خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نسیم تشیع در کوهسار خراسان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نسیم تشیع در کوهسار خراسان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تشیع بصره در قرون نخستین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تشیع بصره در قرون نخستین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
08دقیقه
56ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفوضه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل مفوضه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل مفوضه شامل 115 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مفوضه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل مفوضه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مفوضه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مفوضه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مفوضه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مفوضه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مفوضه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مفوضه :

مقدمه

مساله جبر و تفویض از نخستین مسائل مطرح شده در تاریخ علم کلام می باشد که موجب تاسیس برخی حوزه های کلامی نیز گشته است. اهمیت این مساله به دلیل ابعاد گوناگون آن است. می توان گفت که عقلانی بودن بسیاری از عقاید دینی در گرو داشتن تصویر درستی از این موضوع است. از جمله این عقاید می توان از فلسفه ارسال پیامبران، تکلیف، ثواب و عقاب، معاد و عدل الهی نام برد. در تاریخ کلام اسلامی،به دومکتب جبر وتفویض برمی خوریم که برای حل مساله ارتباط اراده انسان با اراده خدا و قضا و قدرالهی، پدید آمد. این دو مکتب حد افراط و تفریط در موضوع اراده انسان بود و در مقابل آنها، نظریات دیگری نیز مطرح شد که درصدد ارائه راه وسط بودند. از جمله این نظریات می توان از «نظریه کسب » و تقریرهای متعدد آن نام برد.

در احادیث شیعه، ضمن بیان لوازم فاسد دو عقیده جبر و تفویض، نظریه خاصی، که با تعبیر «وامر بین الامرین » بیان می شود، ارائه و تبیین شده است. از آنجا که در متون دینی و کلامی، تفویض بر معانی مختلفی اطلاق شده است و از سوی دیگر، در تعیین اهل تفویض و معنای خاص آن در مساله جبر و تفویض، ابهام و اختلاف نظر وجود دارد، از اینرو، در این مقاله ابتدا معانی تفویض را بیان می کنیم، آنگاه به معنی و ملاک تفویضی که در مساله جبر و تفویض مطرح می شود، می پردازیم.

تفویض و معانی آن

«تفویض » در لغت به معنای واگذار کردن و تسلیم امری به دیگری و حاکم کردن او در آن امر است. (۱) باملاحظه فاعل ومتعلق و کیفیت تفویض، اقسام و معانی متعددی برای آن پدید می آید که برخی از آنها مثبت بوده و دارای ارزش اخلاقی است و برخی دیگر منفی بوده و از دیدگاه دینی مردود است. حال به بیان این اقسام و معانی می پردازیم:

۱- اولین معنای تفویض این است که انسان امور و تدابیر خویش را به خداوند واگذار نماید. تفویض امور به خدا و توکل بر خدا قریب به یکدیگرند. از جهت معنای لغوی نیز این دوبه یکدیگر نزدیک اند. لذابرخی اهل لغت، در تعریف هر یک از این دو، دیگری را اخذ کرده اند. قیومی، “توکل” را به «تفویض امری به دیگری و اکتفای به او» (۲) معنی کرده است و ابن فارس ” تفویض” را به «اتکال در امری به دیگری و رد کردن به او» (۳) تعریف می کند. اهل لغت، در تعریف توکل، گذشته از خصوصیت تفویض، ویژگیهای «اکتفا، اعتماد و وثوق موکل نسبت به وکیل و عجز یا اظهار عجز موکل » را بیان کرده اند. (۴) این ویژگیها، گرچه از معنای تفویض ماخوذ نشده اند، اما به نظر می رسد که لازمه تفویض باشند; زیرا معمولا کسی که کارش را به دیگری واگذار می کند نسبت به او اعتماد دارد (۵) و خود را عاجز از انجام آن کار می بیند. بنابراین، “تفویض” و ” توکل”، گر چه در اصل معنی با هم متفاوتند، اما قریب به یکدیگرند.

در احادیث، ضمن آنکه برای توکل درجاتی ذکر شده، آمده است: «بوسیله تفویض امور خویش به خدا، بر او توکل کنید.» (۶)

در توضیح معنای اول تفویض، می توان گفت: خدای متعال دو نوع اراده دارد: یکی اراده تکوینی و دیگری اراده تشریعی. اراده تکوینی خداتخلف ناپذیراست وکسی نمی تواند مانع تاثیر آن شود و به محض وقوع آن، متعلقش، یعنی مراد، در خارج تحقق می یابد. قرآن کریم درباره این اراده می فرماید: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون ». (سوره یس: ۸۲)

هنگامی که (خدا) چیزی را اراده کند، فرمان او چنان است که به آن گوید: موجود باش، پس موجود خواهد شد. اما اراده تشریعی خدا همان اوامر و نواهی اوست که قابل تخلف است و با عصیان مکلف، عمل مطلوب انجام نمی شود. انسان، در زمینه اراده تکوینی، دارای قدرت و استطاعت نیست و به ناچار تسلیم امر خداست، امادر زمینه اراده تشریعی، مختار است و می تواند تسلیم اوامر الهی گردد یا مخالفت و عصیان را پیشه سازد; زیرا از شرایط تکلیف، قدرت و استطاعت بر انجام یا ترک عمل است.

حال اگر کسی در محدوده اراده تشریعی خدا، اراده خویش را تسلیم اراده الهی سازد و این کار را نه فقط در اعمال ظاهری، بلکه در تمام ابعاد حیات زندگی خویش، بخصوص در حالت درون و تدبیرهای زندگی، (۷) انجام دهد، در این صورت، به مقام تفویض رسیده است. در واقع، همان گونه که اراده تکوینی خدا تکوینا و جبرا بر انسان مسلط است، در اینجا نیز انسان اختیارا اراده تشریعی و خواست خدا را بر اراده و خواست خویش حاکم می سازد و امور خویش را به خواست خدا واگذار می کند.

لازمه چنین تفویضی آن است که شخص به قدرت مطلقه خدا و خیرخواهی او در حق خویش اطمینان داشته و نسبت به تدبیر و اراده او راضی باشد و بداند که هیچ امری بدون اجازه او محقق نخواهد شد و همه دارایی ها و توانایی ها از سوی خداست و هر لحظه خدا اراده کند، می تواند آنها را از انسان سلب نماید. بنابراین، چنین تفویضی، ضمن اینکه با آزادی و اراده انسان منافات ندارد، با عمومیت قدرت خدا نیز سازگار است. (۸) در حدیثی وارد شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: وقتی انسان «لا حول و لاقوه الابالله » گفت امر خویش را به خدا تفویض کرده است و بر خداست که او را کفایت کند. (۹)

چنین معنایی از تفویض در اخلاق دینی دارای اهمیت ویژه ای است و در احادیث به عنوان رکن ایمان، (۱۰) حقیقت عبودیت (۱۱) و یقین (۱۲) معرفی شده است و از جمله آثار آن، می توان از عنایت خاص خدابه انسان، (۱۳) آرامش روحی (۱۴) و آسان شدن تحمل ناگواریهای زندگی (۱۵) نام برد.

۲- معنای دوم آن، تفویض تشریعی خدا به انسانهاست، به این معنی که آنان را در تکالیف و اعمالی که باید انجام دهند یا ترک کنند به خودشان واگذار کرده و تکلیف از آنها برداشته شده است. این معنای تفویض می تواند دو صورت داشته باشد:

یکی اینکه همه افعال مباح است و انسان هر کاری که بخواهد انجام می دهد. این معنی همان اباحیگری و نفی مطلق تکلیف است. بغدادی فرقه مزدکیه را به عنوان اباحیگری پیش از اسلام و فرقه خرمدینیه را، که خود به دو گروه بابکیه و مازیاریه تقسیم می شوند، از معتقدان به اباحه پس از ظهور اسلام و در حوزه جغرافیای مسلمانان معرفی می کند. (۱۶) برخی از فرق غلاه و متصوفه نیز به اباحه متهم شده اند. (۱۷) فرقه ابومسلمیه را نیز می توان از معتقدان به این مساله نام برد. (۱۸)

دوم آنکه،انسانهادارای تکالیفی هستند; اما تعیین آنها بر عهده خودشان است و خود می توانند به کمک عقل خویش حسن و قبح و مصالح و مفاسد همه افعال را دریابند و نیازی به شرایع و احکام دینی ندارند. این عقیده در جهان اسلام از محمد بن زکریای رازی نقل شده و بر این اساس، منکر نبوت قلمداد شده است. (۱۹)

شیخ مفید در بیان معنای حدیث «لاجبر و لاتفویض بل امربین الامرین » تفویض رابه صورت اول ازمعنای دوم تفویض،یعنی اباحیگری معنی می کند. وی، پس از آنکه «جبر» را به مجبور کردن کسی به عملی تعبیر می کند و حقیقت آن را ایجاد فعل در او می داند، می گوید:

«تفویض اعتقاد به برداشته شدن منهیات از افعال انسانها و مباح بودن هر عملی است که بخواهند. البته این قول زنادقه و طرفداران اباحیگری است. واسطه میان جبر و تفویض این است که خداوند انسانها را بر افعال خویش قادر ساخته و در عین حال، حدودی را نیز برای افعال در نظر گرفته است… . پس، به دلیل متمکن ساختن انسانها بر اعمالشان، آنها را مجبورنساخته وبه دلیل منع ونهی از اکثر افعال، امور را به انسانها تفویض نکرده است. (۲۰)

شیخ صدوق صورت دوم از معنای دوم تفویض را در توضیح جمله «لاجبر و لا تفویض بل امر بین الامرین » چنین بیان می کند:

«منظوراز جمله مذکور آن است که خداوند بندگانش را مجبور به گناه نکرده و امر دین را نیز به آنان واگذار نکرده است تا با آراء و قیاسات خود درباره آن سخن بگویند;زیراخداوند حدود،وظایف،تشریعات،واجبات ومستحبات را معین نموده و دین را کامل کرده است.» (۲۱)

وی در جای دیگر، در توضیح جمله مذکور، حدیثی را از امام صادق علیه السلام نقل کرده است. در آن حدیث، در توضیح «امر بین الامرین » آمده است: «این مانند آن است که مردی را در حال گناه ببینی و او را از آن نهی کنی ولی او به گناهش ادامه دهد و تو او را رها سازی و او نیز آن گناه را انجام دهد. (در این صورت) اینکه او سخن تو را نپذیرفت و تو او را رها کردی باعث نمی شود که تو او را به گناه امر کرده باشی.» (۲۲)

در حدیث مزبور، ظاهرا «نهی کردن » اشاره به عدم تفویض دارد و «رها کردن » و «اجبار نکردن » ناظر بر عدم جبر است.

طبرسی نیز بیانی نظیر بیان شیخ مفید و شیخ صدوق دارد. وی می گوید: «تفویضی که امام صادق علیه السلام آن را ابطال و خطایش را بیان کرده این اعتقاد است که خداوند اختیار امر و نهی را به انسانها واگذار کرده و آنها را به حال خویش رها کرده است… .»

سپس از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: «کسی که گمان کند خدا قبول امر و نهی را به انسانها واگذار کرده است خدا را عاجز دانسته و بر او واجب کرده تا هر عمل خیر و شری را که انسانها مرتکب شوند بپذیرد و امر و نهی را ابطال کرده است.» (۲۳)

در حدیث دیگری، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که پس از رد جبر و تفویض فرمودند: «اگر خداوند به انسانها تفویض کرده بود آنها را با امر و نهی محصور نمی کرد.» (۲۴)

۳- تفویض و واگذارکردن برخی از امور دین به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهل بیت اوعلیهم السلام که در آیات و احادیث مورد تایید و تاکید قرار گرفته است; بیان موارد و محدوده این تفویض موجب گسترده شدن بحث می شود وبا مقصود اصلی این مختصر سازگار نیست. (۲۵)

۴- تفویض تکوینی خلق و رزق، از سوی خدا، به عده ای خاص، به این معنی که خداوند آفرینش جهان و روزی رساندن و تامین نیازهای موجودات جهان را به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهل بیتش علیهم السلام واگذار کرده است. شیخ مفید مصداق فایل پاورپوینت کامل مفوضه، به این معنی، را گروهی از غلاه می داند. وی می گوید: «فایل پاورپوینت کامل مفوضه گروهی از غلاه اند، اما تفاوت آنها با سایر غلاه در این است که ائمه را حادث و مخلوق می دانند. با این حال، آفرینش و روزی دادن را به آنها نسبت می دهند و معتقدند که خداوند تنها آنان را خلق کرده و خلفت جهان و هر آنچه در آن است و همه افعال را به آنها واگذار کرده است.» (۲۶)

شیخ طوسی عبارتی دارد که می توان همین معنای تفویض را از آن برداشت کرد: «دلیلی که مورد بحث قرار گرفت تنها اثبات می کند که خلقت این جهان به خدا منتهی می شود ولی دلالت نمی کند که صانع بی واسطه جهان، خداوند قدیم است. بنابراین، باید دلیلی ارائه شود تا مذهب فایل پاورپوینت کامل مفوضه نیز باطل شود»; (۲۷) زیرا فایل پاورپوینت کامل مفوضه قایل بودند که خلقت در نهایت به خدا منتهی می شود و واسطه میان خدا و جهان ائمه علیهم السلام هستند و آنان جهان را آفریده اند.

در حدیثی، از امام رضاعلیه السلام نقل شده است که فرمودند: «من زعم ان الله عزوجل فوض امر الخلق والرزق الی حججه علیهم السلام فقد قال بالتفویض، و القائل بالجبر کافر والقائل بالتفویض مشرک.» (۲۸)

کسی که گمان کند خدای عزوجل خلق و رزق را به حجتهای خود واگذار کرده قایل به تفویض گشته است و مشرک می باشد و کسی هم که قایل به جبر باشد کافر است.

۵ و۶- تفویض تکوینی افعال از سوی خدا به انسانها; یعنی خداوند قدرت انجام کارها را به انسانها واگذار و خود از این قدرت کنار کشیده است و بر او و افعالی که از طریق او صادر می شود قادر نیست. بر این اساس، گر چه آدمیان در محدوده افعال تفویض شده، اصل توانایی انجام امور را از خداوند دریافت کرده اند، اما پس از دریافت آن، خود در انجام افعال خویش مستقل بوده و تحقق افعالشان منوط به اذن و اجازه تکوینی خدا نیست، بلکه اصولا خداوند چون نسبت به این افعال قادر نیست،نمی تواند مانع ازتحقق آنها شود و نسبت به متعلق قدرت و اراده انسانها عاجز است.

این معنای تفویض خودمی تواند دو صورت داشته باشد: یکی اینکه همه افعال به انسانها واگذار شده است; دیگر آنکه تنها در موارد خاصی، مانند تکالیف شرعی، این کار صورت گرفته است. لازمه این تفویض، از یک سو، استقلال انسان و از سوی دیگر، عجز و ضعف خداست. امام باقرعلیه السلام می فرماید: «لم یفوض الامر الی خلقه وهنا منه و ضعفا و لااجبرهم علی معاصیه ظلما.» (۲۹)

از این حدیث و احادیث مشابه آن بدست می آید که ملاک و علامت اصلی تفویض، که در مقابل جبر مطرح می شود، ضعف و عجز خدا و ملاک جبر ظلم خدا نسبت به انسانهاست. علت عجز خدا، این است که نسبت به مقدور انسان قادر نیست و نمی تواند جلوی تاثیر آن را بگیرد. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «خدا قادرتر از آن است که امور را به انسانها واگذار کرده باشد.» (۳۰)

در روایت دیگری، از آن حضرت نقل شده است که فرمودند: «مردم درباره قدر بر سه عقیده اند: گروهی گمان می کنند که خداوند مردم را بر گناهانشان مجبور ساخته است. این گروه خدا را در حکمش ظالم دانسته و کافرند. گروهی دیگر گمان می کنند که امور به آنها واگذار شده است. اینان خدا را در سلطه اش سست و ضعیف کرده و کافرند. گروهی هم معتقدند که خداوند انسانها را بر اموری که قادرند مکلف ساخته، نه بر اموری که قدرت آن را ندارند. پس اگر کار نیک انجام می دهند خدا را سپاس می گزارند و اگر کار زشتی انجام دهند طلب مغفرت می کنند. اینان مسلمانان بالغ هستند.» (۳۱)

در حدیثی، نقل شده است که در حضور امام رضاعلیه السلام مساله جبر و تفویض مطرح شد. امام علیه السلام فرمودند: «آیا می خواهید در این باره، اصلی را به شما آموزش دهم تا هیچ گاه دچار اختلاف نشوید و با هر که بحث کردید پیروز شوید؟» حاضران گفتند: اگر صلاح است بفرمایید. فرمودند: «خداوند با مجبور بودن بندگان اطاعت نمی گردد و اگر آنان نافرمانی می کنند به این دلیل نیست که بر خدا غلبه کرده اند. خدا بندگانش را به حال خود رها نکرده است. او خود مالک همان چیزهایی است که به آنان عطا کرده و نیز نسبت به آنچه آنان را در آن توانا ساخته، قادر و تواناست. اگر مردم تصمیم به اطاعت خدا بگیرند خدا مانع آنان نخواهد شد و اگر تصمیم به نافرمانی بگیرند اگر بخواهد از کار آنان جلوگیری می کند ولی اگر جلوگیری نکرد و آنان مرتکب گناه شدند او آنها را به گناه نینداخته است.» (۳۲)

از دو حدیث مذکور، استفاده می شود که جبر مردود، آن است که خداوند قدرت انجام فعل را به انسان ندهد ولی او را مکلف به انجام آن کند که لازمه چنین کاری ظالم دانستن خداست. تفویض نیز آن است که خدا قدرت را بطور مطلق به انسان واگذار کند، به گونه ای که خود نسبت به آن قدرت و افعالی که از آن صادر می شود مالک و قادر نباشد. لازمه این سخن ضعف خدا و استقلال انسان است. «امر بین الامرین » آن است که خدا قدرت انجام افعالی را که مورد تکلیف است به انسان داده و خود نیز مالک آن بوده و نسبت بدان قادر است، بلکه چون مالکیت انسان در طول مالکیت خداست و خداوند نسبت به قدرت املک و اقدر است، از اینرو، هر لحظه که بخواهد می تواند از تاثیر قدرت اعطا شده جلوگیری یا اصل قدرت را از انسان سلب کند.

سلب قدرت به این معناست که آدمی نتواند فعل حقیقی و اولیه خویش را، که فعل درونی و قلبی است و عبارت از اراده حقیقی اعمال است، انجام دهد. جلوگیری از تاثیر قدرت و اراده نیز بدان معناست که انسان، گرچه اراده کاری را می کند، اما فعل خارجی تحقق نمی یابد.

در حدیث، بر تفوق قدرت خدا نسبت به انسان تاکید شده است: «هو…القادر علی ما اقدرهم علیه »; (۳۳) خدا نسبت به آنچه انسانها را بر آن قادر ساخته قادر و تواناست.

قضا و قدر

برای روشن شدن معنای پنجم تفویض، لازم است به ارتباط آن با مساله قضا و قدر اشاره کنیم.البته بحث پیرامون قضا و قدر و معنای دقیق آن در آیات و احادیث و نظریات متکلمان به مجال بیشتری نیازمند است; اما بطور خلاصه، می توان آن را حضور و دخل و تصرف خدا در اندازه و حدود اشیا و افعال و تحقق آنها دانست.

چنان که دیدیم، تفویض به آزادی مطلق انسان و استقلال او در افعال اختیاری خویش و خلع ید و عجز خدا نسبت به این افعال منجر می شود. لازمه این معنی نفی قضا و قدر و دخل و تصرف خداوند در اعمال انسانهاست که معمولا با عنوان «قدر» بیان می شود و معتقدان بدان «قدریه » خوانده می شوند. گر چه «قدریه » بر هر دو گروه معتقدان به قضا و قدر و «جبریه » (۳۴) و همچنین بر معتقدان به نفی قضا و قدر و فایل پاورپوینت کامل مفوضه اطلاق شده است، (۳۵) اما معمولا این واژه در باره منکران قضا و قدر استعمال می شود. ما نیز در اینجا همین معنی را مورد نظر داریم.

به دلیل تطبیق عقیده تفویض با عقیده مرحوم کلینی، او عنوان «الجبر و القدر و الامر بین الامرین » را برای احادیث جبر و تفویض در نظر گرفته است. (۳۶) در احادیث نیز، گاهی به جای تفویض، قدر را در مقابل جبر مطرح می کنند. به عنوان مثال، از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «لاجبر و لاقدر و لکن منزله بینهما». (۳۷) در حدیث دیگری از ایشان نقل شده است که: «خداوند کریم تراز آن است که مردم را بر عملی که توانایی انجام آن را ندارند مکلف سازد و عزیزتر از آن است که در سلطنتش امری رخ دهد که آن را اراده نکرده است.» (۳۸)

در جای دیگری، فرموده اند که: «خداوند برای انجام و ترک افعالی که مورد امر و نهی است راهی قرارداده وانسانهاتنها با اذن خدا می توانند عملی را انجام دهند یا آن را ترک کنند.» (۳۹)

بنابراین، انسانها از سویی مجبور نیستند; چون دارای قدرت و اراده اند و از سوی دیگر، اعتقاد به تفویض درست نیست; زیرا قضا وقدر الهی بر آنان حاکم است و آنها هیچ عملی را نمی توانند انجام دهند مگر اینکه خداوند اذن تکوینی به تحقق آن دهد و مانع صدور فعل نگردد. در قرآن کریم نیز، آمده است: «و ما تشاؤون الاان یشاءالله » (۴۰) (تکویر:۲۹)

نقل شده است که شخصی قدری وارد شام شد و مردم از مناظره با او درماندند. عبدالملک بن مروان از والی مدینه خواست تا امام باقرعلی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.