اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل (کرامتی از حضرت معصومه علیهاالسلام )، محتوای خود را در قالب 22 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 75
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل (کرامتی از حضرت معصومه علیهاالسلام )، محتوای خود را در قالب 22 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل (کرامتی از حضرت معصومه علیهاالسلام ) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل (کرامتی از حضرت معصومه علیهاالسلام )، کیفیت تضمینشده دارد.
سلام محمدجان. چطوری؟ کم تر سراغ مارو می گیری. خیلی وقته که نتونستم چیزی برات بنویسم. محمد دلم خیلی گرفته. می دونی که خیلی به یادت ام. کاش من رو هم با خودت برده بودی. خوش به حالت محمد. رفتی و راحت شدی از این دنیا. دیگه خسته شدم. شب و روزم شده گریه. می دونی محمد دیگه حتی دکترهایِ تهران هم پروین رو جوابش کردن. گفتن که دیگه از دست شون کاری ساخته نیست. هر چند می دونم که همه چیز رو می دونی اما بگذار بگم و عقده ام رو وا کنم. خسته شدم از بس نتونستم چیزی بگم. بذار حرف بزنم. بذار درددل کنم. هر چند می دونم که همه چیز رو خیلی خوب می دونی. کارم شده گریه کردن. پروین دیگه غذا هم نمی تونه بخوره. دست هاش دیگه حرکت ندارن. می دونی محمد بچه مدرسه ای ها دارن برای امتحان آماده می شن. همکلاسی های پروین هر چند وقت می آن و بهش سر می زنن. دلم خوش بود که می تونه امسال برهِ دانشگاه. کاش این جا بودی محمد. پیش من. پیش دخترت. محمد پروین حرف هم نمی تونه بزنهِ اما کارهایی می کنه که آتش به جگرمون می ریزه. زُل می زنه به یه جا و اشک می ریزه. همین امروز زل زده بود به عکست که روی تاقچه است. خیلی وقته که به من سر نزدی. قبلاً با معرفت تر بودی محمد. به تو احتیاج دارم. خیلی زیاد. دوست دارم باهات درددل کنم. دستمون خیلی تنگ شده. بی چاره آقاجون. هر چی داشت خرج کرد. مامان گفت که بریم مشهد. پابوس امام هشتم علیه السلام . نمی دونم چی بگم. اگه بریم می ترسم توی راه حال پروین بدتر بشه. به آقاجون گفتم هر طور صلاح می دونن انجام بدن. دعا کن محمد. دعا کن. باور کن دیگه بریدم. دیگه خسته شدم از این دنیا.
والسلام، همسرت
جمعه ۲۷ خرداد
عزیزم سلام. ما الان قم هستیم. دیروز از کرمانشاه حرکت کردیم که بریم تهران و از اون جا هم بریم مشهد. اما توی راه حال پروین خیلی خراب شد. تشنجّش شدیدتر شد. تصمیم گرفتیم چند روزی قم بمونیم. الان ساعت ۵/۶ صبحه. ما حدود ساعت ۲ رسیدیم مسافرخانه. من و آقاجون و مامان نشستیم پیش پروین. دخترت نمی تونه بخوابه. نه می خوابه نه حرف می زنه. فقط زل می زنه به یه جا. دارم دق مرگ می شم. اتاق مون نزدیک حرم حضرت معصومه علیهاالسلام است. وقتی رسیدیم قم نزدیک پلیس راه آقاجون از میون چراغ های روشن شهر حرم رو با اون چراغ های زرد و طلایی رنگش به ما نشون داد و شروع کرد گریه کردن. همون جا بند دلم رو گره زدم به گنبد طلایی بارگاه دختر آقا موسی بن جعفر علیه السلام خواهر امام هشتم علیه السلام . اشک مجال دیدن رو از من گرفته بود. دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم. آقاجون و مامان با این که خودشون هم گریه می کردن از من می خواستن صبر کنم. دست بردم زیر چونه ی پروین و صورتش رو گرفتم طرف گنبد طلا. گفتم خانم دخترمو می بینی. از تو می خوامش. می خواستیم بریم پیش داداشت امام رضا علیه السلام . شاید قسمت بود که اول بیاییم پیش شما. گفتم خانم تو رو به پهلوی شکسته ی مادرت خانم. خانم تو رو به هر چی و هر کسی که دوست داری. بچه ام یتیمه. من شفای اونو از تو می خوام. پروین زل زده بود به گنبد طلا. اون هایی که توی ماشین صدای من رو می شنیدن اشکشون در اومد. چندتایی هم صدای گریه شون می اومد. مامان دست انداخته بود دور گردنم و می گفت که مطمئنه حضرت معصومه علیهاالسلام پروین رو شفا می ده. حالا که فکر می کنم می بینم که من هم همین احساس رو دارم. من هم مطمئنم که از حرم دست خالی بر نمی گردیم . امروز قراره بریم
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری