اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 42
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها شامل 86 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مدیریت دانش؛ چالشها و فرصتها :
چکیده
امروزه تمامی نظریه پردازان سازمانی اذعان دارند که جهت حضور مستمر و پایدار در عرصه رقابت جهانی، سازمان ها باید حول محور علم و دانش فعالیت نمایند. انفجار دانش و رشد روزافزون فناوری اطلاعات، پدیده اینترنت و مسأله جهانی شدن، از عوامل کلیدی مؤثری هستند که در راستای انتقال به جامعه ای مبتنی بر علم و دانش و آگاهی حرکت می نمایند. افزایش قابلیت ها و توان مهارتهای کاری از طریق بهره گیری خردمندانه از فناوری اطلاعات در آینده عاملی حیاتی برای شرکتها و صنایع بشمار خواهد آمد. اینک، دانش، مهمترین پدیده ای است که یک شرکت می تواند کسب کند و آن را گسترش دهد.
مدیریت دانش، بیش از آنکه نوعی تفکر درباره چگونگی اداره یک سازمان باشد، نوعی دارایی راهبردی برای افراد و سازمانهاست. با اطمینان می توان گفت که پایه و اساس مدیریت دانش در یک دوره کوتاه مدت، به بهره برداری بهینه از اطلاعات قابل دسترسی و منابع موجود منجر خواهد شد؛ در حالیکه در دوره های بلندمدت نیز قادر است پیشرفت و توسعه سازمانی را برای آینده ای مطمئن تقویت نماید. مدیریت دانش به عنوان نیازی استراتژیک، برای تمامی سازمان ها در هزاره سوم مطرح است. هم اکنون سازمان ها و مؤسسات آگاه شده اند که مدیریت دانش، «چیزی» بیش از دستیابی اتفاقی به دانشی یکپارچه و جامع است. مدیریت دانش را می توان توانایی تبدیل داده ها به اطلاعات و همچنین اطلاعات به دانش تعبیر نمود و مدیران باید به این امر واقف گردند که اجرای مدیریت دانش در سازمانی که با فناوری اطلاعات در تعامل است، فواید استراتژیک بی شماری به دنبال خواهد داشت. در این مقاله تلاش شده است با نگاهی جامع به مدیریت دانش و نقش آن در بهبود عملکرد و اثربخشی سازمان، به اهمیت «فرهنگ» در اجرای این الگوی استراتژیک در سازمان های کنونی پرداخته شود.
مقدمه
در سالهای اخیر «مدیریت دانش» به موضوعی مهم و بحث برانگیز در سطوح جهانی تبدیل شده است در حالیکه که این مقوله، پدیده ای چندان جدید نیست. درواقع مدیریت دانش از صدها سال پیش که صنعتگران و صاحبان مشاغل مختلف، تجارب حرفه ای خود را به فرزندان و شاگردان خویش منتقل می کردند، وجود داشته است. ولی در اوایل دهه ۱۹۹۰ این واژه بطور جدی وارد مباحث سازمانی گردید. همزمان با تغییر وابستگی زیربناهای اقتصاد صنعتی، از منابع طبیعی به سوی سرمایه های فکری؛ مدیران نیز ناگزیر شدند به بررسی دانش زیربنای سازمانی و چگونگی بهره برداری مطلوب تر از آن بپردازند. در همین زمان، از طریق توسعه شبکه های کامپیوتری و اینترنت امکان دسترسی، طبقه بندی و ذخیره سازی دانشهای گوناگون برای کلیه افراد به شکلی آسان تر و ارزان تر از گذشته فراهم آمد. در آن زمان سازمانها به دنبال دستیابی هر چه بیشتر به اطلاعات و دانش بودند. اما امروزه با انبوهی از اطلاعات و داده های گوناگون مواجهند که در بسیاری از موارد، اداره و بهره برداری صحیح از آنها به دشواری صورت می پذیرد.(۲)
طی دهه ۱۹۸۰ کوچک سازی استراتژی مطلوب جهت کاهش هزینه های بالا سری و افزایش سود بود. اما این استراتژی منجر به از دست رفتن دانش سازمانی شد؛ زیرا کارکنان با ترک کار، دانشی را با خود از سازمان خارج می نمودند که سالها در ذهن آنها انباشته شده بود. با گذشت زمان سازمانها متوجه شدند که سالها اطلاعات و تجربه باارزش را از دست داده اند و اینک مصمم بودند، خود را از تکرار این بحران مصون دارند. هم اکنون سازمانها سعی دارند تا از طریق مدیریت دانش، دانش انباشته در ذهن کارکنان خود را بدست آورند تا بتوانند آن را به راحتی با دیگران در درون سازمان تقسیم نمایند. دانش ذخیره شده در سیستم، دوباره تبدیل به منبعی قابل استفاده می شود که می تواند مزیت رقابتی برای سازمان فراهم کند.
نکته قابل توجه اینکه؛ مدیریت دانش واجد فن آوری بسیار قوی است که جزئی جداناپذیر از آن محسوب می شود. امروزه ایجاد سازمانهای اثربخش بدون بکارگیری فن آوری اطلاعات به مثابه آن است که، به آینده پشت شود. در واقع مدیریت دانش شکل دیگری از مدیریت استراتژیک است و نیازمند بهره داری کامل مدیران عالی از فرصتهای ارائه شده توسط فن آوری اطلاعات، به منظور دستیابی به اهداف سازمانی است. باید به این باور دست یافت که تمامی رقبا از پیش اقدام به چنین عمل نموده اند و این امر نیازی مبرم برای تمامی مدیران سازمانها بشمار می رود. از دیگر سو، در نظر گرفتن فن آوری اطلاعات به عنوان تنها ابزار حمایتی برای فرایندها و فعالیتهای سازمانی یک استراتژی ضعیف محسوب می گردد. جهت بهره برداری مطلوب از فرصتهای نوین ارائه شده توسط فن آوری اطلاعات، باید آن را به عنوان جزئی جدایی ناپذیر از فرایندهای سازمانی در نظر بگیریم.(۳)
در مدیریت دانش تأکید از سرمایه های مادی و کالبدی در سازمان به سرمایه های انسانی و دانش تغییر می یابد. به عبارت دیگر، فکر محوری و مردم محوری، جایگزین سرمایه محوری می گردد. مدیریت دانش با تفکر خلاق و انتقادی به شکل توأمان همراه است و خلاقیت و نوآوری نیز محور اصلی آن محسوب می شود. گاهی به اشتباه مدیریت دانش و مدیریت اطلاعات همسان تلقی می شوند و این در حالیست که این دو یکی نیستند بلکه مدیریت اطلاعات، به طور مشخص بر داده ها تمرکز دارد. در صورتی که دانش در حقیقت داده هایی است که در زمینه ی معین قرار گرفته و دارای معنی و مفهوم خاص می باشد.
دانش
امروزه تمامی صاحبنظران مدیریت و نیز کارشناسان اقتصاد بر این امر تأکید می نمایند که دانش مهمترین منبع آینده محسوب می گردد. درواقع دانش در مفهوم سازمانی چیست و چگونه باید از آن بهره برداری مطلوب نمود؟ دانش را می توان به «دانش ضمنی»(۴) و «دانش صریح» تقسیم بندی نمود. دانش ضمنی معمولاً در حیطه دانش شخصی و تجربی قرار می گیرد در حالیکه دانش صریح بیشتر به دانشی اطلاق می گردد که جنبه عینی تر، عقلانی تر و فنی تر دارد. دانش صریح به خوبی قابل دسترسی، طبقه بندی و ذخیره سازی است. همچنین فن آوری اطلاعات به طور سنتی بر روی استفاده از دانش صریح متمرکز گردیده است. با این حال امروزه سازمانها دریافته اند که برای انجام مؤثر امور، نیازمند یکپارچه نمودن هر دو نوع دانش هستند. از این رو در حال ابداع روشهای نوینی به منظور تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح می باشند که قابل ثبت، ذخیره سازی و انتقال به تمامی اعضای سازمان است. درواقع هدف اصلی مدیریت دانش نیز تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح و انتشار مؤثر آن است. در این حالت سازمان به یک آزمایشگاه عقلانیت تبدیل می شود به عبارتی دیگر در فرایند تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح، تأکید بر بهره گیری مستمر از شیوه های علمی و پژوهشی است.
در اینجا باید میان سه مفهوم «داده»، «اطلاعات» و «دانش» تمایز قائل شویم. در حقیقت تنها از طریق مفاهیم بیرونی یا از دیدگاه کاربر می توان بین داده، اطلاعات و دانش تفاوت قائل شد. معمولاً داده به عنوان مواد خام و اطلاعات به عنوان مجموعه ای سازمان یافته از داده و دانش، تحت عنوان «اطلاعات دارای مفهوم» تعبیر می شود. ارتباط میان داده، اطلاعات و دانش، دوطرفه و برگشت پذیر است و تبدیل این سه مفهوم به یکدیگر، به میزان سازماندهی و تفسیر آنها بستگی دارد. به عبارت دیگر، اطلاعات در مدیریت دانش از طریق «چهارسی» به دانش قابل تبدیل می باشد: مقایسه اطلاعات (Comparison)، نتایج حاصل از اطلاعات (Consequence)، ارتباط اطلاعات (Connections)، گفتگو و محاوره (Conversation)(۵).
با نگرش عمیقتری به این موضوع، می توان دریافت که معمولاً دانش پایه عامل متمایزکننده داده، اطلاعات و دانش است. این مطلب یکی از مجموعه دلایلی است که در محیط متکی بر دانش، برخی مؤسسات قادرند مزیتهای رقابتی و برتریهای اقتصادی خود را همچنان حفظ نمایند. به همین دلیل سازمانهای مبتنی بر دانش دارای رویکرد مثبتی در زمینه ابداع و اشاعه دانش و افزایش ارزش افزوده اطلاعات هستند. بنابراین دانش را می توان ترکیب سازمان یافته ای از داده ها دانست که از طریق فرایندها، عملکردها و تجارب، حاصل آمده است. به عبارت دیگر، دانش معنا یا مفهومی است که از تفکر پدید آمده و بدون حضور آن اطلاعات یا داده تلقی می شود؛ در نتیجه تمایز میان اطلاعات و دانش بستگی تام به دیدگاه کاربران دارد.
دانش یکی از عوامل بنیادی است که کاربرد موفق آن، سازمانها را یاری می رساند تا خدمات یا کالاهای بدیع ارائه نمایند. سازمانهای کنونی از منابع عظیم دانش برخوردارند که این منابع بسیاری از گونه های متفاوت فرایندهای سازمانی، نظامهای اطلاعات مدیریتی، ارزشها، هنجارها و فرهنگها را دربرمی گیرد. اما در عین حال، در بیشتر زمانها این دانش کاملاً ناشناخته باقی می ماند؛ به عبارتی اغلب وقتها فرهنگ حاکم برفضای سازمانی، خود مانع از آن می شود که افراد در تلاش برای حفظ پایگاه سازمانی و موقعیت شخصی خویش، دانسته های خود را سهم کرده و در اختیار دیگران بگذارند.(۶)
مدیریت دانش
مدیریت دانش واژه ای علمیست که ارائه یک تعریف استاندارد از آن مشکل است. اما تعاریفی که نظریه پردازان از مدیریت دانش ارائه می نمایند ما را در شناخت هر چه بیشتر آن یاری می رساند.
کارلس آرمسترانگ(۷): مدیریت دانش فعالیتی سازمانی است که هدف از آن بوجود آوردن محیطی اجتماعی و فنی است که بتوان در آن محیط دانش تولید کرده و آن را با دیگران تقسیم نمود.
لاری پروساک(۸): مدیریت دانش تلاشی برای آشکار نمودن دارایی پنهان در ذهن اعضا و تبدیل این دارایی پنهان به یک دارایی سازمانی تا همه کارکنان سازمان به این دارایی دسترسی داشته باشند.
هربرت سنت آنگو(۹): مدیریت دانش یعنی ایجاد نوعی ارزش از دارایی های پنهان سازمان؛ ما زمانی به این هدف دست می یابیم که برای افراد ارزش قائل شویم و توانائیهای آنها را برای تولید و جمع آوری و مبادله دانش افزایش دهیم.
توماس دوپورت(۱۰): مدیریت دانش عملیات کشف، سازماندهی، خلاصه کردن و ارائه اطلاعات است به شکلی که معلومات کارکنان را بهبود بخشد.(۱۱)
بطور کلی، می توان مدیریت دانش را فرآیند ایجاد، تأیید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش تعریف نمود. ایجاد دانش به توانایی سازمانها در ارائه ایده ها و راه حلهای نوین و مفید اشاره دارد. سازمانها از طریق بازآفرینی و توسعه دانش گذشته و حال با روشهای متفاوت به خلق واقعیتها و مفاهیم جدید می پردازد. با این حال توصیه نمی گردد که سازمانها تحت هر شرایطی، تلاش نمایند تا دانش جدید بوجود آورند. روشهای متفاوتی جهت بازآزمایی تجربیات وجود دارد. برای مثال؛ هر سازمانی می تواند با استفاده از استراتژی تقلید، تکرار و جایگزینی، بخشی از دانش موجود را دوباره احیا نماید. یک سازمان می تواند با تقویت قابلیتهای بخش تحقیق و توسعه، بررسی محیط خارجی و بکارگیری فن آوری خارج از سازمان پایه دانش مستحکم تری را ایجاد نماید.(۱۲)
اعتبار بخشی به دانش، به گستره ای اشاره دارد که سازمانها قادرند بر روی دانش تأثیر گذارند و اثرات آن را بر محیط سازمانی ارزیابی نمایند؛ چرا که با گذشت زمان، بخشی از دانش گذشته نیاز به بازنگری و انطباق با واقعیتهای کنونی دارد. اغلب، تقابل مداوم و چندوجهی میان فن آوری فنون و افراد برای سنجش اعتبار دانش مورد نیاز است. اعتباربخشی به دانش؛ فرآیند سختی از کنترل، آزمون و بهبود مدام دانش پایه برای رسیدن به واقعیتهای موجود و بالقوه را ایجاد می نماید. با تغییر واقعیتها، نیاز تبدیل دانش به اطلاعات و داده ها پیش می آید؛ که ممکن است در نهایت از رده خارج شود. به این دلیل که، پیشرفت در یک زمینه، اطلاعات، فرضیه ها، قوانین و مقررات جدیدی را ایجاد می سازد و بخشی از قواعد و فرضیه های قدیمی را از رده خارج می کند. بنابراین برای سازمانها، مرور، آزمون و افزایش مداوم اعتبار دانش پایه، برای رسیدن به دانش جاری ضروری است.(۱۳)
ارائه دانش شامل، شیوه هایی است که از طریق آن دانش به اعضای سازمان ارائه می گردد. دانش سازمانی در موقعیتهای مختلفی توزیع شده، و روندهای مختلفی را دربرمی گیرد و در رسانه های مختلف چاپی و الکترونیکی نیز ذخیره می شود. هر یک از این شیوه ها، گونه متفاوتی از ارائه دانش را ایجاب می کند و به دلیل وجود این گونه های متفاوت، تجدد ساختار، و منسجم ساختن این دانش از منابع مجزا، برای اعضای سازمان دشوار است. برای مثال؛ ممکن است در یک سازمان هر بخش داده های خود را به شکلی پردازش نماید که با دیگر بخشها هماهنگی نداشته باشد، چرا که یک استاندارد واحد در این زمینه وجود ندارد. اگر چه ممکن است که اعضای سازمان اطلاعات مربوط را از طریق ساماندهی داده ها در پایگاه های مختلف بیابند، اما باز هم منسجم ساختن و تعبیر اطلاعات ازجهات مختلف دشوار است.
بنابراین لازم است که دانش قبل از بهره برداری در سطوح سازمانی در درون سازمان به اشتراک گذارده شود. این در حالیست که ساختار افقی، تقویت و سیاست درهای باز، جریان دانش را در میان بخشها و افراد سرعت می بخشد. استفاده از پست الکترونیکی، بولتن و گزارشها به توزیع بهتر دانش در درون سازمان کمک کرده و به وسیله آنها، افراد قادرند تا از جنبه های مختلف با یکدیگر تبادل نظر نمایند. به طور کلی، دانش سازمانی باید در جهت محصولات، خدمات و فرآیند سازمان بکار گرفته شود. اگر سازمانی به راحتی قادر نباشد، شکل صحیح دانش را
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
