اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل)، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل) شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل):
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل) :
حدیث (جنود عقل و جهل)، روایت مفصلی است که شیخ کلینی آن را درنخستین باب از ابواب (کافی) آورده است.
سماعه بن مهران، راوی این حدیث، می گوید: نزد امام صادق(ع)بودم. در حالی که جمعی از یاران و اصحاب آن حضرت ۲ گرد ایشان بودند، سخن از عقل و جهل به میان آمد. آن حضرت فرمود:(عقل ولشکر او وجهل و لشکر او را بشناسید تا هدایت شوید).
آن گاه امام(ع)، بنا به درخواست راوی با ذکر مقدمه ای درباره چگونگی آفرینش عقل و جهل، لشکریان هر یک از آنها را (که برای هر یک، ۷۵ لشکر است) بر شمرد. (۱)
این روایت گرانبها با وجود اختصار، تمام صفات حسنه وسیئه،سجایا و رذائل اخلاقی را برشمرده است.
حضرت امام خمینی(ره) که در دوران حیات علمی خود، پس از کسب مدارج عالی در فقه، تفسیر، فلسفه، عرفان و…، آثار گرانسنگی به رشته تحریر درآورد، به شرح و بسط روایات، بویژه روایات اخلاقی، علاقه خاصی از خود نشان داده است. چنانکه از کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل) برمی آید، ایشان پس از تالیف کتاب (شرح چهل حدیث) که از جمله کتابهای خواندنی آن عارف دلسوخته است این کتاب را نگاشته است. (۲)
انگیزه حضرت امام(ره)، چنانکه از مقدمه خود ایشان برمی آید، دونکته است:
۱. روش متداول علمای اخلاق برای تربیت اخلاقی، از نظر ایشان،ناکارآمد است و به تعبیر ایشان، کتب مربوط به اخلاق، به جای آنکه دوا باشد، نسخه است. (۳) در واقع ایشان معتقد است که این کتابها به جای پرداختن به اصل تربیت و تصفیه نفوس، در چنبره الفاظ و اصطلاحات، گرفتار آمده اند.
۲. حضرت امام(ره) بر این نکته ها پای فشرده است که هدف اصلی وغایت قصوای صدور روایات، تصفیه نفوس است. (۴) بدین ترتیب،پیشوایان دینی که از نظر ایشان اطبای واقعی نفوس اند و به رازو رمز تهذیب و تربیت واقف اند، در روایات خود، بهترین شیوه رابرای این هدف برگزیده اند و به جای اینکه نسخه اخلاقی ارائه دهند، خود دوا را ارائه کرده اند. (۵)
از این جهت است که این عارف واله در جای جای کتاب با اظهارکراهت از ورود در برخی مباحث اصطلاحی علم اخلاق، از روش متداول علمای اخلاق، عدول کرده (۶) و در کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل) ونیز در سایر کتابهای اخلاقی خود، با شرح و بسط روایات پیشوایان دینی از شیوه ایشان در تربیت اخلاق، پیروی کرده است.
کتاب (شرح حدیث جنود عقل و جهل) با تحقیق موسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی(ره)، توسط این مرکز در۵۰۳ صفحه به قطع وزیری در سال ۱۳۷۷ش، منتشر شده است.
در مقدمه این کتاب و در معرفی آن، چنین می خوانیم:
کتاب شریف (شرح حدیث جنود عقل و جهل)، کتابی عرفانی اخلاقی،مشتمل بر مباحث ارزشمند عرفان نظری، فلسفه اسلامی، اخلاق، شرح احادیث، انسان شناسی، تفسیر، همراه با نصایح اخلاقی می باشد.
این شرح که به قلم توانای عارف بالله و واصل به محبوب، حضرت روح الله(ره) به رشته تحریر در آمده است، از کتب بی نظیر درنوع خویش به حساب می آید. (۷)
چنانکه اشاره شد، محتوای کتاب، شخصیت والای علمی و اخلاقی حضرت امام(ره) را در رشته های مختلف علوم اسلامی به خوبی بازگو می کند.
البته شایان ذکر است که در این کتاب، از میان یکصد و پنجاه لشکری که در روایت برای عقل و جهل برشمرده شده، پنجاه صفت،شرح شده است و حضرت امام(ره)، ادامه شرح را به زمانی دیگر،حواله کرده است. (۸)
نکات اساسی یی که می تواند در معرفی کلی این کتاب مؤثر باشد،درپی خواهد آمد.
۱. روش امام(ره) در شرح این حدیث، در غالب موارد، چنین است:
الف) ابتدا یک فقره از روایت را که در آن جنود عقل و جهل آمده،ذکر می کند و فصلی را به توضیح آن، اختصاص می دهد.
ب) برخی از واژه های دشوار یا واژه هایی را که در ارائه تصویری روشن از صفات اخلاقی مؤثر، توضیح می دهد.
ج) به مباحث اساسی یی که مربوط به تبیین صفت حسنه یا رذیله است، می پردازد; نظیر اینکه صفات حسنه، منطبق با فطرت و صفات رذیله، مخالف با فطرت است و طرح سوالهایی از قبیل اینکه: راه تحصیل صفات حسنه و گریز از صفات رذیله چیست؟و…
د) روایات و آیاتی را که مربوط به صفات حسنه یا رذیله مورد بحث باشد، یاد می کند.
ه) حضرت امام(ره) در فصول کتاب، فصلی را به پند و نصیحت،اختصاص داده است.
۲. چنانکه از لابه لای مطالب کتاب هویداست، امام(ره) به بسیاری از کتب روایی، فقه الحدیثی، اخلاقی، فلسفی، عرفانی و… مراجعه داشته و به مناسبت، از آنها یاد کرده است. (۹) در پایان کتاب، بیش از یکصد منبع برای کتاب ذکر شده است که نشان دهنده وسعت نگرش و عمق مباحث ایشان است.
۳. حضرت امام(ره) به مناسبت، پس از یادکرد دیدگاه بزرگانی همچون علامه مجلسی، (۱۰) فیض کاشانی، (۱۱) غزالی، (۱۲) صدرالمتالهین، (۱۳) شیخ الرئیس، (۱۴) خواجه عبدالله انصاری (۱۵) و… به تایید یا نقددیدگاه آنها پرداخته است.
۴. صبغه حاکم بر کتاب، صبغه اخلاقی و عرفانی است. از این رو،کتاب گرچه به دلیل شرح و بسط روایت، جزء کتب فقه الحدیثی است;
اما به نسبت غلبه صبغه اخلاقی در آن، از زمره کتب اخلاق به شمارمی رود.
نگارنده با توجه به محدودیت فضای این نوشتار، مطالب کتاب را به سه بخش: مباحث اخلاقی، مباحث قرآنی و مباحث فلسفی عرفانی تقسیم کرده و در هر بخش، برخی از دیدگاه های حضرت امام(ره) رابرای آشنایی خوانندگان محترم با درونمایه این کتاب و شخصیت ممتاز مولف گرانقدر آن، ارائه کرده است. با توجه به صبغه اخلاقی کتاب، بیشتر مطالب مقاله، در فصل مربوط به مباحث اخلاقی آمده است.
فصل نخست: مباحث اخلاقی
۱. انتقاد از شیوه های متداول تربیت اخلاقی
حضرت امام(ره) بر این نکته پافشرده است که هدف اصلی و نهایی نزول قرآن و صدور روایات، تصفیه و تهذیب نفس است و اگر در لابه لای آنها مطالب علمی، فلسفی، تاریخی و… آمده، به عنوان مقدماتی برای دستیابی به هدف مذکور است. ایشان در این باره،چنین آورده است:
مقصود مهم از صدور این احادیث شریفه و مقصد اسنی از بسط علوم الهیه، افهام نکات علمیه و فلسفیه و جهات تاریخیه و ادبیه نیست و نبوده; بلکه غایت قصوای آن، سبکبار نمودن نفوس است ازعالم مظلم طبیعت، و توجه دادن ارواح است به عالم غیب، و منقطع نمودن طایر روح است از شاخسار درخت دنیا… (۱۶)
این امر، اختصاص به قرآن و روایات ندارد; بلکه تمام علوم اسلامی و شرعی برای دستیابی به این هدف، نقش مقدمه را ایفا می کنند.
از این رو، ایشان از غالب مفسران و شارحان احادیث که از این هدف اساسی غفلت کرده اند، چنین انتقاد کرده است:
غالبا شراح احادیث شریفه و مفسرین قرآن کریم، این نکته را که اصل اصول است، مورد نظر قرار ندادند و سرسری از آن گذشته اندو جهاتی را که مقصود از نزول قرآن و صدور احادیث به هیچ وجه نبوده، از قبیل جهات ادبی و فلسفی و تاریخی و امثال آن، موردبحث و تدقیق و فحص و تحقیق، قرار داده اند. (۱۷)
ایشان درباره علم اخلاق که به طور مستقیم به امر تربیت می پردازد، بر این باور است که این دانش، می باید دردها و معایب اخلاقی را معالجه کند، نه آنکه تنها راه و شیوه معالجه را بازگوید. به عبارت روشن تر:
کتاب اخلاق، موعظه کتبیه باید باشد و خود، معالجه کند دردها وعیبها را، نه آنکه راه علاج، نشان دهد… و کتاب، خود، [باید]دوای درد باشد، نه نسخه دوانما. طبیب روحانی، باید حکم دواداشته باشد، نه حکم نسخه. (۱۸)
در حقیقت، ایشان معتقد است که کتابهای اخلاق باید به مثابه قرآن و روایات، نورانی باشند و به جای آنکه در چنبر مباحث فلسفی واصطلاحات علمی گرفتار آیند و با طرح مباحث خشک نظری به ریشه یابی بیماری های اخلاقی پرداخته، به صورت نظری به تحلیل راه حلها بپردازند، بدون هیچ شائبه ای، مستقیما به سوی معالجه بیماری بروند.
پیداست با چنین نگرشی که امام(ره) به فلسفه اخلاق و هدف و وظیفه این دانش دارد، کتابهای متداول علم اخلاق را ناکافی دانسته، ازدستیابی به چنین مقصدی دور ببیند. بدین ترتیب، امام(ره) ازبسیاری از کتابهای اخلاقی موجود، سخت انتقاد کرده و آنها را درعلاج بیماری های اخلاقی، ناکام می شمارد و بر این باور است که افراد را از تهذیب اخلاقی دور می دارند. ایشان در این باره می فرماید:
علمای اخلاق که تدوین این علم کردند، یا به طریق علمی فلسفی بحث و تفتیش کردند، مثل کتاب شریف (طهاره الاعراق) محقق بزرگ،ابن مسکویه و کتاب شریف (اخلاق ناصری)، تالیف حکیم متاله وفیلسوف متبحر، افضل المتاخرین، نصیر المله و الدین(قده) وبسیاری از [قسمتهای] کتاب (احیاءالعلوم) غزالی و این نحوتالیف علمی را در تصفیه اخلاق و تهذیب باطن، تاثیری بسزا نیست،اگر نگوییم اصلا و راسا نیست و یا از قبیل تاریخ الاخلاق است… (۱۹)
۲. اهمیت اصلاح نفس
هرکس کتابهای اخلاقی حضرت امام(ره) را مرور کند، به این حقیقت می رسد که ایشان به مثابه طبیبی غمخوار، سبت به بیماری اخلاقی انسانها، دغدغه خاطر دارد و پی در پی، تلاش می کند که بیمارخود را در ابتدا متوجه بیماری خود سازد; آن گاه میزان خطر وزیان آن بیماری را گوشزد کند و سپس با ارائه راه علاج، اصرارورزد که او را گریزی از آن نیست; چه در غیر این صورت، هلاکت ابدی متوجه او خواهد بود. باری! این صفت معلمان الهی و مربیان روحانی است که برای اصلاح دنیا و آخرت خلق، چنین دغدغه ای دارند. خدای متعال درباره نخستین طبیب معنوی اسلام، یعنی پیامبر اکرم، چنین می فرماید:
لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رئوف رحیم. (۲۰)
و حضرت امیر(ع) درباره پیامبر اکرم می فرماید:
طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه. (۲۱)
طبیبی که بر سر بیماران، گردان است و مرهم او، بیماری رابهترین درمان و [آنجا که دارو سودی ندهد]، داغ او سوزان.
جای جای (شرح حدیث جنود عقل و جهل)، لبالب است از نصایح هشداردهنده و خیر خواهانه حضرت امام(ره) برای همگان. ایشان می فرماید:
هان ای عزیز! اگر انسان این مطالبی را که به موازین برهانیه،پیش اهلش ثابت و به نور کشف و شهود، نزد اصحاب معرفت مشهوداست و مطابق با اشارات، بلکه صراحات کتاب الهی و احادیث شریفه وارده از اهل بیت وحی و تنزیل است، احتمال نیز دهد، باید آرام نگیرد تا نفس را اصلاح کند. (۲۲)
امام(ره) در جای دیگر، انسانها را چنین مخاطب ساخته است:
ای انسان بیچاره! چه حسرتی خواهی داشت آن روزی که پرده طبیعت از چشم برداشته شود و معاینه کنی که آنچه در عالم قدم زدی وکوشش کردی، در راه بیچارگی و شقاوت و بدبختی خودت بوده و راه چاره و طریق جبران نیز مسدود شده و دستت از همه جا کوتاه!…
ای عزیز! اکنون تا حجابهای غلیظ طبیعت، نور فطرت را بکلی زائل نکرده و کدورتهای معاصی، صفای باطنی قلب را بکلی نبرده… دامن همتی به کمر زن و دری از سعادت به روی خود باز کن… (۲۳)
از جمله فصلهای کتاب که حضرت امام (ره) بیشتر بدان پرداخته،فصل (تواضع و کبر) است. ایشان پس از نقل روایتی در باب کبر از(اصول کافی) که در آن آمده در جهنم وادی یی است به نام سقربرای متکبران، چنین آورده است:
عزیزا! انسان اگر احتمال صدق این طور احادیث را بدهد، بایدبیشتر از ما در صدد علاج نفس برآید. جایی که چیزی، خود محل عذاب و آتش است، از شدت حرارت به ناله در آید و از نفس آن،جهنم محترق شود، آیا ما با این عذاب باید چطور به سر بریم؟…
وای به حال غفلت و سرمستی ما! امان از این بی هوشی و خواب سنگین ما! (۲۴)
و نیز می فرماید:
آیا نیامده وقت آن که درصدد اصلاح نفس برآییم و برای علاج امراض آن، قدمی برداریم؟ سرمایه جوانی را به رایگان از دست دادیم وبا غرور نفس و شیطان، جوانی را که باید با آن سعادتهای دوجهان را تهیه کنیم، از کف نهادیم. اکنون نیز درصدد اصلاح برنمی آییم تا سرمایه حیات هم از دست برود و با خسران تام و شقاوت کامل، از این دنیا منتقل شویم. (۲۵)
۳. اخلاق، قابل تغییر است
چنانکه از عبارت مرحوم نراقی (اختلف الاوائل فی امکان ازاله الاخلاق وعدمه) (۲۶) برمی آید، بحث از امکان تغییر صفات و ملکات اخلاقی، دارای پیشینه کهن است. استدلال مخالفان امکان تحول اخلاقی، افزون بر برخی ادله نقلی، این ادعاست که صفات اخلاقی،طبیعی است; یعنی همگام با مزاج و طبیعت آدمی است و از این رو،ازاله آن، محال است. (۲۷)
از جمله ادله نقلی این دسته از بزرگان، این روایت از پیامبراکرم است که در آن آمده:
الناس معادن کمعادن الذهب والفضه خیارهم فی الجاهلیه خیارهم فی الاسلام. (۲۸)
مردم به سان معادن طلا و نقره اند. نیکانشان در دوران جاهلیت،نیکان در اسلام اند.
بر این ادعا، پاسخهای متقنی در کتب اخلاق آمده است; (۲۹) چرا که فلسفه ارسال پیامبران و تشریع شرایع و نظام اخلاقی، اصلاح جامعه بشری و تصفیه نفوس و زمینه سازی برای بهره مندی آنها از سعادت جاودان اخروی عنوان شده است و اگر قرار باشد تربیت اخلاقی،محال باشد و صفات و ملکات اخلاقی، ثابت و لایتغیر باشد، نتیجه آن، لغو بودن نظام تربیتی اخلاقی ادیان آسمانی خواهد بود. به علاوه، نادرستی این ادعا با برهان و تجربه نیز ثابت شده است.
حضرت امام(ره)، در بحثهایی از نگاشته گرانسنگ خود، بر تحول پذیری اخلاق آدمی، پای فشرده است و می نویسد:
…انسان می تواند نشئه خود را تبدیل کند و مظهریت ابلیسیه رابه مظهریت آدمیه مبدل نماید; زیرا که انسان تا در عالم طبیعت که دار تغیر و تبدل و نشئه تصرم و هیولیت است واقع است، به واسطه قوه منفعله که حق تعالی به او عنایت نموده و راه سعادت وشقاوت را واضح فرموده، می تواند نقائص خود را مبدل به کمالات ورذائل خویش را تبدیل به خصائل حمیده و سیئات خود را مبدل به حسنات نماید. (۳۰)
چنانکه مشهود است، حضرت امام (ره) در این بیان خود، بر مبانی فلسفی مربوط به جهان شناخت، همچون نظام تحول و تبدل در هستی و هیولا بودن جهان مادی و گذرا بودن آن، تکیه کرده است. بدین ترتیب، ایشان دیدگاه (ذاتی بودن صفات اخلاقی) را چنین به بادانتقاد گرفته است:
و اینکه معروف است: (فلان خلق زشت و یا فلان صفت رذیله از ذاتیات است و قابل تغییر نیست، اصلی ندارد و حرفی بی اساس و ناشی ازقلت تدبر است…; بلکه با ریاضات و مجاهدات، تمام صفات نفسانیه را می توان تبدیل [نمود] و تغییر داد. حتی جبن و بخل و حرص وطمع را می توان مبدل به شجاعت و کرم و قناعت و عزت نفس نمود. (۳۱)
ایشان در جای دیگری نیز جبلی بودن اخلاق را رد کرده و چنین آورده است:
باید دانست که انسان، مادامی که در این دنیاست، به واسطه آنکه در تحت تغیرات و تصرفات واقع است، تبدیل هر ملکه به ملکه[ای دیگر] می تواند بکند و اینکه می گویند: (فلان خلق، فطری و جبلی است و قابل تغییر نیست)، کلامی است بی اساس و پایه علمی ندارد. (۳۲)
حضرت امام(ره) برای تایید مدعای خود، از سه دلیل عقلی، شهودی ونقلی، کمک گرفته است و می فرماید:
این مطلب، علاوه بر آنکه برهانی است در فلسفه و وجدانی نیز هست،شاهد بزرگش آن است که در شریعت مطهره، تمام اخلاق فاسده، موردنهی واقع شده است و برای علاج آنها دستور داده شده و تمام اخلاق حسنه، مورد امر است و برای تحصیل آنها نیز دستور رسیده است. (۳۳)
۴. توجه به اصل تدریج در تربیت اخلاقی
اصل تدریج در نظام تکوین و تشریع، اصلی پذیرفته شده است. اخلاق آدمی که از آن می توان به سیمای باطن یاد کرد، بخشی از نظام تکوین است که برای تحول و تغییر، نیازمند زمان است. از این رو، همان گونه که تحول فطرت پاک انسانی در اثر ارتکاب جرائم مختلف و پی در پی به نهادی درنده خو، طبعا محکوم قانون تدریج و زمان بر است، اصلاح و پیراسته ساختن نفس آدمی از صفات زشت وناروا نیز به زمان نیاز دارد و طبعا محکوم قانون تدریج است وبه این جهت، پدیده (طفره) در نظام اخلاقی، مردود است.
توجه به اصل تدریج در تربیت اخلاقی، زمانی اهمیت خود را باز می یابد که توجه داشته باشیم که تحول اخلاقی، دشوار و بس پیچیده است; چنانکه از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
ازاله الجبال اهون من ازاله قلب عن موضعه. (۳۴) از جا کندن کوهها آسان تر از آن است که قلبی را از جای آن(اخلاق ثابتش) جابه جا کنند.
حضرت امام(ره) در این کتاب، به مناسبتهای مختلف، بر توجه به اصل تدریج در تربیت اخلاقی; تاکید کرده است. ایشان درباره کیفیت تلقین یاد خدا در دل، چنین آورده است:
… آیات توحید و اذکار شریفه توحید و تنزیه را با حضور قلب وحال طهارت، تلقین قلب کند; به این معنا که قلب را چون طفلی فرض کند که زبان ندارد و می خواهد او را به زبان آورد. (۳۵)
آن گاه، هشدار می دهد که از سختی راه نباید هراسید و به وسوسه شیاطین که سلوک الی الله را مشکل و منحصر به بزرگان می دانند،نباید گوش داد. سپس می نویسد:
… طالب حق، خوب است چندی اقدام کند. اگر در صفای قلب و طهارت آن، تغییری دید و نورانیت باطن خود را دریافت، بیشتر اقدام کند. معلوم است این امور، تدریجی و با طول زمان انجام گیرد. (۳۶) همچنین در توضیح (رفق) که در روایت به عنوان یکی از جنود عقل برشمرده شده است، بر این اصل پای فشرده که رفق و مدارا درتربیت اخلاقی دیگران و نیز تربیت نفس آدمی، باید مراعات گردد.
بنابراین اگر (در باب امر به معروف و نهی از منکر، یکی ازمهمات، همین رفق نمودن و مدارا کردن است) (۳۷) و (زود رنجی وکدورت و امراض عصبی، بکلی با این شغل شریف (هدایت خلق) منافی است)،۳۸ در سیر و سلوک معنوی و تهذیب نفس نیز باید مورد توجه تمام باشد. حضرت امام(ره) می گوید:
در باب ارتیاض نفس و سلوک راه حق نیز رفق و مدارا با نفس، ازمهمات به شمار می رود و چه بسا که سختگیری بر نفس، خصوصا دراوائل امر و خصوصا برای جوانها، اسباب تنفر نفس از ارتیاض وسلوک شود و از زیر بار حق، فرار کند; و خیلی اتفاق افتاده که جوانهای نورس، بعد از چندی اشتغال شدید و مواظبت کامل درمستحبات، بکلی منحرف شدند و لایبالی به دین گردیدند. (۳۹) بنابراین، دشواری راه سلوک و تهذیب نفس، نباید انسان را ازورود به آن باز دارد; چه، اگر وارد این راه شود و مقاومت ورزدو اصل رفق و مدارا و تدریج (در تربیت اخلاقی) را رعایت کند،موفق خواهد شد:
آری! در ابتدای امر، ورود در هر یک از مقامات عارفین و قطع هرمرحله از مراحل سلوک، مشکل به نظر آید. شیطان و نفس نیز به این معنی کمک کند که انسان را نگذارد وارد سلوک شود; ولی پس ازورود، کم کم راه، سهل و طریق، آسان شود. هر قدمی که در راه حق و آخرت انسان بردارد، برای قدم دیگر، نور هدایت الهی، راه راروشن کند و سلوک را سهل و آسان فرماید. (۴۰)
۵ . توجه دادن به دوران جوانی به عنوان زمان مناسب تربیت اخلاقی
حضرت امام(ره) در اغلب نوشته های اخلاقی خود، بر این نکته تاکیدکرده است که بهترین زمان برای پرداختن به تهذیب نفس و تصفیه دل، سنین جوانی است. (۴۱) امام(ره) به سه دلیل بر ایام جوانی تاکید خاصی دارند:
یک. جوان، آغاز رشد و بلوغ خود را می گذراند. از این رو، صفحه دل او صاف و بی آلایش است و برای پذیرش تربیت اخلاقی، مناسب تراست.
دو. اخلاق زشت در این سن، رسوخ چندانی نکرده است. بنابراین،کندن ریشه های آن، به مراتب ازسن پیری که این اخلاق زشت به صورت درختی پر ریشه درآمده، آسان تر است.
سه. اراده جوان، برای انجام دادن هر کاری از سایر سنین به مراتب قوی تر است. ایشان، در این باره می فرماید:
انسان… هر قدم که به ایام نونهالی و جوانی نزدیک تر است،تحصیل سعادت آسان تر و سهل تر و استقرار آن بیشتر است; چون صفحه نفس از نقوش، خالی تر و به سادگی، نزدیک تر است و اگر تااین مرحله از عمر، دارای اخلاق زشت یا عادت و عمل ناهنجاری باشد، چندان محکم و مستحکم نشده و به مقداری مراقبت و مواظبت،می توان آن را تصفیه و تزکیه نمود و ریشه اخلاق زشت را از بن کند; چون نهال نورسی که چندان ریشه در زمین ندارند، با مختصرفشار و کمی زحمت، می توان آن را از جای کند…
درختی که اکنون گرفته است پای به نیروی شخصی برآید زجای ورش همچنان روزگاری هلی به گردونش از بیخ برنگسلی
… و نیز در ایام جوانی، اراده و تصمیم انسان، جوان است ومحکم. از این جهت نیز اصلاح برای انسان، آسان تر است; ولی درپیری که اراده سست و تصمیم پیر است; چیره شدن بر قوا مشکل تراست. (۴۲)
ایشان، همچنین در جای دیگری از کتاب (شرح حدیث جنود عقل وجهل)، چنین آورده است:
برای اصلاح نفس، ایام جوانی سزاوارتر است; زیرا که هم اراده قویتر است و هم کدورت و ظلمت نفس، کمتر است و به فطرت نزدیک تر و هم بار معصیت زیاده نشده که جبران آن، مشکل باشد.جوانان، قدر ایام جوانی را بدانند که این عمت بزرگ را باغفلت نگذارند که در ایام پیری، اصلاح نفس، بسیار مشکل است. (۴۳)
۶. تربیت عملی، کارآمدترین روش برای تربیت
قرآن کریم و روایات معصومان(ع)، یکصدا بر لزوم هماهنگی گفتاربا کردار، بویژه برای معلمان و مربیان اخلاقی، تاکید کرده اند.
قرآن کریم با آیه شریف: (یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون؟ کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون; (۴۴) ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا آنچه را بدان عمل نمی کنید، بر زبان جاری می کنید؟ نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید وانجام ندهید)، نسبت به ناهماهنگی گفتار با رفتار، هشدار داده و با عتاب نسبت به چنین کاری، آن را مایه مقت و غضب الهی دانسته است.
حضرت امیر(ع) در یکی از گفتارهای حکیمانه خود، درباره ضرورت تربیت عملی (که با تربیت نفس آغاز می شود)، پیش از تربیت قولی دیگران، چنین می فرماید:
من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره ولیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه… (۴۵)
آن کس که خود را در مقام پیشوایی مردم قرارداده است، می بایدپیش از تعلیم دیگری، به آموزش نفس خود اقدام کند و می بایدپیش از آنکه با زبانش به تربیت مردم بپردازد، با رفتارش دیگران را تادیب کند.
حضرت امام(ره) بر ضرورت تربیت عملی برای دو گروه تاکید دارد:
۱) والدین، ۲)عالمان دین. ایشان درباره وظیفه والدین در تربیت فرزندان، چنین می فرماید:
… تربیت اطفال و ارتیاض صبیان، از مهماتی است که عهده داری آن بر ذمه پدر و مادر است و اگر در این مرحله سهل انگاری وفتور و سستی شود، چه بسا که طفل بیچاره را کار به رذائل بسیارکشد و منتهی به شقاوت و بدبختی ابدی او شود. (۴۶) آن گاه، درباره ضرورت تربیت عملی می فرماید:
و چون اطفال را حشر دائم یا غالب با پدر و مادر است، تربیتهای آنها باید عملی باشد… و فساد عملی پدر و مادر، از هر چیزبیشتر، در اطفال سرایت کند. چه بسا که یک طفل که عملا در خدمت پدر و مادر بد تربیت شد، تا آخر عمر با مجاهدت و زحمت مربیان،اصلاح نشود. (۴۷)
اهمیت تربیت عملی والدین از نظر حضرت امام(ره) تا بدان حد است که ایشان حتی کارهای تصنعی والدین را در این جهت، جایز می شمارد:
… اگر فرضا خود پدر و مادر به اخلاق حسنه و اعمال صالحه متصف نیستند، در حضور طفل، با تکلف، خود را به صلاح نمایش دهند تاآنها عملا مرتاض و مربیس شوند و این، خود شاید مبدا اصلاح خودپدر و مادر نیز شود. (۴۸)
ایشان درباره ضرورت تربیت عملی در میان علما به عنوان معلمان ومربیان مردم، چنین آورده است:
پس آنان که به مسند ارشاد خلق نشستند و خود را راهنمای طریق سعادت معرفی می کنند، باید با این صفت شریف (تواضع)، خلق رادعوت کنند… [و] تا نورانیت و صفا و محبت و تواضع در قلب عالم و مرشد نباشد، نمی تواند به ارشاد خلق و تعلیم مردم قیام کند و نمی تواند تخم معارف و حکم را در قلوب مردم بنشاند…
و چون عالم به وظیفه علم که اخلاق حسنه است رفتار نکرد، دین و علم از نظر مردم می افتد و عقیده مردم، سست می شود و دلهااز علمای حق هم منصرف می شود و این، یکی از بزرگ ترین ضربتهایی است که به پیکر دیانت و حقیقت، از دست علمای وظیفه نشناس می خورد که کمتر چیزی می تواند این طور مؤثر باشد. (۴۹)
۷. نظریه اعتدال طلایی
ظاهرا نظریه اعتدال در مباحث اخلاقی، نخستین بار توسط ارسطو(معلم اول) مطرح شده است. ارسطو معتقد بود که نفس انسان،دارای چهار قوه است: عاقله، وهمیه، غضبیه و شهویه. او برای هر یک از این قوا تعریفی ارائه کرد و جایگاه هر یک را در نفس آدمی مشخص ساخت. آن گاه ادعا کرد که هر یک از این قوای چهارگانه، دارای حد افراط و تفریط است. ارسطو، حد میانه واعتدال این قوا را عدالت نامید و کمال انسان و سعادت او رارسیدن به چنین مقامی دانست.
بدین ترتیب، نظام اخلاقی یی که ارسطو بنیانگذار آن است، ترسیم شد و از آنجا که این نظام، مورد اقبال و پذیرش فلاسفه شرق وغرب واقع شد، از آن به نظریه (اعتدال طلایی) یاد شده است. (۵۰) دراین میان، فلاسفه مسلمان نیز این نظام اخلاقی را پذیرفتند و هرچند اصلاحاتی را در آن به عمل آوردند، آن را با آیات و روایات تطبیق دادند.
از این رو، همه یا اکثر کتب اخلاقی یی که توسط اندیشمندان مسلمان تدوین شده است، براساس همین نظام اخلاقی، فضائل و رذائل اخلاقی را به تصویر کشیده اند.
علامه طباطبایی معتقد است که در مباحث اخلاقی، تاکنون، چهارمکتب ظهور کرده است: مکتب فلاسفه، مکتب انبیا، مکتب عرفانی اولیای کمل (البته این نام را با توجه به تعریفی که ایشان برای این مکتب ارائه کرده بر آن گذاشته ایم)، مکتب ما
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
