خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقد اختیار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقد اختیار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رساله فی «جواز بیع الوقف»
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رساله فی «جواز بیع الوقف» قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
25دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت :

در اواخر قرن هجدهم میلادی یک کشیش جوان انگلیسی به نام (توماس رابرت مالتوس ) با انتشار کتابی به نام (رساله ای درباب اصول جمعیت ) افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد. او گفت رشد جمعیت با تصاعد هندسی است ولی افزایش تولیدات و محصولات غذایی با تصاعد عددی است. بنابراین آهنگ رشد جمعیت سریعتر از آهنگ افزایش تولیدات و محصولات است، از این جهت بایدبرای جلوگیری از ازدیاد نسل فکری شود. آهنگ رشد جمعیت با تصاعد هندسی است یعنی رقم بعدی دو برابر رقم قبلی می شود به این ترتیب که یک نفر می شود دو تا، دو تا می شود چهار تا، چهار تا می شود هشت تا، هشت تا می شود شانزده تا… و به همین ترتیب جمعیت رشد می کند. اما افزایش تولیدات و محصولات به صورت تصاعد عددی است به این معنا که در هر مرتبه، یک عدد معین به عدد قبلی افزوده می شود مثلا دو می شود چهار، چهار می شود شش، شش می شود هشت، هشت می شود ده و به همین ترتیب ادامه می یابد.

وی می گفت: رشد جمعیت با تصاعد هندسی و رشد تولیدات و محصولات غذایی با تصاعد عددی است. از این جهت اگر فکری برای جلوگیری از ازدیاد نسل نشود، خطرات بزرگی برای جامعه پیش می آید و تولیدات جوابگوی جمعیت نیست، لذا باید جلو افزایش نسل گرفته شود.

این نظریه مدتی در دنیا سر و صدا کرد ولی بعدا کم کم افول کرد برای این که معلوم شد رشد جمعیت تصاعد هندسی ندارد. به علاوه خداوند متعال در عالم خلقت مواد، استعدادها و ظرفیت هایی قرار داده که اگر بشر با علم و پیشرفت علمی آشنا بشود، اگر هزار برابرجمعیت کنونی هم در روی زمین به وجود بیایند، باز می تواند آنها را اداره کند.اگرچه نظریه مالتوس حالا باطل شده ولی سخن این است که اگر در مقطعی اداره کنندگان جامعه و نظام اسلامی احساس کردندافزایش جمعیت عواقبی را در پی دارد، مثلا جامعه به لحاظ تعلیم و تربیت و ایجاد اشتغال و تامین وسایل رفاهی و امثال آن با مشکلاتی مواجه خواهد شد آیا ولی فقیه و حاکم اسلامی می تواند بر اساس یک برنامه خاص نسبت به تنظیم نسل محدودیت هایی ایجاد کند؟ در این جا دو مطلب باید مورد بحث قرار گیرد:

۱. آیا اساسا تنظیم و تحدید نسل و کنترل تولید مثل مشروع است؟ ۲. به فرض مشروعیت اولیه از چه راهی می تواند انجام گیرد؟ آیا هر راهی که به کنترل نسل بینجامد مشروع است یا راه خاصی توصیه می شود؟

۱- اصل مشروعیت تحدید نسل:

در اینجا سه مطلب را باید مورد توجه قرار داد:

مطلب اول: تولید مثل و داشتن فرزند زیاد در اسلام ذاتا مطلوب است.

روایات مختلفی بر مدعای فوق دلالت دارند. مضمون دسته ای از روایات این است که کثرت اولاد مسلمانان موجب مباهات و افتخارپیامبر(ص) است. دسته ای دیگر تشویق به ازدواج است برای این که خداوند به شما فرزند عطا کند تا لا اله الا الله گو و تسبیح گوی خداوند قرار گیرد. دسته ای دیگر روایاتی است که ازدواج با زن زایا(ولود) را توصیه می کند.

اینک به ذکر چند نمونه از این روایات بسنده می کنیم:

روایات زیادی از پیغمبر و ائمه(ع) داریم که ترغیب و تشویق به داشتن فرزند زیاد است مانند صحیحه مسلم:

تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا،(۱) تزویج کنید که من در فردای قیامت می خواهم امت من از امت های دیگر بیشتر باشد.

و باسناده الی علی بن الرعاب عن محمد بن مسلم ان ابا عبدالله(ع) قال: ان رسول الله(ص)، قال: تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامه حتی ان السقط یجیء محبنطئا علی باب الجنه(۲).

محبنطئ به کسی می گویند که منتظر کسی است و به خاطر دیر شدن، ناراحت شده است. بچه ای که سقط شده می آید و در حالی که منتظر و ناراحت است بر در بهشت ایستاده، به او گفته می شود داخل بهشت شو و آن بچه می گوید: تا پدر و مادر، قبل از من داخل بهشت نشوند، وارد نمی شوم.

خلاصه پیغمبر اکرم(ص) مسلمانان را به تزویج تشویق می کند.

در حدیث اربعماه که صدوق در خصال ذکر کرده، حدیثی است که امیر المؤمنین(ع) چهار صد مطلب را در یک مجلس به اصحابش یاد داد، در ضمن این حدیث از پیغمبر(ص) (اطلبوالولدفانی مکاثربکم الامم غدا) (۳)نقل می کند که در صحیحه عبدالله بن سنان آمده که شخصی با پیغمبر مشورت می کرد که: دو زن هستند که یکی از زیبایی محروم ولی ولود می باشد و دیگری جمیل ولی عقیم می باشد، با کدام ازدواج کنم، حضرت می فرمایند:

تزوج سوء آء ولودا فانی مکاثر بکم الامم یوم القیامه(۴).در خبر صحیحه محمد بن مسلم هم آمده:

تزوجوا ولودا بکرا و لا تزوجوا حسناء عقیم(۵).

در خبر سلیمان آمده:

تزوجوا ولدا فانی مباهی بکم الامم یوم القیامه(۶).

اینها چند خبرند که پیامبر با (تزوجوا) و (اطلبوا) امر به تزویج می کند و معلل می کند به این که به کثرت امتم در میان امم در روز قیامت مباهات می کنم.

باز چند خبر هست که مضمونش این است: ازدواج کنید که خداوند به شما فرزندی بدهد که زمین را با گفتن لا اله الا الله یا با گفتن تسبیح سنگین کند. اخباری هم هست که مضمونش این است: (خیرنساوکم الولودالودود)(۷)، بهترین زنان کسانی هستند که شوهر دوست باشند و فرزند بیاورند.() این اخبار بر تشویق و ترغیب به داشتن اولاد زیاد دلالت دارند، این اصل اولی است.

مطلب دوم: این که بزرگترین نیرو در هر مملکت نیروی انسانی است به خاطر این که انسان ها با عقل و فکر و قدرت بدنی واستعدادهای فراوانی که دارند، در پیشرفت هر مملکتی تاثیر دارند. در میان همین افراد گاهی نوابغی به وجود می آیند که در پیشرفت مادی و معنوی مملکت مؤثرند.می توانیم بگوییم هر چه افراد بیشتر باشند به همان نسبت ظهور نوابغ میان آنها بیشتر خواهد بود ولی ازطرفی باید توجه داشته باشیم هر انسانی هنگامی که به دنیا می آید، غیر از معصومین، خام می باشد و در دنیا رشد می کند و به کمال می رسد. از این جهت موضوع تربیت خیلی مهم است.اگر انسان تربیت نشود، دارای کمال نمی شود، لذا در صورتی افزایش جمعیت ممدوح است که با تربیت و اراده صحیح توام باشد وگرنه انسان های جاهل باعث پیشرفت نیستند و از رسیدن به کمال محروم هستند.

مطلب دیگر، این که افراد شغل می خواهند و ایجاد شغل، مطلبی است مهم، برای این که انسان باسواد اگر بیکار باشد باعث پیشرفت نیست. اینها مدرسه، مسکن، آب و برق و دارو می خواهند و ….

فکر اینها را هم باید کرد که انسان هایی که به وجود می آیند از نظر وضع زندگی تامین باشند. چه کسی است که مسئولیت تعلیم و تربیت و ایجاد شغل و تامین رفاه و سایر احتیاجات را به عهده دارد؟

مطلب سوم: خداوند برای بشر سرپرستی تعیین کرده که با برنامه صحیح افرادی را تربیت کند.

پیغمبر و ائمه(ع) هم برای جامعه و بشریت زعیمی معین کرده اند که باید مدیر و مدبر باشد. جامعه والی لازم دارد.مسئولیت والی این است که برای مردم کار ایجاد کند، مردم را باسواد کند و خوب تربیت نماید و احتیاجات جامعه را تامین کند. حال اگر والی فکر کرد ودید که اگر جمعیت بخواهد زیاد شود اداره آنها مشکل است، نه می توانیم به تعلیم و تربیتشان برسیم، نه می توانیم برایشان کار ایجادکنیم و نه می توانیم برایشان وسایل ازدواج فراهم کنیم، ناچار باید آن را تقلیل و تحدید کرد. آن اندازه تجویز کند که بتواند در راه تعلیم وتربیت آنها را بسیج کند و برایشان کار و شغل ایجاد نماید. این جاست که ولایت فقیه در صورتی که ضرورت و مصلحت اقتضا کندمی تواند به تنظیم و تحدید نسل اقدام کند.

بنابراین همان طور که پیامبراکرم(ص) می خواهد امت زیاد شود، عزت و پیشرفت امت را هم می خواهد. بنابراین نمی توان گفت: زیادی فرزند به گونه مطلق پسندیده است. این که بعضی روایات به ناپسندی زیادی فرزند اشاره دارد، تاکیدی بر همین نکته است مانند آنچه در کافی آمده که: پیامبر با جمعی از جایی عبور می کردند، گرسنه بودند و از کسی تقاضا کردند از پستان حیواناتشان شیر بدوشند، اماصاحب حیوانات، شیر ندادند. پیغمبر فرمود: (اللهم ) این اخبار بر تشویق و ترغیب به داشتن اولاد زیاد دلالت دارند، این اصل اولی است.

مطلب دوم: این که بزرگترین نیرو در هر مملکت نیروی انسانی است به خاطر این که انسان ها با عقل و فکر و قدرت بدنی واستعدادهای فراوانی که دارند، در پیشرفت هر مملکتی تاثیر دارند. در میان همین افراد گاهی نوابغی به وجود می آیند که در پیشرفت مادی و معنوی مملکت مؤثرند.می توانیم بگوییم هر چه افراد بیشتر باشند به همان نسبت ظهور نوابغ میان آنها بیشتر خواهد بود ولی ازطرفی باید توجه داشته باشیم هر انسانی هنگامی که به دنیا می آید، غیر از معصومین، خام می باشد و در دنیا رشد می کند و به کمال می رسد. از این جهت موضوع تربیت خیلی مهم است.اگر انسان تربیت نشود، دارای کمال نمی شود، لذا در صورتی افزایش جمعیت ممدوح است که با تربیت و اراده صحیح توام باشد وگرنه انسان های جاهل باعث پیشرفت نیستند و از رسیدن به کمال محروم هستند.

مطلب دیگر، این که افراد شغل می خواهند و ایجاد شغل، مطلبی است مهم، برای این که انسان باسواد اگر بیکار باشد باعث پیشرفت نیست. اینها مدرسه، مسکن، آب و برق و دارو می خواهند و ….

فکر اینها را هم باید کرد که انسان هایی که به وجود می آیند از نظر وضع زندگی تامین باشند. چه کسی است که مسئولیت تعلیم و تربیت و ایجاد شغل و تامین رفاه و سایر احتیاجات را به عهده دارد؟

مطلب سوم: خداوند برای بشر سرپرستی تعیین کرده که با برنامه صحیح افرادی را تربیت کند.

پیغمبر و ائمه(ع) هم برای جامعه و بشریت زعیمی معین کرده اند که باید مدیر و مدبر باشد. جامعه والی لازم دارد.مسئولیت والی این است که برای مردم کار ایجاد کند، مردم را باسواد کند و خوب تربیت نماید و احتیاجات جامعه را تامین کند. حال اگر والی فکر کرد ودید که اگر جمعیت بخواهد زیاد شود اداره آنها مشکل است، نه می توانیم به تعلیم و تربیتشان برسیم، نه می توانیم برایشان کار ایجادکنیم و نه می توانیم برایشان وسایل ازدواج فراهم کنیم، ناچار باید آن را تقلیل و تحدید کرد. آن اندازه تجویز کند که بتواند در راه تعلیم وتربیت آنها را بسیج کند و برایشان کار و شغل ایجاد نماید. این جاست که ولایت فقیه در صورتی که ضرورت و مصلحت اقتضا کندمی تواند به تنظیم و تحدید نسل اقدام کند.

بنابراین همان طور که پیامبراکرم(ص) می خواهد امت زیاد شود، عزت و پیشرفت امت را هم می خواهد. بنابراین نمی توان گفت: زیادی فرزند به گونه مطلق پسندیده است. این که بعضی روایات به ناپسندی زیادی فرزند اشاره دارد، تاکیدی بر همین نکته است مانند آنچه در کافی آمده که: پیامبر با جمعی از جایی عبور می کردند، گرسنه بودند و از کسی تقاضا کردند از پستان حیواناتشان شیر بدوشند، اماصاحب حیوانات، شیر ندادند. پیغمبر فرمود: (اللهماکثرماله وولده خدایامال وفرزندانش رازیادکن ) از آن جا رفتند و رسیدند به شخص دیگری، او مقداری شیر دوشید و آورد. پیغمبر فرمود: (اللهم ارزقه الکفاف ) سؤال کردند اولی که به شما شیر نداد آن طوردعا کردید و دومی که به شما شیر داد این طور دعا کردید. فرمود: (ماقل وکفی خیرمماکثروالهی اگرمال کم باشدوکافی بهترازآن است که زیادباشدوانسان راازیادخدابازدارد ) شاید بهترین توجیه این حدیث آن است که مال و فرزند زیاد اگر باعث شود انسان ازیاد خدا غافل شود و از این جهت، مطلوب نیست.

یا ایها الذین آمنوا لاتلهکم اموالکم و لااولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون.(۸)

کثرت اولاد در صورتی مطلوب است که انسان را از یاد خدا غافل نکند و انسان بتواند به وظیفه اش عمل کند.

بر این اساس اصل تنظیم نسل مشروعیت پیدا می کند. حال راههای تنظیم نسل کدام است؟

۲. راههای تنظیم نسل:

نخست: عزل،یعنی انزال منی بیرون از رحم.

دوم: مصرف کردن دارویی که مانع ترکیب اسپرم و اوول بشود.

سوم: بستن لوله رحم که مانع قرار گرفتن نطفه در رحم شود.

چهارم: عقیم کردن مرد یا زن.

پنجم: سقط جنین.

هر کدام از این راهها باید مورد بررسی قرار گیرد .

راه نخست عزل:

عزل شاید قدیمی ترین راه پیشگیری باشد. عزل بین امامیه و فقهای عامه مطرح است، بین ما و آنها خلاف است. از این جهت نخست به اقوالی که در مسئله وجود دارد نظری می افکنیم. شیخ طوسی گفته:

العزل عن الحره لا یجوز الا برضاها فمتی عزل بغیر رضاها اثم و کان علیه نصف عشر دیه الجنین عشره دنانیر ، عزل از حره بدون رضایت او جایز نیست. اگر بدون رضایت حره عزل کند، گناه کرده و باید ده دینار به زن بدهد.(۹) شافعی گفته:

گناه کرده اما دیه را واجب نمی داند. دلیل ما برای حرمت عزل، اجماع فرقه محقه و اخبار است و نیز احتیاط.

علامه حلی در کتاب نکاح گفته:

المشهور کراهه العزل عن الحره الا مع الاذن و لیس محرما.(۱۰) مشهور بین علمای ما این است که بدون اذن کراهت دارد و حرام نیست. شیخ طوسی در نهایه گفته: حرام نیست، مکروه است.

ابن ادریس و ابن براج همین را گفته اند ولی ابن حمزه گفته حرام است.لنا اصاله الاباحه و ما رواه محمد بن مسلم فی الصحیح.

مانع که می گوید عزل حرام است، از این روست که حکمت نکاح، استیلاد، یعنی به وجود آوردن فرزند است. اگر عزل کند این غرض حاصل نمی شود و با غرض شارع منافات دارد.

جواب این است که ما قبول نداریم حکمت نکاح فقط استیلاد باشد. نکاح برای ایجاد علاقه بین مرد و زن است و حکمتش منحصر به استیلاد نیست.(۱۱)

علامه در تذکره در کتاب نکاح عزل را معنا می کند:

اختلف علمائنا فی العزل و هو ان یجامع الرجل و یولج ذکره فی زوجها فاذا قرب الانزال نزع ذکره و انزل خارجا عن فرجها.

شیخ در خلاف گفته: عزل در حره حرام است مگر با رضایت وی. در مبسوط هم شیخ همین قول را تقویت کرده است.شافعی دو قول دارد: یک وجهش همین است و ظاهر کلام احمد بن حنبل همین است. از ابن عباس نقل کرده اند که رسول خدا عزل از حره را نهی کرده مگر با رضایت او، نیز از پیغمبر نقل شده که عزل یک نوع نسل کشی خفی است.

و من طریق الخاصه فی الصحیح عن احدهما انه سئل عن العزل، فقال:

اما الامه فلا باس و اما الحره فانی اکره ذلک الا ان یشترط علیها حین یتزوجها،

عزل در امه اشکال ندارد اما در حره حرام است مگر آن که هنگام عقد شرط شود.

و قال بعض علمائنا: انه مکروه غیر محرم، و به قال علی(ع) و سعد بن ابی وقاص و ابوایوب و النخعی و مالک و الشافعی و اصحاب الرای(ابوحنیفه و اصحاب او) لما رواه العامه:

انه ذکر العزل عند رسول الله(ص)، قال: فلم یفعل ذلک احدکم و لم یقل فلا یفعل،

پیش پیغمبر از عزل سخن به میان آمد، پیغمبر نفرمود این کار را نکنید، بلکه فرمود: چرا این کار را می کنید؟

از جمله روایات خیلی صریح که در خلاف آمده این است:

لا باس بالعزل عن المراه الحره ان احب صاحبها فان کرهت فلیس لها من الامر شی. عزل از حره جایز است، و اگر زن بدش بیاید، اختیاری ندارد. حق زن فقط آمیزش است و در انزال حقی ندارد.

از این جهت اگر زن گفت مرد عنین است، به مرد یک سال مهلت می دهند، اگر توانست آمیزش کند زن حق فسخ ندارد، اگر نتوانست آمیزش کند، زن حق فسخ دارد. چون عنین بودن یکی از عیوبی است که به زن اختیار فسخ می دهد.

علامه می گوید: اگر مرد آمیزش کند دیگر عنین نیست و زن حق فسخ ندارد. وی انزال را ذکر نکرده و می گوید: معلوم می شود زن درانزال حق ندارد. حق زن فقط در وطی و آمیزش است، پس مرد می تواند عزل کند و انزال نکند.

از جمله کتب عامه، کتاب مفصل المغنی است که در میان عامه مثل جواهر است میان خاصه. صاحب کتاب، مذهب احمد حنبل را درپیش گرفته و طبق همان طریقه فتوا می دهد.

ابن قدامه در المغنی می گوید:

و العزل مکروه روی الکراهه عن عمر و علی و ابن عمر و ابن مسعود و روی ذلک عن ابی بکر ایضا مدلول لان فیه تقلیل النسل.(۱۲)

عزل موجب تقلیل نسل می شود و قطع لذت از زن می کند.البته عزل از امه جایز است. ایشان می گوید: بدون استیذان از زوجه عزل جایز نیست و اگر استیذان باشد جایز است.

پس هم بین ما و هم عامه مسئله محل بحث است.

فصل اول عروه در کتاب نکاح، به احکام آمیزش با همسر مربوط است.

خلاصه کلام ایشان این است که عزل بدون رضایت زوجه کراهت دارد ولی اگر اشتراط ضمن عقد باشد و همسر راضی باشد، جایزاست. اگر زن پیر یا عقیم یا سلیطه یا بذیه باشد کراهتش کم می شود. بعضی مثل صاحب شرایع گفته: کراهت دارد و اگر بدون رضایت زوجه باشد، مرد باید دیه به زن بدهد. صاحب عروه می گوید: اقوا این است که دیه نطفه بر مرد واجب نیست حتی اگر قائل به حرمت باشیم. برخی دیگر دیه را لازم دانسته و در مقدار آن گفتگو نموده اند.

خلاصه آن که: عده ای مثل شیخ طوسی گفته اند: بدون اذن زوجه عزل حرام است و مشهور گفته اند: مکروه است. صاحب عروه وشارحان و حاشیه نویسان عروه نیز قائل به کراهت عزل هستند. باید دلیل طرفین را ببینیم، بعد نظر بدهیم.

محل بحث، همسر ی است که به عقد دائم انتخاب شده است.آیا عزل مرد بدون اجازه چنین همسری و بدون شرط ضمن عقد جایزاست؟ طایفه ای گفتند: حرام است و طایفه ای گفتند: مکروه است. باید دید از نظر اجتهادی و با توجه به روایات ، ادله طرفین چیست؟

ادله حرمت:

کسانی که قائلند عزل حرام است به روایاتی تمسک کرده اند از جمله: ما روی عن النبی(ص) من انه نهی عن ان یعزل عن الحره الا باذنها ،(۱۳)

پیغمبر عزل از حره را نهی کرد مگر با اذنش.

خبر دوم:

عن النبی: العزل هو الوئد الخفی،(۱۴)

عزل، نسل کشی خفی است.

این خبر از طرق عامه است و حجت شرعی برای ما نمی شود.

خبر سوم:

محمد بن الحسن باسناده عن الحسین بن سعید عن صفوان عن العلاء عن محمد بن مسلم عن احدهما علیهما السلام انه سئل عن العزل، فقال: اما الامه فلا باس و اما الحره فانی اکره ذلک الا ان یشترط علیها حین یتزوجها،(۱۵)

عزل اشکال ندارد اما در مورد حره، نمی پسندم مگر آن که هنگام تزویج شرط کند.

کراهت اصطلاحی در مقابل تحریم است اما در لغت یعنی نپسندیدن و بدون قرینه حرمت را می رساند.

خبر چهارم: باز از شیخ طوسی از حسین بن سعید عن حماد بن عیسی عن حریز عن محمد بن مسلم عن ابی جعفر(ع) مثل ذلک و قال فی حدیثه:

الا ان ترضی او یشترط ذلک علیها حین یتزوجها.(۱۶)

خبر قبلی فقط شرط هنگام تزویج را داشت ولی این خبر دو شرط دارد: یکی این که زن راضی به عزل باشد گرچه از اول آن را شرط نکرده باشد. دوم این که حین ازدواج شرط کرده باشند.

از این اخبار استفاده می شود که عزل حرام است مگر آن که شرط کرده باشند.

خبر پنجم:

شیخ صدوق باسناده عن قاسم بن یحیی عن جده الحسن بن راشد عن یعقوب الجعفی، قال ابوالحسن(ع) یقول: لا باس بالعزل فی سته وجوه و المراه التی تیقنت انها لا تلد و المسنه و المراه السلیطه و البذیه و المراه التی لا ترضع ولده و الامه.

خبر سندا صحیح است ولی یعقوب جعفری است نه جعفی، استدلال به این است که مفهوما دلالت دارد در غیر این موارد اشکال داردکه ظهور در تحریم داشته باشد.

ادله جواز:

اما دلیل بر این که عزل جایز ولی مکروه است، مقتضای جمع بین اخبار است.

خبر اول:

محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیی عن احمد بن محمد عن ابن محبوب عن العلاء عن محمد بن مسلم قال: سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن العزل، فقال: ذاک الی الرجل یصرفه حیث شاء،(۱۷)

اختیار عزل با مرد است هر طور بخواهد، انجام دهد.

این خبر اطلاق دارد اعم از این که زن راضی باشد یا نباشد چه حین عقد شرط کرده باشند یا شرط نکرده باشند.

این خبر را صاحب وسایل از کلینی نقل کرده و می گوید: خبر را مشایخ ثلاثه نقل کرده اند و سند هر سه صحیح است.

خبر دوم:

و عنه عن احمد بن محمد عن علی بن فضال عن ابن بکیر عن عبد الرحمن بن ابی عبدالله، قال: سالت ابا عبدالله(ع) عن العزل، فقال ذاک الی الرجل.(۱۸)

این خبر هم اطلاق دارد یعنی اختیار عزل با مرد است چه زن راضی باشد، چه راضی نباشد، چه شرط کرده باشند، چه شرط نکرده باشند. خبر از جهت ابن بکیر موثق است چون فطحی مذهب بوده ولی آخر عمر برگشته.

خبر سوم:

و عن ابی علی الاشعری، عن محمد بن عبدالجبار عن صفوان عن ابن ابی عمیر عن عبدالرحمن الحذاء عن ابی عبدالله(ع)، قال کان علی بن الحسین(ع) لا یری بالعزل باسا یقرا هذه ال آیه (واذاخذربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم ) فکل شیء اخذ الله منه المیثاق فهو خارج و ان کان علی الصخره الصماء،(۱۹)

امام سجاد(ع) می فرماید: عزل اشکال ندارد و آیه مزبور در حدیث را می خواند.

دو مطلب را باید عرض کنیم، یکی آن که آیه مربوط به عالم ذر است و دوم آن که امام سجاد(ع) می خواهد بفرماید در عالم ذر خداوندهمه افراد بشر را حاضر و از آنها سؤال کرد و جواب گرفت. بنابراین انسان های روی زمین قبل از این عالم در عالم دیگر بوده اند بعدخداوند مقدر کرد که به تدریج به وجود بیایند. پس هر کسی که در آن جا حضور داشته و باید بعدا به تدریج به وجود بیاید، به وجود خواهد آمد. بنابراین اگر کسی عزل کرد دلیل آن است که در عالم ذر وجود نداشته و جزء آن افراد نبوده پس هر کجا که عزل شداشکال ندارد چون در عالم ذر نبوده است ولی آن جا که عزل نشده در آن جا وجود داشته و به وجود می آید.

این اشاره به یک مسئله تکوینی است. امام سجاد(ع) می فرماید: هر کسی که خداوند از او در عالم ذر پیمان گرفت باید به دنیا بیاید اگرچه زیر سنگ سختی باشد. این یک جریان تکوینی است. کسی که آن جا بوده از دایره عزل خارج است و کسانی که عزل به آنها تعلق می گیرد کسانی هستند که در عالم ذر حضور نداشته اند.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان درباره عالم ذر بحث کرده است.(۲۰)

در مجمع البیان، شیخ طبرسی چند ایراد به نظریه عالم ذر وارد می کند و علامه طباطبایی آن ایرادات را جواب می دهد. ایشان معتقد است که (واذاخذربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم ) یعنی خدا از پشت آدم تمام ذریه آدم را به وجود آورده و از آنها شهادت گرفته یعنی واقعیاتی را به آنان نشان داده که خدا و آثارقدرت خدا و خلقت خودشان را در آن صحنه دیدند و لمس کردند بعد خداوند گفت:(الست بربکم قالوابلی ) تا وقتی به این عالم می آیند نگویند ما غافل بودیم.

ما بر اساس فطرت خدایی، قدرت و وحدانیت خدا و مخلوق بودن خودمان را درک کردیم یعنی همه ما در عالمی به توحید اقرارکردیم. علامه طباطبایی می فرماید: این آیه از دقیق ترین آیات قرآنی از لحاظ معنی و از عجیب ترین آیات از لحاظ نظم است. ایشان می گوید: ذر یعنی مورچه، نه از جهت این که ریز بوده اند بلکه از بس زیاد بوده اند. ایشان روایات زیادی را ذکر کرده که سخن گفتن خداحقیقی بوده تنها توحید نبود بلکه نبوت، معاد و تمام فطریات بشر بود که افراد به آنها اقرار کردند.

روایت سوم را صاحب جواهر و آیت الله حکیم، صاحب المستمسک به عنوان دلیل جواز عزل ذکر کرده اند ولی این روایت دلالت برجواز ندارند. امام سجاد واقعیتی را می خواهند بگویند که عزل تعلق پیدا می کند به کسانی که آن جا نبوده اند وگرنه کسانی که آن جابوده اند بالاخره باید به دنیا بیایند. این دلیل بر جواز عزل نیست.

خبر چهارم:

و عن احمد بن محمد عاصمی عن علی بن الحسن بن الفضال عن علی بن اسباط عن عمه یعقوب بن سالم عن محمد بن مسلم عن ابی جعفر(ع) فقال: لا باس بالعزل عن المراه الحره ان احب صاحبها و ان کرهت لیس لها من الامر شیء،(۲۱)

عزل از زن حره اشکال ندارد اگر مرد بخواهد، گر چ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.