خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعامل امام علی(ع) با خلفا در جهت وحدت اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعامل امام علی(ع) با خلفا در جهت وحدت اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
23دقیقه
14ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام :

 از جمله وجوهی که می توانیم در مبحث عقل و دین آن را مطرح ساخته و مورد تامل و بررسی قرار دهیم و از آن منظر در بحث عقل و دین نظر افکنیم، نسبت عقل و تجربه دینی است.در این منظر مراد از عقل معارف انتزاعی، تحلیلی و استدلالی و یا به تعبیری شهود و تجربه عقلانی است و مقصود از تجربه دینی تجربیاتی است که در قالب سه دسته از رویدادها رخ می دهد: ۱.وحی، تجربه ای است متعالی و برین که صرفا در ارتباط انبیای الهی علیهم السلام با خداوند رخ می دهد.این رخداد تجربی تنها مربوط به انبیای الهی است.۲.احساسات و حالات درونی که از وضعیتی معنوی برخوردارند; حالات معنوی و دینی که در نتیجه ارتباط با خداوند یا امور دینی برای انسان حاصل می شود; از قبیل خشوع، خشیت، خوف از خداوند، احساس محبت، شوق و… به خداوند.۳.تجارب عرفانی، کشف و شهودهایی که علاوه بر انبیا و اولیا، انسان های سالک و اهل عرفان و معنا نیز از آن ها برخوردارند.

در این مقال در پی بررسی نسبت تجربه دینی، به معنای تجربه عرفانی، با عقل هستیم.

وجود شخصیت عرفانی در نزد امیر المؤمنین علیه السلام

نخستین گام در طریق بررسی نسبت عقل و تجربه دینی، تایید و پذیرش وجود شخصیت عرفانی در نزد امام علیه السلام می باشد.آنگاه پس از این مرحله می توان این پرسش را مطرح ساخت که نسبت تجربه عرفانی حضرت با عقل و خردورزی چیست؟ برای تایید و پذیرش شخصیت عرفانی امام علیه السلام می توان از دو راه سود برد: نخست، از طریق اوصاف و احوال و بیانات آن حضرت.دوم، با استناد به نظرات اهل معنا و عرفان.

۱.اوصاف واحوال و بیانات

تاملی در احوال و اوصاف و بیانات و سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام کاملا آشکار می سازد که شخصیت ایشان از عرفان و سلوک و کشف و شهود آکنده است و ساحت عرفانی ضلعی از اضلاع وجود مبارک آن حضرت و یا به تعبیری دیگر لایه ای ژرف و بنیادین از شخصیت ایشان است.امام در طول عمر خویش همانند مردم جامعه و در میان آن ها و با آداب معمول جامعه زندگی می کردند.البته، تشخص و عظمت معنوی ایشان سبب شاخص بودن امام می شد، اما نه آن که این تشخص معنوی رنگ آداب و رسوم خاصی به خود بگیرد در اینجا به بخشی از سخنان آن حضرت که بیانگر بلندای شخصیت عرفانی آن بزرگوار است، اشاره می شود:

– اگر پرده برداشته شود، چیزی بر یقین من نمی افزاید. (۱)

– آن رشد و هدایتی که من در پیش گرفته ام مبتنی بر بینایی از درون خود و یقین از جانب پروردگارم است.من به طور قطع مشتاق لقاء خدایم. (۲)

– فرو رفته ام در علمی که پنهان است، و اگر ظاهر گردانم آنچه را که می دانم، هر آینه شما مضطرب و لرزان خواهید شد، مانند لرزیدن ریسمان در چاه عمیق. (۳)

– من نور وحی و رسالت را می دیدم و نسیم نبوت هم به مشام من می رسید. (۴)

– من بر راه های آسمان (معنویت) داناتر از راه های زمین هستم. (۵)

– خدایا! من تو را به خاطر بیم از کیفرت و یا به خاطر طمع در بهشتت پرستش نکرده ام، من تو را بدان جهت پرستش کردم که شایسته پرستش یافتم. (۶)

– من شما را برای خدا می خواهم و شما مرا برای خودتان می خواهید. (۷)

– امکان ندارد که هوا و هوس بر من پیروز شود و حرص و طمع مرا بر سر سفره های رنگارنگ بکشاند. (۸)

– سوگند به خدا اگر همه کره زمین را با آنچه که زیر افلاک آن است، به من بدهند که خدا را با گرفتن پوست جویی از دهان مورچه ای معصیت نمایم، چنین کاری نخواهم کرد. (۹)

– به خدا سوگند باکی ندارم که من وارد مرگ شوم یا مرگ به من روی بیاورد…به خدا سوگند فرزند ابیطالب به مرگ مانوس تر است از کودک شیرخوار به پستان مادر. (۱۰)

– [اهل سلوک] عقلش را زنده ساخته و شهواتش را میرانده است، تا آن جا که جسمش به لاغری گراییده و خشونت و غلظت اخلاقش به لطافت تبدیل شده، برقی پرنور در وجودش درخشیده و راه هدایت را برایش روشن ساخته. (۱۱)

– خداوند متعال در هر برهه ای از زمان و در زمان هایی که پیامبری در میان مردم نبوده است بندگانی داشته و دارد که در سر ضمیر آن ها با آن ها راز می گوید و از راه عقل هایشان با آنان تکلم می کند. (۱۲)

– فرشتگان آنان [اهل معنا] را در میان گرفته اند، آرامش بر ایشان فرود آمده است، درهای ملکوت بر روی آنان گشوده شده است…با این که در دنیا هستند گویا آن را رها کرده و به آخرت پیوسته اند.آن ها ماورای دنیا را مشاهده کرده اند، گویا از پشت دیوار این جهان سربرآورده و به جهان برزخیان می نگرند و اقامت طولانی آن جا را مشاهده می کنند و گویا رستاخیز وعده های خود را برای آن ها عملی ساخته است.آن ها این پرده ها را برای جهانیان کنار زده اند، حتی گویا چیزهایی را می بینند که دیگران نمی بینند و مطالبی را می شنوند که دیگران نمی شنوند. (۱۳)

– علم و دانش با حقیقت و بصیرت بر قلب های آنان [اهل معنا] هجوم آورده است و روح یقین را لمس کرده اند. (۱۴)

کلامی عرفانی در باب «حقیقت »

روزی کمیل از امام در باب حقیقت سؤال نمود.پس از سخنانی که میان امام و کمیل رد و بدل شد، امام شروع به سخن در باب حقیقت کردند.پس از پایان هر مقطع از سخنان امام، کمیل طلب توضیح بیش تری می نمود.حاصل سخن امیرالمؤمنین علیه السلام چنین است: حقیقت عبارت است از کشف انوار جلال بدون اشاره، محو و برطرف شدن موهوم است و هشیاری معلوم، هتک و پاره شدن پوستش است به سبب غلبه سر، نوری است که می تابد و اشراق می شود از صبح ازل، پس آثار آن بر هیاکل توحید آشکار می گردد.با درخواست توضیح بیش تر کمیل، امام فرمودند: چراغ را خاموش کن که به تحقیق صبح طالع گشته است. (۱۵)

سید حیدر آملی عارف قرن هشتم هجری در باب این کلام امام می فرماید: این کلام محتاج به بسط و شرح طولانی است و لیکن معنای کلام اخیر – چراغ را خاموش کن که به تحقیق صبح طالع گشته است – آن است که می خواهند بفرمایند که بعد از این اظهار و بیان تام و کامل و کشف جلی عیانی، ساکت شو از سؤال کردن از زبان عقل و مقام قلب و مرتبه سلوک; چون که به تحقیق طالع شد اوایل خورشید حقیقت و ظاهر شد شعاع آن در آفاق و تو بعد از آن محتاج نیستی به سؤال از زبان عقل که آن مانند چراغ است نسبت به شعاع خورشید.ومقصوداین است که شخص زمانی که به مقام کشف و مشاهده رسید، سزاوار نیست که از طریق مجادله و مباحثه، مقصود را طلب نماید.چون کشفیات و ذوقیات قابل عبارت و اشارت و سؤال و جواب نیستند، چنان که اول اشاره فرمود به آن که: کشف انوار جلال است بدون اشاره.

و از جهت این مقام است که عارفی گفت: کسی که شناخت خدا را، زبانش کلید می گردد یعنی آن که از راه مشاهده و ذوق خدا را شناخت زبانش از عبارت و اشارت در رنج و تعب می افتد. (۱۶)

و عارفی دیگر در ترجمه عرفانی سخنان حضرت چنین می نویسد:

«حقیقت، مشاهده بی حجاب انوار جلال سلطان احدیت است بدون اشاره به مظاهر جمال، ابر موهوم را محو کردن و جمال خورشید حق را آشکار دیدن است، این که سلطان عشق بر باطن مسلط و غالب شود و پرده های ظاهر را به کلی بدرد، مجذوب شدن قلب عارف است به جذبه وصف توحید، نوری است که از صبح ازل تابش کرده و آثار و اشعه اش بر هیاکل و مظاهر توحید پدیدار آید.و در نهایت حضرت فرمود: چراغ انیت را خاموش کن که صبح حقیقت طلوع کرد…و در برابر اشراق شمس حقیقت یعنی حقیقت الهیه در قلب، عارفی فانی باش که اینجا عارف جانش غرق دریای حیرت و محترق به ناز عشق حق و حقیقت گردد و در او اثری از آثار خودی و انسانیت نماند» . (۱۷)

ادعیه علوی آینه عرفان علی علیه السلام

عرفان امیرالمؤمنین علیه السلام را می توان در آینه ادعیه آن حضرت نیز جویا شد. مطالعه دعاهای برجای مانده از امام ما را با ابرمردی روبرو می سازند که در اوج عرفان و بلندای معنا قرار داشته و از افراشتگی معنوی چشمگیری برخوردار است.راز و نیازهای این بزرگوار و دعاهای ایشان از کیفیت و کمیت چشمگیری برخوردار است، به گونه ای که در برخی مجموعه های دعایی حدود ۱۵۰ دعا از آن حضرت در موضوعات و مطالب مختلف نقل شده است. (۱۸)

آیا جز این است که این مقدار دعا که گاهی تعداد صفحات برخی از آن ها به بیش از بیست صفحه می رسد و مجموع آن ها بالغ بر صدها صفحه می گردد، خود بهترین دلیل بر پیوستگی عمیق روح آن حضرت با روح جهان و وجود نامتناهی الهی است؟

و اما در باب کیفیت اعجاب انگیز دعاها و مناجات های حضرت که خود دلیل محکم تری بر وجود جنبه عرفانی ایشان است، می توان فرازهای متعددی را از محتوای راز و نیازهای علوی ذکر نمود.در اینجا به گزیده هایی چند از این فرازها اشاره می شود:

– معبودا! به عزت و جلالت سوگند اگر روزهای دراز مرا با کند و زنجیر (کیفرت) ببندی و قرین و همدم سازی، و تنها از میان همه مردم مرا از عطای خویش بازداری و میان من و مردمان (والامقام) گرامی حایل شوی، هیچ گاه امید من از تو قطع نشود، و روی امیدی را که به عفو و گذشت تو دارم به سوی دیگری بازنگردانم…معبودا! چگونه دلی را که در دنیا از محبت خودت آکندی در دوزخ به آتش سوزان دچارش سازی…خدایا چه سخت شوق دیدار تو را دارم…الهی اگر مرا به دوزخ ببری دوزخیان را با خبر می کنم که من کسی بودم که تو را به یگانگی پرستش کرده و دوستت می داشتم… (۱۹)

– خدایا! اگر مرا هزار سال عذاب کنی، رشته امید من از درگاه تو قطع نمی شود.

– گیرم که ای معبود و آقا و مولا و پروردگارم، من بر عذاب تو صبر کنم، اما چگونه بر دوری از تو طاقت آورم. (۲۰)

– خداوندا! اگر مرا به دوزخ ببری به دوزخیان اعلام می کنم که تو را دوست دارم.. .خدایا دلی به من ده که اشتیاق به تو موجب نزدیکیش گردد. (۲۱)

یکی از فرازهای بسیار شگفت مناجات شعبانیه امام علی علیه السلام مناجات زیر است:

«الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک.» ;

– خداوندا! انقطاع کاملی را از خلق به سوی خود، به من عنایت کن و دیده های قلبمان را به نور توجهشان، به سوی خود روشن گردان تا دیدگان قلب پرده های نور را پاره کند و به معدن و مخزن اصلی بزرگی و عظمت برسد و ارواح ما آویخته به عزت مقدست گردد. (۲۲)

عنایت خاص عرفا به مناجات شعبانیه

در عرفان اسلامی شیعی یکی از منازل بسیار ارجمند برای سالک مراقب، ماه شعبان است. (۲۳)

و در این ماه یکی از اعمال بسیار با اهمیت خواندن مناجات شعبانیه است که از دعاهای بسیار والای معنوی امام علی علیه السلام است.یکی از عرفای اخیر، مرحوم حاج میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، در باب این مناجات چنین می نویسد:

«مناجات معروف شعبانیه که از حضرت امیر علیه السلام و دیگر امامان معصوم گزارش شده، مناجاتی بسیار ارجمند و گرانبهاست.آنان که اهل مناجات و نیایش هستند، این مناجات را سخت دوست دارند و به خاطر آن با شعبان انس و آشنایی بسیار دارند و فرا رسیدن آن را مشتاقانه انتظار می کشند.در این مناجات معارف فراوانی نهفته است، به ویژه درباره آداب و آیین بندگی کردن، شیوه و شگرد با خدا روبه رو شدن، چگونه از او درخواست کردن، چگونه با او راز گفتن، و چگونه زبان به عذر و پوزش گشادن و چگونه امیدواری به او را استوار داشتن.نیز در این مناجات درباره معنی و مفهوم لقاء خدا، دیدار خدا، قرب خدا و نگاه به خدا نشانه های لطیف و نکته های دلپذیری آمده است; نشانه ها و نکته هایی که جایی برای دودلی سالکان، شبهه منکران و شک و گمان ناباوران در این مقوله ها برجای نمی گذارد. درباره خودشناسی و این که خودشناسی زمینه و زاینده خداشناسی است، نیز نکته های نغز و پرمغزی در این مناجات آمده است…مردم شان و شکوه مناجات و ارج و ارز آن را نمی شناسند و نمی دانند که مناجات ها از چه مایه معارف بلند و ارجمندی سرشارند; معارف شکوهمندی که جز آنان که از راه مکاشفه و با شیوه شهود بدان ها دست یافته اند، کس دیگری آن ها را و حد و حدود آن ها را و شان و شکوه آن ها را نمی شناسد و نمی دانند که دستیابی به این مقامات و معارف از راه مکاشفه و شهود، از ارجمندترین و گرامی ترین نعمت های اخروی است » . (۲۴)

امام خمینی رحمه الله نیز پس از تکریم و اذعان به وجود مضامین عالی در مناجات شعبانیه و با اشاره به فراز خاص این مناجات که پیش تر نقل شد، می فرمایند: «ائمه طاهرین علیهم السلام بسیاری از مسایل را با زبان ادعیه بیان فرموده اند، لسان ادعیه با لسان های دیگری که آن بزرگواران داشتند و احکام را بیان می فرمودند خیلی فرق دارد.اکثرا مسائل روحانی، مسائل ماوراء طبیعت، مسائل دقیق الهی و آنچه را مربوط به معرفه الله است با لسان ادعیه بیان فرموده اند» . (۲۵)

امام خمینی در باب حجب ظلمانی و نورانی می فرمایند: «توجه به غیرخدا انسان را به حجاب های ظلمانی و نورانی محجوب می نماید، کلیه امور دنیوی اگر موجب توجه انسان به دنیا و غفلت از خداوند متعال شود باعث حجب ظلمانی می شود، تمام عوالم اجسام حجاب های ظلمانی می باشد و اگر دنیا وسیله توجه به حق و رسیدن به دار آخرت باشد حجاب های ظلمانی به حجب نورانی مبدل می گردد و «کمال انقطاع » آن است که تمام حجب ظلمانی و نورانی پاره و کنار زده شود تا به مهمانسرای الهی که معدن عظمت است بتوان وارد گردید، لهذا در این مناجات از خداوند متعال بینایی و نورانیت قلبی طلب می کنند تا بتوانند حجب نورانی را دریده به معدن عظمت برسند» . (۲۶)

شخصیت عرفانی علی علیه السلام در کلام اهل معنا و عرفان

طریق دوم برای کشف جنبه عرفانی شخصیت مولا علی علیه السلام و تایید این جنبه در آن حضرت، رجوع به اقوال و بیانات اهل معنی و عرفان است.در این جا به بیانات برخی از اهل معنا و عرفان اشاره می شود و نخست از فرمایشات پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سود خواهیم برد:

درکلام نبی صلی الله علیه و آله

سرور اهل معنا و قافله سالار اهل باطن، پیامبراکرم صلی الله علیه وآله، که درباره احوال خود می فرماید: «برای من با خدا وقتی است که در آن وقت ملک قرب و یا نبی مرسلی، وسعت مرا ندارد» ; یعنی مرا با خداوند حال و ارتباطی است که برای احدی اطلاع از آن حالت ممکن نیست و این حال برای هیچ کس کشف نمی گردد، (۲۷) در باب امام علی علیه السلام نکاتی را بیان فرموده اند که می تواند مؤید مقام عرفانی مولی باشد:

الف.علی شیفته و بی قرار ذات الهی است. (۲۸)

ب.ای علی تو می شنوی آنچه را که من می شنوم و می بینی آنچه را که من می بینم مگر این که تو نبی نیستی… (۲۹)

در تایید این سخن در خطبه قاصعه، علی علیه السلام می فرمایند: در موقع نزول وحی به رسول الله ناله مخصوص شیطان را شنیدم.عرض کردم یا رسول الله این صدای چیست؟ حضرت فرمود: این شیطان است که از عبادت کردن انسان ها به خودش مایوس شده است. (۳۰)

ج.زمانی که علی علیه السلام پس ازفتح خیبر بر رسول خدا وارد شد، پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: اگر نمی ترسیدم از این که بگویند درباره تو طایفه ای از امت من آنچه را که نصارا درباره مسیح گفتند، هر آینه امروز درباره تو گفتاری وسخنی رامی گفتم که بواسطه آن بر هر جمعی عبورکنی و بگذری، خاک قدمت را به جهت شفا برگیرند، به سبب پاکی و طهارت تو… (۳۱)

در زیارت جامعه کبیره

یکی از زیارت های معروف که برای زیارت ائمه معصومین علیهم السلام و از جمله امام علی علیه السلام خوانده می شود و از امام علی النقی علیه السلام نقل شده است، زیارت جامعه کبیره است.این زیارت حاوی یک دوره کامل و دقیق امام شناسی است و اوصاف و ویژگی های برجسته ائمه معصومین علیهم السلام را در بردارد.از آنجا که این اوصاف در مورد امام علی علیه السلام نیز صدق می کند، تاملی در این ویژگی ها می تواند مؤید و مثبت مقام عرفانی امام باشد.فرازهایی از این زیارت چنین است:

«سلام بر شما که محل آمد و شد ملائکه هستید و محل نزول وحی و خزینه داران علم و مکان های شناسایی خدا، و معدن های حکمت خداوندی و حافظان سر الهی و کاملان در محبت الهی و مخلصان در توحید الهی، خداوند شما را به دانش خود برگزید و شما را به امور غیبی خود انتخاب نمود و برای راز و سر خود شما را اختیار کرد و به روح خود شما را تایید فرمود.خداوند شما را حافظ سر خود و خزانه دارانی برای علم خود و پایه های توحید خود قرار داد.شما را از آلودگی پاک ساخت، خداوند شمارا به صورت نور آفرید و گرداگرد عرش خویش قرارتان داد، خداوند شما را به شریف ترین جایگاه گرامیان و بلندترین منازل مقربان رسانید» . (۳۲)

نزد مولوی

مولوی عارف قرن هفتم هجری در طی فرازهایی، ضمن برشمردن وجوه شخصیت و علو مقام معنوی مولی علی علیه السلام چنین می سراید:

ای علی که جمله عقل و دیده ای شمه ای واگو از آنچه دیده ای (۳۳) در این بیت روشن است که امام صاحب «دیده » یعنی کشف و شهود قلمداد شده و از طرف دیگر، شخصی مانند مولوی از حضرت طلب می کند تا از «دیده های » خویش او را نیز بهره مند سازد.

عطار نیشابوری

عطار، عارف قرن ششم هجری در کتاب تذکره الاولیا، که بیان زندگی و حال و مقام عرفانی اهل معناست، نخستین شخصیتی را که نام برده و از مقام والای عرفانی او سخن می راند، امام جعفرصادق علیه السلام است.لیکن در عبارات متعدد ایشان را منسوب به علی علیه السلام و یا او را با دیگر ائمه یک امر واحد می داند و وصف او را وصف تمام ائمه معصومین – و از جمله امام علی علیه السلام – می داند.حاصل آن که توصیف عطار از مقام معنوی و عرفانی امام صادق علیه السلام همانا ذکر عظمت عرفانی علی بن ابیطالب است.وی در فرازی چنین می آورد: و چون از اهل بیت، بیش تر سخن طریقت او گفته است، و روایت از او بیش آمده، کلمه ای چند از آن حضرت بیارم، که ایشان (اهل بیت) همه یکی اند.چون ذکر او کرده آمده، ذکر همه بود.نبینی که قومی که مذهب او (مذهب جعفری) دارند، مذهب دوازده امام دارند؟ یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی.اگر تنها صفت او گویم، به زبان عبارت من راست نیاید، که در جمله علوم و اشارات و عبارات، بی تکلف به کمال بود.و قدوه جمله مشایخ بود، و اعتماد همه بر او بود.و مقتدای مطلق بود و همه الاهیان را شیخ بود، هم عباد را مقدم بود و هم زهاد را مکرم، هم در تصنیف اسرار حقایق خطیر بود، هم در لطایف اسرار تنزیل و تفسیر، بی نظیر… (۳۴)

محیی الدین عربی

در نظر محققان، محیی الدین عربی، عارف قرن هفتم، بزرگ ترین عارف اسلام است; پیش از او و نیز پس از او کسی به پایه او نرسیده است.از این رو، او را «شیخ اکبر» لقب داده اند.عرفان اسلامی از بدو ظهور روز به روز تکامل یافت.در هر عصر و قرنی عرفای بزرگی ظهور کردند و به عرفان تکامل بخشیدند و بر سرمایه اش افزودند.این تکامل تدریجی بود، ولی در قرن هفتم به دست محیی الدین عربی «جهش » پیدا کرد و به کمال خود رسید.وی عرفان را وارد مرحله جدیدی کرد که سابقه نداشت.بخش عرفان نظری یا علمی به وسیله ابن عربی پایه گذاری شد.عرفای پس از او عموما ریزه خوار سفره او هستند. (۳۵)

ابن عربی در بحث از مساله ولایت (مقام فنا و بقای پس از فنا و عالی ترین مرتبه سیر و سلوک) پس از توصیف مقام پیامبراکرم صلی الله علیه وآله، امام علی علیه السلام را نزدیک ترین مردم به ایشان و واجد مقام ولایت دانسته اند: «او [ (پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله] سید عالم است به تمام هستی و اول ظاهر در عالم وجود است و وجودش از آن نور الهی و از هباء و از حقیقت کلی بود و در هباء عین او و عین عالم به همگی آن ظاهر و نمایان گشت و نزدیک ترین مردم به او علی بن ابیطالب بود که او سر انبیاء است » . (۳۶)

در عین حال که، عبارات ابن عربی در بحث ولایت چندگانگی هایی از خود نشان می دهد، (۳۷) لیکن باید توجه داشت که در نهایت، این عارف مؤسس، امام علی علیه السلام را نیز در زمره صاحبان مقام عظیم «ولایت عرفانی » می داند.

عرفای بسیار دیگری از اهل سنت و شیعه هستند که بر ولایت عرفانی مولا علی علیه السلام اذعان کرده اند.برای مثال، عارف اهل سنت شیخ مکی (قرن ۹ و ۱۰) می نویسد: «خاتم نوع اول از ولایت محمدی که جامع است میان تصرف صوری و معنوی و مقرون به خلافت باشد علی بن ابیطالب است.» و آنگاه حدیثی از پیامبر نقل می کند که مؤید ولایت علوی است: «من خاتم انبیا هستم و تو یا علی خاتم اولیا» . (۳۸)

و از میان عرفای شیعه می توان از سید حیدر آملی و آقا محمدرضا قمشه ای و…نام برد که قایل به ولایت علی بن ابیطالب می باشند. (۳۹)

سید حیدر آملی

سید حیدر آملی، عارف برجسته شیعی قرن هشتم با تاکید تمام، مقام عرفانی ائمه شیعه و از جمله علی بن ابیطالب را تایید کرده و این توهم را که این بزرگان از مقام عرفانی حظی نداشتند، به شدت رد می کند.ایشان امام علی را حامل اسرار نبوی و نیز کشف و شهود را از لوازم و توابع ولایت می داند که در نزد امام علی علیه السلام تحقق دارد.این عارف عالیقدر معتقد است که صوفیه حقیقی و اهل عرفان، خود را منسوب به امام علی و یا اولاد او مانند امام جعفرصادق علیه السلام و یا شاگردان و دست پروردگان آن حضرت مانند کمیل بن زیاد نخعی و حسن بصری می نمایند که در هر صورت در نهایت به امام علی علیه السلام مربوط و منسوب خواهند بود. (۴۰)

صدر المتالهین شیرازی

فیلسوف و عارف بزرگ قرن یازدهم، صدرالمتالهین شیرازی رحمه الله در شرح کبیر خود بر کافی در ذیل یکی از احادیث امام علی علیه السلام پس از آن که اقسام معرفت به خداوند را می شمارد، می گوید: این معرفت یا از طریق مشاهده و کشف و شناخت آشکار و یا از طریق تنزیه و تقدیس می باشد…شناخت نخستین، مادامی که نفس انسان به بدن تعلق دارد میسور کسی نمی گردد و این امر برای شخصیتی چون امام علی علیه السلام رخ می دهد که در این عالم مادی نیز آخرت در شخصیت او ظهور داشته و بر آن غلبه دارد.و این مقام – یعنی معرفت شهودی خداوند – جز برای شخصیتی مانند علی علیه السلام محقق نمی گردد. (۴۱)

ملاصدرا در کتاب مفاتیح الغیب خود نیز امام علی را جزو اهل الله خوانده و در وصف اهل الله می نویسد: اهل الله آن کسانی اند که دائم و پیوسته، چه در دنیا و چه در آخرت در مشاهده عیانی و همیشگی اند. (۴۲)

امام خمینی رحمه الله

امام خمینی رحمه الله در کتاب مصباح الهدایه در طی فرازهایی مقام عرفانی امام علی علیه السلام را آشکار ساخته است.در اینجا به دو فراز سخنان امام اشاره می شود:

۱.پیشوای عارفان حضرت امیرمؤمنان فرمود: من با پیامبران خدا در باطن بودم و به همراه رسول الله صلی الله علیه وآله در ظاهر بودم، پس علی علیه السلام صاحب ولایت مطلقه کلیه است و ولایت، باطن خلافت است و ولایت مطلقه کلیه باطن خلافت مطلقه کلیه است.بنابراین، آن حضرت با مقام ولایت کلیه اش در کنار همه کس ایستاده و شاهد اعمال او است و به همه چیز همراه است به معیت قیومی الهی که ظل معیت قیومی حقیقی الهی است. (۴۳)

۲.بدان ای عزیز که سفرهای چهارگانه عرفانی برای اولیای کمل نیز دست می دهد حتی سفر چهارم، چنانچه برای مولا امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش علیهم السلام نیز دست داده است. (۴۴)

سیری در تاریخچه عرفان در جهان اسلام

سرچشمه عرفان در تعلیمات معنوی اهل بیت و در راس آن ها حضرت علی علیه السلام بود که – البته – خود پرورده مکتب قرآن و افاضات نبوی بودند.لیکن سلسله های طریقت از میان اهل تسنن شروع شد و پس از آشنایی با تعالیم اهل بیت علیهم السلام، معارف اعتقادی و عملی ایشان ترکیبی از حقایق راستین و امور غیرحق را تشکیل داد.روح تشیع در مطالب عرفانی این گروه ها دمیده شده بود، اما مانند روحی که در پیکر آفت دیده ای جای گزیند و نتواند برخی از کمالات درونی خود را به طوری که شایسته است، از آن ظهور بدهد، سران طریقت دست به بیان دستورات گوناگونی زدند که سابقه ای در دین نداشت.به دنبال این مساله، جدایی طریقت از شریعت طرح گردید.مشی و طریق عرفانی و معنوی و حتی علمی اقلیت شیعه نیز به سبب تاثیر چنین اکثریتی در اجتماع، تحت الشعاع مشی و روش اهل سنت قرار گرفت و عرفان شیعی نیز به رنگ طریقت اهل تسنن درآمد. (۴۵)

البته در قرون اخیر، یعنی از قرون دهم هجری به این سو، عرفان شیعی به تدریج به سرچشمه های اصیل خود بازگشت و در مشی عرفانی و علمی، خود را تابع محض روش عرفانی امام علی علیه السلام واولاد ایشان قرار داد. (۴۶)

عرفان عملی و اخلاق

عرفان به دو حوزه متفاوت تقسیم می شود: بخش عملی و بخش نظری.بخش عملی عبارت است از بخشی که روابط و وظایف انسان را با خودش و با جهان و با خدا بیان می کند.این بخش از عرفان علم «سیر و سلوک » نامیده می شود.این قسمت عرفان بیان می کند که «سالک » برای این که به قله منیع انسانیت یعنی «توحید» برسد از کجا باید آغاز کند و چه منازلی و مراحلی را باید به ترتیب طی کند و در منازل بین راه چه احوالی برای او رخ می دهد و چه وارداتی بر او وارد می شود.البته همه این منازل و مراحل باید با اشراف و مراقبت یک انسان کامل و پخته که قبلا این راه را طی کرده و از رسم و راه منزل ها آگاه است، صورت گیرد.عرفان عملی مانند اخلاق است و یک علم عملی است، لیکن تفاوت هایی بنیادی با علم اخلاق متعارف دارد، بدین ترتیب که:

اولا، عرفان درباره روابط انسان با خودش و با جهان و با خدا بحث می کند و عمده نظرش درباره روابط انسان با خداست.حال آن که همه نظام های اخلاقی ضرورتی نمی بینند که درباره روابط انسان با خدا بحث کنند، فقط نظام های اخلاقی مذهبی این جهت را مورد عنایت و توجه قرار می دهند.

ثانیا، سیر و سلوک عرفانی، همان گونه که از مفهوم این دو کلمه پیداست، پویا و متحرک است، برخلاف اخلاق که ساکن است.یعنی در عرفان سخن از نقطه آغاز است و از مقصدی و از منازل و مراحلی که سالک به ترتیب باید طی کند تا به سرمنزل نهایی برسد. از نظر عارف واقعا و بدون هیچ شائبه مجاز، برای انسان «صراط » وجود دارد و آن صراط را باید بپیماید و مرحله به مرحله و منزل به منزل طی نماید و رسیدن به منزل بعدی بدون گذر کردن از منزل قبلی ناممکن است.بنابراین، از نظر عارف روح بشر مانند یک گیاه و یا یک کودک است و کمالش در نمو و رشدی است که طبق نظام مخصوص باید صورت گیرد.ولی در اخلاق صرفا سخن از یک سلسله فضایل از قبیل: راستی، درستی، عدالت، عفت، احسان، انصاف، ایثار و مانند آن است که روح باید به آن ها مزین و متجلی گردد.از نظر اخلاق روح انسان مانند خانه ای است که باید با زیورها و زینت ها و نقاشی ها مزین گردد، بدون این که ترتیبی در کار باشد که از کجا آغاز شود و به کجا ختم گردد.به عکس در عرفان، عناصر اخلاقی به صورت متحرک و پویا، با ترتیب و سیر و مراحل خاص و با تقدم و تاخر دقیق اعمال مطرح می شود.

ثالثا، عناصر روحی اخلاقی محدود به مفاهیمی است که غالبا آن ها را می شناسند، اما احوال روحی عرفانی بسی گسترده تر است.در سیروسلوک عرفانی از یک سلسله احوال وواردات قلبی سخن می رودکه منحصرا به یک «سالک راه » در خلال مجاهدات و طی طریق ها دست می دهد و مردم دیگر از این احوال و واردات بی بهره اند. (۴۷)

رابعا، عرفان عملی مقدمه و زمینه ساز تحقق یک جهان بینی خاص، یعنی جهان بینی عرفانی یا عرفان نظری، است، ولی اخلاق مقدمه یک جهان بینی خاص نیست. (۴۸)

خامسا، غایت عرفان عملی شهود هستی برین و وصول به توحید عرفانی است، ولی غایت اخلاق تزیین نفس با صفات عالی اخلاقی برای آرامش روانی یا سعادت اجتماعی – و یا در اخلاق های متعارف دینی برای کسب بهشت و تقرب به خداوند – است. برخی نیز هدف از اخلاق را تربیت نفوس مهذب و پاک قرار می دهند.

عرفان نظری و فلسفه

بخش دیگر عرفان، که عرفان نظری است، مربوط به تفسیر هستی، یعنی تفسیر خدا و جهان و انسان، است.برخی از محققان برای آن که ماهیت عرفان نظری آشکارتر گردد، به مقایسه آن با وجودشناختی فلسفی یا فلسفه هستی پرداخته اند و معتقدند که عرفان در بخش نظری خود مانند فلسفه است که در مقام تفسیر و توضیح هستی است.و همچنان که فلسفه و متافیزیک برای خود موضوع، مبادی و مسائلی معرفی می کند، عرفان نیز، موضوع و مسائل و مبادی خاصی را معرفی می کند.ولی البته، فلسفه در استدلالات خود تنها به مبادی و اصول عقلی تکیه می کند و عرفان مبادی و اصول به اصطلاح کشفی را مایه استدلال قرار می دهد و آنگاه آن ها را به زبان عقل توضیح می دهد.

استدلالات عقلی فلسفی مانند مطالبی است که به زبانی نوشته شده باشد و با همان زبان اصلی مطالعه شود، ولی استدلالات عرفانی مانند مطالبی است که از زبان دیگر ترجمه شده باشد; یعنی عارف آنچه را که با دیده دل و با تمام وجود خود شهود کرده است با زبان عقل توضیح می دهد. (البته با درجاتی که در بین عرفا در بکارگیری این زبان وجود دارد.) تفسیر عرفان از هستی و به عبارت دیگر، جهان بینی عرفانی هستی، با تفسیر فلسفه از هستی تفاوت های عمیقی دارد.از نظر فیلسوف، هم خدا اصالت دارد و هم غیر خدا، الا این که خدا واجب الوجود و قائم بالذات است و غیرخدا ممکن الوجود و قائم بالغیر.ولی از نظر عارف، غیرخدا به عنوان اشیایی که در برابر خدا قرار گرفته باشند، هرچند معلول او باشند، وجود ندارند، بلکه وجود خداوند همه اشیا را دربرگرفته است; یعنی همه اشیا اسما و صفات و شؤون و تجلیات خداوند هستند، نه اموری در برابر او.

نوع بینش فیلسوف با عارف متفاوت است.فیلسوف می خواهد جهان را فهم کند; یعنی می خواهد تصویری صحیح و نسبتا جامع و کامل از جهان در ذهن خود داشته باشد، از نظر فیلسوف حد اعلای کمال انسان به این است که جهان را آن چنان که هست با عقل خود دریابد به طوری که جهان در وجود او، وجود عقلانی بیابد و او جهانی شود عقلانی; یعنی فیلسوفی عبارت است از این که انسان جهانی بشود عقلی شبیه جهان عینی.ولی عارف کاری به عقل و فهم ندارد، عارف می خواهد به کنه و حقیقت هستی، که خداست، برسد و متصل گردد و آن را شهود نماید.از نظر عارف، کمال انسان به این نیست که صرفا در ذهن خود تصویری از هستی داشته باشد، بلکه به این است که با قدم سیر و سلوک به اصلی که از آنجا آمده است بازگردد و دوری و فاصله را با ذات حق از بین ببرد و در بساط قرب از خود فانی و به او باقی گردد.

ابزار فیلسوف عقل و استدلال و منطق است، ولی ابزار کار عارف دل و مجاهده و تصفیه و تهذیب و حرکت و تکاپو در باطن.در یک جمع بندی کلی می توان تفاوت عرفان و فلسفه را بدین ترتیب بیان کرد:

۱.از نظر فلسفه، هدف صرفا معرفت خداوند نیست، بلکه هدف معرفت نظام هستی است آن چنان که هست، معرفتی که هدف حکیم است نظامی را تشکیل می دهد که البته معرفه الله رکن مهم این نظام است، ولی از نظر عرفان، هدف منحصر به معرفه الله است.از نظر عرفان، معرفه الله معرفت همه چیز است.همه چیز در پرتو معرفه الله و از وجهه توحیدی باید شناخته شود و این گونه شناسایی فرع بر معرفه الله است.

۲.معرفت مطلوب حکیم، معرفت فکری و ذهنی است، نظیر معرفتی که برای یک ریاضی دان از تفکر در مسائل ریاضی پیدا می شود.ولی معرفت مطلوب عارف، معرفت حضوری و شهودی است، و از جهتی نظیر معرفتی است که برای یک آزمایشگر در آزمایشگاه حاصل شود، حکیم طالب علم الیقین است و عارف، طالب عین الیقین (و بلکه حق الیقین) .

۳.وسیله ای که حکیم به کار می برد عقل و استدلال و برهان است، اما وسیله ای که عارف به کار می برد قلب و تصفیه و تهذیب و تکمیل نفس است.حکیم می خواهد دوربین ذهن خود را به حرکت درآورد و نظام عالم را با این دوربین مطالعه کند، اما عارف می خواهد با تمام وجودش حرکت کند و به کنه و حقیقت هستی برسد و مانند قطره ای که به دریا می پیوندد، به حقیقت بپیوندد.

۴.کمال فطری و مترقب انسان از نظر حکیم، فهمیدن است و کمال فطرت و مترقب انسان از نظر عارف، رسیدن است.از نظر حکیم، انسان ناقص مساوی است با انسان جاهل و از نظر عارف، انسان ناقص مساوی است با انسان دور و مهجور مانده از اصل خویش.

۵.در عرفان برای وصول به مقصد نیازمند تلاش و سیر و سلوک عملی هستیم، ولی در فلسفه سیر و سلوک وجود ندارد. (۴۹)

تفاوت عرفان امام علی علیه السلام با سیر عرفان در تاریخ مسلما
نان

سیر عرفان در جهان اسلام در عین حال که، از سرچشمه جوشان علوی بهره مند و متاثر بود، اما چنان نیست که در سیر خود توانسته باشد تمام زوایای عرفان علوی را در خود بگنجاند.در اینجا به بیان برخی تفاوت های عرفان علوی و عرفان تاریخ مسلمانان می پردازیم. (۵۰)

۱- طبقه خاص اجتماعی با آداب و رسوم خاص

عرفان تاریخی مسلمانان واقعیتی است که از دو جنبه می توان در باب آن سخن گفت: یکی از جنبه فرهنگی که مربوط به بحث عرفان عملی و نظری است و دیگر از جنبه اجتماعی.در باب جنبه اجتماعی عرفان باید گفت: عرفا با سایر طبقات فرهنگی اسلامی از قبیل مفسران، محدثان، فقها، متکلمان، فلاسفه، ادبا، شعرا و…یک تفاوت مهم دارند و آن این که علاوه بر این که، یک طبقه فرهنگی هستند و علمی را به نام عرفان به وجود آورده و دانشمندان بزرگی در میان آن ها ظهور کرده و کتب مهمی تالیف نموده اند، یک فرقه اجتماعی با مختصاتی مخصوص به خود در جهان اسلام به وجود آورده اند.

بر خلاف سایر طبقات فرهنگی از قبیل: فقها و حکما و مانند آنان، که صرفا طبقه ای فرهنگی هستند و یک فرقه مجزا از دیگران به شمار نمی روند، اهل عرفان در قالب فرهنگی، با عنوان «عرفا» و در قالب اجتماعی، با عنوان «متصوفه » یاد می شوند. عرفا و متصوفه هرچند یک انشعاب مذهبی در اسلام تلقی نمی شوند و خود نیز مدعی چنین انشعابی نیستند و در همه فرق و مذاهب اسلامی حضور دارند، در عین حال، یک گروه وابسته و به هم پیوسته اجتماعی هستند.یک سلسله افکار و اندیشه ها و حتی آداب مخصوص در معاشرت ها و لباس پوشیدن ها و احیانا آرایش سر و صورت و سکونت در خانقاه ها و…به آن ها به عنوان یک فرقه مخصوص مذهبی و اجتماعی رنگ مخصوص داده است. (۵۱)

حاصل آن که، از دیرباز صوفیه به صورت فرقه و گروه مشخص و ممتازی درآمده با شعارها و علایم مخصوص شناخته می شوند.برخی از آداب صوفیه عبارتند از: خانقاه یا رباط و تکایا که محلی است برای اجتماع صوفیه جهت انجام مراسم و اعمال اختصاصی خویش.

خرقه یا مرقعه: لباس پشمی که در اثر فرسودن و پاره شدن وصله هایی بر آن زده باشند.

سماع: سماع به طریق آواز خواندن یک نفر و شنیدن دیگران یا سرود خواندن با دف و نی و نظایر آن ها یا بدون ساز و همچنین با رقص و یا بدون رقص و وجد متداول بوده است.

سیاحت و سفر: از لوازم سفر عصا و کشکول و میان بند است که همراه داشتن آن ها را سنت می دانستند. (۵۲)

در عرفان علوی، در نزد امام علی علیه السلام و یا دست پروردگان ایشان، اثری از این که به عنوان یک گروه خاص و با آداب خاصی باشند، دیده نمی شود.امام در طول عمر خویش همانند مردم جامعه و در میان آن ها و با آداب معمول جامعه زندگی می کردند.البته، تشخص و عظمت معنوی ایشان سبب شاخص بودن امام می شد، اما نه آن که این تشخص معنوی رنگ آداب و رسوم خاصی به خود بگیرد و طبقه خاص و جمع ویژه ای را – همانند آنچه در میان برخی صوفیه رخ داد – تحقق بخشد.

۲- تصوف زاهدانه و عاشقانه

برخی از محققان برآنند که در تاریخ عرفان اسلامی می توان دو مرحله را از هم تفکیک کرد: دوره تصوف زاهدانه و دوره تصوف عاشقانه.نماینده مکتب زهدی و خوفی در عرفان ابوحامد محمد غزالی است.در آثار عرفانی این سالک، مانند کیمیای سعادت یا احیاء علوم الدین، خوف از خداوند موج می زند.او خود را در مقابل خداوند در کمال کوچکی می یابد.مهابت خداوندی او را چنان در کام می کشد که از وی هیچ چیز باقی نمی گذارد.اذعان به تهیدستی و کوچکی و بی پناهی و عجز مطلق در برابر قادر مطلق، نهایت پیام غزالی است.

طریق دوم عرفان عاشقانه است.در این طریق، راه درمان رذایل عاشق شدن است.باید به مقام «حب » رسید، از فانی دل برکند و بر باقی دل نهاد.عشق بزرگ ترین آموزگار فنا و فداکاری است و برای زدودن خودخواهی و خودپسندی، به زدودن رذایل می پردازد.در تصوف عاشقانه رابطه انسان با خدا رابطه محب و محبوب است و حب دو طرفه است: یحبهم و یحبونه.

عاشقی تمرین پالایش است و مکتب عشق مکتب تصفیه و تخلیص است.از بزرگان تصوف عاشقانه مولوی است:

هر که را جامه زعشقی چاک شد او زحرص و عیب کلی پاک شد شادباش ای عشق خوش سودای ما ای طبیب جمله علت های ما ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما (۵۳)

از شخصیت های دیگر، می توان از رابعه عدویه نام برد که محبت و عشق و شوق الهی در سخنان او موج می زند.از وی نقل شده است که می گفت: «الهی مرا از دنیا هر چه قسمت کرده ای، به دشمنان خود ده، و هر چه از آخرت قسمت کرده ای به دوستان خود ده، که ما را تو بسی » یا می گوید: «خداوندا اگر تو را از خوف دوزخ می پرستم، در دوزخم بسوز، و اگر به امید بهشت می پرستم، بر من حرام گردان.و اگر از برای تو، تو را می پرستم، جمال باقی از من دریغ مدار» . (۵۴)

در باب عرفان امام علی علیه السلام می توان گفت که امام اساسا رابطه ای عاشقانه و توام با حب و شوق نسبت به خداوند داشته است.امام، چنان که در فرازهای ادعیه ایشان آشکار است، در جملات متعدد و در قالب الفاظ و تعابیر گوناگون شیفتگی و حب قلبی خویش را نثار حق تعالی می کند و تا آنجا پیش می رود که لهیب جان سوز آتش جهنم را نیز مانع از حب و ابراز حب خودنسبت به خداوندنمی داند. مناجات های امام در دعای کمیل، شعبانیه و…این نکته را نیز آشکار می کنند که مهابت و عظمت الهی و هیبت هستی شناختی خداوند و نفوذ غیرقابل تصور او بر جهان هستی و دیدگان تیز و خطاناپذیر حق تعالی و واقعیت «عکس العمل الهی » در قبال افعال و…، از نظر علی علیه السلام پنهان نمانده است.علی علیه السلام هم از عشق خدا می سوزد و هم در عین حال، از عظمت و هیبت او رعشه بر اندامش می افتد.هم قیافه عاشقانه دارد و هم قعود خاشعانه و خائفانه، هم ندای “انامحب، محب، محب” سر می دهد و هم “اناالذلیل الحقیر المسکین المستکین” بر زبان جاری می سازد.

عنصر دیگر در مناجات های امام «خوف » است.البته، خوف علی علیه السلام در ارتباط با حب اوست نه در رابطه با داد و ستد و تجارت بهشت و جهنم.در این حالت خوف، از امکان بعد نسبت به معشوق حاصل می شود.

۳- شطحیات

شطح

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.