خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «عقل » و «تجربه دینی » از نگاه امام علی علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اهداف تربیت از دیدگاه امیرمؤمنان علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اهداف تربیت از دیدگاه امیرمؤمنان علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
34دقیقه
25ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بایستنی هایی در آیین زمامداری :

تشکیل مدینه فاضله انسانی و رسیدن به جامعه مدنی به مفهوم واقعی کلمه (۱)

تحقق دولت کریمه (۲) و نیل به حکومت صالحان، که یک نوید قرآنی است (۳) ، آرزوی همه انسان های مومن، آرمان خواه و آزاده است و دست یافتن به چنین آرمانی بس والا، همت های بلند، اندیشه هایی ژرف و قامت هایی نستوه می طلبد.

یکی از رهیافت های مهم و ارجمند که می تواند ما را در فراهم سازی اهداف بلند یاد شده یاری دهد تعلیم آیین زمامداری از کسی است که معلمش مالک و حاکم ملک و ملکوت است و تعلیم او بشری نیست بلکه از سرچشمه وحی و کریمه “و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون (۴) ” مایه گرفته است از کسی که باب علم پیامبر است: “انا مدینه العلم وعلی بابها” و چون به نص قرآن کریم: واتوا البیوت من ابوابها (۵) ، در حکومت داری نیز باید به آن بزرگوار تاسی جست.

مقاله حاضر، که برگرفته از بخش هایی از سخنان و رهنمودهای امیرمومنان علی(ع)است، گوشه ای از وظایف زمام داران را مشخص می کند.

اکنون با استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی نیل به اهداف دولت کریمه، بیش تر ازهر زمان فراهم شده و فرصتی است که باید آن را غنیمت شمرد: ان فی ایام دهرکم نفحات الا فترصدوا لها.

۱- ارتباط مستقیم با مردم و نداشتن سخن گو

مردم باید بتوانند بدون هیچ گونه مانعی با حاکم و یا کارگزاران او ملاقات کنند و مشکلات و نیازهای خود را با وی در میان بگذارند. این مهم را حضرت وصی(ع) در نامه ای به قثکم بن عباس که از جانب آن حضرت بر مکه معظمه حکم فرما بوده، گوشزد کرده است:

……… و لایکن لک الی الناس سفیر الا لسانک ، ولا حاجب الا وجهک ، و لاتحجبن ذاحاجه عن لقاءک بها… وانظر الی مااجتمع عندک من مال الله فاصرفه الی من قبلک من ذوی العیال و المجاعه… (۶)

وباید تو را به مردم پیغام رسانی نباشد مگر زبانت (هر چه می خواهی خودت به ایشان بگو! نه مانند گردن کشان پیغام بفرستی) و نه دربانی مگر رویت (هر که خواهد تو را بی مانع ببیند) و درخواست کننده ای را از ملاقات و دیدار خود جلوگیری مکن و بنگر (رسیدگی کن) به آن چه از مال خدا (بیت المال مسلمانان) نزد تو گرد می آید، پس آن را به کسان عیال مند و گرسنه نزد خود بده….

۲- پرهیز از ستایش گران، متملقان و چاپلوسان

حاکم اسلامی باید به گونه ای رفتار کند که ثناگویان و متملقان پی ببرند که او از هرگونه ستایش گری و تملق بیزار است و با این شیوه به آن ها میدان ندهد، خوش داشتن مدح و ثنا و تعریف و تمجید، از پست ترین حالات حاکم شمرده شده است:

و ان من اسخف حالات الولاه عند صالح الناس ان یظن بهم حب الفخر، ویوضع امرهم علی الکبر،و قد کرهت ان یکون جال فی ظنکم انی احب الاطرآء، و استماع الثناء، ولست بحمد الله کذلک، ولو کنت احب ان یقال ذلک لترکته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هو احق به من العظمه و الکبریاء، وربما استحلی الناس الثناء بعد البلاء، فلا تثنو علی بجمیل ثناء لاخراجی نفسی الی الله و الیکم من البقیه فی حقوق لم افرغ من ادائها، و فرائض لابد من امضائها، فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابره، و لاتتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره، ولا تخالطونی بالمصانعه (۷)

و از پست ترین حالات حکم فرمایان نزد مردم نیکوکار آن است که گمان دوستداری فخر و خودستایی به آن ها برده شود، و کردارشان حمل به کبر و خودخواهی گردد، و من کراهت دارم از این که به گمان شما راه یابد که ستودن و شنیدن ستایش را (از شما)دوست دارم، و سپاس خدا را که چنین نیستم، و اگر هم دوست داشتم که درباره من مدح و ثنا گفته شود این میل را از جهت فروتنی برای خداوند سبحان که او به شمول عظمت و بزرگواری سزاوارتر است رها کرده از خود دور می نمودم، و بسا که مردم مدح و ستایش را بعد از کوشش در کاری شیرین می دانند (زیرا فطری و جبلی است شخصی که کار بزرگی انجام داده یا خدا او را موفق اخت ستودن و آفرین آن را دوست دارد)پس مرا برای اطاعت کردنم ازخدا و خوش رفتاریم با شما به ستودن نیکو ستایش نکنید از حقوقی که باقی مانده و از ادای آن ها فارغ نگشته ام و واجباتی که ناچار به اجرای آن ها هستم، و با من سخنانی که با گردن کشان (برای خوش آمد آن ها) گفته می شود نگویید، و آن چه را از مردم خشمگین (بر اثر خشم آن ها) خودداری کرده پنهان می نمایید از من پنهان ننمایید، و به مدارات و چاپلوسی و رشوه دادن (به زبان) با من آمیزش نکنید. ….

امام(ع) هنگام رفتن به شام به کد خدایان و بزرگان انبار شهری در عراق برخورد می کند آنان به تعظیم و احترامش از اسب ها پیداه شده در پیش رکابش می دوند ولی نه تنها از کرنش آن ها خرسند نمی شود، بلکه آن را نهی می کند:

….ما هذ الذی صنعتموه؟ فقالوا: خلق منا نعظم به امراءنا فقال:

والله ماینتفع بهذا امراءکم ، وانکم لتشقون علی انفسکم فی دنیاکم، وتشقون به فی آخرتکم ، وما اخسر المشقه وراءها العقاب، و اربح الدعه معها الامان من النار (۸)

این چه کاری بود کردید؟ گفتند: این خوی ما است که سرداران و حکم رانان خود را به آن احترام می نماییم، پس آن بزرگوار (در نکوهش فروتنی برای غیر خدا) فرمود:

سوگند به خدا حکم رانان شما در این کار سود نمی برند و شما خود را در دنیاتان به رنج و در آخرتتان با این کار به بدبختی گرفتار می سازید (چون فروتنی برای غیر خدا گناه و مستلزم عذاب است) و چه بسیار زیان دارد رنجی (فروتنی برای غیر خدا)که پس آن کیفر باشد، و چه بسیار سود دارد آسودگی (رنج نبردن برای خوش آمدن مخلوق) که همراه آن ایمنی از آتش (دوزخ) باشد.

ونقل است که حضرت وصی(ع) چون از جنگ صفین برگشته به کوفه آمد، حرب ابن شکرکحلابیل شبامی که از بزرگان قبیله خود بود، خواست پیاده در رکاب آن حضرت که سوار بود برود، امام(ع) او را نهی کرد و در زیان جاه طلبی به او فرمود:

ارجع فان مشی مثلک مع مثلی فتنه للوالی ومذله للمومنن (۹)

برگرد که پیاده آمدن چون تویی بامانند من برای حکم ران، بلا و گرفتاری است (چون غرور و سرفرازی آرد که مستلزم عذاب و کیفر الهی گردد) و برای مومن ذلت و خواری است (که پیاده در رکاب سواری رود، و هر چه موجب گرفتاری و خواری باشد ترک آن واجب است).

۳- تدین و دین باوری

دین داری حاکمان تاثیر شگرفی در تدین مردم و اصلاح جامعه دارد چنان که در خبر آمده است: الناس علی دین ملوکهم (۱۰) و نیز آمده است: الناس بملوکهم اشبه منهم بزمانهم (۱۱). و غزالی در این باره می نویسد:

و نیکوترین چیزی که پادشاه را بباید، دین درست است، زیرا که دین و پادشاهی چون دو برادرند از یک شکم مادر آمده باید که تیماردارنده مهم در کار دین بود، و گزارنده فرایض به وقت خویش و از هوا و بدعت و شبهت ها و ناشایست و آن چه در شریعت نقصان آورد، دور باشد. و اگر بشنود که اندر ولایت او کسی متهم و بد دین ست بیاوردش وتهدید نمایدش تا توبه کند، یا عقوب کند، یا نفی کندش از ولایت خویش، تا مملکت او پاکیزه بود از اهل هوا و بدعت، و اسلام عزیز باشد. و ثغرها آبادان دارد به فرستادن سپاه و لشکر، و عز اسلام جوید و سنت پیغامبر تازه دارد، تا بدان محمود باشد نزدیک خلق، و نزدیک دشمنان با هیبت بود، و قدر و منزلت او بزرگ شود به نزد دوست و دشمن.

و بدان که پارسایی مردمان از نیکو سیرتی ملک بود، ملک باید که به کار رعیت از اندک و بسیار نظر کند، و به بدکردن ایشان هم داستان نباشد، و نیکو را گرامی می دارد، و به نیک کرداری پاداش دهدشان، و بدکرداری را از بدی بازدارد، و به بدکرداری ایشان را عقوبت کند و محابا نکند تا مردمان به نیکویی رغبت کنند و از بدی پرهیز کنند. و چون پادشاه با سیاست نبود، وبدکردار را رها کند، کار او با کار ایشان تباه شود.

و حکیمان گفته اند که خوی رعیت از خوی ملک زاید که مردم عامه تنگ چشم و بدکردار از ملوک شوند، از آن که خوی ایشان گیرند. نبینی که اندر تاریخ بیاورند که ولیدبن عبد الملک خلیفه بود و همت او همه آبادانی کردن بود و همت سلیمان بن عبدالملک بسیار خوردن بود و خوش خوردن و آرزوی راندن، و همت عمکربن عبدالعزیز عبادت کردن بود. و محمدبن علی بن الفضل گفت: من هرگز ندانستم که کار خلق با کار سلطان زمانه پیوسته است، تا دیدم به روزگار ولیدبن عبدالملک که مردمان را همه همت باغ و بوستان و سرای بود، و به روزگار سلیمان بن عبدالملک همت مردمان به خوش خوردن بود و یکدیگران را گفتندی تو چه خورده ای و چه پخته ای و به روزگار عمربن عبدالعزیز همت مردمان عبادت کردن بود و قرآن خواندن و صدقه دادن و کارهای خیر کردن، تا بدانی که به هر روزگار، مردم رغبت آن کنند که سلطان ایشان کند از بد کردن و بدگفتن و آرزو و کام راندن. (۱۲)

حسن بصری گوید: هر پادشاهی که دین را بزرگ دارد، رعیت او را بزرگ دارند. (۱۳)

۴- داشتن سعه صدر و روحیه انتقادپذیری

حاکم باید سعه صدر داشته باشد، داشتن روحیه انتقادپذیری و سعه صدر از ابزار ریاست است: آله الریاسه سعه الصدر. (۱۴)

امام(ع) با این که خود معصوم و دور از هرگونه خطا و لغزش است آغوش خویش را بر مشورت با امت باز نموده و پذیرای هرگونه انتقاد است:

فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل ، فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء، ولا آمن ذلک من فعلی الا ان تکفی الله من نفسی ما هو املک به منی (۱۵)

پس، از حق گویی یا مشورت به عدل خودداری ننمایید (با من بی پروا حق را گفته آن چه را درست و به عدل می دانید بیان کنید) زیرا من برتر نیستم از این که خطا کنم و از آن در کار خویش ایمن نمی باشم مگر آن که خدا از نفس من کفایت کند آن را که او به آن از من مالک تر و تواناتر است.

۵- ساده زیستی

امیرالمومنین، علی(ع) با اشاره به لزوم تاسی از پیامبر اسلام(ص) در ترغیب به ساده زیستی و پرهیز از تجمل گرایی فرموده است:

….. ولقد کان (صلی الله علیه وآله) یاکل علی الارض، ویجلس جلسه العبد، ویخصف بیده نقله، ویرقع بیده ثوبه، ویرکب الحمارالعاری، ویردف خلفه، ویکون الستر علی باب بینه فتکون فیه التصاویر، فیقول: یا فلانه لاحدی ازواجه غیبیه عنی، فانی اذا نظرت الیه ذکرت الدنیا و زخارفها …. (۱۶)

پیغمبر(ص) بر روی زمین طعام می خورد، و می نشست مانند نشستن بنده (دو زانو نشسته پا روی پا نمی انداخت) و به دست خود پارگی کفشش را دوخته و جامه اش را وصله می کرد، و بر خر برهنه سوار می شد، و پشت سرخویش (دیگری را) سوار می کرد. (روزی یکی از همسرانش) بر در خانه اش پرده ای که در آن صورت ها نقش شده آویخته بود، پس فرمود: ای زن این پرده را از نظر من پنهان کن زیرا وقتی من به آن چشم می اندازم دنیا و آرایش های آن را به یاد می آورم.

در ادامه همین خطبه می فرماید:

والله لقد رفعت مدرعتی هذه حتی استحییت من راقعها ولقد قال لی قائل : الا تنبذها عنک ، فقلت اغرب عنی ” فعند الصباح یحمد القوم السری” (۱۷)

سوگند به خدا بر این جبکه خود چندان پینه دوختم تا این که از دوزنده آن شرمنده شدم، و گوینده ای به من گفت: آیا آن را (بعد از این همه پینه) از خود دور نمی کنی؟! گفتم از من دور شو که عند الصباح یحمد القوم السری (۱۸)

یعنی هنگام بامداد از مردم شب رو سپاس گزاری می شود.

در جای دیگر بر ضرورت ساده زیستی حاکمان اسلامی این گونه استدلال می کند:

ان الله تعالی فرض علی ائمه الحق ان یقدروا انفسهم بضعه الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره (۱۹)

خدای تعالی بر پیشوایان حق واجب گردانیده که خود را با مردمان تنگ دست برابر نهند تا این که فقیر و تنگ دست را پریشانی اش فشار نیاورده نگران نسازد.

امام در موضعی دیگر خطاب به یکی از کارگزاران اش (عثمان بن حنکیف) از وی می خواهد که در ساده زیستی از او تبعیت کند آن جا که می فرماید:

الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به، ویستضی ء بنور علمه، الا وان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه، و من طعمه بقرصیه، الا وانکم لاتقدرون علی ذلک، ولکن اعینونی بورع و اجتهاد، و عفه و سداد، فو الله ماکنزت من دنیاکم تبرا، و لا ادخرت من غنائمها وفرا، و لا اعددت لبالی ثوبی طمرا (۲۰)

آگاه باش هر پیروی کننده را پیشوایی است که از او پیروی کرده به نور دانش او روشنی می جوید،بدان که پیشوای شما از دنیای خود به دو کهنه جامه (ردا و ازار یعنی جامه ای که سرتاپا را می پوشاند) و از خوراکش به دو قرص نان (جهت افطار و سحر، یا ناهار و شام) اکتفا کرده است، و شما بر چنین رفتاری توانا نیستید، ولی مرا بر پرهیزکاری و کوشش و پاکدامنی و درست کاری یاری کنید. به خدا سوگند از دنیای شما طلا نیندوخته، و از غنیمت های آن مال فراوانی ذخیره نکرده، و با کهنه جامه ای که در بردارم جامه کهنه دیگری آماده ننموده ام.

این نکته، بسیار شایان توجه است که امام(ع) با این که هرگونه امکانات رفاهی برایش فراهم است زهد پیشه کرده و کارگزاران اش را به ساده زیستی توصیه و تاکید می کند و به راستی این عملکرد امام، حجتی است بر حاکمان و کارگزاران اسلامی در همه عصرها و نسل ها که به آن بزرگوار اقتدا کنند. بیان، امیرمومنان(ع) در این خصوص چنین است:

ولو شئت لاهتدیت الطریق الی مصفی هذا العسل، ولباب هذا القمح، ونسائج هذا القز، ولکن هیهات ان یغلبنی هوای ، ویقودنی جشعی الی تخیر الاطعمه ولعل بالحجاز او الیمامه من لا طمع له فی القرص، و لا عهد له بالشبع! ! او ابیت سبطانا وحولی بطون غرثی، واکبار حری، او اکون کما قال القائل:

وحسبک داء ان تبیت ببطنه و حولک اکباد تحن الی القد! (۲۱)

و اگر بخواهم راه می برم به صافی و پاکیزگی این عسل و مغز این نان گندم و بافته های این جامه ابریشم، ولی چه دور است که هوا و خواهش بر من فیروزی یابد، و بسیاری حرص مرا به برگزیدن طعام ها وادارد و حال آن که شاید به حجاز (مکه و مدینه و سایر شهرهای آن) یا یمامه (شهری است از یمن) کسی باشد که طمع و آز درقرض نان نداشته (چون در درسترس نیست) و سیر شدن را یاد ندارد! یا چه دور است که من با شکم پر بخوابم و به دورم شکم های گرسنه و جگرهای گرم (تشنه) باشد، یا چنان باشم که گوینده ای (حاتم بن عبدالله طائی) گفته:

وحسبک داء ان تبیت ببطنه و حولک اکباد تحن الی القد یعنی این درد برای تو بس است که شب با شکم پر بخوابی و در گردت جگرها باشد که قدح پوستی را آرزو کنند (و برای آنان فراهم نشود چه جای آن که طعام داشته باشند).

حاکم اسلامی باید خود را در مشکلات و تلخ کامی های مردم سهیم و شریک بداند. در ادامه همین نامه ای که گذشت حضرت می فرماید:

ااقنع من نفسی بان یقال امیر المومنین و لا اشارکهم فی مکاره الدهر؟ او اکون اسوه لهم فی جشوبه العیش (۲۲)

آیا قناعت کنم که به من بگویند زمام دار و سردار مومنین در حالی که به سختی های روزگار با آنان همدرد نبوده یا در تلخ کامی جلو ایشان نباشم؟

۶- عدالت خواهی، ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض

مقتدای عدالت خواهان عالم، امام امیرمومنان(ع) که در این راه سر سپرد:

“قتل فی المحراب لشده عدله” در نهایت قاطعیت از هرگونه ظلم و تبعیض تبری جسته و هماره در پی اجرای حق و حاکمیت قسط و عدالت است، او که قرآن ناطق است به عدالت گستری فرا می خواند: لیقوم الناس بالقسط (۲۳) چنین می فرماید:

والله لان ابیت علی حسک السعدان مسهرا، واجر فی الاغلال مصفدا، احب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامه ظالما لبعض العباد، و غاصبا لشی ء من الحطام، وکیف اظلم احدا لنفس یسرع الی البلی قفولها، و یطول فی الثری حلولها (۲۴)

سوگند به خدا اگر شب را بیدار بر روی خار سعدان (گیاهی است دارای خار سرتیز)

بگذرانم، و (دست و پا و گردن) مرا در غل ها بسته بکشند، محبوب تر است نزد من از این که خدا و رسول را روز قیامت ملاقات کنم در حالی که بر بعضی از بندگان ستم کرده چیزی از مال دنیا غصب کرده باشم، و چگونه به کسی ستم نمایم برای نفسی که با شتاب به کهنگی و پوسیدگی باز می گردد (زود از جوانی و توانایی به پیری و ناتوانی مبدل می گردد) و بودن در زیر خاک به طول می انجامد؟!

انعطاف ناپذیری امام(ع) در اجرای عدالت، در شیوه برخورد حضرتش با عقیل به خوبی مشهود و عبرت انگیز است امام این درس پندآمیز را این گونه بیان می کند:

والله لقد رایت عقیلا وقد املق حتی استماحنی من برکم صاعا ورایت صبیانه شعث الشعور، غبر الالوان من فقرهم، کانما سودت وجوههم بالعظلم، وعاودنی موکدا، وکرر علی القول مرددا، فاصغیت الیه سمعی فظن انی ابیعه دینی واتبع قیاده مفارقاطریقتی، فاحمیت له حدیده، ثم ادنیتها من جسمه لیعتبر بها، فضج ضجیج ذی دنف من المها، وکاد ان یحترق من میسمها، فقلت له: ثکلتک الثواکل یا عقیل، اتئن من حدیده احماها انسانها للعبه، و تجرنی الی نار سجرها جبارها لغضبه، اتئن من الاذی ولا ائن من لظی؟! (۲۵)

سوگند به خدا (برادرم) عقیل را در بسیاری فقر و پریشانی دیدم که یک من گندم (از بیت المال) شما را از من درخواست نمود، و کودکانش را از پریشانی دیدم با موهای غبار آلوده و رنگ های تیره مانند آن که رخسارشان با نیل سیاه شده بود، و عقیل برای درخواست خود تاکید کرده سخن را تکرار می نمود، و من گفتارش را گوش می دادم، و گمان می کرد دین خود را به او فروخته از روش خویش دست برداشته دنبال او می روم (هر چه بگوید انجام می دهم) پس آهن پاره ای برای او سرخ کرده نزدیک تنش بردم تا عبرت گیرد، و از درد آن ناله و شیون کرد مانند ناله بیمار، و نزدیک بود از اثر آن بسوزد، به او گفتم: ای عقیل مادران در سوگ تو بگریند، آیا از آهن پاره ای که آدمی آن را برای بازی خود سرخ کرده ناله می کنی، و مرا به سوی آتشی که خداوند قهار آن را برای خشم افروخته می کشانی؟ آیا تو از این رنج (اندک)می نالی و من از آتش دوزخ ننالم؟!

در ادامه همین کلام، امام(ع) اظهار شگفتی می کند از کسی که با آوردن رشوه ای، به ظاهر هدیه می خواهد امام را بفریبد تا به منظور باطل خود دست یابد تنفر امام از این گونه حرکات، بسی درس آموز و عبرت انگیز است:

و اعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوفه فی وعائها، ومعجونه شنئتها، کانما عجنت بریق حیه او قیئها، فقلت : اصله ام زکاه ام صدقه ؟ فذلک محرم علینا اهل البیت فقال : لاذا او لا ذاک ، ولکنها هدیه ، فقلت: هبلتک الهبول، اعن دین الله اتیتنی لتخدعنی؟ امختبط ام ذو جنه ام تهجر ؟ والله لو اعطیت الاقالیم السبعه بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلته وان دنیاکم عندی لاهون من ورقه فی فم جراده تقضمها، مالعلی ولنعیم یفنی، ولذه لاتبقی، نعوذ بالله من سبات العقل، وقبح الزلل، وبه نستعین (۲۶)

وشگفت تر از سرگذشت عقیل آن است که شخصی (اشعث بن قیس که مردی منافق و دورو و دشمن امام(ع) بود و آن حضرت هم او را دشمن می داشت) در شب نزد ما آمد با ارمغانی در ظرف بسته و حلوایی که آن را دشمن داشته به آن بدبین بودم به طوری که گویا با آب دهن یا قی مار خمیر شده بود، به او گفتم: آیا این هدیه است یا زکات یا صدقه که زکات و صدقه بر ما اهل بیت حرام است، گفت:

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.