خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انتظار از دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انتظار از دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فروغ دین در فراق عقل
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فروغ دین در فراق عقل قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
47دقیقه
10ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین»)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین»):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آب را از سرچشمه مبندید (خاستگاه مساله «انتظار بشر از دین») :

انسانها در برخورد با دین، همچون بسیاری پدیده های دیگر، دو رویکرد نسبت به آن دارند:
الف) نگرش حق جویانه و پرسشگرانه از درستی و نادرستی و حق و باطل (Falsity Truth and)
ب) نگرش سودجویانه و کارکردگرایانه و پرسش از فواید و آثار آن (Functions) .
در عصر قدیم رویکرد نوع اول غلبه داشت و مشخصه عصر جدید غلبه تلقی کارکردی است. مساله «انتظار بشر از دین » سؤال عصر جدید است و با نگرش دوم سازگار. در تفکر سنتی به چنین مساله ای برخورد نمی کنیم. از آن زمان که انسانها نسبت به همه چیز، از جمله دین، نگاهی مبتنی بر طلب سود پیدا کردند، این سؤال هم پیش آمد که دین چه فوایدی دارد و چرا انسانها به آن می گرایند؟ کسی که این سؤال و پاسخش را مهم می شمارد، چندان که آن را در تعیین «قلمرو دین » و «معنای دین » نقش آفرین می داند، توجه زیادی به جنبه حقانیت دین ندارد و گاه اصل آن را به فراموشی می سپارد. او به دنبال کشف علل رویکرد مردم به دین است و با دلایل آنها کاری ندارد، تحلیل او بیش از آنکه متکلمانه و فیلسوفانه و از سر حق جویی باشد، جامعه شناسانه و انسان شناسانه است. ) است، نه مدلل ساختن ( موجه نمودن Justification ). مساله «انتظار بشر از دین »، در یک کلمه، مساله ای است که از دیدگاه علوم تجربی جدید پیش روی دینداران و اهل فکر قرار گرفته است، و البته پاسخ درخور خود را می طلبد. اما باید به این نکته هم توجه داشت که این پاسخ تا چه حد اهمیت می یابد. نزد علم باوران تا آنجا مهم وحیاتی است که تعیین کننده «قلمرو» و «تعریف دین » است و حتی بر نحوه فهم متون دینی نیز سایه ای سنگین می اندازد. مثلا اینکه در قضیه «ولایت فقیه » آیا باید تنها ارزشها را از دین گرفت یا روشها را نیز. آیا اصول مدیریت و برنامه ریزی و قوانین جزئی را نیز دین می دهد یا در حد کلیات توقف می کند. و یا اصلا در این امور هیچ دخالتی ندارد. بنابر این دیدگاه نحوه انتظار بشر از دین تعیین می کند که دین را چگونه بفهمیم و چه اموری را از آن بطلبیم و آن را در مقام بیان چه مسائلی بدانیم.
بر این اساس، پاسخ این سؤال را نمی توان از درون دین جستجو کرد. زیرا اصل مساله از بیرون دین مطرح شده و براساس خواسته ها و نیازهای آدمی شکل گرفته، نه از سر جستجوی صدق. حتی اگر دین هم در این باب نظری داده باشد و خودش تعیین کرده باشد که چه نیازهایی را از آدمی برآورده می سازد، قول خودش برای ما انسانها حجت نیست. زیرا اولا «آن سخن باید فهم شود، و فهم ما از دین متکی است به نوع انتظاراتی که ما از دین داریم و چنان نیست که از خود دین بفهمیم که باید از او چه بخواهیم. به علاوه تعیین انتظارات بشر از دین، همواره تحول تاریخی می پذیرد. یعنی آدمیان رفته رفته در طول تاریخ بهتر می آموزند که پرسش اصلی شان از خدا و پیامبر چیست، و کدام پرسشها جنبه فرعی و ثانوی دارد.» (۱) و بر فرض که کلام صریحی هم در دین آمده باشد، صرفا یک مدعاست که باید آن را آزمود. «مدعای دین در این خصوص می تواند منبه باشد، یعنی برای پاسخ گفتن به آن پرسش، تئوریهایی [نظریه هایی] در اختیار ما قرار می دهد، هرچند که تحقیق صدق و کذب و تعیین اعتبار یا عدم اعتبار آن تئوریها در بیرون از قلمرو دین معلوم شوند. به بیان دیگر سخنان دین در این باب اگر چه جنبه اثباتی ندارند، اما فایده ایضاحی دارند» (۲) . «بنابراین بدون شک نمی توان پاسخ این پرسش را که «انتظارات ما از دین چیست؟» از خود دین جست، یا به صرف ادعای دین در این باب بسنده کرد» (۳) . انسان علم باور جدید به دلیل نداشتن دغدغه حقیقت، و یا یاس از دست یافتن به آن، دیگر مدعیات دینی را مرجع مورد وثوق خود نمی داند و تا سودآوری دعاوی دین برایش ثابت نشود، آن هم به نحو تجربی، آن را نمی پذیرد.
یکی از اموری که موجب چنین بی مهری عظیمی به مدعیات دینی می شود، شکاکیت معرفت شناختی علوم تجربی جدید است، که یکسره نسبت به کسب یقین و تعیین صدق و حقانیت امور ناتوان گشته است. «در علم جدید، جهان را بدون فرض خدا تبیین می کنند» (۴) . نتیجه قهری علم انگاری (Scientism) افراطی این خواهد بود که از رویکرد حق جویانه، خصوصا به شیوه نظری، منصرف شده، حداکثر حقانیت را براساس سود (utility) و کارآمدی تعریف کرده، و صدق دعاوی ادیان را با محک تجربه تاریخی می سنجند. زیرا در جهان جدید آدمی برتر از عقیده و حق می نشیند و توجهی نیست جز به سود و نیاز او.
بر همین اساس آقای سروش روش امثال مرحوم بازرگان را، که پاسخ این سؤال را از درون دین می جویند و تلاش می کنند تا با استناد به آیات و روایات و سیره امامان معصوم(ع) امر آبادانی دنیا و حکومت و سیاست را از دین جدا سازند، ناصواب دانسته و معتقد است که باید آب را از سرچشمه بست و کاری کرد که سلاح منتقدان را که آنها نیز به آیات و روایات و سیره انبیاء و ائمه(ع) تمسک می ورزند و ادله ای درون دینی بر اثبات پیوند میان دین و دنیا و سیاست و دیانت و… می آورند از کار انداخت. می گویند: «بنده یک نکته قابل بحث در کار اخیر مرحوم بازرگان می بینم و آن اینکه ایشان جواب این سؤال را از درون دین می جوید. یعنی می خواهد با آیات و روایاتی که داریم نشان بدهد که آبادانی دنیا را از دین نباید انتظار داشت. این شیوه ممکن است برای متدینان دل انگیزتر و قابل قبول تر باشد… اما واقع آن است که این شیوه وافی به مقصود نیست، چرا که … فهم متون دینی خود در گرو تعیین و تحدید انتظارات ما از دین است » (۵) . والا تا زمانی که بخواهید از درون دین دلیل بیاورید، مخالفان شما نیز چنین ادله ای دارند. «و اتفاقا ناقدان مرحوم بازرگان به همین راه رفته اند; یعنی دائما اقوالی را که بظاهر حکایت از اهتمام ذاتی دین به امور دنیا می کند در برابر او نهاده اند و علیه او حجت آورده اند. این مباحثه هیچ وقت به پایان نمی رسد. آب را از سرچشمه باید بست. یعنی قبل از ورود در فهم دین، باید معیار فهم دین را در دست داشت. و یکی از آن معیارها، تعیین حدود انتظارات خویش از دین است » (۶) . ایشان بدرستی تشخیص داده اند مادام که در درون دین باشیم، حجت متفکران سنتی قوی و سلاحشان بران است. زیرا در متون دینی آنقدر آیات و روایات حاکی از اهتمام دین به امر دنیای مردم، خصوصا مساله حکومت و ولایت، هست که انکار آن همچون مشت بر سندان کوفتن است. بنابراین می بایست از بیرون دین انتظاراتمان را از دین تعیین کنیم و آن را در حداقل ممکن قرار دهیم و دین را همچون سیم خارداری بدانیم که محدوده زندگی را تعیین می کند نه محتوای آن را. «شکل زندگی را دین نمی دهد، محتوای معیشت را دین نمی دهد، آنچه را دین می دهد محدوده زندگی است » (۷) و «بخش فقه دین، کاری حداقلی می کند، یعنی نه طهارت فقه برای تامین بهداشت کامل است و نه قصاص و دیات حداکثر کار لازم را برای پیشگیری از جرم انجام می دهند و نه خمس و زکات حداکثر مالیات لازم برای گردش امور حکومت اند. این احکام را حتی اگر برای دنیا هم بدانیم (بنابر قول مهم غزالی که فقه اصولا علم دنیوی است) باز هم باید آنها را حداقل کاری بدانیم که برای دنیا باید کرد» (۸) . بنابراین باید معتقد شد که «اساسا دین برای بیان این قبیل امور [یعنی نحوه حکومت و ارائه نظریه ای در باب آن و…] خواه عمومات و خواه جزئیات مربوط به آنها نیامده است. در این صورت ذهن این شخص به هیچ وجه به سوی آن نمی رود که از متون دینی نظریه ای سیاسی در باب حکومت استخراج کند. و لذا اقوال شرعی مربوط به حکومت را همچون روایات طبی خواهد شمرد و بود و نبودشان را نقص و کمالی برای دین نخواهد یافت. عمده این است که قبلا برای او معلوم شده باشد که از دین، طب را می طلبد یا نه؟ اقتصاد را می طلبد یا نه؟ حکومت را می طلبد یا نه؟ و گرنه با مراجعه به متون دینی در مورد همه اینها روایات و اقوال خواهد یافت » (۹) .
آیا براساس این نظریه ملاک و ضابطه ای برای تعیین اینکه کدام اقوال و روایات را جزء دین بدانیم و کدام را ندانیم، وجود دارد یا اینکه دلبخواه است و هرکس بنابر ذوق و سلیقه اش از قبل تصمیم می گیرد که چه اموری را از دین بداند و چه نداند؟ پاسخ این سؤال مثبت است. ملاک و ضابطه را علوم تجربی به دست می دهند. «از این جا به بعد کار یک اسلام شناس است که معین کند کدام دسته از مقررات دین درخور جامعه عربستان بوده و ابدیت و عمومیت ندارد و کدام دسته همه جایی و همیشگی است. این تشخیص البته از روی الفاظ و عبارات حدیث به دست نمی آید و شخص باید دین شناسی خود را تنقیح و تصحیح کند تا به چنان تشخیص نایل آید.» (۱۰) روش تنقیح دین شناسی نیز همان است که در بحثهای قبض و بسط آمده، که ابتدا دین را از معرفت دینی جدا کرده و دین را امری ثابت اما دست نایافتنی دانسته، معرفت دینی را متحول و جهت گیرنده از دانشهای عصر بدانیم. بنابر نظریه قبض و بسط، دین شناس ابتدا باید عالم علوم تجربی بشود، سپس به فهم دین دست یازد، تا اینکه دین شناسی اش تنقیح و تصحیح شده باشد. زیرا «هیچ فهمی از دین وجود ندارد که به معرفتها و فهمهای بیرونی متکی نباشد» و «فهمهای بیرونی تحول می یابند» و «فهم ما از همه چیز در سیلان است » (۱۱) .
بر پایه این نظریه در بحث انتظار بشر از دین باید ابتدا به سراغ علوم تجربی ای همچون جامعه شناسی، انسان شناسی، روانشناسی رفت و در آنجا انسان و تواناییهایش را شناخت. حقوق طبیعی و فطری او را معلوم کرد، محدوده قدرت فردی و اجتماعی وی را مشخص نمود، حدود اختیار و میزان دخالتش را در ساختن شخصیت و رفتارهایش داشت، آنگاه با چنین دیدگاه و مبنایی به فهم دین پرداخت. دین همچون جامه ای است که بر قامت انسان دوخته شده است و محدودیتهای آدمی برای امر و نهیهای دین محدودیت آفرین است. حق یا سود
اما ما باید دین را از هر دو دیدگاه مورد مطالعه قرار دهیم: یعنی هم به مساله حق و باطل و صدق و کذب ادیان بپردازیم و هم دغدغه آثار و فواید آنها را داشته باشیم: زیرا از یک طرف روح حق جویی و فطرت حق طلبی چیزی نیست که در انسان خفته شده باشد. با تمام تشکیکهایی که بشر جدید دور افتاده از معنویت، در حقانیت معارف غیرتجربی می کند، باید گفت که مفاهیم غیرتجربی بسیاری هستند که گریزی از آنها نیست و اگر بسیار بدبین هم باشیم، لااقل به عنوان پیش فرضهای نظریات علمی باید آنها را پذیرفت. مثلا اصل علیت، اینهمانی، امتناع اجتماع نقیضین و اصول مشابه را نمی توان یکسره از دایره معلومات بشر خارج دانست. چرا که بدون اینها باید فاتحه تمام علوم تجربی را بخوانیم. البته فیزیک کوانتوم همچون استثنایی جلوه می کند، ولی به تنهایی در مقابل حجم عظیم سایر معارف تجربی، که دست نیاز به پیشگاه اصول یاد شده دراز می کنند، چیزی به حساب نمی آید. اینها همه گذشته از این است که، به نظر ما، این اصول و سایر معارف عقلی از ارزش معرفتی بیشتری نسبت به معارف تجربی برخوردارند و به خوبی می توان این مطلب را در معرفت شناسی نشان داد، البته نیاز به داشتن تصویر صحیحی از آنها هست که باید در جای خودش ارائه گردد.
از سوی دیگر نمی توان مساله کارکردهای دین را نیز نادیده گرفت. زیرا انسانها همه یکجور نیستند و در سرعت پاسخگویی به نیاز و ندای فطرت یکسان عمل نمی کنند. حق طلبی را نمی توان، و نباید، تنها محرک آنها دانست و گاه در تعارض نیازها و خواسته ها بکلی مورد غفلت قرار می گیرد. بنابراین دین باید با نیازهای آدمی نیز ارتباط پیدا بکند و خدماتی به انسان عرضه بدارد که در جای دیگر آن را نیابد.
این است که دینداری دینداران بر دو اصل اساسی استوار است:
۱. دین حق است;
۲. دین به مصلحت ماست.
یعنی چه در انتخاب دین، اگر انتخابی در کار باشد، و چه در سرسپردگی و تعهد ایمانی و عملی به یک دین، هم به حقانیت آن دین و صدق دعاوی آن توجه می شود و هم به سودمندی آن. البته در مساله سودمندی آنچه اهمیت دارد این است که هر سودی مد نظر نیست، بلکه مصالح حیاتی انسان مدنظر است; آن هم به صورتی که دین تنها تامین کننده آن باشد; وگرنه مادام که جانشینی برای دین در جهت تامین آن مصالح پیدا شود، ضرورتی برای مراجعه به دین به وجود نمی آید. چرا که دین همان طور که الهی است و از سوی خدا برای انسانها به هدیت آمده است، انسانی نیز هست. بدین معنا که انسانها باید آن را تلقی کنند و در زندگی فردی و اجتماعی خویش تحقق بخشند. و این یک امر کاملا اختیاری است، که نام آن را تدین می گذاریم و به این لحاظ دین یک امر انسانی می شود و مصنوع بشر. و حکم کلی مصنوعات بشری، در مقابل مصنوعات غیربشری، مانند طبیعت، آن است که تا نیازی به آن نباشد و غرضی بر آن مترتب نشود، درست نمی شود. انسان تا نیازی به صندلی، اتومبیل، هواپیما، موشک و… نداشته باشد آنها را نمی سازد. تدین هم همین حکم را دارد. البته مجددا باید توجه داشت که ارضای حس حق طلبی نیز خود نیازی است که باید تامین شود، اما نه نیاز انحصاری. بنابراین دین باید کارکردهای دیگری هم داشته باشد تا اینکه مطبوع و متبوع آدمیان واقع شود. فواید دین
بحث انتظار ما از دین در واقع به دو مساله «تواناییهای دین »و «نیازهای ما به دین » تحلیل می شود. اما در موضوعات مورد بحث مشکلی در تواناییهای دین وجود ندارد، بدین معنا که دین می تواند تمام آنچه را ما بدان نیاز داریم، برآورد. زیرا هم نیازهای ما مخلوق خدا هستند و هم دین (البته نه به معنایی که موجب سلب اختیار گردد) و خداوند می تواند این دو را به گونه ای بیافریند که با یکدیگر سازگار و هماهنگ باشند. بنابراین آنچه بر جای می ماند، مساله «نیازهای ما به دین » است. یعنی باید ببینیم دین چه فوایدی برای ما دارد.
در مجموع می توان دو دسته آثار مهم برای دین برشمرد:
۱. نقش معرفت بخشی دین;
۲. نقش انگیزشی دین.
نقش انگیزش دین را می توان در دو بعد اخلاقی و عرفانی پی چویی کرد. دین پشتوانه اخلاق است; هرچند که به یک معنا اخلاق پشتوانه دین است. یعنی اگر حسن و قبح کارها ذاتی و عقلی نباشد و مفاهیمی همچون حسن عدل و قبح ظلم، حسن صدق عادلانه و قبح کذب غیرعادلانه از پیش برای انسان معلوم نباشد، حقانیت هیچ دینی را نمی توان به اثبات رساند. پذیرش دین و کلام خدا منوط به درک این مفاهیم است، اما از طرف دیگر دین ضامن اجرای قوانین اخلاق است و در بخشی از قوانین واضع آنها. اکثر مردم برای اینکه اخلاقی عمل کنند نیازمند امر و نهی هستند. باید از یک منبع عالیتر فرمان برسد و آنها اطمینان به لزوم عمل به آن قوانین پیدا بکنند و آنگاه عمل کنند. دیگر اینکه دین اخلاقی را به ما آدمیان می آموزد که رهاننده و تعالی بخش باشد. ممکن ست خود انسانها بتوانند دستگاههای اخلاقی زیادی بسازند، اما مهم این است که کدام دستگاه بهتر می تواند انسان را از پلیدیها و پستیها نجات بخشد و در جنگ با خود، بر پله پیروزی بالا برد. اخلاق دینی این کار را بسهولت انجام می دهد. تتمیم مکارم اخلاق از بالاترین و والاترین اهداف بعثت انبیاست. از سوی دیگر بیدار کردن انسانها و دعوت آنها به ارتباط مستقیم با خدای جهان و به دست آوردن تجارب عرفانی عمیق و کسب معارف گسترده آن سویی و آموختن رمز و رسم مهرورزی و راه و چاه عاشقانه زیستن و عاشقانه مردن و چگونگی دریدن حجابهای عالم حس و مشاهده باطن جهان و عالم بالا و درک حقیقت هستی و… نیز از فواید مهم دین است.
در قسمت معرفت بخشی، دین چیزهایی را به ما می شناساند که یا اصلا نمی توانیم با عقل خودمان آنها را دریابیم، همچون جهان آخرت و خصوصیات آن و برخی صفات خداوند، و یا اگر هم بتوانیم، چندان مشکل است که از عهده عموم مردم برنمی آید و خواص نیز باید با جد و جهد عظیم فکری آن را بیابند; همچون برخی دیگر از صفات خداوند، خود انسان و خصوصیات او، آینده این جهانی بشر و… به طور خلاصه چهار محور اساسی در معرفت بخشی دین وجود دارد که عبارتند از: خدا، انسان، دنیا و آخرت. و به تعبیر دیگر می توان گفت مبدا، مقصد، مسیر حرکت و رونده. در باب خدا و آخرت چندان حاجت به توضیح نیست. زیرا بقیه نظریه ها نیز بر این دو مطلب اتفاق نظر دارند. آنچه محل بحث و اختلاف قرار گرفته است «انسان »و «دنیا» است. دین و دنیا
پر واضح است که دین نیامده است تا تمام نیازهای دنیایی بشر را برآورده کند. درست است که به عقیده بسیاری از متفکران سنتی دین حداکثری است، یعنی برای تمام حالات زندگی بشر حکم صادر کرده است; اما آنها نیز معتقدند که دین در موارد فراوان حکم به اباحه کرده انسانها را آزاد گذاشته تا هرگونه که خود بخواهند عمل کنند. به اصطلاح منطقه الفراغی وجود دارد که بشر در آن به آزادی عمل می کند و براساس خواست و میل و فکر و دانش خویش حرکت می نماید. اما به هرحال، چنین نیست که دین با دنیای انسانها کاری نداشته باشد و همه را یکسره به فکر و دانش بشر وانهاده باشد. زیرا اولا اگر قرار است آخرتی هم باشد، مسیرش از همین دنیا می گذرد و مسیر حتما در مقصد مؤثر است، الدنیا مزرعه الآخره. ثانیا در همین دنیا اموری خطیر هستند که در صورتی که خداوند مهربان به دستگیری بشر نیاید، دچار خسران بزرگ می شوند. به عنوان نمونه می توان به مساله آزادی جنسی اشاره کرد. آزمون این مساله آنچنان خطیر است که به راهی بی بازگشت ماند، چنانکه هم اکنون دنیای غرب با آن مواجه است. ثالثا آزمودن همه چیز در مدت کوتاه و معین صورت نمی پذیرد. برخی پدیده ها در طول قرنها آثار و عوارض خود را نمایان می کنند. مثلا پدیده صنعت و تکنولوژی را در نظر بگیرید. پس از گذشت حدود دو قرن هنوز بر سر آثار و عوارض آن بحث و مناقشه درگیر است. در این مدت نه چندان کوتاه چه تعداد انسانها قربانی تکنولوژی شده اند و چه میزان سوءاستفاده ها که از آن نشده است و قدرتمندان ظالم را یاری نرسانده است. البته محاسن آن در جای خود معلوم است، چرا که اگر آنها نبودند، اینچنین رشد و توسعه نمی یافت و نسبت به آن اقبال صورت نمی پذیرفت. حال اگر پس از مثلا یک قرن دیگر بشر به اینجا رسید که فهمید در مجموع محاسن و معایب تکنولوژی آنچه فزونی دارد معایب است، آن هم نه معایب ساده و قابل تحمل، که معایب مفسدت انگیز و مخرب انسانی، حال سؤال اینجاست که تکلیف انسانهایی که در این سه قرن زیسته اند و آن مفاسد را ناخودآگاه به جان خریده اند چه می شود. چه کسی پاسخگویی هلاکت آنهاست. پدیده دموکراسی نیز نمونه درس آموزی است. صدها سال از عمر آن گذشته و قربانیهای بسیار به پای آن به مسلخ رفته اند و نتیجه اش آنچنان تساهلی است که بر باد رفتن هر حقیقتی را در پی دارد و چه مفسده ای از این بالاتر. نمی گویم دموکراسی پدیده ای یکسره مطعون و مذموم است، لکن در جنب فوایدش، مفاسدی می آفریند، یا دست کم مستعد ایجاد آنهاست، که انسانیت آدمیان را تهدید می کند. البته اگر نگویند که انسانیت چیزی نیست جز آنچه در دموکراسی تحقق پیدا کند! دموکراسی حقیقی چاره ای ندارد جز اینکه رضای خدا و حقوق خالق را نادیده انگارد. بهترین نمود دموکراسی در اعلامیه جهانی حقوق بشر است که «با بی اعتنایی به دین و با فرض زندگی در جامعه ای غیردینی و با نادیده گرفتن حقوق خالق، نگاشته شده است » (۱۲) . ان شاءالله باید در مقالی دیگر به بررسی نظریه مرحوم بازرگان و آقای سروش، که دخالت دین را در امر دنیا و حکومت و سیاست و اقتصاد و… انکار می کنند، بپردازیم و در اینجا مجال آن نیست.
اما به اجمال باید گفت که فوایدی که دین در امر دنیای انسانها دارد، عبارتند از: معنا دادن به زندگی دنیا و جهتدار کردن آن، نجات آدمی از سردرگمی بزرگ و روشن کردن غایت نهایی این جهان، پاسخ به سؤالات اساسی زندگی او، لذت بخش و سعادت آمیز کردن حیات دنیا و زدودن هراس و نگرانی بزرگ او خصوصا آماده سازی انسان برای مواجهه با مساله هراس انگیز مرگ و آسان کردن تحمل ناکامیها و… بالاخره ارائه دستورالعملهای خوب ومفید جهت زندگی فردی و اجتماعی و دستگیری بشر. این همه به برنامه منظم و حساب شده ای برای زندگی نیاز دارد، به طوری که بشر بتواند در هر مرحله از رشد و تکامل علمی و فرهنگی که باشد، بهترین شیوه زندگی را پیدا کند و در هر حال سعادت آمیزترین حیات را داشته باشد.
البت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.