خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مافیای نومحافظه کار و جنگ جهانی چهارم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مافیای نومحافظه کار و جنگ جهانی چهارم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گامی نو در وادی کهن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گامی نو در وادی کهن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
09دقیقه
17ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 76

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر ؛ ادوارد سعید و تفاوت اروپا امریکا :

ادوارد سعید نویسنده و محقق نامدار فلسطینی و استاد دانشگاه کلمبیا که در ایران بیشتر با کتاب معروف شرق شناسی شناخته می شود که در ایران بیشتر با کتاب معروف شرق شناسی شناخته می شود، با این که خود مسیحی است، در گفت وگو با مجله ال پائیس به شدت به انتقاد از گروه های تندرو و راست گرای مسیحی پرداخته و ظهور فرقه های عجیب و غریب مسیحی بنیادگرا در امریکا را تهدیدی برای جهانیان می داند. او همچنین در این گفت وگو به تحلیل دمکراسی امریکایی پرداخته و سعی می کند موضع امریکا و اروپا در قبال تحولات اخیر جهان را در یک چهارچوب تطبیقی بررسی نماید.

در زمانی که امریکا در تب نظامی و نظامی گری غوطه ور شده است، اگر کسی در واشنگتن باشد و با محافل قدرت امریکا هم سر و کاری داشته باشد، مابقی جهان را به صورت نقشه هایی می بیند که از آنها دعوت به دخالت در همه امور و در هر لحظه ای می نماید. در صورتی که در اروپا، بحث ها معتدل تر و عقلانی تر است. علاوه بر این دیدگاه های انسانی هنوز مورد توجه قرار می گیرد.

البته اروپا و به ویژه بریتانیا دارای جمعیتی مسلمان هستند که از نقطه نظر جمعیتی و نظری، آرای آنها درخصوص خاورمیانه و مبارزه با تروریسم بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. در نتیجه هنگامی که از آغاز جنگ با عراق صحبت می شود، نظرات این جمعیت مسلمان بسیار بیشتر از امریکا مد نظر قرار می گیرد. در امریکا، عرب و مسلمان در باند دیگر قرار دارند و قرار داشتن در باند دیگر به معنای حمایت از صدام حسین و ضدامریکایی بودن است. اعراب و مسلمانان امریکا، از این نوع تفکرات کراهت دارند اما این مساله مهم نیست، زیرا عرب و مسلمان بودن یعنی حامی صدام و القاعده بودن (راستی هیچ کشوری را نمی شناسیم که پیشوند «ضد» را با ملیت همراه سازد. هیچ کس نمی گوید ضداسپانیایی یا ضد چینی. این واژه کاملا امریکایی بوده و تلاش می کنند نشان دهند که همه ما به کشورمان عشق می ورزیم.)

دومین اختلاف بزرگ میان امریکا و اروپا این است که مذهب و ایدئولوژی نقش بسیار مهمی در امریکا دارد. یک نظرسنجی اخیر نشان داده که ۸۶ درصد امریکایی ها تصور می کنند خدا آنها را دوست دارد. آنها از تعصبات اسلامی و خشونت شاکی هستند و آن را لعنت جهانی می نامند. تردیدی نیست که خشونت و تعصبات، لعنت است. اما متعصب ترین آنهایی هستند که می خواهند به نام خدا جنگ را آغاز نمایند. متعصبان مسیحی امریکا ۶۰ میلیون نفری هستند که از بوش حمایت کرده و عضو ستاد انتخاباتی او هستند. در حالی که در انگلیس تعداد شرکت کنندگان در مراسم مذهبی کاهش یافته، در امریکا، تعداد شرکت کنندگان به بالاترین ارقام رسیده است. علاوه بر این فرقه های عجیب و غریب مسیحی و بنیادگرا به حدی رسیده اند که به نظر من تهدیدی برای جهانیان هستند. این فرقه ها اعمال بوش را توجیه کرده و او را به مجازات اشرار تشویق می نمایند از سوی دیگر ملت ها را به تسلیم و فقر وادار می سازند.

همگرایی میان راست گرایان مسیحی و محافظه کار نو، امریکا را به یک جانبه گرایی و الواتی کشانده به طوری که تصور می کند ماموریت الهی به او واگذار شده است. واژه «ارزش های امریکایی» که امروزه برای ایجاد وحشت در جهان مرتب تکرار می شود، توسط

Norman Podhoretz, Irving Kristol

و

Midge Decter

ابداع شد. این افراد مارکسیست بودند و یکباره مذهبی شدند. برای آنها دفاع بدون قید و شرط از اسرائیل به عنوان نماینده تمدن و دمکراسی غربق علیه اسلام و کمونیسم، از اصول اعتقادی شان بود. اگر چه تمامی نئو محافظه کاران، یهودی نیستند، اما با به قدرت رسیدن بوش آنها از حمایت راست مسیحی برخوردار شدند. آنها به شدت هوادار اسرائیل و در عین حال ضد اسلامی هستند.

نسل بعدی نئو محافظه کار مانند ریچارد پرل، دیک چنی، پل ولفووتیس ،کاندولیزا رایس، و رامسفلد کسانی هستند که از جنگ علیه عراق حمایت می کنند؛ موضوعی که بعید به نظر می رسد بوش بتواند از آن فرار کند. کالین پاول، شخصیتی بسیار محتاط بوده و بسیار به فکر آینده خود است. او تهدیدی جدی برای این گروه که اکثریت رسانه های عمده مانند واشنگتن پست،

CNN

،

CBS

،

NBS

، را در دست دارند، محسوب نمی شود. همچنین سمینارهای متعدد در سطح کشور برگزار می شود که گسترش دمکراسی امریکایی در جهان را توصیه می کنند.

در اروپا چنین علائمی را نمی بینیم و اختلاط مرگ آفرین قدرت و پول که قادر به کنترل انتخابات سیاست باشد را مشاهده نمی کنیم.

یادآوری می کنیم که بوش بیش از ۲۰۰ میلیون دلار برای انتخاب شدن هزینه کرد و حتی شهردار نیویورک ۶۰ میلیون دلار برای انتخاباتش سرمایه گذاری نمود. این دمکراسی الگویی نیست که دیگران از آن الهام گرفته و یا تقلید نمایند. با این حال به نظر می رسد که اکثریت امریکایی ها این وضعیت را قبول نموده اند. در امریکا کنترل کشور در دست شهروندان نیست. کمپانی های بزرگ و گروه های فشار آنچه را می خواهند با حاکمیت ملت انجام می دهند و فضایی برای دیگران باقی نمی گذارند. به عنوان مثال چه جمهوری خواهان و چه دمکرات ها، حمله به عراق را مورد تصویب قرار دادند. شعف و هیجان آنها به حدی بود که به نظر نمی رسید یکی از آنها قبل از رای دادن درباره آن فکر کرده باشد. موضع ایدئولوژیک رهبران نظام این است که امریکا بهترین است، ایده آل های او کامل است، تاریخ کشور لکه دار نیست و دولت و جامعه آن، بزرگترین جامعه انسانی است. در صورتی که با این اندیشه مخالفت شود، بر چسب «ضدامریکایی» خورده و گناه کبیره ضدامریکایی بودن را انجام داده اید زیرا از اخیار و اطهار انتقاد کرده اید.

پس تعجب آور نیست که امریکا هیچ گاه حزبی چپ گرا و یا حزب مخالف به معنای واقعی آن نداشته است. اساس دیدگاه امریکایی، تقسیم جهان به سیاه و سفید، خیر و شر، ما و آنها، است. تغییر این دیدگاه دوگانه، کاری سخت و طاقت فرسا است. اکثریت اروپایی ها، امریکا را که زمانی نجات دهنده اش بودند و اکنون محافظش هستند، بدین شکل می بینند اما محافظ اکنون به مزاحم تبدیل شده، به همین دلیل یک خارجی مثل من نمی تواند موضع تونی بلر در هواداری از امریکا را درک کند. از سوی دیگر از این که مشاهده می کنم، شهروندان بلر با او هم عقیده نیستند، اظهار رضایت می نمایم. تونی بلر یک اروپایی است که هویت خویش را فراموش کرده و به نماینده کسی مانند بوش تبدیل شده است. هنوز باید منتظر ماند تا اروپا سر عقل آمده و نقشی را که تاریخ به او واگذار کرده به عهده گیرد. اروپا باید به نقطه ایجاد توازن در مقابل امریکا تبدیل شود، در عین حال که جنگ در حال نزدیک شدن است.

ال پائیس

۲۵ نوامبر ۲۰۰۲

نقاب دمکراسی

محمد حسین فضل الله رئیس مجلس اعلای شیعه لبنان در مصاحبه ای نسبتا طولانی با البیان تازه ترین نظرات خود درخصوص اوضاع منطقه خاورمیانه و مناطق اشغالی فلسطین و نقش ایالات متحده در تحولات اخیر منطقه را بیان داشته است. او از ملت های مسلمان درخواست کرد از حالت یاس و سستی بیرون آیند چرا که موجودیتشان در معرض تهدید قرار گرفته است. او این تهدید را ناشی از حضور نیروهای امریکایی در منطقه می داند. علامه فضل الله حضور قوای بیگانه را تنها در جهت تسلط آنها بر منابع اقتصادی رئیس مجلس شیعیان لبنان شعار حمایت امریکا از مردم سالاری را پوچ و بی اساس تلقی کرد، و اظهار داشت امریکا درصدد ایجاد دیکتاتوری جدیدی با نقاب دمکراسی است. فضل الله در مصاحبه خود با البیان سعی در ایجاد ارتباط بین سه موضوع: حضور نیروهای امریکایی در منطقه، وضعیت سیاسی خاورمیانه و اوضاع داخلی مناطق اشغالی فلسطین دارد.

پس از گذشت حدود دو سال از آغاز انتفاضه در فلسطین اشغالی، دشمن احساس می کند که نمی تواند به راحتی انتفاضه و جنبش های مردمی و جهادی را سرکوب کند، البته هر چند این جنبش ها گاهی فروکش می کنند، اما بار دیگر به طرق مختلف نیروهای اشغالگر اسرائیلی را تحت فشار می گذارند و ثابت می کنند بحران اسرائیل عمیق تر از آن است که اسرائیلی ها تصور می کنند. ملت فلسطین با اراده ای مصمم به صحنه پیکار قدم نهاده است تا شکاف هایی در بدنه رژیم اشغالگر ایجاد کند تا آنجا که آنها به ناممکن بودن سرکوب حرکت ملتی که برای رهایی از سلطه اشغالگران تلاش می کنند اعتراف کنند، که البته رسانه های صهیونیستی اعتراف کرده اند ارتش دشمن از حداکثر توان خود بهره گرفته است. این رسانه ها با این ادعا که تنگنایی که جامعه صهیونیستی در آن قرار گرفته کم خطرتر از تنگنایی است که فلسطینی ها در آن به سر می برند، سعی کرده اند توجهات را از تاثیرات راهبردی که انتفاضه بر جامعه دشمن تحمیل کرده است، منحرف سازند.

بر کسی پوشیده نیست که دشمن برای بهره برداری از وضعیت موجود منطقه در سطوح مختلف، به ویژه سطوح امنیتی تلاش می کند. به ویژه آن که احساس کرده است پیام های تهدیدآمیز مکرر امریکا از یک سو و اقدامات وحشیانه خودش در حق فلسطینی ها از سوی دیگر، مانع از ادامه فشارهای انتفاضه بر او نشده است به همین علت دست به دامن میانجی هایی شده است تا شاید وضعیت را در فلسطین اشغالی به نفع خود آرام سازد.

امریکا به خوبی می داند که علت و سرمنشا تروریسم حمایت بی قید و شرطش از دشمن صهیونیستی، و بازگذاشتن دست آن در تخریب زیرساخت های مردم فلسطین، و محروم ساختن آنها از حق تعیین سرنوشت و مقاومت در برابر اشغالگری، و داخل کردن جنبش های رهایی بخش فلسطینی و لبنانی در دایره تروریسم، و به تسلیم واداشتن ایران در برابر نفوذ استکباری خود، و مورد تهدید قراردادن کشورهای منطقه به اتهام در اختیارداشتن سلاح های کشتار جمعی است.

ما هشدار می دهیم که آنچه دولت امریکا طرح ریزی می کند، بسیار خطرناک تر از اتفاقاتی است که تا به امروز برای امت ما رخ داده است؛ زیرا هدف حقیقی نهفته در پس این طرح های امریکا، تغییر چهره جهان و اسلام به نفع مصالح امریکا و رژیم صهیونیستی است. بنابراین، بهتر است هر چه سریع تر به دوران بی مبالاتی و رخوت پایان داده شود.

شاید خنده دار و در عین حال گریه دار باشد که امریکا آمادگی خود را برای ارائه طرحی با هدف کمک به اعراب برای همگامی آنها با تحولات روز، و تحکیم پایه های دمکراسی در جهان عرب و تشویق نیروهای تلاشگر در جهت تغییر و تحول، و روزآمدکردن نهادهای جامعه مدنی و تثبیت حاکمیت قانون در سال جاری اعلام کرد. ولی ما در برابر چنین طرحی می گوییم: شعار دموکراسی که امریکا در جهان سوم مطرح می سازد، صرفا برای پاسداری از منافع خود، از طریق ایجاد یک حالت صوری از تغییری است که با حق ملت ها در تلاش برای پاسداری از ثروت های طبیعی و سرمایه گذاری اقتصادی و بازارهای مصرفی خودشان در برابر سیطره استکبار ناسازگار است.

ما می دانیم که هم پیمانان امریکا در جهان همان هایی هستند که به شکلی دموکراتیک منافع ملت های خودشان را به نفع مصالح امریکا مصادره می کنند. امریکا به خوبی می داند که اکثریت ملل مستضعف و تحت ستم، از جمله ملت های عرب و مسلمان از دولت هایی امریکایی که یکی پس از دیگری بر سر کار آمده اند، نفرت داشته و دارند، زیرا این دولت ها از اشغال فلسطین توسط صهیونیست ها جانبداری کرده اند، و اجازه نداده اند که جهان از ملت فلسطین در قبال اقدامات جنایتکارانه یهودی ها محافظت کند. و هنوز هم ده ها میلیارد دلار کمک مالی در اختیار اسرائیل می گذارند تا بر قدرت فلسطینی ها ضربه وارد سازد.»

البیان

۱۸ ژانویه ۲۰۰۳

افغانستان فراموش می شود

کابل شهری است که با وجود بیرون رانده شدن رژیم طالبان و هم پیمانانشان در سازمان القاعده در پایان سال ۲۰۰۱، هنوز شاهد حملات وقت و بی وقت و مکرر به کمک سلاح آتشین، نارنجک و راکت است. در یکی از این حملات، چند سرباز امریکایی به شدت مجروح شدند و در همان حال انفجار یک بمب توسط یک مهاجم انتحاری که آلمانی ها را هدف قرار داده بود، موجب هلاکت ۳ افغانی شد. در ماه سپتامبر یک بمب جاسازی شده در یک خودرو در کابل منفجر شد و بیش از ۳۰ غیرنظامی را به قتل رساند و این واقعه در همان روزی اتفاق افتاد که سوءقصدی به جان رئیس جمهور موقت افغانستان یعنی حامد کرزای به انجام رسید.

مهارت هایی که ماموران بریتانیایی حفظ صلح در نظارت بر این پایتخت ویران شده و متزلزل کسب می کنند، اگر آن گونه که انتظار می رود تحولات خارق العاده ای به وقوع نپیوندند، در حوزه های دیگر عملیاتی مورد نیاز خواهد بود. در صورتی که تهاجم به عراق زودتر از موعد و در آینده بسیار نزدیک رخ دهد، ماموریت حفظ صلح در افغانستان ممکن است دیگر تکلیف و وظیفه اصلی نیروهای بریتانیایی که هنوز هم در حوزه خلیج فارس در حال استقرار یافتن هستند، به شمار نرود.

به طوری که مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی در واشنگتن که یک سازمان متنفذ به شمار می آید، هفته پیش اعلام کرد، «تجربه اخیر در افغانستان به اثبات رسانده که به دست آوردن صلح اغلب اوقات دشوارتر از جنگیدن است.»

بنابراین، عملکرد نیروهای نظامی غربی حاضر در افغانستان تا چه حد رضایت بخش است؟ به تازه واردین گفته می شود که بیشتر نقاط کشور هنوز متزلزل و ناامن است. کمک های نهادهای بین المللی و غیردولتی امدادرسانی بسیار ناچیز است. سرکردگان قبایل و جناح های جنگجو هنوز بر بخش هایی که مقر آنها در آنجا واقع است، حکمرانی می کنند و در نتیجه آذوقه و مایحتاج ارسال شده را در کنترل خود گرفته اند. در سراسر کشور هواداران طالبان نیز در دسته های بسیار کوچک حضور دارند. بیش از ۲۰ سال جنگ، میلیون ها مین و مواد منفجره دیگر منفجر نشده بر جای نهاده است.

می توان مشکلات دیگری را نیز به این فهرست افزود. به عنوان مثال، ضرورت ندارد به کسی گفته شود که اسامه بن لادن و محمد عمر، رهبر اسرارآمیز طالبان، همچنان آزادند و دستگیر نشده اند. با وجود باران هایی که در ماه های اخیر باریده است، افغانستان هنوز هم در چنگال یک خشکسالی چهارساله به سر می برد، هر چند این خشکسالی نتوانسته است از احیای مجدد کشت خشخاش جلوگیری کند. از زمانی که رژیم سختگیر طالبان قدرت خود را از دست داده است، محصول تریاک تقریبا دو براب رشده و به سالی سه هزار تن بالغ شده است، که بالاترین رقم در همه جای دنیاست.

بسیاری از این مشکلات به غفلت غرب از افغانستان پس از سقوط کمونیسم برمی گردد، حال آن که برخی دیگر از این مشکلات از قبیل بازگشت روسای طوایف جنگجو به مناطقی که قبل از طالبان تحت کنترل آنها بود و توسط طالبان از آن مناطق بیرون رانده شدند، نابسامانی هایی ضروری در جنگ با تروریسم تلقی شده است.

فرمانده نیروهای بریتانیایی تاکید دارد که میلیاردها دلار کمک در حال وارد شدن به افغانستان است، «میلیاردها دلار از سوی امریکایی ها، میلیون ها دلار از جانب آلمانی ها، مبالغی بیشتر از سوی ژاپنی ها»، پل ولفوویتس، معاون تندروی وزارت امور خارجه امریکا، اخیرا به اینجا آمده است. ولفووویتس به همه کس اطمینان خاطر داد که افغانستان فراموش نشده است.

اما چنین تعهدی تا چه مدت باقی خواهند ماند و آیا بر اثر وقوع و ادامه جنگ با عراق نیز به قوت خود باقی خواهد بود یا خیر، و آن زمانی است که جنگ افغانستان به تاریخ پیوسته است، چنان که همین قضیه در مورد کوزوو و بوسنی نیز مصداق داشته است؟

ایندیپندنت

تاریخ: ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳، ۶ بهمن ۱۳۸۱

عراق، آلمان یا یوگسلاوی جهان عرب

عراق جعبه سیاهی است که از زمان ورود صدام حسین به صحنه و تسلط یافتن او بر امور سیاسی عراق در اواخر دهه ۱۹۶۰، درِ آن بسته و لاک و مهر شده است. بنابراین، نوبت به پیش بینی این نکته فرا می رسد که چه نوع خفاش ها و شیاطینی از آن جعبه سیاه، در صورتی که امریکا و هم پیمانانش در آن را بگشایند، به بیرون از آن جعبه پرواز خواهند کرد.

ما اگر و هر زمان که در آن جعبه سیاه یعنی سرپوش را از روی عراق برداریم، پاکتی را درون آن خواهیم یافت. در آن پاکت به ما گفته خواهد شد که ما چه چیز به دست آورده ایم و آن یکی از دو چیزی خواهد بود که درباره اش سخن خواهیم گفت.

مندرجات مکتوب یا صوتی داخل آن جعبه (یعنی عراق) ممکن است به ما چنین بگوید: مبارک باشد! شما توانسته اید بر آلمان جهان عرب پیروز شوید؛ کشوری سرشار از استعداد انسانی، منابع طبیعی بسیار عظیم لیکن دارای یک دیکتاتور شرور که به تازگی او را از مقامش خلع کردید. اکنون، اندکی آب، و یک قاشق دمکراسی به آن بیفزایید و آن را هم بزنید، دیری نخواهد گذاشت که این کشور به یک کشور عادی و متعادل مبدل خواهد شد.

در داخل آن پاکت ممکن است این نوشته وجود داشته باشد: شما توانسته اید بر یوگسلاوی جهان عرب پیروز شوید، کشوری مجعول که در بین کردها، شیعیان، سنی ها، هواداران عبدالناصر، چپ گرایان و شمار زیادی از قبایل و طوایف تقسیم شده است و تنها با یک مشت آهنین همانند مشت آهنین صدام حسین می توان این گره ها را متحد و درکنار یکدیگر نگاه داشت. مبارک باشد، شما صدام جدید این کشور هستید.

در نخستین سناریو، عراق همان سرزمینی است که اکنون آن را می بینیم؛ زیرا صدام نیز به همان صورتی که هست و عمل می کند مشاهده می شود. بدان دلیل صدام به همان صورتی که هست و عمل می کند مشاهد می شود که عراق نیز به همان صورتی که آن را می بینیم، هست. اینها دو مساله بسیار متفاوت هستند. ما نیز تنها زمانی که در پوش جعبه را برداشتیم، می توانیم بفهمیم که بر چه چیز پیروز شده ایم. طرفداران جنگ در کاخ سفید که برای جنگ مشت روی میز کوبیده اند، در مورد این مساله باید به مراتب بیشتر احساس خفت و خواری کنند زیرا آنها نیز از محتوای آن جعبه بی خبرند.

نیویورک تایمز

۲۲ ژانویه ۲۰۰۳، ۲ بهمن ۱۳۸۱

امریکا و نفت و کرکوک

در حالی که بیش از ۸۰ درصد مردم ترکیه و نزدیک به ۱۰۰ درصد مردم کشورهای خاورمیانه و حدود ۶۰ درصد مردم جهان مخالف حمله امریکا به عراق هستند و برای حمله مذکور هیچ دلیل مشروعی وجود ندارد، ما (ترکیه) در صف مقدم «جنگ ضداخلاقی» مذکور جای خواهیم گرفت!

در قبال مشارکت مذکور چه چیزهایی نصیب ترکیه خواهد شد؟ چند میلیارد دلار و بس. مسلما، در گذشته نیز هیچ گاه فراتر از این نبوده است. آنانی که ادعا می کنند در صورت همکاری و مشارکت با امریکا، ترکیه از منابع غنی عراق و ثروت نفتی موصول و کرکوک سهمی کسب خواهد کرد، دچار یک اشتباه بزرگ تاریخی گردیده اند.

در صورت تعرض امریکا به عراق، ترکیه در آستانه درگیری با مشکلات امنیتی مستمری قرار می گیرد و زمینه های دشمنی در منطقه و به ویژه بین ترکیه، عرب ها و کردها به وجود خواهد آمد. در حمله مذکور، به دلیل هم سویی ترکیه با نیروهای اشغالگر، حمله به عراق به مثابه تعویض به سرزمین های عربی و اسلامی مورد نفرت عرب ها واقع خواهد شد و دیوار ضخیم خصومت بین عرب ها و ترکیه به وجود خواهد آمد. کشورهایی نظیر اردن، کویت، قطر، استرالیا و کلمبیا و… جزو متفقین و مجریان سیاست های امریکا، انگلستان و اسرائیل هستند.

ترکیه در همگامی اخیر با امریکا، مسلما در جایگاهی به مراتب حقیرانه تر از جایگاه واقعی اش و هم طراز با کشورهایی همانند اردن که نیمه مستعمره و تحت الحمایه امریکا و اسرائیل است، ارزیابی خواهد شد! آیا به راستی ترکیه کشوری در این حد و اندازه ها است که تسلیم خواسته های امریکا شود؟

آنکارا با عدم لحاظ جبهه جهانی مخالف با جبهه «امریکا، انگلیس، اسرائیل» دشمنی جهانی را متوجه ترکیه می کند.

ترکیه هرگز اجازه نخواهد یافت به موصل و کرکوک حتی نزدیک شود. آنانی که چنین مطالب و مطامعی را مطرح می سازند، یا خود فریب هستند و یا مردم فریب و همکار متجاوزان، به ویژه آن که ترکیه در اثنای دیدار سرلشکر ریچارد میرز [۱۹ ژوئن سال جاری] از آنکارا دریافت که طرح چنین فرضیه هایی بی مورد است.

ترکیه ضمن عقد پیمانی با امریکا متعهد شد تا پایان جنگ مذکور هرگز ادعایی درخصوص موصل و کرکوک را حتی مطرح نکند. به استناد مفاد قرارداد مذکور، نظامیان ترکیه حق ورود به دو منطقه نفتی مذکور را نخواهند داشت.

پس از پایان جنگ چه خواهد شد؟ همه چیز از قبل برنامه ریزی و تعیین شده است.

Lan Urbina

نویسنده روزنامه «آسیا تایمز» طی مقاله مورخ ۳۱ ژوئن امسال، می نویسد: هدف امریکا از حمله به عراق تصاحب منابع نفتی کرکوک است.

منابع نفتی کرکوک بیش از ۱۰ میلیارد بشکه (نفت) تخمین زده می شود (به ارزش حدود ۳۰۰ میلیارد دلار). درگیری شمال عراق تلفات زیادی نصیب نیروهای کرد، ترکیه، امریکا و دیگر اقلیت ها خواهد کرد. بنا به نوشته روزنامه «لس آنجلس تایمز»، در مورخ ۳۱ ژوئن سال جاری، یک مسوول عالی رتبه امریکایی اظهار کرد: تسخیر بغداد یکی از نتایج مورد نظر حمله امریکا به عراق است؛ اما اشغال کرکوک، برنامه و اهداف اصلی فاتحین را در منطقه مشخص خواهد کرد.

ینی شفق

۵ فوریه ۲۰۰۳، ۱۶ بهمن ۱۳۸۱

معیارهای دوگانه

در دوران زمامداری رئیس جمهور بوش، ایالات متحده امریکا احتمال دست یازیدن به جنگ هسته ای را به شدت قوت بخشیده است. جرج بوش، رهبر امنیت ملی امریکا می گوید: ما باید آمادگی آن را داشته باشیم که کشورهای یاغی و تروریست های وابسته به آنها را از فعالیت بازداریم، پیش از آن که آنها بتوانند ما را با سلاح های کشتار جمعی تهدید کرده و از آنها بر ضد ما استفاده کنند… برای پیشی جستن بر آنها یا جلوگیری از اقدامات آنها، در صورت لزوم ایالات متحده امریکا دست به اقدام پیشگیرانه خواهد زد. ایالات متحده امریکا این حق را برای خود محفوظ می دارد که با قاطعیت واکنش نشان دهد، از جمله به تمام گزینه ها، در برابر استفاده از سلاح های کشتار جمعی بر ضدامریکا، نیروهای ما در خارج، دوستان و متحدان، متوسل شود.»

مفهوم این سخنان به طور رعب آوری صریح است. هر حمله ای به منافع امریکا، هر قدر محدود هم باشد، از هر منبعی که باشد و در هر نقطه دنیا که باشد و متضمن هر شکلی از سلاح های بیولوژیکی، شیمیایی و رادیولوژیکی باشد، ممکن است با اقدامات هسته ای پاسخ گفته شود. ایالات متحده امریکا به طور فزاینده ای حق خود فرض می کند که تعیین نماید چه کسی می تواند این نوع سلاح ها را در اختیار داشته باشد. ایالات متحده امریکا بودجه دفاعی اعلام شده سالانه خود را ۶۰ میلیارد دلار افزایش داده و ۳۶۰ میلیارد دلار رسانیده، اکنون پول های هنگفتی را صرف برنامه های سلاح های هسته ای جدید می کند که با تجدیدنظر موقعیت هسته ای از سال گذشته آغاز شده است.

با یک برآورد می توان گفت که ایالات متحده امریکا در حال حاضر از لحاظ مالی ۴۵ درصد بیشتر از زمان پایان جنگ سرد پول صرف «فعالیت های سلاح های هسته ای» می کند.

این که این نوع تقویت و تجهیز هسته ای امریکا به طور گسترده باعث بی ثباتی خواهد شد، امری بدیهی است. کشورهای دارای سلاح های هسته ای از قبیل هند، پاکستان، اسرائیل و کره شمالی در مواجهه با آنچه ایالات متحده امریکا انجام می دهد، علاقه کمتری برای تسلیم سلاح هایشان خواهند داشت.

سایر کشورهایی که سلاح هسته ای در اختیار ندارند و امنیت آنها در برابر سلاح های هسته ای دیگر تضمین نمی شود، احتمالا برای دفاع از خود به شکل های پیشرفته ای از سلاح های کشتار جمعی و موشک روی خواهند آورد. از این نقطه به بعد، ارکان کنترل بین المللی تسلیحات یک به یک نابود می شود و فقط فاصله اندکی با تولید و ازدیاد غیرقابل کنترل و همگانی جهانی این سلاح ها خواهیم داشت.

امریکا از لحاظ عملکرد به ویژه از طریق دست برداشتن از پیگیری سلطه طلبی هسته ای بیش از پیش خطرناک، باید طلایه دار سایرین باشد. دست زدن به معیارهای دوگانه و انگشت گذاشتن روی کشورهای خاص از قبیل عراق نه تنها ریاکاری تلقی می شود، بلکه در نهایت به شکست منجر خواهد شد.

گاردین

۱۱ ژانویه ۲۰۰۳

شاهدان عینی

فرستنده سرتاسری برنامه اول تلویزیون آلمان با وجود مخالفت های شدید دولت امریکا فیلم مستندی از جنایت جنگی سربازان امریکایی در افغانستان را پخش کرد. این حادثه مناسبات کم و بیش بحرانی میان آلمان و امریکا را بیش از پیش تیره و تار کرده است.

اخیرا فرستنده عام المنفعه و سراسری

ARD

فیلمی از یک مستندساز ایرلندی به نام جیمی دورن را تحت نام «کشتار در افغانستان آیا امریکاییان ناظر بوده اند؟» پخش کرد که مورد انتقاد شدید دولت امریکا قرار گرفت.

این فیلم نشان می دهد که چگونه ۳۰۰۰ تن از ۸۰۰۰ اسیر طالبان در حالی که سربازان امریکایی همه جا حضور دارند طی جنگ افغانستان ناپدید می شوند. این اسیران که خلع سلاح شده بودند، قرار بود ابتدا از دژ کلای جنگی به زندانی در شهر شبرگان برده شوند، اما هیچ گاه به مقصد نرسیدند. فیلمساز ایرلندی معتقد است مدارکی در اختیار دارد که ثابت می کنند این افراد را در راه به قتل رسانده و در بیابانی در نزدیکی شبرگان زیر خاک دفن کرده اند. به گفته شاهدان عینی این جنایت در حضور سربازان امریکایی صورت گرفته است.

لری شوارتس سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا پخش این فیلم را علناً مورد انتقاد قرار داد و گفت: برای ما یک معماست که چرا یک فرستنده معتبر تلویزیونی اقدام به نمایش فیلمی می کند که با استناد به شواهد غلط، ماموریت امریکا در افغانستان را به نحوی غیرمنصفانه مورد ارزیابی قرار می دهد.

محافل امریکایی عناصر «چپ» را مسوول پخش این فیلم می دانند. تلویزیون

ARD

ضمن تکذیب این اتهامات اعلام کرد که این فیلم ۴۵ دقیقه ای پیش از این از سوی کانال ۵ انگلیس و تلویزیون دولتی ایتالیا

RAI

نیز پخش شده است.

جیمی دورن کارگردان فیلم با معرفی این فیلم در برلین گفت کلیه شاهدانی که در فیلم حضور داشته اند، حاضرند صحت اظهارات خود را در برابر کارشناسان سازمان ملل ثابت کنند. او همچنین خواستار اجرای یک «برنامه محافظت از جان شاهدان» شد؛ زیرا به گفته او چند هفته پس از تهیه این فیلم دو نفر که در جریان کشتار این اسیران حضور داشته و مشاهدات خود را در فیلم بیان کرده بودند، به قتل رسیده اند. این فیلم تاکنون به ۱۱ کشور فروخته شده و به نمایش درآمده است. قرار است در امریکا نیز یک فرستنده تلویزیونی به پخش این فیلم اقدام کند.

اشپیگل آنلاین

۱۸ دسامبر ۲۰۰۲

«امریکا و استفاده قاعده مند از شکنجه»

اخیرا گزارش هایی در رابطه با بدرفتاری با زندانیان امریکایی، و یا زندانیانی که در سایر کشورهای انتظار انتقال به امریکا را می کشند، از سوی مجامع مدافع حقوق بشر ارائه شده است. اگر مقام های امریکایی در تلاش خود برای شکست القاعده، به سمت سیاست استفاده از شکنجه بر یک مبنای قاعده مند و یا توطئه چینی با دیگر کشورها برای انجام این کار از طریق تحویل دادن مظنونان به آنها جهت بازجویی، با آگاهی کامل از به کار گرفته شدن شکنجه علیه این مظنون، تمایل پیدا کرده اند، این تحول را باید یک سیاست ضدانسانی قابل توجه و شوم تلقی کرد.

مقامات بلندپایه امریکایی، از دونالد رامسفلد وزیر دفاع گرفته تا کالین پاول وزیر امور خارجه مصرانه اظهار داشته اند که ایالات متحده از موافقتنامه های بین المللی در ممنوعیت شکنجه پیروی می کند. سخنگویان در سطوح پایین تر نیز در پاسخ به سوالات مطرح شده درباره روش های مورد استفاده برای بازجویی، به طور مستمر نقض این موافقتنامه ها توسط امریکا را مطلقا انکار کرده اند.

متاسفانه مقامات امریکایی که مستقیما درگیر در بازجویی از مظنونان تروریست بودند، چیزهای دیگری به خبرنگاران گفته اند. در مشروح ترین روایت که طی مقاله ای طولانی در اواخر ماه دسامبر در «واشنگتن پست» به چاپ رسید، به نقل از این مقامات ادعا شده که زندانیان در معرض روش های گوناگون اعمال فشار روحی مثل پوشاندن سر و صورت، بی خوابی، قراردادن در یک وضعیت دردناک، در بعضی موارد، خودداری از دادن مسکن به مصدومان قرار می گیرند. بعضی اوقات، زندانیان را کتک هم زده اند. یکی از مقامات خیلی روشن و واضح گفته: اگر بعضی اوقات حقوق انسانی کسی را نقض نکنید، احتمالا کارتان را درست انجام نداده اید.

به ادعای «واشنگتن پست» این بازجویی ها در پایگاه هوایی بگرام در خارج از کابل پایتخت افغانستان و جزیره دیه گوگارسیا واقع در اقیانوس هند که ایالات متحده انگلیس اجاره کرده است، انجام می شود تا از حوزه قضایی دادگاه های امریکا به دور باشد. علاوه بر این، از مقامات نقل قول شده که بسیاری از زندانیان به سرویس های اطلاعاتی سایر کشورها مثل اردن، مصر و مراکش تحویل داده شده اند که به استفاده از روش های وحشیانه برای بازجویی شهرت دارند.

دلایل اندکی برای تردید درخصوص صحت مطالب مندرج در مقاله «واشنگتن پست» وجود دارد. گروه خبرنگاران این روزنامه ادعا می کنند که با ده ها تن از مقامات امنیتی فعلی امریکایی صحبت کرده اند، که برخی از آنها شخصا شاهد تحویل دادن زندانیان بوده اند. تعداد زیادی از مقامات اطلاعاتی سابق نیز در مصاحبه با خبرنگاران واشنگتن پست شرکت جسته اند. مهمتر از آن، این که اگر چه مقامات مستقیما درگیر در این قضیه مایل به افشاشدن نام خود نبوده اند، اما ظاهرا قصد داشته اند یک پیام را برسانند: «ما این کارها را انجام می دهیم چون فکر می کنیم به این کار اجبار داریم.»

پس از یازدهم سپتامبر، مقامات اف.بی.آی نیز نگرانی و اضطراب مشابهی را ابراز داشتند: آنها اعتراف کردند که تلاش نومیدانه خود برای وادارساختن تروریست ها به حرف زدن، ممکن است از شکنجه استفاده کرده باشند. این بار، حداقل بعضی از مقامات امریکایی ظاهرا درصدد طلب عفو و بخشش به خاطر استفاده از روش های بازجویی خشونت آمیزی شده اند که غیرقانونی به شمار می آیند، اما بنا به گزارشات مندرج در «واشنگتن پست»، این اعمال از نظر مقامات مزبور «عادلانه و ضروری» هستند. به گفته نویسنده مقاله: مقامات اظهار اطمینان کردند که عامه مردم در امریکا از نظر آنها حمایت خواهند کرد.

اگر بگوییم که امریکایی ها ترجیح می دهند در این باره چیزی ندانند احتمالا به حقیقت نزدیک تر خواهد بود بر روی واکنش نسبت به این افشاگری ها، اگر چه بسیار حزن انگیز هستند، به طرز قابل توجهی سرپوش گذاشته شده است. گروههای حقوق بشر در محکومیت این اظهارات بیانیه هایی صادر کرده اند و سایر مفسران نومیدی خود را ابراز داشته اند؛ اما حداقل تاکنون، اعضای کنگره امریکا خواستار انجام تحقیقات در این خصوص نشده اند.

آیا شکنجه در مبارزه با تروریسم موثر است؟

اگر امریکا تصمیم به استفاده ای قاعده مند از شکنجه علیه مظنونان القاعده گرفته، باید ملاحظات گسترده ای را نیز در نظر داشته باشد. این تصمیم، عدولی آشکار محسوب می شود. ممنوعیت شکنجه به سرعت به یکی از جهان شمول ترین جوانب قوانین بین المللی و داخلی بدل شده است. در تمام موافقتنامه های مدافع حقوق بشر عمده که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون به امضا رسیده اند، شکنجه بدون هیچ استثنایی مطلقا ممنوع اعلام شده است. هیچ نظام قانونی داخلی استفاده از شکنجه را رسما مجاز نشمرده است. اگر بخواهیم صرفا با استناد به متون قانونی و موافقتنامه های بین المللی قضاوت کنیم، باید بگوییم که شکنجه به معنای واقعی کلمه فراتر از هر حد و مرزی قرار می گیرد، و شکنجه گران ناقض قانون محسوب می شوند.

اکونومیست

۱۱ ژانویه ۲۰۰۳

نقشه راه

احمد سعدات دبیر کل جبهه خلق آزادی فلسطین در مصاحبه با «البیان» ضمن اعلام نظرات خود در مورد بحران عراق به تفصیل پیرامون طرح صلح موسوم به «نقشه راه» پرداخته است. او «نقشه راه» را ساختار بین المللی طرح تروریستی آریل شارون توصیف کرد.

البیان، مصاحبه فوق را با سعدات در درون زندان در شهر اریحا انجام داده است.

او در مصاحبه خود صریحا اظهار کرد: بر کسی پوشیده نیست که یکی از اهداف جنگ امریکا بر ضد عراق، اعمال سلطه فراگیر اقتصادی و سیاسی و نظامی بر منطقه و اتخاذ یک سری تدابیر امنیتی و سیاسی در سطح منطقه است تا هم پیمانش اسرائیل نقش و موقعیت برتری در آن داشته باشد.

حوادث ۱۱ سپتامبر موجب شد که ایالات متحده پس از کسب توفیقاتی در تشکیل یک ائتلاف بین المللی برای مبارزه با چیزی که آن را تروریسم نامید، به راه انداختن جنگ در منطقه را در صدر دستور کار خود قرار دهد.

طرح «نقشه راه» بر پایه منطق و اساسی بی سر و ته از سرشت درگیری عربی و صهیونیستی استوار است و در کل طرحی برای مبارزه با به اصطلاح «تروریسم فلسطینی» و نه ساز و کارهایی برای اجرای قطعنامه های شورای امنیت در مورد تشکیل کشور فلسطینی و پایان بخشیدن به اشغال سرز

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.