خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روایت افلاطون از همگامی نوشتار و دموکراسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روایت افلاطون از همگامی نوشتار و دموکراسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشارکت سیاسی در دولت اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مشارکت سیاسی در دولت اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
26دقیقه
23ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 67

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای :

تاریخ دریافت: ۶/۱۲/۷۹
تاریخ تایید: ۱۰/۲/۸۰
چکیده:
یکی از جلوه های مشارکت مردم در صحنه سیاسی، حضور آنان در پای صندوقهای رای است . این اقدام به شکل کنونی، گر چه سابقه چندانی ندارد; اما آیا همین مفهوم یعنی مشارکت داشتن مردم در امور سیاسی و اعلام نظر کردن آنان، در گذشته های دور و بویژه در صدر اسلام سابقه دارد یا خیر؟
این نوشته در صدد اثبات این مطلب است که همین معنا پیش از اسلام با عنوان «بیعت » وجود داشته و اسلام آن را تایید و امضاء نموده و سیره مستمره مسلمانان نیز بر آن قرار گرفته است، و هیچ تفاوت مفهومی بین رای و بیعت وجود ندارد . لذا عمده مطالبی که درباره تفاوت و مغایرت مفهوم این دو واژه مطرح شده، به نقد کشیده شده و بالاخره شرایط همسانی فایل پاورپوینت کامل بیعت و رای نیز بیان گردیده است .
واژگان کلیدی: سیاست، اسلام، مشارکت، بیعت، رای مقدمه
یکی از مباحث مهم سیاسی کنونی جامعه ما، بحث مشارکت مردم در امور سیاسی است; شاید امروزه کمتر کسی در این که مردم باید در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشند تردید نماید . یکی از مظاهر مشارکت مردمی، حضور آنان در صحنه های انتخاباتی است . لذا لازم است اجمالا به بررسی این اقدام مردمی یعنی رای دادن، و نکاتی که از آن استفاده می شود بپردازیم سپس به این نکته توجه نماییم که آیا این حرکت از ابداعات کنونی بشر است و درگذشته سابقه نداشته – ولو به صورت ساده و ابتدایی – یا می توان همین مکانیزم را در دورانهای پیشین نیز مشاهده نمود؟ آیا بیعت می تواند بیانگر این معنی در گذشته باشد یا خیر؟
ما در این مقال نخست به تبیین مفهوم این دو واژه یعنی رای و بیعت می پردازیم . سپس مطالبی را که بیانگر نوعی تباین یا تفاوت بین این دو است، بررسی می کنیم و در پایان به جهات تشابه آن دو می پردازیم . مفهوم رای
مهمترین مساله در رای و اظهار نظر سیاسی به صورت رای این است که مقصود از رای چیست؟ آیا انتخابات وسیله ای است که نماینده را به ماشینی برای اجرای منویات رای دهنده مبدل می سازد؟ چون از سوی مردم وکالت دارد، خواسته رای دهندگان را اجرا می کند؟ آنهم رای دهنده ای که شناخته نیست و تعداد آن بسیار و اکثرا عقیده روشنی در باب مسایل سیاسی ندارند؟ یا هدف و منظور از انجام انتخابات کنترل قدرت است؟ آیا رای مردم مشروعیت به حاکمان می دهد یا آراء، صرفا بیانگر قبولیت حاکمان است؟ انتخاب، حق است یا وظیفه؟ و دهها سؤال در مورد مفهوم رای عمومی مطرح است .
واقعیت این است که این موضوع مساله ای پیچیده و غامض است و جز از طریق تجزیه و تحلیل علمی آنهم بر اساس مبانی کلامی، فلسفی و حقوقی روشن، قابل شناخت نیست . اینطور نیست که معنای رای در هر کدام از سؤالات یاد شده، روشن و واضح باشد و همه متفکران و صاحبان اندیشه، یک برداشت داشته باشند، مثلا در این که انتخاب، حق است یا وظیفه بر اساس نظریه فردگرا و جامعه گرا دیدگاهها متفاوت است . حتی بر اساس نظریه اصالت فرد نیز می تواند نظرات متفاوتی وجود داشته باشد; که آیا «حاکمیت ملی » مورد تایید است یا «حاکمیت تسهیمی » ; تئوری «انتخاب، حق است » مربوط به تئوری حاکمیت تسهیمی و حاکمیت مردم است که واضع آن ژان ژاک روسو می باشد . بر اساس تئوری یاد شده، اگر هر فرد، صاحب سهمی از حاکمیت مردم است، طبعا حق دارد در دستگاه حاکمه، مشارکت داشته باشد و اگر این مشارکت باید از طریق انتخابات اعمال گردد، پس هر فردی حق رای دارد، یعنی انتخاب، حق است .
اما بنا بر نظریه، «حاکمیت ملی » حاکمیت فقط از آن ملت است نه افراد تشکیل دهنده آن، اختیار انتخاب به کسی داده نمی شود جز به عنوان اعضاء مامور انتخاب نمایندگان ملت و با انتخاب کردن، فرد یک وظیفه عمومی را انجام می دهد و افراد از این طریق حقی را اعمال نمی کنند .(عاملی، ۱۳۴۶: ۴۳۹- ۴۴۵)
و در این مطلب که رای یک قرار یک طرفه است یا دو طرفه بین هابز و جان لاک اختلاف نظر وجود دارد; هابز معتقد است مردم حقوق طبیعی خود را به یک شخص یا هیاتی از اشخاص که از آن پس فرمانروا شدند، واگذار کردند بنابراین حاکم طرف قرار اجتماعی نیست . او محصول این قرار اجتماعی است; قراری است که مردم میان خود گذاشتند تا یک نفر را فرمانروا کنند هیچ قراری بین مردم و حاکم گذاشته نشد و بنابراین، این قرار یک جانبه است .(عالم، ۱۳۷۸: ۷- ۱۸۶)
و در این که مردم با رای، اختیارات خود را به چه کسی واگذار می کنند، اختلاف نظر است; روسو و لاک معتقدند: مردم اختیارات خود را به یک فرمانروا واگذار نمی کنند بلکه به اجتماع واگذار می کنند .(همان، ۲۰۲)
اگر چه مفهوم رای دادن در یک نگاه ابتدایی به ظاهر روشن به نظر می رسد، اما ابهامات حقوقی و مبنایی فوق موجب گردیده که برخی صاحب نظران برای انتخابات سه مفهوم کاملا متفاوت ذکر کنند . پروفسور «ودل » معتقد است که در دنیای معاصر، انتخابات عمومی شامل سه مفهوم مختلف است: ۱- رای نشانه مشارکت مردم است
کمترین و ابتدایی ترین خدمتی که انتخابات عمومی در هر کشور انجام می دهد، بالا بردن سطح بینش و شم سیاسی افراد آن کشور است; افرادی که در هر کشور مجتمعند از طریق انتخابات و دادن رای عملا به دولت بستگی پیدا می کنند و با عمل رای دادن مشارکت خود را در امور احساس می نمایند . این خدمت بخصوص در کشورهای در حال توسعه بیشتر محسوس می شود . ۲- ترویج لسان سیاسی
همه می دانیم که انسان تفکرات خود را بوسیله زبان ابراز و بیان می کند . توسعه زبان رابطه مستقیم با توسعه فکر دارد . زبان قبایل ابتدایی به لغات و اصطلاحات زیادی نیازمند نیست، زیرا سطح فکر این گونه مردم نیز توسعه ای ندارد . اما نزد ملل پیشرفته چون سطح فکر وسیع و بلند است، برای بیان تفکرات احتیاج مبرم به لغات و اصطلاحات بیشتری است . سیاست نیز از این قاعده مستثنی نیست و ناگزیر برای خود لغات و کلمات و اصطلاحات خاصی دارد . مثلا مردم کشور ما در بدو مشروطیت نمی توانستند حتی نامی برای خواسته خود انتخاب کنند; مردم یک قانون اساسی که عدالت و آزادی را در لوای دموکراسی تامین نماید، می خواستند اما سرانجام کلمه مشروطیت را انتخاب کردند . ۳- انشاء و انتقال تصمیمات سیاسی
بدون تردید هر تصمیم سیاسی، نتایج متواتر و مسلسل دارد که مثل دانه های زنجیر به یکدیگر متصل اند; به دیگر سخن هر تصمیم سیاسی که عملی شود، نتیجه ای ببار می آورد و این نتیجه عکس العملی در پی خواهد داشت و آن عکس العمل نیز نتیجه ای که متضمن عکس العملی دیگر خواهد بود; برای آن که در یک کشور، آراء افراد متضمن یک انشاء سیاسی باشد، اولا، سطح فکر سیاسی رای دهنده باید بالا بوده تا بتواند نتیجه تصمیم سیاسی خود را پیش بینی نماید تا به مرحله انشاء رای برسد و ثانیا، اوضاع و احوال واقعی طوری باشد که رای انشاء شود و در اثر وجود رابط واقعی بین هیات حاکمه و رای دهنده، رای به هیات حاکمه منتقل گردد و برای این که انتخابات عمومی وسیله ای باشد که با تمسک بدان مردم بتوانند واقعا تصمیمات سیاسی خود را انشاء نمایند و این تصمیمات واقعا منتقل گردد، تحقق دو شرط ضرورت دارد .
۱- این که عملیات انتخاباتی راه حلهایی را برای فرد مطرح کند که فردبتواند از بین راه حل های پیشنهادی یکی را انتخاب کند . بنابراین هر چه تعداد راه حلها کمتر باشد، اخذ تصمیم سیاسی برای فرد آسانتر و ساده تر خواهد بود . در عین حال دیدگاههای دقیق تر رای دهندگان وقتی روشنتر خواهد شد که راههای بیشتر و ریزتری وجود داشته باشد .
۲- انتخاب فرد در معادلات سیاسی به حساب آید و به قدرت منتقل گردد . یعنی قدرت حاکمه آن را چون پیامی از منبع اصلی قدرت تلقی نماید و مورد توجه قرار دهد . در این صورت می توان گفت که واقعا حکومت مردم به دست مردم است .(عاملی، ۱۳۴۶: ۴۱۰)
به هر حال گر چه رای در فرهنگ سیاسی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد و آثار گوناگونی بر آن مترتب شود اما در این که هر کس در رای دادن، آزاد است و هیچ گونه تحمیل و اجباری نباید وجود داشته باشد و لازمه رای دادن نیز تسلیم شدن به نتیجه رای و متعهد شدن به آن است، تردیدی نیست، اما این که براساس وظیفه است یا حق؟ مشروعیت ایجاد می کند یا مقبولیت؟ و . . . بستگی به مبانی حقوقی و فلسفی مکاتب و دیدگاههای مختلف دارد . مفهوم بیعت
بیع و بیعت هر دو مصدر «باع » هستند و حقیقت هر دو یکی است . زیرا همان گونه که بیع، خرید و فروش خاصی است که نتیجه آن مبادله دو مال بین خریدار و فروشنده است، بیعت نیز معامله ای است که بین افراد جامعه با رهبر خویش انجام می گیرد . مردم با بیعت، اموال، امکانات و تعیین مصالح اجتماعی خود را در اختیار رهبر می گذارند و مطیع فرامین او می شوند و رهبر نیز متقابلا متعهد می شود از هرج و مرج جلوگیری نماید و عدالت را برقرار کند .
کلمه بیعت همانند بیع قابل اسناد به هر دو طرف می باشد; یعنی هم به مردم و هم به حاکم می توان بیعت را نسبت داد . و همان گونه که در معامله دست به هم زدن (صفق) در نزد آنان از متداول ترین شیوه های انشاء و قطعی شدن معامله بوده، برای بیعت نیز همین شیوه عمل می شده است و دست در دست هم گذاشتن وسیله انشاء و تمامیت یافتن این قرارداد شمرده می شده است . (۱)
بیعت گر چه مرادف بیع می باشد اما از آن جا که در معنای این واژه، رابطه با حکومت نهفته شده، معمولا از اشتقاقات باب مفاعله «مبایعه » (۲) یعنی بین الاثنینی استفاده شده نه از مجرد آن – گر چه معنای مجرد آن هم افاده طرفینی را داشت – لذا این اقدام یک قرارداد دو طرفه است نه یک تعهد یک سویه .
برخی از محققان بدون توجه به این نکته، بیعت را بر اطاعت و پیروی مردم از حاکم معنی کرده اند که گویا تعهدی یک جانبه بسته شده است . (۳)
ظاهرا بیعت معنایی غیر از آنچه از لغت و اصطلاح عرفی فهمیده می شود، ندارد; قراین نیز نشان می دهد که بیعت از ابداعات مسلمانان نبوده بلکه سنتی رایج در میان عرب بوده است و به همین دلیل در آغاز اسلام که طایفه «اوس » و «خزرج » در موقع حج از مدینه به مکه آمدند و با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در عقبه، بیعت کردند، برخورد آنان با مساله بیعت، برخورد با یک امر آشنا بود .(مکارم، ۱۳۶۳: ج ۲۲، ۷۰ و ۱۴۱۳ ق: ج ۱، ۵۱۸) حتی می توان مدعی شد، این معنا در سایر ملل نیز به گونه ای معمول بوده است; بطور غریزی قبایل مختلف هنگامی که احساس می کردند برای حفظ نظام قبیلگی خود و دفاع از منافع و مصالح خویش نیاز به رئیس و فرمانده دارند اطراف کسی که او را برای این کار مناسب و شایسته می دانستند، گرد آمده و پس از گفتگو و بیان نیازمندیها و شرایط خود با دست دادن به وی، او را به عنوان رئیس خود برمی گزیدند و با دست دادن، ولایت و ریاست او تثبیت می گردید .(سبحانی، ۱۳۷۰: ۹- ۳۱۸)
بنابراین بیعت به همان معنای متداول در میان مردم، در قرآن و سنت نیز بکار رفته است و هیچ دلیلی بر تغییر آن معنی در اصطلاح شرع وجود ندارد و به همان صورت، در اسلام مورد تایید و امضاء قرار گرفته است .(منتظری، ۱۳۶۹: ج ۲، ۳۱۸) البته واضح است که اسلام برای حاکم شرایط و وظایف خاصی قرار داده است .
به هر حال این واژه در سه آیه قرآن بکار رفته است، (۴) و حداقل در هشت مورد پیامبر اقدام به بیعت کرده اند، (۵) امامان معصوم و به تبع آنان اهل شرع نیز بر آن صحه گذاشته و گر چه نسبت به مصادیق ایراداتی داشته اند اما اصل بیعت را عملی خلاف شرع ندانسته اند، بلکه به آن اصرار نیز نموده و خود پایبند بدان بوده اند . (۶) اما این که از بیعت پیش از اسلام و پس از آن، چه استفاده می شده است؟ آیا منشا مشروعیت و مثبت ولایت بوده یا صرفا برای مقبولیت حکومت به کار می رفته؟ ، بحثی است که باید از بعد تاریخی و کلامی مورد بررسی قرار گیرد . بررسی ادله قائلین به تفاوت رای و بیعت
با توضیحاتی که درباره مفهوم رای و بیعت داده شد روشن شد که هر دو به نحوی یک نوع اظهار نظر سیاسی و التزام به آن تلقی می شوند . اما از آنجا که معمولا رای را مثبت حکومت و منشاء مشروعیت برشمرده اند، برخی از صاحب نظران به شدت با اینکه بیعت منشاء مشروعیت باشد، مخالفت نموده اند; لذا معتقد ند بیعت صرفا برای تحکیم و تثبیت پایه های حکومت است و هیچ نقشی در اثبات ولایت ندارد . قائلین به این نگرش می گویند: «بیعت در آن عهد، برای تاکید بر وفاداری و فراهم ساختن امکانات بوده است و همانگونه که در امر رسالت دخالتی نداشته، در امر زعامت پیامبر نیز دخالتی نداشته است . زیرا پیامبر از جانب خداوند به هر دو مقام منصوب گردیده بود و تاکید پیامبر برگرفتن بیعت تنها برای تحکیم و تثبیت پایه های حکومت خود و فراهم ساختن امکانات بوده است .» (معرفت، ۱۳۷۸: ۲۱۲)
این دیدگاه معنای بیعت را با مبانی فلسفی آن خلط کرده است . و لذا بیعت را بر خلاف لغت و عرف معنا کرده است . آری ممکن است در مورد مبنای بیعت کسی قایل به منشاء مشروعیت شود و یا ممکن است بیعت را صرفا در مقبولیت بپذیرد . لذا گفتیم همین اختلاف در بحث رای نیز وجود دارد که یا حکومت را تسهیمی بدانیم یا به حاکمیت ملی معتقد شویم که برداشت از رای متفاوت می شود . به هر حال ما اکنون در صدد اثبات و رد این معنا نیستیم که آیا بیعت یا رای، مثبت هستند یا خیر بلکه این امور از مبادی و مقدمات مبنایی آن دو شمرده می شود . و باید در مباحث فلسفه سیاسی و دینی از آن بحث کرد .
ما درصدد این هستیم که روشن کنیم این اقدام سیاسی که سابقا به صورت بیعت و اکنون به صورت رای، انجام می پذیرد، صرف نظر از مبانی مشروعیت دارای یک مفهومند .
به هر حال برخی از صاحب نظران این دو واژه را دارای دو مفهوم متباین یا حداقل دارای اختلافاتی دانسته اند; مطالبی در این باره بیان کرده اند که به بررسی آنها می پردازیم:
۱- «بیعت در حقیقت به معنای صحیح آن به معنای اعلام وفاداری با ولی و حاکم است . فرق این بیعت با رای بسیار واضح است; رای براساس و مدار هوای نفسانی دور می زند و بیعت براساس تعلق دینی یک امت نسبت به ولی عادل . پس بین این دو تفاوت جوهری وجود دارد . گر چه به لحاظ تجریدی بین آنها شباهت های ظاهری یافت می شود . بنابراین با بیعت، جعل ولایت صورت نمی گیرد . » (تبیین مشروعیت: ج ۱، ۱۱۲)
در این گفته چند ادعا وجود دارد: ۱- این که معنای بیعت اعلام وفاداری است . ۲- بیعت براساس تعلق دینی امت با ولی عادل است . ۳- رای بر اساس هوای نفسانی است . ۴- با بیعت، جعل ولایت صورت نمی گیرد . به نظر می رسد هیچ کدام از این ادعاها صحیح نباشد .
این که بیعت را به معنای اعلام وفاداری گرفته اند، اولا، با معنای لغوی و اصطلاحی بیعت سازگار نیست زیرا بیعت تعهد طرفینی است و وفای به آن در مرتبه بعد قرار دارد; درست است که لازمه هر پیمانی، وفای به آن می باشد ولی خود آن پیمان، وفای به آن نیست . ثانیا اگر بناست لازمه هر چیزی را هم جزو معنای آن، قرار دهیم . در رای نیز وفاداری وجود دارد . زیرا کسانی که رای می دهند، خود را ملتزم به پیروی از نتیجه رای می دانند . بنابراین وفای به عهد هم در رای وجود دارد و هم در بیعت .
و اما این که گفته اند بیعت بر اساس تعلق دینی است، در صورتی صحیح است که بیعت از مجعولات شرعی باشد و حال آنکه پیش از این گفته شد که بیعت از مخترعات شرعی نیست، روشی مرسوم در میان عرب و حتی در بین اقوام و ملل دیگر بوده است . حتی امامان معصوم گاهی ناچار و مجبور به بیعت با ظالمان و غاصبان می شده اند، در عین حال به بیعت خود همانند هر قرارداد دیگر پایبند بوده اند .
این که رای را براساس هوای نفسانی دانسته اند، نیز درست نیست; زیرا رای گر چه بر اساس آزادی و اختیار شکل می یابد ولی این گونه نیست که حتما تابع هوا و هوس باشد . مردم براساس مصالح فردی و اجتماعی خود، فردی را که لایق و شایسته است انتخاب می کنند; ممکن است اشتباه کنند ولی اساس کار آنان، بر انتخاب فرد اصلح است . زیرا انسان همیشه نفع خود را می خواهد و لذا روسو معتقد است که: اراده عمومی همیشه درست است در مقابل اراده همگان که منافع خصوصی را پی می گیرد . البته با تعریفی که از هر کدام از این دو واژه به دست می دهد .(روسو، ۱۳۵۲: ۳۴) افزون بر این که همانطور که پس از این خواهد آمد، بیعت نیز باید با اراده و اختیار و از روی آزادی صورت پذیرد و گرنه ارزشی نخواهد داشت . در بیعت نیز مساله هوا و هوس مطرح است . به عنوان مثال آیا همه کسانی که با پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام بیعت نمودند هیچ گونه شائبه هواو هوس حداقل در برخی از آنان نبوده است؟ مسلما اینطور نیست . پس در این جهت بین رای و بیعت تفاوتی نیست .
اما این که با بیعت، جعل ولایت نمی شود، این مربوط به اصل بیعت یا رای نیست که در مورد اولی، منشاء ولایت نباشد و در دومی باشد . بلکه مربوط به مبانی پذیرفته شده در هر جامعه ای است . اگر اصل بر این باشد که رای و بیعت، مثبت ولایت باشد . (۷) آن اثر را خواهد داشت و گرنه، خیر .
۲- «انتخاباتی که امروزه صورت می گیرد، نمی تواند همان بیعت عصر اول باشد . چرا که آن گونه که پیش از این نیز گفته شد، بیعت به معنای پذیرش طاعت است و بیعت کننده متعهد می شود طبق رای و نظر بیعت شونده عمل کند و حال آن که ماهیت انتخابات عکس بیعت است و شخص منتخب باید بر اساس توکیل و اراده موکل اقدام کند، افزون بر آن، بیعت قابل فسخ و عزل نیست ولی در انتخاب و توکیل این امر متصور است .
به سخن دیگر، بیعت در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله تنها یک وظیفه دینی – سیاسی برای ایجاد زمینه و تحقق زعامت پیامبر بود، چنان نبود که پیامبر با بیعت، به زعامت جامعه برگزیده شود .» (بیعت و: ۳، ۲۰۱)
در این بیان چند ادعا وجود دارد که به بررسی آنها می پردازیم .
الف) این که بیعت پذیرش طاعت است و بیعت کننده متعهد می شود طبق رای و نظر بیعت شونده عمل کند . اولا همان گونه که گذشت این معنای بیعت صحیح نمی باشد و بیعت یک تعهد طرفینی است . ثانیا این تفاوت که بین رای و بیعت گذاشته شده صحیح نیست، چون در انتخابات نیز چه بسا – و معمولا چنین است – قانون از قبل حدود اختیارات و وظایف منتخب را معلوم کرده است و لذا او موظف به انجام همان امور است نه چیز دیگر; حتی اگر موکلین چیز دیگری بخواهند . مثلا اگر مردم نمایندگانی را برای قانونگذاری انتخاب کردند نه آنها می توانند در کارهای دیگر – اجرا و قضا دخالت کنند و نه مردم می توانند بیش از اختیارات قانونی از آنها مطالباتی داشته باشند همین طور در انتخاب رهبر و رئیس جمهور و . . .
این روش در بیعت نیز ساری و جاری است . زیرا در بیعت نیز حدود و اختیاراتی وجود دارد چه به صورت نوشته یا نانوشته . این گونه نیست که هر چه بیعت شونده بخواهد و دیگران ملزم به تبعیت از او باشند . حداقل این شرط وجود دارد که بیعت شونده حق ندارد به نافرمانی و معصیت خداوند دستور دهد . «لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق » .(نهج، ح ۱۶۵)
البته گاهی در بیعت به حدود و اختیارات نیز تصریح شده است ابویعلی می نویسد: بیعت با خلفا بر اقامه عدل و انصاف و وظایف رهبری بوده است . و برخی معتقدند این گونه بوده: بایعناک علی کتاب الله و سنه نبیه صلی الله علیه و آله و به همین شکل با علی علیه السلام و امام حسن علیه السلام بیعت شده است .(شریف القرشی، ۱۳۸۶ ق: ۲۷۵) از جمله در شورای شش نفری که پس از عمر، مامور تعیین خلیفه گردید و امر دائر بین علی علیه السلام و عثمان شد . عبد الرحمن بن عوف ابتدا به علی علیه السلام پیشنهاد حکومت را داد با این شرط که به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سیره شیخین رفتار کند . ولی علی علیه السلام شرط آخر را نپذیرفت و با این شرط که به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله عمل کند نه چیز دیگر، (۸) اعلام آمادگی کرد که در نتیجه پذیرفتن آن شرط از سوی عثمان، خلافت به او رسید .
ب) اما این که در بیعت عزل و فسخ معنا ندارد; ولی در انتخاب و توکیل این امر متصور است . این هم کلام صحیحی نیست زیرا هم عزل و فسخ در بیعت معنا دارد و هم این گونه نیست که در انتخاب به راحتی این امر محقق شود . توضیح مطلب این است که: اگر بیعت شونده فاقد بعضی از شروط بشود، همان گونه که حتی در مورد مرجع تقلید نیز گفته اند . بیعت فسخ می شود و فرد فاقد شرایط منعزل می شود . گویا کسانی که این گونه از بیعت، بحث کرده اند، فقط در ذهن آنان معصوم بوده است که هیچ گاه ممکن نیست فاقد شرایط شود ولی اگر بیعت را امری عام بگیریم، در این صورت امکان عزل متصور است .
اما در مورد انتخاب، تن

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.