بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقطویه در تاریخ و ادب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقطویه در تاریخ و ادب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
33دقیقه
04ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی بر وهابیت :

چکیده :

وهابیت، از فرق نسبتا نوپای اسلامی ست. این مسلک که در زادگاه اسلام یعنی در عربستان رشد یافته، به دلیل پشتوانه قوی سیاسی و اقتصادی در حال گسترش به دیگر نقاط بلاد اسلام است. از آنجا که پیروان این فرقه تنها خود را بر حق دانسته و پیروان مذاهب دیگر اسلامی را کافر و مشرک و خارج از حوزه اسلام می شمرند، اهمیت مطالعه و تدقیق در اصول فکری این مکتب آشکار می گردد.

در این نوشتار ابتدا مختصری به زندگینامه محمد بن عبدالوهاب به عنوان پایه گذار وهابیت پرداخته شده و سپس نظریات او در باب توحید، توسّل، شفاعت، بدعت و تکفیر مسلمانان مورد بررسی قرار گرفته است. نیز سعی شده تا حد امکان به نوشته ها و گفته های محمدبن عبدالوهاب استناد شود و سپس صحت و سقم این گفته ها مورد بررسی قرار گیرد.

کلید واژه ها: وهابیت، محمد بن عبدالوهاب، توحید ربوبی، توحید الوهی، توحید اسماء و صفات، شفاعت، توسل، بدعت، تکفیر.

زندگی شیخ محمد بن عبدالوهاب

مؤسس فرقه وهابیت، محمد بن عبدالوهاب است که در سال ۱۱۱۵ق (۱۷۰۳م) در شهر العیینه متولد شد و در ۱۲۰۶ق (۱۷۹۴م) درگذشت. وی در خانواده ای اهل علم متولد شد، پدر او قاضی شهر عیینه و عالمی دینی بوده و نیاکان محمد بن عبدالوهاب

مقالات و بررسیها » شماره ۷۳ (صفحه ۱۰)

همگی بر مذهب احمدبن حنبل بوده اند؛ لذا محمدبن عبدالوهاب نیز از همان آغاز که تعلّم دینی را در خانواده شروع کرد، بر همان مذهب حنبلی به تحقیق و تلمّذ پرداخت (حسین خَلَف، ۵۵۵۶).پس از مدتی وی به شهرهای دیگری از جمله مکه و مدینه سفر کرد. از آنجا که وی در مدینه منکر استغاثه مردم به مزار نبی(ص) شد و آن را برابر با شرک دانست، علمای آنجا او را طرد کرده و در ۱۱۳۶ق (۱۷۲۳م) او را مجبور به ترک مدینه کردند. این وضعیت در شهرهای دیگری نیز که شیخ رحل اقامت در آنها می افکند، حاکم بود. وی از مدینه به بصره رفت و چون مجبور به ترک بصره شد به حریملا سفر نمود اما در حریملا نیز او را تهدید به قتل کردند و این امر سبب بازگشت وی به زادگاهش عیینه در سال ۱۱۵۶ق (۱۷۴۳م) شد. از آنجا که امیر عیینه، عثمان بن معمّر با شیخ از یک قبیله بود و از قدیم با او ارتباط دوستی داشت، وی را در آن شهر پذیرفت (همان، ۷۵۷۶).

زمانی که محمد بن عبدالوهاب در بصره بود، توسل به انبیا و اولیا و زیارت قبور را منکر شد و مردم را از انجام آن اعمال نهی کرد. اینجا، شایسته است عینا چند جمله از کتاب سیره الامام شیخ محمد بن عبدالوهاب را که به قلم یکی از پیروان او تالیف شده بیاوریم: «شیخ در بصره اعلان نمود که دعا و طلب کردن تنها باید از خدا باشد، او کسانی را که غیر از خدا را می خواندند تکفیر نمود. و اگر کسی در مجلسش از کرامات اولیا و صالحین سخن می گفت، او را از عبادت آنها نهی می کرد و می گفت محبت آنها همان پیروی نمودن از آنهاست و نه خدا قراردادن آنها سوای اللّه» (سعید، ۱۹).

در این جملات بدفهمی محمد بن عبدالوهاب از مسأله زیارت و توسل به خوبی آشکار می شود. بدرستی نمی توان گفت چرا پس از گذشت قرون بسیار میان مسلمانان بسیاری که این اعمال را انجام می دهند، او به چنین برداشتی از توسل و زیارت رسیده، تا آنجا که علنا به بیان خود، محبت داشتن نسبت به اولیا و توسل به آنها را «خدا» دانستن آنها می شمرد و بلافاصله حکم تکفیر صادر می کند. البته باید متذکر این مطلب شویم که در زمان شیخ محمد بن عبدالوهاب، پرستش سنگها و درختان و بزرگداشت آنها نیز میان بسیاری از قبایل رواج داشت که توسط وی نابود گردید (الیاسینی، ۲۸). بنابراین شاید بتوان جوّ بُت زده آن دوره را نیز در ایجاد چنین زمینه فکریی مؤثر دانست. بدنبال این اعتقادات و به دعوی بر پایی توحید بود که شیخ در هر شهری که اندک نفوذی می یافت، دستور می داد تمامی مشاهد شریفه و گنبدهایی را که مردم به زیارت آنها می رفتند، خراب کنند (حسین خلف، ۱۱۵۱۱۶؛ سعید، ۲۲). از آن جمله بود قبر زید بن خطاب در شهر جبلیه و مسجدی که روی آن قبر ساخته شده بود که به فرمان او ویران شد. این زید و تعداد دیگری از صحابه و دیگر مسلمین در سال ۱۲ق در جنگ ردّه به شهادت رسیده و در این مکان دفن شده بودند. طی سالیان بسیار، مردم روی این قبور گنبد و بارگاه ساختند و به زیارت آنها می رفتند و به آنها توسّل می جستند. همین امر سبب شد که شیخ علیرغم مخالفت و نارضایتی مردم شهر، با عده ای از طرفدارانش این مقابر را تخریب نماید (حسین خلف، ۱۳۰؛ سعید، ۲۳).

در اثر اینگونه اعمال بود که شیخ مجبور به ترک زادگاهش عیینه شد و در ۱۱۵۸ق/۱۷۴۴م) به درعیه مهاجرت کرد و تحت حمایت امیر محمدبن مسعود (حک ۱۱۳۸۱۱۷۹/۱۷۲۵۱۷۶۵م) قرار گرفت.در همین زمان است که شیخ محمدبن عبدالوهاب با امیر محمد بن مسعود پیمان می بندد تا با یکدیگر برای فتح سرزمینهای اسلامی و تبلیغ اسلام ناب همراهی نمایند، و نتیجتا یکی نیروی مذهبی و دیگری قوای جنگی و نبرد را فراهم می کند. در اثر این همکاری نزدیک است که از شهر درعیه پرچمهای جهاد برافراشته می شود و با مسلمانان دیگر مناطق به جنگ می پردازند تا آنان را از سویی زیر سلطه حکومت امیر محمد بن مسعود درآورند و از سوی دیگر وادار به تبعیت از مسلک وهابیت نمایند. طیّ این جنگ های خونین، جنایات و کشتارهای بسیاری علیه مسلمانان صورت می گیرد و بسیاری از بلاد اسلامی به تصرف امیر محمدبن مسعود در می آید. این جنگها همگی نام «جهاد فی سبیل اللّه» و قتال با کفّار را می گیرند و اموال مسلمین حکم غنایم را پیدا می کنند (حسین خلف، ۲۰۶؛ سعید، ۲۷۳۲).

در کتاب حیاه الشیخ محمد بن عبدالوهاب در مورد کیفیت رابطه میان امیر محمدبن مسعود و شیخ محمدبن عبدالوهاب چنین آمده است: «شیخ محمدبن عبدالوهاب و امیر محمدبن مسعود، در همه امور و در همه تصرفاتشان اتفاق تمام و کمال باهم داشتند. به گونه ای که گویا شخصیتی واحد هستند که دارای دو وظیفه در زندگی می باشند… امیر محمدبن مسعود، تا موافقت شیخ حاصل نمی آمد، به هیچ کاری اقدام نمی کرد …امیر محمدبن مسعود اولین مؤسس دولتی به شمار می رود که به حمایت از دعوت شیخ محمدبن عبدالوهاب پرداخت، کما اینکه شیخ نیز اولین واضع این مکتب محسوب می شود» (حسین خلف، ۲۶۶).

پس از فتح ریاض در سال ۱۱۸۸ق (که در واقع زمان آغاز اقتدار وهابیت به شمار می رود)، شیخ از حکومت و سیاست کناره گیری می کند و امور مسلمین را بدست امیر عبدالعزیز (حک ۱۱۷۹ ۱۲۱۸ق/ ۱۷۶۵۱۸۰۳م) جانشین امیر محمدبن مسعود می سپارد (حسین خلف ، ۳۱۱). هموست که برای نخستین بار به «امام» ملقب شد.

حسین خلف (۳۹۰) در مورد نحوه حکومت امیر عبدالعزیز می گوید: «عصر امام عبدالعزیز، عصر گسترش بود، پس از جهادی طولانی در راه اعلای کلمه الله و اخلاص جهت عبادت خداوند و تنفیذ احکام و شرایع الهی، شهرهای بسیاری تحت سلطه وی قرار گرفت… اما وی به اینها اکتفا نکرد، بلکه از آن نیز تجاوز نمود و برکات اصلاحات و جنگهایش به حدود حجاز، طائف، مکه مکرّمه و مدینه منوّره نیز رسید».

می بینیم که متأسفانه چگونه بر جنایات محمدبن عبدالوهاب و حاکمان سیاسی هم عصرش، نام جهاد فی سبیل اللّه و اصلاح دینی نهاده می شود و تصرّفات سیاسی، صبغه مذهبی می یابد.این است که از همان ابتدا، حکومت سعودی با وهابیت پیوندی عمیق خورده و هر یک از این دو برای تقویت خود، به دفاع و طرفداری از دیگری می پردازند. برای روشن تر شدن کیفیت همکاری علمای وهابی با دولت حاکم، سخن الیاسی را (۳۶۳۷) عینا ترجمه و نقل می کنیم: «تعالیم وهابی، حکومت سعودی را در جزیره العرب محکم و استوار کرد. محمد بن عبدالوهاب تاکید بسیار داشت که اطاعت حکّام واجب است حتی اگر ظالم باشند. اوامر حکّام تا زمانی که با قواعد دین تضاد و مخالفتی نداشته باشد، باید اطاعت شوند و علما قیّم و مسؤول شرح و تفسیر آن قواعد هستند. شیخ، صبر در برابر ظلم حکّام را توصیه می نمود و از قیام مسلّحانه علیه حکومت نهی می کرد…».

وهابیون در مورد مسأله اطاعت از هر حاکمی خواه ظالم خواه عادل به احادیث و عمل برخی صحابه استناد می کنند. از جمله آنکه: «الجهاد واجب علیکم مع کلّ امیر برّا

مقالات و بررسیها » شماره ۷۳ (صفحه ۱۳)

کان أو فاجرا». حال آنکه این تفکر مخالف قرآن است و آیات بسیاری تبعیت از ظالمین را معصیت می داند و از آن نهی می کند. از جمله آیه ..ولا تَعاوَنوُا عَلَی الاِثْمِ و العُدْوانِ…(مائده/۲) و در احادیث نیز از اطاعت مخلوق گناهکار نهی شده است: «لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق» (نهج البلاغه، خ ۱۵۶).

شیخ محمد بن عبدالوهاب در زمان حیات خود، بیش از ۳۰ کتاب تالیف نمود که مهمترین آنها عبارتند از: التوحید، کشف الشبهات، تفسیر سوره الفاتحه و اصول الایمان (برای اطلاع از فهرست کتب محمد بن عبدالوهاب نک: حسین خلف ، ۳۴۷۳۴۹).

وی در این مدت نامه های بسیاری نیز به علمای سرزمین های اسلامی نوشت و به تبیین عقاید خود و دعوت آنان پرداخت (در مورد نامه های محمدبن عبدالوهاب نک: حسین خلف؛ سعید، ۴۸۱۷۵). البته پاسخی که وی از ارسال نامه هایش دریافت می کرد، بیش از آنکه بر مبنای اعتقاد دینی باشد، محصول ملاحظات سیاسی و اقتصادی بود. برخی رهبران قبایل به این حرکت جدید می پیوستند زیرا آن را ابزار پیمان اتحادی علیه شورش های محلّی می شمردند، و برخی دیگر از این واهمه داشتند که پذیرش این دعوت، قدرت آنان را تحت سیطره ابن مسعود تقلیل داده و مجبور سازد که لااقل بخشی از مالیاتهای دریافتی از مردم را به آن حکومت پرداخت نمایند

EMIW ,3/160

) ).اینک، پس از این نگاه کوتاه تاریخی بر زندگی محمدبن عبدالوهاب، به بررسی برخی نظرات و دیدگاههای اصولی وی می پردازیم.

اقسام توحید از نظر محمد بن عبدالوهاب

توحید، موضوع محوری مذهب وهابیت است، بگونه ای که محمدبن عبدالوهاب آن را همان دین اسلام و دین الله می شمرد (الیاسینی، ۳۳). در واقع تقسیم بندی و تعریف او از توحید است که شالوده دیدگاههای او را شکل می بخشد. لذا به جهت اهمیت بحث، به تفصیل به این موضوع می پردازیم.تقسیمی که محمد بن عبدالوهاب از توحید ارائه داده است، در آثار خود او متفاوت است. وی در برخی رسالاتش توحید را به دو بخش ربوبی و الوهی تقسیم می کند (سعید، ۷۹، نامه محمدبن عبدالوهاب به عبدالله بن سحیم). و در برخی نوشته هایش، آن را شامل سه بخش ربوبی، الوهی و اسماء و صفات می داند (حسین خلف، ۱۶۳). از این رو در کتبی که پیرامون عقاید وی تالیف شده نیز هر دو شقّ تقسیم به چشم می خورد. همین امر سبب شده که ابن مرزوق گوید (۹۴): «محمدبن عبدالوهاب در تقسیم توحید، در سه موضع آن را به دو بخش تقسیم کرده و در یک موضع آن را دارای سه اصل دانسته است. همین تذبذب و بی ثباتی، دالّ بر جهل او نسبت به اصول دین می باشد. و اگر گفته شود که این مسأله تغییر در اجتهاد و رسیدن به تقسیم بندی جدیدی است، پاسخش این است که این گفته فاسد است زیرا اجتهاد در فروع است و نه در اصول».به هر صورت ما برای آنکه در این مقاله جامع تر بحث کرده باشیم، هر سه نوع توحید را از نظر محمدبن عبدالوهاب بررسی می کنیم.

۱ توحید ربوبی: عبد الوهاب در نامه ای به عبدالله بن سحیم می نویسد (سعید،۷۹): «توحید ربوبی آن است که خداوند سبحان، در خلق و تدبیر از ملائکه و انبیا و موجودات دیگر متفرد است. و این حقّی انکارناپذیر است. اما انسان با این اعتقاد مسلمان نمی شود. چرا که اکثر مردم نسبت به این مسأله معترفند. آنگونه که در قرآن آمده: وَ لَئِن سَأَلْتَهُم من خَلَقَ السَّمواتِ و الارضَ و سَخَّرَ الشَّمْسَ و القَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللّه ُ (عنکبوت/۶۱)؛ قُلْ مَن یَرزُقُکُم مِن السَّماءِ و الارضِ اَمَّن یَملِکُ السَّمْعَ والاَبصارَ…فَسَیَقوُلونَ اللّه ُ (یونس/۳۱).در حقیقت توحید ربوبی، وحدت و یگانگی خداوند در عمل، خلق، تدبیر و تصرفّات است (الیاسینی، ۳۳).

۲ توحید الوهی: محمدبن عبدالوهاب توحید الوهی را اینگونه شرح می دهد (سعید، ۷۹۸۰، نامه محمدبن عبدالوهاب به عبداللّه بن سحیم): «توحید الوهیت آن است که جز خدا پرستیده نشود، نه هیچ ملک مقرّبی و نه هیچ نبیّ مرسلی. در زمان بعثت پیامبر(ص) نیز مردم جاهلی چیزهایی را همراه با خدا می پرستیدند. از جمله کسانی بودند که بت ها را می پرستیدند، یا عیسی و ملائکه را عبادت می کردند و پیامبر آنها را از این اعمال نهی کرد و به آنان ابلاغ کرد که خداوند او را فرستاده تا تنها «اللّه» را به یگانگی بپرستند و هیچ کس را جز او نخوانند. پس هر کس از او اطاعت کند و خدا را یگانه شمارد، ناچار شهادت داده است که خدایی جز اللّه نیست». توحید الوهی آن است که تمامی صور عبادت انسان باید مختص خدا باشد. محمد(ص) شایسته عبادت نیست، بلکه رسولی است که باید تبعیت شود (الیاسینی، ۳۳).

۳ توحید اسماء و صفات: این قسم از توحید با خصوصیات و صفات خداوند سرو کار دارد و در بردارنده اعتقاد به صفات خداوند است که در قرآن آمده. مانند: الرحمن الرحیم، الواحد الاحد، عَلَی العَرْشِ اسْتَوَی،(یونس/۵) لَهُ ما فِی السَّمواتِ و ما فِی الاَرضِ و ما بَیْنَهُما و ما تَحْت الثَّری (همان/۶).

به عقیده محمد بن عبدالوهاب، مرز شرک و توحید، ورود به حیطه توحید الوهی است: «مشرکینی که پیامبر(ص) به قتل رسانید، به توحید ربوبی اقرار کرده بودند…و رسول اللّه(ص) آنان را به خاطر عدم اعتقاد به توحید الوهی کشت. چرا که انسان با توحید ربوبی مسلمان نمی شود مگر آنکه همراه توحید الوهی شود» (حسین خَلَف، ۱۷۲). «البته توحید الوهی و ربوبی هم ممکن است بصورت جداگانه ذکر شوند و هم ممکن است در هم ادغام شوند. مثلاً در آیات الَّذینَ اُخرِجوُا مِنْ دیارِهِمْ بِغَیْرِ حقٍّ إِلا أَن یَقُولوُا رَبُّنا اللّهُ (حج/۴۰)، قل أَغَیرَ اللّهِ اَبْغی رَبّاً (انعام/۱۶۴)و اِنَّ الّذینَ قالوُا رَبُّنا اللّه ثُمَّ اسْتَقامُوا (احقاف/۱۳) ربوبیت همان الوهیت است» (سعید، ۹۲۹۳، در نامه به محمدبن عباد).

پس از این سخنان، محمد بن عبدالوهاب چنین نتیجه گیری می کند: «کسانی که به انبیا و اولیا متوسل می شوند، از آنان شفاعت می جویند و هنگام سختی ها آنان را می خوانند، در واقع عبادت کنندگان و پرستندگان همان انبیا و اولیا هستند… در توحید ربوبی این افراد خللی وارد نشده اما توحید الوهی آنان از بین رفته زیرا آنان عبادت مختص خدا راترک کردند. و این مسأله در مورد زوّار قبور و متوسلین به آنها که چیزی را از آنها درخواست می کنند که جز خدا بر آن قادر نیست نیز صادق است» (مرزوق، ۹۷).وی در نامه دیگری چنین می نویسد (حسین خَلَف، ۱۸۸۱۸۹، در نامه به احمد بن عبدالکریم): «اینان از شرک نهی نمی کنند و به توحید امر نمی کنند، توحید آنان در حرف و گفتار است و نه در عمل و عبادت. توحیدی که رسولان آن را آوردند، جز در سایه توحید خالصانه میسّر نمی شود، توحیدی که عبادت را تنها برای خدا در نظر داشته باشد بدون هیچ شریکی، و این چیزی است که آنها (متوسلین به انبیاء) نمی دانند». و از همین جاست که پای تکفیر مسلمانان و مساوی قراردادن توسل و استغاثه با شرک به میان کشیده می شود. وهابیون در مورد صفات خداوند، به ظاهر نصوص (کتاب و سنت) بسنده می کنند و تفسیر و تأویل آیات را نمی پذیرند. حتی تأویل را کفر و کذب به خدا و رسول می دانند.البته تشبیه صفات خداوند به صفات مخلوقین را نیز قبول ندارند. از این روست که آیاتی چون بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ (مائده/۶۴)، وَاصْنَعِ الفُلْکَ بِأَعْیُنِنا (هود/۳۷)، وَ جاءَربُّکَ والمَلَکُ صَفّاً صَفّاً (فجر/۲۲) و… را حمل بر ظاهر کرده و خدا را دارای اعضا می دانند و نشستن، ایستادن، خندیدن و صحبت کردن را در مورد خداوند صادق می دانند.در این مورد نیز وهابیون آرای ابن تیمیه (دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۷۹) را پذیرفته اند. به اعتقاد ابن تیمیه، هیچ یک از این آیات تأویل بردار نیستند، اما البته برای اجتناب از تشبیه و تجسیم باید گفت کیفیت صفات به همان دلیل که خود قرآن فرموده لَیسَ کَمِثلِهِ شی ءٌ (شوری/۱۱) مجهول است.

توسّل جستن به پیامبران و اولیا

به گفته سیدمحسن امین (۲۹۲) مسأله توسل به چند صورت تحقق می یابد:

اول آنکه انسان خود پیامبر را واسطه درگاه الهی قرار دهد؛

دوم آنکه به احترام پیامبر و منزلت او انسان حاجتی را بخواهد؛

سوم آنکه خدا را به پیامبر و جان او سوگند دهد.

البته همه این سه قسم به یک چیز برمی گردد و آن اینکه پیامبر(ص) را به علت احترام ومنزلتی که نزد خدا دارد، میان خود و خدا وسیله و واسطه قرار دهیم.

وهابیها با توسل به هر شکل آن کاملاً مخالف بوده و آن را شرک اکبر می دانند. به اعتقاد محمد بن عبدالوهاب، توسل نمی تواند بدون اجازه و رضایت خداوند بدست آید، چرا که شخص پیامبر قادر نبود بدون اراده خداوند آنهایی را که خود می خواهد هدایت کند و نیز اجازه نداشت برای مشرکین طلب بخشایش کند. همچنین عمل طلب از مردگان و توسل به آنها نیز منع شده است (الیاسینی، ۳۳۳۴).علمای وهابیت می گویند: «توسّل نمودن به غیر خدا، زیارت قبور و نماز خواندن در مکانی که قبر پیش روی انسان باشد، مخالف توحید بوده و لازمه توحید آن است که به غیر از خدا توسل نشود و از غیر او استمداد نگردد، اگر چه پیامبر اسلام باشد. چه، توسل، شفاعت و زیارت قبور از سنت پیامبر و سلف صالح نرسیده و قرآن نیز این عقیده را شرک می داند. وهابیون در این خصوص به آیاتی از قرآن نیز استناد می کنند (حسین خَلَف، ۱۷۶)، از جمله:

قُلِ ادْعُوا الّذینَ زَعَمْتُم مِن دوُنِهِ فَلا یَمْلِکُونَ کَشفَ الضُّرِّ عَنْکُم و لا تَحْویلاً (اسراء/۵۶).

أُولئکَ الذینَ یَدْعُونَ یَبْتَغوُنَ الی رَبِّهمِ الوَسیلَهَ اَیُّهُم اَقْرَبُ وَ یَرْجوُنَ رَحْمَتَهُ و یَخَافُونَ عَذابَهُ (اسراء/۵۷).

وَ الَّذین اتَّخَذوُا مِنْ دوُنِهِ اَوْلیاءَ ما نَعْبُدُهُم اِلاّ لِیُقرِّبوُنا اِلَی اللّهِ زُلفی (زمر/۳).

وَ یَعْبُدُونَ مِن دوُنِ اللّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ و لا یَنْفَعُهُم و یَقُولوُنَ هَؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِندَاللهِ (یونس/۱۸).

وَ اَنَّ المساجدَ لِلِّهِ فَلا تَدعُوا مع اللّه احدا (جن/۱۸).

ردّ نظر وهابیون:

علمای وهابی با استشهاد به این آیات، توسل را همپای پرستش بت ها گرفته و آن را شرک می شمرند. در حالیکه این قیاسها به چندین دلیل باطل است:

اولاً: در این قیاسها، پیامبر یا اولیای خدا بجای بتها گذاشته شده اند.

ثانیا: مؤمنین و متوسلین به نبی(ص)، همانند بت پرستان و بی اعتقادان به خداوند فرض شده اند.

ثالثا: توسل، استغاثه و شفاعت هم معنی با واژه «عبادت» گرفته شده اند. برای مثال در آیه ما نَعْبُدُهُم اِلا لِیُقَرِّبوُنَا الی اللهِ زُلفی (زمر/۳) وهابیون توسل را برابر با عبادت گرفته اند. حال آنکه این قیاس فاسد است و برای اثبات بطلان آن، به روشن ترکردن معنی عبادت و تفاوت آن با توسل می پردازیم.واژه «دعا» معانی بسیاری دارد: «دعا در همه جا معنی عبادت نمی دهد. البته در برخی مواقع دعا به معنی عبادت است: و لا تَدْعُ مِن دوُنِ اللّهِ ما لا یَنْفَعُکَ و لا یَضُرُّک (یونس/۱۰۶)، و اَنّ المَساجِدَ لِلّهِ فلا تَدْعوُا معَ اللّهِ اَحَداً(جن/۱۸)؛ بعضی مواقع دعابه معنی استعانت و یاری جستن است: وادعوا شهداءکم (بقره/۲۳)، به معنی سؤال و درخواست: ادْعوُنِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ (غافر/۶۰)، به معنی گفتار: دَعْوَاهُمْ فیها سُبْحانَکَ اللهُمَّ (یونس/۱۰)، به معنی ندا و خواندن: یومَ یَدْعوُکُم (اسراء/۵۲)، به معنی نامیدن: لاتَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسوُلِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُم بَعضاً (نور/۱۰)، به معنی دعوت به چیزی: اُدْعُ الی سَبیلِ رَبِّکَ بَالحِکمَهِ (نحل/۱۲۵)، تمنّی و خواستن: ولَهُم مایَدَّعوُن (یس/۵۷). اما در زبان، دعا هیچ جا به معنی توسل نیامده است» (ابن مرزوق، ۶۶؛ الزهاوی، ۵۲۵۳). ابن مرزوق در کتاب التوسل بالنبی و بالصالحین (ص ۵۴۵۹)، یکی دانستن توسل و عبادت را به چند دلیل اشتباه می داند، از جمله: