص خود را به دست می آورد و با از دست دادن چه حقیقتی به چنگ مرگ افتاده تمام امکانات خود را یکسره وامی نهد؟

۱/۲ . ویژگی دوم: درجه پذیری ایمان

حقیقت ایمان تشکیکی و دارای مراتب است و در درجات گوناگونی تحقق می یابد . اختلاف و اشتراک این مراتب به همان ایمان است . وضع این حقیقت از این قرار نباشد که یا هست و یا نیست . بلکه اگر وجود داشته باشد می تواند هستی های مختلف را بپذیرد، به طوری که می توان یک مرتبه از تحقق آن را به نیستی نسبی متصف کرد، اما نمی توان نیستی مطلق را به آن نسبت داد، مثلا مرتبه دوم ایمان، هستی و تحقق ایمان است پس صادق است که بگوییم ایمان وجود دارد هرچند وجود ایمان مرتبه سوم از آن سلب می شود . مطابق آن چه در ویژگی اول گذشت، همه مؤمنان پس از عبور از منطقه اسلام به قلمروی ایمان خاص وارد شده اند . اما همه در این قلمرو به یک مرتبه نیستند و هر کدام به درجات مخصوصی به مرکز آن منطقه نزدیک اند .

«عبدالعزیز قراطیسی می گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای عبدالعزیز، به راستی ایمان ده درجه است، چون نردبان پله به پله از آن بالا روند . نباید آن که دو پله بالا است به آن که یک پله بالا است بگوید: تو چیزی نیستی تا برسد به آن که در پله دهم است . تو کسی را که از خودت پایین تر است دور نینداز تا آن که بالاتر از تو است تو را دور نیندازد، و چون دیدی کسی از تو یک درجه پایین است او را به نرمی به سوی خود بالا بر و بر او بار مکن آن چه را تاب نیارد تا او را بشکنی، زیرا هر کس مؤمنی را بشکند بر او است که شکست او را ببندد و جبران کند . (۱۵)

با مراجعه به روایات دیگر معلوم می شود که میان خود این درجات فاصله ای بسیار زیاد وجود دارد . و رتبه و درجه بالاتر در دایره فهم و ادراک مؤمنی که در رتبه پایین تر قرار دارد نقش نمی بندد . در تفسیر «درجه » [مرتبه و منزلت] آمده است که: «الدرجه ما بین السماء و الارض .» (۱۶)

گویی، کسی که در درجه بالاتر قرار دارد به گونه ای با وجود خود کل هستی امکانی را در نور دیده است که نوع آن با گونه درجه پایین تر تفاوت دارد . در روایاتی آمده است که مثلا مقداد در درجه هشتم، اباذر در مرتبه نهم و سلمان در رتبه دهم قرار داشته اند . (۱۷)

از همین قرار است آثاری که بر ایمان مترتب است . آثار ایمانی تابعی است از شدت و ضعف ایمان . هر مرتبه از مراتب ایمان البته آثار و لوازم ایمان را می نمایاند، اما آثار مراتب مختلف ایمان نیز به تبع متبوع خود اختلاف دارند و می شود این اختلاف به قدری زیاد باشد که قیاس کردن آن ها چندان آسان نباشد . (۱۸)

۱/۳ . ویژگی سوم: تقویت و کاستی پذیری ایمان

ایمان تقویت یا اشتداد و تضعیف یا کاستی می پذیرد . طبق ویژگی دوم ایمان مراتب دارد . اما ویژگی سوم هر چند متفرع بر ویژگی دوم است اما عین آن نیست . طبق این ویژگی، یک مرتبه ایمانی را می توان به سوی مرتبه ای دیگر سپری کرد . انتقال از مرتبه بالا به پایین و از مرتبه پایین به بالا رواست . بنابراین، مقومات ماهیت ایمانی باید در وجود خود اولا: مراتب داشته باشند و ثانیا: عبور از مرتبه ای ورود به مرتبه دیگر در آن، جایز باشد . ویژگی سوم، ویژگی دوم را پیش فرض می گیرد، هر چند می توان ویژگی دوم را بدون ویژگی سوم در نظر گرفت . بنابراین، اگر کلامی مفاد ویژگی سوم را داشته باشد ناظر به ویژگی دوم هم است .

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره تقویت ایمان می فرمایند: «با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بودیم، پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود را (در جنگ ها) می کشتیم و این رفتار بر ایمان و اعتقاد ما افزوده اطاعت و فرمانبرداری پیش می گرفتیم .» (۱۹)

. . . و بر هر مصیبت و سختی نمی افزودیم مگر ایمان و اقدام به حق و تسلیم بودن به امر و فرمان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم (۲۰)

این سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره به آیاتی از قرآن کریم است که عهده دار تبیین ویژگی سوم است:

«و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون; (۲۱) و چون آیات او بر آنان (مؤمنان) خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل می کنند .»

۱/۴ . ویژگی چهارم: اختیاری بودن ایمان

ایمان حقیقتی است که به طور اختیاری از انسان سر می زند و به هیچ رو اکراه و اجبار نمی پذیرد . کار پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام فقط نشان دادن راه مستقیم و دعوت به عبور از آن است . این که کسی ایمان آورد یا نی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.